محمود عنایت

 

محمود عنایت، فارغ‌ التحصیل دندانپزشکی از دانشگاه تهران که از جوانی به فعالیت سیاسی و مطبوعاتی روی آورد. وی سردبیری نشریه‌های «ایران آباد» و «فردوسی» را برعهده داشت و از سال 1344 با کسب امتیاز مجله «نگین»، این نشریه را تا دو سال پس از انقلاب منتشر کرد. محمود عنایت در جریان اوج‌گیری انقلاب‌ اسلامی رو در روی حرکت انقلابی مردم ایستاد و به‌ حمایت از رژیم پرداخت. تلاش برای تئوریزه کردن جدایی دین از سیاست و حمایت از مدنی و بنی صدر در جریان اولین دوره انتخابات ریاست‏جمهوری از دیگر نکات برجسته‏ای است که در زندگی سیاسی محمود عنایت پس از انقلاب به چشم می خورد.
 

امتیاز دهی به مطلب:
 

به اشتراک گذاری مطلب:
ارسال به دوستانارسال به دوستان
  • -زندگینامه

    دکتر محمود عنایت در سال 1311 شمسی در تهران و در خانواده‌ای متوسط به دنیا آمد.

    پس از پایان تحصیلات ابتدایی به دبیرستان «فیروز بهرام» رفت، و پس از گرفتن دیپلم متوسطه، وارد دانشگاه‌ تهران شد و سرانجام در سال 1336 به عنوان‌ دندانپزشک از دانشکده دندانپزشکی فارغ التحصیل‌ شد. اما هرگز نه به مطب رفت و نه به بیمارستان.

    وقایع ملی شدن صنعت نفت و شور و حال آن سال‏ها او را به فعالیت‏های اجتماعی کشاند. نخستین فعالیت‏های سیاسی مطبوعاتی‏اش را با مقالاتی در روزنامه «شاهد» شروع کرد.

    عنایت فعالیت مطبوعاتی را به گفته خودش از 18 سالگی آغاز کرد و در همان زمان با توجه‌ به شرایط و اوضاع سالهای واپسین دهه ی 20 و تحت‌ تأثیر نهضت ملی کردن نفت، به فعالیت‏‏های سیاسی‌ رو ‌آورد و جذب جبهه ملی ایران شد. وی درصف هواداران دکتر مصدق به تکاپو و تلاش‏های‌ اجتماعی پرداخت.

    وی سردبیری نشریه‌های «ایران آباد» و «فردوسی» را برعهده داشت و از سال 1344 با کسب امتیاز مجله «نگین»، این نشریه را تا دو سال پس از انقلاب منتشر کرد. محمود عنایت در جریان اوج‌گیری انقلاب‌ اسلامی رو در روی حرکت انقلابی مردم ایستاد و به‌ حمایت از رژیم پرداخت. تلاش برای تئوریزه کردن جدایی دین از سیاست و حمایت از مدنی و بنی صدر در جریان اولین دوره انتخابات ریاست‏جمهوری از دیگر نکات برجسته‏ای است که در زندگی سیاسی محمود عنایت پس از انقلاب به چشم می خورد. محمود عنایت  سرانجام در 28 دی ماه سال 1391 در سن 80 سالگی در آمریکا در گذشت.

     

  • +فعالیت در عرصه مطبوعات

    مجوز انتشار مجله نگین

    اوج‏گیری فعالیت‏های نهضت ملی عنایت را به طور کامل به نویسندگی کشاند. تا اینکه در سال 1344 که مجوز انتشار مجله «نگین» را گرفت.  این مجله تا اردیبهشت سال 1359 انتشارش ادامه داشت.
    مقالات عنایت در «نگین» با عنوان «راپرت‏ها» منتشر شده و به صورت کتاب نیز درآمده است. طنز یکی از زمینه‏های اصلی محمود عنایت است. در راپرت‏هایش که در نگین چاپ می‏شد و دیگر مقالاتش این مایه ادبی هویداست. محمود عنایت بعد از توقیف «نگین» در سال 59، به ترجمه روی آورد و کتاب‏های «مهاتما گاندی و پیروان او» اثر «و.د.مهتا»، کتاب «کالبدشناسی انقلاب»، اثر«کرین برینتن» و کتاب «انسان در عصر توحش» اثر اِولین رید را کار کرد که چاپ شد.
     
