کریستوف کیشلوفسکی

 

کریستوف کیشلوفسکی، کارگردان لهستانی بود که به عنوان خالق مجموعه تلویزیونی "ده فرمان" و سه گانه "آبی"، "سفید" و "قرمز" شناخته شد. 

 


امتیاز دهی به مطلب:
 

به اشتراک گذاری مطلب:
ارسال به دوستانارسال به دوستان
  • -زندگینامه

    کریستوف کیشلوفسکی (Krzysztof Kieślowski) در 27 ژوئن 1941 در شهر ورشو لهستان به دنیا آمد. پدر او یک مهندس بود و چون به بیماری سل مبتلا بود برای یافتن درمان از شهری به شهر دیگر می رفتند. کیشلوفسکی در 16 سالگی مدت کوتاهی در کلاسهای آموزش آتش نشانی حضور یافت اما آن را رها کرد و به مدرسه‌ آموزش تئاتر که زیر نظر یکی از اقوامش بود رفت.

    کیشلوفسکی تصمیم داشت کارگردان تئاتر شود اما به دلیل عدم برنامه‌ ریزی‌های لازم، مجبور شد به سمت فیلم و سینما تغییر مسیر بدهد. او علاقمند به تحصیل در مدرسه فیلم "لودز" بود جایی که کارگردانان لهستانی چون "آندره وایدا" و رومن پولانسکی فارغ‌ التحصیل شده بودند اما دو بار از پذیرش در این مدرسه رد شد و برای اینکه به قدمت سربازی نرود، دانش آموز رشته هنر شد؛ او برای گرفتن معافیت پزشکی، رژیم سختی گرفت. کیشلوفسکی پس از چند ماه سرانجام در مدرسه "لودز" پذیرفته شد و در سال 1968 فارغ التحصیل شد؛ او کارش را با ساخت فیلم های مستند هنری و سیاسی با هدف ارتقای آگاهی اجتماعی آغاز کرد.

    کیشلوفسکی یکی از کارگردانانی است که از اینگمار برگمن به عنوان کارگردانی که بر فیلمهایش تأثیر گذاشته است یاد کرده بود.

    موسیقی در فیلمهای کیشلوفسکی جایگاه متفاوتی دارد؛ موسیقی بخشی از فیلم های او محسوب می شود. در بسیاری از فیلمهای او شخصیت های داستان به نوعی با موسیقی درگیر هستند. موسیقی آثار کیشلوفسکی بسیار تأثیرگذار است تاجاییکه می توان موسیقی را به تنهایی و بدون فیلم نیز بارها شنید. این موسیقی نشانه ای از همکاری "زبیگنف پرایزنر" آهنگساز لهستانی با کیشلوفسکی است.
    کیشلوفسکی در سال 1996 در ورشو لهستان درگذشت و فیلم "قرمز" از سه گانه "آبی"، "سفید" و "قرمز" به عنوان آخرین اثر او به شمار می رود.
     
  • +ساخت فیلمهای مستند

    علاقه‌ کیشلوفسکی به فیلمسازی او را به سوی ساخت آثار مستند برد تا زندگی روزانه‌ شهروندان ورشو را در فیلم‌های ابتدایی‌ اش به تصویر بکشد. در آن زمان به دلیل سانسور موجود در دولت کمونیستی، فیلمسازان قادر به نمایش حقایق به آن شکل که درخور فیلم مستند باشد، نبودند. همین مسئله موجب شد که مستند سازان برای بیان عقایدشان و ارائه پیام مورد نظرشان، از کنایه‌هایی استفاده کنند که به عنوان کدهای مشترک بین آنها و تماشاچیان عمل کند، بدون آنکه دستگاه سانسور بتواند جلوی آن‌ها را بگیرد. این بیان پر از نیش و کنایه و به کار نبردن زبانی ساده و بی‌پیرایه، بعدها حتی زمانی که کیشلوفسکی از ساختن فیلم‌های سیاسی دست کشید هم ادامه یافت. 
    از جمله مستندهایی که او در این دوران ساخت میتوان به "کارگران 71"، "عشق اول"، "شرح حال"، "ایستگاه" و ... اشاره کرد. او به دلیل سانسور شدن فیلم سیاسی "کارگران 71" که او را نسبت به بیان واقعیت در یک رژیم خودکامه به تردید انداخت و در رابطه با فیلم "ایستگاه" که قسمت‌هایی از دیالوگ آن، بعدها در یک پرونده‌ جنایی به عنوان مدرک مورد استفاده قرار گرفت، دنیای مستند را رها کرد.
     
