فؤاد صادقی

 

فؤاد صادقی روزنامه نگار و تحلیلگر خبری، دارای دکترای مدیریت رسانه از دانشگاه تهران است. شهرت وی بیشتر به دلیل انتشار اخبار کذب و پر حاشیه ای است که در وب سایت خودش منتشر می‏کند. فؤاد صادقی، مؤسس سایت‌های «بازتاب» و «آینده‌ نیوز» است.

 


امتیاز دهی به مطلب:
 

به اشتراک گذاری مطلب:
ارسال به دوستانارسال به دوستان
  • -زندگینامه

    فؤاد صادقی نویسنده خبر و تحلیلگر سیاسی، مؤسس سايت های  بازتاب و آینده، دارای روحیه ای اصلاح طلب و همواره از منتقدان نظام بوده است.  صادقی از اعضای فعال بسیج دانشجویی امیر کبیر و مؤسس تشکل کانون اندیشه دانشجوی مسلمان در این دانشگاه بود که در اوج فعالیت گرایش‏های لیبرالیستی در دانشگاه ها با استفاده از حضور پررنگ روحانیون برجسته ای چون حجت الاسلام هادوی، پارسانیا، جعفریان، واعظی و …نقش برجسته ای در دفاع منطقی و عقلانی از تفکر دینی و انقلابی ایفا کرد. وی از تحلیلگران ارشد و منتقد دولت در زمینه فعالیت های هسته ای و دیپلماسی دولت محمود احمدی نژاد در این زمینه بود و بارها با شرکت در در مناظراتی در رادیو و تلویزیون این مورد صحبت کرده و از مخالفان جدی طرح ارسال اورانیوم ایران به خارج از کشور بود. 
    با کمی دقت در فعالیت هایی که تا به حال صادقی انجام داده است و فعالیت وی در وب سایت های بازتاب و آینده می‏توان پی به این برد که کاملا به دنبال حاشیه سازی برای دولت مردان و ایجاد دست آویز برای رسانه های خارجی است. روزنامه کیهان در یادداشت های خود بارها به سایت بازتاب حمله کرده و آنرا “سایت اجاره ای” و “قتنه گر” لقب داده است. صادقی تاکنون چندین بار بازداشت و مورد بازجویی قرار گرفته است اما هر بار با فیلترینگ سایت مورد نظر، فعالیت خود را در وب سایت جدید دیگری باز هم با همان رویکرد ادامه می‏دهد. گاهی هم حملات سایبری از سوی خارج نشینان را دلیل از دسترس خارج شدن سایت عنوان می‏کرد.
    صادقی نزدیکی خاصی با هاشمی، موسوی ،علی مطهری ومحسن رضایی دارد. مطالب افشاگرانه اين سايت بر اساس اطلاعاتی منتشر می‌شد که فؤاد صادقی به طور مستقيم از آقای هاشمی، و دسترسی مستقيم او به عنوان يک عضو فعال بسيج به بولتن‌های محرمانه به دست می آورد.
    در جریان آخرین بازداشت وی که در اردیبهشت ماه 92 انجام شد دلیل بازداشت وی حاشیه سازی برای ایجاد یک جریان در خصوص رد صلاحیت هاشمی و بسیج کردن وب سایت‏های دیگر برای واکنش به این اقدام بود که دستگیر شد.
     
  • +راه اندازی سایت های پر حاشیه بازتاب امروز و آینده نیوز

     صادقیاز سال 1381 با راه اندازی وب سایت بازتاب کار خود را در خبرگزاری های اینترنتی آغاز کرد. این سایت با حمایت های مالی محسن رضایی و تامین خواسته های وی اداره می‏شد. به دلیل انتقادهای سایت بازتاب و با شکايت شورای عالی امنيت ملی و فشار احمدی نژاد در اول مهرماه سال 86، این وب سایت از دسترس خارج شد. پس از تعطیلی، بدنه سايت بازتاب به دو بخش تقسيم شد، بخش اول به رهبری اميرعلی اميری که از فرماندهان و سرداران سپاه بود و هم اکنون هم از مشاوران ارشد آقای محسن رضايی است از مهر سال 86 سايت «تابناک» را راه اندازی کردند.
    بخش دوم به رهبری فواد صادقی بود که نزديک به طيف آقای هاشمی رفسنجانی است. اين طيف از آذرماه سال 87 سايت «آينده» را با نگاه اصلاح طلبانه ولی درونمايه اصول‌گرايانه راه اندازی کردند. البته هر دو سايت وابسته به آقای محسن رضايی بود اما تفاوت شان در اين بود که سايت آينده به طيف آقای هاشمی نزديک بود و سايت تابناک منتقد طيف آقای هاشمی. وب سایت آینده هم دست کمی از بازتاب نداشت و بارها به دلیل انتشار اخبار شبهه برانگیز و تشویش اذهان عمومی و منتقد فیلتر شده بود که در آخرین فیلترینگ سایت در آبان ماه سال 90، صادقی  به طور رسمی تعطیلی این سایت را اعلام کرد. چند ماه بعد از تعطیلی آینده نیوز بازتاب تعطیل شده فعالیت خود را دوباره از سر گرفت. 

