میرزا محمد تقی شیرازی

 

آیت الله محمد تقی شیرازی معروف به میرزای دوم، رهبر دینی و سیاسی شیعیان بخصوص مردم عراق در قرن سیزدهم هجری در مبارزه با استعمار انگلیس می باشد. وی جانشین و شاگرد میرزای شیرازی (صاحب فتوای تنباکو) بود.

 


امتیاز دهی به مطلب:
 

به اشتراک گذاری مطلب:
ارسال به دوستانارسال به دوستان
  • -زندگینامه

    ميرزا محمد تقى در سال 1258 ق (1221 ش) در شيراز به دنيا آمد. پدرش ميرزا محب على شيرازى بود. او دوران كودكى را در زادگاهش گذراند و آنگاه پدرش او را براى فراگيرى علوم دينى به كربلا برد.
    وی در عراق در جلسات درس بزرگانی چند شرکت نمود که مهمترین آنها میرزای شیرازی است که بعد از فوتش جانشینی و زعامت شیعه به شاگردش میرزای دوم (میرزا محمد تقی) رسید. میرزای دوم نه تنها رهبری وزعامت دینی، بلکه رهبری سیاسی مردم را نیز برعهده داشت و مشوق و هدایتگر مردم عراق در قیام علیه استعمار انگلیس بوده است.
    میرزا علیرغم مشغله بسیار هرگز از تدریس و تألیف غافل نبود. سرانجام این مرجع مبارز پس از عمری تلاش و مجاهدت در ذيحجه سال 1338 ق (1299 ش) وفات نمود. میرزای دوم فرزندانی به نامهای محمدرضا و ميرزا عبدالحسين داشته است.

     

  • +نسب و خاندان

    مردان خاندان شیرازی از رجال علم و ادب و مرجعيت شيعه در ايران و عراق و از نوادگان ابوالحسن ميرزا محمد على شيرازى بودند. ابوالحسن ميرزا (پدر قاآنى) شاعر و جد ميرزاى دوم شيرازى (ميرزا محمدتقى) بود.
    برخى از رجال اين خاندان عبارتند از:
    ميرزا حبيب الله فرزند ميرزا محمدعلى شيرازى مشهور به قاآنى، شاعر معروف شيراز عموى آیت الله ميرزا محمد تقى شيرازى
    ميرزا محب على فرزند ابوالحسن ميرزا محمد على شيرازى حائرى
    ميرزا محمدعلى فرزند ميرزا محب على آل شيرازى برادربزرگ ميرزا محمدتقى شيرازى از علما و مراجع تقليد در شهر شيراز
    آیت الله العظمى ميرزا محمد تقى فرزند ميرزا محب على، معروف به ميرزاى دوم و ميرزاى كوچك رهبر انقلاب عراق

     

  • +مدارج تحصیلی و اساتید

    محمد تقى، مقدمات علوم دينى را نزد مدرسان بزرگ كربلا همچون سيد على نقى طباطبايى آموخت. پس از آن به درس آیت الله فاضل اردكانى از استوانه هاى علم اصول درآمد.
    سپس به همراه رفيق درس و بحث خود، آیت الله فشاركى اصفهانى به سامرا رفت و در درس آیت الله ميرزا محمد حسن شيرازى (ميرزاى بزرگ) شركت نمود و پس از چندى در شمار فاضل ترين شاگردان ميرزاى بزرگ قرار گرفت و خود نيز به تدريس پرداخت. پس از درگذشت آیت الله ميرزا محمد حسن شيرازى، جمع زيادى از شاگردان وى جذب حوزه درسى او گرديدند و از دانش ايشان بهره مى جستند. در همين ايام بود كه وى به ميرزاى دوم شهرت يافت.

    اساتید
    سيد على نقى طباطبايى
    فاضل اردكانى
    سيد حسن شيرازى

     

