مقتدا صدر

 

سید مقتدا صدر، روحانی عراقی و رهبر گروه صدر و جیش المهدی که بعد از حمله آمریکا به عراق به مبارزه علیه اشغالگران پرداخت. وی به دلیل فعالیتهای سیاسی و نیز پیشینه محکم مذهبی و مبارزاتی خاندانش به عنوان فردی با نفوذ در عراق به حساب می‏آید.

 


امتیاز دهی به مطلب:
 

به اشتراک گذاری مطلب:
ارسال به دوستانارسال به دوستان
  • -زندگینامه

    سید مقتدا صدر چهارمین پسر و آخرین فرزند آیت الله شهید سید محمد صدر از علمای برجسته و با نفوذ عراق، متولد 20 ذیحجه سال 1393 قمری، (24 مردادماه سال 1352، 14 ژانویه 1974) می‌باشد. پدر و دو تن از برادرانش به خاطر نقش محوری که در مبارزه مردم این کشور علیه صدام داشتند؛ در حادثه‌ای تروریستی به دست عوامل رژیم بعث عراق به شهادت رسیدند. وی همچنین داماد آیت الله شهید سید محمد باقر صدر پسر عموی پدرش است. 

    مقتدا صدر در خصوص تحصیلات حوزوی‌اش در مصاحبه ای با سایت عراقی "الکتابه" می‌گوید: «از 14 سالگی تحصیلات حوزوی را شروع کردم. بنابر این تاکنون (1382 ش) 16 سال است که مشغول تحصیل هستم و برای گذراندن دوره های مقدمات، سطح و سطوح عالی زمانی کمتر از آنچه که گفتم، طول می کشد.»

    در سال 1370، زمانی که مقتدا صدر 17 ساله بود، انتفاضه شیعیان جنوب عراق توسط صدام سرکوب شد و 24 ساله بود که پدرش سید محمد صدر را به شهادت رساندند.

    مقتدا صدر در پی سقوط صدام به عنوان چهره‌ای مبارز مطرح شد و رهبری گروه "صدر ثانی" را بعد از شهادت پدرش و برای بازیابی نیروهای هوادار خود به عهده گرفت. وی همچنین نیروی شبه نظامی "جیش المهدی" را رهبری می‌کند و در زمان حمله آمریکا به عراق و به گفته خودش در اعتراض به فجایع جنگ آمریکا علیه این کشور و کشتار غیر نظامیان به رویارویی با نظامیان آمریکایی پرداخت.

    از آن پس بود که آمریکایی‏ها مقتدا صدر و گروهش را به عنوان خطری قابل تأمل برای دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده‌شان در عراق قلمداد کرده و با حمله نظامی به شهرک صدر بغداد به عنوان پایگاه "جیش المهدی" به مقابله با وی پرداختند.

    مواضع اصلی مقتدا صدر حول محور مشروعیت قدرت، مخالفت با حضور نیروهای اشغالگر آمریکایی در عراق و خدمات رسانی به مردم این کشور می‌چرخد.

     

  • +اقامت در ایران

    مقتدا صدر از سال 1386 ش، به گفته دوستان و همراهانش، چهار سال را در ایران برای تکمیل تحصیلات فقهی خود در حوزه علمیه قم سپری کرد و در مهر سال 1390 ش، به نجف بازگشت و پس از بازگشت به عراق امام جمعه کوفه شد.

    صدر از اواخر سال 2006 م (1384 ش) از حضور در محافل عمومی خودداری کرده و هیچ‌کس از محل اقامت وی مطلع نبود تا اینکه در آوریل سال 2008 م (1386 ش) یک پایگاه خبری به نقل از یک منبع اعلام کرد که این روحانی شیعی عراقی برای ادامه تحصیلات فقهی خود هم اکنون در حوزه علمیه قم است.
    وی سپس برای نخستین بار در سال 2009 م (1387 ش) در جریان دیدارش از ترکیه در مجامع عمومی ظاهر شد و پس از آن به سوریه و لبنان نیز سفر کرد.
    رهبر جریان صدر، تلاش کرد تا منافع ملی عراق را بر هرچیز دیگری ارجحیت دهد و به دلیل قدرت و محبوبیتش در بافت جامعه عراقی، توانست معادلات سیاسی را در مسیری درست حفظ کند و نیز در طرح مجدد توطئه براندازی دولت مالکی، در سامان دهی اوضاع و تحکیم پایه‌های قدرت بغداد تلاش نمود. دی ماه سال 90، فراکسیون پارلمانی «الاحرار» وابسته به جریان صدر اعلام کرد: "آمریکا بارها سعی داشته است تا مقتدا صدر را ترور کند اما تاکنون ناکام مانده است و به همین دلیل رهبر جریان صدر حوزه نجف اشرف را ترک کرده و به کشوری دیگر برای ادامه تحصیل رفته است."

