مجتبی رحماندوست

 

مجتبی رحماندوست، نویسنده و جانباز 70 درصد که به مدت 13 سال مشاور رئیس جمهور در امور ایثارگران بوده و همچنین نمایندگی مردم تهران در مجلس نهم در کارنامه کاری وی دیده می‌شود.

 


امتیاز دهی به مطلب:
 

به اشتراک گذاری مطلب:
ارسال به دوستانارسال به دوستان
  • -زندگینامه

    مجتبی رحماندوست، در سال 1333 در همدان متولد شد. وی دارای دکترای ادبیات و همچنین تحصیلات حوزوی تا ابتدای درس خارج حوزه علمیه قم است. وی در دوران دفاع مقدس به عنوان داوطلب بسیجی عازم جبهه‌های جنگ شد و در سال 1362، مجروحیت شدید در منطقه دارخوین نزدیک آبادان باعث قطع یک دست و یک پای وی شد و او را از حضور در خط مقدم جبهه‌ها بازداشت و به مقام جانبازی 70 درصد نائل آمد. 

     رحماندوست، به دلیل حضور در جبهه‌های جنگ در دوران دفاع مقدس در زمینهٔ مسائل مربوط به ایثارگران و خانواده‌های شهدا و رزمندگان فعالیت‌های بسیاری انجام داده است که مهمترین این نمونه فعالیت‌ها ایجاد و ارائه پیشنهاد وجود مشاور امور ایثارگران در سطح رئیس جمهور، وزرا و استانداران هر استان بوده و مدت 13 سال مسئولیت مشاور امور ایثارگران رئیس جمهور را بر عهده داشته است که آخرین دوره آن مربوط به ریاست "محمود احمدی نژاد" در دولت دهم بود که به عزل رحماندوست از این مقام منجر شد.

    رحماندوست، مسئولیت‌های سیاسی و اجرایی دیگری نظیر مشاور رئیس بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی، مسئول کارگاه قصه و رمان حوزه هنری به مدت 5 سال، مسئول مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری به مدت 5 سال، نمایندگی مجلس شورای اسلامی در دور نهم به نمایندگی از مردم تهران را بر عهده داشته است. لازم به ذکر است که وی برادر شاعر و نویسنده معروف کودک و نوجوان "مصطفی رحماندوست" است. 

     

  • +تحصیلات

    مجتبی رحماندوست، تا سال 1340 تحصیلات ابتدایی (سال‌های اول تا ششم ابتدایی) خود را در دبستان "سعدی" همدان گذراند سپس تا سال پنجم ریاضی تحصیلات دبیرستان خود را در همدان ادامه داد ولی دیپلم ریاضی را از دبیرستان دکتر هشترودی تهران در سال 1351 اخذ نمود. او در سال 1352 در رشته مهندسی عمران دانشکده فنی دانشگاه تهران پذیرفته شد و در سال 1358 مدرک مهندسی خود را اخذ نمود.

    بعد از فارغ التحصیلی و در سال 1361 برای تحصیل علوم اسلامی در حوزه علمیه شهر قم ساکن شد و پس از حضور در جبهه های جنگ در دوران دفاع مقدس و مجروحیت جنگی بار دیگر تحصیلات حوزوی و دانشگاهی خود را ادامه داد و در سال 1373 موفق به اخذ مدرک دکتری ادبیات شد.

     

  • +مسؤولیت‌ها و سوابق اجرایی

    فعالیت در پخش رادیو، واحد تولید رادیو، گزینش آموزش و پرورش (ناحیه 13 تهران) از سال 1357 تا سال 1358
    فعالیت در برنامه ریزی آموزش‌های عقیدتی- سیاسی و تدوین متون درسی ذیربط در سطح ارتش (نیروهای زمینی، هوایی، و دریایی و وزارت دفاع) در  در سال‌های 1358 و 1359
    مدیر آموزش‌های عقیدتی سیاسی ارتش (نیروهای سه‌گانه، وزارت دفاع و ستاد مشترک) در سال‌های 1360 و 1361
    مشاور فرهنگی قائم مقام بنیاد و مسئول دفتر هنر و ادبیات ایثار از تیر 1371 تا 1373
    مشاور رئیس بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی و مسئول دفتر هنر و ادبیات ایثار از تیرماه 1373 تا 1374
    مشاور رئیس‌جمهور در امور ایثارگران در دولت های هفتم، هشتم و نهم به مدت 13 سال
    مدیر کارگاه قصه و رمان حوزه هنری از پائیز 1374 تا اسفند 1380
    مدیر کل مرکز مطالعات و تحقیقات فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از تابستان 1375 تا تابستان 1376 (یک سال)
    رئیس فراکسیون فلسطین و مقاومت اسلامی
    مسئول کارگاه قصه و رمان حوزه هنری به مدت 5 سال
    مسئول مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری به مدت 5 سال
    نایب رئیس فراکسیون ایثارگران
    عضو فراکسیون قرآن، عترت و نماز
    عضو فراکسیون دانشگاهیان
    عضو فراکسیون طرح‌ها و لوایح مهم
    عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی
    رئیس کارگروه تخصصی ایثارگران
    عضو ناظر مجلس در ستاد ساماندهی و حمایت از مشاغل خانگی
    عضو هیأت علمی (دانشیار) دانشگاه تهران 
     
