مرتضی نبوی

 

سید مرتضی نبوی، مدیرمسئول روزنامه رسالت، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و عضو شورای مرکزی جامعه اسلامی مهندسین است. او وزیر پست، تلگراف و تلفن در دولت اول میرحسین موسوی بود. نبوی در زمان شاه فعالیت‌های سیاسی داشته و مدتی نیز در زندان‌های حکومت پهلوی حبس بوده‌است.

 


امتیاز دهی به مطلب:
 

به اشتراک گذاری مطلب:
ارسال به دوستانارسال به دوستان
  • -زندگینامه

    سيد مرتضی نبوی در 6 آذر 1326 در محله مسجد محمديه قزوين، در خانواده‌ای مذهبی ديده به جهان گشوده است. وی پس از دريافت ديپلم در سال 1345 وارد دانشكده فنی تهران شد و پس از پنج سال موفق به دريافت مدرك فوق ليسانس از آن دانشگاه شد. در همين سالها وی با سازمان مجاهدين خلق آشنا و با سازمان مذكور ارتباط برقرار كرد.

    نبوی در اواخر مهر 1352 دستگير و دو سال را در زندان قصر و اوين گذراند و سپس آزاد شد. وی پس از آزادی با عصمت‌السادات نصری كه خود انقلابی و از مخالفان نظام شاهی بود، ازدواج كرد و صاحب سه فرزند شد. در سالهای آخر عمر رژيم پهلوی نبوی به جمع مردم مبارز پيوست و به فعاليتهای سياسی پرداخت و در سازمان دهی جريانات مختلف سياسی عليه رژيم، پخش اعلاميه و سازماندهی تظاهرات ايفای نقش كرد.

    وی در توصیف مبارزات خود با رژیم شاه می‌گوید: «سال 48 تا 50 که در دانشکده فنی دانشگاه تهران تحصیل می‌کردم اوج مبارزات با رژیم طاغوت بود، در آن زمان تحرکات دانشجویی بیش از هر زمان دیگری بود و مبارزات مسلحانه نیز آغاز شده بود. در آن زمان در دانشکده انجمن اسلامی وجود نداشت و بچه‌های مسلمان در قالب صنفی فعالیت می‌کردند. بچه‌ها در کتابخانه و اتاقی که برای فعالیت‌های ورزشی بود مبارزات و تبلیغات را انجام می‌دادند. به دلیل آنکه در آن زمان سازمان مجاهدین (منافقین) به عنوان یک گروه مذهبی مطرح بود و حمایت‌های خانواده‌های مذهبی و قشر قابل توجهی از روحانیت را به خود جلب کرده بود، بنده فعالیت‌های سمپاتی با این گروه داشتم و به همین دلیل هم به زندان افتادم.» وی پس از آزادی از زندان به دلیل اختلاف دیدگاهی که با سازمان پیدا کرده بود درخواست برای عضویت در آن را قبول نکرد.

     

  • +سوابق اجرایی

    نبوی پس از پيروزی انقلاب اسلامی به عضويت حزب جمهوری اسلامی درآمد و در همان ايام مسئول تأسيس دفتر حزب در قزوين شد. سپس به عضويت سپاه درآمد و در كنار محسن رضايی به فعاليت پرداخت.

     

    وزیر کابینه باهنر: در 1360 از سپاه به وزارت پست و تلگراف و تلفن انتقال يافت و با سمت معاون اداری مالی در شركت مخابرات مشغول به كار شد و سپس در كابينه محمدجواد باهنر وزير آن وزارتخانه شد و در كابينه بعدی در سمت خود باقی ماند.

    نبوی خاطره وزیر شدن خود را این چنین نقل کرده و می‌گوید: «علت رفتن بنده به دولت، آشنایی آقای رجایی با بنده بود. در اوایل انقلاب بنده عضو سپاه بودم و با آقای محسن رضایی کار می‌کردم. روزی رضایی به من گفت آقای رجایی مایلند شما به وزارت پست و تلگراف بروید و به آقای دکتر قندی که در آن زمان وزیر بودند، کمک کنید. در آنجا معاون دکتر قندی شدم، تا اینکه در حادثه 7 تیر ایشان به شهادت رسیدند و بعد از آن شهید رجایی از ما خواستند که به کمک افرادی دیگر این وزارتخانه را اداره کنیم. بعد از اینکه آقای رجایی رئیس‌جمهور شدند آقای باهنر به نخست‌وزیری رسیدند و در ‌‌نهایت بنده یکی از کاندیداهای وزارت شدم.»

