عماد الدین باقی

 

عماد الدین باقی، نویسنده و فعال اجتماعی که در سالهای اول انقلاب و پس از جدایی از انجمن حجتیه، به نیروهای انقلاب پیوست. او از فعالان و نویسندگان روزنامه های دوره اصلاحات و نیز یکی از اعضای حلقه کیان بود که از ابتدای دهه هشتاد فعالیتهای خود را در راستای تعهد به بیانیه حقوق بشر متمرکز کرد.

 


امتیاز دهی به مطلب:
 

به اشتراک گذاری مطلب:
ارسال به دوستانارسال به دوستان
  • -زندگینامه

    عماد الدین باقی متولد 5 اردیبهشت ماه سال 1341 است. در نوجوانی مدتی عضو انجمن حجتیه بود و در ایام انقلاب و نیز به علت اختلاف نظر با برخی رهبران انجمن به جریان انقلاب پیوست. وی مدت 4 سال در سپاه فعالیت کرد و در سال 63 از آن جدا شد. باقی سالها بعد تفکر زمان انقلاب خویش را متمایل به سوسیال دموکراسی می‏داند و معتقد است که به عنوان مدافع جوان جریان چپ مذهبی مخالف خصوصی سازی اقتصاد بود. باقی یکی از نویسندگان روزنامه های زنجیره ای در دوران اصلاحات و از اعضای حلقه کیان می‏باشد.

    عماد باقی از دهه هشتاد و پس از آزادی از اولین زندان، تصمیم گرفت سیاست را کنار بگذارد و در کسوت مدافع حقوق بشر به فعالیتهای خود ادامه دهد. وی معتقد است: «معیار ما برای داوری حقوق بشر است و این معیار به یک اصل پیشینی نزد ما متکی است که حقوق بشر هیچ تعارضی با دین ندارد.» 

     

  • +خاندان

    عماد فرزند دوم خانواده بود. پدرش حبیب الله و تبار پدری او متعلق به شهرضا و مادر و تبار مادری او متعلق به اصفهان هستند. پدر بزرگ مادری او یک روحانی بنام عبدالحسین فخری (فخرالحسینی) در شهرضا پیشه معماری داشت که به منظور تحصیل عازم عراق شده بود و ضمن تولیت حرم سیدالشهدا و روضه و منبر، تحصیل می‏کرد. از او کتاب شعری بر جای مانده است.

    حبیب الله پدر عمادالدین نیز پس از کودتای 28 مرداد تحت تعقیب قرار گرفت و از ایران گریخت. ابتدا مدتی در کویت زندگی کرد و سپس به عراق رفت و طی سالهای اقامت در آنجا مسئولیت کتابخانه علامه امینی را داشت و با وی در مراوده بود. در این اثنا از خانواده همشهری و آشنای قدیمی مقیم کربلا همسری گزید و با طیبه، فرزند عبدالحسین ازدواج کرد. نخستین فرزند آنها علاالدین نام داشت. دومین فرزند آنها عمادالدین بود که در کربلا متولد شد.

    حبیب الله باقی پس از 8 سال دوری از وطن به ایران بازگشت و به اصفهان رفت. او در همان آغاز شناسایی و دستگیر شد. پس از آزادی به تهران مهاجرت کرد. حاج حبیب از بازاریان و تاجر برنج و روغن به کشورهای حاشیه خلیج فارس بود و خانه بزرگ او پیش از ورشکستگی میزبان برخی روحانیون بود. بعد از ورشکستگی نیز ناگزیر از کوچ به علی آباد جنوبی در بین خزانه و جوانمرد قصاب شد. وی با روحانیون در ارتباط بود و منبع اصلی تدارک نوار سخنرانیهای امام خمینی(ره) به حساب می‏آمد. خانواده عماد مقلد امام (ره) بودند. 

     

  • +تحصیلات و ازدواج

    عمادالدین باقی مقارن با انقلاب، به همراه یکی از دوستانش در یک مدرسه علمیه در شوش به تحصیل ادبیات عرب و منطق و دروس مقدماتی حوزه مشغول شد. همزمان با تحصیل در سال آخر دبیرستان و اخذ دیپلم در آموزشگاهی جدید التأسیس به نام دانشکده علوم اسلامی (دارالقرآن و العترة) در مخبر الدوله نیز مشغول تحصیل شد. بعد از آن به دو دبیرستان در نازی آباد و جوادیه برای تدریس اعزام شود.

    باقی سپس به قم رفت و به تحصیلات حوزوی پرداخت و آن را تا شروع درس خارج ادامه داد. از سال 69 و پس از بازگشت از قم تحصیل در رشته جامعه شناسی را آغاز کرد که در سال 1377 ش، از دانشگاه علامه طباطبایی در مقطع فوق لیسانس فارغ التحصیل شد. او تحقیقاتی نیز در حوزه تاریخ ایران، مقطع تاریخ انقلاب اسلامی دارد که عمده کتابهایش نیز در همین زمینه است.

     

    ازدواج

    باقی در سن 18 سالگی در ضمن فعالیتهای فرهنگی، خدماتی و سیاسی شبانه روزی در گروه های جنوب تهران در نیمه اول سال 1359 ش، با "فاطمه کمالی احمدسرایی" از همکاران خود آشنا شد و چندی بعد با وی ازدواج کرد. عمادالدین باقی دارای سه دختر است که دومین و سومین فرزند وی در شهر قم متولد شدند.

    انتشارات "سرایی" که با حمایت دولت سید محمد خاتمی شکل گرفت، به نام همسر باقی است و آثار خود عماد الدین باقی، دامادشان "محمد قوچانی"، آیت الله منتظری، "صالحی نجف آبادی" (نویسنده شهید جاوید) و... را منتشر می‌کند.

     

  • +پیش از انقلاب

    باقی در سنین 14 و 15 سالگی در کنار درس خواندن به طور نامنظم کار می‏کرد و مشاغل مختلفی چون پتو بافی، بلورسازی، آلومینیوم سازی بنایی و ... را تجربه کرد.

