لوئیس بونوئل

 

لوئیس بونوئل پورتولس، کارگردان اسپانیایی که با ساخت آثاری چون "سگ اندلسی" به عنوان پدر "سینمای سورئالیسم" شناخته شد.

 


امتیاز دهی به مطلب:
 

به اشتراک گذاری مطلب:
ارسال به دوستانارسال به دوستان
  • -زندگینامه

    لوئیس بونوئل پورتولس (Luis Buñuel Portolés) در 23 فوریه 1900 در "کالاندا" در منطقه "آراگون" اسپانیا به دنیا آمد.
    بونوئل هنگام تحصیل در دانشگاه مادرید، با "سالوادور دالی" که بعدها به نقاشی مطرح و "فدریکو گارسیا لورکا" که بعدها به شاعر برجسته ای تبدیل شدند، آشنا شد. این آشنایی تأثیر بسزایی در شکل گیری دیدگاههای سورئال او داشت؛ دیدگاههایی که او را به "پدر سینمای سورئالیسم" تبدیل کرد. 
    بونوئل گرچه اولین فیلمش را قبل از 30 سالگی ساخت؛ اما مشهورترین آثار خود را بعد از 60 سالگی به ‌روی پرده سینما فرستاد. او که بیشتر در ارتباط با جریان سورئالیست بود، در ژانرهای گوناگون تجربی، مستند و موزیکال تا وسترن، رمانتیک و جنایی فیلم ساخته است.
    با وجود اینکه وی در ژانرهای گوناگونی فیلم ساخته است اما "جان هیوستون" کارگردان امریکایی معتقد است که سبک فیلم‌های بونوئل بسیار متمایز و قابل تشخیص است و اینگمار برگمن، کارگردان سوئدی نیز بر این باور است که تنها بونوئل میتواند یک فیلم "بونوئلی" بسازد.
    لوئیس بونوئل از جمله کارگردانهایی است که با وجودیکه در اسپانیا به دنیا آمده است اما چون فیلمهای زیادی در فرانسه ساخته و سالهایی را در این کشور زندگی کرده، مورد احترام فرانسوی ها است. او از رکوردداران تاریخ جشنواره‌ کن بود که بیشترین حضور را در بخش رقابتی کن داشت و فیلم‌هایش 9 بار نامزد نخل طلای کن بوده است. او در سال 1950 با فیلم "فراموش ‌شدگان" بهترین کارگردان جشنواره‌ کن شد، در سال 1959 با فیلم "نازارین" جایزه‌ بین‌المللی کن را گرفت و در سال 1961 با فیلم "ویردیانا" نخل طلا را تصاحب کرد.
    او که با ساخت فیلمهایش در سینمای اسپانیا، فرانسه و مکزیک به عنوان چهره‌ ای مطرح شناخته می ‌شود، در 29 جولای 1983 در سن 83 سالگی درگذشت. 
     
  • +آشنایی بونوئل با دنیای فیلم و ساخت آثار سورئالیستی

    بونوئل دوران کودکی را در زادگاه خود سپری کرد و از همان کودکی به سوی سینما گرایش داشت. او در 17 سالگی به دانشگاه مادرید رفت. در همان دوران بود که با اشخاصی چون "سالوادور دالی" و "فدریکو گارسیا لورکا" رابطه دوستی برقرار کرد که بعدها به هنرمندان شاخص اسپانیایی بدل شدند و این رابطه دوستی در گرایش سورئالیستی او تأثیر زیادی داشت.
    او در 25 سالگی به پاریس رفت و ابتدا به‌ عنوان دستیار کارگردان در چند فیلم فعالیت داشت؛ مدتی به‌ عنوان دستیار نزد "ژان اپشتاین" (Jean Epstein) کار کرد و تا اندازه‌ای با فنون سینما آشنا شد. 
     
    "سگ اندلسی" فیلم شاخص سورئالیستی
    در سال 1922 "آندره برتون" با همکاری "لویی آراگون" و "بنژامین پره" مکتب سوررئالیسم را بنیاد نهاد و بونوئل که ذهن طغیانگرش از مدت‌ها قبل علیه مبانی مذهبی، اجتماعی و اخلاقی غربی و منطق بورژوازی هنر بپا خواسته بود آنرا پذیرفت. 
    لوئیس بونوئل در سال 1929 "سگ آندلسی" را ساخت؛ این فیلم هر چند نخستین فیلم سورئالیستی نبود اما گام بزرگی در بیان سورئالیستی برداشت. بونوئل به همراه "سالوادور دالی" این فیلم را ساختند که بسیار مورد استقبال سورئالیست های فرانسوی قرار گرفت.
     
