مسعود ده نمکی

 

مسعود ده نمکی، روزنامه نگار و کارگردانی که فیلمهای سه گانه "اخراجیها" وهمچنین "معراجی ها " را در کارنامه خود دارد.  

 


امتیاز دهی به مطلب:
 

به اشتراک گذاری مطلب:
ارسال به دوستانارسال به دوستان
  • -زندگینامه

    مسعود ده نمکی در سال 1348 در اهر، از توابع استان آذربایجان شرقی به دنیا آمد. او دارای تحصیلات علوم سیاسی از دانشگاه آزاد تهران است. ده نمکی در دهه 1370 از اعضای فعال انصار حزب الله بوده‌ است. او حدود 10 سال، به‌ عنوان مدیرمسئول و سردبیر نشریات "شلمچه"، "جبهه" و "صبح" فعالیت كرد. سپس در سال 1383 اولین فیلم مستند خود را با نام "فقر و فحشا" تولید نمود و با این مستند از دنیای مطبوعات به جرگه فیلمسازان پیوست؛ مستندی که صفحاتی از "نیویورک تایمز" تا "یومیوری ژاپن" و "شرق" را به خود اختصاص داد. مستند "فقر و فحشا" نه در سینما و نه در تلویزیون اکران عمومی نیافت. ده نمکی پس از آن در سال 1384 مستند "كدام استقلال؟ كدام پیروزی؟" و بعد از آن، فیلم سینمایی "اخراجی‌ها" را به نمایش گذاشت.

     

  • +خاطراتی از دوران جبهه

    ده نمکی که چند سالی را در جبهه جنگ گذرانده و در عملیات‏هایی چون "والفجر 8" و "کربلای 5" و ... شرکت کرده است، در بیان خاطرات خود از جنگ گفت: «شب ها نگهبانی و صبح ها توی سنگر و استتار و خاطره نویسی کارمان شده بود. یک روز علی رغم اینکه گفته بودم کسی تردد نداشته باشد سر و صدای گفتگوی چند نفر از بیرون به گوشم خورد. سرم را از سنگر بیرون آوردم و دیدم یکی از بچه های اطلاعات عملیات لشکر به همراه حاج محمد کوثری فرمانده لشکر و دو تا از بچه های مهندسی، راست راست در روز روشن آمده اند بازدید خط و کمین ها. سلام علیکی کردیم و از صحبت هایشان متوجه شدم که تصمیم دارند خاکریزی دو جداره از دامنه تپه مقابل در دشت مشرف به "دریاچه دربندیخان" تا کمین ما ایجاد کنند. با شنیدن این حرف برق از سه فازم پرید و گفتم حاج آقا اینجا مثلاً کمین تپه مهدی و شاخ شمیران است و ما در استتار کامل زیر پای عراقی ها دو هفته است که طاقت آورده و دیده نشده ایم. با این رفت و آمد شما جان بچه ها به خطر می افتد و کمین ها لو می رود. وقتی جای دیدگاه عراقی ها را نشانشان دادم حرفم را قبول کردند و از کشیدن خاکریز منصرف شدند.»
     