  • +از ساخت فیلمهای بلند تا تأسیس جنبش رهایی

    کیشلوفسکی پس از رها کردن دنیای مستند، به ساخت فیلم‌های بلند رو آورد که اولین آنها "کارکنان" محصول سال 1957 بود که برای تلویزیون ساخت و جایزه‌ سینمایی جشنواره‌ فیلم مانهاین را برای او به همراه آورد. این فیلم و اثر بعدی او با نام "جای زخم" هر دو رئالیسم اجتماعی بودند که همانند آثار مستند قبلی، زندگی روزانه‌ مردم در یک رژیم مستبد را به تصویر می‌ کشیدند.
     
    تأسیس جنبش رهایی
    کیشلوفسکی با فیلم‌ "شیفته دوربین"، برنده‌ جایزه بزرگ جشنواره‌ مسکو شد؛ این فیلم هجویه ای بر صنعت سینما و کنکاش در مسئله سانسور بود. او در سال 1981 فیلم "شانس کور" را ساخت که در آن به نقش بخت و اقبال در آینده انسان ها پرداخت. در این سال‌ها وی به همراه جمعی از کارگردانان کشورش چون "آندره وایدا" جنبش "رهایی" را بنیان نهادند که موجب سانسور بیشتر آثار او شد؛ به طوریکه فیلم "شانس کور" تا 6 سال اجازه‌ نمایش در لهستان را نداشت.
    "شانس کور" به قلم کیشلوفسکی در ژانر درام به نگارش درآمد. "شانس کور" در مورد زندگی یک دانشجوی پزشکی به نام ویتک در لهستان مدرن است. او در کودکی از دوستانش جدا شده و به خواست پدرش در حال تحصیل رشته پزشکی است. پدر در هنگام مرگ، آزادی را به او هدیه می‌دهد او به ایستگاه قطار می رود تا به ورشو برود... این سکانسی است که در طول فیلم 3 بار تکرار می شود و هر بار یک سرنوشت را برای دانشجو رقم می زند...
     
  • +سیاسی ترین فیلم کیشلوفسکی

    فیلم "بی‌ سرانجام" محصول 1984 را شاید بتوان سیاسی ‌ترین فیلم کیشلوفسکی دانست که دادگاه‌های سیاسی لهستان در زمان حکومت نظامی را نشان می‌دهد. کیشلوفسکی همکاری بلندمدتش را با "کریستف پیسیویچ" فیلمنامه نویس لهستانی با این فیلم آغاز کرد. فیلم در فضای حکومت نظامی سال 1982 در لهستان می گذرد و داستان یک وکیل مرده است که زندگی خانواده اش را دنبال می کند...

     

  • +مجموعه "ده فرمان" براساس فرامین ده گانه حضرت موسی(ع)

    کیشلوفسکی در سال 1988 مجموعه‌ "ده فرمان" را برای تلویزیون لهستان ساخت. ده فیلم کوتاه "ده فرمان" براساس فرامین ده گانه حضرت موسی(ع) ساخته شد و در هریک از آنها که نام این فرامین را بر خود دارند به یکی از این فرمان های معروف پرداخته شده است. 
    "ده فرمان" مجموعه 10 اپیزود 50 تا 60 دقیقه‌ای است با نام‌های: "من خدا هستم، پروردگار شما"، "نام خدای خود را به باطل مبر"، "روز سبت را یاد کن و آن را تقدیس نما"، "پدر و مادر خود را احترام نما"، "قتل مکن"، "زنا مکن"، "دزدی مکن"، "بر همسایه خود شهادت دروغ مده"، "به زن همسایه ات طمع مورز" و "به اموال همسایه خود طمع مورز".
    تمام فیلم ها در یک مجتمع مسکونی در ورشو می گذرند. مجموعه این فیلم ها در جشنواره ونیز نمایش داده شد و مورد توجه منتقدین قرار گرفت. در این مجموعه، داستانها الزاماً دینی نیستند و مذهب نقش مهمی در داستان پردازی ایفا نکرده است. یافتن ارتباط میان نام‌های فرامین و موضوع اپیزودها بسیار مشکل بوده و گاهی نمی‌توان منطق حاکم بر نامگذاری فیلم و فرمان‌های حضرت موسی(ع) را یافت.
    کیشلوفسکی درباره "ده فرمان" جمله جالبی دارد: «با شروع این کار، دیگر از پیرامون آدم ها دل کندم و آمدم به درون آدم ها.» در فیلم های قبل، کیشلوفسکی معترض شرایط اجتماعی بوده و بیشتر نسبت به شرایط جامعه ای که در آن زندگی می کند نقد اجتماعی دارد ولی در "ده فرمان" چرخش خاصی در نگاه او اتفاق افتاده؛ او سعی کرده معضلات را عمیق تر ببیند و از وجه سیاسی و اخلاقی بگذرد و نگاهی هستی شناختی به انسان داشته باشد او در اولین فیلم این مجموعه سراغ مسائل دینی و مذهبی رفته است.
     
