علی موسوی گرمارودی

 
سید علی موسوی گرمارودی، نویسنده، مترجم قرآن و از مشهورترین شاعران نوگرا و سنت‌گرای پس از انقلاب و از پیشتازان شعر مذهبی است که به دلیل وجوه آئینی آثارش، از بنیانگذاران "شعر انقلاب" به شمار می‌آید.
 

امتیاز دهی به مطلب:
 

به اشتراک گذاری مطلب:
ارسال به دوستانارسال به دوستان
  • -زندگینامه

    علی موسوی گرمارودی، در تاریخ 31 فروردین ماه سال 1320، در محله "چهار مردان" قم به دنیا آمد و از پنج سالگی آموزش را نزد پدر آغاز نمود. وی پس از گذراندن تحصیلات مقدماتی در قم، همراه پدر به مشهد رفت و پس از فراگیری علوم دینی، 4 سال بعد به قم بازگشت. او با قیام 15 خرداد سال 1342 و دستگیری امام خمینی(ره)، همراه پدر به شهرری آمد و به تدریس پرداخت.
    گرمارودی در سال 1345، در مقطع کارشناسی علوم قضایی در دانشگاه تهران مشغول به تحصیل شد و سپس تحصیلات خود را در رشته زبان و ادبیات فارسی در مقطع فوق لیسانس و بعد دکترا در دانشگاه تهران ادامه داد و توانست دکترای زبان و ادبیات فارسی را دریافت نماید.
    در سال 1348، اولین منظومه‏ وی با نام "خاستگاه نور" بهترین اثر شناخته شد و این آغاز شهرت گرمارودی به عنوان شاعری توانا بود.
    گرمارودی در سال 1352، به سبب فعالیتهای انقلابی توسط ساواک دستگیر و 4 سال بعد از زندان آزاد شد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، چند اثر خویش یعنی مجموعه شعر "عبور"، "سایه سار نخل ولایت" و "سرود رگبار" را در دفتر نشر فرهنگ اسلامی به چاپ رساند. سپس "کانون فرهنگی نهضت اسلامی" که بعدها به "حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی" تغییر نام داد را تأسیس کرد.
    گرمارودی از اسفند سال 1357 تا 1360، سرپرست انتشارات انقلاب اسلامی بود. این موسسه که در ابتدا فرانکلین نام داشت، در اواخر دهه 1360، با ادغام در "وزارت فرهنگ و آموزش عالی" از صورت یک مؤسسه خارج و از آغاز سال 1373، با نام "شرکت انتشارات علمی و فرهنگی" با انتشارات علمی و فرهنگی "بنگاه ترجمه و نشر کتاب سابق" ادغام شد.
    گرمارودی در دوران ریاست جمهوری بنی‌صدر" مشاور فرهنگی رییس جمهور بود ولی بعد از 8 ماه استعفا داد. پس از فرار بنی‌صدر، به مدت دو سال بر اثر همکاری که سابقاً با بنی‌صدر داشت، خانه‌نشین شد.
    سبزواری در دهه 60 و 70 مشاور وزرای فرهنگ و ارشاد اسلامی بود و مدت 4 نیز با سمت "رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران" در کشور تاجیکستان خدمت کرد. 
    علی موسوی گرمارودی در سال 1385، "چهره ماندگار بخش شعر" و در سال 1390، به عنوان یکی از "مفاخر ایران زمین" معرفی شد و نیز در آبان ماه سال 1392، از مقام علمی وی در سرای اهل قلم تجلیل به عمل آمد.

     