    او سالهای نوجوانی فعالیتهای متعددی داشت که از جمله آنها برپایی یا شرکت در جلسات مذهبی در مسجد و یا خانه، راه اندازی نمایشگاه کتاب، برپایی تظاهرات محلی علیه رژیم پهلوی و پخش اعلامیه، انتقال اخبار حوادث به بچه های مسجد، شرکت در مناظره های ایدئولوژیک با افراد هوادار یا وابسته به گروههای چپ و کمونیست و تشکیل تیمهای حفاظت از محله در برابر یورشهای احتمالی چماقداران حکومت پهلوی را می‏توان نام برد.

     

  • +ورود به سپاه پاسداران

    باقی در اواسط سال 1359، در کنار تدریس در آموزش و پرورش به سپاه پاسداران پیوست و مأمور گزینش ورود به سپاه در محلات جنوب تهران شد. ابتدا به کمک تعدادی از همکاران سپاهی خود یکی از مناطق فرهنگی سپاه در تهران را تأسیس و کلاسهای آموزشی برپا کردند که بیشتر دوستان و همکارانش در این منطقه فرهنگی به شهادت رسیدند. سپس او به دفتر سیاسی سپاه پاسداران رفت و در بخش خارجی این دفتر مسئولیت اخبار و تحلیل اروپا و آمریکا را بر عهده داشت.

    او به همراه بخشی از اعضای دفتر سیاسی که مجله "رویدادها و تحلیل" را تولید می‏کردند در عملیات فتح المبین شرکت کرده و مسئولیت ثبت وقایع جنگ را برعهده داشت. پس از یکسال عضویت در دفتر سیاسی مدت کوتاهی به واحد آموزش پادگان امام علی علیه السلام رفت و از آنجا عازم قم شد و در مرکز تحقیقات عقیدتی سیاسی سپاه که جزوات آموزشی را تدوین می‏کرد مشغول تدریس شد. بعد از آن و در سال 62 پس از انتشار سلسله مقالات پیرامون انجمن حجتیه باقی از سپاه استعفا کرد که در سال 1363، استعفای وی پذیرفته شد.

    باقی خود در این‏باره می‌گوید:

    «اگرچه روزنامهٔ کیهان من را به عنوان فرد اخراجی از سپاه می‌خواند ولی حقیقت آن است که من استعفا دادم و استعفای من نیز در اواسط سال 63 پذیرفته شد.»

     

  • +فعالیتهای باقی تا سال 66

    باقی در سالهای اقامت و تحصیل در قم در بنیاد تاریخ انقلاب اسلامی که دفتری هم در قم داشت کار می‏کرد و به مدت تقریباً دو سال آخر هفته‏ها به تهران می‏رفت و در دفتر نخست وزیری اشتغال داشت و همانطور که در مقدمه کتاب بررسی انقلاب ایران آورده‏است از اسناد و منابع موجود در آنجا برای تحقیق خود درباره انقلاب استفاده می‏کرد. در ایام اقامت در قم با کتابخانه سیاسی که از مراکز مهم در قم بود و نیز مجله حوزه در اوایل آن همکاری می‏کرد که عده ای از روحانیون جوان چون "مهدوی راد"، "ایازی"، "ایزد پناه" و "عبداللهیان" برخی از دست اندرکاران مجله در آن زمان بودند.

    در شهریور ماه 1362 ش، نخستین کتاب او به نام "در شناخت حزب قاعدین زمان" توسط نشر "دانش اسلامی" وابسته به دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم منتشر شد. این کتاب که حاوی 33 شماره مقاله به قلم وی درباره انجمن حجتیه در روزنامه اطلاعات بود در پی موضعگیری غیر مستقیم امام خمینی(ره) درباره این گروه چاپ شد و در میان نمایندگان مجلس و مقامات نیز مورد توجه ویژه قرار گرفت.

    در پایان سال 1364 ش، نیز کتاب دیگری را به بازار عرضه کرد. باقی در این کتاب، روحانیت را به دو دسته انقلابی همچون امام خمینی (ره) و غیر انقلابی و سازشکار تقسیم بندی کرده و با نام بردن از برخی از آنها به زعم خویش دست به افشاگری زده بود که البته با مخالفتهایی روبرو شد.

    از سال 1362 به بعد، همکاری قلمی با روزنامه اطلاعات و به ندرت با روزنامه کیهان را ادامه داد که تا پایان سال 1366، جمعاً حدود 60 مقاله برای آنها داشت.

     

  • +فصل جدید زندگی باقی

    از سال 1367 تا سال 1374، به مدت 7 سال در دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی در رشته های معارف اسلامی، اخلاق و تاریخ معاصر ایران (تاریخ انقلاب اسلامی) به تدریس پرداخت. در سال 1369، پس از 9 سال اقامت و تحصیل در قم به تهران بازگشت و در کنار تدریس در دانشگاه به عضویت بخش تحقیقات جهاد دانشگاهی درآمد.

    سال 1374 ش، به دلیل برخی سخنرانی های دانشگاهی و بیان برخی دیدگاههایش که به نظر خود وی درست بود؛ از تدریس برکنار شد و در سال 1370 ش، کتاب "بررسی انقلاب ایران" را که بخشی از جزوات درسی او بود منتشر کرد و با مؤسسات تحقیقاتی دیگری نیز همکاری داشت.

    از سال 1369 ش، که به تهران آمد با معاونت پژوهشی مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره) همکاری خود را آغاز کرد که به مدت حدود ده سال به طول انجامید. در این مدت طرحی با عنوان «منبع شناسی توصیفی تحقیق درباره امام خمینی (ره)» در فاصله زمانی (1340 ش تا 1370 ش) در منابع فارسی داخل و خارج از کشور اعم از موافق و مخالف را با همکاری یک گروه 14 ـ 10 نفره در مدت سه سال به پایان رساند.

    چاپ مقالات در روزنامه "سلام" و "همشهری"، فصلنامه "حضور" و هفته نامه "پیام هاجر" از جمله فعالیتهای باقی در این دوره بود. در اوایل 1375 ش، به همکاری در تولید و انتشار نشریات "محله ما" دعوت شد که برای مناطق مختلف تهران به عنوان ضمیمه هفتگی روزنامه همشهری منتشر می‏شد.

    از اواخر سال 1375 تا نیمه 1376 ش، نیز انتشار «هفته نامه یاد»، نشریه ارگان رسمی بنیاد شهید با همکاری غیر مستقیم «شمس الواعظین» را به عهده گرفت که موضوع آن در حیطه تخصصی شهید و شهادت بود اما این همکاری نیز ادامه نیافت. در سالهای قبل از دوم خرداد، حضور در حلقه کیان و مباحث نظری و سیاسی افراد حاضر در نقد و تحلیل شرایط اجتماعی، سیاسی و فکری جامعه و تبادل خبر و نظر از جمله فعالیتهای جمعی باقی بود.