  • +حضور در جبهه های جنگ تحمیلی

    مجتبی رحماندوست در سال 1362، زمانی که دیگر دیگر یم مهندس عمران بود، به عنوان بسیجی از مسجد امیرالمونین قم به جبهه جنگ رفت و در منطقه دارخوین در نبود مسئول مخابرات لشکر سرپرست این واحد شد و در ستاد لشکر 17 علی ابن ابیطالب مجروح شد اما سه بار دیگر در جبهه حضور یافت.
    وی در خصوص دوران مجروحیت خود در جنگ در مصاحبه با "جهان نیوز" گفت: «بعد از مجروحیت با توجه به قطع شدن دست و پایم، تقریباً زمینگیر شده بودم. تا سال 65 هیچ تحرکی نمی‌توانستم انجام بدهم ولی در این سال به یک مرکز ساخت قطعات مورد نیاز جنگ رفتم و حدود 10 ماهی با آنها همکاری کردم.
    کمی که از آن شرایط خارج شدم و به دلیل آن که در قم طلبه بودم در اواخر جنگ به صورت تبلیغی به جبهه‌های جنگ می‌رفتم. حضور رزمی بنده در اوایل جنگ بود و در اواخر جنگ برای تبلیغات در جبهه حضور داشتم.»
     
  • +پیشنهاد ایده و تلاش برای شکل‌گیری نهاد مشاور رئیس جمهور در امور ایثارگران

    مجتبی رحماندوست از سال 1376 و در دوران 8 ساله ریاست جمهوری سید محمد خاتمی و همچنین دوره اول ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد مشاور رئیس جمهور در امور ایثارگران بود. تا اینکه در سال 1389، محمود احمدی نژاد وی را به دلیل موضع‌گیری اش علیه اسفندیار رحیم مشایی، پس از 13 سال از این سمت عزل کرد. پیش از آن مسعود زریبافان او را به سمت مشاور عالی رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران برگزیده بود.
    مجتبی رحماندوست درباره چگونگی تشکیل نهاد مشاوره ایثارگران ریاست جمهوری در گفت و گو با "فارس" چنین می‌گوید: «در سال 1367 هنوز اسراء برنگشته بودند و بنیاد شهید مسئولیتی در قبال رزمندگان هم نداشت. از این رو رئیس وقت بنیاد شهید در سال 1367 از امام(ره) خواست که امور جانبازان را از بنیاد شهید منتزع کند. امام (ره) دستوری به نخست وزیر وقت دادند که امور جانبازان را دولت اداره کند؛ محمد باقریان معاون نخست وزیر و مسئول امور جانبازان کشور شد.
    جانبازانی که وی را در این سمت همراهی می‌کردند بنده را برای امور فرهنگی بنیاد معرفی کرده بودند؛ من در آن زمان مهندس عمران بودم و در عین حال در قم در حاصل تحصیل در حوزه علمیه بودم و اگر چه مجروحیت شدید تقریباً دو سال مرا خانه‌نشین کرده و اوائل مجروحیت توان حضور در بیرون را نداشتم؛ اما از سال 1365 مجدداً به کارهای جنگ برگشتم زمانی که به بنیاد رفتم مسئولیت فرهنگی اجتماعی بنیاد جانبازان را بر عهده گرفتم؛ 
    در سال 1376 وقتی حکم انتصاب 28 نفر مشاور رئیس جمهور (خاتمی) را در روزنامه اطلاعات دیدم با وی تماس گرفته و پیشنهاد دادم گروه مشورتی ایثارگران (یک فرزند شهید، یک جانباز، یک آزاده و یک رزمنده) هم شکل گیرد؛ 
     
    نامه‌ای نوشتم با این مضمون که می‌خواهم مشاور امور ایثارگران باشم
    همان زمان به بنده گفته شد حاضری مشاور فرهنگی رئیس‌جمهور شوی؟ من گفتم آن درخواست برای مشاور شدن خودم نبود من دغدغه مشاور فرهنگی بودن رئیس‌جمهور و اصلاً مشاور رئیس‌جمهور شدن را نداشتم از این رو گفتم آیا در این سمت می‌توان کاری برای ایثارگران انجام داد؟ که آنها در پاسخ گفتند بله می‌توان انجام داد از این رو قبول کردم؛ پس از گذشت چند ماه و برگزاری جلسات متعدد متوجه شدم از این جلسات چیزی بیرون نمی‌آید از این رو نامه‌ای نوشتم با این مضمون که می‌خواهم مشاور امور ایثارگران باشم.
     
