نادر ابراهیمی

 

نادر ابراهیمی، شاعر و داستان‌نویس معاصری که علاوه بر نوشتن رمان و داستان کوتاه، در زمینه‌های فیلم‌سازی، ترانه‌سرایی، ترجمه و روزنامه‌نگاری نیز فعالیت کرد.
 

امتیاز دهی به مطلب:
 

به اشتراک گذاری مطلب:
ارسال به دوستانارسال به دوستان
  • -زندگینامه

    نادر ابراهیمی در 14 فروردین‌ماه سال 1315 در تهران به ‌دنیا آمد. وی تحصیلات مقدماتی را در زادگاهش گذراند. از 13 سالگی در فعالیت‌های سیاسی علیه رژیم پهلوی و شرایط حاکم بر جامعه شرکت کرد و چندین مرتبه دستگیر و حتی به زندان افتاد. وی در کنار درس، نویسندگی را از 16 سالگی آغاز نمود و برای ادامه تحصیل به دانشگاه رفت که به دلیل مبارزات سیاسی اخراج شد اما سرانجام توانست کارشناسی رشته‌ زبان و ادبیات انگلیسی را دریافت کند. 
    او پیش از اینکه نوشتن را به عنوان کار اصلی خود انتخاب نماید در دوران جوانی و بعد از آن به کارهای متنوع و متفاوتی مشغول شد که دلیل این همه تغییر شغل، به‏خاطر داشتن استقلال مالی، پاسخ به حس کنجکاوی، عدم استقرار در یک مکان و کسب تجربه و ممنوع الشغل شدن توسط رژیم محمد رضا شاه بود. همچنین او در دو کتاب "ابن مشغله" و "ابوالمشاغل" ضمن توصیف زندگی خود به تنوع کارهایی که به آن‌ها اشتغال داشته اشاره نموده است.
    وی با داستان‌های کودک و نوجوان فعالیت‌های فرهنگی خود را شروع کرد و در سال 1342 در سن 27 سالگی نخستین کتابش با نام "خانه‌ای برای شب" را منتشر کرد که در آن از داستان "دشنام" استقبال فراوانی شد و "جلال آل‌احمد" آن‏ را در "کتاب ماه کیهان" منتشر کرد و "سیمین دانشور" این داستان را به عنوان یکی از سه قصه برگزیده ایران، به آمریکا برد و سپس "داریوش مهرجویی" آن را به انگلیسی ترجمه کرد. بعد از انقلاب اسلامی زندگی‌نامه امام خمینی(ره) را در کتابی با نام "سه دیدار با مردی که از فراسوی باور ما آمد" نوشت. نکته جالب در خصوص ابراهیمی تجربه زیاد، زندگی در بین مردم و دیدن ایران و نوشتن، کشیدن و ساختن در هر موضوعی بود. او به خاطر آثار ارزشمندش جوایز داخلی و خارجی فراوانی را دریافت کرد.
    از نادر ابراهیمی آثار بسیاری چاپ و منتشر شده که دربرگیرنده‌ داستان بلند و کوتاه، کتاب کودک و نوجوان، نمایشنامه، فیلم‌نامه و پژوهش در زمینه‌های گوناگون است و چند اثر وی نیز به زبان‌های مختلف دنیا ترجمه گردید. گرایش او به عرفان و فلسفه ایرانی در سال‌های آخر عمر، در آثارش نمایان بود. ابراهیمی سرانجام در خردادماه سال 1378 و در سن 72 سالگی در گذشت. آثار وی در نمایشگاه کتاب در سال 1387 شرکت داده شد و در زمره پرفروش‌ترین کتاب‌ها قرار گرفت.
     
  • +خانواده و فرزندان

    اسم فامیل ابراهیمی‌های کرمان در شهر و استان کرمان شناخته شده و مشهوراند. مادر نادر ابراهیمی "فخرالسادات هادیانی" نام داشت و از "اقوام لاریجانی‌های مقیم تهران" بود. پدرش "عطاءالمُلک ابراهیمی"، فرزند "آجودان حضور قاجار" و از نوادگانِ "ابراهیم خان ظهیرالدوله" حاکم نامدارِ کرمان در عصر قاجار بود که رضاشاه پهلوی او را، ضمن خلع درجه از کرمان به مشکین‌شهر تبعید نمود. "قلمستان عطا" در حومه مشکین‌شهر به نام "عطاءالمُلک ابراهیمی" است. 
     
    "هلیا" نامی که نادر ابراهیمی ابداع کرد
    نادر ابراهیمی، با خانم "فرزانه منصوری" ازدواج نمود که حاصل این ازدواج 3 فرزند به نامهای، هلیا، اریکا و رایکا است. وی در سال 1345 در سفری از تهران به اصفهان برای قهرمان داستان رمان "باری دیگر شهری که دوست می‌داشتم" نام هلیا را ابداع کرد. این نام از حروف کلمه "الهی" گرفته شده و اولین بار توسط نادر ابراهیمی به کار رفت. پس از انتشار این کتاب نام "هلیا" در ایران توسط بسیاری از خوانندگان کتاب برای فرزندان دختر خود انتخاب و در میان مردم رواج یافت. این اسم 17499 بار در سازمان ثبت و احوال ثبت گردید.
     
