مارگارت هیلدا تاچر

 

مارگارت هیلدا تاچر، تنها نخست وزیر زن تاریخ بریتانیا و همچنین رهبر سابق حزب محافظه‌ کار بریتانیا بود. وی در سال 1975 به رهبری این حزب برگزیده شد و چند سال بعد در 1979 با شعار بهبود اوضاع اقتصادی، از سوی محافظه‌ کاران نامزد شده و به نخست وزیری بریتانیای کبیر رسید و تا سال 1990 در هر دو سمت باقی ماند. تاچر تنها زنی در بریتانیا است که تاکنون دارای این دو پست به صورت همزمان بوده است. از نظر صلابت سیاسی وی را هم تراز وینستون چرچیل، نخست وزیر مشهور و با نفوذ دهه های 40 و 50 بریتانیا میدانند. حمایت او از بازار آزاد، کاهش خدمات دولتی و واگذاری سازمان‌های دولتی به بخش خصوصی، برخی از سیاست‌های مشهور او بود که به «تاچریسم» معروف است. پافشاری بر سیاست‌های اقتدارگرایانه و محافظه‌ کارانه‌ وی که منتقدان بسیاری داشت و مقابله او با قدرت گرفتن اتحادیه‌های کارگری در بریتانیا او را به «بانوی آهنین» مشهور کرد.

 

امتیاز دهی به مطلب:
 

به اشتراک گذاری مطلب:
ارسال به دوستانارسال به دوستان
  • -زندگینامه

    مارگارت هیلدا رابرتز(تاچر) در 13 اکتبر 1925 در گرانتهام شهر کوچکی واقع در 150 کیلومتری شمال لندن در ناحیه لینکولنشایر متولد گردید. پدر او آلفرد رابرتز و مادرش در جوانی صاحب یک مغازه خواروبارفروشی بودند. پدر وی پیرو کلیسای پروتستان انجیلی، مبلغ مذهبی و در عین حال عضو شورای شهر بود. او در شکل گیری شخصیت و سیاست هایی که خانم تاچر در دوران حکومت خود در پیش گرفت تاثیر تعیین کننده ای داشت.

    مارگارت تاچر بعدها در مورد پدرش گفته بود: «من تقریبا همه چیز را مدیون پدرم هستم. آنچه که من به آن اعتقاد دارم تماماً اصولی است که وی در دوران پرورش به من آموخته بود.»
    مارگارت ابتدا لیسانس هنر را از دانشگاه آکسفورد دریافت کرد و سپس در رشته شیمی تحصیلات عالیه را ادامه داد. وی سومین زنی بود که ریاست انجمن محافظه کاران در این دانشگاه را برعهده گرفت.
    پس از پایان تحصیلات به ناحیه کالچستر نقل مکان کرده و در یک شرکت تولید مواد پلاستیکی مشغول به کار شده و همزمان فعالیت های سیاسی در سازمان محلی حزب محافظه کار را آغاز کرد.
    وی در سال 1951 با «دنیس تاچر» از مدیران ثروتمند صنایع نفت انگلیس ازدواج و از آن پس به «مارگارت تاچر» مشهور شد و همزمان تحصیلات خود را در رشته حقوق آغاز کرد. در سال 1953 با موفقیت به درجه وکالت ارشد رسید و همزمان فرزندان دو قلوی وی به نام های مارک و کارول متولد شدند.
    در سال 2003، دنیس، همسر مارگارت تاچر، در سن 88 سالگی درگذشت. خانم تاچر وی را یک تکیه گاه محکم و همیشگی توصیف کرد و به شکلی بسیار پر احساس به وی ادای احترام کرد. خانم تاچر در بخشی از صحبتهای خود به این مناسبت گفت:
    « نخست وزیری یک شغل انفرادی و تنها است، به عبارتی باید چنین باشد. نمی توان در میان جمعیت و در شلوغی رهبری کرد. اما در کنار دنیس من هیچگاه تنها نبودم . چه مردی، چه همسری و چه دوستی.»

    خانم تاچر که در سال‌های پایانی عمرش با دخترش کارول زندگی می‌کرد، از بیماری آلزایمر رنج می‌برد و به همین دلیل در مجامع عمومی کمتر ظاهر می شد. وی در سال 2012 تحت عمل جراحی قرار گرفت و سرانجام در 8 آوریل سال 2013 در سن 87 سالگی درگذشت.

     
  • +ورود به عرصه سیاست

    تاچر در سال 1949 از سوی سازمان محلی حزب محافظه کار به عنوان نامزد انتخابات پارلمانی برای حوزه انتخابی شهر کنت معرفی شد. او در انتخابات سراسری سالهای 1950 و 1951 از همین حوزه شرکت کرد ولی در هر دو مورد شکست خورد.

    با این همه وی توانست بخش چشمگیری از آراء حزب کارگر که در این حوزه انتخابی اکثریت را داشت، به خود جلب کرده و در آن زمان به عنوان جوان ترین نامزد انتخابات پارلمانی در حزب محافظه کار از سوی رسانه ها مورد توجه فراوان قرار گیرد.
    او یک بار دیگر در انتخابات سراسری سال 1955 شرکت کرد اما این بار نیز شکست خورد. بالاخره در سال 1959 توانست از حوزه انتخابی فینچلی که در آن زمان از مناطق تحت کنترل حزب محافظه کار بود به پارلمان بریتانیا راه یابد.
    به فاصله دو سال خانم تاچر در کابینه دولت حزب محافظه کار به مقام معاونت وزیر انتصاب شد و در پی شکست انتخاباتی این حزب در سال 1964 وی در " کابینه در سایه " عهده دار مقام وزارت شد.
    تاچر در دولت محافظه‌ کار وقت در 1970 سمت وزیر آموزش و پرورش را بر عهده گرفت. در 1975 به رهبری حزب محافظه‌ کار انتخاب شد. این نخستین بار در تاریخ انگلستان بود که یک زن رهبر یک حزب سیاسی عمده این کشور می‌ شد.
     
  • +فرصت طلبی حریص

    در سال 1965 به هنگام کناره گیری الک داگلاس هوم از رهبری حزب محافظه کار، مارگارت تاچر به نفع نامزدی ادوارد هیث برای این مقام رأی داد و به عنوان پاداش در «کابینه سایه» این حزب مسئولیت وزارت مسکن و املاک به وی سپرده شد.

    او کارزار بسیار فعالی را برای فروش خانه های دولتی به مستاجران به راه انداخت و همواره یکی از منتقدان سرسخت دولت حزب کارگر در زمینه افزایش مالیات بود.
    زمانی که ادوارد هیث در سال 1970 به مقام نخست وزیری رسید او به مقام وزیر آموزش و پرورش ارتقاء یافته و سیاست اصلی وی کاهش چشمگیر هزینه های این وزارتخانه بود.
    یکی از پیامدهای این سیاست قطع شیر رایگان برای دانش آموزان بین سنین 7 تا 11 سال بود. این اقدام باعث شد که حزب رقیب و برخی مطبوعات به شدت خانم تاچر را زیر حمله گرفته و به وی لقب «شیر دزد» دادند. این عبارت در زبان انگلیسی برای افرادی به کار برده می شود که در هر فرصتی سعی می کنند از شرایط به بهترین نحوه بهره برداری یا سوء استفاده کنند.
    البته خانم تاچر در مباحث درونی کابینه با این اقدام مخالف بوده و بعدها در خاطرات خود نوشت: «من از این موضوع یک درس با ارزش گرفتم. من به خاطر دستاورد سیاسی بسیار ناچیز یک حس تنفر بسیار عمیق و گسترده را دامن زدم.»
    با توجه به این که در آن سالها تعداد کمی از زنان موفق در یک چنین سطوحی از فعالیت سیاسی قرار داشتند حدس و گمان هایی در مورد احتمال نخست وزیر شدن مارگارت تاچر در سطح رسانه ها مطرح شد. یک سیاستمدار زن دیگر نیز به نام شرلی ویلیامز از حزب کارگر چنین موقعیتی پیدا کرده بود که وزیر کابینه بود.
    البته خانم تاچر یک چنین فرضیاتی را رد می کرد و در یک مصاحبه تلویزیونی گفت که بعید می داند در دوران زندگی وی زنی بتواند در بریتانیا به مقام نخست وزیری برسد.
    دولت محافظه کار ادوارد هیث عمر چندانی نداشت. در پی بحران نفت در سال 1973 دولت وی مجبور شد تحت تاثیر کاهش فعالیت های صنعتی روزهای کار در هفته را به سه روز تقلیل دهد و همزمان با اعتصاب های کارگری گسترده ای مواجه شد. دولت محافظه کار بالاخره در ماه فوریه سال 1974 سقوط کرد.
     
  • +خانه دار - سیاستمدار

    با رفتن حزب محافظه کار به موضع اپوزیسیون و تشکیل دولت در سایه، این بار مقام وزارت محیط زیست به خانم تاچر سپرده شد. وی که به شدت از چرخش ادوارد هیث و رها کردن اصول سیاست اقتصادی محافظه کاران خشمگین بود در انتخابات سال 1975 برای تعیین رهبر جدید حزب در مقابل رییس سابق خود کاندید شد.

    وقتی که مارگارت تاچر به دفتر کار ادوارد هیث رفت تا تصمیم خود را به او اطلاع دهد، ادوارد هیث حتی سر خود را بلند نکرد و فقط گفت: «شما شکست می خورید. روز خوشی داشته باشید.» اما در کمال تعجب همگان، در اولین دور رأی گیری خانم تاچر بر ادوارد هیث پیروز شد و بنابراین وی از مقام رهبری حزب استعفا داد.
    در دور دوم رأی‌ گیری مارگارت تاچر بر ویلی وایتلاو پیروز شد و بدین ترتیب وی به اولین زنی در تاریخ تبدیل شد که به چنین مقامی دست پیدا کرد. او با سرعت به بیان دیدگاه‌های خود پرداخت و از آن زمان میزان تاثیر و نفوذ خود را نشان داد. تاچر در نهم ژوئن 1983 برای بار دوم و در 11 ژوئن 1987 برای بار سوم در مقام نخست وزیری ابقا گردید.
    در جریان یک سخنرانی در سال 1976، او به شدت از اختناق حاکم بر اتحاد شوروی انتقاد کرد. یکی از روزنامه های شوروی در واکنش، وی را «بانوی آهنین» لقب داد که مایه مسرت شخصی خانم تاچر بود.
    مارگارت تاچر با رفتن در قالب یک زن خانه دار - سیاستمدار که به خوبی می داند تورم چه فشاری به خانواده های معمولی وارد می کند، اتحادیه های کارگری بریتانیا را که در آن زمان قدرت فراوانی داشتند و با راه انداختن اعتصاب های متعدد بخشی از صنایع کشور را تعطیل کرده بودند، به چالش کشید. این دوره بحرانی در سال 1979 با عنوان «زمستان نارضایتی» معروف شده است.
     