    "امیر الکنانی" یکی از نمایندگان جریان صدر اظهار داشت: «مقتدا صدر به دلیل اوضاع کنونی نمی‌توانست در نجف رفت و آمد داشته باشد و منطقی نیست که مدرسان به منزل او بیایند و بروند یا او به مسجد برود، این قید و بندها در اوضاع بحرانی امنیتی مشکل ساز شده است. به همین دلیل مقتدا صدر برای ادامه تحصیلات حوزوی به شهر قم در ایران آمد و هر از چند گاهی به دلیل حضورش در عرصه سیاسی عراق، به این کشور سفر می‌کند. به دلیل توطئه‌های ایالت متحده آمریکا، صدر برای حفظ امنیتش ترجیح داده تا پایان ادامه تحصیلات و برقراری امنیت در عراق، در قم بماند.»

     
  • +مقتدا صدر و آمریکا

    قبل از حمله آمریکا به عراق و سقوط صدام، مقتدا صدر و گروهش از لحاظ توان سیاسی و حوزه نفوذ میان شیعیان عراق، نزد برنامه ریزان آمریکایی ناشناخته بود و سایر گروه های معارض عراقی نیز که برای ساقط کردن صدام به ضرورت تشریک مساعی سیاسی با یکدیگر پی برده بودند؛ از وجود جنبش مقتدا صدر در داخل عراق که نماینده بخش اعظم شیعیان پرشور این کشور بود، غافل و بی خبر بودند. به همین علت بود که آمریکا نیز قبل از حمله به عراق در چارچوب تلاش های خود برای جلب همکاری گروه‏های مختلف شیعی این کشور با جنبش مقتدا صدر هیچگونه مذاکره و تعاملی نداشت. از این رو است که آمریکایی ها و گروه‌های عراقی با ظهور جنبش جوانان پرشور شیعه به رهبری مقتدا صدر غافلگیر شده و وی را مانع عمده برنامه ریزیهای خود در عراق می‌دانستند.

    ورود صدر و "ارتش مهدی" به صحنه درگیری نظامی با آمریکایی‌ها در فاصله بین سالهای 2004 تا 2005 میلادی پس از توقیف هفته‌نامه «الحوزه» در شهرک صدر صورت گرفت. پس از توقیف این هفته‌نامه که در آن مواضع اسلامی و ضدآمریکایی مقتدا منتشر می‌شد، طرفداران او درگیری‌های نظامی را آغاز کردند.

    صدر در سال 2004 دو بار علیه نیروهای آمریکایی دست به شورش زد. به دنبال درگیری شدید گروه مقتدا صدر و ارتش آمریکا، فرماندهان این ارتش وعده دادند او را زنده یا مرده دستگیر کنند. به دنبال آن درگیری بود که مقتدا صدر اعلام کرد فعالیت های ارتش مهدی را به حالت تعلیق درآورده و وارد فاز سیاسی خواهد شد.

    در آگوست سال 2005 (مرداد ماه 1384)، نیروهای آمریکایی تصمیم گرفتند با هدف به قتل رساندن او به منزلش حمله کنند. اما او در اکتبر سال 2006 میلادی (مهر ماه 1385) در کنار جلال طالبانی حاضر شد تا میزان نفوذ خود را در دولت جدید عراق نشان دهد.

    این تعلیق تا سال 2011 میلادی (1390 ش) ادامه داشت. اما در فروردین ماه سال 1390، صدر با حضور در  تظاهرات میلیونی ضد اشغالگری در عراق هشدار داد که در صورت تمدید توافقنامه امنیتی و حضور نظامیان آمریکایی در عراق، تعلیق فعالیت "جیش‌المهدی" را لغو خواهد کرد. 

     

  • +حضور در صحنه سیاست

    تقسیم بندی حوزه‌های علمیه به دو بخش فعالِ سخنگو و منفعلِ ساکت توسط مقتدا صدر که همان موضع پدرش بود؛ سبب بروز اختلافاتی میان او و برخی علمای حوزه نجف و کربلا از جمله "آیت الله سیستانی" شد.