     

  • +باقی و روزنامه‌های زنجیره‏ای

    پس از 2 خردادماه 1376 ش، روزنامه "جامعه" به مدیر مسئولی "حمیدرضا جلایی پور" و سردبیری "ماشاا... شمس الواعظین" شروع به انتشار کرد. شمس الواعظین از عمادالدین باقی دعوت به همکاری کرد و این همکاری در روزنامه "توس" نیز ادامه پیدا کرد. پس از تعطیلی روزنامه توس، روزنامه "خرداد" به مدیر مسئولی "عبدالله نوری" و سردبیری "علی حکمت" دایر شد.

    پیش از انتشار روزنامه خرداد، عوامل این روزنامه از عمادالدین باقی دعوت به همکاری کردند که وی به عنوان نویسنده و مشاور با این روزنامه تا پایان انتشار همکاری کرد. چندی بعد روزنامه‏های دیگری از جمله روزنامه "صبح امروز" شروع به انتشار نمودند که باقی با آنها نیز همکاری قلمی داشت.

    عمادالدین باقی ضمن انتشار مقالات متعدد، کتاب «تراژدی دموکراسی در ایران» را در دو جلد منتشر کرد و به بررسی رویداد قتل‌های زنجیره‌ای پرداخت.

    تلاش نشریات زنجیره‏ای از جمله روزنامه خرداد به مدیریت عبدالله نوری و روزنامه "صبح امروز" به مدیریت سعید حجاریان که پیاپی اخبار و سلسله مقالاتی از اکبر گنجی و عمادالدین باقی منتشر می‌کردند، در این میان بسیار اثر گذار بود. سعید حجاریان می‌گوید که ما تلاش کردیم تا هیچ شماره‌ای از روزنامه "صبح امروز" بدون مطلبی پیرامون قتل‌های زنجیره‌ای منتشر نشود.

     باقی در مقاله‌ای از هجده نفر به عنوان مقتولین نام برد و آنان را در کنار داریوش فروهر ، پروانه اسکندری ، مختاری و پوینده ردیف کرد: «من تحقیقاتی در زمینه تاریخ معاصر، به ویژه تاریخ پس از انقلاب داشتم که شامل آرشیوها و مستندات مطبوعاتی نیز می‌شود. این اطلاعات به انضمام اطلاعاتی که از خانوادهٔ مقتولین می‌گرفتم، خمیرمایهٔ مقالات من را تشکیل می‌داد. این مطالب را به نحوی کنار یکدیگر می‌چیدم که اطلاعات جدیدی را به خواننده دهم و برای تمامی آنها سند و مدرک دارم.»

     

    علت تعطیلی روزنامه های زنجیره ای

    ساختارشكنی و حمله به مبانی دینی از خصوصیات بارز مطبوعات وابسته به جریان اصلاحات بود كه در این مسیر برخی از نویسندگان دوران پهلوی نیز به میدان آمدند و همه جانبه به خطوط قرمز جمهوری اسلامی یورش بردند. در این راه اگر روزنامه ای نیز توقیف می‌شد، با توجه به مجوزهای فراوانی كه از وزارت ارشاد گرفته شده بود، دیگر روزنامه ها به سرعت به میدان می‏آمدند. بدین ترتیب علناً قانون دور زده می‏شد و به همین علت بود كه تعبیر روزنامه‌‌های زنجیره‌ای برای وصف وضعیت مطبوعات تندروی وابسته به جریان اصلاحات بكار گرفته می‏شد.

     

  • +حقوق بشر و اندیشه دینی، موضوع اصلی مقالات باقی

    پس از راه اندازی روزنامه "شرق" که اولین شماره آن در تاریخ 2 شهریور 1382 ش، با مدیرمسئولی "مهدی رحمانیان" منتشر شد؛ عمادالدین باقی به صورت پیوسته در این روزنامه و ویژه نامه های آن مقالات و سرمقاله‌هایی منتشر می‏کرد. اما همان زمان نیز با خود عهد کرده بود که جز درباره حقوق بشر یا اندیشه دینی مقاله‌ای ننویسد.

    بهار سال 1383 بود که عمادالدین باقی خود روزنامه جمهوریت را راه انداخت. روزنامه ای که سعی داشت نماینده نهادهای مدنی در عرصه مطبوعاتی باشد و همان مشی باقی را در عرصه فرهنگی دنبال کند. این روزنامه بیش از یک هفته دوام نیاورد.

    باقی در ادامه مطالعات خود درباره حقوق بشر و حقوق متهم، سعی کرد به مسئله قصاص از نگاه اندیشه اسلامی در حوزه حقوق بشر توجه ویژه‏ای داشته باشد. او در این زمینه به تأسیس انجمنی به نام «پاسداران حق حیات» و نیز در تأسیس نهاد مدنی دیگری به نام «کانون صلح جویان ایران» (جمعیت زیتون) به همراه برخی از رزمندگان جنگ تحمیلی مبادرت ورزید.

     

    سوابق مطبوعاتی باقی در یک نگاه:
    همکاری قلمی با روزنامه اطلاعات و کیهان از سال 1362 تا 1367
    همکاری قلمی با روزنامه سلام و فصلنامه "حضور" و "همشهری" از سال 1370 تا 1378
    مشارکت در راه اندازی نشریه "محله ما"، ضمیمه روزنامه "همشهری" از سال 1375 تا 1376

    مدیریت هفته نامه "یاد" از اواخر سال 1375 تا اواسط سال 1376
    سردبیری و انتشار مجلات و ویژه نامه های دهه فجر سال 1376 و 1377 مؤسسه نشر و آثار امام خمینی(ره) و ویژه نامه سالگرد رحلت حاج سید مصطفی خمینی 
    نویسنده و مشاور سردبیر در روزنامه "جامعه" و "توس"
    نویسنده و مشاور سردبیر و مدیر مسئول در روزنامه "خرداد"
    عضو شورای سردبیری روزنامه "فتح"
    عضو شورای سیاستگذاری روزنامه های "نشاط" و "عصر آزادگان" 
    مشاور و نویسنده روزنامه "شرق" (شهریور 1382 تا مرداد 1386) و روزنامه "هم میهن" (اردیبهشت 1386 تا تیر 1386) که هر دو روزنامه توقیف شدند
    سردبیر روزنامه جمهوریت