  • +دوران نخست‌ وزیری تاچر

    همزمان با تضعیف بیشتر دولت حزب کارگر به نخست وزیری جیمز کالاهان، حزب محافظه کار در یک کارزار تبلیغاتی گسترده پوسترهایی را چاپ و نصب کرد که شعار اصلی آن این بود: «کارگر کار نمی کند» اشاره آن به ناتوانی حزب کارگر بود.

    جیمز کالاهان در 28 مارس 1979 نتوانست از پارلمان رای اعتماد بگیرد. دیدگاههای صریح خانم تاچر در میان بسیاری از رای دهندگان بریتانیایی طرفدار پیدا کرد.
    در 3 می 1979 با پیروزی محافظه‌ کاران در انتخابات پارلمانی مارگارت تاچر به سمت نخست‌ وزیری انگلستان انتخاب شد. در دوران نخست وزیری خانم تاچر مصمم بود تا از طریق کاستن از نقش دولت و تقویت بخش خصوصی ، وضعیت نابسامان اقتصاد بریتانیا را ترمیم کند.
    کاستن از تورم هدف اصلی و کوتاه مدت دولت قرار گرفت و با سرعت بودجه و طرحهای بسیار رادیکالی برای کاستن از میزان مالیات و میزان هزینه های دولت به اجرا گذاشته شد. لوایح قانونی جدیدی برای کاستن از قدرت و ستیزه جویی اتحادیه های کارگری در پارلمان به تصویب رسید، صنایع و مؤسسات بزرگ دولتی خصوصی شدند و به مستاجران خانه های دولتی اجازه داده شد تا این خانه ها را بخرند.
    تحت تاثیر این تغییرات میلیونها نفر از مردم بریتانیا که تا آن زمان در بازار مالی و اقتصاد کشور مایملک و نقشی نداشتند توانستند صاحب خانه شده و یا سهام شرکت دولتی خصوصی شده را بخرند.
    سیاست های پولی دولت مارگارت تاچر بخش تجاری و مؤسسات مالی لندن را به یکی از فعالترین مراکز مالی جهان بدل کرد. الگوهای قدیمی تولید و صنایع از کار افتاده که بسیاری آن را مسبب وضعیت اقتصادی بد کشور می دانستند، رها شده و به جای آن جستجو و تلاش برای ساختن یک بریتانیای جدید و قابل رقابت با دیگران به جریان افتاد. بر اثر این جابجایی ها در الگوی تولید، میزان بیکاری به بیش از سه میلیون نفر رسید که در مقایسه با تعداد نیروی کار بریتانیا در آن زمان رقم بالایی بود.
     
  • +میراث سیاسی مارگارت تاچر

    میراث سیاسی مارگارت تاچر بر سیاست نخست وزیرانی که پس از وی در بریتانیا به قدرت رسیدند، چه از حزب محافظه کار و چه از حزب کارگر، تاثیر بسیار داشت. در عین حال دوران نخست وزیری یازده ساله وی بیش از هر چیز به خاطر سیاست های رادیکال و روش برخورد تند و ستیزه جویانه وی به یادها مانده است.

    در طول مدتی که وی ریاست دولت بریتانیا را برعهده داشت هزاران تن از شهروندان عادی این کشور از طریق خرید مسکن دولتی صاحب ملک شدند، و هزاران نفر دیگر با خرید سهام شرکت های دولتی بزرگی مثل شرکت گاز و شرکت تلفن که توسط وی خصوصی شدند، به قشر سهامداران و طرفداران بازار آزاد پیوستند.
    اما بی اعتنایی و مخالفت وی با روشهای سیاسی تفاهم آمیز، او را به یک رهبر اختلاف برانگیز بدل کرد و میزان مخالفت با سیاست ها و روش حکومتگری وی در نهایت به شورش علیه وی در حزب حاکم محافظه کار و ناآرامی در سطح جامعه بریتانیا منجر شد.
     

    نازل ترین میزان محبوبیت برای یک نخست وزیر

    بخش چشمگیری از نمایندگان حزب کارگر در پارلمان، در مورد پیامدهای سیاست های خانم تاچر نگران بودند و در برخی از شهرهای بزرگ بریتانیا نیز اعتراض به این سیاست ها به حد شورش و ناآرامی رسیده بود. اما نخست وزیر حاضر به عقب نشینی نبود. او در سخنرانی خود خطاب به کنفرانس سالانه حزب محافظه کار در سال 1980 گفت:
    «خطاب به کسانی که منتظر هستند تا آن جمله مورد علاقه روزنامه ها، یعنی چرخش در سیاست، را در مورد من بشنوند فقط همین یک جمله را می گویم که اگر می خواهید شما می توانید بچرخید ولی این بانو اهل چرخیدن نیست.»
    در اواخر سال 1981 میزان محبوبیت وی به 25 درصد تنزل پیدا کرده بود. این نازل ترین میزان محبوبیتی بود که تا آن زمان برای یک نخست وزیر ثبت شده بود. ولی در همان مدت کوتاه وی توانسته بود مسیر اقتصاد کشور را دگرگون کند.
     
    واکنش قاطعانه به اشغال جزایر فالکلند 
    از اوایل سال 1982 اقتصاد بریتانیا به سمت احیا گام برداشت و به موازات آن موقعیت و محبوبیت خانم تاچر در میان رای دهندگان نیز بهبود یافت. محبوبیت وی در آوریل سال 1982 به خاطر واکنش قاطعانه به اشغال جزایر فالکلند توسط آرژانتین به اوج خود رسید.
    مارگارت تاچر به سرعت یک نیروی عملیاتی را توسط ناوگان نیروی دریایی به منطقه اعزام کرد و پس از یک درگیری کوتاه و تسلیم شدن نیروهای آرژانتینی این جزایر باز پس گرفته شدند.
    پیروزی در جنگ فالکلند و همزمان بروز اختلافات شدید در حزب رقیب یعنی حزب کارگر که آن دوره رهبر آن مایکل فوت بود، پیروزی مجدد حزب محافظه کار با آرای بسیار زیاد در انتخابات سراسری سال 1983 را تضمین کرد. بهار سال بعد اتحادیه سراسری کارگران معادن بریتانیا بدون آنکه از پیش در میان اعضا خود رای گیری کند یک اعتصاب سراسری را فراخواند.
    مارگارت تاچر مصمم بود که در برابر این قدرت نمایی اتحادیه‌ها عقب نشینی نکند. برخلاف سالهای نخست وزیری ادوارد هیث و بحرانی که وی در سال 1973 با آن مواجه شد، حکومت مارگارت تاچر قبل از آغاز اعتصاب توانسته بود مقدار زیادی ذغال سنگ در انبارهای نیروگاههای برق ذخیره کند.
    درگیری های خشونت آمیزی بین پلیس و کارگران اعتصابی روی داد ولی در ماه مارس بالاخره این اعتصاب شکست خورد. این حوادث روند تلاش صنعت ذغال سنگ را در بریتانیا تسریع کرد و بسیاری از خانواده های کارگران این صنعت از نظر اقتصادی آنچنان آسیب دیدند که هیچگاه نتوانستند خود را احیا کنند.

     

  • +سیاست سختگیرانه تاچر در مواجه با بحران ایرلند شمالی

    در مواجه با بحران ایرلند شمالی، مارگارت تاچر یک سیاست سختگیرانه را در پیش گرفت و اعتصاب غذای زندانیان وابسته به ارتش سری جمهوری خواه ایرلند شمالی را سرکوب کرد. منتقدان خانم تاچر و حتی وحدت طلبان میانه رو ایرلند شمالی، معتقدند که این روش ها باعث شد که بسیاری از جوانان جامعه کاتولیک ایرلند شمالی به خشونت روی بیاورند.

    با وجودی که مارگارت تاچر با شرکت دادن نمایندگان دولت جمهوری ایرلند سعی کرد از خشونت و تنش های قومی در ایرلند شمالی بکاهد ولی مذاکرات صلح تحت تاثیر سماجت و مخالفت وحدت طلبان تندرو به شکست انجامید.
    در اکتبر سال 1984 بمبی که ارتش سری جمهوری خواه ایرلند شمالی در محل کنفرانس سالیانه حزب محافظه کار در شهر برایتون کار گذاشته بود باعث مرگ چهار نفر و مجروح شدن عده زیادی از جمله یک عضو کابینه شد.
    مارگارت تاچر در سخنرانی که چند ساعت بعد از وقوع انفجار ایراد کرد، به روش همیشگی خود واکنشی بسیار قاطع نشان داد و گفت : «این حمله به شکست انجامید. تمام اقدامات تروریستی برای نابود کردن دمکراسی به شکست خواهد انجامید.»
     
  • +دور سوم نخست وزیری تاچر

    حزب کارگر که در این سالها به رهبری نیل کینوک فعالیت می کرد هنوز نتوانسته بود خود را از بحران و اختلافات درونی سالهای قبل نجات دهد. بنابراین مارگارت تاچر به شکل بی سابقه ای در انتخابات سراسری سال 1987 نیز به پیروزی رسید و برای سومین بار نخست وزیر بریتانیا شد.