     

  • +بازداشت‏های فؤاد صادقی

    سایت خبری "آینده نیوز"، مواضع آشکاری در حمایت از شخصیت هاشمی رفسنجانی داشت و در رویکرد انتقادی اش از دولت و جریانات هوادار رییس آن، از گرایش های نسبتا تندی برخوردار بود، در پی این اقدامات، مدیر مسؤول سایت 21 بهمن ماه سال 88 از سوی مأموران امنیتی بازداشت شد. 

    فؤاد صادقی، شنبه 28 اردیبهشت ماه 92 بعد از احضار به دادستانی برای بار دوم دستگیر شد. وی از اعضای سایت بازتاب و فعالان رسانه ای نزدیک به آیت الله هاشمی رفسنجانی، در آستانه اعلام نتایج احراز صلاحیت ها بعد از احضار به دادسرا بازداشت شد. وی که از فعالان رسانه ای باسابقه است و در رسانه ها از وی به عنوان چهره رسانه ای نزدیک به هاشمی رفسنجانی یاد می شد، پیش از بازداشت در حال برنامه ریزی برای فعالیت رسانه ای در دفاع از آقای هاشمی بود.

     

  • +مسؤل سایت بازتاب: ما از محسن رضایی کمک مالی دریافت می‏کردیم

    نشريه همشهری ماه در شماره 48 خود طی گفت‌‏ و‏ گو با فؤاد صادقی در 17 مهر ماه 89، بخشی از حمايت‏های سياسی اقتصادی پشت پرده اين سايت را بیان می‏کند فؤاد صادقی در اين گفتگو صراحتا جريان سياسی محسن رضایی را اصلی ترين حاميان مالی اين سايت معرفی كرده و می گويد: «تقریبا نزدیک به یک سال و نیم پس از شروع به کار از افرادی که به آقای محسن رضایی نزدیک بودند کمک‌های مالی دریافت می‌کردیم.» سایت بازتاب که در دوران موسوم به اصلاحات تاسیس شد، با پافشاری های فراوان دولت نهم و پس از چند بار فیلتر شدن، به دستور سعید مرتضوی، دادستان وقت تهران، پلمپ شد و سپس منحل گردید. تلاش های فراوان محسن رضایی برای احیای بازتاب، هیچگاه به نتیجه نرسید.

     

     

  • +صادقی و اعتراف به بخش كوچكی از بی اخلاقی های سایت بازتاب

    فؤاد صادقی در نشريه همشهری در شماره 48 در 17 مهر ماه 89، در خصوص نحوه فعالیت سایت بازتاب می‏گوید: «در بعضی موارد به خاطر شرایط موجود کشور از اخلاق حرفه‌ای روزنامه‌نگاری فاصله گرفته و آنها را زیر پا گذاشتیم که کار اشتباهی بود. اخلاق حکم می‌کند که قبل از افشای خبر درباره هر شخصی موضوع را با خود او هم درمیان بگذاریم و پاسخ همزمانش را هم دریافت کنیم. به این خاطر که ممکن است کسی که خبر را می‌خواند بعدا به سراغ دیدن جوابیه نرود. بعضی مواقع هم تیتر و شمای خبرهایمان از اصل خبرها تند‌تربود. به طور مثال اگر کسی 10 میلیون تومان اختلاس کرده بود ما در خبر می‌نوشتیم که صدها میلیون اختلاس کرده و در لید می‌آوردیم، صدها میلیون ریال. البته انجام این کار از لحاظ قانونی مشکلی نداشت. به هرحال ما می‌توانستیم بگوییم که منظورمان همان 10 میلیون تومان بوده است. با این کار به نوعی جذابیت خبرها را بیشتر می کردیم. اما حالا من احساس می‌کنم که این رفتار چه به دلیل شرایط آن زمان بوده و چه به خاطر مقتضیات سنی‌ای که من داشتم؛ به هر حال کار درستی نبوده است.»

     
  • +سایت بازتاب امروز، طوطی سخنگوی دشمن!