  • +مرجعیت و زعامت دینی

    پس از وفات آیت الله سيد محمد كاظم يزدى (صاحب عروه)، آیت الله ميرزا محمد تقى شيرازى مرجع تقليد شيعيان جهان شد. محل سكونت اين زعيم بزرگ در شهر سامرا بود و از آنجا در جمادى الاول 1337 ق (1297 ش) به كربلا نقل مكان كرد و چون به كربلا رسيد، مورد استقبال بى نظير مردم شهر قرار گرفت.
    ميرزا گرچه در سن كهولت (80 سالگى) بود، ليكن روحيه اى بسيار عالى داشت و آشكارا عليه انگلستان موضع گيرى مى كرد.
    كارگزاران انگليسى نيز به خوبى مى دانستند كه روش مبارزاتى ميرزا، تند و صريح و قاطعانه است و او را به عنوان سدى استوار در برابر اهداف خود مى دانستند. از اين رو همه تلاش و دسيسه هاى خود را براى سكوت و سازش وى به كار برده ولى هرگز در اين راه توفيق نيافتند و سرانجام ضربات شكننده اى از اين پرچمدار اسلام بر پيكر استعمار انگليس در عراق وارد آمد. انقلاب سال 1920 م (1298 ش) عراق بر ضد انگلستان مرهون مبارزات و فتواهاى كوبنده ميرزا محمد تقى شيرازى است. ميرزا با وجود سن زياد و اشتغالات سياسى و اجتماعى هيچ گاه دست از تحقيق و برگزارى مجالس درس و بحث برنمى داشت و از امور طلاب و حوزه علميه غافل نبود. او سعى مى كرد جريان مبارزه و اين گونه اشتغالات، فاصله اى ميان وى و طلاب علوم دينى به وجود نياورد.

     

  • +شاگردان

    دقت نظر و ژرفكاوى ميرزا در مسائل پيچيده علمى، درسش را پربركت ساخته بود. اين ويژگى موجب گشت كه از اين نابغه علم و انديشه، شاگردان بسيارى پرورش يابند، شاگردانى كه برخى از آنان با اينكه به مرحله اجتهاد رسيده بودند از محضر ميرزا استفاده ها مى بردند و خوشه ها مى چيدند. چند تن از شاگردان وى عبارتند از:
    آیت الله شيخ آقا بزرگ تهرانى
    آیت الله شيخ عبدالكريم حائرى مؤسس حوزه علميه قم
    آیت الله شيخمحمدجواد بلاغى نجفى
    آیت الله حاج آقاحسين طباطبايى قمى
    سيد جمال الدين موسوى گلپايگانى
    آیت الله شيخ محمد كاظم شيرازى
    آیت الله شيخ محمدعلى شاه آبادى استاد اخلاق امام خمينى (ره)
    آیت الله سيد شهاب الدين مرعشى نجفى

     

  • +آثار و تألیفات

    ميرزا محمد تقى تأليفات علمى بسيارى دارد كه بخشى از آن به چاپ رسيده است. از جمله آثار او به شرح زیر است:
    حاشيه بر مكاسب شيخ انصارى
    حاشيه اى بر فرائد الاصول شيخ انصارى
    شرح الارجوزه الرضاعيه
    القصاعدالفاخر فى مدح العترة الطاهره
    حاشيه برالعروة الوثقى و ذخيره العباد ليوم المعاد

     

  • +ویژگیها و خصوصیات اخلاقی

    شيخ آقا بزرگ تهرانى درباره ميرزا محمد تقى شيرازى مى نويسد: وى فردى بسيار هوشيار و داراى اخلاقى نيكو بود. ديدار او انسان را به ياد خدا مى آورد. رخسار قدسيان را داشت. از كسى چيزى درخواست نمى كرد، حتى وقتى تشنه مى شد خود بلند مى شد و آب مى آشاميد.
    وى در امر خوراك و پوشاك و مسكن خويش بسيار قانع و زاهد بود با وجود اموال فراوانى كه از آفريقا، ايران، عراق، عربستان شيخ نشينهاى خليج و ديگر نقاط به دستش مى رسيد، خانه اى استيجارى داشت. يكى از علما مى گويد: وقتى ديدم پيراهن ميرزا وصله هاى زيادى دارد، به فرزندش ميرزا عبدالحسين گفتم چرا پيراهن وى اين گونه است، با اينكه او زعيم و قائد بى نظير انقلاب عراق است و با موقعيت وى هيچ تناسبى ندارد؟! او در پاسخ گفت:
    پدرم در شيراز مزرعه اى دارد كه از اجدادش به او رسيده است. درآمد ساليانه اين مزرعه چيزى در حدود صد تومان است. پدرم خرج زن و بچه و ديگر مخارج خود را كه شامل خوراك و پوشاك و اجاره منزل مى شود، تنها از اين راه تأمين مى كند، و چون اين مبلغ نيازمنديهاى ضرورى خانواده را تأمين نمى كند پدرم به لباسى كهنه بسنده مى كند و چيزى ديگرى را جايگزين آن نمى كند تا از همان صد تومان همه مخارج خانواده را تأمين كند.
    آیت الله ميرزا محمد تقى شيرازى فردى بسيار خويشتن دار بود. از وى مشاهده نشد كه حتى نسبت به كسانى كه درباره او جسارت و بى ادبى كردند، خشمگين شود. وى هميشه با نشاط بود و تبسمى بر لب داشت. خشوع و تواضع وى باعث مى شد كه نگاهش را هرگز به بالا نيندازد و هنگام تدريس بر فراز منبر به پايين نظر مى افكند نه به صورت شاگردانش. او علم و عمل را در زيباترين صورتش به هم آميخته بود.