  • +خانواده

    اصل و نصب
    خانواده‌های گرمارودی از نظر اصل و نسب و ارتباط خویشاوندی به چند طایفه تقسیم می‌شوند که شامل طایفه‌های "قروچی بیگی"، "اورس بیک"، "باقری"، "صادقی"، "اندجی" و خانواده‌های "غربال بند"، "موسوی" و چند خانواده دیگر می‌باشند. خانواده موسوی از خانواده‌های مهاجر روستای "میخ سازه کجوربه" به مناطق "اوانک" و "گرمارود" می‌باشند.
    موسوی گرمارودی در آبان 1381، در گفتگویی با روزنامه کیهان فرهنگی می‌گوید: «بنده به خاطر دارم، پدر می‌فرمودند که: «من با "آیت ا... مرعشی نجفی" درباره شجره‌نامه خانوادگی صحبت کردم» و البته خود پدر هم در این زمینه اطلاعاتی داشتند. تا آنجایی که به اصطلاح در ذهنم هست، ما از سادات طبرستان و از روستای "میخ ساز" کجور هستیم. اجداد ما در زمان قاجاریه، برای فرار از سرباز دولت شدن، آمدند به روستای "اوانک" در الموت در قلب کوه‌های البرز که آنجا منطقه‌ای صعب‌العبور است. بعد از اوانک آمدند به "گرمارود" که در وسط دره است.
    جد پدری من که سید علی نقی نام داشته، از گرمارود زن می‌گیرد و همان جا مقیم می‌شود. پدرم، "محمد علی موسوی" در همان جا به دنیا می‌آیند، از حدود دوازده‌سالگی ایشان را می‌فرستند به تنکابن، چون آنجا به آمل خیلی نزدیک‌تر بود تا این که بیایند به قزوین و به اصطلاح خودشان به عراقات. پدر در "مزردشت" تنکابن به مدرسه علمیه می‌رفتند، زیرا آنجا مرکز روحانیت تنکابن بود».
     
    پدر و مادر
    پدر موسوی گرمارودی، "حجت‌الاسلام سید محمد موسوی گرمارودی" از دانشمندان اهل روستای "گرمارود الموت"، منطقه‌ای در استان قزوین و مادرش اهل "تنکابن"، از شهرهای استان مازندران است. پدر موسوی گرمارودی، مدرس عالی علوم اسلامی به ویژه کلام و فلسفه بود که ابتدا در مسجد جامع "گرمارود" مردم را راهنمایی می‌نمود و سپس در دوران جوانی به قم و بعد به نجف می‌رود و دوباره به قم برمی‌گردد و دو سال بعد، یعنی در سال 1318، به تنکابن می‌رود و در آنجا با دختر یکی از روحانیان سرشناس تنکابن به نام حاج شیخ جعفر روحانی ازدواج می‌کند و دوباره برای ادامه تحصیل و تدریس، به قم می‌رود. وی سرانجام در تاریخ 12 بهمن 1375، در مشهد و در سن 83 سالگی فوت می‌کند.
     
  • +تحصیلات

    تحصیلات آکادمیک

    موسوی گرمارودی از 5 تا 8 سالگی، در قم نزد پدرش "سید محمد موسوی گرمارودی" شروع به فراگیری "قرآن"، "نصاب الصبیان" ابونصر فراهی، "گلستان و بوستان" سعدی، "طاقدیس" شیخ نراقی و گزیده‌هایی از "خمسه" نظامی کرد.

    سپس به دبستان ملی "باقریه"، در ضلع جنوب غربی مدرسه فیضیه قم، جنب حرم حضرت معصومه(س) رفت و در کلاس اول ابتدایی مشغول تحصیل شد. چند روز بیشتر در کلاس نماند و به دلیل بالا بودن دانشش نسبت به همکلاسی‌هایش، اولیای مدرسه وی را به کلاس دوم و بعد از یک هفته به کلاس سوم بردند. دوران دبیرستان را در مدرسه "دین و دانش" که مرحوم بهشتی آن را در سال 1334، با سیزده شاگرد از جمله علی موسوی گرمارودی تأسیس کرده بود، گذراند و از محضر اساتید برجسته‌ای چون "علی اصغر فقیهی"، "حسین اشراقی"، "شهید مفتح"، "بزرگ نیا"، "مظاهر مصفا"، "شیمی"، "رضوانی" و "شهید بهشتی" بهره برد.

     

    تحصیلات حوزوی

    خرداد ماه سال 1338، در سن 18 سالگی، برای یادگیری زبان عربی همراه پدر از قم به مشهد رفت و مدت 4 سال در آنجا ماند و نزد علمای برجسته‌ به تحصیل علوم دینی پرداخت و در حوزه علمیه مشهد کتاب‌های "جامع المقدمات"، "انموزج"، "سیوطی"، "مغنی" و "مطول" را نزد "شیخ مجتبی قزوینی" و "شیخ محمد تقی ادیب نیشابوری" مشهور به "ادیب ثانی" و "فردوسی پور" و "واعظ طبسی" و"حکیمی" خواند و "منطق و مقدمات اصول و فقه" را نزد مرحوم "نهنگ" فراگرفت.