    ایده ی مشاور امور ایثارگران در سطح رئیس جمهور، وزراء و استانداران
    نزد معاون اول رئیس‌جمهور آن زمان "دکتر حسن حبیبی" رفتم و به وی گفتم بنده متقاضی این هستم که به همه وزراء ابلاغ شود هر کدام یک مشاور امور ایثارگران منصوب کنند. تا وقتی که همه معاونان رئیس‌جمهور و وزراء مشاور امور ایثارگران منصوب کنند حدود 1 سال و بیشتر طول کشید؛ به سراغ وزیر کشور رفته و از وی خواستم تا این حکم را به استانداران نیز ابلاغ کند تا هر کدام یک مشاور امور ایثارگران منصوب کنند در دانشگاه‌ها ستاد شاهد و ایثارگر از قبل تشکیل شده بود اما از روسای دانشگاه‌ها خواسته شد تا فردی را به عنوان مشاور امور ایثارگران منصوب کنند؛ همچنین ارتش و سپاه نیز در سطوحی این امر را اجرایی کردند.
    پس از اینکه دبیرکل سازمان امور اداری و استخدامی حکم مشاوران را به وزراء و زیر کشور به استانداران ابلاغ کرد نزد رئیس قوه قضائیه آیت‌الله شاهرودی رفتم و از وی خواستم تا یک مشاور امور ایثارگران برای خود منصوب کند؛ آقای "هاشمی شاهرودی" پذیرفت و معاون امور اجتماعی خود را یعنی "حجت‌ الاسلام ایزد پناه" را به عنوان مشاور رئیس قوه قضائیه در امور ایثارگران منصوب کرد. رئیس مجلس وقت هم "محمد قمی" نماینده پاکدشت را که برادر سه شهید و نیز فرزند شهید است به عنوان مشاور رئیس قوه مقننه در امور ایثارگران برگزید؛ رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز حکم مشاور ایثارگران مجمع را زد؛ بر این اساس سه قوه، مجمع تشخیص مصلحت نظام، وزارتخانه‌ها و در صفّ کشور استانداران نیز دارای مشاور امور ایثارگران شدند...»
     
  • +رحماندوست و دغدغه رسیدگی به امور ایثارگران

    رحماندوست در خصوص دغدغه خود در رسیدگی به امور ایثارگران در دوران مسئولیت به عنوان مشاور فرهنگی رئیس جمهور، در گفت و گو با "فارس" در 25 دی‌ماه 1390 اظهار داشت: «در جلسات مشاوران فرهنگی موضوعات بسیار ساده و بعضا غیرضروری بود که در سطح مشاوران رئیس‌جمهور و گروه مشورتی فرهنگی رئیس‌جمهور نبودند؛ ضمناً در آن زمان مدعیان نظریه پردازی فرهنگی برای نگاه اصلاح‌طلبی به کشور کم نبود؛ بنده نه می‌توانستم با آنها راه بیایم و نه با شرکت در آن جلسات احساس خاصیت و تاثیرگذاری می‌کردم از این رو در شهریور سال 1377 نامه‌ای به رئیس‌جمهور نوشتم که بنده فقط برای امور ایثارگران کار کنم که مورد قبول واقع شد...
     