    ممنوعیت پخش فیلم "عصر طلایی" در فرانسه
    "عصر طلایی" فیلم بعدی بونوئل بود که در سال 1930 ساخته شد؛ در ابتدا او با همکاری دالی کار را آغاز کرد اما همکاریشان ادامه نیافت. در فیلم "عصر طلایی" تصاویر کابوس ‌گونه و هولناک در هم می‌آمیزد و بونوئل بعمد علیه نهادها و ایدئولوژی‌های اجتماعی و اخلاقی نظام بورژوازی دنیای غرب بپا می‌خیزد. این فیلم حمله آشکاری به کاتولیک بود و بیش از پنج دهه نمایش آن در فرانسه ممنوع بود.

     

  • +فیلمسازی در مکزیک

    بونوئل بعد از ساخت دو فیلم "سگ اندلسی" و "عصر طلایی" در فرانسه به اسپانیا بازگشت و فیلم مستند "سرزمین بی ‌نان" را در سال 1933 ساخت و پس از وقوع جنگ داخلی در اسپانیا، به آمریکا رفت. حضور نه‌ چندان پررنگ در هالیوود، او را به ‌سوی مکزیک روانه کرد که دوره جدیدی در فیلمسازی بونوئل را رقم زد. 
     
    "فراموش شدگان" نگاهی به زندگی کودکان و نوجوانان مکزیک
    بونوئل پیش از آنکه شهروندی مکزیک را بپذیرد، فیلم "کازینوی بزرگ" را ساخت که موفقیت قابل توجهی را به‌دست نیاورد. "جمجمه بزرگ" دومین فیلم او در مکزیک بود که در سال 1949 توجه منتقدین را به خود جلب کرد.
    موفقیت این فیلم در گیشه سینماها، به جلب اعتماد کمپانی‌های فیلمسازی و ساخت فیلم "فراموش ‌شدگان" در سال 1950 انجامید. این فیلم در جشنواره کن 1951، موفق به کسب جایزه بهترین کارگردانی شد. این فیلم نگاهی به زندگی زاغه نشینان در مکزیک دارد؛ فیلمی که داستان کودکان و نوجوانان مکزیک و زندگی خشن و بی سرانجام آنهاست...
    بونوئل بیشتر عمر خود را در مکزیک سپری کرد و حدود 20 فیلم بلند در آنجا ساخت؛ "صعود به آسمان" فیلمی بود که در سال 1951 در مکزیک ساخته شد؛ این فیلم سرگذشت مسافرانی که با یک اتوبوس از روی تنگه ای در بالای کوهستان در هنگام رعد و برق عبور می کنند را روایت می کند. در این فیلم قطع فیلم در لحظه ای حساس به آن حالتی کابوس گونه بخشیده است...
     
    نگاهی ضد مسیحیت در فیلم "او"
    بونوئل در سال 1953 فیلم "او" را ساخت که در آن به تجزیه و تحلیل روانی مردی به نام فرانچسکا پرداخته شده است؛ فرانچسکا فردی مؤمن و مورد احترام است ولی نسبت به همسر جوانش سوء ظن دارد تا حدی که دچار جنون شده و شب‌ها از ترس میله بافتنی همسرش را به سوراخ کلید فرو می کند تا چشم موجودات خیالی ترس آور را کور کند. اوج فیلم در صحنه بحران روحی مرد است که حسادتش نسبت به همسرش در یک کلیسا به جنونی مبدل می شود و چهره کشیش و مردمی که برای دعا آمده اند در چشم او بصورت موجوداتی کریه در می‌آید که در گوش هم نجوا می‌کنند و لبخند می‌زنند...
    برخلاف فیلم "او" که ضد مسیحیت و بورژازی بود، فیلم "رابینسون کروزوئه" تنها جنبه افسانه ای داشت که در سال 1954 ساخته شد. بونوئل پس از آن فیلم "بلندی های بادگیر" نوشته "امیلی برونته" را ساخت.
     
    "زندگی جنایت بار آرچیبالدو دلا کروز" با نام اسپانیای تکرار جنایت
    بونوئل در سال 1955 با فیلم "زندگی جنایت بار آرچیبالدو دلا کروز" بار دیگر به تم فیلم "او" برگشت؛ آرچیبالدو که هنوز کودکی بیش نیست، در خیال خود مرگ دلخراشی را برای زنان طراحی می کند اما هر بار پیش از اجرای نقشه دچار شک و تردید می شود ولی هر بار این زنان به طریق مشابهی که آرچیبالدو در ذهن داشته کشته می شوند...
     
