محسن نوربخش

 

دکتر محسن نوربخش، پرسابقه‏ترین رئیس بانک مرکزی که در خرداد ماه سال 1360، به‌ عنوان اولين رئيس کل بانک مرکزی در اولين دولت منتخب، سکان آن را به‌ دست گرفت. وی بين سال‌های 68 تا 72 سمت وزارت امور اقتصادی و دارايی را به عهده داشت و از سال 1373 تا زمان وفاتش رئيس کل بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران بود. 

 


امتیاز دهی به مطلب:
 

به اشتراک گذاری مطلب:
ارسال به دوستانارسال به دوستان
  • -زندگینامه

    محسن نوربخش در سال 1327 در اصفهان و در یک خانواده مذهبی و نظامی متولد شد. پس از اخذ مدرک لیسانس اقتصاد از دانشگاه تهران، برای ادامه تحصیل به آمریکا رفت و مدرک فوق لیسانس و دکترای اقتصاد خود را از دانشگاه UC Davis کالیفرنیا گرفت. در اواخر خرداد ماه 1358، چند ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی به ایران بازگشت.

    به دلیل آشنایی که در سال‏های زندگی در آمریکا با شهید بهشتی پیدا کرده بود به عنوان رئیس بانک مرکزی معرفی شد. در سال‏های بعد نیز در دوره اول دولت سازندگی به عنوان وزیر اقتصاد و دارایی خدمت کرد. آخرین حضور او باز هم به ریاست بانک مرکزی برمی‏گردد که در زمان ریاست جمهوری خاتمی در سال 1382 بود. آنچه نوربخش را در دوران مدیریتی خود در سال‌های پس از انقلاب به چهره‌ای تکنوکرات و تبدیل کرده است، اتخاذ سیاست‌های جسورانه در نظام اقتصادی کشور و قدرت توجیه بسیار بالا برای اجرای چنین سیاست‌هایی بوده است.

     

    خانواده
    محسن نوربخش در خانواده ای متولد شد که پدر و عمویش هر دو نظامی و از خانواده‏های مذهبی بودند. پدرش علی رغم اینکه نظامی بود اما با روحانیت ارتباط نزدیکی داشت و در زمره نزديكان شهید بهشتی و آيت‌الله شفتی به شمار می‌رفت.
     
    ازدواج
    دکتر نوربخش در سال 1353 با معظم کرباسی زاده ازدواج کرد.
     
  • +فعالیت‏های سیاسی قبل از پیروزی انقلاب

    محسن نوربخش در زمان گذراندن دوره‏ی فوق لیسانس و دکترای اقتصاد خود در آمریکا، از اعضای انجمن اسلامی دانشجویان در آمریکا و کالیفرنیا بود. وی به دلیل آشنایی که پدرش با دکتر بهشتی داشت در زمان دانشجویی توانست ارتباط نزدیکی با شهید بهشتی و حتی هاشمی رفسنجانی و امام خمینی(ره) داشته باشد. در واقع با توجه به گفته های محسن نوربخش وی به عنوان رابط بین گروهشان با دکتر بهشتی و یا با سایر کسانی بود که شهید بهشتی می‏خواست با آنها ارتباط داشته باشد. اگر کتاب و یا هر چیزی برای منتقل کردن به شخص خاصی بود توسط محسن نوربخش این کار انجام می‏شد.

     

  • +مسؤولیت‏ها و سوابق اجرایی

    نماینده اصلی دولت در بانک بین المللی در سال 1359
    رئیس بانک مرکزی در دولت اول موسوی  از سال 1360 تا 1365
    وزیر امور اقتصادی و دارایی در دولت اول هاشمی از سال 1368 تا سال 1372
    معاون امور اقتصادی در دولت دوم هاشمی
    استاد اقتصاد در دانشگاه شهید بهشتی
    عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی
    نماینده مردم تهران در دوره سوم مجلس شورای اسلامی
    رئیس بانک مرکزی از سال 1373 تا 1382
     