     

  • +خودداری از ملاقات با انگلیسی ها

    ميرزا محمد تقى با نهايت احترام و ادب و تواضع با ديدار كنندگان خويش برخورد مى كرد. هركس به خانه اش مى آمد. براى احترام وى برمى خاست ولى در برابر دشمن متجاوز و ستمگران، با اُبهت و با صلابت بود و حاضر نبود با هيچ يك از سران انگليسى در هر رتبه اى كه باشد، ملاقات كند.
    نماينده بريتانيا در آن زمان در عراق بنام سرپرسى كاكس بارها از وى درخواست ملاقات كرد ولى همواره از جانب ميرزا جواب رد شنيد. وقتى كاكس از گرفتن وقت ملاقات با او نااميد شد، تصميم گرفت بدون وقت قبلى ناگهانى با او ديدار كند. وقتى به اين عمل اقدام ورزيد، نه تنها با خوشامدگويى ميرزا مواجه نشد جناب ايشان با چهره گرفته و آكنده از خشم و نفرت پشت به او كرد و كاكس با حالتى شكست خورده از آنجا خارج شد. عكس العمل ميرزا در مقابل او نه به اين دليل بود كه كاكس فردى خارجى به شمار مى آمد، بلكه به اين سبب بود كه او نماينده رژيمى بود كه به سرزمين اسلامى تجاوز كرده و دستش تا مرفق به خون مسلمانان آغشته بود.

     

  • +مبارزه و فعالیت های سیاسی

    آیت الله شيخ محمد كاظم شيرازى درباره شخصيت آیت الله محمد تقى شيرازى مى نويسد: ميرزا محمد تقى پيشواى انقلاب عراق و نخستين فروزنده شعله آن، از بزرگترين عالمان و مشهورترين چهره هاى عصر خويش در علم و تقوا و غيرت دينى بود. موضع گيرى با عظمت وى در برابر دولت انگليس در واقعه انقلاب عراق و طلب حقوق بر باد رفته مردم آن ديار، و امر به دفاع و صدور آن فتواى پر اهميت كه عراق را دگرگون كرد، يكى از آنهاست. و اين به سبب عظمت اين شخص در جامعه و مكانتى كه در دلهاى مردم داشت، بود. او بحق هرچه داشت و هر نيرو و امكانى كه در توانش بود، در اين راه گذاشت، حتى از فرزندان خويش نيز دريغ نورزيد، چه در همين جريان بود كه پسرش ميرزا محمدرضا دستگير شد. آرى او استقلال كشور اسلامى عراق را به بهاى جان خويش و فرزندانش خريد.
    ارزشمندترين فعاليت سياسى آیت الله ميرزا محمد تقى شيرازى، رهبرى انقلاب بزرگ عراق در 1920 م (1298 ش) بود.
    پس از اينكه انگلستان در 1914 م (1292 ش) عليه امپراتورى عثمانى اعلان جنگ كرد در ششم تشرين دوم تصميم گرفت شهر بصره در عراق را به تصرف خويش درآورد. چون اهالى بصره از اين موضوع اطلاع پيدا كردند سخت به هراس افتاده از علما كمك خواستند. عالمان آگاه به زمان اين بار نيز چون هميشه موضع گيرى مناسبى اتخاذ كردند و به نداى مظلومانه مردم بصره پاسخ مساعد دادند. آنان، هم فتــوا بر وجوب دفاع دادند و هم مردم را به پيكار عليه انگليس متجاوز تحريك و تشويق كردند. خود نيز پيشاپيش مجاهدان و عشاير عراق به طرف ميــدانهاى نبرد حـركت كردند.
    آیت الله ميرزا محمد تقى شيرازى كه ساكن كربلا بود. روح مبارزه با انگلستان را در كالبد مسلمانان دميد. خود نيز شجاعانه براى به دست آوردن حقوق پايمال شده عراقيان قيام كرد، و فتواى تاريخى و حماسى خويش را كه غيرت وطنى و دينى مردم عراق را به جوش آورد، صادر كرد و مردم عراق را براى جهاد مقدس در مقابل بريتانياى تجاوزگر مهيا نمود. در پى صدور اين فتوا، انقلابى ملى و اسلامى به نام انقلاب عشرين يا انقلاب بزرگ عراق تبلور يافت كه سرانجام به رهايى عراق از تسلط انگلستان منجر شد.
    ميرزا به طور مداوم و با پشتكارى فراوان، مردم مسلمان عراق را براى يارى دين و بيرون راندن كفار متجاوز از كشور اسلامى بر مى انگيخت. او براى رسيدن به اهداف خويش از جان خود و فرزندانش نيز دريغ نمى كرد.
    آیت الله محمد تقى شيرازى در نيمه اول سال 1919 م، شيخ مهدى خالصى را، كه از دشمنان سرسخت انگلستان بود به منظور مشاوره در امور دينى و سياسى از كاظمين به كربلا فراخواند. همچنين وى از بزرگانى ديگر مانند آیت الله كاشانى، سيد محمد على شهرستانى، ميرزا احمد خراسانى و فرزند خويش ميرزا محمدرضا براى مشاوره در امور سياسى و رهبرى نهضت استفاده مى كرد. در حقيقت اين پنج تن ياور وى در مشكلات و مصايب و مدافع ايشان در مواقع حساس و بحرانى بودند.