    انتشار شکواییه ای توسط جبهه ی سایبری انقلاب اسلامی خطاب به سایت بازتاب امروز و سردبیر آن (فؤاد صادقی) 
    ن والقلم و ما یسطرون: سوگند به قلم و آنچه می نویسند (قلم/آیه 1)
    آیه فوق نشان از آن دارد که ارزش و بهای قلم و اثر آن تا آن حد است که خداوند عزیز بی همتا بر آن سوگند یاد می کند. واضح است که چیزی که مورد سوگند حق تعالی قرار می گیرد، دارای شأن و منزلتی بس رفیع خواهد بود. قلمی که خداوند بر اسم آن و به اثری که از آن برای آیندگان می ماند قسم می خورد این روزها بازیچه ای شده در دستان انسانی که گاهی که نه بسیاری اوقات خدا را فراموش می کند. الباقی داستان مشخص است. مثل این می ماند که کارد تیز و برنده ای را به دست انسانی شرور بدهی. تنها چیزی که از او نباید انتظار داشت، جنایت نکردن است. حکایت قلم امروز نیز همان حکایت کارد تیز و برنده است.
    روی سخن این وجیزه با کسانی است که با هرزه نگاری های خود جشنی بپا می کنند برای رقصیدن دشمنان این انقلاب و نظام. کسانی که از مطالعه آثارشان بوی جنگ به مشام می رسد. اما نه جنگی مقدس که جنگی نامیمون با همه آنچه سال ها برای آن خون ها داده شده. قصه وقتی جالب می شود که نقابی از تزویر هم بر صورت تاریکشان نقش ببند. 
    از یک طرف شنیده ایم که این سایت به دلیل تندرو بودنش مشمول قانون فیلترینگ شده. از طرف دیگر می بینیم که نویسندگان تندرو آن به همراه مدیر مسئول محترمش راست راست در داخل کشوری که هر روز علیه آن خبرپراکنی می کنند، راه می روند. از دل این تناقض آشکار یک سؤال پیش می آید که اگر این سایت خوب است و قابل استفاده پس چرا فیلتر شده و مردم از برکات مطالبش! محروم شده اند، اما اگر این سایت بد است و مطالبش مضر به حال نظام اسلامی پس چرا با مسئولین تابلوتر از تابلوی آن هیچ برخوردی نمی شود؟ مگر آزادی بیان به این است که هر کس هر چه دلش خواست بنویسد. در پایان این شکواییه از مسئولان محترم کشور عاجزانه تقاضامندم بیش از این نگذارید تارنمای “بازتاب امروز” در فضای رسانه ای با بی اخلاقی های خود همچنان جولان دهد و کسی را یارای مقابله با خود نبیند.»
     
  • +دلایل فیلترینگ سایت ها از دید صادقی

    روزنامه کارگزارن در پنجشنبه 16 اسفند 1386 گفت وگویی در مورد فیلترینگ سایت های خبری با فؤاد صادقی انجام داد. در این گفتگو صادقی در پاسخ به سؤال: "با توجه به اینكه شما پیش از این مدیریت یكی از سایت‌های منتقد دولت را برعهده داشتید كه طی سال‌های اخیر نظارت دو دولت را در این زمینه تجربه كرده، نظر شما در مورد فیلترسایت‌ها خصوصا در یك سال اخیر چیست؟" چنین می‏گوید: «فیلتر سایت‌های منتقد دولت از همان ابتدا هم قابل پیش‌بینی بود. یعنی دولت در حال حاضر متولی وظیفه هر سه قوه شده است كه هم قانون‌گذاری می‌كند، هم اجرا می‌كند و هم برخورد می‌كند. در بحث رسانه‌های اینترنتی بارز‌ترین نمونه دولت فراگیر و سه قوه‌ای را مشاهده می‌كنیم، چرا كه آیین‌نامه‌ای كه تصویب شد برای ساماندهی فعالیت سایت‌های اینترنتی شامل وظایف قوه مقننه، مجریه و قضائیه است كه همگی در اختیار قوه مجریه قرار گرفته. این بحثی نیست كه نظر من باشد. به هر صورت این تمركز اختیارات سه قوه در دولت كه عمدتا شرایط هم تحت اختیار یك فرد است باعث می‌شود كه هر رسانه‌ای كه احساس شود اثرگذاری خاصی دارد با ‌آن برخورد شود. 
    در عرصه مطبوعات با استفاده از اهرم هیأت نظارت بر مطبوعات ما شاهد آن بودیم كه عملا این اتفاق افتاد، در عرصه اینترنت هم با استفاده از توانایی‌های این كارگروه این اتفاق افتاد. به هر صورت باعث تاسف است كه در كشوری كه ما ادعای آن را داشتیم كه می‌خواهیم آزادترین باشیم، كار به جایی رسیده كه حتی تفكرات انقلابی هم تحمل نمی‌شوند. در همین شرایط یك سری گروهك‌ها و شبكه‌های مافیایی رسانه‌ای كه در واقع ابزار دست گروه‌های درون دولتی هستند، مصونیت آهنین دارند و هر كاری می‌خواهند انجام می‌دهند و به هیچ نهادی هم پاسخگو نیستند. حتی قضات و مسؤولان قضائی جرأت نمی‌كنند كه برای این نهاد‌ها حتی پرونده تشكیل بدهند.»

     

  • +میدان داری موسوی از نگاه فؤاد صادقی

    صادقی در دیدار با فرزندان میرحسین موسوی در تاریخ 29 فروردین ماه 92، ادعا می‏کند که در مقابل مهندس موسوی فقط یک شخص همچون احمدی نژاد نبود، بلکه مسأله جریان قدرت پنهان و عامل تامین منافع آنها بودند!
    صادقی در این دیداربه دلیل نزدیکی خاصی که با موسوی و عقایدش دارد، ابراز همدردی بسیاری با فرزندان موسوی می‏کند و با توصیف شرایط آن دوره کشور به شرایطی سخت برای مردم چنین عنوان می‏کند که میر حسین موسوی هیچ نقطه ای از آلودگی در پرونده خود و نزدیکانش نداشت. و هنوز بعد از 20 سال از کناره گیری موسوی از فضای نظام، در آن دوران انتخابات ریاست جمهوری اقشار جامعه از وی حمایت کردند. 
     