  • +عضویت در حزب کارگزاران سازندگی

    حزب کارگزاران در سال 1374 و در زمانی که انتخابات مجلس پنجم در حال انجام بود با انتشار یک لیست به نام "کارگزاران سازندگی ایران" خود را معرفی کرد که بعدها به دلیل مخالفت هایی که بر سر نام این گروه توسط کارگزاران نظام به وجود آمد، با نام "جمعی از کارگزاران سازندگی" وارد عرصه سیاسی شد و تا کنون هم فعالیتش ادامه دارد.
    در بیانیه اعلام موجودیت این حزب، نام‏هایی دیده می شد که اغلب چهره های آشنایی بودند و سال‏ها سابقه حضور در قدرت را داشتند و بر کرسی وزارت، معاونت رئیس جمهور، ریاست بانک مرکزی و شهرداری تهران نشسته بودند. این امر به خوبی بیانگر آن بود که مدیران اجرایی کشور با تشکیل گروه، قصد بسط قدرت خود به دیگر عرصه های حاکمیت را داشتند تا شرایطی فراهم آورند که در مسند قدرت باقی بمانند. به عبارتی کارگزاران در نگاه مؤسسین آن، کارکرد حزبی به معنای متداول آن که وظیفه «کادرسازی» و «مدیر پروری» دارد را نداشت و تنها وجه اشتراک مؤسسین بقای در قدرت بود؛ محسن نوربخش از اعضای هیأت مؤسس و عضو شورای مرکزی این حزب به شمار می‏رفت.
     
  • +اختلاف بنی صدر و نوربخش

    اختلاف بین دکتر نوربخش و ابوالحسن بنی صدر که به زمان ریاست جمهوری بنی صدر باز می‏گردد، ریشه در فعالیت های سیاسی دوران دانشجویی نوربخش و حضور وی در انجمن اسلامی دانشجویان در کالیفرنیا داشت.
    ابوالحسن بنی‌صدر پس از سركوب قیام 15 خرداد 1342 و منحل شدن جبهه ملی دوم، به فرانسه رفت و در آنجا فعالیت‌های خود را تحت عنوان جبهه ملی سوم پی گرفت. در آن زمان بحث های سیاسی بین خارج نشینان داغ بود و هر یک از گروه‏ها سعی می‏کردند از اخبار موجود در کشور اطلاع دقیق پیدا کنند. انجمن اسلامی دانشجویان که نوربخش هم عضو آن بود به دلیل ارتباط مستقیمی که با حضرت امام خمینی(ره) داشتند و این ارتباط از طریق آقای هاشمی رفسنجانی و تعدادی دیگر از روحانیون انجام می‌شد، به یک استقلال اطلاعاتی رسیده بودند. اما جبهه سوم ملی در آن زمان می‏خواست از انجمن اسلامی به عنوان یک ابزار استفاده کند. انجمن اسلامی نمی‌خواست که در بست در اختیار آن‌ها قرار بگیرد و تلاش داشت مستقل عمل کند. آن‌ها هم به دنبال این بودند که هرچه بیشتر انجمن اسلامی را به سمت خود بکشند و  به دنبال یارگیری بودند.
    همین اختلافات سیاسی سبب شد تا بنی صدر به عنوان رهبر جبهه ملی سوم در آن زمان با اعضای انجمن اسلامی یک دشمنی پیدا کند تا اینکه این اختلافات باعث شد در زمانی که محسن نوربخش توسط دکتر بهشتی به عنوان وزیر اقتصاد به شهید رجایی معرفی شد با مخالفت بنی صدر به عنوان رئیس جمهور وقت مواجه شود.
    بعدها هم اختلافات اقتصادی بین بنی صدر و نوربخش به وجود آمد. محسن نوربخش در خصوص این اختلاف‏ها می‏گوید: «به علت کاهش صادرات نفت که ناشی از جریانات جنگ بود، دولت با کسری بودجه مواجه شد. در نتیجه برای تأمین نیازهای دولت باید یک اصلاحیه به مجلس می‏رفت که آقای بنی صدر و کسانی که در مجلس از ایشان حمایت می کردند به شدت با این مسأله مخالف بودند. در واقع بحث ما نیز با ایشان در زمینه‏های اقتصادی بیشتر از این جهت بود. چرا که آن زمان از نظر اجرایی هیچ راه دیگری برای تأمین بودجه دولت وجود نداشت و ما ناچار بودیم از کسری بودجه استفاده کنیم که با مخالفت شدید بنی صدر مواجه شد، بدون این که راه حلی ارائه دهد. مضافاً این که در همان زمان یکسری هزینه های سربار ناشی از جنگ نیز ایجاد شده بود. در واقع ایشان دیدگاه روشنی در ارتباط با مسائل اقتصادی نداشتند. اختلاف ما با ایشان نیز در همین زمینه بود.» 
     