    مشاور و نویسنده مجله "جامعه نو" به مدیر مسئولی همسرش (که این مجله نیز پس از 3 سال فعالیت در اسفند 1383 توقیف شد)
    نویسنده و مشاور مجله هفتگی "شهروند امروز" به سر دبیری محمد قوچانی (از ابتدای سال 1386 ش، به بعد)

     

  • +حمایت از کروبی در انتخابات دهم

    عماد الدین باقی در دوران مبارزات انتخابات ریاست جمهوری دهم در سال 1388، از مشاوران ارشد ستاد مهدی کروبی بود. وی پیش از برگزاری انتخابات گفته بود: «کروبی به معیارهای حقوق بشری نزدیک‌تر است و در مقایسه با گزینه‌های دیگر مطرح در جبهه اصلاحات وی گزینه مناسب‌تری است.

    خاتمی تجربه هشت ساله خود را پس داده است، موسوی هم طی بیست ساله گذشته در سکوت بوده، ما می‌دانیم که وی در دهه اول انقلاب، نخست وزیر خوبی بوده ولی تجربه جدیدی از وی نداریم، هم البته، تجربه ای در قوه مجریه نداشته و ما فقط عملکرد او را در بنیاد شهید و ریاست مجلس دیده‌ایم. هر کدام از این سه تن چک سفید را بگیرند و بیایند به نفع کشور است، ولی انتخاب من به عنوان یک فعال حقوق بشری فردی است که به معیارهای حقوق بشری نزدیک‌تر باشد
    وی در گفتگو با روزنامه اعتماد ملی افزوده است: وقتی که من مقایسه می‌کنم میان آنها با تجربیاتی که دارم اگر بخواهم در این انتخابات شرکت کنم کروبی را مناسب تر می‌دانم، چون در دوره ای که وی رئیس مجلس بود، اتفاقاتی در مجلس افتاد که بی سابقه بود، دفاع از مخالف را خیلی ها داده‌اند، اما کروبی بود که این توجه را در مجلس داشت
    باقی گفت: باید اصلاح طلبان بنشینند و با هم مشکلات را حل کنند، چه بسا برخی نقدها بر کروبی هم وارد باشد ولی به نظر من با نگاه حقوق بشری، او گزینه مناسب‌تری نسبت به گزینه‌های دیگر است.»

     

  • +آثار و تألیفات

    در شناخت حزب قاعدین زمان؛ کتابی است دربارهٔ انجمن حجتیه

    کاوشی درباره روحانیت

    بررسی انقلاب ایران؛ کتابی است درباره جنبش‌های سیاسی ایران از تنباکو تا انقلاب اسلامی

    تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی

    انقلاب و تنازع بقا

    جدل‌های تاریخی

    جنبش دانشجویی ایران

    تاریخ ایران در دوران معاصر

    فرادستان و فرودستان

    جامعه‌شناسی قیام امام حسین و مردم کوفه

    تراژدی دموکراسی در ایران

    برای تاریخ

    حقوق مخالفان

    بهار رکن چهارم

    گفتمان‌های دینی معاصر

    تولد یک انقلاب؛ کتابی است نظری درباره نظریه‌های انقلاب، مفهوم انقلاب مذهبی، انقلاب اجتماعی و انقلاب سیاسی و انطباق آنها با انقلاب ایران

    روحانیت و قدرت

    قضاوت آمریکایی؛ آشنایی با سیستم کیفری آمریکا

    جنبش اصلاحات دموکراتیک در ایران

    تجربه خمینی؛ مجموعه پژوهش‌ها و مقاله‌هایی دربارهٔ امام خمینی

    درس‌هایی درباره حقوق بشر؛ مباحث تاریخی و فلسفی و سیر تطور حقوق بشر و تکامل نظریه‌های آن

    سکولاریسم؛ درباره رابطه دین و سیاست و عرصه‌های عرفی و قدسی

    شهر مدرن؛ کتابی است دربارهٔ زندگی شهری و آثار صنعتی‌شدن و رشد و توسعه زندگی شهری بر فرد و جامعه

    دین و حقوق بشر؛ مباحث گسترده‌ای درباره کانون‌های نزاع اسلام و حقوق بشر و راه‌ها و نظریه‌های سازگاری آن‌ها

    حق حیات

     
  • +مبنای اعتقادات و تفکرات باقی

    عمادالدین باقی که از 14 تا 16 سالگی به اتفاق دوستان خود در برگزاری و شرکت در کلاسهای مذهبی فعالیت می‏کرد؛ پس از در گذشت مشکوک دکتر شریعتی که آوازه او بر سر زبانها افتاد (خرداد 1356 ش) و کتابهای وی مخفیانه دست به دست گشت، باقی یکی از طرفداران کتابهای شریعتی بود.

    آموزه های دینی القاء شده همچون عرفان، برابری و آزادی، توسط متفکران مسلمان مانند شریعتی در این دوره، انگیزه‏های اصلی انقلابیگری امثال عماد باقی برای نیل به جامعه ای عاری از ظلم و بی عدالتی بود.

    در سالهای منتهی به پیروزی انقلاب، آشنایی با سعید جاریان و عباس عبدی در دبیرستان الهی که از دبیران و مدرسان آن بودند در زندگی سیاسی او تأثیر گزار بود.

