کاندولیزا رایس

 

کاندولیزا رایس، نخستین زن سیاه پوست و دومین زن پس از مادلین آلبرایت که توانست مقام وزارت امور خارجه آمریکا را از آن خود کند. او همچنین در دوره ریاست جمهوری جورج بوش پسر مشاور امنیت ملی بود.

 


امتیاز دهی به مطلب:
 

به اشتراک گذاری مطلب:
ارسال به دوستانارسال به دوستان
  • -زندگینامه

    کاندولیزا رایس (Condoleezza "Condi" Rice)، در 14 نوامبر سال 1954 میلادی، در "بیرمنگام" واقع در ایالت "آلاباما" آمریکا متولد شد. وی درجه لیسانس خود را در رشته علوم سیاسی از دانشگاه "دنور" در سال 1974 م، و دکترای خود را از دانشکده مطالعات بین‌المللی دانشگاه "دنور" در سال 1981 گرفت. رایس از سال 1981 عضو هیت علمی و استاد علوم سیاسی دانشگاه "استنفورد" شد و خیلی زود به عنوان یکی از متخصصان مسائل شوروی سابق در محافل سیاسی آمریکا شناخته شد.
    جالب این که رایس در ابتدای ورود به دانشگاه "دنور" قصد تحصیل در رشته موسیقی و تبدیل شدن به یک نوازنده حرفه ‌ای پیانو را داشت، اما پس از آن که متوجه استعداد ناچیز خود در زمینه نوازندگی شد، تحت تأثیر پروفسور "ژوزف کوربل"، به رشته علوم سیاسی روی ‌آورد.
    رایس از سال 1989 تا مارس 1991 یعنی از زمان اتحاد دو آلمان تا زمان فروپاشی شوروی در دولت "بوش پدر" یکی از مقامات ارشد در امور شوروی و اروپای شرقی بود. وی هم چنین در سال 1986 نیز به عضویت شورای روابط خارجی درآمده و سمت معاونت ویژه رئیس ستاد مشترک فرماندهی ارتش آمریکا را نیز بر عهده گرفت.
    به هر حال رایس با پیمودن پله‌های ترقی در ساختار سیاسی آمریکا، از ژانویه2001 به سمت معاونت رئیس‌جمهور و همچنین مشاور امنیت ملی بوش منصوب و در 26 ژانویه سال 2005 نیز مقام وزارت امور خارجه آمریکا را بر عهده گرفت.
    پس از انتخاب "باراک اوباما" به عنوان رئیس جمهور آمریکا، رایس به موسسه محافظه کار "هوور" و دانشگاه "استنفورد" که پیش از پیوستن به دولت "بوش" در سال 2001، در آنها فعالیت می ‌کرد، بازگشت.

     

  • +خانواده

    مادر رایس، معلم دبیرستان و پدرش مشاور تحصیلی دبیرستان بود. نام او برگرفته از یک لغت ایتالیایی مرتبط با موسیقی به معنای "با شیرینی" (con dolcezza) بود. لازم به ذکر است، اجداد او متعلق به جنوب آمریکا، و کارشان مزرعه ‌داری بوده و او در شرایطی رشد کرد که جنوب همچنان درگیری تبعیضات نژادی بود، و پدر و مادر کاندولیزا به او آموخته بودند که تحصیل و آموزش و پرورش بهترین زره در برابر تفکیک نژادی و تعصب است.
    کاندولیزا رایس طی مصاحبه ای با مجله "نیوزویک" در ژانویه سال 2007 م، در این رابطه گفت: با وجود اینکه در شرایط تفکیک نژادی بزرگ شده ام، انتظارات شخصی ام بالا بوده است. پدر و مادرم به من قبولانده بودند که شاید نتوان در "وول ورث" با سفید پوستان همبرپر بخورم، اما می توانم رئیس جمهوری ایالات متحده امریکا بشوم.

     

  • +تحصیلات

    کاندولیزا در سه سالگی یادگیری زبان فرانسوی، موسیقی، باله و پاتیناژ را آغاز کرد، در پانزده سالگی به کلاس پیانو رفت به این قصد که در آینده یک نوازنده حرفه‌ ای شود ولی با آنکه در نهایت یک پیانیست حرفه‌ای نشد ولی همچنان با گروه‌های موسیقی به تمرین و اجرا ‌پرداخت.
    او درجه لیسانس خود را در رشته علوم سیاسی از دانشگاه "دنور" در سال 1974 م، اخذ کرده و پس از آن فوق لیسانس را در سال 1975 در دانشگاه "نوتردام" و بالاخره Ph.D را از دانشکده مطالعاتی بین المللی دانشگاه "دنور" در سال 1981 دریافت نمود.
    وی هم چنین دارای دکترای افتخاری از کالج "مور هانس" در سال 1991 و در سال 1994 از دانشگاه "آلاباما"، در سال 1995 از دانشگاه "نوتردام"، در سال 2002 از دانشگاه "دفاع ملی"، در سال 2003  از دانشکده حقوق کالج "می سی سی پی" و در سال 2004 از دانشگاه "لویس ویلا" و دانشگاه ایالتی "میشیگان" و بالاخره در سال 2006 از کالج "بستون" بود.

     

  • +سوابق دانشگاهی

    رایس پس از به دست آوردن دکترای خود به عنوان جوان ترین استاد یار علوم سیاسی در دانشگاه "استنفورد" مشغول به کار شد. دیگر پست های دانشگاهی وی عبارتند از:
    -استاد یار آکادمی علوم و هنر آمریکا
    -استاد دانشگاه آلاباما در سال 1994 میلادی
    -استاد دانشگاه نوتردام در سال 1995 میلادی
    -استاد دانشگاه حقوق می سی سی پی در سال 2003 میلادی
    -استاد دانشگاه دولتی لوئیزویل و میشیکان در سال 2004 میلادی
    نهایتاْ وی شغل مورد نظرش را که همان شغل استادش "جوزف کوربل" دیپلمات سابق اروپایی و پدر "مادلین آلبرایت" وزیر امور خارجه سابق آمریکا بود، پیدا کرد و همین سبب توجه رایس به مطالعه در مورد شوروی شد.