  • +تحصیلات

    ابراهیمی تحصیلات مقدماتی را در تهران گذراند و از "دبیرستان دارالفنون" دیپلم ادبی خود را گرفت. پس از آن به دانشکده حقوق دانشگاه تهران رفت اما پس از دو سال مجبور شد رشته حقوق را رها نماید زیرا مخالفت‌های وی با رژیم پهلوی، موجب اخراج وی از دانشگاه و عدم امکان ادامه تحصیل او در این رشته شد. او پس از مدتی مجدداً وارد دانشگاه تهران شد و توانست کارشناسی خود را در رشته‌ زبان و ادبیات انگلیسی به اتمام برساند.

     

  • +فعالیت‌های سیاسی قبل از پیروزی انقلاب

    شرکت در فعالیت‌های سیاسی در سیزده سالگی، تجربه زندان و بازجویی را برای ابراهیمی به دنبال داشت. مسأله ای که شاید در شکل‌گیری باورهای سیاسی این نویسنده که غالب آثار او را نیز متأثر از خودساخته‌اند نقشی اساسی بر عهده داشته باشد. او می‌گوید: «دلم می‌خواست سیاستمدار بشوم، یک سیاستمدار واقعی؛ سیاستمداری که به مردم راست بگوید و به خاطر آزادی همان قدر بجنگد که به خاطر رفاه، به خاطر وطن همان قدر که به خاطر اعتقاد. افسوس اما که دیگر گذشته است و تابوتم را بر سر دست می‌برند».
    زمانی که اولین مجموعه داستانی ابراهیمی با نام "خانه‌ای برای شب" در سال 1342 چاپ شد ابراهیمی به دلیل فعالیت‌های سیاسی ضد رژیم در زندان "محمد رضا شاه" بود. ابراهیمی از جوانی وارد دنیای سیاست شده بود و به گرایشات چپی تمایل پیدا کرده بود، راهی که بسیاری از جوانان ایرانی ناراضی از حکومت پهلوی و کنجکاو و موافق به شعارهای حمایت از محرومان و کارگران بدان متمایل می‌شدند. 
    به گفته همسرش، ابراهیمی ‌از 15 خرداد سال 1342 شیفته مبارزات امام خمینی شد و از همان سال‌ها کارهای مبارزان را ادامه داد. قصه‌های "بزی که گم شد"، "کلاغ‌ها"، "سنجاب‌ها" از جمله شاهکارهای وی در زمینه ادبیات کودک بودند که ابراهیمی آن‌ها را با مفهوم سیاسی از زبان حیوانات در بین سال‌های 1348 تا 1353 به صورت انتقادی نوشت.
     
    راه‌اندازی مؤسسه ایران‌شناسی
    او نخستین مؤسسه‌ غیرانتفاعی-غیردولتی ایران‌شناسی را تأسیس کرد و هزینه و زحمت‌های فراوانی برای سفر، تهیه‌ فیلم و عکس و اسلاید از سراسر ایران و بایگانی کردن آن‌ها صرف نمود؛ اما این موسسه به خوبی شناخته و به ‌کار گرفته نشد و با فرارسیدن انقلاب و جنگ، فعالیت آن متوقف گردید.

     

  • +پیروزی انقلاب و تأثیر آن بر آثار ابراهیمی

    پیروزی انقلاب اسلامی ایران تأثیر زیادی بر آثار نادر ابراهیمی داشت، به خصوص که او سانسور و بی‌توجهی و ناآگاهی مسئولان وزارت فرهنگ و هنر پهلوی را بر تألیفات خود مشاهده کرده بود، ولی بعد از انقلاب حجم آثار چاپی نادر ابراهیمی بسیار بیشتر از قبل شد.
     
    تلاش برای ارائه تصویری دست‌یافتنی از امام خمینی(ره) به جوانان 
    نادر ابراهیمی در کتاب "سه‌ دیدار با مردی که از فراسوی باور ما می‌آمد" می‌کوشد برای جوان امروزی که بعد از رحلت امام(ره) به دنیا آمده است و مخاطب زندگی امام خمینی به قلم او می‌شود، شخصیتی دست‌یافتنی بسازد تا جوانان همواره به سوی حقیقت سوق پیدا کنند.
    فرزانه منصوری، همسر نادر ابراهیمی درباره کتاب "سه‌ دیدار با مردی که از فراسوی باور ما می‌آمد" که به جنبه‌های مختلف شخصیت امام خمینی پرداخته است، می‌گوید: «نادر ابراهیمی از همان سال 1342 امام خمینی را به عنوان مبارزی واقعی و آشتی‌ناپذیر می‌دانست و از همان سال‌ها پیگیر مبارزات ایشان بود».
     
  • +فعالیت‌های آموزشی ابراهیمی

    ابراهیمی به رشته‌های مختلف هنری علاقمند بود و به مطالعه و تحقیق در آن‌ها می پرداخت. او علاوه بر فعالیت در رشته‌های نقاشی، مجسمه‌سازی، ترانه‌سرایی و آهنگ‌سازی در دروسی چون هنرشناسی، سینما، زیباشناسی، تحلیل فیلم، کارگردانی، فیلم‌نامه نویسی و داستان نویسی به تدریس پرداخت: 
    تدریس فیلم‌نامه‌نویسی و کارگردانی و تحلیل فیلم در دفتر تبلیغات اسلامی "حوزه‌ علمیه‌ قم"
    تدریس فیلم‌نامه‌نویسی و اصول کارگردانی و تحلیل فیلم در دفتر فیلم‌سازی "سپاه پاسداران" 
    تدریس فیلم‌نامه‌نویسی و اصول داستان‌نویسی در "دانشکده‌ صدا و سیما" 
    تدریس اصول داستان‌نویسی و تحلیل فیلم در "دانشگاه هنر"
     
    شاگردان نادر ابراهیمی 
    وی با تدریس در رشته‌های مختلف، کسانی را به جامعه هنری فرستاد که از مدرسین و هنرمندان معروف شدند. از جمله: "کیومرث پوراحمد" ، "ابراهیم حاتمی کیا"، "احمد رضا احمدی" شاعر، "کمال تبریزی" و "نورالدین زرین کلک" پدر انیمیشن ایران که ابراهیمی را مشوق خود برای کار در زمینه کودکان می‌داند.
     