     

     

  • +تحلیل صادقی از حوادث بعد از انتخابات سال 88

    فواد صادقی در نوشته ای که در تایخ 10 دی ماه 88 در جرس منتشر کرد مسائل و حوادث بعد از انتخابات سال 88 را این چنین تحلیل می‏کند: «حدود 200 روز از برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری سپری شده است و در این مدت حوادث پیچیده و عجیبی رخ داده كه تحلیل آن نیاز به فرصت و توان گسترده‌ای دارد. در پیچیدگی این حوادث همین بس كه چندین حادثه معادل حادثه كوی دانشگاه در 18 تیر 1378 و بحران قتل‌های زنجیره‌ای در پاییز 1377 كه دو بحران امنیتی بزرگ نظام در 20 سال گذشته محسوب می‌شدند در طول چند ماه گذشته در دل این بحران رخ داده است و می‏توان گفت مشابه یکدیگر هستند. در مجموع می‌توان جمع‌بندی تحلیل رسمی ارائه شده از ریشه‌های حوادث پس از انتخابات را این‌گونه بیان كرد: "جریان اصلاح‌طلبان با محوریت خاتمی، كروبی، موسوی و فرزندان هاشمی و ارتباط تنگاتنگ با خارج قصد داشت با پیروزی در انتخابات ریاست‌جمهوری و شكست محمود احمدی‌نژاد، در واقع رهبری را شكست دهند و سپس نظام را تصاحب كند." البته برای جلوگیری از این تحدید اقداماتی هم توسط دولت و سپاه نظیر: قطع شبكه پیامك، توقیف و فیلتر كردن رسانه‌های اینترنتی كه قبل و روز انتخابات انجام شد، توقیف مطبوعات، توقیف ستادها و مراكز جمع‌آوری اطلاعات و اسناد و مدارك اصلاح‌طلبان و كنترل گسترده تحركات رده اول تا چندم گروه‌های اصلاح‌طلب و فعالان سیاسی انجام گرفت. اما باز هم این حوادث اتفاق افتاد.
    اكنون جای این پرسش از نهادهای متعدد اطلاعاتی كشور وجود دارد كه پس از این مدت طولانی فعالیت و دستگیری گسترده كه از رده‌های اول مشاركت و مجاهدین انقلاب تا فرزند شهید بهشتی و مرتبطین با فرزندان هاشمی را دربر گرفت، چه شواهد و قرائن مستدل و محكمه پسندی درباره توطئه شرح داده شده در ابتدای نوشتار به دست آمده است؟ ارتباط جریان داخلی با خارج از كشور چگونه بوده است؟ اطلاعات و اسلحه به چه شكل به داخل منتقل شده و كل این برنامه براندازی توسط چه اشخاصی طراحی و اجرا شده است؟. از سوی دیگر  قدرت‌های جهانی و در صدر آن ایالات متحده تمایل فراوانی برای فروپاشی نظام ایدئولوژیك و اسلام‌گرایانه جمهوری اسلامی و برقراری یك نظام سكولار با شاخص‌های متعارف بین‌المللی دارند،  اینجا دو نظریه می‏توان عنوان کرد:
     در نظریه اول دولت مردان آمریکایی، محتوای حاكمیت جمهوری اسلامی به تدریج رقیق شده و از مؤلفه‌های ایدئولوژیك و انقلابی آن نظیر استكبارستیزی یا اجرای احكام اسلامی روز به روز كاسته شده و در نهایت با تغییر ساختارها و قانون اساسی، جمهوری اسلامی به یك نظام سكولار و غیرایدئولوژیك تبدیل می‌گردد، اما این سیر تغییرات نیازمند مدت زمان طولانی است.
    اما نظریه دوم، غلیظ كردن محتوی و رادیكال كردن رفتارهای جمهوری اسلامی به ویژه اگر در تعارض مستقیم با معیارهای بین‌المللی و در برابر خواست اكثریت یا دست‌كم بخش قابل توجهی از جامعه قرار گیرد، عملاً سستی درونی و ضعف بیرونی نظام را درپی خواهد داشت و نتیجه این مسیر نیز به سقوط جمهوری اسلامی منجر خواهد شد. این روش دوم در براندازی حکومت صدام هم مورد استفاده قرار گرفت. این جریان ها  هزینه سنگینی برای کشور، تنها برای ادامه حضور یك فرد در مسئولیت خود به جا گذاشته است که اكنون خود را از معركه كنار كشیده و نه تنها از هزینه كردن خود برای نظام و رهبری پرهیز می‌كنند، به صورت مستقیم یا از زبان نزدیكان خود، مشكلات فعلی را متوجه نظام و نه «خود» می‌دانند. 
    در اینجا این سؤال مطرح می‏شود که: آیا همان‌گونه كه تلاش فراوانی برای جستن حلقه X  یا ستاد فرماندهی اغتشاشگران و براندازان در میان طیف اصلاح‌طلبان، موسوی و هاشمی صورت گرفت كه نتیجه آن، تولید محصولات جنگ روانی برای پر كردن صفحات كیهان و 20:30 بود، نباید در جستجوی حلقه فتنه‌ای در میان افراطیون بود كه در مسیر تضعیف و فروپاشی نظام حركت كرده و در لباس دوستان نادان تیشه به ریشه انقلاب می‌زنند؟
    سؤال اینجاست كه نهادهای اطلاعاتی كشور تا چه اندازه در پی بررسی این فرضیه برآمده‌اند و به چه میزان به كنكاش روابط پنهان افراطیون و مكانیزم تصمیم‌گیری آن همت گمارده‌اند و اگر پس از پایان پروژه و اتمام مأموریت، سال‌ها بعد برملا شود كه شور انقلابی مهره‌های كلیدی افراطیون - كه بسیاری از اقدامات خود را بدون هیچ‌گونه استدلال عقلی و محاسبه هزینه و فایده و تنها به عنوان دفاع هیجانی از نظام و رهبری انجام می‌دهند - تنها پوششی برای فراهم كردن مقدمات تضعیف نظام بوده است و سرویس‌های اطلاعاتی غرب، به پاس تقدیر از این مهره‌های كلیدی كه برحسب تصادف چندان سابقه روشن انقلابی و مبارزاتی نیز ندارند، مدال بر سینه آنان بیاویزند، چه پاسخی در برابر تاریخ و فراهم آوردن زمینه فروپاشی نظام اسلامی خواهیم داشت؟ به نظر می‌رسد این پرسشی است كه هر روز بیش از پیش نیازمند تأمل مسئولان اطلاعاتی كشور است.»
     