     

    حضور در دولت موسوی و استعفا: در دولت موسوی نیز نبوی سمت وزارت را بر عهده داشت. با این حال همکاری با موسوی چندان برای نبوی  دلچسب نبود و همین امر هم موجب شد تا وی عطای وزارت را به لقایش ببخشد و استعفا دهد.

     

    ورود به مجلس و مصلحت نظام: وی نماينده مردم تهران در دوره‌های چهارم و پنجم مجلس شورای اسلامی بود و از اواخر دوره پنجم به عضويت مجمع تشخيص مصلحت نظام درآمد و هنوز با آن مجمع همكاری دارد.

    وی مدير مسئول روزنامه رسالت، قائم‌مقام دبير كل و مسئول واحد سياسی جامعه اسلامی مهندسين است.

    نبوی در مهر 1383 موفق به اخذ مدرك فوق ليسانس در رشته علوم سياسی از دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مركز شد.

     

  • +دوستی دیرینه با سعید حجاریان

    سابقه دوستی نبوی و حجاريان به دوران قبل از انقلاب باز می‏گردد و آنان با يکديگر سوابق مبارزاتی قبل از انقلاب دارند.

    حجاريان خرداد سال 88 به اتهام کودتای نرم عليه نظام با سوءاستفاده از فضای رقابت‌های انتخاباتی بازداشت شد، و مهر همان سال با قرار وثيقه 200 ميليون تومانی از زندان آزاد شد. پس از آزادی حجاریان خبر دیدار مرتضی نبوی با عضو مستعفی جبهه مشارکت منتشر شد. نبوی نیز با تایید این خبر بيان کرد اين ديدار صرفا دوستانه بوده، و در منزل حجاريان انجام شده است. نبوی پس از ترور نافرجام حجاريان در سال 78 که موجب معلوليت جسمی وی شد نيز به ديدار حجاريان رفته بود.

     

  • +فتنه 88، انقلاب رنگی

    نبوی معتقد است که موسوی و کروبی جزو افرادی هستند که در فتنه دخیل بودند اما سران فتنه نیستند و این دو با بیانیه‌ها و صحبت‌های خود در سال 88 به فتنه دامن زدند. سراغ سران فتنه را باید از آمریکا و اسرائیل گرفت.

    وی می‏گوید فتنه 88 یک فتنه تمام عیار و از انقلاب های رنگی بود که ایجاد شد. انقلاب‌های رنگی را دشمنان ابداع کرده‌اند و بر اساس آن عده‌ای از مردم را به صحنه می‌کشاندند که طی آن رنگ در این انقلاب‌ها تعیین ‌کننده است، این بحث در بعضی از کشورهای خاورمیانه تجربه شده و به نتیجه رسیده است. همچنین انقلاب رنگی را در ایران بین 18 تیر تا 23 تیر 87 نیز ایجاد کردند، اما پاسخ مثبت ندیدند و گفتند که بدنه اجتماعی لازم را نداشتیم تا این بحث را حمایت کنند، اما از سال 78 تا 88 سعی شد که پشتوانه اجتماعی تقویت و با استفاده از فضای مجازی وبلاگ و فیسبوک و ... این اقدام انجام گرفت. و با توجه به این‌که رهبری متکی به فرهنگ اصیل بود، فتنه را شناسایی و راهکارهای مقابله با آن را شناخت و همه را به صبر و ایجاد بصیرت دعوت کرد. در این میان ظرفیت های انقلابی نیز به کمک آمدند و مردم از فضای غبارآلود بیرون آوردند و در نهایت حماسه 9 دی خلق شد. 9 دی نقطه پایانی بر فتنه 88 بود و مردم حرف آخر را زدند.