  • +فعالیتهای ادبی، هنری و ورزشی

    از فعالیت در سینما و تلویزیون تا راه‌اندازی مدرسه سینمایی سپاه
    ابراهیمی کار فیلم‌نامه نویسی را با نوشتن فیلم‌نامه "آنکه خیال بافت، آنکه عمل کرد" در سال 1346 شروع کرد و چندین فیلم مستند و سینمایی و مجموعه تلویزیونی را نوشته و کارگردانی نمود و آهنگ‌ها و ترانه‌هایی برای آن‌ها ساخت. فیلم‌نامه "آنکه خیال بافت، آنکه عمل کرد" توسط "مرتضی ممیز" کارگردانی شد. همچنین ابراهیمی مدرسه سینمایی سپاه را بنیان‌گذاری نمود.
     
    تأسیس مؤسسه‌ "همگام با کودکان و نوجوانان"
    نادر ابراهیمی فعالیت حرفه‌ای خود در زمینه‌ ادبیات کودکان را در سال 1350 با تأسیس مؤسسه‌ "همگام با کودکان و نوجوانان” با همکاری همسرش "فرزانه منصوری" آغاز کرد. این مؤسسه، به منظور مطالعه در زمینه‌ مسائل مربوط به کودکان و نوجوانان برپا شد و فعالیتش را در حیطه‌ نوشتن، چاپ و پخش کتاب، نقاشی، عکاسی و پژوهش درباره‌ خلق‌وخو، رفتار و زبان کودکان و نیز بررسی شیوه‌های یادگیری آنان دنبال کرد.
    ”همگام با کودکان و نوجوانان” عنوان "ناشر برگزیده‌ آسیا" و "ناشر برگزیده‌ نخست جهان" را از جشنواره‌های آسیایی و جهانی تصویرگری کتاب کودک دریافت کرد. ابراهیمی در زمینه‌ ادبیات کودکان، جایزه‌ نخست براتیلاوا، جایزه‌ کتاب برگزیده‌ سال ایران و چندین جایزه‌ دیگر را دریافت نمود.
     
    تأسیس "گروه‌ کوهنوردی ابرمرد"
    ابراهیمی در زندگی پرفرازونشیب خود، به فعالیت‌های ورزشی علاقمند بود و به فعالیت در رشته‌های مختلف ورزشی پرداخت. او یکی از قدیمی‌ترین گروه‌های کوهنوردی به نام "گروه ابرمرد" را تأسیس کرد و به اکثر قلل ایران صعود نمود و تا آخرین روزهای عمر از قدم زدن و تنفس در فضای کوه غافل نبود و در سال 1374 کتابی با نام "یک صعود باورنکردنی" را نوشت. در بخشی از این کتاب نوشته بود: «... چهل و شش سال است بی‌وقفه به کوه رفته‌ام و همیشه عاشق کوه بوده‌ام و اگر روحم برخوردار از مختصر طهارتی باشد، محصول همه ساعت‌ها و روزها و شب‌هایی است که در کوه گذرانده‌ام...». 
     
  • +دیدگاه ابراهیمی در خصوص دفاع مقدس

    نادر ابراهیمی در دوران دفاع مقدس، به همراه "علی کلیج" و "ابراهیم حاتمی‌کیا" فیلم‌ساز جوان و گمنام آن زمان که هر دو از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران بودند و نیز با همراهی "کمال تبریزی" از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، برای انجام پژوهش مقدماتی و تهیه گزارش، در فروردین ‏ماه 1365 به مناطق جنگی جنوب سفر کرد. او حاصل این سفر را اولین‌بار در سال 1366 در کتابی به نام "با سرودخوان جنگ در خطه نام و ننگ" چاپ کرد.
    این کتاب یادداشت‌های پراکنده نادر ابراهیمی و روایت او از جبهه‌های جنگ در مرزی میان واقعیت و احساسات است که توانست به خوبی "معنویت حقیقی" را نشان دهد و در بخش‌هایی، خلوص نیت، هیئت‌ها و عشق به امام حسین (ع) یا نماز شب رزمندگان را روایت ‌کند. 
     
    دفاع مقدس، دلاورانه‌ترین جنگ دنیا
    ابراهیمی در بخشی از کتاب "با سرودخوان جنگ در خطه نام و ننگ" می‌گوید: «این، به اعتقاد خالص و صادقانه من، عظیم‌ترین، مؤمنانه‌ترین، دلاورانه‌ترین، ایرانی‌ترین و نیز سالم‌ترین جنگی است که ملت ما از آغاز تاریخ خود تاکنون داشته است. از آغاز تاریخ یعنی از زمانی که ملتی یا سرزمینی به نام ایران یا نامی نزدیک به آن و یا حتی اقوامی به نام پارس و ماد در این سرزمین زیسته‌اند و تا آنجا که می‌توان خاطره محوی از آن را در اسناد و مدارک تاریخی یافت از زمان دولت ایلام و هجوم آریاهای سرمازده به این خاک...».
     