  • +اولین رئیس کل بانک مرکزی بعد از انقلاب

    محسن نوربخش توانست در كمتر از دو سال پس از پيروزی انقلاب، در 23 خرداد 1359، اولين رئيس كل بانك مرکزی بعد از انقلاب شود. این ریاست در دولت اول میر حسین موسوی، در سال 1360، همزمان با جنگ تحمیلی و درگیری‏های داخلی بود. بدون شک اداره پول و ارز کشور در چنین دوره‏ای تبحر خاص خود را داشت، از این رو محسن نوربخش توانست این اوضاع را با سیاست های خاص کنترل کند و پول و ارز کشور را تا سال 65 که جای خود را به مجید قاسمی داد، اداره کند.

     

  • +عدم رأی اعتماد مجلس به وزارت نوربخش در دولت دوم هاشمی

    مجلس چهارم، با شعار «پیروی از خط امام(ره)، اطاعت از رهبری و حمایت از هاشمی» شکل گرفت. ریاست مجلس بر عهده ناطق نوری که با هاشمی رابطه‏ی بسیار خوبی داشت، بود. حتی عده‏ای چنین ادعا می‏کنند به دلیل همکاری بیش از حد رؤسای دو قوه ی مقننه و مجریه موفقترین دوره مجلس همین دوره بوده است اما در این بین زمانی که هاشمی رفسنجانی، رئیس جمهور وقت، محسن نوربخش را که بسیار به وی اطمینان و اعتماد داشت به عنوان وزیر اقتصاد و دارایی معرفی کرد، نمایندگان به این وزیر پیشنهادی رأی اعتماد ندادند.
    در این جلسه مجلس، نمایندگان مخالف وزارت نوربخش عدم موفقیت وی را در برقراری عدالت اقتصادی و فشار بر روی قشر ضعیف و کم درآمد دانستند. همچنین مخالفت جدی با سیاست تعدیل اقتصادی که توسط نوربخش و در دوران وزارت او اجرا شد و نتیجه‏ی اين سياست تشديد «شكاف و فاصله طبقاتی» بود، باعث عدم کسب رأی اعتماد مجلس شد. پس از اظهارات مخالفان وزارت نوربخش، آقاى هاشمى در 28 دقيقه سخنان خود هيچ نكته خاصى براى دفاع از وزير اقتصاد پيشنهادى خود نگفت. چه او گمان نمى برد مجلس قصد دارد نظر خود را ناگهانى اعلام كند و به او رأى اعتماد ندهد.
     
    راه حل جالب هاشمی!
    پس از اعلام رأی مجلس و عدم وزارت دکتر نوربخش در دولت دوم هاشمی، هاشمی رفسنجانی که بسیار به سیاست‏های اقتصادی دکتر نوربخش اعتقاد داشت برای مقابله با این عمل و دادن جواب به نمایندگان مجلس با اختیاراتی که داشت سمت "معاون اقتصادی رئیس‏جمهور" که تا آن زمان این سمت وجود خارجی نداشت، برای وی در نظر گرفت. تا جای خالی دکتر نوربخش در کابینه خالی نمانده باشد. مقامی که چندی بعد با رفتن وی از پست های اجرایی حذف شد.
     