    یکی از اولین اقدامات وی معرفی یک مالیات جدید بود. مالیات ثابتی که فارغ از سطح درآمد و یا میزان املاک، از ساکنان هر منزل مسکونی دریافت شده و برای هزینه های شهرداری های محلی و امور شهری مصرف می شود.
    معرفی این مالیات جدید که در زبان انگلیسی «پل تکس» نامیده می شود یکی از خشونت بارترین شورش ها و ناآرامی های خیابانی در تاریخ معاصر بریتانیا را به دنبال داشت. برخی از نمایندگان حزب محافظه کار در پارلمان معتقد بودند که معرفی این مالیات باعث سقوط دولت خواهد شد ولی به خوبی می دانستند که تا وقتی که مارگارت تاچر رهبر حزب و نخست وزیر است امکان ندارد این سیاست را تغییر دهد.

     

  • +مقدمات سقوط مارگارت تاچر

    در سال 1989 رهبری خانم تاچر بر حزب محافظه کار توسط یکی از نمایندگان کمتر شناخته شده این حزب در پارلمان به چالش کشیده شد. خانم تاچر به سهولت در این رقابت به پیروزی رسید ولی این چالش در حقیقت نمادی بود از افزایش شدید نارضایتی از سیاست های خانم تاچر در میان سیاستمداران حزب محافظه کار و نمایندگان آن حزب در پارلمان.در نهایت این مسئله اروپا و چگونگی برخورد دولت بریتانیا با بازار مشترک اروپا بود که سقوط مارگارت تاچر را در پی آورد.

    مارگارت تاچر پس از بازگشت از یک جلسه سران کشورهای عضو بازار مشترک در شهر رم که اختلافات شدیدی در آن بروز کرده بود، در مخالفت شدید با سران سایر کشورهای اروپای غربی ، حاضر نشد با تفویض اختیارات بیشتر به مجامع تصمیم گیری بازار مشترک موافقت کند. این موضع گیری خشم و انزجار بسیاری ازسیاستمداران حزب محافظه کار را برانگیخت.
    خانم تاچر گفت: «موسیو دلورس، رییس کمیسیون در کنفرانس مطبوعاتی خود اعلام کرد که می خواهد پارلمان اروپا نهاد دمکراتیک جامعه اروپا باشد. وی می خواهد که کمیسیون قوه مجریه و شورای وزیران هم حالت مجلس سنا را داشته باشد. پاسخ من این است: نه ، نه ، نه!»
     
  • +کناره گیری از نخست وزیری

    جفری هاو یکی از سیاستمداران ارشد حزب محافظه کار توسط مارگارت تاچر از مقام وزارت خارجه برکنار شد. وی که به این خاطر از نخست وزیر کینه به دل گرفته بود از موقعیت استفاده کرد و همزمان با استعفا از کابینه در یک نطق بسیار تند علیه خانم تاچر، خواستار آن شد که رهبری وی به چالش کشیده شود.

    روز بعد مایکل هسلتاین یکی دیگر از چهره های مهم حزب محافظه کار، خود را برای رهبری حزب نامزد کرد. مارگارت تاچر با به دست آوردن دو رای کمتر از میزان لازم ناگزیر شد در دور دوم با رقبای خود مبارزه کند ولی اعلام کرد که با تمام قدرت به این مبارزه ادامه خواهد داد.
    اما به دنبال توصیه گروهی از همکاران نزدیک که به وی گفتند در صورت شرکت در دور دوم رای گیری بازنده خواهد شد، مارگارت تاچر که سمت نخست وزیری را تا 22 نوامبر 1990 بر عهده داشت، در پی 11 سال نخست‌ وزیری و 15 سال رهبری حزب محافظه‌ کار از مقام خود استعفا داد و جای خود را به «جان میجر» وزیر جوان خزانه‌ داری  کابینه خود سپرد. بعدها او در مورد این حوادث با تلخی چنین یاد کرد: « درست مثل خیانت با لبخندی بر صورت بود.»
    جان میجر به عنوان جانشین مارگارت تاچر برگزیده شد و نخست وزیر به جایگاه نمایندگان حزب محافظه کار در پارلمان تنزل یافت و به فعالیت‌های سیاسی خود ادامه داد. اما خط سیاسی تاچر در دوران پس از وی یعنی زمان نخست‌ وزیری جان میجر نیز ادامه یافت.
    بالاخره در انتخابات سراسری سال 1992 که باز هم با وجود همه پیش بینی ها حزب محافظه کار به قدرت رسید، مارگارت تاچر از نمایندگی در مجلس عوام استعفا داد.
    وقتی میجر در جریان انتخابات اول مه 1997 از رقیب خود تونی بلر شکست خورد و با این شکست به حاکمیت 18 ساله حزب محافظه‌ کار بر انگلیس خاتمه داد، منابع خبری و سیاسی آن کشور از این رویداد به عنوان پایان عصر تاچریسم بر انگلیس یاد کردند.
     
  • +سیاست خارجی مارگارت تاچر

    هدف اصلی در سیاست خارجی مارگارت تاچر احیای جایگاه و موقعیت ویژه بریتانیا در عرصه روابط بین المللی بود. وی معتقد بود که دولت های قبلی از حزب کارگر این مسئله را نادیده گرفته اند.

    رونالد ریگان رییس جمهور وقت آمریکا برای این منظور یک همکار و همفکر بسیار مناسب بود. رونالد ریگان نیز با بسیاری از الگوها اقتصادی و سیاسی مارگارت تاچر موافق بود.
    مارگارت تاچر حتی با میخاییل گورباچف رهبر اصلاح طلب اتحاد شوروی توانست روابط بسیار خوبی برقرار کند. در یک جمله بسیار مشهور خانم تاچر گفت: «ما می توانیم با هم کار کنیم.»
     
  • +سیاست تاچریسم

    تاچر در سال‌های نخست‌ وزیری خود تابع و هم‌ پیمان سیاست‌های ایالات متحده آمریکا در اروپا بود. در چهارچوب همین نگرش، وحدت پولی اروپا و یا پیمان اتحادیه اروپای بدون مرز، با سیاست‌های بازدارنده و کارشکنی دولت تاچر در انگلستان مواجه بود. آن هم‌ پیمانی و این بازدارندگی، سیاست تاچر را در عرصه بین‌المللی به عنوان « تاچریسم » شاخص کرده بود.

    تبعات فروپاشی کمونیسم و خاتمه جنگ سرد در اروپا که با خوش‌ بینی همه دولت‌های این قاره مواجه شد، در کابینه تاچر با نوعی تردید و نگرشی بدبینانه همراه بود. به همین دلیل اتحاد دو آلمان، شکسته شدن دیوار بلند کمونیستی میان شرق و غرب اروپا و رخدادهای دیگر که محصول طبیعی خاتمه جنگ سرد بود، مورد استقبال تاچر قرار نگرفت و حزب تحت رهبری وی در میان سایر احزاب سیاسی اروپا به انفعال کشانده شد.

    این عوامل، باعث بن‌ بست سیاسی تاچر شد و به اختلافات داخلی حزب محافظه‌ کار دامن زد و سرانجام وی را وادار به استعفا و کناره‌ گیری از قدرت نمود.

     

  • +تاچر از نگاه مخالفان و مدافعان

    از نگاه مخالفان خانم تاچر سیاستمداری بود که مناسبات بازار آزاد را بر هر عرصه دیگری از حیات اجتماعی ارجح می دانست و به راحتی حاضر بود که جمعیت وسیعی از مردم کشور در شکل بیکاری و یا نا آرامی های اجتماعی قربانی سیاستهای وی شوند.

    مدافعان وی به خاطر کوچک کردن بدنه و محدود کردن اختیارات گسترده دولت، کاهش نفوذ و قدرت اتحادیه های کارگری و احیا موقعیت بریتانیا در سطح جهان، مارگارت تاچر را تقدیر می کنند.
    ولی مهمتر از همه، مارگارت تاچر یک سیاستمدار با اعتقاداتی بسیار محکم بود که چه بد و چه خوب از این اعتقادات کوتاه نمی آمد. این خصیصه وی که اعتقادات درست و عمیق را هیچگاه نباید فدای توافق و مصلحت کرد، مهمترین نقطه قوت و در عین حال بزرگترین ضعف وی بود.
     
  • +فلسفه مارگارت تاچر

    شاید این بخش از مصاحبه وی در سال 1987 به طور خلاصه و به خوبی فلسفه مارگارت تاچر را بیان کند:

    «به نظر من برای دوره طولانی بسیاری از مردم عادت کرده اند چنین فکر کنند که گویا دولت مسئول حل مشکلات آنهاست. اگر کسی مشکل مالی دارد به این فکر می کند که از دولت وام بلاعوض بگیرد.اگر کسی مشکل مسکن دارد فکر می کند که دولت باید به او خانه بدهد. آنها مشکل خود را روی دوش جامعه می اندازند و این جامعه واقعا کیست؟
    یک چنین چیزی تحت عنوان جامعه وجود خارجی ندارد. آنچه که وجود دارد تک تک افراد، زن یا مرد و خانواده ها هستند. و هیچ حکومتی نمی تواند کاری بکند مگر از طریق همین مردم. و مردم نیز در درجه اول برای حل مشکلات باید به خود و دیگران متکی باشند. این وظیفه ماست که امور خودمان را حل و فصل کنیم و به دیگران هم کمک کنیم. زندگی یک مشغله دو طرفه است ولی متاسفانه مردم به شدت به مسئله حقوق خود عادت کرده اند بدون آنکه به تعهدات و مسئولیت های خود بیاندیشند.»
     
  • +بانوی آهنین در صحنه جهانی

    این روزها به سختی می‌توان درک کرد که چرا در دهه 1980 مارگارت تاچر در میان مردمان کشورهای اروپای شرقی، که برای رهایی از حاکمیت کمونیسم تقلا می‌کردند، تا آن حد جذاب بود.