    تقدیم کتاب "با سرودخوان جنگ در خطه نام و ننگ" به "کلیج" و "حاتمی کیا"
    ابراهیمی می‌گوید: «این جنگ قبل از هر چیز یک نکته بسیار بنیادی از یاد رفته را به یاد همه ما آورد؛ و آن اینکه ما ملتی ترسو، بزدل، توسری خور، تریاکی، تسلیم و بی‌حمیت نیستیم و سپس این نکته را که ایمان، انگیزه و  اسلحه عظیم و خطیری است برای تهی‌دستان و غیرتمندانه جنگیدن و پیروز شدن...
    من به خاطر غرور و افتخاری که از این رزم بزرگ احساس می‌کنم این کتاب بسیار کوچک را به رزمندگان دلاور میهن مقدسم به مؤمن‌ترین مردان جهان امروز بچه‌های سپاه پاسداران، به خصوص کلیج و حاتمی کیا، دو تن از همسفران خوبم در جبهه‌های جنوب پیشکش می‌کنم».
     
    نخستین جنگ آزادی‌خواهانه، داوطلبانه و معنوی ملت ما
    ابراهیمی می‌گوید: «ما، از نبردهای اسطوره‌ای و افسانه‌ای که بگذریم بدون شک سه نوع جنگ داشته‌ایم و نه بیشتر. نخست؛ جنگ‌های تجاوزکارانه، ستمگرانه یا امپریالیستی که به اراده شاهان و شاهزادگان بوده کمترین ارزش و اعتبار انسانی نداشته و توده مردم، عقلا و منطقاً خواهان و دوستدار چنین جنگ‌هایی نبوده‌اند.
    دوم؛ جنگ‌های داخلی که شاهک‌ها، امیرک‌ها،‌ راهزنان صاحب قشون و زمین‌داران بزرگ با یکدیگر داشته‌اند و در جملگی آن‌ها خون هم‌وطنان رنجیده ما بر خاک می‌ریخته است به نظر حرص و بیشتر خواهی حکام محلی و فرمانروایان.
    سوم جنگ‌های تدافعی در مقابل مهاجمان و تجاوزکاران که متأسفانه غالباً با شکست و سرافکندگی همراه بوده و با تجزیه ایران و تکه پاره شدن وطن تاریخی ما قرین که اگر به پیروزی هم می‌رسیده باز از اساس، جنگ حکومت‌ها با حکومت‌ها بوده نه جنگ ایمان و اراده و انتخاب...
    در حقیقت اگر از چند جنگ دریایی و دلاورانه میرمهنای دغابی و هم رزمانش با اجانب، چند نبرد جانبازانه و غمناک عباس میرزای غیرتمند و نهایتاً از نخستین جنگ‌های رهایی‌بخش آقا محمدخان قاجار که گفته بود من از سرزمین اُروس چیزی نمی‌خواهم فقط ایران را می‌خواهم. بگذریم، جنگ کنونی، نخستین جنگ آزادی‌خواهانه، داوطلبانه و معنوی ملت ما در تمام تاریخ حیات این ملت است و شکل تازه‌ای از جنگ‌های استقلال و اعتقاد در سراسر جهان».
     
  • +ویژگی نثر ابراهیمی

    ابراهیمی از سال 1369 به بعد تصمیم گرفت نظرات خود را در زمینه ادبیات کودک و بزرگ‌سال ارائه دهد. همچنین تحلیل نقاشی‌های "علی اکبر صادقی" و "علی کوثر احمدی" را انجام داد و قول نوشتن تحلیل‌هایی بر آثار هنرمندانی دیگر را نیز داد اما انجام نشد. ابراهیمی در مجموعه مقدمه ‏نویسی‏ هایش، همواره از تجربیات و دیدگاه‌های خود درباره مراحل مختلف کار ادبی برای کودکان جملاتی را می‌گفت؛ شاهد این مدعا تکرار جملاتی شبیه "تجربه شده است" در متن کتاب‌هاست.
    با نگرشی در آثار ابراهیمی مشاهده می‌شود که او در نوشتن موفق ولی در تألیف نثرهای انتزاعی درخشش خوبی نداشته است. شاید دلیل آن داشتن نثری ملال‌آور و نوشتن از مرگ در فضای ناامیدانه و متأثر از جو زمانه و در نتیجه قطع ارتباط صحیح با خواننده و از دست رفتن موضوع در خلال داستان باشد. یاس و ناامیدی به شکلی فراگیر در نوشته‌های ابراهیمی حضور دارند و قهرمان‌های داستان‌های او عموماً با شکست، مرگ و یا سرخوردگی مواجه می‌شوند. از تحولات نوشتاری و تغییر سبک یک نویسنده می‌توان به تغییرات درونی منعکس از اوضاع زمانه او پی برد.
    برخی معتقدند نادر ابراهیمی همچون "تقی مدرسی" از نثر کهنه نمای طبری که خالی از رگه‌های شعری نیست تقلید و به افسانه نویسی و اسطوره نویسی گرایش پیدا کرده است. در نقد روش‌شناسی ابراهیمی، او نشان داد شیفته روشنفکرنمایی‌های رایج عصر خود شده و به نوشتن داستان‌های تمثیلی به تقلید از تورات روی آورده، داستان‌هایی واقع‌گرایانه که در فضایی ذهنی می‌گذرند و تمام کوشش نویسنده صرف ایجاد موقعیت‌های بیمارگونه و مالیخولیایی برای شخصیت‌ها می‌شود. گفتگوهای فیلسوفانه سطحی با نثر ملال‌آوری که نه کلاسیک است و نه نثر زنده امروز، داستان‌های تمثیلی ابراهیمی را می‌سازند. 
     