  • +محسن نوربخش به عنوان یکی از نمايندگان ويژه خاتمی

    محمدرضا عارف، معاون اول رئیس جمهور وقت، سیدمحمدخاتمی، در سال 1381 طی حکمی محسن نوربخش را به همراه چند تن دیگر به عنوان نمایندگان ویژه رئیس جمهور در مسائل مربوط به قاچاق کالا و ارز منصوب کرد، متن این حکم در زیر آمده است:
    ‌«هيأت وزيران درجلسه مورخ 1381/10/18 بنا به پيشنهاد رئيس جمهور و بر اساس اصل يكصد و بيست و‌ هفتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران تصويب نمود:
    ‌آقايان طهماسب مظاهری، وزير امور اقتصادی و دارايی، اسحاق جهانگيری، وزير صنايع و معادن، محمد ستاری‌فر، معاون رئيس جمهور و رئيس سازمان مديريت و برنامه ريزی كشور، محسن نوربخش، رئيس كل بانك مركزی ‌جمهوری اسلامی ايران به عنوان نمايندگان ويژه رئيس جمهور جهت تصميم گيری در مورد نحوه اجرای ماده (6) ‌قانون نحوه اعمال تعزيرات حكومتی راجع به قاچاق كالا و ارز تعيين می‌شوند.
    ‌تصميماتی كه توسط نمايندگان ويژه رئيس جمهور در خصوص امور اجرايی موارد ياد شده اتخاذ می‏شود، در‌ حكم تصميمات رئيس جمهور و هيأت وزيران بوده و لازم الاجرا می‏باشد و با رعايت ماده (19) آئين‌نامه داخلی ‌هيأت دولت، قابل صدور خواهد بود.»
     
  • +اقدامات اقتصادی

    اقتصاد آزاد یا دولتی
    مقصود از اقتصاد آزاد، آزاد بودن‌ در مقابل‌ دولت‌ و دخالت‏های آن‌ است. بطوری كه‌ در عبارتی‌ ساده، منظور از «آزادی» در ادبيات‌ اقتصادی، نفی هر نوع‌ دخالت‌ دولت‌ در امور اقتصادی است.
    در بررسی دیدگاه محسن نوربخش در خصوص اقتصاد آزاد باید ابتدا دو نظریه را که در مورد اقتصاد وجود داشت مورد بررسی قرار دهیم: دیدگاه اول دیدگاهی بود که در آن يكی به دنبال محدوديت دخالت دولت بود و ديگری هيچ محدوديتی برای آن قائل نبود؛ اما نوربخش مدافع داشتن اختيارات گسترده دولت بود ولی با آن جنبه كه دولت بايد تا كوچك‌ترين واحد اجتماع، خانواده دخالت كند، مخالف بود. دولت بايد سياستگذاری كند ضمن اين كه حيطه ی عمل آن نبايد موجب خرد شدن بخش خصوصی شود.
     
    اقدامات اقتصادی
    دکتر نوربخش با توجه به مسؤولیت‏هایی که در زمینه اقتصاد در کشور برعهده داشته، اقداماتی را در این زمینه در دوره ی وزارت و یا ریاست بانک مرکزی انجام داده است. مهمترین این اقدامات عبارتند از:
     
    اجرای سیاست تعدیل اقتصادی در دولت اول هاشمی
    عضویت در صندوق بین المللی پول در دولت اول هاشمی در سال 1368 
    تأسیس حساب ذخیره ارزی 
    باز كردن راه فاينانس‌ها برای تجارت کشور
    یکسان سازی نرخ ارز
    تشكيل سازمان خصوصی سازی و ساماندهی شركت‌های دولتی
    شروع به کار بانک های خصوصی 

     