     

    تحصیلات عالی

    در سال 1345، با وجود اینكه در امتحان ورودی دانشگاه در رشته ادبیات نمره ممتاز احراز كرده بود اما به دلیل اینكه دانشكده حقوق تنها دانشكده نصف روز بود و او می توانست نصف روز دیگر را به امرار معاش بگذراند، وارد دانشکده حقوق دانشگاه تهران شد و توانست کارشناسی "علوم قضایی" را دریافت کند و سپس با دفاع از پایان‌نامه‌اش با موضوع "جوشش و کوشش در شعر" با راهنمایی "سید ضیاءالدین سجادی"، کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی را گرفت و با اخذ دکترای زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل شد. موضوع رساله دکترای وی "زندگی و شعر ادیب‌ الممالک فراهانی" بود که با راهنمایی "سید جعفر شهیدی" به انجام رسید. این اثر بعدها به صورت کتاب انتشار پیدا کرد و دو بار تجدید چاپ شد.

     

  • +مشاغل و سمت‌های مورد تصدی

    سرپرست انتشارات انقلاب اسلامی از اسفند سال 1357 تا 1360
    مشاور مطبوعاتی و فرهنگی رئیس جمهور در دوران ریاست جمهوری بنی‌صدر از فروردین تا آبان 1359
    مدیرعامل "شرکت افست"
    مدیریت "تالار وحدت تهران" 
    مشاور حقوقی اداره باستان‌شناسی
    سخنگوی وزارت پست و تلگراف و تلفن
    رایزن فرهنگی ایران در تاجیکستان در سال 1378 تا 1382
     
  • +فعالیت‌های سیاسی و زندان

    اولین رویداد سیاسی به وقوع پیوسته در زندگی موسوی گرمارودی، موضوع "انجمن‌های ایالتی و ولایتی" بود که در 16 مهر 1341، توسط هیئت دولت به تصویب رسیده بود. به موجب آن شرط اسلام و سوگند به قرآن از شرایط نمایندگان حذف و به زنان حق رأی داده می‌شد. پس از مخالفت‌های امام در برابر سیاست‌های غرب‌گرایانه محمدرضا پهلوی، شاه از مخالفت‌های امام به شدت برآشفته بود و در صدد رویارویی مستقیم با روحانیت برآمد تا آن‌ها را مرعوب و وادار به سکوت کند. سر انجام در دوم فروردین سال 1342، مصادف با شهادت امام جعفر صادق(ع) مأمورین مسلح رژیم به "مدرسه فیضیه" یورش بردند و به کشتار و مجروح کردن طلاب پرداختند که گرمارودی در واقعه مدرسه فیضیه حضور داشت و تا آستانه دستگیری و زندانی‏شدن نیز رفت که با تلاش "آیت ا... ربانی شیرازی" نجات پیدا کرد.
    با ورود به دانشگاه با برخی فعالان سیاسی از جمله: شهید رجایی، شهید باهنر و شهید بهشتی آشنا شده و با شدت گرفتن مبارزات بر ضد رژیم پهلوی در سال 1352، به وسیله ساواک به جرم داشتن کتب ممنوعه، عکس و اعلامیه‌های امام خمینی(ره) و یکی دو فشنگ و سلاح کمری، دستگیر و نزدیک به چهار سال در زندان‌های "اوین" و "قصر" حبس شد. سپس در سال 1356، از زندان آزاد شد که شرح ماجرای دستگیری و زندانی شدن خود را طی مقاله‌ای در روزنامه "کیهان" تحت عنوان "از دوزخ بگو" در سال 1357، منتشر کرد.
     
  • +فعالیت‌های آموزشی

    تدریس در حوزه علمیه "مدرسه علیا و سفلا فردوس مشهد"، طی سال‌های 1340 تا 1341
    تدریس در دبستان و دبیرستان "علوی"، در سال 1342
    تدریس در اداره آموزش و پرورش از سال 1348
    نگارش "برنامه آئین نگارش کل کشور" در اداره "برنامه‌ها" در وزارت آموزش و پرورش
    تدریس در دانشگاه "دوشنبه" و "خجند" در تاجیکستان طی سال‌های 1378 تا 1382
    برپایی 33 کلاس آموزش خط فارسی در یازده شهر تاجیکستان
     
  • +فعالیت‌های ادبی و هنری

    تأسیس کانون فرهنگی نهضت اسلامی
    موسوی گرمارودی در آغاز پیروزی انقلاب اسلامی یعنی سال 1357، به همراه "طاهره صفارزاده" شاعر معاصر، "کانون فرهنگی نهضت اسلامی" که بعدها به "حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی" تغییر نام پیدا کرد را تأسیس نموده و به سمت دبیری کانون منصوب شد.
     