  • +صادقی: نقش بی طرفی نظام در جریان تقلب در انتخابات سال 88

    صادقی در مقاله ای در سایت جرس در تاریخ 30 دی ماه 88، نظر خود را در مورد چگونگی پذیرش یا عدم پذیرش تقلب در انتخابات سال 88 توسط مردم اینچنین شرح می‏دهد: «
    در دوره دوم انتخابات سال 84 با وجود فاصله رأی 7 میلیونی هاشمی و احمدی‌نژاد و اعتقاد هاشمی به تقلب گسترده، واکنشی در میان جامعه دیده نشد و اگرچه بسیاری اطلاعیه هاشمی و دعوت به آرامش وی را در این میان مؤثر می‌دانند، اما عدم اعتقاد افکار عمومی به تقلب سرنوشت‌ساز، علت اصلی عدم التهاب فضای کشور پس از انتخابات بود. در دوره انتخابات سال 88 نیز اگر ریشه اصلی اعتراضات، ادعای تقلب موسوی بود، باید مشابه دوره‌های قبل التهابات کمی رخ می‌داد، چرا که آرای اعلام شده موسوی تنها 30 درصد بیشتر از هاشمی بود. بنابراین نباید در حجم اعتراضات تفاوت چشم‌گیری دیده می‌شد. 
    بحث تقلب عمدتاً ماهیتی حقوقی مبتنی بر آمار و ریاضیات دارد و مبتنی بر واقعیت است، ‌اما در علوم اجتماعی بر فهم افراد از واقعیت تمرکز می‌شود، به عبارتی دیگر ممکن است در انتخابات گذشته واقعاً تقلب رخ‌داده باشد، اما فضای افکارعمومی و ذهنیت کلی جامعه انتخابات را سالم ارزیابی کند. اکنون زمان طرح پرسش اصلی فرا رسیده است که چرا بخش‌هایی از افکار عمومی آمادگی کاملی برای پذیرش فرضیه رخ‌دادن تقلب در انتخابات را داشت؟ و به محض طرح این موضوع، به صورت گسترده آن ‌را پذیرا شد؟ پاسخ این پرسش را اینگونه می‏دهیم که: این واقعیت را که اکثر قریب به اتفاق ایرانیان در انتخابات ریاست‌جمهوری تصویر بی‌طرفانه‌ای از موضع نظام در انتخابات نداشتند و عملاً احساس می‌کردند جریان اصلی حاکمیت تمایل محسوسی به پیروزی محمود احمدی‌نژاد در انتخابات دارد، ‌قابل انکار نیست. 
     البته این تصور فراتر از حامیان موسوی و دو رقیب دیگر احمدی‌نژاد بود و حتی بخش عمده هواداران احمدی‌نژاد نیز این احساس را داشتند که پیروزی احمدی‌نژاد گزینه مطلوب نظام جمهوری است و بسیاری از آنان بر اساس همین احساس و ذهنیت و با وجود انتقادات شدیدی که به عملکرد احمدی‌نژاد و نزدیکان او داشتند، به حمایت سرسختانه از وی در انتخابات پرداختند. اکنون دوطرف منازعه تمام تمرکز خود را بر موضوع تقلب یا عدم تقلب معطوف کرده‌اند. از یک‌سو کاندیداهای معترض هم آراء بی‌سابقه 40 میلیونی را مشکوک و قابل مناقشه می‌دانند و مدعی هستند چند میلیون رأی بدون وجود رأی دهنده وجود دارد و چند میلیون رأی نیز جابجا شده است، یعنی دست‌کم مدعی تقلب 6 میلیون در انتخابات هستند که سرنوشت آن را تغییر می‌داده و به دور دوم می‌برده یا در روز نخست موجب پیروزی موسوی می‌شده است.و از سوی دیگر مدافعان صحت انتخابات نیز با ذکر ادله‌ای نظیر عدم امکان تقلب سازماندهی شده با این ابعاد، وجود صدها ناظر و مجری انتخابات و عدم ارائه مدرک و سند از سوی معترضان بر صحت و سلامت انتخابات تأکید دارند.
     اما به نظر می‌رسد فارغ از بحث وجود یا عدم تقلب، که در جای خود اهمیت دارد، مسأله ذهنیت جامعه از بی‌طرفی نظام در انتخابات اهمیتی فراتر دارد، و این ذهنیت نیز یک شبه و با یک مصاحبه و بیانیه قابل تزریق به جامعه نیست. بلکه بر اساس عملکرد دراز مدت و مشاهده رفتار مسئولان متفاوت و متعدد پدید می‌آید. اگر به هر دلیلی از جمله سوء استفاده برخی دستگاه‏ها و نهاد ها از اعتبار و نفوذ رهبر انقلاب برای افزایش آرای یک کاندیدا و عدم روشنگری به‌موقع، این تصور عمومی در جامعه بوجود آید که نظر نظام و رهبری حمایت از یک کاندیدای خاص بوده است و باید به جای نادیده گرفتن آن به اصلاح این تصور از روشهای کارآمد، نه صرفا دستوری یا دفعی اقدام کرد. بنابراین باید پذیرفت یکی از نتایج القای عدم بی‌طرفی نظام قبل از انتخابات که برای جذب رأی قشر متدین، سنتی و مدافع نظام به سوی محمود احمدی‌نژاد و با وجود برخی نکات مناقشه برانگیز در وی و نزدیکانش برای این طیف، آبستن التهابات بعدی در جامعه بود و تنها مسیر بازگشت به آرامش و شرایط طبیعی کشور،‌ بازسازی بی‌طرفی نظام در افکار عمومی است که اولین مقدمه آن برخورد قانونی و عادلانه با متخلفین و مرتکبین جرم و مجازات مقصران در هر لباس و جایگاهی فارغ از نزدیکی موضع سیاسی آنان به معترضین یا حامیان دولت می‌باشد.»
     