     

  • +دولت و گروه انحرافی

    مرتضی نبوی با تأکید بر اینکه احمدی نژاد جدای از گروه انحرافی است، درمورد شکل گیری جریان انحرافی میگوید: «شخصيتی مانند ‌محمود احمدی‏نژاد که بعنوان يک دکتر بسيجی به صحنه انتخابات آمد، با اقبال عمومی مواجه ‌شد. کشور در حال دستيابی به آرامش نسبی بود که متأسفانه شاهد پيدايش يک گروه عجيب و منحرف ديگر بوديم که با ارائه يکسری مسائل عجيب و ماورايی ‌از جمله CD هايی مانند ظهور نزديک است، سعی در بدست آوردن اقبال عمومی را دارند زيرا می‏دانند مردم ما معتقد پرو پا قرص امام زمان (عج) هستند» نبوی دليل اقبال مردم به احمدی‏نژاد را‌ احيای گفتمان امام خمينی (ره) دانست و گفت: «ولی آهسته آهسته گروهی که در دولت بصورت قارچ‌گونه رشد کردند، باعث تغيير نوع ادبيات رئيس جمهور محترم شدند؛ بطور مثال در سخنان ايشان بيداری اسلامی تبديل به بيداری مردمی شد و مسئله مکتب ايرانی به ميان آمد.

    وی با تاكيد بر اينكه داستان شياطن انس و جن دور از واقعيت نيست، گفت: «آنها طبق آيات قرآن عليه انبيا توطئه می‏كردند، لذا شايد اين جريان انحرافی با توسل به بعضی از افرادی كه از طريق راه باطل، فسادانگيز و انحرافی به برخی توانمندی‏های ماورائی رسيدند، سوء استفاده می‏كنند و جاذبه‌های اين گروه توانسته تأثيری روی برخی افراد بگذارد و حمايت ايشان را جلب كند.  اين گروه انحرافی بايد منزوی شوند و از چشم مردم بيفتند كه اين بهترين مجازات برای آنها است.»

    «ريشه گروه انحرافی همان فراماسونری قديم است، مانند صوفی‏گری‏های موجود در كشور و اين‌ها همه ريشه در تفكر استعمار پير انگلستان دارد كه درگذشته با بوجود آوردن مكاتبی مانند بهائيت و هم‌اكنون نيز با ايجاد چنين گروه‌هايی سعی بر ضربه زدن به اسلام را دارد. اين گروه دارای سه انحراف اساسی هستند؛ انحراف اول انحراف در اعتقادات، دوم انحراف در به دست آوردن قدرت و سوم انحراف در كسب مال و ثروت كه خوشبختانه با ورود قوه قضائيه بسيار از اين افراد دستگير شده‌اند زيرا اين‌ها می‏خواهند با تزريق پول بين جامعه رأی برای خود جمع‌آوری كنند. اين جريان از درون اصولگرايی بيرون آمد، و از همان ابتدا با روحانيت، سپس مرجعيت و در نهايت با ولايت مشكل پيدا كرد.»

     

  • +صحبت‏های بی پرده نبوی در تلویزیون

    نبوی با حضور در برنامه تلویزیونی شناسنامه که در تاریخ 1 شهریور 92، از شبکه سوم سیما پخش شد به سؤالات مطرح‌شده پاسخ گفت.
    مهم‌ترین محورهای سخنان وی بدین شرح است:
    مبدأ تقسیم‌بندی‌های سیاسی از حزب جمهوری اسلامی و همچنین دولت اول آقای موسوی شروع شد.
     
    در آن دوران دیدگاه‌های اقتصادی مطرح شد که عده‌ای طرفدار اقتصاد دولتی بودند و عدالت را در دولتی بودن اقتصاد می‌دیدند و ما هم به جامعه مدرسین و روحانیت مبارز نزدیک‌تر بودیم و اعتقاد داشتیم دلیلی بر دخالت زیاد دولت در اقتصاد وجود ندارد.
     
    در واقع در دولت آقای موسوی این دو طیف مستقر شدند. بعدها همین دوستان مجاهدین انقلاب خودشان را جریان چپ نامیدند و ما را هم جریان راست. البته در کابینه جریان غالب، همین جریان چپ بود.
     
    بعد از رحلت امام جریان چپ گرفتار تجدیدنظر طلبی شد و در خیلی از اصول مثل ضدیت با آمریکا، پایبندی اصل ولایت‌فقیه، مسائل فرهنگی تجدیدنظر کرد.
     