    مقتدا صدر در عین حمایت از آیت الله سیستانی؛ اما انتقاداتی را نیز به وی داشت. ازجمله آنکه آیت الله سیستانی فعالانه مقابل آمریکا قرار نمی‌گیرد و حاضر نیست در فعالیت های سیاسی مداخله گسترده و جدی داشته باشد و در قبال مسائل روزمره سیاسی موضعگیری نماید.

    اعتقاد مقتدا همچون پدرش این است که مرجع تقلید بر همه امور مقلدانش ولایت دارد و باید در همه امور سیاسی و غیر سیاسی حضور فعال و تعیین کننده داشته باشد و در مواقع حیاتی به مرکزیتی برای هدایت مقلدان مذهبی در دفاع از ارزشهای دینی و ملی بدل گردد.

    درباره عدم تفاهم میان مقتدا صدر و آیت الله سیستانی در زمینه مسائل سیاسی نظراتی دیگر نیز وجود دارد. برخی معتقدند که مقتدا صدر و گروهش ظاهراً با روش های سیاسی آیت الله سیستانی مخالفت می‌کنند اما بدنبال تثبیت مرجعیت عربی هستند و ایرانی الاصل بودن سیستانی بعنوان مرجع تقلید شیعیان عراق مخالفند. براساس این نظریه، مقتدا صدر چندان مایل نیست که یک مرجع غیر عرب، امور مذهبی شیعیان عراق را به عهده بگیرد.

    اما در مقابل پیروان این نظریه اکثریت دیگری از صاحبنظران وجود دارند که معتقدند مقتدا صدر کمترین تعصب ضد ایرانی ندارد و برای مثال به حمایت او از آیت الله حائری اشاره می‏کنند. "آیت الله سید کاظم حائری" که مقتدا صدر از ایشان تقلید می کند، اصالتاً ایرانی است و صدر پدر هم نه بخاطر تعلقات قومی و عربی، بلکه بخاطر اینکه آیت الله حائری را مجتهد و مرجع جامع الشرائط می‌دانسته، از ایشان تقلید می‌کرده است.

    مقتدا صدر در انتخابات سراسری سال 2005 م، (تیرماه سال 1384) شرکت کرد. پیروان او در انتخابات پارلمانی 2005 م، در عراق، 20 کرسی پارلمان را به خود اختصاص دادند.

    در انتخابات پارلمانی 2010 نیز جریان صدر بار دیگر حضور یافت و 40 کرسی از مجموع 325 کرسی پارلمانی عراق را به خود اختصاص داد و سهمیه 8 وزیر در کابینه جدید نوری مالکی، نخست وزیر وقت عراق را از آن خود کرد. این وزارتخانه‌ها عبارت بودند از: عمران و اسکان، برنامه‌ریزی، کار و امور اجتماعی، منابع آبی و آب رسانی، آموزش و پرورش، حمل و نقل، دادگستری و بهداشت. علاوه بر این یکی از معاونان نخست وزیر نیز از این جریان انتخاب شد.

    جریان صدر توانست از 325 کرسی پارلمان، 39 کرسی و همچنین هفت پست وزارتی (مسکن، کار، منابع آبی، گردشگری، آثار باستانی و دو وزیر دیگر) از دولتی را که در سال 2011 م (1390 ش) تشکیل شد، را در اختیار بگیرد.
    "سپاه المهدی"، شاخه نظامی جریان صدر، که حضور فعالی را در نبرد و مبارزه علیه نظامیان آمریکایی در بهار سال 2008 م (1387 ش) در بصره و شهرک صدر، بویژه در بخش شیعه نشین و شرقی بغداد داشت؛ در آگوست 2008 میلادی،  به دستور مقتدا صدر دستور تعطیلی موقت آن صادر شد.

     

    مقتدا صدر؛ جیش المهدی و صدر ثانی

    مقتدا مصدر در اوایل سال 2004 و در پی سقوط رژیم دیکتاتوری صدام، به عنوان حاکم غیر رسمی منطقه‌ای به نام «شهرک صدر» بغداد که در دوره دیکتاتوری به شهرک صدام معروف بود، فعالیت می‌کرد و فرماندهی «جیش المهدی» را که در واقع شاخه نظامی این جریان بود، بر عهده داشت.