    او به‌ خاطر مخالفت آشتی‌ ناپذیرش با کمونیسم به «بانوی آهنین» ملقب شد. در لهستان، محبوبیت او به روشنی به چشم می خورد. در آن زمان دولت لهستان با دشواری سعی می‌کرد توازنی میان وفاداری به مسکو و اعطای آزادی بیشتر به مردم برقرار کند.
    در اولین روز دیدار تاچر از لهستان، وویشک یاروزلسکی، رئیس جمهوری این کشور، در حالی که طبق معمول عینک آفتابی بر چشم داشت، او را به بازدید از صخره گدانسک برد.
    این صخره جایی است که بمباران آن در سال 1939 توسط آلمان، نقطه شروع جنگ جهانی دوم بود. البته در آن زمان شهر گدانسک بنام آلمانی دانتزیگ خوانده می‌شد.
    این دیدار با رعایت نزاکت و آداب دیپلماتیک برگزار شد، اما در آن اثری از صمیمیت، نزدیکی ذهن‌ها و لبخند نبود. نقطه مقابل آن، زمانی بود که تاچر برای بازدید از کارگاه‌های کشتی‌سازی گدانسک رفته بود.
     

    تاچر و لخ والسا، رهبر جنبش همبستگی لهستان

    کارگاه‌های کشتی سازی، محل رشد و قدرت گرفتن جنبش همبستگی لهستان (سولیدارنوسک) بود. خانم تاچر در حالی که لخ والسا، رهبر جنبش همبستگی کنارش بود، به گرمی مورد استقبال کارکنان زحمتکش کارگاه‌های کشتی‌سازی قرار گرفت.
    کارگران میدانی را که در آن بنایی برای یادبود یکی از کشته‌ شدگان اعتراضات کارگری برپا شده بود، پر کردند، و علاوه بر آن روی بام ساختمان‌ها، دیوارها، تیرهای چراغ برق و خودروها هم نشسته بودند. سر و صدا فوق‌العاده زیاد بود و تاچر تنها با صورتی خندان به تماشا ایستاده بود.
    او برای آن کارگران نماد آزادی بود. فاصله زیادی بین این برخورد و تلخی حاکم بر روابط میان تاچر و معدنچیان بریتانیایی، که چند سال قبل از او شکست خورده بودند، وجود داشت.
     
    دولت بریتانیا و کمک به زلزله زدگان ارمنستان
    یکی دو سال بعد، در ارمنستان، که آن زمان یکی از جمهوری‌های اتحاد شوروی بود، صحنه‌هایی مشابه لهستان دیده شد. ارمنستان در سال 1988 زلزله شدیدی را تجربه کرده بود.
    دولت بریتانیا در قالب کمک‌هایش به زلزله‌ زدگان، یک مدرسه ضد زلزله در شهر لنیناکان (گیومری امروزی) ساخت. این مدرسه بنام لرد بایرون نامگذاری شد که احترام زیادی برای ارمنیان قائل بود.
    ساختمان این مدرسه بسیار زیبا بود و در میان خرابه‌های دست‌ نخورده ساختمان‌های اطراف بسیار به‌ چشم می‌آمد. خانم تاچر این مدرسه را افتتاح کرد. جمعیت استقبال‌ کننده از او آنقدر عظیم بود که یکی از همراهان اوادعا می‌ کند در هیچیک از سفرهای بین‌المللی او، چنین جمعیتی برای دیدنش جمع نشده بود.خانم تاچر برای آنها نشانی از یک زندگی بهتر بود. آنها به مشکلات روزافزون او در بریتانیا کاری نداشتند.
    آنها هم مثل کارگران کارگاه‌های کشتی‌ سازی در گدانسک، او را کسی می‌دانستند که در مقابل رهبرانشان ایستاده و نشان داده که راه دیگری هم وجود دارد.
     
    عرض اندام جدی تاچر در عرصه بین المللی
    اولین باری که خانم تاچر در عرصه بین‌ المللی بطور جدی عرض اندام کرد، زمانی بود که نظامیان حاکم بر آرژانتین ناگهان به مجمع‌ الجزایر فالکلند حمله کردند. بریتانیا از قرن نوزدهم این مجمع‌ الجزایر را اشغال کرده بود، اما آرژانتین همواره ادعای مالکیت آن را داشت.
    هیأت حاکمه نظامی آرژانتین از این حمله خشنود بود. رهبر این هیأت، ژنرال لئوپولدو گالتیری، از بالکن کاخ کازاروزادا در بوئنوس آیرس به ابراز احساسات هوادارانش پاسخ می‌داد. اما در همین حال مارگارت تاچر خشمگین ناوگان نظامی‌اش را به فالکلند گسیل داشت. جنگ فالکلند خونین بود.
    خلبان‌های جسور نیروی هوایی آرژانتین مرتب به کشتی‌ های نیروی دریایی سلطنتی حمله می‌ کردند و لحظات پراضطرابی را ایجاد کردند. اما وقتی پرچم بریتانیا دوباره بر فراز پورت استنلی به اهتزاز در آمد، موقعیت مارگارت تاچر به‌عنوان رهبری مصمم که قصد داشت اهمیتش را به جهانیان نشان دهد، تثبیت شد.
     
    رابطه ویژه تاچر و گورباچف
    دو عامل به تاچر در یافتن جایگاهی تاریخی کمک کردند. اولین عامل اتحاد او با یار نزدیکش، رونالد ریگان بود که در سال 1980 به ریاست جمهوری آمریکا انتخاب شد.
    دومین عامل تغییرات گسترده‌ای بود که در اتحاد شوروی در حال وقوع بود. نظام حکومتی شوروی به احتمال زیاد دیر یا زود فرو می‌ریخت اما خانم تاچر و آقای ریگان هم این کشور را تحت فشار گذاشتند و احتمالا فروپاشی آن را تسریع کردند.
    خانم تاچر در سال 1984 ذکاوت دیپلماتیک خود را نشان داد. او پیش از اینکه میخائیل گورباچف رهبری حزب کمونیست شوروی را بدست گیرد، در لندن با او ملاقات کرد. تاچر درباره رهبر جدید شوروی گفت: «من آقای گورباچف را دوست دارم. ما می‌توانیم با هم تعامل کنیم.» کار مشترک آنها اوراق کردن کمونیسم بود.
    تاچر یکی از اولین رهبران اروپایی بود که از روی کار آمدن « میخائیل گورباچوف » رهبر اصلاح‌ طلب شوروی استقبال کرد. وی پس از دیدار دوجانبه میان «ریگان» و «گورباچوف» در نوامبر 1988 گفت: «جهان دیگر در دوران جنگ سرد به سر نمی‌برد.» وی در سال 1984 برای اولین بار به شوروی سفر کرد.
     
    آفریقای جنوبی ، بزرگترین مشکل خانم تاچر
    سیاست خارجی خانم تاچر بدون مشکل نبود. شاید بزرگترین مشکل او آفریقای جنوبی، و به‌خصوص مقاومت او با وضع مجازات‌علیه دولت اقلیت سفید این کشور بود.
    این موضع باعث بروز برخی شکاف‌ها در نشست‌های اتحادیه کشورهای مشترک‌ المنافع شد. در نشست سال 1987 در ونکوور کانادا، می‌شد احساس نفرت همتایان خانم تاچر نسبت به او را احساس کرد.
    او طبق معمول واکنش نشان داد، و به دو نفر از مقامات ارشد بریتانیا دستور داد کانادا را به‌ خاطر افزایش حجم تجارتش با آفریقای جنوبی شدیداً مورد حمله قرار دهند. کانادایی‌ها از این روش برخورد شوکه شدند. خانم تاچر هم به‌ نوبه خود از اینکه دیگران «دارویی را که خود تجویز می‌کنند» نمی‌خورند، ابراز تعجب کرد.
    در یک کنفرانس مطبوعاتی، و در پاسخ به سوالی درباره تهدید کنگره ملی آفریقا (حزب مخالف رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی) به اقدامات تلافی‌ جویانه علیه شهروندان بریتانیایی، خانم تاچر اعلام کرد که چنین کاری «ویژه سازمان‌های تروریستی» است. در نتیجه جای تعجب ندارد که نلسون ماندلا رهبر محبوب او در آفریقای جنوبی نبود.
     
    تاچر و دوستان اندکش در جامعه اروپا  
    خانم تاچر در جامعه اروپا هم دوستان اندکی داشت، که علتش «روی میز کوبیدن‌ها» و اصرارش به گرفتن تخفیف در میزان کمک‌های بریتانیا به بودجه این سازمان بود.او ته دلش مایل نبود اتحاد بریتانیا با اروپا بیش از حد قوی شود.تاچر اعتقاد داشت که فلسفه بازار آزاد نقش بریتانیا – و خود او – را در جهان تعریف کرده است.
    او تا آخرین روزهای حکومتش محکم بر عقایدش ایستاده بود، و جورج بوش پدر، رئیس جمهوری آمریکا و جانشین رونالد ریگان، را راهنمایی می‌کرد. در نشستی که اندکی پس از حمله صدام حسین به کویت در تابستان سال 1990 برگزار شد، تاچر گمان کرد که شاید آقای بوش در پاسخ به این حمله مردد باشد. آنجا بود که به بوش گفت «تردید به‌ خود راه ندهد»، چه درست و چه غلط، خودش هم هیچگاه چنین نکرد.
     
    حمایت همه‌ جانبه از رژیم‌ صدام در طول جنگ با ایران 
    نخست‌ وزیری تاچر با جنگ ایران و عراق نیز همزمان بود. وی در طول جنگ به حمایت همه‌ جانبه از رژیم‌ صدام پرداخت و تا پیش از آغاز جنگ عراق و کویت هیچ‌ گاه حاضر نشد که رسما عراق را به عنوان تجاوزگر به خاک ایران معرفی کند.
     
    طر فداری از کویت در جنگ با عراق
    وی در جنگ کویت و عراق طرفدار کویت بود. او در زمان تهاجم صدام به کویت در آمریکا به سر می‌برد. او در مذاکراتش با «جورج بوش» پدر که در سال 1989 جایگزین ریگان شده بود، مداخله نظامی آمریکا در خاورمیانه با هدف خروج نیروهای عراقی از کویت را خواستار شد. وی در تشکیل نیروهای ائتلاف بین‌ المللی در جنگ خلیج هم نقش داشت، اما پیش از آغاز درگیری‌ها مجبور به کناره‌گیری از نخست‌وزیری شد.

     

  • +دریافت نشان افتخار گارتر

    مارگارت تاچر در سال 1995 با دریافت نشان افتخار گارتر به مقام بارونس که حکم یک جایگاه اشرافی را دارد ارتقا یافت و برآن اساس به عضویت مادام العمر مجلس اعیان بریتانیا درآمد.