  • +فؤاد صادقی: اصرار زیادی برای کاندیداتوری علی مطهری کردم

    فؤاد صادقی ادعا می‏کند که  مطهری از مسئولیت و فشارها خسته و دلزده شده است و شخصا تمایلی برای کاندیداتوری مجدد ندارد و ترجیح می دهد که به زندگی پیش از مجلس هشتم بازگردد اما در برابر امیدی که به او بسته شده، ومردمی که از او انتظار دارند پاسخی جز ادامه مسیر ندارد. و بیان می‏کند که اصرار زیادی برای کاندیداتوری مجدد علی مطهری کردم. وی در سخنان خود علی مطهری را در مجلس به شهید مدرس تشبیه می‏کند!

     

  • +پیام‏های انتخابات مجلس نهم برای اصولگرایان، اصلاح طلبان و مخالفان نظام از دید صادقی

    فؤاد صادقی در سایت بازتاب امروز در تاریخ 20 اسفند 1390 پیامدهای انتخابات مجلس نهم را برای اصولگرایان، اصلاح طلبان و مخالفان نظام، اینچنین عنوان می‏کند: در انتخابات مجلس نهم با توجه به اینکه دولت نهم از طیف اصولگرا بودند نمایندگان اصلاح طلب حضور کمی در بین نامزدهای انتخابات  داشتند اما با این وجود تعداد آرای کسب شده توسط نمایندگان طیف اصولگرا چشمگیر نبود، تنها 5 نماینده اصولگرا در تهران در دور اول به مجلس وارد شدند، و نمایندگان  پذیرفته شده به جز حداد عادل دارای تعداد رأی بالایی نبودند و آرای کسب شده به میزان بالا به چند شخصیت برجسته که برای مردم شناخته شده بودند مانند حجت الاسلام ابوترابی که به خاطر وجهه مذهبی و انتساب به مرحوم ابوترابی، یا دکترمرندی به واسطه حضور در دو فهرست و سابقه اجرایی و تصویر مثبت در ذهن مردم تعلق داشت و وزن آرای کسب شده بیشتر به سمت این نمایندگان برمی‏گشت. همچنین وجود اختلافات داخلی نیز در میان اصولگرایان به بالاترین حد خود رسیده بود و حجم تخریب‏های داخلی اصولگرایان علیه یکدیگر، این جناح را در آستانه سلب اعتماد جامعه از آنان قرار داده بود.
    اما در طرف مقابل پیام این انتخابات برای اصلاح طلبان این بود که با توجه به شرکت تعداد نامزدهای کم در این دوره از مجلس اما مشارکت مردمی برای حضور در این انتخابات بالا بود و عدم شرکت اصلاح طلبان با تعداد نامزد بیشتر، سبب این نشد که مردم در انتخابات شرکت نکنند بناربراین اینطور برداشت می‏‏شود که آنچنان شرکت کردن آنها در نامزدی نمایندگی این دوره برای مردم دارای اهمیت نبوده است.
    مخالفین نظام هم با وجود صادر کردن پیغام عدم شرکت در انتخابات برای مردم و طرفداران خود متوجه شدند که این پیغام بی تاثیر بوده و مردم با شرکت حداکثری خود درانتخابات مجلس نشان دادند هنوز تعداد افرادی که با اصول نظام موافق هستند از تعداد مخالفین بیشتر است.
     