    ایجاد اتحاد بین شیعه و سنی
    آیت الله ميرزا محمد تقى شيرازى، فقيهى هوشمند و بيدار بود و مى دانست كه دولتهاى غربى و مخالفان اسلام بخصوص بريتانياى چپاولگر براى دستيابى به مقاصد شوم خويش و استعمار كشورهاى مسلمان، از اتحاد آنان سخت در بيم و هراس اند و با تمام قوا سعى دارند بين آنان تفرقه بيندازند. وى با درك اين واقعيت، كوشش بسيارى كرد تا ميان سنى و شيعه اتحاد برقرار كند و نقشه هاى شوم استعمار را نقش بر آب سازد.

    ترس انگلیس از میرزا
    در پى برگزارى انتخابات در عراق مخالفتهايى در شهرهايى نظير بغداد و كربلا عليه انگلستان صورت گرفت. در كربلا ميرزا محمدرضا فرزند ميرزا، تشكيلاتى به نام الجمعية الاسلاميه به وجود آورد. هدف اين گروه مبارزه با قيموميت انگلستان و آزادسازى عراق از سلطه اجانب بود. آنان در نظر داشتند پس از استقلال، عراق را تحت رياست فردى مسلمان درآورند. در آن هنگام آیت الله ميرزاى شيرازى در تقويت اين حركت، فتوايى بدين صورت صادر كرد:
    هيچ مسلمانى حق انتخاب و اختيار غير مسلمان را براى حكومت و سلطنت بر مسلمانان ندارد.
    هنوز مدتى كوتاه از فعاليتهاى جمعيت اسلامى نگذشته بود كه انگلستان تصميم به دستگيرى و تبعيد اعضاى فعال آن گرفت. و در ذيقعده 1337 ق تعدادى از اعضاى آن دستگير و به بغداد فرستاده شدند تا از آنجا به هندوستان تبعيد گردند.
    هنگامى كه ميرزا محمد تقى شيرازى از اين حادثه آگاه شد، نامه اعتراض آميزى به ويلسون نوشت و خواستار آزادى آن گروه گرديد. پاسخ نامه مأيوس كننده بود و بدين جهت آیت الله تصميم هجرت به ايران گرفت تا از آنجا فتواى جهاد عليه انگليس را صادر كند. انتشار اين خبر موجب ترس انگليس گشت و پس از مدتى تبعيد شدگان آزاد و به وطن خويش باز گردانده شدند.