    مجسمه برنزی خانم تاچر در محوطه مجلس عوام بریتانیا نصب شده است و این اولین باری است که در تاریخ انگلستان، از یک نخست وزیر در دوران حیات خود به چنین شکلی تقدیر می شود.
    خانم تاچر چند بار دیگر به خانه شماره ده خیابان داونینگ که محل کار و زندگی نخست وزیران بریتانیا است بازگشت. آخرین موارد به دعوت گوردن براون نخست وزیر سابق و دیوید کامرون نخست وزیر فعلی برای صرف چای بود.
    معدود سیاستمدارانی توانسته اند در دوران حکومت خود یک چنین تسلط و احاطه کاملی داشته باشند و معدود سیاستمدارانی تا این حد احساسات شدید را در میان موافقان و مخالفان خود برانگیخته اند.
     
  • +فعالیت های سیاسی تاچر بعد از استعفا از نخست وزیری

    تاچر پس از استعفا از مجلس عوام وی همچنان در عرصه سیاست فعال ماند، دو جلد کتاب خاطرات خود را به رشته تحریر درآورد، علیه پیمان ماستریخت به شدت فعالیت می کرد و سیاست قومیت زدایی صربستان در بوسنی را محکوم کرد.

    او از نامزدی ویلیام هیگ در سال 1997 برای رهبری حزب محافظه کار، علنا حمایت کرد ولی در دوره بعدی انتخابات رهبری این حزب از ایان دانکن اسمیت پشتیبانی نکرد.
    در سال 2001 به دنبال وخامت وضعیت جسمی اش، مارگارت تاچر ناگزیر شد از فعالیت های خود بکاهد. به دنبال چند حمله قلبی خفیف پزشکان وی را از سخنرانی منع کرده و به نظر می رسید که وی به نسبت قبل بسیار ضعیف و رنجورتر شده است.
    مارگارت تاچر در ماه ژوئن سال 2004 برای شرکت در مراسم تدفین همکار سیاسی خود رونالد ریگان که در واشنگتن برگزار شد به آمریکا سفر کرد.

     

  • +نقش تاچر در افول کمونیسم

    خانم تاچر نزدیکترین متحد رونالد ریگان، رئیس‌جمهور پیشین ایالات متحده به شمار می‌آمد. بسیاری این دو را به چشم چهره‌های کلیدی که در افول کمونیسم نقش داشتند می‌شناسند. 

    وی در سال 1984 و پیش از آنکه میخائیل گورباچف رهبری حزب کمونیست شوروی را بدست گیرد، در لندن با او ملاقات کرد و در کنار ریگان روند فروپاشی شوروی را تسریع بخشید. اما رویکرد سیاسی تاچر در قبال تبعات فروپاشی کمونیسم و خاتمه جنگ سرد در اروپا حزب حاکم را در میان احزاب سیاسی به انفعال کشاند و پس از چندی باعث بن‌ بست سیاسی و بروز اختلافات داخلی در حزب محافظه‌ کار شد.
     
  • +روابط دیپلماتیک ایران و بریتانیا در زمان تاچر

    از دیدگاه بریتانیا، نزدیک شدن به روزهای همکاری گسترده نظامی و سیاسی با ایران انقلابی که تمام قرارداد‌ها و همکاری‌های سیاسی – نظامی دوران شاه با غرب را ملغی کرده بود، در سال‌های جنگ ممکن نبود و ایران هم تمایلی به آن نداشت.

    نگرانی از احتمال تأثیر انقلاب ایران بر کشور نوپای امارات متحد عربی که پیش از تاسیس تحت قیمومیت بریتانیا بود و سرایت احتمالی ناآرامی‌ها به آن سوی آب‌های خلیج فارس و کشورهای عربستان سعودی، قطر، کویت، بحرین و عمان، غرب را ترغیب به تقویت بنیه نظامی کشورهای منطقه و استقرار جنگ افزار‌ها و شناورهای نظامی بیشتر در خلیج فارس کرد.
    همزمان با این حمایت، تحریم فروش سلاح به ایران، تا پیش از انقلاب یکی از بزرگ‌ ترین مشتریان تسلیحات و جنگ افزارهای سنگین ساخت بریتانیا بود، دلیل دیگری شد برای خصومت بیشتر مقام های ایرانی با غرب، به خصوص بریتانیا و آمریکا.
    روابط دیپلماتیک ایران و بریتانیا تا پایان جنگ هشت ساله ایران و عراق که در سال 1367 پایان گرفت، در پایین‌ ترین سطح باقی ماند، اما اوضاع پس از پذیرش آتش بس از سوی ایران و پایان جنگ برای مدتی آرام و روابط دیپلماتیک ایران و بریتانیا دوباره از سرگرفته شد.اما این بازگشایی هم دیری نپایید. 
    به دنبال انتشارکتاب «آیه‌های شیطانی» نوشته سلمان رشدی، نویسنده هندی تبار اهل بریتانیا، و صدور فتوای امام خمینی(ره) مبنی بر ارتداد و اعدام وی ، روابط دو کشور در آخرین ماه‌های نخست وزیری مارگارت تاچر و واپسین هفته‌های حیات امام خمینی(ره) به شدت تیره شد و مجلس شورای اسلامی رای به قطع روابط دو کشور داد. اما پس از 1368 (1989م) روابط دو کشور به سمت تنش زدایی پیش رفت.
    به دنبال پوزش مقامات انگلیسی و اعتراف آنها مبنی بر احترام به دین اسلام، با مجوز شورای عالی امنیت ملی، طی اعلامیه‌ ای وزارت امور خارجه در مهر 1369 برقراری روابط سیاسی دو کشور را اعلام کرد. این وضعیت کم و بیش تا اوایل دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی ادامه پیدا کرد. دوره نخست وزیری مارگارت تاچر سال‌های دست و پنجه نرم کردن او با بحران‌هایی بود که در بسیاری مواقع ایران در یک سر آن قرار داشت.
     
  • +تمام خیانت های مارگارت تاچر به ایران

    مارگارت تاچر جزو معدود سیاستمداران غربی بود که خودش دارای دکترین سیاسی بود و البته بخش‌های عمده‌ ای از دکترین او علیه جمهوری اسلامی ایران و خاورمیانه بود که به رغم دشمنی‌های فراوان نتیجه نداد.

    وی از حامیان سرسخت تحریم اقتصادی امریکا علیه جمهوری اسلامی ایران بود و قطع روابط ایران و انگلیس به خاطر فتنه‌ی انگلیسی «سلمان رشدی – نویسنده کتاب آیات شیطانی» و فتوای امام خمینی (ره) علیه او در زمان تاچر اتفاق افتاد.
    انقلاب، جنگ، گروگانگیری در سفارت آمریکا در تهران، گروگانگیری در سفارت ایران در لندن و صدور فتوای قتل سلمان رشدی - نویسنده بریتانیایی-همه در دوره‌ای اتفاق افتاد که مارگارت تاچر نخست‌ وزیر بریتانیا بود. او یازده سال در این سمت باقی ماند و روزهایی پرتنش با ایران را تجربه کرد.
    دوران نخست وزیری خانم تاچر با سال‌های طوفانی پس از انقلاب در ایران آغاز شد و تا پایان جنگ ایران و عراق و درگذشت امام خمینی(ره) ادامه یافت.
     

    سفر به تهران و دیدار با شاه در واپسین ماه ها

    سفر خانم تاچر به عنوان رئیس وقت حزب محافظه کار بریتانیا به تهران در بهار 1357 شاید از آخرین دیدارهای یک سیاستمدار بریتانیایی از ایران چند ماه پیش از سقوط شاه باشد.
    روزنامه تلگراف در پاییز سال 1387 سندی از آرشیو ملی بریتانیا منتشر کرد که می‌گوید سفر خانم تاچر به ایران و دیدارش با شاه یکی از نخستین نمادهای پراهمیت حضور او در صحنه سیاسی و دیپلماتیک به عنوان رهبر حزب محافظه کار بریتانیا بود.
    در کتاب خاطرات مارگارت تاچر (ترجمه فریدون دولتشاهی انتشارات روزنامه اطلاعات) از او نقل شده که پیش از اینکه نخست‌‏ وزیر بریتانیا شود، چند سفر سیاسی خارجی از جمله به شوروی، آمریکا، آلمان، ایران و اسرائیل کرده بود: «در این سفر‌ها سعی داشتم از نزدیک با مردم‌‏‌‏‌‏‌‏ عادی برخورد کنم که این کار تقریبا در این سفر‌ها میسر‏‌‏ ‌‏‌‏می‌‏شد.» دیدار با شاه در کاخ نیاوران تهران از مهم‌ ترین برنامه‌های خانم تاچر در ایران بود.
    دو نفر از نمایندگان مجلس عوام و آنتونی پارسونز خانم تاچر را در دیدار با شاه همراهی می‌کردند. پارسونز در کتاب خاطرات دو سفیر (ترجمه محمود طلوعی، نشر علم) می‌نویسد که تاچر در ملاقات با شاه درباره فروش تسلیحات نظامی، تاسیس صنایع نظامی در نزدیکی اصفهان و استقرار تأسیسات بندری در بندر عباس مذاکره کرد.
    پارسونز می‌نویسد که خانم تاچر به شاه گفت: «خریدهای نظامی ایران باعث به وجود آمدن هزاران شغل در صنایع بریتانیا شده و به مبارزه با بیکاری در این کشور کمک شایانی کرده است.»
    آنتونی پارسونز در دوره نخست وزیری خانم تاچر مشاور او در امور خارجی و نماینده بریتانیا در سازمان ملل شد.از دیدارهای ظاهرا متنوع خانم تاچر در ایران، ملاقات او با هوشنگ انصاری، رئیس هیات مدیره و مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران بوده است.
     