    باقی در نوجوانی به عضویت انجمن حجتیه درآمد. وی سالها بعد و در سنین میانسالی، بخشی از ساختار فکری خویش را مدیون آموزشهای اعتقادی انجمن حجتیه می‌دانست. باقی همچنین در سخنانی تفکرات دهه 60 خود را تلویحاً متمایل به سوسیال دموکراسی می‌داند؛ آنجا که می‌گوید:

    «تفاوت بارز دهه 60 و دهه 80 در جمهوری اسلامی این است که بخشی از جریان چپ مذهبی که روشنفکران دهه 50 محسوب می‌شدند از نظر سیاسی و اقتصادی لیبرال می‌شود و اینان روشنفکران دهه 80 را تشکیل می‌دهند، تفکری که کاملاً تابع تحولات سیاسی و جهانی است.
    خود من نه به عنوان یک روشنفکر بلکه به عنوان مدافع جوان جریان چپ مذهبی و روایتگر آن در دهه 60، اگر عقایدم را صورت بندی می‏کردم همانند شریعتی که معلم نسل ما بود و بر اغلب هم عصران و هم نسلان من نفوذ داشت به سوسیال دموکراسی شبیه‏تر بود و ضمن دفاع از ارزش آزادی با تمول و سرمایه داری مخالف بودم و به این معترض بودم که چرا اقتصاد بخش خصوصی بزرگتر از دولت است اما با گذر زمان و با مطالعه تجربه جوامع دیگر دریافتم که بدون تقویت بخش خصوصی نه جامعه مدنی قدرتمند شکل می‏گیرد نه آزادی حداکثری پاس داشته می‏شود و راه تقویت جامعه در برابر دولت، تقویت بخش خصوصی است. ما دولت ضعیف نمی‏خواهیم بلکه جامعه را قوی تر از دولت می‏خواهیم...»

     
  • +باقی و حجتیه

    عمادالدین باقی توسط یکی از دبیران خود در دوران دانش آموزی، وارد انجمن حجتیه شد. در سال 1358 ش، و در ماههای آغازین انقلاب اسلامی به دلیل برخی اختلافات فکری که با انجمن حجتیه درباره امام خمینی (ره) و شهید مطهری پیدا کرده بود از آن جدا شد.

    باقی خود در خصوص جدائیش از انجمن حجتیه می‌گوید:

    «در بحبوحهٔ انقلاب در حالی‌که هیات مدیرهٔ انجمن حجتیه محافظه‌کار بود و روی خوش به انقلاب نشان نمی‌داد، بخشی از نیروهای انجمن از جمله خود من تحت تاثیر موج انقلاب، به دفاع از انقلاب پرداختیم. با تشدید اختلافات میان رأس و کف این انجمن، بخشی از نیروهای بدنهٔ انجمن حجتیه ریزش یافت. من هم که به انقلاب و امام علاقمند بودم، موضع تند انجمن در قبال استاد مطهری را نیز ـ که وی را به عنوان یک فقیه در سطح آیت‌الله خویی قبول نداشتند ـ برنتافتم و از انجمن حجتیه خارج شدم.»

    باقی در شهریور 1362 ش، نخستین کتاب خود به نام "در شناخت حزب قاعدین زمان" را توسط نشر دانش اسلامی وابسته به دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم منتشر کرد. این کتاب حاوی 33 شماره مقاله به قلم وی درباره انجمن حجتیه در روزنامه اطلاعات بود.

    اما در سالهای بعد باقی که مواضع خود را نسبت به انقلاب و امام خمینی(ره) و موارد دیگر تغییرات بسیاری داد بود؛ نسبت به برخی آثار خود و از جمله کتاب حزب قاعدین چنین می‌گوید:

    «مطالب مندرج در آن کتاب ریشه در اطلاعات و مشاهدات مستقیم من از زمان عضویتم در انجمن حجتیه دارد، البته من از جزوات و نوارهایی که در جلسات، در اختیار اعضاء قرار می‌گرفت و انتشار عمومی نمی‌یافت نیز برای نوشتن آن مقالات استفاده کردم. توسط یکی از دبیران در دوران دانش‌آموزی به این انجمن وارد شدم و انصافاً خودم را مدیون آموزش‌های بسیار مفید و قوی مدرسان این انجمن به ویژه در مباحث اصول عقاید می‌دانم.

    فکر می‌کنم در فضای پس از انقلاب و جو مسلط آن زمان، به شدت تحت تأثیر انقلاب بودم و در راستای دفاع مطلق از انقلاب و نفی هر جریان مخالف انقلاب، به دور از داوری منصفانه و با ادبیاتی تند، غیراخلاقی و غیرعلمی کتاب «در شناخت حزب قاعدین» را نوشتم. البته شور و حال جوانی نیز در این قضاوت شتاب‌زده و احساسی‌ام بی‌تأثیر نبود.

    بعدها - در سال 70 - در مقدمهٔ کتاب «بررسی انقلاب ایران» مواضعم در خصوص این کتاب را به نقد کشیدم. از جمله مواضع تند من در قبال انجمن حجتیه آن بود که مخالفت این انجمن با ولایت فقیه را به استناد آنچه به عنوان ولایت مطلقه نسبی، در کتاب «ولایت فقیه» امام آمده بود، رد کرده و آن را پوئنی منفی برای انجمن حجتیه عنوان کرده بودم. چون در آن زمان تنها امام و اندیشه‌های ایشان برایم مبنا بود، بدور از تعقل و صرفاً از روی تقلید.

    بعدها هرچه از این شیفتگی رها می‌شدم و از موضع یک محقق به این موضوع می‌نگریستم، بیشتر نسبت به مواضع گذشتهٔ خود فاصله می‌گرفتم و در حال حاضر نیز منتظر فرصتی مناسب برای بازنویسی کتاب «در شناخت حزب قاعدین» هستم. اگرچه هیچ‌یک از خاطرات مندرج در آن کتاب دروغ نبوده و اطلاعات آن بعضاً مفید، مؤثر و منحصر به فرد بود.

    من صادقانه می‌گویم که مواضعم در خصوص انجمن حجتیه اشتباه بوده و در آن تجدیدنظر کرده‌ام. امروز نظراتم به برخی از دیدگاههای انجمن حجتیه (نه همه آنها) نزدیک‌تر از گذشته شده است... البته هنوز انتقادات جدی‌ای به انجمن حجتیه وارد است که توجیهی برای آنها نیست...»

     

    سردرگمی باقی

    برخی از منتقدین، نظرات باقی در خصوص تغییر نگرشش نسبت به انجمن حجتیه را به نقد کشیده‌اند. آنها معتقدند تغییر تفکر و نگرش باقی تاحدودی افراطی است چرا که باقی در عین اینکه تفکرات امروز خود را نزدیک به انجمن حجتیه می‌داند اما از دیگر سو همچنان انتقاداتی را بر انجمن وارد می‌آورد و نیز کتاب خود – در شناخت حزب قاعدین زمان – را همچنان به لحاظ سندی معتبر و راست می‌داند.