  • +اجرای سیاست تعدیل اقتصادی در دولت اول هاشمی

    تعدیل اقتصادی چیست؟
    سياست تعديل اقتصادی مبتنی است بر سازوكار بازار آزاد و رقابتی كه خود دربردارنده ضرورت «عدم مداخله دولت در اقتصاد» است. ممنوعيّت قيمت‌ گذاری توسط دولت (يا رهاسازی قيمت‌ها)، رفع محدوديت‌ های تجارت خارجی، آزادی سرمايه ‌گذاری خارجی، حذف يارانه‌ ها، خصوصی ‌سازی اقتصاد و واگذاری خدمات و شركت ‌های دولتی به بخش خصوصی و ... در زمره راهكارهای اصلی و اساسی اين الگوی اقتصادی است.
    سیاست‌های تعدیل اقتصادی به مجموعه‌ای از سیاست‌های کوتاه‌ مدت، میان‌ مدت و بلند‌ مدت جهت دستیابی به اهداف کلان اقتصادی گفته می‌شود که بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول در صورت پذیرش سیاست‌های آن‌ها از سوی دولت‌ها، به پرداخت وام و کمک به این دولت‌ها با شرایط و نرخ‌های بهره‌ی گوناگون اقدام می‌کنند.
     
    نوربخش اجرا کننده طرح تعدیل اقتصادی
    در آغاز دولت سازندگی، برنامه‌ی توسعه‌ی اقتصادی اول به تصویب مجلس شورای اسلامی رسیده بود که تناسبی با برنامه‏های تعدیل اقتصادی بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول نداشت. در سال‌های 68 و 69، با دیدار نمایندگان صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی با کارشناسان اقتصادی دولت سازندگی، تصمیم به اجرای سیاست‌های تعدیل اقتصادی گرفته شد و برنامه‌ی تعدیل اقتصادی، در سال 1369، به صورت یک برنامه‌ی جایگزین در برابر برنامه‌ی توسعه‌ی اول مطرح و اجرایی شد. دولت اول هاشمی رفسنجانی در ابتدای فعالیت خود پس از پایان جنگ تحمیلی، برنامه‌ی تعدیل اقتصادی را برای دستیابی به اهداف مهم اقتصاد کلان، مانند: کاهش نرخ تورم، افزایش نرخ رشد تولید واقعی و بهبود وضعیت تراز پرداخت‏‏ها را به اجرا درآورد و سیاست‌هایی چون کاهش یارانه‏‏ها، کاهش ارزش پول ملی، کاهش کسری بودجه از طریق کاهش مخارج دولت، افزایش مالیات‌ها، عدم کنترل قیمت‌ها، خصوصی‌سازی، کاهش تعداد کارکنان بخش دولتی و... یکی بعد از دیگری مطرح کرد و به اجرا گذاشت.
    در دوره ی هاشمی ابتدا با رشد اقتصادی مواجه بودیم که این رشد به دلیل بازسازی های بعد از جنگ و از بین رفتن یکسری تحریم ها بود اما وضعیت تورم چیزی خلاف پیشرفت اقتصادی بود. در سال اول ریاست‌جمهوری هاشمی، نرخ تورم حدود 18 درصد بود و بلافاصله در سال 1369 به کمتر از 9 درصد رسید؛ اما با اجرای سیاست‌های تعدیل اقتصادی، نرخ تورم در یک مسیر صعودی در سال 1374 به 49/5 درصد رسید تا دولت سازندگی بیشترین نرخ تورم اقتصاد ایران پس از انقلاب را برای خود ثبت کند.
    در طول دوره‌ی تعدیل اقتصادی و با توجه به اجرای طرح‌های عمرانی زیاد توسط دولت وقت، به صورت کلی، شاهد کاهش سهم هزینه‌های مصرفی از هزینه‌های دولت و افزایش سهم هزینه‌های عمرانی از هزینه‌های دولت بودیم. همچنین در سال‌های ابتدایی دوره‌ی تعدیل اقتصادی، به دلیل برنامه‌های بازسازی کشور، شاهد کسری بودجه بودیم؛ اما با اجرای سیاست‌های تعدیل که بر تعادل در بودجه‌ی دولت دلالت می‌کنند، شاهد کاهش کسری بودجه‌ی دولت بودیم.
    یکی از پیامدهای دیگر برنامه‌ی تعدیل اقتصادی توجه کمتر به بخش کشاورزی و اولویت‌بخشی به صنعت مونتاژ در کشور بود. صنعت مونتاژ باعث شد که حجم قابل توجهی از ارز محدود کشور به جای هزینه شدن در ابزار و ماشین‌ آلات کشاورزی به سوی صنایع مونتاژ سرازیر شود. لذا در این دوره، رشد این بخش نسبت به رشد بخش مونتاژ صنعتی یا واردات کالاهای لوکس بسیار کمتر بود؛ به گونه‏ای که سهم بخش کشاورزی از تولید ناخالص داخلی در طول دوره تعدیل کاهش پیدا کرد.
    نبود توجیه در ضرورت تعدیل اقتصادی، عدم توجه به بافت سنتی و دینی، تشویق روحیه‌ی سودطلبی و مصرف‌گرایی و... باعث شد که بی‌ثباتی اقتصادی بیشتر شود و بیکاری و تورم به مرز غیر قابل تحملی در جامعه برسد. برنامه‌ی تعدیل اقتصادی قرار بود کماکان طی برنامه‌ی پنج‌ ساله‌ی دوم نیز به اجرا درآید؛ اما چندین دلیل، این برنامه را در بهار سال 1374 متوقف کرد که می‏توان از جمله آن را عدم رأی اعتماد مجلس به دوره دوم وزارت محسن نوربخش دانست.
     