    دیدار تاچر با رئیس شرکت ملی نفت ایران
    قباد فخیمی از مدیران نفتی وقت ایران که بر اساس کتابش « سی‌سال نفت ایران » در دیدار خانم تاچر و هوشنگ انصاری حضور داشته، نوشته است که این ملاقات در اداره مرکزی شرکت ملی نفت در خیابان تخت جمشید سابق (طالقانی فعلی) تهران انجام شد.
    او می‌نویسد: «با وجود اینکه در جلسات ملاقات‌های تشریفاتی از این قبیل مطالب کلی مورد مذاکره قرار می‌گیرد... از‌‌ همان ابتدای جلسه، انصاری تمام هوش و ذکاوت خود را به کار گرفت و ‌‌نهایت سعی را به عمل آورد تا از دهان مارگارت تاچر حداقل برای یکی از مواردی که شرح می‌دهد پاسخی مثبت و آفرینی بشنود؛ ولی توفیق یارش نشد.
    تاچر صریحا گفت: «شما کشوری نه کشاورزی و نه صنعتی هستید. از یک طرف از شرکت های خارجی برای سرمایه‌ گذاری در ایران و انتقال تکنولوژی دعوت می‌کنید و از طرف دیگر با قانون واگذاری 49 درصد سهام کارخانجات به کارگران همه آن‌ها را فراری می‌دهید. شما نه کاپیتالیست هستید و نه سوسیالیست، شما در حقیقت نمی‌ دانید چه می‌ خواهید. تاچر این حرف‌ها را با لبخند می‌گفت که کدورتی از خود به جای نگذارد.»
    آقای فخیمی می‌نویسد که حرف آخر خانم تاچر – اینکه ایران نمی‌داند چه می‌خواهد - شاه‌ بیت مذاکرات جلسه بود: «در تمام مدت جلسه مطالب مورد نظر را به وضوح، با قدرت و در عین حال با شیرینی و لبخند ارایه می‌نمود که کدورتی از خود به جای نمی‌گذاشت؛ به طوری که در پایان جلسه در چهره همه شرکت‌ کنندگان به نظر می‌رسید که: جانا سخن از زبان ما می‌گویی.»
     
    آرایشگر اختصاصی خانم تاچر در تهران
    بر اساس اسناد آرشیو ملی بریتانیا، دیوید اوون، وزیر خارجه بریتانیا، شخصا از آنتونی پارسونز، سفیر وقت بریتانیا در تهران خواسته بود که آرایشگری در اختیار خانم تاچر قرار گیرد چرا که او نگران مدل مو‌هایش در ضیافت رسمی شام شاه در روز 29 آوریل (9 اردیبهشت 1357) بوده است.
    مارگارت تاچر در مدت اقامت چند روزه‌اش در ایران به شهرهای اصفهان و شیراز هم سفر کرد. یک سال بعد از این دیدار در تهران، خانم تاچر دیگر نخست وزیر بریتانیا شده بود، اما شاه که با بیماری سرطان دست و پنجه نرم می‌کرد در جزایر باهاما در پی درمان بیماری پیشرفته خود بود.
     
    یک سال بعد از دیدار با شاه در کاخ نیاوران: به بریتانیا نیا!
    اسناد آرشیو ملی بریتانیا می‌گوید که در این زمان، مارگارت تاچر دنیس رایت، دیپلمات بریتانیایی را که پس از کودتای 28 مرداد سال 1332علیه مصدق مامور بازگاشیی سفارت بریتانیا در تهران شده بود را با نام مستعار ادوارد ویلسون نزد شاه فرستاد تا به او بگوید دولت بریتانیا علاقه ای به سفر او ندارد و از پذیرفتن شاه سابق عملا معذور است.
    جواب یک هفته بعد خانم تاچر نشان می‌دهد که گرچه بریتانیا تعدادی از کارکنان خود از ایران را خارج کرده اما حاضر به همراهی علنی بیشتر با آمریکا در آن شرایط بحرانی نشده بود: «بریتانیا در شرایط فعلی مصلحت نمی‌داند که به این اقدام (خروج کارکنان سفارت از ایران) بار سیاسی بدهد اول به دلیل اینکه نمی‌دانیم تاثیرش بر ایرانی‌ها چقدر است و دوم اینکه خطر انتقامجویی را متوجه کارکنان باقی مانده در ایران می‌کند.»
    با این حال فعالیت عادی سفارت بریتانیا در تهران در سال 1358 عملا متوقف شده بود. حادثه دیگری در لندن در اوایل دوره نخست وزیری خانم تاچر به عمق بدبینی‌ها و گرفتاری دو کشور افزود.
     
    انقلاب اسلامی ایران و بعد از آن
    به فاصله 10 روز پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، دولت جیمز کالاهان ـ نخست‌ وزیر وقت انگلستان ـ توسط وزیر خارجه خود «دیوید اوئن»، دولت موقت مهندس مهدی بازرگان را به رسمیت شناخت ولی 2 ماه پس از این شناسایی در اردیبهشت سال ، بعد مارگارت تاچر نخست‌ وزیر جدید انگلیس اعلام کرد کشورش در شناسایی سیاسی ایران تجدید نظر خواهد کرد. این اعلام سرآغاز سیاستی بود که تاچر طی 11 سال زمامداری خود در قبال جمهوری اسلامی ایران در پیش گرفت.
     

    حمله به ایران

    اولین موضع‌ گیری تاچر در برابر انقلاب اسلامی ایران اعلام موافقت کشورش با پیشنهاد بعضی مقامات امریکایی مبنی بر لزوم حمله نظامی به ایران در پاسخ به تصرف سفارت ایالات متحده آمریکا در تهران بود. به همین دلیل در فروردین 1359 از درخواست آمریکا برای پیوستن به تحریم اقتصادی ایران حمایت کرد و در اردیبهشت 1359 از مداخله نظامی امریکا در طبس حمایت کرد.
    چند روز پس از این حمله، سفارت ایران در لندن هدف حمله تروریستی قرار گرفت و سبب کشته شدن 2 دیپلمات ایرانی به نام‌های عباس لواسانی و علی‌اکبر صمدزاده گردید. در پی مرگ محمدرضا پهلوی در 1359 وزارت خارجه انگلیس بیانیه‌ای حاوی اظهار تأسف نخست‌وزیر و کابینه این کشور انتشار داد.
    در سال 1360 کنسولگری ایران در منچستر و دفتر هواپیمایی ایران در لندن سه بار مورد حمله و اشغال قرار گرفتند. در خرداد 1363 دولت تاچر 5 دیپلمات ایرانی را از انگلستان اخراج کرد که با عکس‌العمل متقابل ایران مواجه شد.
     
    کاهش فعالیت بریتانیا در تهران، واکنش به اشغال سفارت آمریکا
    سند دیگری مربوط به درخواست جیمی کار‌تر از ماراگارت تاچر در ارتباط با ایران، 10 روز پس از بحران اشغال سفارت آمریکا در تهران و گروگانگیری دیپلمات‌های آمریکایی است.
    این سند می‌گوید که آقای کار‌تر در روز 14 نوامبر 1979(23 آبان 1358) در پیامی از خانم تاچر خواسته بود که بریتانیا واکنشی قوی‌ تر به ماجرای اشغال سفارت آمریکا نشان دهد تا حکومت ایران تحت فشار قرار گیرد. جیمی کار‌تر در این پیام مشخصا پیشنهاد کرده بود که بریتانیا تعداد دیپلمات‌های خود را در تهران کاهش دهد.
     
    اشغال سفارت ایران در لندن
    در اواسط بهار سال 1359 ( 30 آوریل 1980 ) سفارت ایران در لندن مورد حمله گروهی قرار گرفت که خود را گروه الشهید ، اعضای «نهضت انقلاب دموکراتیک برای آزادی عربستان (خوزستان)» می‌خواندند و تقاضایشان خودمختاری استان نفت خیز خوزستان در جنوب ایران و آزادی شماری از زندانیان سیاسی عرب بود. این ماجرا در نهایت با دخالت نیروهای ویژه بریتانیا (اس‌ای‌اس) و با دستور مارگارت تاچر مبنی بر حمله مأموران نیروی ویژه به ساختمان سفارت، در روز 15 اردیبهشت و با کشته شدن 5 نفر و دستگیری یک نفر از اشغالگران و آزادی 26 گروگان به پایان رسید.
    وقتی که عملیات «پرنسس گیت» به پایان رسید جنازه 5 تن از اشغالگران شناسایی شد و نفر ششم که علی نام داشت و خود را بین گروگان‌ها پنهان کرده بود دستگیر شد و بعدها محاکمه و به حبس ابد محکوم شد.
    فوزی بداوی نژاد تنها بازمانده تروریست‌ها در دادگاه به قاضی گفت: «در بغداد او را فریب داده‌اند و اکنون از آنچه کرده پشیمان است.» او گفت: «هدایت عملیات در بغداد و سازماندهی گروه در لندن را یک افسر عراقی ارتش بعث به نام سامی محمدعلی (با نام مستعار روباه) برعهده داشته‌ است.»
    "افروز" کاردار وقت سفارت ایران خواستار حضور در دادگاه عضو باقی‌مانده این گروگان گیری شد ولی دولت بریتانیا دادگاه را غیر علنی برگزار کرد. بعدها بخشی از صورت‌جلسه‌های دادگاه ناپدید و حذف شد. و هیچ‌گاه معلوم نشد افرادی که تروریست‌ها را در بریتانیا پذیرفته و مقدمات کار آنها را فراهم کردند چه کسانی بوده و چرا محاکمه نشدند.
     
    حضور فعال در ماجرای سلمان رشدی
    انتشار کتاب «آیات شیطانی» توسط سلمان رشدی و حمایت دولت تاچر از این اقدام و سپس فتوای امام خمینی(ره) مبنی بر مهدورالدم بودن نویسنده کتاب، تنش بزرگی در روابط ایران و انگلیس به وجود آورد. پس از آن با مصوبه مجلس شورای اسلامی در 16 اردیبهشت 1368 روابط دو کشور به طور کامل قطع شد. 
    در این سال علی‌ رغم اظهارات داگلاس هرد وزیر امور خارجه وقت انگلیس مبنی بر بهبود روابط دو کشور، تاچر ایران را کشوری تروریست معرفی کرد و از سخنان آیت الله سید علی خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی مبنی بر ابقای حکم فتوای  امام خمینی (ره) انتقاد کرد. در همین سال تعداد 248 نفر از نمایندگان مجلس عوام بریتانیا طی بیانیه‌ای خواستار اخراج ایران از سازمان ملل و جایگزینی نماینده سازمان مجاهدین خلق در آن سازمان شدند. 
    اما پس از 1368 (1989م) روابط دو کشور به سمت تنش زدایی پیش رفت. به دنبال پوزش مقامات انگلیسی و اعتراف آنها مبنی بر احترام به دین اسلام، با مجوز شورای عالی امنیت ملی طی اعلامیه‌ای وزارت امور خارجه در مهر 1369 برقراری روابط سیاسی دو کشور را اعلام کرد.
     