    وصیت نامه ده نمکی در جبهه
    ده نمکی در ادامه گفت: «فردای آن روز داخل سنگر خوابیده بودم که در عالم خواب و بیداری خودم را در حال پرواز حس کردم .هر چه بالاترمی رفتم از آخرین طاق نصرت شهدایی که می شناختم عبور می کردم. عکس‏های همه رفقا و شهدا را در دورانی که در جبهه باهم بودیم را دیدم. آخرین عکس تصویر شهدایی بود که همین چند روز پیش شهید شدند. با عبور از آن ها فهمیدم که دیگر باید غزل خداحافظی را بخوانم. از خواب پریدم و به "کیوان محمدی" و "حسن سامیر" و "محمدی" گفتم سریع از این سنگر بیرون بروید. حسابی متعجب شدند و پرسیدند آخه کجا برویم؟ گفتم برید داخل بقیه سنگرها نمی خواهم همه داخل یک سنگر باشیم با تعجب وسایلشان را جمع کردند و رفتند در سنگر های مجاور. دفتر چه یادداشتم را در آوردم و شروع کردم به نوشتن وصیت نامه:
    این آخرین برگ از خاطرات من است. در این ساعات پایانی عمرم در زیر این آسمان کبود در بهاری خون بار از پیشگاه خدا برای همه کوتاهی هایم استغفار می کنم... پدر و مادر عزیزم...
    در حین نگارش این سطور از وصیت نامه بودم که شبه ای در ذهنم آمد. از خودم پرسیدم آیا من واقعاً آماده شهادت هستم؟ خوب که فکر کردم دیدم دست و پایم هنوز در دنیا بند است و هنوز از همه چیز دل نکنده ام. پیش خودم آمدم توجیه اش کردم و گفتم خدایا من اگر بمیرم چه کسی این خط را نگه می دارد؟ این سنگر های کمین اگر سقوط کنند تپه مهدی هم سقوط می کند. اگر تپه مهدی سقوط کند شاخ شمیران سقوط می کند و اگر شاخ سقوط کند حلبچه می خواهم بمانم و آخرین لحظات جنگ را ببینم می خواهم بمانم که امام تنها نماند...
    هنوز این فکر ها در سرم بود و قلم روی وصیت نامه که زمین زمان با سوت خمپاره ای به هم ریخت. تا به حال چنین لرزشی را بر روی زمین حس نکرده بودم. کلی گل و لای از آسمان بر سرم بارید و منتظر انفجار عظیم بودم که سکوت حاکم شد...
    بوی سوختگی علف ها از نزدیک می آمد. سرم را بالا آوردم و دیدم در یک متری سنگر درست بالای سرم گلوله خمپاره 120 در خاک فرو رفته و علفهای اطرافش در حال سوختن هستند و در کمال حیرت این خمپاره منفجر نشده و من ماندم که ماندم که ماندم...»
     
  • +فعالیت های مطبوعاتی

    ده نمکی از سال 1369 فعالیت مطبوعاتی خود را با نوشتن در نشریات مختلف آغاز كرد و از سال 1375 تا سال 1385 مدیریت و سردبیری نشریات "شلمچه"، "جبهه" و "صبح" را به عهده گرفت. ده نمکی در نشریه شلمچه که در زمان ریاست جمهوری آیت الله هاشمی رفسنجانی منتشر می شد، دولت را نقد می‏کرد. در دولت سید محمد خاتمی نیز او یکی از منتقدین بود. او در خاطره ای از چاپ یکی از سخنرانیهای اکبر گنجی در روزنامه خود گفت: «یادم می‌آید یک بار اکبر گنجی در یکی از این شهر‌ها سخنرانی کرده بود. نوار این سخنرانی را برای ما آوردند. در این صحبت‌ها اتهام فاشیستی به یکی از مقامات مهم نظام زده بود. ما سخنرانی را چاپ کردیم اما گنجی یک روز آشفته زنگ زد و گفت من این صحبت‌ها را نکرده‌ام. من گفتم آروزی من این است که شما این سخنرانی را نکرده باشید اما نوارش هست. گفتم اگر این صحبت‌ها را تکذیب کنی، چاپ می‌کنم. یک نامه خیلی توهین‌آمیز نوشت با این تیتر که "شما به درد کله ‌پزی می‌خورید نه روزنامه نگاری". من زمان صفحه بندی گفتم با درشت‌ترین تیتر این مطلب را صفحه اول چاپ کنید.»
    ده نمکی در نشریه "صبح" دولت احمدی نژاد را نقد می کرد.
     