    وی به کمک طرفدارانش مؤسسات خیریه و دفاتر پدرش را در شهرهای مختلف عراق دوباره فعال کرد و سپس با تدوین مرامنامه‌ای که در آن بر لزوم تشکیل حکومتی اسلامی و اقامه حدود شرعی برای آینده عراق تأکید شده بود وارد صحنه سیاسی و اجتماعی این کشور شد.

    در دوران اشغال عراق، جیش المهدی با 60 هزار عضو، با ارتش آمریکا بارها درگیر شده و آمریکایی‌ها در واکنش به این اقدام تلاش کردند تا صدر را دستگیر کنند.

    هشت ماه پس از تعطیلی "جیش المهدی" در اردیبهشت 1387 ش (آوریل 2008)، "صالح العبیدی"، سخنگوی مقتدی صدر در مصاحبه‏ای با روزنامه‌ اتریشی "استاندارد" و در زمان حمله به شهرک صدر در خصوص خلع سلاح جیش المهدی گفت:

    «طرح درخواست خلع سلاح در شرایط جاری غیرقابل قبول است و جنبش صدر به اندازه کافی به دولت برای تسلیم سلاح خود اطمینان ندارد. در حال حاضر حداقل 500 کشته و هزاران زخمی وجود دارد که برخی از آنها در شرایط بسیار بدی بسر می‌برند. مردم شهرک صدر از شرایط موجود بسیار رنج می‌برند کما این‌که قبلا هم در دوران رژیم صدام بسیار مورد آزار و اذیت قرار گرفتند
    ما برای این‌که به درگیری‌های این شهرک پایان دهیم بهترین کار ممکن را انجام می‌دهیم. ما خواهان مذاکره با دولت هستیم اما این تلاش تاکنون بی‌نتیجه مانده است. پیشنهاد کرده‌ایم کمیته‌ای تشکیل شود تا به بررسی و ریشه یابی افزایش تنش‌ها بپردازد

    از هشت ماه قبل تمام فعالیت‌های سپاه مهدی را بنا به خواست خودمان متوقف کرده‌ایم. ما این تمایل و توانایی را داریم که مردم و افراد طرفدار خود را کنترل کنیم اما دولت هم باید حرکتی انجام دهد. ما میلیون‌ها جوان داریم که به کار احتیاج دارند و دولت هم ناچار است که برای این افراد کاری انجام دهد»

    اما در آخرین موضعگیریها، در سال 1392 ش، مقتدا صدر اعلام کرد که جریان صدر در آینده عاری از هرگونه فعالیت نظامی خواهد بود و همین امر علت افزایش توجه او به بخش فرهنگی و عقیدتی به جای امور سیاسی و نظامی می‏باشد.

     

    ویژگی‏های جریان صدر

    این جریان با اشغالگری آمریکا به شدت مخالف است و هرگونه مماشات با این کشور را حرام می‏داند.
    این جریان خود را مخالف سایر جریان های شیعه نمی‏داند.
    دارای یک منطق درونی است مبنی بر اینکه شیعیان باید به صورت یک کل تجزیه ناپذیر حفظ شوند.
    خود را در مقابل مراجع بزرگ شیعه مثل آیت الله سیستانی قرار نمی‏دهد.
    با ایران اسلامی رابطه ویژه ای دارد.
    دارای پایگاه اجتماعی قابل توجهی است و در شهرک صدر بغداد که بالغ بر دو میلیون نفر زندگی می کنند بیشترین طرفدار را دارد.

     

  • +برخی مواضع مقتدا صدر پیرامون حوادث منطقه

    صدور بیانیه برای بستن سفارت بحرین در عراق
    پس از آنکه نیروهای امنیتی بحرین در بامداد روز جمعه27 اردیبهشت ماه سال 1392 به خانه آیت الله شیخ عیسی قاسم روحانی برجسته این کشور در شهر "الدراز" در غرب منامه یورش برده و درب وروی و تعدادی از اسباب و اثاثیه آن را شکستند؛ مقتدا صدر با صدور بیانیه‏ای از طرفدارانش خواست با برگزاری تظاهرات، خواستار بسته شدن فوری و بدون تاخیر سفارت بحرین در عراق شوند. رهبر جریان صدر در این بیانیه ای اعلام کرد: «تروریست های وابسته به دولت کنونی بحرین، به منزل شیخ عیسی قاسم از مراجع دینی بحرین به طور وقیحانه حمله کردند. این تجاوز خطرناک بوده و ما هرگز در مقابل آن ساکت نخواهیم ماند.»
     