  • +تأسیس حساب ذخیره ارزی

    محسن نوربخش معتقد بود که فارغ از احتمال افزايش قيمت نفت و به‌منظور کاهش وابستگی اقتصاد کشور به درآمدهای نفتی و جلوگيری از نوسانات اقتصادی ناشی از نوسانات درآمدهای نفتی کشور، بايد قيمت نفت در برنامه‌های توسعه اقتصادی کشور يک قيمت معقول حداقل، به احتساب گرفته شود و چنانچه قيمت نفت افزايش يافت، بخشی از مازاد درآمد حاصل از فروش نفت موجب افزايش ذخاير ارزی بانک مرکزی شود و بخش ديگر آن به‌عنوان تسهيلات ارزی در اختيار بخش خصوصی جهت افزايش ظرفيت توليدی کشور و تقويت و گسترش بخش خصوصی قرار گيرد با پيگيری و تلاش نوربخش تأسيس حساب ذخيره ارزی در برنامه پنج ساله سوم توسعه اقتصادی کشور در سال 1377 به تصويب رسيد و از سال 1380 اجرايی شد. احکام مربوط به حساب ذخيره ارزی در برنامه پنج ساله چهارم توسعه اقتصادی نيز تنفيذ شد.

     

  • +باز كردن راه فاينانس‌ها برای تجارت کشور

    قرارداد تأمین مالی از منابع بین‌المللی را فاینانس می‌نامند. به‏طور خلاصه قراردادهای فاینانس بدین مفهوم هستند که یک بانک یا مؤسسه تجاری خارجی، وامی را به منظور عملیات معینی به کشور و یا شرکت مشخصی پرداخت نموده و در واقع کنترلی روی هزینه کردن آن ندارد و لذا تعهدی نیز برای به ثمر نشستن طرح نداشته و در سررسیدهای تعیین شده‌ای، اصل و فرع آن را از طرف قرارداد و یا بانک تضمین کننده قرارداد دریافت می‌نماید. قراردادهای تأمین مالی (فاینانس) مابین منابع مختلف بین‌المللی ارائه کننده تسهیلات از یکسو و استفاده کنندگان از این تسهیلات از سوی دیگر، پس از انجام مذاکرات لازم و دست‌یابی به توافق منعقد می‌گردد.
    نوربخش که در مجلس سوم  نماينده مجلس بود، در كميسيون برنامه و بودجه مهم‌ترين بانی استفاده از فاينانس خارجی شد تا  برای اجرای پروژه‌ها از منابع خارجی استفاده كنيم. 
     