     

  • +سوابق علمی و مدیریتی

    سوابق و مسئولیت های رایس در حوزه علمی و مدیریتی عبارتند از:
    -عضویت ارشد در موسسه هوور
    -ریاست پیشین دانشکده علوم سیاسی در دانشگاه استنفورد
    -عضویت و کارشناس پیشین در شورای روابط خارجی
    -عضویت در آکادمی هنر و علوم آمریکا
    -عضویت پیشین در هیئت مدیره بنیاد فلورا
    -عضویت پیشین در هیئت مدیره دانشگاه نوتردام
    -عضویت پیشین در هیئت مدیره شرکت کارنگی
    -عضویت پیشین در هیئت مدیره بنیاد کارنگی برای صلح بین‌¬الملل
    -عضویت پیشین در هیئت مدیره شورای ملی برای مطالعات شوروی و اروپای شرقی

     

  • +سوابق سیاسی و اجرایی

    از جمله سوابق و مسئولیت های دکتر رایس در حوزه امور اجرایی و دولتی عبارتند از:
    -تصدی وزارت امور خارجه در سال های 2009 تا 2005 میلادی
    -تصدی مشاور امنیت ملی در سال های 2005 تا 2001 میلادی
    -دستیار ویژه رئیس جمهور در امور امنیت ملی و مشاور ارشد امور شوروی در زمان ریاست جمهوری "جرج بوش پسر"
    -ریاست امور شوروی و اروپای شرقی در شورای امنیت ملی در سال 1989 میلادی
    -عضویت در شورای روابط خارجی در برنامه ‌ریزی استراتژیک هسته ‌ای در ستاد مشترک (اواخر دهه هشتاد)
    -معاونت در باشگاه دختران و پسران در ناحیه سن فرانسیسکو

     

  • +فعالیت های اقتصادی

    رایس در حوزه فعالیت های اقتصادی نیز دارای سوابقی است که مهمترین آنها عبارتند از:
    -عضویت پیشین در هیئت مدیره شرکت چورون
    -عضویت پیشین در هیئت مدیره بنیاد فلورا هیولت
    -عضویت پیشین در هیئت مدیره شرکت چارلز شواب
    -عضویت در مشاوران بین المللی شرکت جی.پی.مورگان
    -عضویت پیشین در هیئت مدیره بنیاد ترانس آمریکا
    -عضویت پیشین در هیئت مدیره شرکت هیولت پاکارد
    -و...
    لازم به ذکر است، رایس علاوه بر پست های سیاسی، مانند بسیاری از جمهوری خواه ها، دارای پست های بازرگانی و نفتی نیز بوده، وی در 7 می سال 1991 به عنوان مدیر شرکت نفتی "شورون" انتخاب شد. شورون نام کاندالیزا رایس را روی بزرگترین نفتکش خود که 136 هزار تن بوده، گذاشت که این نام در می 2001 تغییر یافت.

     

  • +ورود به عرصه سیاست

    در سال 1984 م، در سمیناری در دانشگاه "استانفورد"، "اسکوکرافت" که در آن زمان رئیس کمیسیون نیروهای استراتژیک رئیس جمهور ریگان بود، درباره کنترل سلاح سخنرانی کرد. رایس که عضوی کوچک از دپارتمان علوم سیاسی بود، مواضع او را به شدت به چالش کشید. اینجا بود که "اسکوکرافت" استعدادی را کشف و او را برای منصبی در دولت پرورش داد.
    "اسکوکرافت" این زمینه را برای رایس مهیا کرد تا در سمینارها و کنفرانس‌ها شرکت کند و با افراد خاصی دیدار داشته باشد. در سال 1989 م، که "اسکوکرافت" مشاور امنیت ملی رئیس جمهوری شد، رایس را به‌ عنوان کنسول امنیت ملی به اتحاد جماهیر شوروی فرستاد. در فاصله دو سال، رایس روابط شخصی ‌اش را با خانواده "جرج بوش (پدر)" و همسرش گسترش داد. کاری که در کاخ سفید چندان مرسوم نبود. به گفته "نیکلاس برنز"، "بوش" شیفته رایس شده بود و در مراوداتی که با "میخائیل گورباچف" و "بوریس یلتسین" داشت به شدت وابسته به مشاوره‌های او بود.

    ریاست دانشگاه استانفورد
    بازگشت رایس به دانشگاه "استانفورد"، در سال 1991 و حضور او در کمیته تحقیق ریاست جمهوری در "استانفورد"، زمینه ریاست او به ‌عنوان نخستین زن و نخستین رنگین پوست در این دانشگاه شد. او به ‌عنوان رئیس دانشگاه استانفورد، مسؤولیت بودجه ‌ای 5/1 میلیارد دلاری دانشگاهی با 1400 عضو هیأت علمی و 14 هزار دانشجو را به‌ عهده داشت.
    رایس پس از آن در سال 1998، به ‌وسیله "جرج شولتز"، وزیر امور خارجه سابق ایالات متحده به "جرج دبلیو بوش (پسر)"، که سمت فرمانداری ایالت "تگزاس" را به‌ عهده داشت و فعالیتش را به عنوان نامزد انتخابات ریاست جمهوری سال 2000 میلادی از سوی حزب جمهوری خواه آغاز کرده بود، معرفی شد.

    ریاست گروه مشاوران سیاست خارجی بوش پسر
    کمتر از یک ‌سال بعد، رایس از سمت ریاست دانشگاه استانفورد استعفا داد تا در جریان انتخابات، رئیس گروه مشاوران سیاست خارجی بوش باشد. در این میان "جرج بوش"، تیم سیاست خارجی را که رایس نیز عضو آنها شده، لقب "ولکان ها" را به خود اختصاص داد که نام "خدای آتش و فلز رومیان" است.
    "جیمز مان" در مورد لقب "ولکان ها" برای کابینه جنگی بوش نوشته است: "این لقب نشانگر نسلی است که دو بازه زمانی جدا از هم و متفاوت را به هم پیوند داده‌ اند: دوران پیش از جنگ سرد و دوران پس از جنگ سرد. برای ولکان ‌ها، تجزیه شوروی تنها بیانگر فصل میانی داستان است، نه ابتدا یا انتهای آن."

     

  • +تصدی مشاور امنیت ملی

    بعد از انتخاب "بوش پسر" به ریاست جمهوری در سال 2000، وی به درخواست "بوش پدر" موظف به بهره مندی از مشاوره رایس شد. رایس، بوش را برای اولین بار در سال 1995 م، بر حسب اتفاق ملاقات نمود. در نتیجه رایس از ژانویه سال 2001 تا ژانویه 2005 به عنوان مشاور امنیت ملی، به کاخ سفید راه یافت، وی هم چنین به عنوان جوان ترین و اولین زن مشاور امنیت ملی آمریکا شناخته شد.
    "بوش" نیز رایس را چنین توصیف می کند: "دکتر رایس نه تنها یک شخصیت برجسته است بلکه دارای تجربه نیز می باشد. وی یک مدیر خوب است و من به قضاوت او اطمینان دارم. آمریکا متوجه خواهد شد که او یک شخصیت با خرد است و من به خاطر ملحق شدن او به دولت افتخار می کنم."