    حمایت از صدام در جنگ علیه ایران

    در جریان حمله رژیم بعثی عراق به ایران دولت تاچر اعلام بی‌ طرفی کرد. اما طبق اسناد منتشر شده از مرکز اسناد ملی انگلیس، دولت مارگارت تاچر در اواخر سال 1980 تا اوایل 1981، علاوه بر فروش تسلیحات نظامی، برای عراق پایگاه نظامی دریایی و هوایی ایجاد کرده بود. این اقدام انگلستان در حالی صورت گرفت که این کشور قطعنامه شورای امنیت را درباره ضرورت خودداری از هر اقدامی که به تنش بیشتر و گسترش جنگ می‌انجامد، امضا کرده بود. 
    بر اساس اسناد، فهرست سلاح‌هایی که دولت تاچر فروش آن را به رژیم صدام پیشنهاد کرده بود، شامل 78 نوع تجهیزات نظامی از جمله خودروهای لندرور، خودروهای نجات، انواع رادار، لوازم یدکی انواع تانک است، که البته همه آنها به فروش نرفت. 
    توماس ترنشاد وزیر مشاور دولت در امور خارجه، سال 1981 در نامه‌ای محرمانه نوشته است: «قراردادهای دفاعی به ارزش بیش از 150 میلیون لیره استرلینگ با عراق در شش ماه اخیر امضا شده است، که از جمله آنها قراردادی به ارزش 34 میلیون لیره برای تحویل خودروهای زرهی بمنظور نجات و تخلیه نیروها از میدان جنگ است، که از طریق اردن در اختیار عراق قرار می‌گیرد.»
    در نامه ترنشاد آمده است که: «دیدار با صدام حسین گامی مهم در راه برقراری روابط کاری با عراق برای تحقق منافع تجاری زیاد در زمینه‌های تجاری و سیاسی است.» تاچر با نوشتن یادداشتی بر این نامه، از پیشرفت در روابط عراق و انگلیس، ابراز خرسندی کرد.

     

  • +پیام دیوید کامرون در پی درگذشت تاچر

    در پی اعلام خبر درگذشت تاچر دیوید کامرون، نخست‌ وزیر بریتانیا که در سفر اسپانیا به سر می برد، برنامه سفر خود را نیمه کاره رها کرد و به این کشور بازگشت. گفته می شود پرچم بریتانیا در محل اقامت نخست‌ وزیر به حالت نیمه‌ افراشته در آمده است.

    به گزارش BBC، دیوید کامرون، نخست‌ وزیر بریتانیا که سفر خود به اسپانیا را پس از شنیدن خبر مرگ خانم تاچر نیمه‌ کاره گذاشت، گفته است:  
    «ما یک رهبر بزرگ، یک نخست وزیر بزرگ و یک بریتانیایی بزرگ را از دست دادیم.»
     
  • +بانوی آهنین تاوان مرگ بابی‌ ساندز را داد!

    در پی انتشار خبر درگذشت مارگارت تاچر، نخست وزیر اسبق بریتانیا، پایکوبی­‌هایی خود جوش در شمال بریتانیا از جمله گلاسکو در اسکاتلند و بلفاست در ایرلند شمالی  برپا شد. 

    منشأ اصلی بغض مردم نسبت به «مارگارت تاچر» که ملقب به «بانوی آهنین» بود؛ به ضربه‌هایی مربوط می شد که به طبقه کارگر بریتانیا زده شد. تاچر در دهه هشتاد میلادی از پذیرش عنوان « زندانی سیاسی » برای مخالفان محبوس خود در سرزمین‌­های شمالی بریتانیا خودداری کرد و در واکنش با اعتصاب غذای این زندانیان رو به رو شد.
    بابی ساندز، یکی از مبارزان استقلال ایرلند شمالی از بریتانیا که به جرم حمل سلاح گرم و عضویت در سازمان نظامی ارتش آزادی خواه ایرلند بازداشت شده بود، پس از 66 روز اعتصاب غذا در ماه مه 1981 میلادی در زندان بلفاست جان باخت و به یکی از قهرمانان این جنبش جدایی­‌ طلبی بدل شد. مرگ بابی ساندز بر نفرت مردم از تاچر افزود.
    صدها مخالف مارگارت تاچر قبل از برگزاری مراسم تشیع جنازه او، در میدان ترافالگاد لندن دست به تظاهرات زدند. سوسیالیست ها، دانشجویان و مخالفان نظام سرمایه داری، اتحادیه های کارگری و فعالان کارگری جزو شرکت کنندگان در این جشن بودند.

     

  • +تشییع جنازه تاچر با تابوت خالی!

    700 نیروی نظامی انگلیس، 13 آوریل 2013، اولین تمرین خود را با تابوت خالی برای مراسم تشییع جنازه مارگارت تاچر، تنها نخست وزیر زن انگلیس، انجام دادند.

    قبل از برگزاری مراسم تشییع جنازه مارگارت تاچر، مقام‌های انگلیس گفته‌‌ بودند که می‌خواهند مراسمی همتراز دایانا، همسر سابق ولیعهد انگلیس، و ملکه مادر (مادر ملکه الیزابت) برگزار کنند. تمرین مراسم تشییع جنازه تاچر در حالی برگزار شد که مخالفان سیاست‌ها او هم اعلام کرده بودند، قصد برگزاری جشنی همزمان با این مراسم را دارند. 12 آوریل صدها نفر از مخالفان سیاست‌های مارگارت تاچر، در میدان ترافالگار در مرکز لندن تجمع کردند و علیه او شعار دادند.
    در حالی که بریتانیا آماده می‏شد تا مراسمی همتراز با تشییع جنازه پرنسس دایانا برای مارگارت تاچر برپا کند، مردمان شمالی این سرزمین در تدارک برپایی جشن باشکوهی همزمان با تشییع جنازه تاچر بودند!
    کار تا آنجا بالا گرفته بود که در بخش هایی از اسکاتلند، نیوکاسل و منچستر، برای اینکه جشن حتما با تشییع جنازه همزمان باشد، بعضی از برنامه های مهم را تغییر دادند!
    برنامه های اقتصادی که منجر به بستن معادن و کارخانه های کشتی سازی و فولاد توسط بانوی آهنین شد، از نگاه مردمان شمالی بریتانیا که بیشترشان طرفداران حزب کارگر بودند، برنامه ای برای حذف اتحادیه های طرفدار حزب مخالف تاچر بود.
    به نظر آنها تاچر به بهانه خصوصی سازی و جراحی اقتصادی، مخالفان سیاسی خود در بخش های کارگری را حذف کرد؛ کاری که بنا به عقیده بعضی از انگلیسی ها، نخست وزیر فعلی هم دنبال آن است؛ البته اینبار با برپایی همه پرسی استقلال برای اسکاتلند.
    اسکاتلندی ها به طور سنتی طرفدار حزب کارگر هستند و حالا بریتانیایی ها معتقدند که جیمز کامرون میخواهد با اعطای استقلال به آنها، از تعداد رای دهنده های طرفدار حزب کارگر بکاهد.
     
  • +بزرگترین مراسم تشییع جنازه تاریخ کشور انگلستان

    مراسم تشییع جنازه مارگارت تاچر، نخست وزیر پیشین بریتانیا، روز چهارشنبه، 28 فروردین (17 آوریل 2013) در ساعت 10 بامداد به وقت محلی، در لندن آغاز شد و جنازه از یکی از نمازخانه های پارلمان به اتومبیل حمل شد و همراه با اسکورت پلیس برای برگزاری مراسم کوتاه دعا به کلیسای سنت کلمنت دینز، واقع در نزدیک کلیسای جامع سنت پل انتقال یافت.