    تقسیم‌بندی آثار ابراهیمی    
    با نگاهی به آثار ابراهیمی می‌توان آن‌ها را به چهار دسته تقسیم نمود:
    آثاری که از ذهن او ناشی شده است؛
    آثاری که بازنویسی متون کلاسیک به زبان امروزی می‌باشند؛
    تألیفاتی که حاصل پژوهش ابراهیمی است؛
    متونی که از طریق ترجمه آثار دیگران به عرصه ادبیات ایران وارد شده‌اند. 
     
    در نقد آثار ابراهیمی
    در نقد آثار ابراهیمی در موضوعات مورد علاقه‌اش، بیگانگی و مرگ، نمود بیشتری دارند که این عناصر بااراده و اعتقاد به سرنوشت بی‌معنی می‌شوند و نگرش پوچ انگارانه و بدبینانه نویسنده را نشان می‌دهند. رهایی فلسفی هم همان کلی بافی های تکراری "آینده" و "خورشید" است.
    ابراهیمی در مقدمه‌ای که بر مجموعه "خانه‌ای برای شب" نوشت، علی‌رغم پذیرش برخی ضعف‌ها در ساختار داستان‌هایش، به شکلی متفاوت با قبول انتقاد از داستان‌هایش گفته است: «من نثر را چون جامه‌ای بر تن موضوع نمی‌بینم که آرایش این جامه، تن را در غربت نگه دارد و در ناشناختگی. اگر موضوع یا محتوا، گهگاه در قصه‌های من غریب و دور از دست می‌ماند ضعف من است، نه گناه آراستگی نثر...».
     
  • +ابراهیمی در عرصه داستان

    به دلیل علاقه ابراهیمی به روستاهای ایران و تألیفات متعدد در این زمینه، او در کنار نویسندگانی مانند "محمود دولت آبادی"، "صمد بهرنگی"، "احمد محمود" و ... به نویسنده "داستان روستایی" معروف می‌باشد.
    در عرصه داستان، یکی از بهترین کارهای ابراهیمی "آتش بدون دود" در هفت جلد است که روایتگر رنج و مبارزات طولانی ترکمن هاست. از این رمان استقبال خوبی به عمل آمد و پس از چندی با آهنگ‌سازی "بهروز دولت آبادی" معروف به "چای اغلو" به سریال تلویزیونی نیز تبدیل شد.  سه جلد اول این رمان قبل از انقلاب و چهار جلد بعدی پس از انقلاب به چاپ رسید. ابراهیمی در این رمان قصد داشت تاریخ قوم کرد را بیان نماید ولی تا جایی پیش رفت که هر از گاه از فضای داستان خارج و به محیط مقالات تحلیل سیاسی متمایل می‌شد. 
     
    قصه‌های ایرانی با تاریخ 5 هزار ساله
    ابراهیمی معتقد بود که ایران دارای سابقه پنج هزار ساله در بیان قصه می‌باشد. بدین خاطر کتاب " تاریخ تحلیلی پنج هزار سال ادبیات داستانی ایران" را تألیف نمود. ابراهیمی برای نوشتن چنین مجموعه‌ای تلاش فراوانی نمود و درس بزرگی به محققین جوان ایران داد. او می‌گوید: «بار دیگر به یاد نو کاران و پژوهشگران جوان بیاورم که علی رغم امکانات کار کردن، کار است. معنی خستگی واقعی را فقط کسی می‌فهمد که با خستگی می‌جنگد، نه کسی که به خستگی تن می‌سپارد. در خستگی لذتی عظیم است، مشروط بر آنکه صمیمانه و سرسختانه،‌ لحظه به لحظه با آن جنگیده ‌باشی. کارهای بزرگ ـ اگر بتوان آن کار را بزرگ نامید ـ گریه‌های شبانه می‌خواهد، خفت کشیدن می‌خواهد، از درد به خود پیچیدن می‌خواهد و باز گریه‌های شبانه می‌خواهد».
     