     

  • +تصدی وزارت امور خارجه

    کاندولیزا رایس در26 ژانویه سال 2005 به وزارت خارجه آمریکا منصوب و تا 20 ژانویه سال 2009 میلادی در این سمت فعالیت کرد.
    "جکسون دیل"، سردبیر روزنامه "واشنگتن پست"، در اظهارنظری در اواخر می سال 2005 م، درباره ماه‌ های اول حضور رایس در وزارت خارجه و امتناع از انتصاب "جان بولتون" گفته بود: «تصویری که در حال ظهور است، وزیر امور خارجه‌ ای است که بر روی حل و فصل مسائل و متوقف کردن قراردادها با متحدان اصلی متمرکز شده است. این موضوع لزوما بدین معنی است که از برتری ایالات متحده در حال کاسته شدن است و این کشور گاها بر سر برخی خط قرمزهای محافظه کاران نظیر کوبا و [دیوان بین المللی کیفری] سازش خواهد کرد. کالین پاول تلاش کرد که سیاست خارجی دولت بوش را در دور اول ریاست جمهوری وی، به این مسیر هدایت کند، اما موفق نشد. اگر ماه‌ های اول فعالیت رایس را به عنوان نشانه‌ ای برای ادامه روند فعالیت هایش در نظر بگیریم، وی عمل گرایی را یکی از مشخصه‌ های اصلی دوره دوم ریاست جمهوری بوش قرار داد.»

    اقدامات دیپلماتیک
    فعالیت رایس در وزارت خارجه با تلاش‌ های وی برای احیای دیپلماسی ایالات متحده شناخته شد که در دوره اول ریاست جمهوری "جرج بوش" و زمان "کالین پاول"، به شدت آسیب دیده بود. بوش با رویکردی کاملا آشکار و برخلاف سیاست  های انزواطلبانه دوره اول ریاست جمهوری، که پس از حملات 11 سپتامبر سال 2001 م، بر فضای سیاسی ایالات متحده حاکم شد، به‌  ناچار به رایس اجازه داد که برای اصلاح روابط این کشور با متحدان کلیدی در اروپا و دیگر نقاط جهان و مذاکراتی مقدماتی با "دشمنانی" نظیر ایران تلاش کند و اقدامات دیپلماتیک چند جانبه ‌ ای انجام دهد که مهمترین آنها در واکنش به آزمایش های موشکی کره شمالی در ژولای سال 2006 اتفاق افتاد.
    مجله "تایم" در اظهارنظری درباره واکنش دولت به این آزمایش‌  ها نوشته بود: «در دکترین قدیمی بوش، اقدامات دیکتاتوری نظیر کیم جونگ ایل، مستحق اقدامات تنبیهی از سوی دولت ایالات متحده بود. اما در عوض، دولت بیشتر بر روی چند جانبه  گرایی و تضعیف تحریک پیونگ یانگ متمرکز شده است. این اقدام بیش از هر چیز تایید نظریه‌  ای است که "گری باس"، استاد علوم سیاسی دانشگاه پرینستون آن را "دکترین بازدازنده" می خواند. به بیان دیگر، دیپلماسی "کابوی مرده" است.»
    این سیاست نوپا انتقادهای شدید بسیاری از ملی گراها و نومحافظه  کاران تندرو در ایالات متحده را برانگیخت، گروه هایی نظیر مرکز سیاست ‌گذاری امنیتی و موسسه "امریکن انترپرایز"، بار دیگر با اطلاق لفظ "دلجویانه" به سیاست‌ های دولت، از شکست در تقابل با "تهدید موجودیت" انتقاد کردند.
    پس از آن در تاریخ 7 ژوئن 2006 مقاله‌  ای با عنوان "آیا بیل کلینتون هنوز رئیس جمهور است؟" در مجله "نشنال ریویو" به چاپ رسید. "مایکل لدین"، یکی از محققان برجسته موسسه "امریکن انترپرایز"، "دلجویی از کره‌ شمالی" را بدین ترتیب توصیف کرده بود: "ما پیشنهاد ارائه راکتور آب سبک را می دهیم که به اندازه راکتور آب سنگین خطرناک نیست. ما به آنها هیچ امکاناتی نخواهیم داد، مگر آنکه غنی سازی را متوقف کنند. تمامی اینها درست و کاملا احمقانه هستند، چراکه دیوانه به فردی اطلاق می-‌شود که فکر می کند با تکرار انجام یک کار، نتیجه متفاوتی خواهد گرفت.

    موضع گیری های ضد و نقیض در قبال ایران
    موضع  گیری  های ضد و نقیض رایس در تقابل وی در وزارت خارجه با موضوعات مرتبط با ایران نیز مشهود بود، وی در حالی ‌که پیشنهاد می  داد تمایل دارد در صورت تعلیق غنی ‌ سازی ازسوی ایران، با این کشور مذاکره مستقیم کند، به توسعه استراتژی هایی برای تغییر رژیم در این کشور می  پرداخت و 85 میلیون دلار به این هدف اختصاص داده بود و گروهی از نهادهای تخصصی را بنیان نهاد، حداقل اینطور به نظر می ‌رسد که هدف دولت ایالات متحده، تغییر نظام روحانیت در ایران بوده، از بین این نهادها می  توان به دفتر امور ایران و گروه عملیاتی و سیاست گذاری ایران-‌سوریه اشاره کرد.
    در می سال 2006، مرکز سیاست  گذاری امنیتی در اقدامی مشابه، رایس را به علت تلاش برای مذاکره با ایران مورد انتقاد قرار داد. در سرمقاله نشریه این مرکز آمده بود: "بوش در مقابل تحریک ها و ناسازگاری های رو به فزونی ایران، تصمیم گرفت پیشنهاد رفتار دلجویانه را بپذیرد. تنها نتیجه تصمیم دولت بوش مبنی بر آمادگی آمریکا برای مذاکره مستقیم با ایران در صورت تعلیق غنی  سازی توسط این کشور، که امروز توسط کاندولیزا رایس اعلام شد، این است که به این کشور مشوق هایی داده و آن را به سوی رفتارهای مشابه گسترده‌ تر سوق خواهد داد."

    دیپلماسی رایس در خصوص جنگ بین اسرائیل و حزب الله در سال 2006
    پس از درگیری بین "اسرائیل" و "حزب الله" در جولای سال 2006، رایس به بازگو‌کننده نظرات "ریچارد پرل" در مباحثاتش مبنی بر اینکه حملات اسرائیل "واکنشی کاملا مناسب در برابر تهدید موجودیتی است که این کشور در حال حاضر درگیر آن شده است"، مبدل شد. رایس هم چنین با رد درخواست ها برای آتش  بس زودهنگام اظهار کرده بود: "این تصمیم اگر به راحتی ما را به وضعیت کنونی بازگرداند، وعده‌ ای اشتباه خواهد بود." رایس هم چنین در مورد کشتار و تخریبی که در حملات اسرائیل ایجاد شده بود، گفته بود که این تخریب‌ها "تغییرات لازم برای ایجاد خاورمیانه جدید هستند."