    تأکید صدر بر امور فرهنگی بیشتر از امور نظامی
    اواسط آبان ماه سال 1392، پایگاه اطلاع‌رسانی «مجلس اعلای اسلامی عراق» به نقل از مقتدی صدر نوشت که با تشکیل ایالت‌ها در عراق به خصوص ایالت بصره مخالف است. رهبر جریان صدر در پاسخ به سؤال یکی از هوادارانش درباره علت افزایش توجه او به بخش فرهنگی و عقیدتی به جای امور سیاسی و نظامی تأکید کرد که مرحله آینده جریان او عاری از هرگونه فعالیت نظامی خواهد بود.
     
    انتقاد شدید از اخوان‌المسلمین مصر
    اواخر آدر ماه سال 1392، رهبر جریان صدر عراق ضمن انتقاد شدید از اخوان‌المسلمین خطاب به آنها گفت: «از اقدامات خشونت‌آمیز دست بردارید چرا که مصر مهمتر از حزب شماست.»
    وی در پاسخ به سوالی در خصوص اقدام مردم مصر به برکناری دو رئیس‌جمهور در خلال یک سال گفت: «اراده این مردم قابل ستایش است و من به آن ارج می‌نهم. اخوان‌المسلمین باید از خشونت دست بردارند و اگر می‌خواهند با صلح به حیات خود ادامه بدهند، مردم مصر با این موضوع مخالفت نخواهند کرد.»
     
    تحسین شخصیت قاسم سلیمانی 
    سید مقتدا صدر در گفت وگویی با الحیات در اوایل دی ماه سال 1392 در پاسخ به این سؤال که آیا شما از قاسم سلیمانی ارزیابی خاصی دارید. گفته می شود او مرد نيرومند ايران در عراق است؟ گفت: «بله این طور است. اما نقطه مهم تر در شخصیت او این است که ابتکار عمل دارد. یعنی نسبت به دولت و مذهبش ابتکار عمل دارد و حاضر است خود را فدای این ها کند. من بارها گفته ام که اگر ما در عراق چنین افرادی داشتیم می توانستیم عراق را هم مثل آنها که ایران را به لحاظ سیاسی و حکومتی ساختند، بسازیم.»
     
  • +عراق چند قطبی؛ درگیریهای لفظی مقتدا صدر با نوری مالکی

    در سال 1390 ش، درگیریها و اختلاف نظرهایی بین مقامات سیاسی عراق به وقوع پیوست. "حسن هانی زاده" کارشناس مسائل بین الملل در گفتگویی با "مهر" می‏گوید: «این اختلافات سیاسی بین دولتمردان و نیز چند قطبی شدن روند تصمیم گیریها از زمانی آغاز شد که دستگاه قضایی عراق "طارق الهاشمی" معاون رئیس جمهوری را به دست داشتن در ترورهای عراق متهم کرد. طارق الهاشمی ابتدا به اقلیم کردستان عراق فرار کرد و سپس به ترکیه پناهنده شد، اما دادگاه عالی عراق حکم بازداشت وی را به پلیس بین المللی (اینترپل) ابلاغ کرد. دولت نوری المالکی برای بستن پرونده طارق الهاشمی از سوی برخی فراکسیونهای اقلیت از جمله سنی ها و کردها تحت فشار قرار گرفت، اما دادگاه عالی اسناد مهمی علیه معاون فراری رئیس جمهوری عراق ارائه داد.

    جریان مقتدی صدر به جای کمک به دولت نوری المالکی برای محاکمه طارق الهاشمی درصدد سرنگونی دولت نوری المالکی بر آمد.»

    در 30 اردیبهشت ماه 1391، منزل مقتدی صدر، محل نشست سیاسی رهبران العراقیه و ائتلاف کردستان عراق بدون حضور رهبران دولت قانون، مجلس اعلا و ... بود. مقتدی صدر در یک کنفرانس مطبوعاتی مشترک با رهبران العراقیه و ائتلاف کردستان عراق اعلام کرد نشست امروز ما تکمیل کننده نشست چند روز پیش در اربیل (واقع در شمال عراق) بود، هیچ فرقی میان اربیل و نجف وجود ندارد، ما درباره مسئله ای به توافق رسیدیم که آخرین بررسی ها باید درباره آن انجام شود.