  • +آثار و تألیفات

    آثار ابراهیمی برای بزرگ‌سالان 
    خانه‌ای برای شب
    آرش در قلمرو تردید (یا: پاسخ‌ناپذیر)
    مصابا و رویای گاجرات
    بار دیگر شهری که دوست می‌داشتم، 1345
    هزارپای سیاه و قصه‌های صحرا
    افسانه باران
    در سرزمین کوچک من - منتخب آثار
    تضادهای درونی
    انسان - جنایت – احتمال، 1350
    مکان‌های عمومی
    رونوشت بدون اصل
    در حد توانستن - شعرگونه
    غزل داستان‌های سال بد
    ابن مشغله، زندگینامه، جلد اول، 1352
    ابوالمشاغل، زندگینامه، جلد دوم، 1365
    فردا شکل امروز نیست
    براعت استهلال، از مجموعه "ساختار و مبانی ادبیات داستانی"
    مقدمه‌ای بر فارسی‌نویسی برای کودکان
    مقدمه‌ای بر مصورسازی کتاب‌های کودکان
    مقدمه‌ای بر مراحل خلق و تولید ادبیات کودکان
    مقدمه‌ای بر آرایش و پیرایش کتاب‌های کودکان
    دور ایران در شش ساعت، گزارش دومین نمایشگاه ایران‌گردی در سال 1371
    چهل نامه کوتاه به همسرم
    آتشْ بدون دود، داستان بلند هفت جلدی، 1352 تا 1371
    با سرودخوان جنگ، در خطه نام و ننگ
    یک صعود باورنکردنی
    تکثیر تأسف‌انگیز پدربزرگ، 1375
    مردی در تبعید ابدی، بر اساس زندگی ملاصدرا
    حکایت آن اژدها
    بر جاده‌های آبی سرخ، داستان بلند 10 جلدی، بر اساس زندگی "میر مهنای دوغابی"
    صوفیانه‌ها و عارفانه‌ها، بخشی از "تاریخ تحلیلی پنج هزار سال ادبیات داستانی ایران"
    یک عاشقانه آرام
    سه دیدار با مردی که از فراسوی باور ما می‌آمد
    طراحی حیوانات - طرح‌های کوثر احمدی، با گفتاری تحلیلی در باب مفاهیم و تعاریف "طرح" در هنرها
    الف با، تحلیل فلسفی 50 طرح از "علی‌اکبر صادقی" نقاش
    پیشگفتار "کوچه‌های کوتاه"، مجموعه قصه‌های کوتاه گروهی از شاگردان نادر ابراهیمی
     
    آثار ابراهیمی برای کودکان و نوجوانان
    کلاغ‌ها
    سنجاب‌ها
    دور از خانه
    قصه‌ گل‌های قالی
    پهلوان پهلوانان؛ پوریای ولی 
    باران، آفتاب و قصه‌ کاشی 
    بزی که گم شد
    من راه خانه‌ام را گم کرده‌ام
    سفرهای دور و دراز هامی و کامی در وطن
    پدر چرا توی خانه مانده است، از مجموعه‌ قصه‌های انقلاب برای کودکان
    جای او خالی، از مجموعه‌ قصه‌های انقلاب برای کودکان
    نیروی هوایی، از مجموعه‌ قصه‌های انقلاب برای کودکان
    سحرگاهان همافرها اعدام می‌شوند، از مجموعه‌ قصه‌های انقلاب برای کودکان
    برادرت را صدا کن، از مجموعه‌ قصه‌های انقلاب برای کودکان
    برادر من مجاهد، از مجموعه‌ قصه‌های انقلاب برای کودکان
    برادر من فدایی، از مجموعه‌ قصه‌های انقلاب برای کودکان
    جنگ بزرگ از مدرسه‌ امیریان، از مجموعه‌ قصه‌های انقلاب برای کودکان
    نامه‌ فاطمه، از مجموعه‌ قصه‌های انقلاب برای کودکان
    پاسخ‌نامه‌ فاطمه، از مجموعه‌ قصه‌های انقلاب برای کودکان
    مامان! من چرا بزرگ نمی‌شوم، از مجموعه قصه‌های ریحانه خانم
    روزی که فریادم را همسایه‌ها شنیدند، از مجموعه قصه‌های ریحانه خانم
    آدم وقتی حرف می‌زند چه شکلی می‌شود، از مجموعه قصه‌های ریحانه خانم
    درخت قصه ـ قمری‌های قصه
    عبدالرزاق پهلوان
    آن‌که خیال بافت و آن ‌که عمل کرد
    حکایت کاسه‌ آب خنک، از مجموعه‌ نوسازی حکایت‌های خوب قدیم برای کودکان
    حکایت دو درخت خرما، از مجموعه قصه‌های ریحانه خانم
    آن شب که تا سحر، از مجموعه قصه‌های ریحانه خانم
    قلب کوچکم را به چه کسی هدیه بدهم؟ 
    مثل پولاد باش پسرم؛ مثل پولاد، از مجموعه‌ ایران را عزیز بداریم
    داستان سنگ و فلز و‌ آهن، از مجموعه‌ ایران را عزیز بداریم
    با من آشنا شد، از مجموعه‌ ایران را عزیز بداریم
    با من دوست شو، از مجموعه‌ ایران را عزیز بداریم
    هستم اگر می‌روم؛ گر نروم نیستم، از مجموعه‌ ایران را عزیز بداریم
    راستی اگر نبودم، از مجموعه‌ ایران را عزیز بداریم
    کمیاب و قیمتی اما ...، از مجموعه‌ ایران را عزیز بداریم
    مدرسه‌ بزرگ‌تری هم وجود دارد، از مجموعه‌ ایران را عزیز بداریم
    گل‌آباد دیروز؛ گل‌آباد امروز، از مجموعه‌ ایران را عزیز بداریم
    گل‌آباد امروز؛ گل‌آباد فردا، از مجموعه‌ ایران را عزیز بداریم
    فرهنگ فرآورده‌های فلزی ایران، از مجموعه‌ ایران را عزیز بداریم
    هفت آموزگار مهربان، از مجموعه‌ ایران را عزیز بداریم
    ما مسلمانان این آب و خاکیم 
    قصه‌ سار و سیب
    قصه‌ موش خودنما و شتر باصفا
    با من بخوان تا یاد بگیری
    حالا دیگر می‌خواهم فکر کنم
    قصه‌ قالیچه‌های شیری
    همه‌ گربه‌های من (1 و 2)
     