    همکاری با برنامه‏سازان رادیو
    سال‏های واپسین دهه‏ی 20 ونهضت ملی کردن نفت، در زندگی او آنچنان‌ تأثیری می‌گذارد که همواره از یادآوری آن، دچار نوستالژی و روان‏پریشی خاصی می‌شود؛ که آثار آن‌ در نوشته‌های مربوط به آن ایام وی دیده می‌شود...
    عنایت در ایام پس از کودتای 28 مرداد، در جریان همکاری با جراید، با عده‌ای از سرکردگان‌ طراز اول رژیم و دست‌ اندرکاران وسایل ارتباط جمعی کشور آشنا می‌گردد و از سوی رئیس «اداره‌ کل انتشارات و رادیو» به همراه عده‌ای از نخبگان‌ فرهنگی و روشنفکران نظیر دکتر رضا زاده شفق، دکتر ایرج گلسرخی، دکتر عبد الحسین زرین‌کوب‌ به عرصه فعالیت جدیدتر در هدایت افکار عمومی‌ دعوت شد.
    عنایت از نخستین کسانی بود که این‌ دعوت را پذیرفت و به صف برنامه‌‏سازان رادیو درآمد و نقشی فعال بر عهده گرفت. در آن سال‏ها برنامه‌ای به نام پنج و سه دقیقه یکی‌ از پرطرفدارترین برنامه‌های رادیویی بود. این برنامه‌ که هر روز به مدت یک ساعت روی آنتن می‌رفت، توسط دو تن از معروف‌‏ترین گویندگان رادیویی، فروزنده اربابی و هوشنگ مانی، اجرا می‌شد و توانسته بود شنوندگان فراوانی را به خود جذب‌ نماید. در این برنامه انتقاداتی از دولت و مسؤولین به‌ عمل می‌آمد که دامنه ی آن به حوزه خدمات شهری‌ محدود می شد. عنایت مسؤولیت تهیه این برنامه را به‌ عهده گرفت.
     
    اضمحلال فرهنگ ملی 
    عنایت پس از مدت کوتاهی تصمیم‌ گرفت تغییرات اساسی درمحتوا و چگونگی اجرای‌ برنامه پنج و سه دقیقه پدید آورد. بر همین اساس، طرح و برنامه‌ای در این مورد تنظیم کرد و به مقامات بالاتر داد.
    او در این طرح پیشنهاد کرده بود تا زمان پخش‌ این برنامه به دو ساعت افزایش یابد و نام آن نیز تغییر کند و از لحاظ محتوایی نیز تغییراتی پیدا نماید تا با ذائقه ی جوانان -که قرار بود مخاطب این برنامه‌ باشند- سازگارتر شود. مسؤولان ارشد رادیو با پیشنهادهای عنایت‌ موافقت کردند و براساس خواست او، زمان این‌ برنامه را به دو ساعت رساندند و نام برنامه براساس‌ پیشنهاد عنایت به «همه روز،همین ساعت،همین‌ جا» تغییر یافت.
    در این برنامه شنوندگان می‌توانستند از طریق تلفن‌ با مجریان تماس بگیرند. در برنامه‏ی مذکور فقط آهنگ‏های غربی پخش می‌شد و به همین منظور شخصی به نام فریبرز امیرابراهیمی را که با آهنگ‏های‌ پاپ غربی آشنایی داشت، به عنوان گوینده‌ منصوب کردند.
    کسانی که آن سال‏ها را به یاد دارند اعتقاد دارند این برنامه تأثیر قابل توجهی در اضمحلال فرهنگ ملی و رشد غرب‌ زدگی در میان‌ جوانان داشت. همکاری عنایت با رادیو و تهیه این برنامه به‌ حدی شرم آور است که حتی خود او همواره سعی‌ دارد با سکوت درباره آن دوران، خاطره این‌ همکاری را به ورطه‏ی فراموشی بسپارد. 
     
    سردبیری مجله‌ «ایران آباد» 
    فعالیت عنایت در رادیو بیش از حد تصور مورد توجه مسؤولین هدایت افکار عمومی قرار گرفت و همین امر موجب شد از توانایی‏های عنایت‌ بهره‌ برداری بیشتری صورت گیرد. مدتی بعد از عنایت برای سردبیری مجله‌ای به نام «ایران آباد» دعوت به عمل آمد و او با عنوان سردبیر دست به‌ کار انتشار مجله شد. 
     
    عضویت دراداره کل خدمات مطبوعاتی 
    عنایت به همراه افرادی چون اسماعیل‌ پوروالی، ایرج نبوی، داریوش همایون، محمد پورداد، مجید دوامی، پرویز نقیبی و پرویز لوشانی‌ به عضویت اداره کل خدمات مطبوعاتی درآمد که‌ در آن زمان با هدف تهیه و نگارش مطالب مورد نظر رژیم برای درج در مطبوعات، تأسیس شده بود.
     
    سردبیری مجله«فردوسی»
    عنایت از اسفند سال 1334 سردبیری مجله «فردوسی» را نیز عهده‌دار شد و بعدها سیاست‏های این نشریه‌ را با دفتر فرح پهلوی که مدتی بود در عرصه فرهنگ‌ و هنر نقش‌آفرینی می‌کرد و به کانونی برای تجمع‌ شبه روشنفکران تبدیل شده بود، هماهنگ می‌کرد.  
     