    "نازارین" در زمینه تردید مذهب
    بونوئل از سال 1956 به بعد در فرانسه دو فیلم تجاری "نامش سپیده دم است" و "مرگ در باغ" را می‌سازد که در آنها داستان‌هایی ساده را در قالبی سوررئالیستی بیان می‌کند اما در سال 1959 در مکزیک فیلم "نازارین" را می‌سازد. "نازارین" داستان کشیش مکزیکی است که سعی دارد فرامین مذهبش را بی هیچ سازشی با محیط تحقق بخشد. حمایت مستقیم او از رنج دیدگان، دشمنی کلیسا را علیه او تحریک می کند و او مجبور است نقش یک انقلابی را بازی کند... نازارین نسبت به ایده‌آل‌های انسانی قوانین مسیحیت دچار تردید شده است...
    بونوئل با فیلم "نازارین" جایزه بین ‌المللی جشنواره کن را گرفت. 
     
    "فرشته مرگ" بیان انتقادات اجتماعی و مذهبی
    در سال 1960 بونوئل فیلم "دختر جوان" را ساخت که در مورد مرد سیاه پوستی است که به یکی از سواحل جنوب آمریکا فرار کرده؛ او را متهم کرده اند که به زن سفید پوستی تجاوز کزده است... این فیلم در جشنواره کن تقدیر ویژه شد. او پس از آن فیلم "ویریدیانا" را ساخت که نخل طلای کن 1961 را به ‌دست آورد. نمایش این فیلم برنده نخل طلا در اسپانیا مخالفت های زیادی را به همراه داشت.
    فیلم بعدی بونوئل در سال 1962 "فرشته مرگ" نام داشت که داستان گروهی از ثروتمندان یک شهر است که در قصر بزرگی به دور هم جمع شده اند؛ آنها تحت تأثیر یک نیروی نامرئی نمی توانند آنجا را ترک کنند؛ عصبانیت و دلهره آنها را فرا گرفته این طور به نظر می رسد که آنها قربانی هوس های خود شده اند... 
    در این فیلم بونوئل با پرداخت ویژه از دیدگاه سورئالیستی انتقادات اجتماعی و مذهبی خود را بیان می کند.
     
    "خاطرات یک مستخدمه" درباره حقارت های انسانی
    بونوئل بعد از دورانی که در مکزیک سپری کرد، به فرانسه رفت و با فیلم "خاطرات یک مستخدمه" نامزد نخل طلای کن شد. در این فیلم بونوئل بی‌هیچ ترحمی به پستی‌ها و حقارت‌های انسانی اشاره می ‌کند و انسان برای او موجودی است متظاهر و تهوع آور حتی مستخدمه خوش قلبی که از پاریس آمده تا در خانه اربابی کار کند. بونوئل سرگذشت افراد این خانه را چیزی عجیب نمیداند و طرز زندگی آنها و روابط اخلاقی بین آنها را بطور سمبلیک نشانه زندگی امروز آدمیان می داند...
     
    دیگر فیلمهای بونوئل
    فیلم دیگر بونوئل نیز با نام "شمعون صحرا" در مورد یک قدیس است و "زیبای روز" در مورد کابوس‌های خیانت یک زن به شوهرش است... بونوئل پس از آن "راه شیری" را ساخت و بعد "تریستانا" که در مورد دختر یتیمی است که مورد تجاوز پیرمردی ثروتمند قرار می‌گیرد. تریستانا عاشق مرد نقاشی می‌شود اما به‌ سختی بیمار می‌شود و مجبور می شوند یک پایش را قطع کنند؛ او بار دیگر مجبور می‌شود به‌ سوی مرد پیر ثروتمند برگردد و با او ازدواج کند بدون اینکه توانسته باشد استقلال خود را در زندگی دردناکش حفظ کند. پس از آن بونوئل فیلم‌های "جذابیت پنهان بورژوازی"، "شبح آزادی" و "میل مبهم هوس" را ساخت.
     