    انتخاب نوربخش به عنوان نماینده اصلی دولت در بانک بین المللی
    ‌‌در زمان نخست وزیری شهید رجایی، نوربخش به عنوان نماینده دولت در بانک بین الملل انتخاب شد تا برای همکاری‏های بین المللی با دیگر کشورها اقدامات لازم را انجام دهد. هیأت وزیران در جلسه مورخ 1359/11/29 بنا به پیشنهاد وزارت امور اقتصادی، محسن نوربخش، معاون کل وزارت امور اقتصادی و دارایی را به عنوان نماینده اصلی دولت جمهوری اسلامی ایران در بانک بین‌المللی انتخاب و تعیین‌ نمود.
     
  • +یکسان سازی نرخ ارز

    شکست طرح یکسان سازی در دوره ی اول
    در سال 1369، با هدف دستیابی به نرخ تعادلی ارز و کاهش تأثیر نوسان بازار غیر رسمی ارز، سیاست ارزی و بازرگانی کشور در راستای سیاست تعدیل اقتصادی قرار داشت. اقدامات به‌ عمل‌ آمده در زمینه‌ی یکسان ‌سازی نرخ ارز، که از سال 68 آغاز شده بود، در این سال با شدت بیشتری دنبال گردید که نتیجه‌ی آن به وجود آمدن سه نرخ رسمی، رقابتی و شناور ارز در کشور بود. در فروردین‌ ماه سال 1372، سیاست یکسان‌سازی نرخ ارز به اجرا درآمد و نرخ‌های قبلی ملغی شدند و نرخ جدید 1500 ریال بر هر دلار انتخاب گردید. با کاهش قیمت نفت و فرآورده‌های نفتی، نرخ ارز در بازار غیررسمی شروع به افزایش کرد و باعث بالا رفتن نرخ ارز رسمی شد. در این سال، نرخ ارز در 1750 ریال ثابت شد. از سال 72 تا 73 فاصله‌ی بین نرخ ارز رسمی و غیررسمی به طور مداوم افزایش یافت. يكسان سازی نرخ ارز، تورم سنگينی را به كشور حاكم كرد. طبيعی بود كه مخالفان سياسی خيلی می‌توانستند به دليل تورم به دولت فشار بياورند. دولت، ديگر نمی‏توانست در مقابل اين حجم از مخالفت‌ها ايستادگی كند، بنابراين در همان زمان بار ديگر دولت سه نرخ ارز را حاكم كرد: ارز دولتی 175 تومان، ارز صادراتی 300 تومان و ارز آزاد به قيمت گران‌تر. بنابراین تورم و تحریم و سایر فشارهای سیاسی و اقتصادی باعث شد که در اردیبهشت سال 74 نرخ ارز به شدت بالا رود و لذا سیاست تثبیت نرخ ارز با شکست مواجه گردید.
     
    تک نرخی کردن ارز در سال 1380 در دولت خاتمی
    با توجه به اجرا شدن طرح یکسان سازی نرخ ارز در سال 1368 و شکست خوردن این طرح، دوباره در دولت دوم خاتمی مورد اجرا قرار گرفت و دکتر نوربخش که رئیس بانک مرکزی جمهوری اسلامی بود، مسؤول تك نرخی كردن ارز در دولت دوم خاتمی شد که در مقطعی با موفقیت انجام شد.
    تجربه قبلی نوربخش خيلی مؤثر بود، به طوری كه در سال 81 كه تك نرخی شدن ارز اجرا شد، حداكثر تورم 15 درصد شد. بعد هم شيب ملايم كاهشی داشت. دكتر نوربخش در سال‌های آخر، يك سياست مدار بالغ به معنای واقعی كلمه بود. در هر تصميمی تمام جوانب را می‏سنجيد. حتی فراتر از اين در مواقعی كه در بخشی پيش‌بينی ركود می‏كرد، با مسؤولان مربوطه جلسه می‏گذاشت و راهكارهايی پيدا می‌كرد كه يا وارد ركود نشوند يا اگر با ركود مواجه شدند چگونه با آن مقابله كنند. يعنی نقش كنترل كننده خوبی در اقتصاد ايران داشت.
     