    در دو طرف مسیر عبور جنازه گروهی از مردم تجمع کرده بودند و در مواردی با دست زدن، از جنازه اولین نخست وزیر زن بریتانیا استقبال کردند.
    گروهی از مخالفان سیاست‌های خانم تاچر تهدید کرده بودند که با برگزاری تظاهرات اعتراضی، در جریان این مراسم اخلال خواهند کرد اما در مسیر حرکت اتومبیل حامل جنازه، نشانه ای از تظاهرات اعتراضی دیده نشد.
    پس از مراسم کوتاه دعا در کلیسای سنت کلمنت دینز، تابوت پوشیده در پرچم بریتانیا بر یک عراده توپ باقی مانده از زمان جنگ اول جهانی قرار داده شد، و با همراهی اسکورت نظامی متشکل از نمایندگان نیروهای سه گانه برای برگزاری مراسم رسمی مذهبی، به کلیسای جامع سنت پل حمل شد. ملکه بریتانیا و همسرش و جمعی از مقامات ارشد سیاسی، اجتماعی و نظامی داخلی و خارجی در مراسم مذهبی در کلیسای سنت پل حضور داشتند.
    نگرانی هایی در مورد اقدامات تروریستی در جریان این مراسم وجود داشت که به خصوص، انفجار اخیر در آمریکا آن را تشدید کرد و پلیس لندن گفته بود که برای حفظ امنیت این مراسم، تدابیر ویژه ای پیش بینی کرده است.
    در مسیر حرکت جنازه به سوی کلیسای سنت پل، گروهی از مردم با تجمع در دو طرف خیابان، از جنازه استقبال کردند اما در چند مورد، شعارهای پراکنده ای ظاهرا علیه مارگارت تاچر شنیده شد.
    در یکی از نقاط این مسیر، پلاکارد دست نوشته ای نیز دیده می شد که در آن نسبت به هزینه برگزاری مراسم تشییع جنازه خانم تاچر اعتراض شده بود.
    مراسم رسمی در کلیسای سنت پل در ساعت 11 آغاز شد و دقایقی پیش از آن، ملکه بریتانیا و همسرش با اتومبیل به مقابل این کلیسا رسیدند و وارد آن شدند در حالیکه شمشیر موسوم به «شمشیر عزا» پیشاپیش آنان حمل می شد.
    این شمشیر آخرین بار حدود پنجاه سال پیش و هنگام حضور ملکه در مراسم بزرگداشت وینستون چرچیل، یکی دیگر از نخست وزیران پیشین بریتانیا حدود مورد استفاده قرار گرفت. گارد احترام متشکل از نفرات چند واحد نظامی و همچنین تعدادی از بازنشستگان ارتش از تابوت حامل جنازه مارگارت تاچر در برابر کلیسای سنت پل استقبال کرد و تابوت برای برگزاری مراسم مذهبی به داخل کلیسا انتقال یافت.
    علاوه بر ملکه و همسرش، دیوید کامرون، نخست وزیر، و اد میلیبند، رهبر حزب مخالف، نخست وزیران پیشین بریتانیا، اعضای هیات دولت و شماری از سیاستمداران و مقامات پیشین از جمله همکاران مارگارت تاچر همراه به اعضای خانواده او در این مراسم حضور داشتند.
    در این مراسم، دیوید کامرون آیاتی از انجیل قرائت کرد و سپس اسقف لندن در سخنانی گفت که این مراسم برای دعا و درخواست آمرزش مارگارت تاچر برگزار شده هر چند سیاست‌های نخست وزیر پیشین، موافقان و مخالفانی هم داشته باشد.
    او گفت که خانم تاچر درخواست کرده بود که این مراسم به عنوان "یادبود" برگزار شود و جنبه بزرگداشت نداشته باشد که مستلزم سخنرانی هایی در ستایش از فرد درگذشته است. خانم تاچر پیرو کلیسای متدیست بود و در ادامه مراسم، روحانیونی از این کلیسا و فرقه های دیگر مسیحیت و سرانحام، سراسقف کانتربوری، عالی ترین مقام کلیسا انگلیکن، برای آمرزش او دعا کردند.
    پس از خاتمه مراسم مذهبی، پیکر خانم تاچر توسط گارد احترام از کلیسای سنت پل خارج شد تا بنا بر وصیت او سوزانده و خاکسترش در محل زندگی بازنشستگان ارتش نگهداری شود.
    مراسم تشییع جنازه تاچر 16 میلیون دلار خرج برداشت و 4 هزار پلیس مامور حفظ امنیت آن بودند. بر این اساس، دولت بریتانیا از پرداخت مخارج مراسم تشییع جنازه تاچر خودداری کرد، به همین دلیل مخارج این مراسم به عهده خانوده تاچر گذاشته شد. 
     
  • +شرکت کنندگان در مراسم تشییع جنازه تاچر

    جهت شرکت در مراسم یادبود مارگارت تاچر، دفتر نخست وزیر بریتانیا حدود دو هزار دعوتنامه را برای مقامات و شخصیت های داخلی و خارج ارسال کرده بود که تعدادی از آنها مورد قبول قرار گرفت. گوردون براون، تونی بلر، و جان میجر، نخست وزیران پیشین بریتانیا از جمله کسانی بودند که همراه با همسرانشان در مراسم حضور یافتند.

    اف دابلیو دکلرک، آخرین نخست وزیر رژیم آپارتاید در آفریقای جنوبی، همراه با نماینده اعزامی نلسون ماندلا، رئیس جمهوری اسبق آن کشور، از دیگر حاضران در این مراسم بودند. نمایندگی دولت ایالات متحده را جیمز بیکر و جورج شولتز، وزیران خارجه آن کشور در دوره زمامداری تاچر، برعهده داشتند و هیلاری کلینتون، وزیر خارجه سابق نیز آنان را همراهی می کرد. دیک چنی، معاون سابق رئیس جمهوری، و هنری کسینجر، از وزیران خارجه اسبق آمریکا نیز بدون عضویت در هیات رسمی دولت آن کشور در این مراسم حضور یافتند.
    جمعی از شخصیت های بریتانیایی و خارجی در مراسم یاد بود تاچر شرکت کردند. ماریو مونتی، نخست وزیر ایتالیا، شیخ جابر مبارک الحمد الصباح، نخست وزیر کویت همراه با فرزند امیر آن کشور، ولادیس دومبروسکیس، نخست وزیر لتونی، رود لوبرز، نخست وزیر سابق هلند، دونالد توسک، نخست وزیر لهستان هم دعوت دولت بریتانیا برای شرکت در مراسم یادبود تاچر را پذیرفته بودند.
    مانوئل باروسو، رئیس کمیسیون اروپا و ماهاتیر محمد، نخست وزیر سابق مالزی هم در این مراسم حاضر بودند اما میخائیل گورباچف، آخرین رئیس جمهوری شوروی، و نانسی ریگان، همسر رئیس جمهوی اسبق آمریکا به دلیل بیماری و ضعف جسمی قادر به حضور در مراسم نبودند. وزیر امور خارجه آلمان و یکی از مشاوران نزدیک رئیس جمهوری فرانسه نیز نمایندگی آنان در مراسم را برعهده داشتند.
    استیون هارپر، نخست وزیر فعلی، و برایان مولرونی، نخست وزیر اسبق کانادا، و جان هوارد، نخست وزیر سابق استرالیا، نیز برای حضور در مراسم یادبود مارگارت تاچر به لندن سفر کردند.شمار دیگری از کشورها با اعزام دیپلمات های خود در لندن به کلیسای جامع سنت پل، نسبت به نخست وزیر پیشین بریتانیا ادای احترام کردند.
    گفته میشود سفیر آرژانتین در لندن، دعوت مقامات انگلیسی برای شرکت در مراسم را، رد کرده استانگلیس و آرژانتین در سال 1982 میلادی و در زمان نخست وزیری تاچر به مدت چند ماه بر سر جزایر فالکلند با هم جنگیدند.
     
  • +برگزاری جشن مرگ تاچر در لندن!

    صدها نفر از مخالفین تاچر در میدان ترافالگار لندن تجمع کردند تا مرگ نخست‌ وزیر سابق بریتانیا را جشن بگیرند.

    منتقدین تاچر قبلا نیز اعلام کرده بودند که تجمعی در مرکز لندن برگزار خواهند کرد. جشن‌های روز شنبه 13 آوریل 2013 در لندن نشان دهنده عمق نفرتی است که برخی از انگلیسی‌ها نسبت به نخست‌ وزیر سابق کشورشان احساس می‌کنند.
    متعاقب جشن‌های خیابانی پس از مرگ تاچر، درگیری‌هایی بروز کرد که همین امر باعث حضور بسیار پررنگ پلیس در این تجمع شده بود. اما راهپیمایی 13 آوریل در فضایی آرام و بدون تنش انجام شد.
    در میان جمعیت شرکت کننده معدنچی‌‌های سابق مناطق شمالی انگستان نیز حضور داشتند که شاهد نابودی شغل‌هایشان در دوران قدرت 11 ساله تاچر از سال 1979 تا 1990 بودند.
    طرفداران تیم لیورپول نیز در لیگ برتر پلاکاردهایی حمل می‌کردند که بر روی آنها نوشته شده بود«ما میهمانی می‌گیریم» و فریاد می‌زدند «مگی مرده، مرده، مرده!»
    مرگ تاچر مجادلات و بحث‌های زیادی در انگلستان پدید آورده است.طرفداران وی معتقدند او به پایان جنگ سرد و نیز احیای اقتصاد انگلستان پس از چندین دهه رکود، کمک شایانی کرد. در مقابل مخالفین بر این باروند که تاچر برنامه‌های ریاضتی بسیار سختی را به اجراء گذارد و با اصلاحات بازار آزادی رادیکال، میلیون‌ها نفر را بیکار کرد.
     
  • +آیا مارگارت تاچر عاشق ریگان بود؟

    انتشار بخشی از آرشیو سلطنتی انگلیس، خبر از حس پر رنگ خانم مارگارت تاچر نخست وزیر سابق بریتاینا به رونالد ریگان رئیس جمهور وقت امریکا می دهد.

    آیا مارگارت تاچر نخست وزیر بریتانیا در سالهای 1979 تا 1990، عاشق رونالد ریگان رئیس جمهوری وقت امریکا بوده است؟؟؟

    انتشار تصویر کاغذی که آقای ریگان بر روی آن در نشست گروه هفت در جولای 1981، تصاویری گنگ کشیده، خبر از حس پررنگ بانوی اهنین به وی می دهد. بر اساس سندی که آرشیو خاندان سلطنتی بریتانیا منتشر کرده است آقای ریگان در نشست فوق که در کانادا برگزار شد، در طول یکی از جلسات با خودکار طرح هایی را بر روی کاغذ کشیده و آن را روی میز جا می گذارد، خانم تاچر تکه کاغذ را برداشته و نزد خود نگاه می دارد. برخی تحلیل گران ادعا می کنند که این حرکت از نخست وزیری در قد و قامت تاچر بعید بوده و حکایت از حس درونی وی به ریگان دارد. 
    تاچر در اوج دوران جنگ سرد به قدرت رسید و در این دوره به همراهی کامل با «رونالد ریگان» رئیس‌جمهور وقت آمریکا پرداخت. وی در اولین سال نخست‌ وزیری‌اش از استقرار سامانه‌های موشکی آمریکا در غرب اروپا حمایت کرد و در مقابل سامانه زیردریایی‌های هسته‌ای « تریدنت » را از آمریکا دریافت کرد. تاچر و ریگان روابط بسیار گرمی داشتند.
    وی در آوریل 1986 به جنگنده‌های اف -111 آمریکا اجازه داد برای حمله به لیبی از پایگاه‌های نظامی انگلیس استفاده کنند. این در حالی است که نظرسنجی‌ها در همان زمان نشان داد که کمتر از 30 درصد انگلیسی‌ها چنین تصمیمی را درست می‌ دانسته‌ اند.
     


ویرایش این مطلب، یا ارسال نظر