    بازخوانی و خوانش ادبیات کهن
    موسوی گرمارودی در بازخوانی و خوانش ادبیات کهن نیز فعالیت‌ داشته و مجموعه‌ای از دیوان حافظ با صدای او منتشر شده است، همچنین "خانه هنرمندان ایران" روایت "بوستان سعدی" را با صدای موسوی گرمارودی در 12 ساعت و 18 دقیقه ضبط کرده است.
     
    راه‌اندازی، مدیریت و سردبیری ماهنامه ادبی "گلچرخ"
    انتشار ماهنامه "گلچرخ" مصادف با دوره دکترای موسوی گرمارودی و شامل دو دوره بود که: در اولین دوره، به صورت ضمیمه ادبی روزنامه اطلاعات از تاریخ 12 شهریور 1364 تا خرداد 1365، منتشر شد و دوره دوم فعالیت این ماهنامه به طور مستقل چاپ می‌شد و برای تسریع بر فعالیت‌های روزنامه‌نگاری در قلمرو ادبیات داستانی و بازنویسی زندگانی معصومین بود.
     
    انتشار مجله ادبی در تاجیکستان
    موسوی گرمارودی در طی سالهای 1378 تا 1382، زمانی که رایزن فرهنگی ایران در کشور تاجییکستان بود اقدام به راه اندازی مجله‏ای ادبی در آن کشور کرد.
     
  • +ویژگی شعر گرمارودی

    حضور مستمر در عرصه شعر مذهبی و تکیه بر فرهنگ شیعی از ویژگی‌های بارز شعر گرمارودی است و تجربه موسوی گرمارودی در شعر سپید یا بدون وزن را به حد اعلای خود می‏رساند. او در اشعارش از کلماتی که دارای بار حماسی است بهره برده و این نشان‌دهنده آن است که او با آرا و اندیشه‏های امام خمینی(ره) گره خورده است. "میر احمد میر احسان" منتقد و تحلیلگر عرصه فرهنگ در تحلیل شعر و اندیشه موسوی گرمارودی، آن را به 5 دسته تقسیم نمود:
     
    تقسیم‌بندی شعر گرمارودی 
    دسته اول: شعرهایی است که معطوف بر زمان شعر است که در این بخش، اشعار گرمارودی از ملکوت حس یا پنهان‏ترین بخش احساس نشأت می‏گیرد. 
    دسته دوم: هم شعرهایی است که از زمان به فرا‏زمان می‏رود و گرمارودی در آن از یک تجربه عشق زمینی جهت عروج بهره می‏برد. 
    دسته سوم: فرازمان در زمان است که شاعر، عنصر سرایش معصومانه را در تجربه‏ای زمینی جلوه می‏دهد.
    دسته چهارم: اشعاری است که شاعر شخصیت‏هایی مانند "حافظ"، "میرزا کوچک خان" یا "چمران" را به پدیده‏های جاری در تمام فصول تشبیه کرده است که البته در این نوع هم شاعر از زمان به فرا‏زمان می‏رود.
    دسته پنجم: شامل اشعاری است که در آن شاعر ما را با خود به اعماق وجود ذهن و اندیشه خود می‏برد که نوعی شعر واگویه است، یعنی شاعر احساس می‏کند که زمان او را با خود برده است و سعی دارد به زمان درونی خود برگردد.
     
  • +قالب‏های شعری گرمارودی

    گرمارودی از نخستین شاعرانی است که در قالب شعر سپید و به شیوه‏ای نو سخن گفته و آثار ارزشمندی را خلق کرده است. این کوشش برای نوگرایی در اشعار اعتقادی سبب شده تا برخی از اشعار او در ذهن‏ها ماندگار و به فراموشی سپرده نشود. نمونه‌های موفق و جاودانه‌ای از موسوی گرمارودی در قالب شعر نیمایی و یا سپید وجود دارد اما او تجربه‌های بسیار موفقی در قالب‌های مختلف دارد؛ قصیده، غزل، مثنوی، ترکیب‏بند و… در آثار گرمارودی بسیار دیده می‏شود که هر یک نشان‌دهنده شعری پربار و ماندگار است؛ مانند ترکیب‌بند عاشورایی "‌آغاز روشنایی آینه‌" که در زیر آمده است:
     
                                                              یک نیزه از فرات حقیقت، فراتر است
                                                              آن سر که در تلاوتِ آیاتِ محکم است
                                                               ما مردگانِ زنده کجا، کربلا کجا!
                                                              بی تشنگی چه سود گر آبی فراهم است
                                                              جز اشک، زنگ غفلتم از دل که می‌برد؟
                                                              اکنون که رنگ حیرت آیینه، درهم است…
     