    خط مشی حرفه‌ ای
    موضع ‌ گیری های ضد و نقیض رایس در وزارت خارجه تا حدودی منعکس کننده خط مشی حرفه‌ ای وی بوده است. رایس پیش از انتخاب بوش در سال 2000، از سیاست خارجی بازدارنده حمایت می  کرد که به شدت به خواسته های ایالات متحده وابسته بود. اما وی با دستورکار ایدئولوژیک پرخاشگرانه ‌ ای که توسط افرادی نظیر "پال وولفوویتز" و "دیک چنی"، ترویج می  شد، به سرعت سطح جدیدی از اطمینان را ارائه داد. به عنوان مثال در سپتامبر 2002 وی ادعا کرد: "همواره در مورد اینکه صدام حسین با چه سرعتی می ‌ تواند به سلاح هسته ای دست یابد، تا حدودی ابهام وجود دارد. اما ما دوست داریم این شک مبنی بر دستیابی این رژیم به سلاح هسته ای، روزی به قطعیت در این زمینه تبدیل شود."
    با این حال با وجود همکاری رایس با دستورکار نومحافظه  کاران در دوره اول ریاست جمهوری "بوش"، نمی  توان وی را محافظه ‌ کار تلقی کرد. البته پیشینه سیاسی وی بیانگر حداقل یک شباهت وی با این حزب سیاسی است، وی از چپ به راست تغییر گرایش داد. رایس در رابطه با ترک حزب دموکرات و پیوستن به جمهوری  خواهان گفت: "حزبی را یافتم که من را به عنوان یک فرد در نظر می گرفت، نه به عنوان بخشی از یک گروه. در آمریکا با آموزش و تلاش زیاد دیگر مهم نیست که از کجا آمده‌ اید. این مهم است که به کجا می روید."
    وی پس از پیوستن به دولت، گاهی از ادبیات نومحافظه کاران استفاده می  کرد. به عنوان مثال می  توان به اظهارنظر وی در فوریه سال 2003 اشاره کرد. وی گفته بود: "قدرت مهم است. اما سیاست خارجی آمریکا نمی  تواند شامل اصول اخلاقی نباشد. علاوه بر این، مردم آمریکا نیز چنین امری را نخواهند پذیرفت. اروپایی ها به ما می‌ خندند و می  گویند که ساده‌ لوح هستیم، اما ما اروپایی نیستیم، ما آمریکایی هستیم و اصول متفاوتی داریم."

     

  • +انتقاد از سیاست های کلینتون

    یک سال قبل از آنکه "بوش" برای ریاست جمهوری سال 2000 م، به کاخ سفید برود، رایس مقاله‌ ای مشهور برای مجله "فارن افرز" نوشت، وی در این مقاله با عنوان "توسعه منافع ملی" دستورالعمل جدیدی برای سیاست خارجی ایالات متحده نوشت که در آن با انتقاد از سیاست کلینتون عنوان کرده بود که این سیاست از منافع ملی ایالات متحده فاصله گرفته و بیش از حد با خواسته ‌های چند جانبه ‌گرا مرتبط است." وی نوشته بود: "سیاست خارجی در یک دولت جمهوری ‌خواه بر پایه منافع ملی شکل می گیرد و نه بر پایه خواسته های یک انجمن بین  ‌المللی غیرواقعی. بنا به نظر رایس "توافق‌ های چند جانبه و سازمان‌ های بین ‌المللی نباید به هدف ما مبدل شوند؛ تمهیداتی نظیر پروتکل کیوتو و پیمان جامع منع اشاعه هسته ای، منافع ایالات متحده را محدود خواهند کرد."
    وی هم چنین عنوان کرد: "ایالات متحده باید به این اصل اساسی بازگردد که "قدرت مهم است". ایالات متحده به جای "اعمال قدرت مشروع به نیابت از فرد دیگر، می  بایست تنها بر منافع ملی خود تمرکز کند. اولویت دوم در تلاش برای دستیابی به منافع ملی، منافع دیگر کشورها خواهد بود. رایس در ارتباط با عراق گفت: "مادامی که صدام نرفته است، هیچ چیز تغییر نخواهد کرد. بنابراین ایالات متحده باید از تمامی امکاناتش از جمله حمایت از اپوزوسیون، استفاده کند تا وی را کنار بگذارد."

     

  • +رایس، ایدئولوگ جنگ عراق

    رایس ایدئولوگ و نظریه ‌پرداز جنگ‌های افغانستان و عراق و از حامیان حمله به عراق در سال 2003 بود. زمانی که عراق در 8 دسامبر 2002، اعلامیه انهدام تسلیحات کشتار جمعی خود را به سازمان ملل ارائه کرد، رایس مقاله‌ای با عنوان "چرا ما می ‌دانیم عراق دروغ می‌گوید" در روزنامه "نیویورک ‌تایمز" منتشر نمود.
    وی هم چنین در روزهای آغازین جنگ عراق، در مقاله‌ای با عنوان «ائتلاف ما» در «وال استریت ژورنال» نزدیک به 50 کشور جهان را در صف ائتلاف جنگ علیه عراق برشمرد و نوشت: «ما با هم تصمیم گرفته ‌ایم تا آنچه را که می ‌توانیم انجام دهیم تا مانع تکرار 11 سپتامبر در مقیاس وسیع‌تر از سوی "صدام حسین" یا تروریست‌ها با سلاح‌های او شویم.»
    در اکتبر 2003، رایس مسؤول "گروه باثبات‌ سازی عراق" شد تا خشونت در عراق و افغانستان را فرو نشانده و بازسازی هر دو کشور را تسریع بخشد. در می سال 2004، روزنامه "واشنگتن ‌پست" گزارش داد که این شورا تقریبا دیگر وجود خارجی ندارد.
    قبل از انتخابات ریاست ‌جمهوری در سال 2004، رایس گفت: "صدام حسین هیچ ربطی به حملاتی که به آمریکا شدند نداشت اما عراق بخشی از خاورمیانه‌ای است که در وضعیت فساد و بی‌ثباتی بود، بخشی از موقعیتی که مسأله 11 سپتامبر را بوجود آورد."
    باربارا باکسر، نماینده دموکرات مجلس سنا از ایالت کالیفرنیا، نیز رایس را در ارتباط با جنگ عراق مورد انتقاد قرار داده است و در این رابطه می گوید: «من شخصا معتقد هستم که وفاداری شما به مأموریت محوله یعنی "آغاز جنگ به هر قیمتی" بر احترام شما به حقیقت سایه افکنده بود.»
    باکسر هم چنین در 11 ژانویه 2007، طی مناظره‌ای در مورد جنگ عراق گفت: «هم‌ اکنون مسأله این است که چه کسی هزینه جنگ را پرداخت خواهد کرد؟ من قرار نیست هزینه شخصی بپردازم. فرزندان من بزرگ هستند و نوه‌ام نیز خیلی کوچک است. شما نیز تا جایی که من می‌دانم قرار نیست از خانواده‌تان هزینه کنید. پس چه کسی هزینه خواهد داد؟ ارتش امریکا و خانواده‌های آنها، و من فقط می‌خوام توجهات را بدین واقعیت جلب کنم.»
    "تونی اسنو"، دبیر اسبق مطبوعاتی کاخ سفید، به دنبال اظهارات "باکسر"، وی را حمله‌ ای به وضعیت رایس به عنوان یک زن مجرد و بدون فرزند قلمداد کرده و به اظهارات باکسر را "جهشی رو به عقب برای فمینیسم"  توصیف نمود.  رایس بعدها در پاسخ به اظهارات "باکسر" گفت: "من فکر کردم که بهتر است بچه نداشته باشم، و من فکر می‌کنم اگر مجرد بوده و بچه نداشته باشید هم می‌توانید تصمیمات خوبی برای کشور بگیرید." باکسر نیز در پاسخ گفت: "آنها به چیزهایی واکنش نشان می‌دهند که من اصلا مطرح نکردم. منظور من این بود که وی نیز مثل من است و هیچ یک از اعضای خانواده ما در جنگ نیست."