    به خاتمی نامه نوشتم که من عضو دولت شوم تا در آنجا از مسائل ایثارگران دفاع کنم
    دو، سه مصوبه از دولت خاتمی در مورد ایثارگران بیرون آمد که من از آنها خیلی بدم آمد؛ از این رو به رئیس‌جمهور نامه‌ای نوشتم مبنی بر اینکه من عضو دولت شوم تا در آنجا از مسائل ایثارگران دفاع کنم اما آنها با یک مرحله پایین‌تر موافقت کردند و من عضو دو کمیسیون فرهنگی و اجتماعی دولت شدم؛ وقتی متوجه شدم که بعضاً از کمیسیون دیگری غیر از فرهنگی و اجتماعی نیز مسائل ایثارگران به شکل غیر کارشناسی در می‌آید دوباره پیشنهاد کردم که به دولت بیایم که قرار شد در روزها و ساعاتی که دستور کار هیات دولت و یا دستور جلسات کمیسیون‌های دیگر هم مربوط به ایثارگران است مرا دعوت کنند.
    به تمامی مقاماتی که باید دستور دهند یعنی رئیس‌جمهور، رئیس سازمان مدیریت برنامه ریزی وقت، رئیس بنیاد شهید و بنیاد جانبازان، سپاه گفته شد اما تا آخر دولت اصلاحات تصویب بودجه لازم تحقق پیدا نکرد.
    یادم هست در آخرین روزی که بودجه سال 1383 بسته می‌شد در حرم امام رضا(ع) بودم که باخبر شدم جلسه علنی مجلس بودجه کل کشور را تصویب کرد و کار را به پایان رساند پرسیدم بودجه رزمندگان تصویب شد؟ که در پاسخ گفتند خیر، از این رو گفتم اگر خودکشی سیاسی مفهوم درستی باشد روز خودکشی سیاسی من همین روز است؛ همچنین در آن زمان از رئیس‌جمهور وقت پیگیری می‌کردیم تا رزمندگان یک سازمان خاص داشته باشند چرا که نپذیرفتند که خدمات دهی به رزمندگان مخصوصاً رزمندگان موثر در بنیاد شهید و امور ایثارگران قرار گیرند.
    در دولت هشتم به جز بنده، آقای دکتر "عباس پاک نژاد" نیز به عنوان مشاور رئیس‌جمهور امور ایثارگران منصوب شد که خود آزاده و برادر شهید نیز بود؛ در آن زمان نامه‌ای را خطاب به مقام معظم رهبری نوشتیم و از اینکه ایثارگران متضرر می‌شوند و هیچ گوش شنوایی نیست از دولت شکایت کردیم؛ یکی- دو روز بعد از آن نزد رئیس‌جمهور رفتم وی با برآشفتگی گفت شما چغلی من را پیش آقا برده‌اید که در جواب گفتم چند نامه به شما نوشتم اما هیچ کاری انجام نشد مجبور شدم با آقا مکاتبه کنم؛ من هیچ محدودیت مکاتباتی برای خود نداشتم...»
     
  • +روایت رحماندوست از چگونگی عزلش توسط احمدی نژاد

    در دی‌ماه 1389 "محمود احمدی نژاد" طی نامه‌ای 14 نفر از مشاورانش را عزل کرد. مجتبی رحماندوست (مشاور امور ایثارگران وقت رئیس جمهور نیز یکی از این افراد بود. وی در گفت وگویی با "جهان نیوز" در 14 اردیبهشت‌ماه 1391 در خصوص جزئیات این موضوع می‌گوید: «این فرد (مشایی) تا پایان دولت نهم رئیس سازمان گردشگری بود و در دولت تأثیرگذار نبود. بنده حدود یک سال قبل از پایان کار عضو ثابت هیأت دولت بودم و اتفاقاً این کارها در زمانی بود که بنده در دولت حضور داشتم. در دولت دهم که آقای احمدی نژاد حکمی را برای این فرد به عنوان معاون اول صادر کرد، این خبر پیچید که آقا در نامه‌ای رئیس جمهور را از این انتصاب نهی کرده‌اند اما نامه هنوز علنی نشده بود.
     
    تصمیم گرفتم در جلسه ای برای حمایت از ولی فقیه شرکت کنم که مساوی با کنار گذاشته شدن از دولت بود
    صبح چهارشنبه جلسه هیئت دولت به ریاست رئیس جمهور تشکیل شد و بخش اول آنان به اتمام رسید. آقای اژه‌ای وزیر اطلاعات در پایان جلسه اول اعلام کردند من خبر دارم که این نامه صادر شده و این فرد نباید معاون اول باشد.
    در همین حین در فاصله بین دو جلسه هیئت دولت،‌ اکثر اعضای کابینه با هم در جلسه‌ای سرپایی تصمیم گرفتند که باید جلسه دولت را ترک کنند. مشایی در آن ساعت در دفتر معاون اول رئیس جمهور نشسته بود که این دفتر نزدیکترین مکان به دفتر جلسات هیئت دولت است. در آن روز جلسه تشکیل نشد.
    فردای آن روز آقای "صفار هرندی" با بنده تماس گرفتند و گفتند بیا در دفتر وزیر اطلاعات جلسه داریم. ولی در آن روز از 20 نفری که دعوت شده بودند حدود 10 نفر آمدند. بنده بعد از صحبت با آقای صفار مطمئن بودم که شرکت در این جلسه مساوی با کنار گذاشته شدن از دولت است و تصمیم گرفتم در این جلسه شرکت کنم. چون ماهیت این جلسه معلوم بود و شرکت در این جلسه را حمایت از ولی فقیه می‌دیدم. آن زمان در تهران نبودم اما برای شرکت در آن جلسه  به تهران آمدم.
    از افرادی که در آن جلسه حضور داشتند می‌توان از آقای اژه‌ای که میزبان بودند، آقایان "صفار هرندی"، آقای مصری، آقای لنکرانی، خانم "طبیب زاده"، آقای سعیدی کیا، بنده، آقای "نوذری"، وزیر نفت وقت، نام برد. فاصله زیادی تا برکناری این افراد پس از این جلسه نبود. حاصل آن جلسه این بود که نامه‌ای به حضرت آقا بنویسیم که ما بر اساس اطلاعی که داریم شما رئیس جمهور را نهی کرده‌اید و مادامی که این فرد معاون اول است ما در جلسه هیئت دولت شرکت نمی‌کنیم. آقای صفار این نامه را نوشت و بعد از امضا آن را برای حضرت آقا فرستادیم.
    بعد از عملی شدن این موضوع رئیس جمهور در جلسه بعدی این موضوع را مطرح کردند که ما ارتباطمان با آقا گونه‌ای دیگر است و خودمان مشکل را حل می‌کنیم. وی در این جلسه گفتند آقای مشایی استعفا داده‌اند؛ اما در همان جلسه برای این فرد حکم رئیس دفتری زده شد که در تاریخ هیچ پاسخی برای آن نمی‌توان پیدا کرد. این سمت می‌تواند از معاون اولی اختیاراتش بیشتر باشد. قبل از این که این اتفاقات بیفتد این فرد هراز گاهی سخنانی داشت که باعث جنجال در کشور می‌شد...
     