     

  • +پایان کار احمدی نژاد از نظر صادقی

    فؤاد صادقی در مطلبی با عنوان پایان کار احمدی نژاد در سایت آینده و در تاریخ 1 تیر ماه 90، به چالش پنهان میان رییس دولت نهم و نظام پرداخت و در آن به صورتی واضح به اوج رسیدن این چالش و منجر شدن به ناتمام ماندن دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد را پیش بینی كرد. وی در این مطلب چنین می‏گوید: «عدم عملكرد صحیح در اجرای طرح هایی نظیر هدفمندی یارانه ها در ماههای اخیر می تواند دستاوردهای آن را با تهدید جدی مواجه كند و یا ناكارآمدی و اختلاف شدید در دولت می تواند به احیای مجدد اصلاح طلبان در افكار عمومی بینجامد و دقیقا همان اتقاقی كه در دوره دوم انتخابات شوراها رخ داد و اختلافات شدید و مداوم شورای اصلاح طلب اول، زمینه عدم حضور هواداران اصلاحات در انتخابات دوم و پیروزی آبادگران را به دنبال داشت، مجددا به شكلی معكوس تكرار شود.
    اگر محمدحسین صفار هرندی، سردبیر سابق  كیهان و وزیر معزول احمدی نژاد پذیرفت به خاطر نظام و از نصاب نیفتادن دولت، نقش "یك عدد" را بازی كند، بسیار بعید است محمود احمدی نژاد بپذیرد این نقش را برای دو سال ایفا كند و همان گونه كه با خانه نشینی و اقداماتش در ماجرای وزیر اطلاعات، تقابل خود را نشان داده، بعد از این نیز طبق نظر خود عمل خواهد كرد. واقعیت این است: همان گونه كه احمدی نژاد در نیمه نخست دور نخست ریاست جمهوری اش به صراحت گفت سخن مشایی نظر دولت و شخص اوست و اكنون بقایی و رحیمی نیز به او افزوده شده اند، احمدی نژاد هرگونه اقدام علیه نزدیكان خود را اقدام علیه خود می داند و از این رو به گونه ای بی سابقه بر دستگاه قضایی، مجلس و سایر نهادهای نظارتی كه نزدیكانش را متهم می‌كنند، می تازد.
    در نگاه نخست برگهای برنده احمدی نژاد در این تقابل عبارتند از: وجود چالش معترضان به نتایج انتخابات، حساسیت و آسیب‌پذیری طرح هدفمندی یارانه ها، تمایل نظام به عدم بروز اختلاف میان مسئولان كشور به صورت علنی، هزینه های سنگین داده شده برای حمایت از دولت، تقویت منتقدین عملكرد سالهای اخیر و محبوبیت دولت در روستاها و شهرستانها به دلیل خدمات اجرایی. اما انتشار نامه سرگشاده خطاب به نمایندگان مجلس برخلاف نظر صریح رهبر انقلاب، عزل وزیر اطلاعات و مقاومت در برابر حكم حكومتی، قهر و خانه نشینی یازده روزه، حمایت از جریان انحرافی و حمله به دستگاههای نظارتی، اصرار بر تخلفات قانونی در حوزه وزارت ورزش و راه و ادغام وزارتخانه ها و در آخر انتصاب های خاص از جمله انتصاب نافرجام چهره مشایی در حساس ترین نقطه دستگاه دیپلماسی تنها صفحه نخست فهرستی است كه عملكرد دولت در ماههای اخیر موجب بروز اختلاف در افكارعمومی میان مسئولان ارشد نظام شده است.
    از سوی دیگر نگرانی از تقویت مخالفان همیشگی احمدی نژاد به خاطر حذف وی، عملا با تداوم حضور و عملكرد او افزایش می یابد. در واقع بخش قابل توجهی از ریزش حاصل از هواداران دولت در شرایط فعلی به دامان مخالفان اصولی احمدی نژاد، به ویژه هاشمی و اصلاح طلبان می ریزد و پایگاه اجتماعی و سیاسی آنان را تقویت می كند؛ در شرایطی كه با میدانداری اصولگرایان در برابر جریان احمدی نژاد، دست كم مسیر این ریزش تغییر خواهد كرد. بنابراین به نظر می رسد در شرایط فعلی شرایط برای رقم خوردن سكانس پایانی داستان مردی كه حاضر نیست اطرافیانش را ترد كند، فراهم شده باشد و شاید تا پیش از برگزاری انتخابات مجلس دهم، شرایط به گونه ای رقم بخورد كه مقدمات برگزاری دو انتخابات همزمان فراهم شده و معضل پراكندگی انتخابات حل شده و دهها میلیارد تومان با برگزاری همزمان انتخابات صرفه جویی شود.»
     