  • +فیلمسازی خارج از لهستان

    کیشلوفسکی وقتی نتوانست در لهستان بودجه لازم را برای ساختن فیلم هایش تهیه کند، فیلمسازی را در فرانسه دنبال کرد؛ چهار فیلم آخر کیشلوفسکی را تهیه ‌کنندگان خارجی برعهده گرفتند که اکثرا فرانسوی بودند و بیشتر بر مضامین اخلاق و متافیزیک استوار بودند. این چهار فیلم که از پرفروش ‌ترین آثار کیشلوفسکی بودند، کشور لهستان را از نگاه شهروندان اروپایی نشان می‌دهند.
     
    سه گانه "آبی، سفید و قرمز"
    اولین فیلم‌ی که کیشلوفسکی خارج از لهستان ساخت، فیلم "زندگی دوگانه‌ ورونیک" محصول 1991 بود. موفقیت این فیلم در گیشه سینماها، این امکان را به وی داد تا هزینه‌ فیلم‌های بعدیش را که در قالب سه‌ گانه "سه رنگ" ساخت، تأمین کند.
    کیشلوفسکی سه گانه مشهورش را براساس رنگ های پرچم فرانسه ساخت؛ به تعبیری فیلم "آبی" به آزادی، "سفید" به برابری و "قرمز" به برادری اشاره دارد. این سه گانه انبوهی از جوایز سینمایی را از جشنواره‌های جهانی برای کیشلوفسکی به همراه آوردند؛ در سال 1993 فیلم "سه رنگ: آبی" برنده شیر طلای جشنواره ونیز شد.
    در فیلم "آبی" ژولیت بینوش نقش زنی را بازی می کند که در یک تصادف اتومبیل شوهر و فرزندش را از دست می دهد و زندگی جدید و آزادی نمی تواند جایگزین عشق از دست رفته اش شود... در "سفید"، یک آرایشگر لهستانی می کوشد تا عشق همسر سابقش را بازیابد. همسر سابق او که نقشش را جولی دلفی بازی می کند یک دختر زیبای فرانسوی است که از رابطه یکطرفه شان برابری را طلب می کند... در فیلم "قرمز" ایرنه ژاکوب نقش مدلی را بازی می کند که به تدریج عاشق یک مرد مسن می شود... 
     
  • +آثار

    کیشلوفسکی به عنوان نویسنده و کارگردان فیلمهای خود، با فیلم "بی سرانجام" همکاری خود را با "کریستوف پیسیویچ" به عنوان نویسنده ای در کنار خود آغاز کرد و پس از آن بسیاری از آثارش را به همراهی پیسیویچ نوشت. او علاوه بر این در همان سال 1984، با فیلم "بی سرانجام" با زبیگنف پرایزنر" آهنگساز لهستانی آشنا شد؛ پرایزنز موسیقی ماندگاری را برای فیلمهای کیشلوفسکی ساخت.
     
    -"کارکنان" (Personel) محصول سال 1957
    -"جای زخم" (The Scar) محصول سال 1976
    -"شیفته دوربین" (Camera Buff) محصول سال 1979
    -"شانس کور" (blind chance) محصول سال 1981
    -"بی سرانجام" (No End) محصول سال 1984
    -مجموعه تلویزیونی "ده فرمان" (The Decalogue) محصول سال 1988
    -"فیلمی کوتاه درباره کشتن" (A Short Film About Killing) محصول سال 1988
    -"فیلمی کوتاه درباره عشق" (A Short Film About Love) محصول سال 1988
    -"زندگی دوگانه ورونیک" (The Double Life of Véronique) محصول سال 1990
    -"سه رنگ: آبی" (Three Colors: Blue) محصول سال 1993
    -"سه رنگ: سفید" (Three Colors: White) محصول سال 1994
    -"سه رنگ: قرمز" (Three Colors: Red) محصول سال 1994
     
  • +درگذشت

    کریستوف کیشلوفسکی 13 مارس 1996 در سن 54 سالگی حین عمل قلب باز درگذشت و در ورشو به خاک سپرده شد. سنگ قبر این کارگردان در قبرستان "پوزاکی" در ورشو طراحی جالبی دارد. طراحی این سنگ قبر، مجسمه‌ای از انگشتان شست و اشاره هر دو دست او که همان شکل معروف کادر دوربین فیلمبرداری است را نشان می‌دهد. 

     



ویرایش این مطلب، یا ارسال نظر