    از دیگر سو وی در حالی به حق آزادی بیان و فعالیت حجتیه تصریح می‌کند که همزمان فعالیت بهائیت – که نقطه مقابل و در واقع دشمن حجتیه قلمداد می‌شود – را نیز حق این فرقه می‌داند. منتقدین باقی در واقع یک نوع سردرگمی را در تفکرات باقی نمایان می‌دانند. محمد ثقفی، از منتقدین حجتیه در این زمینه چنین می‌گوید:

    «اظهارنظر باقی، دست‌مایهٔ هواداران و اعضای انجمن حجتیه شد تا چنین وانمود کنند که سردمدار قلم‌زنانِ نقدِ انجمن حجتیه از دیدگاه‌های خود پشیمان شده است و لذا دیگر منتقدین و ادامه‌دهندگان نقدهای وی نیز یا مغرض‌اند و یا کم‌اطلاع.

    اظهارات نویسنده کتاب "در شناخت حزب قاعدین زمان" را نمی‌توان دفاع از دیدگاه و رفتار انجمن حجتیه دانست، چرا که وی از یک طرف به صحت اسناد و مدارک این کتاب تأکید کرده است و از طرف دیگر از حقوق بهائیان و لزوم آزادی مذهبی‌شان دفاع کرده است.

    انجمن حجتیه مبنای فعالیت خود را مبارزه با بهائیت عنوان می‌کند و در متمم اساسنامه‌اش پس از انقلاب اسلامی آورده است: «انجمن مجاهدت خود را در زمینه مبارزه با فرقه ضاله بهائیت در کنار دیگر خدماتش تا از بین رفتن کامل امکانات اجتماعی، اقتصادی و تشکیلاتی بهائیت ادامه می‌دهد.» اما نویسندهٔ "در شناخت حزب قاعدین زمان" که مواضع سال‌های 83 و 84 اش حمایت از حجتیه و توبه از نقد حجتیه تلقی شده بود، در میزگرد تلویزیون ماهواره‌ای هما درباره بهائیت می‌گوید:

    «بهائیت هم در صورتی که به عنوان جریان فکری مطرح شود هیچ منعی نباید برای فعالیتش وجود داشته باشد.»

    وی هم‌چنین انتقاداتش از کتاب در شناخت حزب قاعدین زمان را متوجه ادبیات تند آن می‌داند و نه سندیت آن.

    باقی در این مصاحبه (مصاحبه با ایسنا در سال 83) هم‌چنین بخشی از انتقادات خود به انجمن حجتیه را تکرار می‌کند«البته هنوز انتقادات جدی‌ای به انجمن حجتیه وارد است که توجیهی برای آن‌ها نیست. مثلاً موضعی که بخشی از عوامل انجمن نسبت به حکومت شاه داشتند و یا اسناد و مدارکی در خصوص ارتباط برخی از اعضاء این انجمن با ساواک.

    ناگفته نماند، در شرایطی که مسأله اصلی کشور، استبداد بود، انجمن حجتیه مبارزه با بهائیت را مسأله اصلی قلمداد می‌کرد. فارغ از اینکه بهائیت هم به عنوان یک جریان سیاسی، زاییده وضع سیاسی ناشی از استبداد بود.

    از دیگر ایرادات وارده به انجمن حجتیه، گرایش‌های سکتاریستی (فرقه‌گرایانه) بخش سنتی انجمن بود. با وجودی که این گرایش در انجمن حجتیه غالب نبود ولی آتش جنگ شیعه و سنی را برمی‌افروخت که از لحاظ سیاسی نه تنها به سود انقلاب نبود بلکه به نوعی خدمت به رژیم شاه و سیاست‌های خارجیان، تلقی می‌شد.»

    وی همچنین در گفت‌وگو با شبکه تلویزیونی "هما" تصریح می‌کند: «آن کتاب مستند است و مدارک آن همچنان به قوت خودش باقی است.»

    باقی در این گفت‌وگوی تلویزیونی به مسأله‌ای امنیتی هم اشاره می‌کند که باعث شد امام و برخی انقلابیون نسبت به خطر انجمن حجتیه حساس شوند:

    «بعد از انقلاب چون انجمن حجتیه یکی از گسترده‌ترین سازمان‌ها و تشکیلات در ایران بود و به هر حال به دلیل این که آن‌ها افراد مذهبی بودند و در بخشی از حکومت کمک می‌دانند مانند آموزش و پرورش که نفوذ و حضور داشتند و حتی خیلی از نیروها که از دل انجمن حجتیه بیرون آمده بودند در ارگان‌ها بودند یک احساس خطر و نگرانی شدیدی نسبت به انجمن حجتیه در میان نیروهای انقلابی به وجود آمد و یا شکل گرفت و نقطه عطف آن، آن‌جایی بود که یک هیئتی مأمور شدند از طرف آیت الله خمینی برای بررسی بعضی از اتهامات درباره انجمن و اسنادی که در رابطه انجمن با ساواک منتشر شده بود و وقتی مراجعه به مرکز اسناد کردند و دیدند این اسناد در جای خودش وجود ندارد و مفقود شده و بعد متوجه شدند که یکی از مسئولین آن‌جا که در انجمن حجتیه هم سابقه داشت در واقع این اسناد را از آنجا خارج کرده؛ این نقطه عطفی بود که باعث اوج‌گیری نگرش منفی ایشان و آن عکس‌العمل تند نسبت به انجمن حجتیه شد...»»

     
  • +محکومیت و بازداشت

    بار اول

    باقی به دلیل مطالبی که در مطبوعات اصلاح طلب درباره موضوع اعدام و قصاص و قتل های زنجیره‏ای نوشته بود، در سال 79 به دادگاه فرا خوانده شد. دادگاه وی را به 7 سال و نیم زندان محکوم کرد که در دادگاه تجدیدنظر محکومیت زندان او به سه سال کاهش یافت. باقی از 7 خرداد 1379 به زندان رفت و روز 17 بهمن 1381 از زندان آزاد شد.

     

    بار دوم

    22 مهرماه سال 1386، باقی به اتهام تبلیغ علیه نظام و انتشار اسناد محرمانهٔ دولتی از طریق همایش‌ها و سخنرانی‌ها از قول زندانیان بندهای امنیتی بازداشت و به زندان اوین برای تحمل حبس منتقل شد. وی در 17 مهر سال 1387 از زندان آزاد شد.