  • +انتشار مجله «نگین» و خیمه شب‌ بازی «فضای باز سیاسی»

    گستره­ی فعالیت‏های فرهنگی عنایت همچنان ادامه‌ یافت و او با انگیزه‌های مختلف، که شاید دستیابی‌ به ثروت نیز می‌تواند درمیان آنها باشد امتیاز مجله‏ی‏‏ جدید «نگین» را کسب کرد و از سال 1344 به‌ انتشار آن پرداخت.

    او که تا چندی پیش در برنامه­ی رادیویی خود عملاً جوانان را به تقلید و الگوبرداری از غرب سوق‌ می‌داد، به حسب ظاهر دچار دگرگونی ظاهری شد و در همان اولین سرمقاله، انتشار مطالب مبتذل را تخطئه کرد. او در تمام دوران انتشار از فرهیختگی و پاکدامنی دم زد و با ژست های یک روشنفکر ناراضی‌ سعی کرد خود را مخالف رژیم جلوه دهد.

    با این‌ حال، بطلان این ادعا آنگاه روشن می‌شود که از او در مصاحبه‌های شاه دعوت می‌شد و حتی فرصت‌ می‌یافت در کنفرانس مطبوعاتی، شاه را سؤال پیچ‌ نماید. این نقش از سال 1356 و از زمانی که‌ مسأله «فضای باز سیاسی» در دستور کار قرار گرفت، شکلی فعال‌‏تر به خود گرفت و او به همراه‌ امیر طاهری سردبیر روزنامه کیهان، موقعیتی‌ ممتازتر از دیگر روزنامه‌ نگاران پیدا کرد.

    عنایت طی گفت‏وگویی با مجله تلاش، چاپ خارج‌ کشور، به موقعیت خاص خود در این گونه برنامه‌ها اشاره و شجاعت خود را در طرح سؤال‏های‌ بکر و استثنایی بازگو کرده است. در همین خیمه شب‌ بازی «فضای باز سیاسی» وی به طور علنی در صف حامیان شاه و به قول‌ خودش «مقام سلطنت» قرار می‌گرفت.

    حتی در روزهای اوج انقلاب و در لحظات احتضار و مرگ‌ رژیم شاهنشاهی نیز دست از این موضع نکشید و به صراحت ایرانیان را عناصری شاه پرست معرفی کرده‌ و می‏گفت:

    «ما به دولتی احتیاج داریم که اعمال و افعال خود را به مقام سلطنت منتسب نکند و بدانند که چنین‌ رویه‌ ای به مصلحت مملکت نیست...این وضع‌ در مملکتی که پادشاهی به عنوان یک سنت دیرینه، طرفداران زیادی دارد، به برخورد موافقین و مخالفین‌ منجرمی‌شود و به اغتشاش و آشوب و جنگ‌ داخلی منتهی می‌گردد...»

     

  • +ایستادن رو در روی حرکت انقلابی مردم

    محمود عنایت در جریان اوج‌ گیری انقلاب‌ اسلامی رو در روی حرکت انقلابی مردم ایستاد و به‌ حمایت از رژیم پرداخت.

    او یکی از نخستین‌ افرادی است که از دخالت رهبران روحانی در امور انقلاب برآشفته شد و در شمار اولین روزنامه‌ نگارانی‌ بود که به صورتی صریح، علیه این دخالت موضع‌ گرفت و نوشت: «اشخاصی که تصمیم دارند پای رهبران مذهبی را به سیاست بکشانند خطای فاحشی را مرتکب‌ می‌شوند...»

    دکتر محمود عنایت در آخرین ماههای حیات‌ رژیم پهلوی و در ایام اوج‌ گیری انقلاب اسلامی‌، مرتباً در تلاش و تکاپو بود. در نشریات مقاله‌ می‌نوشت، با تلویزیون مصاحبه می‌کرد، به منظور شرکت در گفت‏وگوی مطبوعاتی شاه عازم کاخ‌ سلطنتی می‌شد و بلافاصله خود را به قم می‌رساند و برای آیت‏الله شریعتمداری پیام می‌برد .

     

  • +حمایت از بختیار و دولت او

    درست در روزهای اوج قیام ملت مسلمان ایران و در لحظاتی که فریادهای مرگ بر بختیار مردم فضای کوچه و خیابان‏های ایران را پر کرده بود و امام خمینی (ره) با صراحت هر چه تمام از کناره گیری بختیار از سمت نخست‏وزیری سخن می گفتند: محمود عنایت مقالات و مطالب متعددی در حمایت از بختیار و دولت او نوشت و برای چاپ در اختیار روزنامه ها و مجلات گوناگون گذاشت.