    همچنین مقتدی صدر در نامه ای به مالکی چند نکته را مشخص و تهدید کرد در صورتی که اجرا نکند، مسئله سلب اعتماد از وی را نیز ارائه خواهد کرد.

     

    واکنش ائتلاف دولت قانون به جنجالهای سیاسی

    "حسین الاسدی" عضو ائتلاف دولت قانون گفت: هدف از توافق العراقیه و ائتلاف کردستان عراق و جریان صدر در اربیل و نجف، فشار بر دولت عراق در راستای منافع طیف ایاد علاوی است. روند سلب اعتماد از مالکی، از طریق نشستهای سیاسی امکان ندارد و باید از طریق قانونی صورت گیرد و قانون اساسی راه روشنی را ترسیم کرده است. مسئله سلب اعتماد از طریق پارلمان صورت می گیرد، اما نشستها و اعمال فشار، راه غلط و نادرست است.
     

    عدم حمایت جریان صدر از نوری مالکی در انتخابات

    ادامه کار نوری مالکی برای سومین دوره نخست وزیری (پس از انتخابات پارلمانی عراق در اردیبهشت ماه 1393 ش) به یکی از موضوعات مهم و جنجالی درعراق تبدیل شده است. مقتدی صدر با صدور بیانیه‏ای اعلام کرد: «من به برادر نوری مالکی نصیحت می کنم اجازه بدهد دوره سوم نخست وزیری به اهل آن واگذار شود. وضعیت فعلی نشان می دهد نوری مالکی تنها با حمایت های جریان صدری می تواند برای سومین مرتبه نخست وزیر شود ولی چنین حمایتی امکان پذیر نیست.»

     

    سفر مالکی به آمریکا و اعتراضات جریان صدر

    در آبان ماه سال 1392، و حدود شش ماه قبل از انتخابات پارلمانی عراق در اردیبهشت 1393، نوری مالکی نخست وزیر عراق سفری به آمریکا داشت که اعتراضات برخی جریانهای عراق و از جمله مقتدا صدر را به دنبال داشت. وی مالکی را متهم کرد که به دنبال کسب حمایت آمریکایی‏ها برای تمدید دوران نخست وزیریش است. وی همچنین گفت که وی دست به دامن آمریکا شده تا خود را از قعر پرتگاهی که به تنهایی و بدون مشارکت شرکای سیاسیش در آن افتاده است، نجات دهد. وی همچنین در بیانیه خود اعلام کرد که مالکی بدون اطلاع پارلمان به واشنگتن سفر کرده و می‏خواسته در این سفر سلاح از آمریکا بخرد و برای انجام این سفر میلیون ها دلار صرف کرده‏است.

     

    پاسخ مالکی به اظهارات صدر

    این اظهارات مقتدی صدر پاسخ شدید اللحن نخست وزیر عراق را در پی داشت. وی در بیانیه ای که دفترش در بغداد منتشر کرد، گفت: «جای تاسف دارد که رهبری سیاسی و دینی از ادبیاتی استفاده کند که چیزی جز دشنام و اهانت در آن یافت نمی‏شود، البته اظهارات این شخص نه در داخل عراق و نه در خارج از آن تعجب آور نیست، او برای مخاطب قرار دادن دیگران ساده ترین آداب را هم رعایت نمی‏کند.

    ما همچنان بر سیاست عدم پاسخ گویی پایبندیم و از این که کاری کنیم که به سود عراق و ملت آن نباشد اجتناب می کنیم، تنها می‏گوییم که بیانیه مقتدی صدر درباره سفر آقای مالکی به ایالات متحده حاوی دشنامهای عمدی و اطلاعات سراسر دروغ بر سر هزینه های این سفر بوده است. نخست وزیر در چارچوب اصل روابط دوستانه با همه کشورها به کشورهای دیگری همچون چین و روسیه و کره جنوبی و هند و ژاپن نیز رفته است و چنین دیدارهایی در چارچوب مسئولیت های نخست وزیر می‏گنجد و برای انجام آن اجازه گرفتن از کسی را لازم نمی‏بیند. نیازهای عراق به سلاح بر کسی پوشیده نیست و بغداد از هر کشوری که لازم ببیند سلاح خریداری می کند و این سلاح برای دفاع از حقوق ملت عراق در برابر تروریست ها استفاده خواهد شد.»

     



ویرایش این مطلب، یا ارسال نظر