    تاکتیک‌های عوام فریبانه رایس در خصوص تسلیحات کشتار جمعی عراق
    رایس طی مصاحبه ای با  گزارشگر "CNN" وولف بیلتزر، در 10 ژانویه 2003 م، در مورد تسلیحات کشتار جمعی عراق چنین گفت: «مسأله اینجاست که در مورد توانایی این کشور برای دستیابی سریع به تسلیحات هسته‌ای، همیشه ابهاماتی وجود خواهند داشت. اما ما نمی‌خواهیم این مدارک قابل استناد روزی تبدیل به ابر قارچی شوند.»
    پس از حمله، زمانی که مشخص شد عراق توانمندی تسلیحات کشتار دسته ‌جمعی ندارد، منتقدین ادعاهای رایس را "فریب"، "نیرنگ" و "تاکتیک‌های عوام  فریبانه برای ایجاد ترس" توصیف نمودند.
    پس از چندی "دانا میلبنک" و "مایک آلن" در اواخر ژولای سال 2003 م، در روزنامه "واشنگتن ‌پست" چنین نوشتند: «وی [رایس] هشدارهای متعدد سازمان‌های اطلاعاتی که سعی داشتند در مورد ادعاهای مرتبط با برنامه تسلیحاتی عراق اخطار بدهند را متوجه نشده و یا نادیده گرفته و یا ادعاهایی را که می‌دانست غلط هستند، بطور علنی مطرح ساخته است.»
    رایس هم چنین گزارش 6 آگوست سال 2001 با عنوان "گزارش کوتاه روزانه رئیس‌ جمهور در مورد تصمیم بن‌لادن برای حمله به عراق" را اطلاعاتی تاریخی توصیف نمود. وی خاطرنشان کرد: "این گزارش اطلاعاتی بر اساس گزارش‌های قدیمی ارائه کرد."
    "شان ویلنتز" از نشریه "سالن" اظهار داشت که این گزارش شامل اطلاعاتی است مبنی بر اینکه بن‌لادن می‌خواست "جنگ را به آمریکا بیاورد."

     

  • +صدور مجوز شکنجه غرق مصنوعی

    بی ‌رحمی‌های رایس تنها به سندسازی برای حمله به عراق و کشتار صدها هزار بی ‌گناه محدود نشده، رایس مجوز استفاده از روش‌های شکنجه از جمله روش غرق مصنوعی (waterboarding) را به سازمان سیا داد.
    به گزارش کمیته اطلاعاتی سنا، رایس در 17 جولای 2002، با "جرج تنت" رئیس سابق سیا، دیدار کرد تا شخصا به وی اعلام کند دولت آمریکا برای استفاده از شکنجه غرق مصنوعی علیه "ابو زبده"، یکی از رهبران "القاعده"، اختیارات لازم را به وی داده است.
    چند روز پس از اینکه رایس به "تنت" اجازه انجام این کار را داد، وزارت دادگستری نیز در 1 آگوست طی یک نامه کاملا محرمانه مجوز استفاده از غرق مصنوعی را صادر نمود و بسیاری از مقامات مربوطه، شامل متخصصین حقوقی، سربازان کهنه‌کار، قضات دادگاه‌های نظامی، سازمان‌های دفاع از حقوق بشر، اریک هولدر، دادستان کل آمریکا و بسیاری از مقامات سیاسی ارشد به مانند "باراک اوباما" غرق مصنوعی را جزو انواع شکنجه دانستند.
    در سال 2003، رایس به همراه "دیک چنی"، معاون رئیس ‌جمهور، و "جان اشکرافت"، دادستان کل، بار دیگر با مقامات سیا دیدار کردند، سازمان سیا گزارشی در مورد استفاده از غرق مصنوعی و دیگر روش‌های شکنجه به مانند بی‌خوابی اجباری یک هفته‌ای، برهنگی اجباری و استفاده از تکنیک‌های استرس‌زا در اختیار آنها قرار دادند. بنا به گزارش مجلس سنا که در اوایل دسامبر سال 2014 منتشر شد، مقامات دولت بوش تأیید نمودند که برنامه سیا قانونی بوده و سیاست‌های دولت را منعکس می‌ کند.
    در گزارش سنا چنین قید شده که: "خانم رایس بیش از آنچه در جلسه شهادت کمیته نیروهای مسلح سنا گفته بود، در این قضایا نقش داشته است."
    در آن زمان، وی تأیید کرده بود که در جلساتی شرکت داشته تا به بحث در مورد روش‌های بازجویی سنا بپردازد، اما ادعا نمود که نمی‌ تواند جزئیات این دیدارها را به خاطر بیاورد، و وی "در اظهارنامه کتبی که به کمیته سنا ارائه کرده، نقش خود در تأیید این روش‌ها را حذف نموده است."
    رایس در گفتگویی که در آوریل 2009 با یکی از دانشجویان دانشگاه "استنفورد" داشت گفت که، وی به سیا اجازه نداده که از تکنیک ‌های بازجویی خشن استفاده کنند. رایس در ادامه گفت: "من هیچ مجوزی صادر نکردم. من فقط مجوزهای دولت را به آنها منتقل کردم، اینکه آنها بر اساس تفاسیر وزارت دادگستری دارای مجوز هستند. این کاری بود که من انجام دادم." وی گفت: "به ما گفته شده بود که این روش‌ها تعهدات ما تحت کنوانسیون منع شکنجه را نقض نمی ‌کنند. بنابراین، اگر رئیس ‌جمهور اجازه انجام این کار را صادر کرده باشد، این امر منافی تعهدات ما بر اساس کنوانسیون منع شکنجه نخواهد بود."