    نمایش‌نامه‌ها
    اجازه هست آقای برشت؟، 1349
    یک قصه ‌معمولی و قدیمی در باب جنایت، حاوی یک نمایشنامه، اوایل دهه 50
    وسعت معنای انتظار، حاوی سه قصه‌ نمایشی، 1355 
     
    ترجمه‌ها
    مویه کن سرزمین محبوب، ترجمه با همکاری "فریدون سالک"
    آدم‌آهنی، نوشته تد هیوز، ترجمه با همکاری "احمد منصوری"
    درخت قصه ـ قمری‌های قصه، ترجمه به زبان روسی در ترکمنستان
    از پنجره نگاه کن، نوشته جان والش آنگلوند، ترجمه با همکاری "احمد منصوری" 
    دوست؛ کسی است که آدم را دوست دارد، ترجمه با همکاری احمد منصوری
     
    فیلم‌نامه‌ها
    صدای صحرا، 1348
    آتش بدون دود، 1353 تا 1354
    روزی که هوا ایستاد، 1353 تا 1354
    سفرهای دور و دراز هامی و کامی، در نشریه سروش 1355 تا 1357
    آخرین عادل غرب، 1369
     
  • +بهترین آثار هنری ابراهیمی

    شاهکارهای هنری ابراهیمی عبارتند از: داستان "دشنام" از مجموعه "خانه‌ای برای شب"، رمان "آتش بدون دود"، رمان حماسی و وطن‌پرستانه "باری دیگر شهری که دوست می‌داشتم" و داستان بلند سه‌ جلدی بر اساس زندگی امام خمینی(ره) با نام "سه دیدار با مردی که از فراسوی باور ما می‌آمد".

     

  • +فعالیت‌های سینمایی و تلویزیونی نادر ابراهیمی

    نویسندگی و کارگردانی فیلم سینمایی "صدای صحرا"، تهیه ‌شده در "سینما تئاتر رکس"، در سال 1354
    نویسندگی و کارگردانی فیلم مستند "علم‌کوه و تخت سلیمان" 
    نویسندگی و کارگردانی فیلم مستند "گل‌های وحشی ایران"؛ قسمت اول: آذربایجان ـ گل‌های خردادی ـ تهیه ‌شده در تلویزیون
    نویسندگی و کارگردانی فیلم داستانی "پدر در کوهستان" (یا: ما از راه دیگری می‌رویم)، تهیه‌ شده در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
    نویسندگی و کارگردانی مجموعه‌ تلویزیونی 36 ساعته‌ "آتش بدون دود"، تهیه‌ شده در تلویزیون، در سال 1353 - 1354 
    نویسندگی و کارگردانی 50 ساعت از مجموعه‌ تربیتی آموزشی "سفرهای دور و دراز هامی و کامی در وطن"، تهیه ‌شده در تلویزیون، در سال 1356 - 1357
    نویسندگی و مشاورت کارگردانی مجموعه‌ کوتاه تلویزیونی "هفته‌ دولت"
    نویسندگی و مشاوره‌ کارگردانی و تدوین مجموعه‌ 13 قسمتی "جمعه‌ خونین مکه"
    نویسندگی و کارگردانی و تدوین فیلم 61 دقیقه‌‌ای "شرکت نفت در سخت‌ترین سال‌ها"
    نویسندگی و کارگردانی و تدوین یک مجموعه‌ تلویزیونی به‌ نام "اسناد کهنه، تاریخ نو"
    نویسندگی و کارگردانی فیلم مستند ”صحرای دوگانه”
    نویسندگی و کارگردانی فیلم سینمایی "روزی که هوا ایستاد"
    نویسندگی فیلم‌نامه‌ فیلم سینمایی "دست شیطان" و دو فیلم‌نامه‌ چاپ‌شده: صدای صحرا و آخرین عادل غرب
    گفتار متن فیلم‌های مستند "ارگ بم"، "گلاب قمصر"، "پ مثل پلیکان"، بخشی از "مغول‌ها"، ‌"تپه‌های قیطریه"، "آن‌که خیال بافت و آن‌که عمل کرد و کایت"
     
  • +فعالیت در زمینه شعر و موسیقی

    ابراهیمی در سرودن شعر نیز استعداد داشت. دو ترانه "تصویر وطن" و "سفر به خاطر وطن" از اوست و قطعه این عشق پاک را می‌سراید اما "سفر به خاطر وطن" مشهورتر است، این قطعه پیش از انقلاب اسلامی همراه مجموعه تلویزیونی "سفرهای دور و دراز هامی و کامی" با نویسندگی و کارگردانی نادر ابراهیمی که طرح اولیه این قطعه را به "فریدون شهبازیان" نوازنده، ارائه داد و شهبازیان پس از نهایی کردن آن به عنوان رهبر و تنظیم‌ کننده ارکستر و گروه نوازندگان آن را به روی صحنه برد که در دهه 50 بارها از تلویزیون پخش شد که به‌ خاطر اجرای تأثیرگذار "محمد نوری" خواننده ایرانی، مورد استقبال مردم قرار گرفت که واکنش ساواک را در پی داشت. ساواک به ابراهیمی گفته بود که: «تو چه کسی هستی که براى ایران خون دل‌ خورده‌ای!».
     