    در سفر های استانی خانواده های ایثارگران از مشایی گله میکردند
    از همان ابتدا در مسئولیت‌هایی که بر عهده داشتم بنا را روی تعریف یا اعتقاد حزبی نگذاشتم، بلکه تلاش کردم به هر قیمتی کارهای درست را انجام دهم؛ در سفرهای استانی به طور متعدد و مکرر خانواده‌های شهدا، جانبازان و آزادگان از افکار، انحرافات و اظهاراتی که توسط این فرد مطرح می‌شد گلایه کرده و به من می‌گفتند چگونه حفظ این آدم را توجیه می‌کنید و بنده جواب می‌دادم این مسئله‌ای است که خود من هم جواب آن را نمی‌دانم و هنوز هم نمی‌دانم.
    از این رو در بازگشت از سفرهای استانی که داشتم بنده به آقای رئیس جمهور و ثمره هاشمی می‌گفتم که خانواده شهدا از مسئولیت داشتن این فرد رضایت ندارند اما کسی بها نمی‌داد.
    یک سال و نیم بعد من در سفر کهگیلویه و بویر احمد بودم که از دفترم زنگ زدند و گفتند آقای رئیس جمهور در حکم جدیدی 14 نفر از مشاورین خود را برکنار کردند که بنده در سر لیست این فهرست بودم. یک بار گفتم یاسوج شده سنگال.»
     
  • +معجزهٔ دوبارهٔ روز قدس در جریانات بعد از انتخابات سال 1388

    مجتبی رحماندوست طی یادداشتی در 26 مردادماه 1391، به بازخوانی اقدامات هنجارشکنانه فتنه‌گران در روز قدس 1388 پرداخت و این‌ چنین نوشت: «روزی که امام گفتند «روز قدس روز اسلام است» خیلی نفهمیدیم چه می‌گویند.اما زمان گذشت و روز قدس کاربردهای سیاسی خود را در داخل و خارج از کشور نشان داد. تا زمانی رسید که کاربری خود را به عنوان "روز اسلام" در ایران نشان بدهد. آنان که پیروزی اکثریت قاطع ملت را در انتخابات 1388 بر نمی‌تابیدند از همه اقشار حتی از معتقدان به انقلاب و از میان غیر منتقدان به انقلاب نیز یارگیری کردند، طیف نیروهای حامی فتنه با استمداد از عوامل ضد انقلاب و عناصر لاابالی گسترش پیدا کرد و عناصری که دین، تنها لقلقه زبانشان بود نیز در میان طرفداران فتنه، جای گرفتند.
    رمضان 1388 فرا رسید و روز قدس و قدسیت روزه‌داری آن که بزرگترین عامل معنوی برای پیروزی بر اشغالگران قدس است مورد خدشه قرار گرفت.
    گروهی که رسانه‌های بیگانه آنها را آزادیخواهان می‌نامید به انگیزه سوءاستفاده از تجمعات روز قدس پا به میدان نهادند؛ اما آنها کجا و روز قدس کجا؟ آنها تا آن زمان اصلاً متوجه نشده بودند که روز قدس یکی از روزهای ماه مبارک رمضان است. آنها تا آن روز به روز قدس نیندیشیده بودند و خبری از ویژگی‌های آن نداشتند. حالا دری به تخت خورده بود و تجمع و فضای آماده‌ای برای سوء استفاده‌های مورد نظر خود و ضمناً عشقی و صفایی و آن که بدون ساندویچ و نوشابه، قابل انجام نبود. آخر روز قدس باید به فکر مردم مظلوم فلسطین و آزادی قدس شریف بود؛ ای بابا دلت خوش است فلسطین کیلویی چند است. قدس دیگر چه موجودی است اینجا بود که دختر و پسر دست در دست هم به خوردن و صفای در خیابان و شعارهای دشمن پسند پرداختند و اصلاً متوجه نشدند که اسم این کار می‌شود تظاهر به روزه‌خواری.
    می‌بینیم که کاربری روز قدس در داخل کشور تصفیه عناصر انقلابی و مسلمان از انقلابی نمایان نامسلمانی شد که تشت رسوایی فتنه 1388 را از پشت بام شرف به زیر انداخت و بار دیگر امام زنده شد و معجزه روز قدس را دید. باشد که روز قدس در کاربری بین‌المللی‌اش نیز منجر به آزادی قدس شریف و محو صهیونیست‌های غاصب از نقشه جغرافیایی عالم شود و فتنه‌گران را برای همیشه ناامید کند.»
     