    مقالات و مطالب عنایت در این ایام یک پیام واحد دارد و یک هدف خاص را تعقیب می کرد، او انتصاب بختیار به نخست‏وزیری را طلیعه آزادی ملت ایران قلمداد می‏کرد و می‏کوشید تا به هر طریق ممکن توجه و حمایت مردم را به سوی وی معطوف سازد:

    «...من از بازگشت دیکتاتوری و اختناق و تجدید حکومت تازیانه و گلوله و سانسور می‏ترسم ، به آقایانی که مرتباً می‏گویند کودتا بشود که چه بشود؟ و بالاتر از سیاهی رنگی نیست جواب می‏دهم که خیر، رنگی این رنگی که امروز با انتشار مجدد روزنامه‏ها و گشودن زبان‏ها و تضعیف دیکتاتوری افق‏ ما را گرفته سیاهی نیست طلیعه آزادی است. طلیعه آزادی را پاس بداریم و آزادی را قبل از پرکشیدن و با دست خود خفه نکنیم.»  

    او در راستای حمایت از رژیم شاه و بختیار و با هدف جدا کردن مردم از انقلاب، رهبران فکری انقلاب را عناصری قدرت طلب که به خاطر منافعشان به تحریک مردم عادی و عامی می‏پردازند، معرفی می‏کرد.

     

  • +حمله به اصل ولایت فقیه و مجلس خبرگان قانون اساسی

    با همه این اوصاف انقلاب به پیروزی ‏رسید و عنایت حمایت از رژیم پهلوی را به صورت کامل از برنامه کاری خود حذف می‏کرد. بعد از پیروزی انقلاب وی که اینک دریافته بود رهبری و هدایت کشور در دست امام خمینی (ره) است، حمله به اصل ولایت فقیه و مجلس خبرگان قانون اساسی را دنبال می کرد. 

     رسول مهربان در کتاب «بررسی مختصر احزاب بورژوا لیبرال در مقابله جنبش کارگری و انقلاب ایران» می نویسد:

    «...در یکی از جلسات حزب خلق مسلمان که سخنرانی داشتم، آقای محمود عنایت از مردم خواسته بود که انحلال مجلس خبرگان را با همه تاب و توان خواستار شوند. برنامه این بود که از قوام یافتن و پایه ریزی جمهوری اسلامی جلوگیری شود و کشور در یک سری هرج‏و‏مرج‏های متوالی و تکراری فرو رود و انقلاب غرق و نابود شود...»

    محمود عنایت در مقایسه ای ناجوانمردانه در یکی از مقالات خود، از تفویض برخی اختیارات به ولی فقیه در قانون اساسی انتقاد کرده، رهبری امام خمینی(ره) را با به قدرت رسیدن رضاخان درطلوع استبداد پهلوی مقایسه می کند!

     

  • +زندگی سیاسی محمود عنایت پس از انقلاب

    عنایت که یکی از حامیان رسانه‏ای استبداد پهلوی بوده پس از انقلاب رنگ عوض کرد و نظام اسلامی را با این ادعا که همانند رژیم گذشته است به نقد و تخریب کشید!

    عنایت که پیش از پیروزی انقلاب و بارها کوشیده بود تا آیت‏الله شریعتمداری را به عنوان یک روحانی میانه رو در مقابل رهبر انقلاب قرار دهد،پس از آن نیز این خط را دنبال کرده و در شکل‏گیری حزب خلق مسلمان نقش اساسی ایفا می کرد.

    تلاش برای تئوریزه کردن جدایی دین از سیاست و حمایت از مدنی و بنی صدر در جریان اولین دوره انتخابات ریاست‏جمهوری از دیگر نکات برجسته‏ای است که در زندگی سیاسی محمود عنایت پس از انقلاب به چشم می خورد.

    عنایت پس از آن که از سوی دادستان انقلاب برای پاسخگویی به اتهامات احضار ‏شد از دیده‏ها پنهان و پس از مدتی از کشور فرار کرد. وی در خارج از مرزهای ایران نیز دست‌ از فعالیت‏های ضد انقلابی برنداشت و به عنوان یک‌ روزنامه نگار ضد انقلاب، به تلاش‏های خود ادامه‌ داد.

    عنایت پس از فرار از ایران مدتی نشریه ضد انقلابی «ملت بیدار» را انتشار داد و همزمان با اکثر نشریات ضد انقلابی همکاری کرد. درج مقالات او در نشریات و سخنرانی در مجامع مختلف، از اقداماتی بود که عنایت در سال‏های اخیر خود را با آن‏ها سرگرم کرده بود.  

    محمود عنایت  سرانجام در 28 دی ماه سال 1391 در سن 80 سالگی در آمریکا در گذشت.

     



ویرایش این مطلب، یا ارسال نظر