     

  • +صادقی و حمایت از هاشمی برای کاندیداتوری انتخابات ریاست جمهوری سال 92

    فؤاد صادقی در نشستی که با جمعی از جوانان در مجمع تشخیص مصلحت نظام برای دیدار با هاشمی رفسنجانی در تاریخ 10 اردیبهشت ماه 92 برگزار شده بود، در بین سخنرانان چنین گفت: «اگر کاندیدایی ادعا می‌کند که از نسل باکری و زین الدین و همت است، تو از نسل بهشتی و مطهری و طالقانی هستی! تو فرمانده فرماندهان جنگ هستی! از آبروی خود مایه بگذارید و کاندید شوید. خیلی ها که شما را تخریب می‌کردند بعد از سال 88 به این نتیجه رسیدند که اشتباه کردند!»

     

     

  • +دروغ پراکنی و بهم ریختن آرامش روانی کشور به سبک فؤاد صادقی

    در اردیبهشت ماه 1392  سایت بازتاب امروز در خبری جنجالی اعلام کرد که بر مبنای شنیده هایی از اطرافیان مشایی، احمدی نژاد نواری در دست دارد که اثبات می کند 8 میلیون رأی در انتخابات سال 88 به نفع او جابجا شده است که در صورت رد صلاحیت مشایی از سوی شوران نگهبان به عنوان سند تقلب در انتخاباتی که خود برای بار دوم به عنوان رییس دولت در آن انتخاب شده بود را افشا خواهد کرد. دفتر احمدی نژاد این خبر را تکذیب کرد و سپس سایت بازتاب امروز برای چندمین بار از دسترس خارج شد. ماجرای این اقدام به شرح زیر است:
     
    روز شنبه 7 اردیبهشت 90، مطلبی در سايت بازتاب امروز منتشر شد كه در آن سناريوی تيم انتخاباتی آقای احمدی نژاد افشا شده بود. بر اساس اين سناريو قرار بود در صورت رد صلاحيت آقای مشايی نواری از سوی دولت منتشر شود كه در آن ادعاهايی در مورد انتخابات 88 مطرح شده است. صادقی در ادامه با تاكيد بر اينكه ما هيچوقت مدعی صحت چنين نواری نشده ايم، يادآور شد: «ما گفتيم كه يا نوار وجود خارجی دارد و اين‌ كار برای فشار به نهادهای ذی‏ربط صورت مي‌گيرد. يا نوار ساختگی است و برای عمليات جنگ روانی مطرح مي‌شود يا اينكه اين نوار بخشی از واقعيت است و كل واقعيت نيست.» وی در ادامه تاكيد كرد: «بر اساس تحليل ما صحت چنين نواری بعيد بود و حال كه نهاد رياست جمهوری بعد از 48 ساعت سكوت و اكنش نشان داده است نشان مي‌دهد كه اينها غافلگير شده و سناريو ايشان سوخته است.»
     
    تكذيب بعد از 48 ساعت
    مركز روابط عمومي‌دفتر رئيس جمهور در تكذيبيه‌ای كه روی پایگاه اطلاع‌رسانی ریاست جمهوری قرار گرفت، نوشت: در پی انتشار مطلبی غيرواقعی و دروغين با موضوع «نوار 8 ميليونی رئيس‌جمهور...» توسط يكی از سايت‌های خبری كه گرايشات خاص سياسی آن بر همگان آشكار است صراحتا تاكيد مي‌شود كه اصل موضوع مطرح شده در آن و آنچه به رئيس‌محترم جمهور نسبت داده شده است كاملا بی اساس و كذب محض است. در ادامه اين اطلاعيه آمده است: «اگرچه اين مطلب پس از مدت كوتاهی از انتشار بلافاصله از خروجی سايت مذكور حذف شد، اما انتشار آن يك هدف بيشتر ندارد كه همانا زير سوال بردن سلامت انتخابات 88 و مخدوش نشان دادن انتخابات آتی رياست جمهوری با هدف ايجاد نگرانی در مردم نسبت به حفظ آرای‏‌شان و در نتيجه كاهش مشاركت و از بين بردن زمينه‌های خلق حماسه است. انتشار دهندگان چنين مطالبی همچنين به دنبال ايجاد پيامدهای سوء نسبت به نتيجه آرای انتخابات، التهاب آفرينی و مقدمه سازی برای بلوا و آشوب هستند همان برنامه و سناريويی كه قبلا هم پيش از برگزاری انتخابات 88، از سوی برخی افراد و محافل سياسی مطرح و بعد از انتخابات به اجرا درآمد. مركز روابط عمومي‌دفتر رئيس‌جمهور همچنين ضمن تاكيد بر كذب و دروغين بودن اين مطلب، دستگاه‌های مسئول را موظف به رسيدگی به اين موضوع و اطلاع رسانی كافی به مردم در اين زمينه‌ دانسته است.»
     

     



ویرایش این مطلب، یا ارسال نظر