     

  • +موضع رایس در خصوص مبارزه با تروریسم

    رایس در دوران تصدی‌گری بر مسند وارت امور خارجه مبارزه با تروریسم را امری پیشگیرانه می ‌دانست نه فقط تنبیهی. وی طی مصاحبه ‌ای در 18 دسامبر 2005 گفت: "ما باید به یاد داشته باشیم که در این جنگ علیه تروریسم، اینگونه نیست که به کسی اجازه دهیم مرتکب جرم شود و سپس او را بازداشت کرده و مورد استنطاق قرار دهیم. اگر آنها بتوانند در انجام جنایت موفق شوند، ممکن است صدها و یا حتی هزاران نفر کشته شوند. به همین دلیل است که باید از وقوع جرم پیشگیری کرد و اطلاعات، ستون اصلی خیمه پیشگیری است."
    رایس هم چنین به طور مداوم از ناتوانی جامعه اطلاعاتی در همکاری‌ و سهیم شدن اطلاعاتی انتقاد کرده، وی معتقد است اطلاعات مهمترین بخش فرایند پیشگیری از تروریسم است. رایس طی مصاحبه‌ ای با رادیو "دبیلیو ‌جی ‌آر دیترویت" در سال 2000، گفت: "ما باید سازمان‌های اطلاعاتی را سازماندهی بهتری بکنیم تا با تهدیدات تروریستی پیش روی امریکا مقابله کنند. یکی از مشکلاتی که ما با آن مواجه هستیم تفکیک مسؤولتی است که بین سیا و اطلاعات خارجی با پلیس فدرال و سازمان‌های اطلاعاتی داخلی پدید آمده‌ است." وی سپس چنین اضافه نمود: "ما باید همکاری‌های بیشتری انجام دهیم زیر نمی‌خواهیم روزی از خواب بیدار شده و ببینیم که اسامه بن لادن داخل خاک ما موفق بوده است."
    رایس همچنین به ترویج این ایده پرداخت که مبارزه با تروریسم تنها شامل دولت‌ها و یا سازمان‌هایی که از آن حمایت می‌ کنند و یا بدان مبادرت می ‌ورزند نیست، بلکه باید با ایدئولوژی‌هایی که تروریسم را شعله ‌ور می ‌سازند نیز مبارزه شود. وی در یک سخنرانی در 29 جولای 2009 اعلام کرد: "ایمن ساختن آمریکا از شر حملات تروریستی مسأله‌ای فقط مربوط به اجرای قانون نیست. ما همچنین باید از طریق حمایت از امید جهانی به آزادی و تقاضاهای فزاینده برای برقراری دموکراسی، با ایدئولوژی‌های دشمن در جوامع خارجی مبارزه نماییم."
    رایس در ژانویه 2005، در مراسم تحلیف دور دوم ریاست ‌جمهوری جرج بوش، برای اولین بار از عبارت "پادگان‌های استبداد" برای اشاره به کشورهایی استفاده کرد که احساس می‌شود صلح جهانی و حقوق بشر را تهدید می‌ کنند. این عبارت را معادل عبارت "محور شرارت" می ‌دانند، عبارتی که بوش برای توصیف کشورهای ایران، عراق و کره شمالی به کار برد. وی شش "پادگان" را نام برد که آمریکا باید سعی نماید آزادی را در آنها ترویج دهد: کوبا، زیمبابوه، برمه، بلاروس، ایران و کره شمالی.

     

  • +روابط غیر اخلاقی رایس و تزیپی لیونی

    بنا به گفته منابع مختلف، "تزیپی (تسیپی) لیونی" و کاندولیزا رایس، وزیران اسبق امور خارجه اسرائیل و آمریکا متهم به ‌داشتن رابطه غیر اخلاقی پنهان با یکدیگر هستند. روزنامه صهیونیستی "معاریو" به مناسبت پیروزی "زیپی (تسیپی) لیونی" وزیر سابق امور خارجه رژیم ‌صهیونیستی، در انتخابات درون حزبی در دسامبر سال 2008 میلادی، و نزدیک شدن او به منصب نخست‌ وزیری این رژیم، در بخش "نام‌ها و رویدادها" نوشت:
    «لیونی زنی زیباروی است که [با آمدن خود] به سیاست نیز زیبایی افزود... این زیبایی، یهودی است.»
    در این میان "عدنان ابوزید" خبرنگار پایگاه خبری "ایلاف" به دنبال انتشار این گزارش در روزنامه صهیونیستی در 28 آوریل 2008 م، تصریح کرد: «پیروزی لیونی [در انتخابات حزب کادیما] شایعات و برخی حرف ‌ها را دوباره بر سر زبان‌ها انداخت. از جمله این حرف‌ و حدیث‌ها می‌ توان به آنچه "گلن کاسلر" روزنامه‌ نگار آمریکایی در کتاب خود ذکر کرده است، اشاره کرد که وی در کتاب خود از "هم‌ جنس ‌باز" بودن لیونی پرده برداشته بود.  بنا بر این گزارش، خبرنگار مذکور آمریکایی در این کتاب می ‌نویسد، زیپی لیونی با دوست ‌دختر خود که "ریندی بین" نام داشت معاشرت جنسی داشته است.»
    "ایلاف" علاوه بر این افزود: «همچنین از جمله این شایعات می ‌توان به تصریحات خانم "لیمور لیونات" وزیر پیشین آموزش اسرائیل اشاره کرد که وی نیز [چند ماه گذشته] از وجود روابط ‌جنسی میان لیونی و خانم "کاندولیزا رایس" [وزیر امور خارجه آمریکا] خبر داده بود.»
    از سوی دیگر کاندولیزا رایس نیز هیچ گاه وجود چنین رابطه ای با لیونی را تکذیب نکرد و حتی اعتراف کرد که همجنس باز است و برای شریک جنسی اش نیز یک آپارتمان در نیویورک خریده است. گفتنی است رایس هیچگاه ازدواج نکرده است.