     

    بار سوم

    عماالدین باقی، 7 دی ماه سال 1388، درست یک روز پس از عاشورای سال 88 و با حکم کلی پیشگیری از سوء استفاده از فوت آیت الله منتظری بازداشت شد. اتهام وی مصاحبه با آیت الله منتظری بود که از شبکه بی‏ بی‏ سی پخش شد. این مصاحبه البته دو سال قبل از آن و پیش از آغاز به کار بی‏ بی‏ سی انجام شده بود که پس از درگذشت ایشان از این رسانه منتشر شد. وی 2 تیر ماه 1389 با سپردن وثیقه دو میلیارد ریالی از زندان اوین آزاد شد.

     

    بار چهارم

    در ادامه رسیدگی به پرونده باقی به اتهام مصاحبه با آیت‌الله منتظری و پخش آن از سوی تلویزیون فارسی بی بی سی، او به شش سال زندان محکوم شد که در دادگاه تجدید نظر به یکسال کاهش یافت. وی از سوی شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران نیز در ارتباط با پرونده "انجمن دفاع از حقوق زندانیان" و تبلیغ علیه نظام به یک سال زندان و پنج سال محرومیت از فعالیت‌های مطبوعاتی و مدنی، محکوم شد.

    با درخواست تجمیع پرونده‌ها و اعمال ماده 184 قانون آیین دادرسی کیفری، مجازات تبلیغ علیه نظام در پرونده حذف و همان مجازات سابق اعمال شد. او از روز 14 آذر 1389 خود را به زندان اوین معرفی کرد که پس از سپری کردن دوران محکومیت یک ساله در روز 30 خرداد 1390 از زندان آزاد شد.

     

    شاکیان باقی

    وزارت اطلاعات، سپاه، صداو سیما، نیروی انتظامی، علی فلاحیان (وزیر اطلاعات سابق)، مصطفی پور محمدی (قائم مقام وزیر اطلاعات)، اصلانی وکیل کیهان و، محتشم مدیر یالثارات و مدعی العموم از جمله شاکیان باقی در اولین دادگاه رسیدگی به تخلفات باقی بودند.

    قلم و آرای باقی در زمینه حقوق، فقه و سیاست مورد انتقاد بسیاری تاکنون قرار گرفته است و تاکنون از سوی دادگاه در چند نوبت مستحق مجازات زندان و نیز ممنوع الخروج شدن تشخیص داده شده است.

     

  • +شکایت باقی و دادگاه شریعتمداری

    جلسه رسیدگی به اتهامات حسین شریعتمداری مدیر مسئول کیهان در روز 2 اسفند 1388 ش، برگزار شد. یکی از شاکیان شریعتمداری در این دادگاه عمادالدین باقی بود.

    ابوطالبی وکیل عمادالدین باقی و انجمن دفاع از حقوق زندانیان درباره شکوائیه موکلش گفت: «مطالبی در روزنامه کیهان مبنی بر افترا و نشر اکاذیب منتشر شده است که مورد شکایت موکلم است.

    در ابتدا باید بگویم ما همه مسلمان هستیم و عفت کلام از اوجب واجبات و توصیه همه اولیاء الهی است ولی متأسفانه متهم پرونده نسبت به موکلم بدون رعایت شئون اسلامی مرتکب چنین اعمالی شده، از سوی دیگر کار وی بزرگنمایی دشمن است.»

    اتهام شریعتمداری به اعضای انجمن

    وکیل عمادالدین باقی ادامه داد: «اعضای انجمن دفاع از حقوق زندانیان بچه‌های جبهه و جنگ بوده و همه افراد دلسوز و عاشق وطن هستند که متهم شده‌اند با رژیم صهیونیستی رابطه دارند آیا این کار بزرگنمایی دشمن نیست.

     وی تصریح کرد: به صراحت در قرآن آمده است که اشاعه فحشا و گناه از خود جرم مجازات بیشتری دارد زیرا وقتی حرمتی شکسته شود باعث می‌شود که هر کسی به خودش اجازه دهد که به هر کسی هرگونه اتهامی را بزند و این نوع برخورد آثار منفی از نظر داخلی و خارجی دارد.

    روزنامه کیهان در تاریخ 14 اسفند 1385 ش، در ستون «گفت و شنود» مطالبی کذب و افترا از جمله وابستگی به رژیم صهیونیستی و ارتباط تشکیلات با این رژیم را به انجمن منتصب کرده که هیچ‌کدام واقعیت ندارد؛ البته جای تشکر دارد که دادسرای عمومی و انقلاب ولو با گذشت زمان، قرار مجرمیت صادر کرده و این پرونده به دادگاه ارسال شده است.»

    بر اساس این گزارش، زمانی که وکیل مدافع عمادالدین باقی این موضوع را مطرح کرد قاضی به او تذکر داد که در محدوده پرونده صحبت کند.  

    وکیل عمادالدین باقی اضافه کرد: «بر اساس اصل 37، اصل بر برائت است و با توجه به این‌که مطلب منتشر شده در هیچ دادگاهی اثبات نشده، انتشار این مطلب از مصادیق نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی است.

    در صورتی‌که مدیر مسئول روزنامه کیهان بنا بر دفاع دارند بر روی پرونده ما مجزا جواب دهند تا خلط مبحث نشود.»

     

    دفاعیه شریعتمداری

    «در سال‌های 84 و 85 تعداد زیادی از پاسداران انقلاب، اعضاء و پرسنل نیروی انتظامی و مردم عادی در جریان چند عملیات تروریستی در زاهدان و اهواز شهید شدند و مدتی بعد تعدادی از این تروریست‌ها دستگیر و محکوم به اعدام شدند.

    انجمن دفاع از حقوق زندانیان انجمنی خود ساخته و بیگانه پرداخته بوده و قانونی نیست و هیچ‌کدام از بچه‌های جبهه و جنگ و قضات در آن حضور ندارند. خوشحال می‌شوم که وکیل مدافع بگویند کدام یک از قضات و رزمندگان جنگ در آن حضور دارند و اگر حضور ندارند که ندارند؛ لطفاً از اعضای جبهه و جنگ هزینه نکنند.