  • +تشكيل سازمان خصوصی سازی و ساماندهی شركت‌های دولتی

    شروع برنامه‌های خصوصی سازی در ایران به پیاده سازی الگو و سیاست‌های تعدیل اقتصادی صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی در دوران سازندگی بر می‌گردد. پس از انقلاب (که منجر به دولتی شدن بخش عظیمی از اقتصاد ایران شد) به تدریج حجم دولت بزرگتر شد. در دوران سازندگی و با اجرای سیاست‌های تعدیل اقتصادی و پیاده سازی الگوی خصوصی سازی دیکته شده از سوی سازمان‌های بین‌المللی برای برون رفت از بحران‌ها و دستیابی به رشد اقتصادی مناسب، نخستین گام‌ها در جهت کاسته شدن از نقش دولت در بازار و اقتصاد برداشته شد. خصوصی سازی در كشور از سال 1370 و در راستای برنامه اول توسعه اقتصادی شروع شد.
    خصوصی‌سازی، تحت عنوان «سیاست تعدیل» از تصویب مجلس پنجم گذشت؛ اما با مشکلات به وجود آمده از آغازین روزهای اجرای آن به فراموشی سپرده شد تا جایی که چاره‌ای جز تغییر و تبیین اصل 44 نبود.
    شكست‏های جـدی دولت در امــر خصوصی سازی طی دو برنامه اول و دوم توسعه كشور (در دولت سازندگی) و عدم تحقق باورهای خوش صاحبنظران، دولت سيدمحمدخاتمی را بر آن داشت تا پس از مقرر كردن واگذاری بيش از دو هزار واحد دولتی به بخش خصوصی برای جبران وقايع تلخ گذشته به آسيب شناسی اين فرايند دست بزند. اين سياست در سال‏های اوليه از روند بسيار پايينی برخوردار بود ولی در فاصله سالهای 78 تا 80 بر سرعت رشد آن اضافه شد. در سال 1380 با تغيير اساسنامه، سازمان مالی گسترش مالكيت واحدهای توليدی سابق تشكيل گرديد. با تأسيس سازمان خصوصی سازی، تحول مهمی در فرايند خصوصی سازی در كشور ايجاد شد.
     
  • +شروع به کار بانک های خصوصی

    به‌رغم اينکه بانکداری از مصاديق صدر اصل «44» قانون اساسی است و بايد در مالکيت عمومی و در اختيار دولت باشد، دکتر نوربخش تمهيداتی انديشيد که در اواخر دهه هفتاد برای بخش خصوصی ابتدا مجوز فعاليت تحت عنوان مؤسسه مالی ـ اعتباری و متعاقباً برای همان مؤسسات مجوز بانکداری صادر شود. بانك‌های کارآفرين، اقتصاد نوين و پارسيان در آغاز دهه هشتاد و قبل از فوت دکتر نوربخش به‌عنوان بانك‌های خصوصی فعاليت خود را آغاز کردند.

     

  • +درگذشت

    محسن نوربخش، در شامگاه 3 فروردین ماه 1382 در بیمارستان چالوس به علت سکته قلبی درگذشت. پیکر وی در قطعه 25 بهشت زهرا به خاک سپرده شده است. 
     
    پيام تسليت رهبر معظم انقلاب در پی درگذشت دكتر محسن نوربخش
    «بسم الله الرحمن الرحيم
    جناب آقاى خاتمى
    رياست محترم جمهورى اسلامى ايران
    درگذشت تأسف‌انگيز فقيد سعيد جناب آقاى دكتر محسن نوربخش را كه از مديران ارشد و پرسابقه جمهورى اسلامى بودند، به جنابعالى و هيأت محترم وزيران و به خانواده محترم و گرامى ايشان صميمانه تسليت مى‌گويم و رحمت و مغفرت الهى را براى آن مرحوم و صبر و اجر براى بازماندگان محترمشان مسئلت مى‌كنم.»
     


ویرایش این مطلب، یا ارسال نظر