  • +آثار

    بونوئل فیلمسازی اسپانیایی بود که فیلمهایی را در کشورهای اسپانیا، مکزیک و فرانسه کارگردانی کرده است. بونوئل علاوه بر کارگردانی، نویسندگی و تهیه کنندگی برخی از فیلمهای خود را بر عهده داشت.
    -"سگ اندلسی" (An Andalusian Dog) محصول سال 1929، کارگردان، یکی از نویسندگان و تهیه کنندگان
    -"عصر طلایی" (The Golden Age) محصول سال 1930، کارگردان و نویسنده
    -"سرزمین بی نان" (Land Without Bread) محصول سال 1933، کارگردان، از نویسندگان و از تهیه کنندگان 
    -"کازینوی بزرگ" (Gran Casino) محصول سال 1947، کارگردان
    -"جمجمه بزرگ" (The Great MadCap) محصول سال 1949، کارگردان
    -"فراموش شدگان" (The Forgotten Ones) محصول سال 1950، کارگردان
    -"سوزانا" (Susana) محصول سال 1950، کارگردان و از نویسندگان
    -"دختر فریب" (The Daughter of Deceit) محصول سال 1950، کارگردان
    -"زنی بدون عشق" (A Woman Without Love) محصول سال 1952، کارگردان
    -"او" (Him) محصول سال 1353، کارگردان
    -"بلندی های بادگیر" (Wuthering Heights) محصول سال 1954، کارگردان و از نویسندگان
    -"رابین سون کروزوئه" (Robinson Crusoe) محصول سال 1954، کارگردان و از نویسندگان
    - "زندگی جنایت‌ بار آرچیبالدوکروز" (The Criminal Life of Archibaldo de la Cruz) محصول سال 1955، کارگردان و از نویسندگان
    -"رودخانه و مرگ" (The River and Death) محصول سال 1955، کارگردان 
    -"نازارین" (Nazarín) محصول سال 1959، کارگردان و از نویسندگان
    -"دختر جوان" (The Young One) محصول سال 1960، کارگردان و از نویسندگان
    -"ویریدیانا" (Viridiana) محصول سال 1961، کارگردان و از نویسندگان 
    -"فرشته مرگ" (The Exterminating Angel) محصول سال 1962، نویسنده و کارگردان
    -"خاطرات یک مستخدمه" (Diary of a Chambermaid) محصول سال 1964، کارگردان
    -"شمعون صحرا" (Simon of the Desert) محصول سال 1965، کارگردان و از نویسندگان
    -"زیبای روز" (Belle de Jour) محصول سال 1967، کارگردان و از نویسندگان
    -"راه شیری" (The Milky Way) محصول سال 1969، کارگردان
    -"تریستانا" (Tristana) محصول سال 1970، کارگردان، از نویسنگان و از تهیه کنندگان
    -"جذابیت پنهان بورژازی" (The Discreet Charm of the Bourgeoisie) محصول سال 1972، کارگردان و از نویسندگان
    -"شبح آزادی" (The Phantom of Liberty) محصول سال 1974، کارگردان و از نویسندگان
    -"میل مبهم هوس" (That Obscure Object of Desire) محصول سال 1977، کارگردان و از نویسندگان
     
  • +وفات

    لوئیس بونوئل بعد از ساخت فیلم "میل مبهم هوس" از دنیای سینما کناره گرفت و در 29 جولای 1983 در سن 83 سالگی در مکزیکوسیتی درگذشت.

     

  • +اعتراض کلیسای کاتولیک و خشم مقامات اسپانیا به فیلم "ویریدیانا"

    در سال 1961، فیلم "ویریدیانا" ساخته لوئیس بونوئل که در همان سال جایزه نخل طلای کن را نیز کسب کرد مورد اعتراض قرار گرفت. این فیلم که داستان مرد همسر مرده‌ای است که خواهر‌زاده خود را مورد سوء استفاده جنسی قرار می‌دهد، به شدت خشم کلیسای کاتولیک و مقامات کشور اسپانیا را برانگیخت.
    کلیسای کاتولیک به برگزارکنندگان جشنواره کن اعتراض کرد و مقامات کشور اسپانیا و در رأس آن "ژنرال فرانسیسکو فرانکو"، دیکتاتور این کشور، تمام تلاش خود را برای خروج این فیلم از جشنواره فیلم کن انجام دادند ولی در نهایت این فیلم نه تنها از جشنواره خارج نشد بلکه جایزه نخل طلا نیز به آن اعطاء شد.
    اگر چه خود مقامات سینمایی اسپانیا فیلمنامه فیلم "ویریدیانا" را تأیید کرده بودند ولی محصول نهایی را ندیده بودند تا زمانیکه این فیلم برای شرکت در رقابت‌ها کن داوطلب شد.
     


ویرایش این مطلب، یا ارسال نظر