  • +لزوم توجه بیشتر به آثار ساخته شده در زمینه دفاع مقدس

    مجتبی رحماندوست در گفتگوی "نیمروز" با وی در 20 اسفندماه 1391 در پاسخ به سؤال "آیا در عرصه فرهنگ‌سازی برای دفاع مقدس موفق عمل کرده‌ایم؟" چنبن پاسخ داد: «بدون شک ایران نسبت  به بسیاری از کشورهای جنگ زده دیگر در باز تولید ارزش‌های جنگ در دوران پس از جنگ تلاش چشمگیرتری داشته است. ما تلاش‌های فراوانی در ژانرهای مختلف و در عرصه‌های مختلف برای انتقال ارزش‌های دفاع مقدس به نسل بعد انجام داده‌ایم که همین تلاش‌ها هم به نوعی ضامن ثبات نظام جمهوری اسلامی است. با این وجود این عرصه جا برای کار دارد و باید توجه بیشتری به آن داشته باشیم.
     
    در زمینه ماهیت قدسی دوران دفاع مقدس حق مطلب را ادا نکرده‌ایم
    نه اینکه کار در این زمینه انجام نشده ولی با توجه به ماهیت قدسی دفاع و ارزش‌های معنوی در طول جنگ تحمیلی ما نتوانسته‌ایم آن طور که باید حق مطلب را ادا کنیم. اما آیا ما توانسته‌ایم به نسبت جمعیت کشور کتاب‌هایی از این دست را به چاپ 1 میلیون و 2 میلیون برسانیم. با توجه به امکانات و پتانسیل یک کشور 70 میلیونی و نسل جوان ظهور کرده در آن ما باید تلاش‌های جدی‌تری در این عرصه صورت بدهیم. 
     البته باز باید اشاره کرد که ما دستاوردهای فراوانی هم در این عرصه داشته‌ایم. ما چندین سایت خبری و به روز درباره شهدا و آثار دفاع مقدس داریم که میزان بازدیدکننده‌های فراوانی همه‌روزه دارند و مطابقه باسلیقه این نسل تا حدودی سعی کرده‌ایم محصولات فرهنگی ارائه کنیم. خیلی از هنرمندان دفاع مقدس و یا خانواده‌های آنها و یا هنرمندان مشغول در عرصه هنری مختلف نظیر ادبیات، تئاتر، هنرهای تجسمی، معماری، شهر سازی، شعر و سایر ژانرها نیز تلاش‌های چشم گیری در این زمینه داشته‌اند.
     
    سبک شمردن ارزش‌های دفاع مقدس برای پرفروش بودن آثار
    در عرصه سینمایی که ما خیلی ضعیف کار کرده‌ایم. به جز چند فیلم خوب و چند کارگردان با دغدغه و با تعهد ما محصولی دیگری در این عرصه نداشته‌ایم. حتی سینما در بسیاری جاها دست به تحریف دفاع مقدس زده و این پیامدهای صحیحی برای فرهنگ‌سازی در عرصه دفاع ندارد. بسیاری از فیلم‌های ساخته شده مخصوصاً در چند سال اخیر دفاع مقدس را بر عکس جلوه داده‌اند. نه تنها نتوانسته‌اند ارزش‌ها ولی دفاع مقدس را باز تولید کنند بلکه به گونه‌ای آنها را به ابتذال کشیده و به تمسخر گرفته‌اند. در بسیاری از این آثار برای پر فروش بودن ارزش‌ها دفاع مقدس را سبک شمرده‌اند.
    با استفاده از تاکتیک‌های سینمایی برای فروش سعی کرده‌اند مسائلی مانند جذابیت‌های جنسی بازیگران و عشق‌های زمینی را برای انتشار ارزش‌های دفاع مقدس استفاده کنند. ما نسبت به این مسائل مسئولیم، ما در دفاع مقدس به هیچ وجه با این جریانات روبه رو نبودیم و ماهیت قدسی دفاع و ارزش‌های والای دینی را باید به بدنه اجتماعی منتقل کنیم، ما نسبت به شهدا، ایثارگران و نظام اسلامی و تمام کسانی که با جان خود از وجب به وجب این خاک دفاع کردند مسئولیم.»
     