     

  • +فتوای دفاعیه

    آیت الله ميرزا محمد تقى شيرازى فتواى مشهور خود را به نام فتواى دفاعيه كه مجوزى رسمى براى نهضت مسلحانه مردم عراق بود، بدين صورت صادر كرد:
    مطالبه حقوق بر عراقيان واجب است. و بر آنان واجب است در ضمن درخواستهاى خويش رعايت آرامش و امنيت را بنمايند و در صورتى كه انگلستان از پذيرش درخواستهايشان خوددارى ورزد، جايز است به قوه دفاعى متوسل شوند.
    آیت الله شيرازى به رغم كهولت و ناتوانى جسمى، به انقلاب و امور مربوط به آن بسيار اهميت مى داد. وى براى پيشبرد اهداف مقدس انقلاب عراق و تأمين نيازمنديهاى جبهه، هر چه از دستش برمى آمد انجام مى داد. نوشته اند: مقلدان آیت الله شيرازى از دورترين نقاط، وجوهات شرعى را براى وى ارسال مى كردند، لذا در برخى از روزها نزد وى انبوهى از طلا و نقره به چشم مى خورد، ولى او على رغم اصرار خانواده اش بر صرف مقدارى از آنها براى مخارج ضرورى منزل، همه را به جبهه هاى جنگ مى فرستاد.

     

  • +وفات

    ميرزا محمد تقى شيرازى، رهبر فقيه و مجاهد بزرگ انقلاب مردمى و اسلامى عراق، پس از عمرى مجاهدت و تلاش علمى و سياسى و اجتماعى و رهبرى انقلاب، نابهنگام وفات كرد و در بحبوحه انقلاب كه او مركز ثقل آن شناخته مى شد و همه اميدها به او بود، در شب چهارشنبه سيزدهم ذيحجه 1338 ق (1299 ش) به طور ناگهانی وفات نمود. پیکر ایشان پس از تشییع در حرم امام حسین علیه السلام در کربلا به خاک سپرده شد.
    آیت الله سيد هبة الدين شهرستانى كه از نزديكان ميرزاى شيرازى بود، در باره درگذشت اين مرجع و رهبر بزرگ مى گويد:
    در يكى از روزها وقتى آیت الله شيرازى براى خواندن نماز به صحن مطهر امام حسين عليه السلام مى رفت، با تعداد زيادى از جنازه هاى شهدا كه از جبهه هاى جنگ آورده شده بود، مواجه شد. اين صحنه اثر نامطلوبى بر وى گذارد به طورى كه آشكارا مى شد نشانه هاى درد و ناراحتى را در چهره اش مشاهده كرد. اين آخرين روزى بود كه وى براى اداى فريضه نماز از منزلش خارج مى شد. چون وضعيت مزاجى وى بعد از آن رو به وخامت گذاشت و به بستر بيمارى افتاد و چيزى نگذشت كه دعوت حق را لبيك گفت.

    ابهامات پیرامون وفات میرزا
    در مورد علت مرگ میرزای دوم گمانه زنیهایی وجود دارد که مرگ وی را مسمومیت به دست عمال انگلیس می دانند.
    برای نمونه آیت الله سيد مرتضى طباطبايى درباره كيفيت وفات ميرزا مى گويد:
    «انگليسيها با نيرنگ و حيله به ميرزا سم دادند و او را به قتل رساندند. اين كار توسط يكى از كارگزارانشان كه تظاهر به تدين و تقدس مى كرد و به شغل عطارى مشغول بود صورت گرفت...»
    نورالدين شاهرودى نیز در اين باره مى گويد:
    «آیت الله شيرازى در حساس ترين و بحرانى ترين دوران انقلاب در زمانى كه اين نهضت مقدس احتياج شديدى به وجود وى داشت، بيمار شد و پس از اينكه بيمارى وى شدت پيدا كرد، در شب چهارشنبه سيزدهم ذيحجه 1338 ق (1299 ش) درگذشت.
    پيكر آیت الله ميرزا محمد تقى شيرازى در صحن مطهر امام حسين عليه السلام سمت شرقى قبله به خاك سپرده شد.
    بعد از وفات اين مرجع بزرگ، رهبران مذهبى نهضت، حضرت آیت الله شيخ فتح الله اصفهانى معروف به شيخ الشريعه را براى اشراف و رهبرى انقلاب برگزيدند.
    در همان هنگام شايع شده بود كه وى با دسيسه يكى از عمال انگليسى مسموم شده است. چون اين فرد انگليسى همان عطارى بود كه در جنب منزل ميرزاى شيرازى به تهيه و فروش داروهاى گياهى مشغول بود و خانواده ميرزا براى معالجه وى از او دارو خريدارى مى كردند. اين بود كه عطار مذكور در ميان داروهاى ميرزا سم ريخته بود و بدين وسيله او را به شهادت رساند.»

     



ویرایش این مطلب، یا ارسال نظر