    جریان چپ که سال 76 تحت عنوان اصلاحات ظهور کرده بود در اکثر امور سیاست داخلی، خارجی، فرهنگی و اقتصادی تجدیدنظر کرده بود.
     
    من در سال 84 به طور شخصی در مرحله اول از هیچ کاندیدایی حمایت نکردم چون معتقد بودم باید به یک کاندیدای واحد برسیم اما چون تلاش‌هایمان در این مسیر بی‌نتیجه بود، بنده در مرحله اول از کاندیدای خاصی دفاع نکردم.
     
    اینکه چرا اصولگرایان نتوانستند احمدی‌نژاد را در چهارچوب‌های خود مدیریت کنند باید به حساب ضعف تشکیلاتی کشور بگذاریم. این اشکال در اصلاح‌طلب‌ها هم وجود دارد.
     
    در مورد آقای احمدی‌نژاد واقعیت این است که تشکل‌ها از آقای احمدی‌نژاد در مرحله اول حمایت نکردند، بلکه ایشان مورد حمایت بدنه‌ای از مردم و نیروهای حزب‌اللهی قرار گرفتند و به طور مشخص آیت‌الله مصباح یزدی و بدنه حزب‌الله پشت آقای احمدی‌نژاد قرار گرفتند.
     
    من هیچ‌وقت از جریان انحرافی به عنوان جریان یاد نکرده‌ام و آن‌ها را در حد یک گروه چندنفره دیده‌ام. توسط این جریان حاشیه‌سازی‌های قابل‌توجهی برای کشور انجام شد که قابل تأمل بود و باید روی آن دقت می‌شد؛ اما قبول دارم که در مورد این جریان یک مقدار غلو شد.
     
    در مورد گروه‌های تندرو در جریان اصولگرایی و اصلاح‌طلبی باید بگویم که در جریان اصلاح‌طلبی بعد از رحلت امام با یک نوع تجدیدنظر طلبی روبه رو شدیم. به طوری که از خط قرمزها عبور کردند و در حقیقت اصول مسلم قانون اساسی را هم به نوعی زیر سؤال بردند.
     
    اصلاح‌طلبان در مجلس ششم به دنبال رفراندومی بودند که در ادامه آن جمهوری اسلامی به یک جمهوری عرفی تبدیل شود. تکیه گاهشان هم روی سکولاریسم بود و می‌خواستند وانمود کنند این موضوع برای دنیا هم قابل‌قبول است.
     
    در مقطعی برخی از جریان‌های اصولگرا می‌خواستند برخی دیگر از گروه‌های اصولگرا را به عنوان ساکتین حذف کنند.
     
    نتیجه انتخابات 92 برای اصولگرایان یک فرصت است و در این موضوع تردیدی نیست. اصولاً جابه‌جایی قدرت و انتخابات برای مردم، نظام و جریان‌های سیاسی یک فرصت است.
     
    جریان‌ها باید از کار و اشکالات خود در انتخابات ارزیابی داشته باشند. اینکه برخی از جریان‌های اصولگرا به سمت ساز و کارهای وحدت حرکت نمی‌کنند باعث بروز چنین نتایجی می‌شود.
     
    فکر می‌کنم از دقایق اولیه اعلام پیروزی آقای روحانی اصولگرایان خیلی خوب عمل کردند.
     
  • +کتاب خاطرات

    كتاب خاطرات سيد مرتضی نبوی، در پی مصاحبه‌های چندين ساعته، جستجو در اسناد و مدارك كتبی و شفاهی، گفتگو با نزديكان نبوی، حاصل شده است. اين كتاب با عنوانهای سيد مرتضی در يك نگاه، دوران رشد و شكوفايی، بارقه‌های اميد، قفس و اراده‌های آهنين، پرواز برای گذر از تاريكی، ضرباهنگ بودن به چاپ رسيده كه شرح ماوقع تمام اين ماجرای تلخ و شيرين است. پايان كتاب با فهرست اعلام، اسناد و تصاوير آذين شده است كه به بهتر فهميدن كتاب كمك می‏كند. وی در مقدمه كتاب با خط خودش می‏نويسد:«آنچه می‏خوانيد خاطرات كسی است كه تحقق بسياری از وعده‌های خدا در قرآن كريم را به چشم ديده است.»

     



ویرایش این مطلب، یا ارسال نظر