    در سال 85 عمادالدین باقی، رئیس این انجمن و نیکبخت واحدی، سخنگوی آن با مخالفت اعدام افراد تروریستی که در عملیات تروریستی در زاهدان و اهواز موجب شهادت تعداد زیادی شده بودند به حمایت از آن‌ها پرداختند.

    در اینجا کیهان با درج خبری به اقدام نفرت‌انگیز عمادالدین باقی درحمایت از تروریست‌ها اعتراض کرده و خبری را با عنوان «ستاد تبلیغاتی تروریست‌های اهواز» منتشر می‌کند.»

     

    اعتراض شریعتمداری به دفاع انجمن از تروریستها

    شریعتمداری در ادامه دفاعیاتش چنین گفت: «سخنگوی این انجمن [انجمن دفاع از حقوق زندانیان] عنوان کرده است که ما کاری به ماهیت جرم نداریم و از آن دفاع نمی‌کنیم؛ این افراد سلاح و مهمات با خود همراه داشتند ولی هیچ استفاده‌ای از آن نکردند.

    چند عملیات تروریستی دیگر اتفاق افتاد و چندنفر را سر بریدند و افراد را به خاک و خون کشیدند اما این انجمن می‌گویند که ما به ماهیت و جرایم انتسابی آن‌ها کاری نداریم. گروه ریگی گروهی است که به شدت از این انجمن دفاع می‌کند به هر حال پای نان قرض دادن است و بد است که فرد تحت عنوان انجمن دفاع از حقوق زندانیان از این قبیل افراد دفاع کند.»

    وکیل عمادالدین باقی اعتراض کرد که دفاعیات متهم خارج از موضوع است که شریعتمداری گفت:

    «خارج از موضوع نیست، موضوع این است که افشاگرانه است. حمایت باقی و نیکبخت از تروریست‌ها چگونه قابل توجیه است، آیا در این دادگاه جای شاکی و متهم عوض نشده است.

    باقی چند سال قبل به اتهام اقدام علیه امنیت ملی در دادگاه محکوم شده و وزارت خارجه آمریکا در همان هنگام خواستار آزادی وی شده است حال سؤال این است که وی که قبلاً نیز به اتهام علیه امنیت محکوم شده، دادسرا چطور شکایتش را قبول می‌کند.» 

     

  • +باقی و مسأله حقوق بشر

    شاید بارزترین ویژگی آثار قلمی و زبانی عمادالدین باقی در سالهای پس از آزادی وی از زندان، تلاش وی برای مقارن نشان دادن حقوق بشر و دین (و به طور خاص اسلام) باشد.

    وی به صراحت معیار داوری خود را حقوق بشر می‏داند و عدم تعارض این معیار با دین را به صورت یک اصل پیشینی پذیرفته شده می‌داند. او می‏گوید: «معيار ما اين است كه يك مسأله تا هر كجا با منطق حقوق بشری منطبق باشد از آن دفاع می‏كنيم.»

    باقی در مقاله ای با عنوان «حقوق بشر یا حقوق مؤمنان» که در آن نیز بسیار به مراجع و منابع قرآنی اشاره کرده است به این جمع بندی می‏رسد که بنیان اندیشه قرآنی کرامت ذاتی انسان است و لذا فقه و نظام حقوقی اسلامی باید بر پایه این اصل بنا شود و لازمه این اصل را «بهادادن به انسان به ما هو انسان» می‌خواند.

    اما منتقدین باقی معتقدند:

    «آنچه در برخورد با اعلامیه حقوق بشر واضح و مبرهن است؛ منافات برخی تعالیم مندرج در آن با تعلیم و تربیت دینی است دین همجنس بازی را مذمت ولی اعلامیه حقوق بشر آن را ترویج و یا حداقل در برابرش سکوت می‏کند. اعلامیه حقوق بشر در قالب 30 اصل بنا شده است که از این اصول تفسیرهای مختلفی صورت می‏گیرد. یک تفسیر آنرا مخالف مبانی دین می‏داند و تفسیر دیگر نه تنها آن را مخالف با مبانی دین نمی‏داند بلکه آن را موجب آزادی و مساوات انسان ها تصویر می‏کند. عماد باقی جزو گروه دوم قرار دارد.

    مصداق دیگری که شاید وجه تشابه دین و اعلامیه حقوق بشر دانسته شود آزادی است که در تعبیر و تبین آن نیز جای شک و تأمل است؛ متفکران آزادی را به دو معنای منفی و مثبت تقسیم می‌کنند... آزادی منفی بیشتر بر نبود محدودیت ها و الزامات خارجی تأکید دارد که انسان فارغ از مداخله دیگران به دلخواه خویش عمل نمایند اما نکته اساسی در بحث آزادی، جنبه مثبت آزادی است.

    در تعریف آزادی مثبت می‏توان گفت: آدمیان دو دسته تمایلات دارند؛ یکی برخاسته از جنبه نفسانی و حیوانی و دیگری مترقی و عالی است... میگساری، هم جنس بازی، قمار، خودکشی، اعتیاد و ... در زمره دسته اولند. افرادی که مرتکب این اعمال زشت (از نگاه دینی) می‏شوند بر اساس عنصر آزادی در اعلامیه حقوق بشر چنین اعمالی را توجیه می‏کنند.

    در بارور کردن تمایلات عالی و مترقی نیز اسلام پیروی و زندگی تحت تعالیم انبیا را ناگزیر می‌داند که این نیز با آزادی مطلق تعریف شده در حقوق بشر که زندگی را فارق از هر دخالتی برای انسان تصویر می‏کند، متعارض است.

    پس هنگامی که اصول اساسی اعلامیه حقوق بشر (مانند عدالت و آزادی) معنایی متفاوت با اصول اساسی دین دارند طبعاً نمی‌توان آنها را با هم سازگار دانست و برخلاف نظر عماد باقی که می‏گوید: «معیار ما برای داوری حقوق بشر است و این معیار به یک اصل پیشینی نزد ما متکی است که حقوق بشر هیچ تعارضی با دین ندارد» مشاهده می‏شود که تعارضات میان دین و حقوق نه تنها کم نیست که بسیار هم می‏تواند ریشه ای و اساسی باشد و این چنین است که نقص «اصل پیشینی» کلیت معیار را زیر سؤال می‏برد.»

     


ویرایش این مطلب، یا ارسال نظر