    ترانه سفر به خاطر وطن
                         ما برای پرسیدن نام گلی ناشناس                 چه سفرها كرده ایم، چه سفرها كرده ایم
                         ما برای بوسیدن خاک سر قله ها                  چه خطرها كرده ایم، چه خطرها كرده ایم 
     
                                ما برای آنكه ایران        گوهری تابان شود         خون دلها خورده ایم
                                                                                                  خون دلها خورده ایم
     
                               ما برای آنكه ایران         خانه خوبان شود          رنج دوران برده ایم
                                                                                                 رنج دوران برده ایم
      
                       ما برای بوئیدن بـوی گـل نســـترن                  چه سفرها كرده ایم، چه سفرها كرده ایم
                       ما برای نوشیدن شورابه های كویر                 چه خطرها كرده ایم، چه خطرها كرده ایم
     
                              ما برای خواندن این قصه عشق به خاک            خون دلها خورده ایم
                                                                                                 خون دلها خورده ایم
     
                             ما برای جاودانه ماندن این عشق پاک               رنج دوران برده ایم
                                                                                               رنج دوران برده ایم

     

    سرود‌های نوشته‌شده و آهنگ‌های تنظیمی ابراهیمی
    ای وطن (شعر و آهنگ)، در مجموعه‌ تلویزیونی سفرهای دور و دراز هامی و کامی
    سفر برای وطن (شعر و آهنگ)، در مجموعه‌ تلویزیونی سفرهای دور و دراز هامی و کامی
    هجرت (شعر)، در نمایش‌نامه‌ سنجاب‌ها، نوشته ابراهیمی 
    دنبال دل (شعر و آهنگ)، در نمایش‌نامه‌ سنجاب‌ها، نوشته ابراهیمی
    سرود کوه نوردان (شعر و آهنگ)
     
    آثار ابراهیمی در عرصه تصویرسازی
    "قصه پیرزنی که دلش می‌خواست تمیزترین خانه دنیا را داشته باشد"، تألیف شکور لطفی
    "ما بوته گل سرخ را از خواب بیدار می‌کنیم"، تألیف شکور لطفی
    "سومین هدیه"، جان کرو، ترجمه فرزانه منصوری
    "گل هفت رنگ"، کاتالیو والنتین، ترجمه المیرا دادور
    "راه دور"، تألیف مریم زندی
     
  • +جوایز و افتخارات

    "دور از خانه"، قصه برگزیده آسیا از سوی "سازمان جهانی یونسکو" و کتاب برگزیده "شورای کتاب کودک" در سال 1347
    آدم‌آهنی، کتاب برگزیده از سوی "شورای کتاب کودک" در سال 1351
    نویسندهٔ برگزیدهٔ ادبیات داستانی 20 سال بعد از انقلاب به خاطر داستان بلند و هفت جلدی "آتش بدون دود"
    کلاغ‌ها، جایزه اول "فستیوال کتاب‌های کودکان" توکیوی ژاپن، جایزه اول "سیب طلایی" براتیسلاوا، جایزه اول "تعلیم و تربیت از یونسکو"
    درخت قصه ـ قمری‌های قصه، جایزه‌ کتاب برگزیده از سوی هیأت داوران بزرگ‌سال "کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان" در سال 1369، جایزه‌ کتاب برگزیده از سوی هیأت داوران خردسال 
    ما مسلمانان این آب و خاکیم - از مجموعه "ایران را عزیز بداریم" دریافت جایزه نخست آسیایی تصویرگران کتاب کودک در سال 1370
    قلب کوچکم را به چه کسی هدیه بدهم؟، دیپلم افتخار "نخستین نمایشگاه تصویرگران کتاب کودک" و دیپلم افتخار "نخستین نمایشگاه بین‌المللی تصویرگران کتاب کودک"در سال 1372
    عبدالرزاق پهلوان، کتاب برگزیده از سوی "آکادمی المپیک" همایش فردوسی و اخلاق پهلوانی در سال 1384
    پهلوان پهلوانان؛ پوریای ولی، کتاب برگزیده از سوی "آکادمی المپیک" همایش فردوسی و اخلاق پهلوانی در سال 1384، جایزه‌ بزرگ "جشنواره‌ کتاب کودک کنکور نوما"، ژاپن در سال 1357

     

  • +در گذشت

    نادر ابراهیمی از سال 1378 بر اثر حمله‌های قلبی و تومور مغزی بیمار شد و به دنبال آن، خانه‌نشین، کم کار، کم حرف و نیز دچار فراموشی گردید. مدت کوتاهی سلامتی خود را بدست آورد ولی به دلیل بیماری، دیگر مانند گذشته نتوانست به کارهایش ادامه دهد چرا که بیماری سبب ناتوانی او در نوشتن شده بود.
    ابراهیمی بعد از تحمل 9 سال بیماری، بعدازظهر روز پنج‌شنبه 16 خردادماه سال 1387 در سن 72 سالگی در تهران گذشت. وی در پایان یکی از بخش‌های رمان "آتش بدون دود،" از آرزویش مبنی بر دفن در "ناهار خوران گرگان" در زیر قطعه سنگی سیاه و ساده یا زیر درختی نارنج گفته بود.
     


ویرایش این مطلب، یا ارسال نظر