     

  • +آثار و تألیفات

    کتابهای نگاشته شده توسط رایس عبارتند از:
    -اتحاد آلمان و دگرگونی اروپا، در سال 1995
    -نقطه عطف گورباچف، در سال 1986
    -پیمان مبهم : ارتش اتحاد جماهیر شوروی و چکسلواکی"، در سال 1984
    -بر قله افتخار؛ خاطرات من از سال‌های خدمتم در واشنگتن، در سال 2011
    رایس همچنین مقالات زیادی در مورد سیاست خارجی و دفاعی شوروی و اروپای شرقی به نگارش در آورده است. او بین سالهای 1992 تا 2000 سخنرانی های دامنه داری را در جاهای مختلف از جمله محل اقامت سفیر آمریکا در مسکو و در باشگاه کشور های مشترک المنافع و گردهمایی های ملی جمهوری خواهان انجام داده است.

     

  • +شرحی بر کتاب بر قله افتخار

    کاندولیزا رایس در سال 2011 کتاب خاطرات خود را با عنوان "بر قله افتخار؛ خاطرات من از سال‌های خدمتم در واشنگتن" منتشر کرده و در آن به مسائلی که در دوران وزارتش با آن درگیر بوده، پرداخت. این اثر در سال 2012 نامزد جایزه "اتحادیه بین المللی پیشرفت رنگین‌پوستان" در شاخه بیوگرافی‌ های خودنوشت قرار گرفت. این کتاب همچنین در لیست کتب پرفروش "نیویورک ‌تایمز" در دسامبر سال 2011 قرار گرفت.

    نقش آیت الله سیستانی بر اوضاع عراق از منظر رایس
    کاندولیزا رایس در فصل هجدهم کتاب "بر قله افتخار؛ خاطرات من از سال‌های خدمتم در واشنگتن"، که درباره وقایع عراق پس از سقوط صدام نوشته شده، علاوه بر توضیح درباره اینکه آمریکا به دنبال چه چیزی در عراق بود، اشاراتی نیز به نقش آیت الله سیستانی داشته که از جهاتی قابل توجه است.
    وی در ابتدا چنین ادعا می ‌کند که آمریکا پس از ساقط کردن دیکتاتوری صدام، به دنبال این بوده که هر چه زودتر حاکمیت عراق را به خود عراقی‌ها بازگرداند و به آن‌ها کمک کند که مدیریت کشور خود را در اختیار بگیرند: « (پس از حمله آمریکا به عراق و سقوط دولت بعثی صدام) واضح بود که ما باید عراقی‌ها را کمک می‌کردیم که راه خود را برای دست‌یابی به حق حاکمیت پیدا کنند. جری  این را به خوبی درک کرد و یک نقشه راه در واشنگتن ‌پست 8 سپتامبر 2008 منتشر کرد. البته او مطلبش را بدون مشورت کامل با واشنگتن منتشر کرده بود….جری در نقشه راه خود پیشنهاد داده بود که در فرایندی با مدیریت شورای حاکمیت عراقی، یک قانون اساسی جدید نوشته شود و سپس این قانون اساسی به رفراندوم عمومی گذاشته شود.»

    مخالفت قدرتمندترین مرد عراق بر نقشه راه برمر
    نقشه راهی که "پاول برمر" در "واشنگتن ‌پست" منتشر کرده بود، بیش از اینکه در راستای رسیدن عراق به حق حاکمیت باشد، امکان بقاء آمریکا در عراق را فراهم می ‌کرد و فرایندی زمان ‌بر را برای تدوین قانون اساسی عراق پیشنهاد می‌ داد تا همچنان دولت آمریکا بتواند لزوم حضور خود در عراق را به افکار عمومی بقبولاند. به همین سبب، آیت الله سیستانی هوشمندانه با این نقشه راه مخالفت کرد.
    رایس در این باره می‌نویسد: «طرح پیشنهادی برمر، مورد مخالفت شدید احتمالا قدرتمندترین مرد عراقی، آیت الله علی سیستانی قرار گرفت که به سناریوی مورد نظر جری اعتراض داشت. آیت الله سیستانی معتقد بود قانون اساسی جدید عراق باید توسط نمایندگان منتخب مردم نوشته شود، نه بر اساس فرایندی که توسط سازمانی برآمده از دولت موقت ائتلافی ابداع شده باشد.»

    توصیف جایگاه معنوی آیت الله سیستانی
    کاندولیزا رایس در ادامه به توصیف جایگاه آیت الله سیستانی در عراق پرداخته،‌ می‌نویسد: «آیت الله سیستانی هفتاد و چند ساله، یکی از مورد احترام ‌ترین روحانیان در میان شیعه بود. او در زمان صدام، مدت‌ها در حصر خانگی بود ولی حالا دیگر پس از سقوط صدام، آزاد شده بود و می‌توانست با پیروانش سخن بگوید. و کاشف به عمل آمد که [آیت الله] سیستانی، مرد بسیار قابل توجهی است.»

    تلاش رایس برای تقابل آیت الله سیستانی و حوزه علمیه قم
    کاندولیزا رایس سعی کرده در تحلیل خود از آیت الله سیستانی، ایشان را از نظر تئوریک در تقابل با حوزه علمیه قم و جمهوری اسلامی ایران نشان دهد: «آیت الله سیستانی با تأکید بر سیاست سکوت، معتقد بود که طلاب حوزه علمیه و روحانیون باید از پذیرش مناصب رسمی سیاسی اجتناب کنند. طبیعتا چنین دیدگاهی در تقابل کامل با رویکرد جاری در حکومت ایران بود. در طول دوران صدام و در شرایطی که آیت الله سیستانی در نجف، یعنی مقدس‌ترین شهر عالم تشیع، از سخنرانی عمومی منع شده بود، روحانیون و علمای قم به صدای اصلی و نماینده شیعیان در جهان تبدیل شدند. ولی در میان عرب‌های عراقی، فارس‌های ایرانی از قدیم‌الایام به دیده بدگمانی و حتی نفرت دیده می‌شدند؛ و نجف به عنوان قلب جهان تشیع محسوب می‌شد،‌ نه قم؛ چیزی شبیه واتیکان برای تشیع در جهان اسلام.»