  • +9 دی و جریانات بعد از انتخابات سال 1388 از نگاه رحماندوست

    مجتبی رحماندوست، در مصاحبه با "خیبرآنلاین "در 5 دی‌ماه 1392 پیرامون حماسه 9 دی و فتنه 88 گفت: «بنده معتقدم که جریان فتنه برای برچیدن نظام جمهوری اسلامی برنامه ریزی شده بود و آنها در ظاهر قضیه سخن از برنده و بازندهٔ انتخابات می‌کردند اما بر اساس تحقیقاتی که کرده‌ام به این نتیجه رسیده‌ام که اگر حضرت آقا قدری کوتاه می‌آمدند و به کف درخواست آنها که ابطال انتخابات بود، رضایت می‌دادند از نظام چیزی باقی نمی‌ماند.
    ابطال انتخابات، پله اول برای اجرای برنامه‌های بعدی بود. اگر انتخابات ابطال می‌شد، سخن بعدی فتنه گران انتخابات مجدد بود، برای انتخابات مجدد هم که شورای نگهبان را قبول نداشتند، برای حذف شورای نگهبان به جهت ممانعت قانونی که وجود داشت، لاجرم باید در قانون اساسی تغییراتی ایجاد می‌شد، اصلاحات در قانون اساسی مدنظر آقایان هم مساوی بود با حذف اصل ولایت فقیه؛ و این دقیقا همان چیزی بود که در خیابان‌ها شعارش را می‌دادند. ضمناً آنان متقاضی نظارت بین المللی برای انتخابات بودند که هم پای دشمنان را به این کشور باز می‌کرد و با استقلال جمهوری اسلامی هم مغایر بود.
     
    9 دی مهر تأییدی بر ادامهٔ باصلابت نظام و تثبیت مجدد قانون اساسی
    آن مسیری که جریان فتنه برایش برنامه ریزی کرده بودند، 4، 5 سال زمان می‌برد و در نهایت به "جارو کردن نظام" منتج می‌شد. البته در آن زمان برخلاف نیروهای حزب اللهی و انقلابی و بسیجی که با بصیرت کامل صحنه را رصد کرده و از نقشهٔ فتنه گران مطلع شده بودند، برخی "شل دین"ها تعجب می‌کردند که چرا حضرت آقا بر عدم ابطال انتخابات آن چنان مصر بودند که علت آن همه اصرار صحیح، همین مسئله‌ای بود که عرض شد.
    دومین نکته پیرامون مسئلهٔ جریان فتنه و حماسه 9 دی، ورود حضرت آقا به صحنه بود که با دوراندیشی و روشنگری که انجام دادند، بصیرت مردم را بالا بردند و در ادامه، ملت از برنامه‌های فتنه گران باخبر شد و در نهایت 9 دی را آفریدند؛ در واقع 9 دی مهر تأییدی بر ادامهٔ باصلابت نظام و تثبیت مجدد قانون اساسی بود.
     
    عده‌ای به جای آنکه بدهی خود را به ملت پرداخت کنند، امروز طلبکار شده‌اند
    الآن در مقطعی هستیم که عده‌ای که برنامه "جارو کردن نظام" را در دستور کار داشتند، می‌گویند که ما از آن گذشتیم! آنان در واقع نظام را در خطر انداخته بودند و باید از مردم عذرخواهی کنند اما می‌بینیم که به جای آنکه بدهی خود را به ملت پرداخت کنند، امروز طلبکار شده‌اند؛ بنابراین حتماً مردم با حفظ همان بصیرت انقلابی، امسال هم در صحنه خواهند ماند و تا زمانی که عوامل تهدید علیه نظام از کردهٔ خود پشیمان نشوند و به کناری گذارده نشوند، ملت پای کار خواهند بود.
    بنده مقام قضایی نیستم که بخواهم برای سران فتنه حکم صادر کنم اما با توجه به تحلیلی که عرض شد، سران فتنه سهواً یا عمداً در فتنه‌ای پا گذاشته بودند که از خارج کشور برنامه‌ریزی‌شده بود و هدف نهایی آن از بین بردن نظام بود. حالا با آنانی که در این تدارک دشمن حضور فعال داشتند، نمی‌توان به صورت عادی برخورد کرد که گویی هیچ اتفاقی نیفتاده است...»
     