  • +تحقیق و نگارش فرهنگنامه "اسارت"

    ده نمكی از سال 1369 تحقیق و نگارش مجموعه چند جلدی فرهنگنامه "اسارت" را آغاز كرد. او در این باره گفت: «آشنایی من با مقوله اسارت به سال 1369 و بدو ورود آزادگان به ایران برمی‌گردد كه در ستاد رسیدگی به امور آزادگان مشغول به كار بودم. در آن زمان، مجموعه‌ای 15 جلدی به نام: "خاكریز پنهان" كه شامل خاطرات اسرا بود، منتشر شد. این خاطرات به صورت موضوعی تنظیم شده بود، مثل: "لبخند در اسارت"، "معنویت در اسارت"، "مقاومت در اسارت" و... این كتاب‌ها جزء تاریخ شفاهی جنگ 8 ساله اند. پس از آن، كتاب‌های كتاب ‌شناسی اسارت (كه شامل فهرست مقالات جراید بود)، فیلم‌نگار اسارت و اسارت و آزادگان به روایت تصویر را به چاپ رساندم، كه این كتاب‌ها جزء كتب مرجع محسوب می‌شوند.»
    پس از آن در 11 مهرماه 1392 مجموعه 80 جلدی "فرهنگنامه اسارت و آزادگان" با سرپرستی مسعود ده نمکی نویسنده این اثر در تالار وحدت رونمایی شد. او در آیین رونمایی از این مجموعه گفت: «باید دانست که کشور‌های دیگر به موضوع اسارت رزمندگان ما بی‌توجه نیستند و در حال حاضر پیشنهاد‌هایی برای ترجمه این مجموعه از سوی دیگر کشور‌ها ارائه شده است.»
    این اثر پیش از آن در 8 مهرماه در کتابخانه مرکزی پارک شهر تهران معرفی شد. او در این مراسم گفت:«اگر بر تاریخ ذره‌بین بگذاریم، متوجه می‌شویم که یکی پُرافتخارترین دوره‌های نظام جمهوری اسلامی ایران در اردوگاه‌هایی که ایرانیان در آن‌ها اسیر بودند، رقم خورده است. بارها رژیم بعث عراق اذعان کرده که ما در این اردوگاه‌ها شاهد انقلاب عظیم از سوی اسیران بودیم تا جایی که معلوم نبود آن‌ها اسیر ما هستند یا ما اسیر آن‌ها.»
     
  • +حمایت ده نمکی از مردم بحرین

    مسعود ده نمکی و حسین الله کرم از چهره های شورای هماهنگی نیروهای حزب الله و محمد صادق کوشکی از اساتید دانشگاه به همراه دانشجویان بسیجی 8 دانشگاه، در تهران به منظور اعلام همبستگی با مردم مظلوم بحرین و گرامیداشت یاد و خاطره شهدای انقلاب اسلامی در این كشور، سال نو 1392 را در برابر سفارت بحرین در ایران آغاز کردند. ده نمکی، الله کرم و کوشکی در این مراسم سخنرانی کردند.

     

  • +انفجار در پشت صحنه "معراجی ها"

    روز 18 دیماه 1392، در پشت صحنه فیلم "معراجی ها" در شهرک سینمایی دفاع مقدس انفجاری رخ داد. این اتفاق در مراحل پایانی این فیلم به وقوع پیوست و بر اثر آن 5 نفر از عوامل این فیلم کشته و 2 نفر زخمی شدند. این انفجار در حین حمل مواد منفجره رخ داده بود.
    معراجی‌ها" داستان محمد، جوانی است که شوق رفتن به جبهه را دارد اما با مخالفت‌های سرسختانه پدرش مواجه می‌شود و پدر برای رفتن او به جبهه شرط‌های عجیب و غریب می‌گذارد تا اینکه محمد شبانه از خانه فرار کرده و به جبهه می‌رود و پدر برای بازگرداندن او راهی منطقه می‌شود.
    این فیلم در همان روزهای ابتدایی اکران خود در اواسط اسفند ماه 1392 با استقبال رو به رو شد.
     
  • +آثار

    -"اخراجیها 1" محصول اسل 1385
    -"اخراجیها 2" محصول سال 1387
    -"اخراجیها 3" محصول سال 1389
    -سریال "دارا و ندار" محصول سال 1389
    -"رسوایی" محصول سال 1391
    -"معراجی ها" محصول سال 1392
     


ویرایش این مطلب، یا ارسال نظر