    آیت الله سیستانی مصداق بنجامین فرانکلین
    رایس همچنین تلاش کرد که آیت الله سیستانی را قائل به جدایی دین از نهاد حاکمیت معرفی کند و وانمود کند که به همین دلیل هیچ گاه زیر بار پذیرش مناصب دولتی نمی‌ رود و حتی طلاب و شاگردان خود را از پذیرش این مسئولیت‌ها برحذر می‌دارد: «بنابراین وقتی آیت الله سیستانی اجازه سخن گفتن یافت،‌ سخنانش بسیار اهمیت داشت. از قضا آیت الله سیستانی با غیر شیعیان،‌ مخصوصا غیر عراقی‌ها دیدار نمی‌کرد. به همین سبب، ما هیچ راهی برای ارتباط مستقیم با او نداشتیم. پسر او نقش انتقال‌دهنده نظرات او را به عهده داشت؛ نظراتی که بعدها به این نتیجه رسیدیم که برای پیشرفت عراق بسیار اهمیت دارد. با این وجود به نظر می‌رسید که این مرد اسرارآمیز همیشه در سمت راست مسائل است. او طرفدار دموکراسی و همچنین قائل به جدایی دین از نهاد حاکمیت بود. ما در میان خودمان او را «بنجامین فرانکلین» صدا می‌ زدیم؛ حکیم فرزانه ‌ای که هیچ وقت عهده ‌دار جایگاه و مقام دولتی نشد و حتی چنین آرزویی در سر نداشت.»
    به هر حال و علی ‌رغم تحلیل‌های رایس درباره شخصیت آیت الله سیستانی، عملکرد آیت الله سیستانی کار را برای سیاست‌های آمریکا در عراق دشوار کرد و باعث شد که دولت آمریکا مجبور به برنامه ‌ریزی جدیدی برای ادامه حضور خود در عراق شود. رایس در این باره می‌نویسد: «پس از چند روز کاملا روشن بود که نقشه راهی که جری ترسیم کرده بود، به هیچ وجه قابل دفاع نیست و شورای امنیت باید به فکر گام‌های بعدی می‌بود. بحث‌های زیادی مطرح شد که در این باره، آیا حق با [آیت الله] سیستانی است یا خیر.»

     

  • +اعتراف رایس در خصوص قدرت مقام معظم رهبری

    کاندولیزا رایس در خصوص شخصیت مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای گفته: رهبر ایران می ‌تواند نقشه‌هایی را که بهترین ذهن‌ها، با صرف بیش‌ترین بودجه‌ها، در زمانی بسیار طولانی کشیده و مجریانی ماهر اجرای آن را به عهده گرفته ‌اند، با یک سخنرانی یک ‌ساعته خنثی کند.

     

  • +جنجال عضویت کاندولیزا رایس در هیات مدیره دراپ ‌باکس

    آپریل سال 2014 م، کاندولیزا رایس به عضویت هیأت مدیره شرکت "دراپ‌ باکس" (ارائه دهنده خدمات ذخیره سازی آنلاین اطلاعات و کلود) در آمد، همین امر موجب خشم فعالان اینترنتی شده و آن‌ها در بیانیه ‌ای "دراپ باکس" را بایکوت کردند. برخی کاربران معتقدند که این انتصاب با توجه به دیدگاه‌های رایس در مورد ضرورت نظارت دقیق ‌تر بر اینترنت و کنترل شدیدتر آن نگران کننده است.
    این معترضان تا بدانجا پیش رفته ‌اند که با راه اندازی وب سایتی موسوم به "www.drop-dropbox.com" هیات مدیره این سایت را تهدید کرده‌اند که اگر عضویت رایس را معلق نکنند، آنها نیز از استفاده از خدمات دراپ باکس انصراف داده و از خدمات شرکت‌های رقیب استفاده خواهند کرد.
    البته حامیان عضویت رایس در هیات مدیره این شرکت هم دیدگاه‌های خاص خودشان را دارند. آنها می ‌گویند این امر موجب رشد این شرکت و گسترش تاثیر و نفوذ جهانی آن خواهد شد. وی پیش از این در هیات مدیره شرکت هایی مانند Hewlett Packard  و  Charles Schwab هم عضویت داشته است.
    مخالفان رایس در مقابل این ادعاها می ‌گویند با توجه به اینکه او حامی جاسوسی‌های آژانس امنیت ملی آمریکا از کاربران اینترنت بوده و نقش مهمی در طراحی و برنامه‌ریزی این اقدامات داشته، حضور وی در دراپ باکس باعث سلب اعتماد کاربران خواهد شد و لذا باید از شخص دیگری به جای او استفاده شود. لازم به ذکر است، دراپ باکس 275 میلیون نفر کاربر دارد که با استفاده از امکاناتش به ذخیره سازی آنلاین فایل ها و برنامه های خود می‌پردازند. این سایت از جمله اهداف مهم جاسوسی آژانس امنیت ملی آمریکا محسوب می شود.

     

  • +انتقاد شدید رایس از سیاست خارجه اوباما

    کاندولیزا رایس، در اواخر مارچ سال 2014 م، در جمع بیش از 2000  شرکت‌ کننده در "شام سالانه کمیته کنگره‌ای ملی حزب جمهوری‌خواه" در "واشنگتن"، اوباما را به تضعیف چشمگیر موقعیت این کشور در جهان متهم کرد و سیاست خارجی وی را با مشکلات فزاینده در سراسر جهان مرتبط دانست وی در این رابطه گفت: در حال حاضر خلائی وجود دارد. این خلاء وجود دارد چرا که ما تصمیم گرفته‌ایم سکوت اختیار کنیم. ما تصمیم گرفتیم با عقب‌نشینی از موضع خود سکوت اختیار کنیم. ما تصمیم گرفتیم دیگران رهبری جهان را به دست بگیرند و مسائل دیگر این خلاء را پر کنند.
    رایس همچنین با اشاره به رویدادهای سوریه، اوکراین، احیاء القاعده در عراق و موج ملی‌گرایی در چین خاطر نشان کرد: هر زمان که آمریکا عقب بنشیند، خلاء به وجود می‌آید و حل کردن این خلاء مشکل خواهد بود.
    رایس که لحن صحبتش ملایم اما گفتارش بسیار جدی بود، سیاست‌های دولت اوباما را بدون نام بردن مستقیم وی، مورد حمله قرار داد.  او در ادامه امیدواری ساده ‌انگارانه مبنی بر این که هنجارهای بین‌المللی، خلاء به جا مانده در نتیجه عقب ‌نشینی آمریکا را پر خواهد کرد را مسخره خواند و رئیس ‌جمهور وقت آمریکا را متهم کرد که پشت خستگی مردم از جنگ خود را پنهان کرده است.
    رایس هم چنین افزود: من احساس خستگی را کاملا درک می ‌کنم و کاملا درک می ‌کنم که باید دوباره به آمریکا فکر کنیم. من می ‌دانم که ما دو جنگ را پشت سر گذاشته ‌ایم. من می ‌دانم که ما علیه تروریسم هوشیار بوده‌ایم. می‌دانم که شرایط سختی داشته‌ایم اما رهبران اجازه ندارند و نباید خسته شوند.

     



ویرایش این مطلب، یا ارسال نظر