  • +حضور منظم در جلسات علنی و کمیسیون مرتبط

    "علی لاریجانی"، رئیس وقت مجلس شورای اسلامی طی نامه‌ای در 6 اردیبهشت‌ماه 1393 از مجتبی رحماندوست نماینده مردم تهران، ری، شمیرانات و اسلامشهر در مجلس نهم برای حضور منظم در جلسات علنی و کمیسیون مرتبط خود تشکر و قدردانی کرد. در همین رابطه رحماندوست در گفتگویی با "دانا" در 7 اردیبهشت‌ماه 1393 توضیحاتی در خصوص حضورش در جلسات مجلس ارائه داد و گفت: «13 سال مشاور رئیس جمهور بودم و در کنار مسئولیت مشاوری دو تا سه کار دیگر با توجه به علاقه‌ام که بیشتر در حوزه ادبیات و هنر بود انجام می‌دادم اما از وقتی که به عنوان نماینده مجلس انتخابات شدم بنای خود را گذاشتم  برای اینکه هیچ کار دیگری بجز کار مجلس نپردازم به دفتر هم گفته‌ام اگر کسی ما را دعوت کرد به هر جلسه‌ای یا همایشی اگر قول دادید همیشه یک اگر بگذارید که اگر با کار مجلس تلاقی کند نمی‌آیم. اگر ساعت دعوت ساعتی بود که جلسه علنی یا کمیسیون مجلس تلاقی داشت آنها را پیش پیش رد می‌کردم چون من اول نماینده هستم بعد می‌توانم به جلسه‌ای، همایشی و یا کار دیگری بپردازم.
     
    یادم نمی‌آید که هیچ ساعتی از مرخصی مجلس استفاده کرده باشم و یا در مجلس غیبت کرده باشم
    در طول این مدت شاید یک بار که مقام معظم رهبری دعوت کرده بودند یک ساعت مرخصی از مجلس گرفته بودم، یادم نمی‌آید که هیچ ساعتی از مرخصی مجلس استفاده کرده باشم و یا در مجلس غیبت کرده باشم.
    شاید بعضی‌ها بگویند حضور بی‌خودی چه فایده‌ای دارد، همیشه در مجلس باشی حالا رأی هم بدهی و مثل چوب خشکی حضور پیدا کنی و منظم هم باشی در این مورد  باید دیگران قضاوت کنند و هیچ بقالی نمی‌گوید ماست من ترش است اما در طول مدت کمتر از 2 سالی که از نمایندگی‌ام می‌گذرد سعی کردم چندین موضوع را در دستور کار خودم قرار دهم مانند پیگیری مسائل مربوط به ایثارگری، عدالت اجتماعی، ترددهای خطر زا، عفاف و حجاب، امر به معروف نهی از منکر و مواد مخدر و تلاش کردم برای همه این کارها کارگروه تشکیل دهم کارکنم کار محتوایی انجام بدهم. البته در حال حاضر شما من را در منگنه قرار دادید و من مجبور شدم از خودم  تعریف کنم.
    در مجلس خیلی از نمایندگان در وسط جلسه مجلس با خبرنگاران مصاحبه می‌کنند این کار دیگر نمایندگان را نفی نمی‌کنم شاید کسی مصاحبه را مفیدتر بداند.
     
    خط فکری سیاسی من بسیجی است
    طبق فرموده امام خمینی (ره) که بسیجی یعنی تکلیف گرا من خودم را تکلیف گرا می‌دانم. من عضو هیچ یک از فراکسیون‌های سیاسی مجلس نیستم عضو جبهه پایداری، فراکسیون اصولگرا و رهروان ولایت نیستم. خط فکری سیاسی من بسیجی است. در کارهای خارج از مجلس هم منظم بوده‌ام عضو هیئت علمی دانشگاه تهران هستم و در طول مدتی که کلاس می‌رفتم سعی کرده‌ام ساعت کلاس که تشکیل می‌شود سر دقیقه برسم.»
     
  • +آثار و تألیفات

    روشی نو در پاچه خواری رؤسای مملکت (1389)
    3 پدیده در آینه رمان (1388)
    مفقود سوم (1387)
    نگهبان غار (1387)
    مبادی العربیه در سال (1386)
    تفاسیر قرآن کریم (1386)
    تفسیر به رای (1386)
    كليدهاي قران و حديث (1386)
    سفر غریب (1385)
    میل لیلی (1383)
    یک جفت و نیم (1381)
    مسافر در سال 1374
    مفتاح التفاسیر (1370)
    اشک فولاد 
    سلطان قصه نویس
    گل لبخند
    تیسرا لاپته

     

  • +جوایز و افتخارات

    دیپلم افتخار جشنواره بزرگ هنری مهر و برنده بهترین کتاب سال دفاع مقدس برای کتاب مسافر (1378)

    تندیس و دیپلم افتخار جشنواره مطبوعات کودک و نوجوان کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برای داستان "لنگه کفش"
    منتشر شده در مجله کیهان بچه‌ها (1378)
    استاد نمونه بسیجی کشور (1386)
    پژوهشگر برتر بین اعضای هیات علمی دانشکده فقه و فلسفه در دانشگاه پردیس قم (1387)
    پژوهشگر برگزیده ایثارگر دانشگاه تهران (1388)
    رتبه اول پژوهشگر برتر دانشگاهی استان قم (1388)
    دبیر اجرایی جشنواره ادبی "یوسف" در اسفندماه 1387 

     



ویرایش این مطلب، یا ارسال نظر