  • +ارتباط شعر با موسیقی از نگاه موسوی گرمارودی

    موسوی گرمارودی در تاریخ 21 اردیبهشت 1389، در نشست خبری که به مناسبت معرفی مجموعه آثارش برگزار شد در ارتباط شعر با موسیقی چنین بیان کرد که: «شعر ما هزاران سال با وزن عجین بوده است. شعر و موسیقی ارتباط نزدیکی با هم دارند و هر دو در مکاشفه نزدیک هستند. البته ما آشنایی بیشتری با آثار هزارساله خودمان داریم.
    شعر ناب و خالص، شعری است که در اختیار خود شاعر نیست و شاعر منتظر می‏ماند که شعر به سراغ او بیاید. به محض اینکه شاعر به سراغ شعر رفت شعر به معنای اخص نخواهد بود. شعر از درون می‏جوشد و نیازمند آن است که نقد شود. البته منتقد بیش از آنچه که با آن روبرو است نمی‌تواند سخن بگوید».
     
  • +آثار و تألیفات

    اشعار

    عبور

    دستچین

    چمن لاله

    خط خون

    باران اخم

    سرود رگبار

    تا ناکجاآباد 

    خواب ارغوانی 

    از ساقه تا صدر

    گوشواره‌های عرش

    گزیده شعر نیستان

    صدای سبــز زندگ

    آغاز روشنایی آیینه

    در فصل مردن سرخ

    تا محراب آن دو ابرو

    بر افشاندن گیسوی تاک

    سفر به فطرت گلسنگ

    پیوند زیتون بر شاخه ترنج

    ما کجا، آن خوب، آن زیبا کجا

    در سایه سار نخل ولایت

     

    کتاب‌ها

    با دل شیر
    بابا تاریخ
    آموزش دین
    مرد خوش دل
    هر که نان از عمل خویش خورد
    در مسلخ عشق
    زندگی شیخ محمد تقی بافقی
    شعر و زندگی ادیب الممالک فراهانی
    نواب صفوی
    زکریای رازی
    یونس(ع)
    نوح پیامبر
    پرتو انسان‌ها (مجموعه داستان جلد اول)
    پرتو انسان‌ها (مجموعه داستان جلد دوم)
    داستان پیامبران (جلد اول: از آدم(ع) تا عیسی(ع))
    داستان پیامبران (جلد دوم: حضرت محمد(ص))
    ‌غوطه در مهتاب: بررسی و نقد شعر 32 شاعر معاصر
    دگر خند: بررسی طنز و هزل و هجو در ادب فارسی
    قلم انداز: مجموعه مقالات علمی – ادبی و سفرنامه‌ها در مطبوعات فرهنگی
     
    ترجمه‏ها
    ترجمه قرآن مجید
    ترجمه نهج‌البلاغه
    ترجمه "صحیفه سجادیه" با نام "سرود آسمانی"
    ترجمه کتاب "در کرانه با دریا"
    ترجمه کتاب "منشور دادگری"

     

  • +بررسی آثار موسوی گرمارودی

    کتاب "نگاه منتقدان به شعر گرمارودی"
    این کتاب مجموعه نقدهای وارد شده به اشعار سید علی موسوی گرمارودی است و توسط وی گردآوری شده است که در ابتدا "در بوته نقد" نام داشت. "نگاه منتقدان به شعر گرمارودی"، شامل مجموعه نقدها و نظرهای برخی از ادیبان و منتقدان ایرانی، افغانستانی و تاجیکستانی است که در طول حدود 20 سال درباره شعر گرمارودی نوشته‌اند. هر یک از این نقدها قبلا در روزنامه یا ماهنامه یا کتابی چاپ‌شده و بدون تغییر، در این کتاب گرد آمده است.
    مقالات ادیبان و منتقدانی که در این کتاب نقدهایی داشته‌اند عبارتند از: شعر موسوی گرمارودی، از "احمد مهدوی دامغانی" مقاله نخبه شعر و شعر نخبه گرمارودی، از "بهاءالدین خرمشاهی" شعری که به سراغ شاعر آمده است، از "حجت‌ا... بهمنی مطلق" از آن سوی دیدنی‌ها، از "محمد یزدان‌پرست" باستان‌گرایی در اشعار موسوی گرمارودی، از "منوچهر اکبری" من از باغ معنا می‌آیم، از "نورالدین خاکی" شاعری جامع‌الاطراف، از "حمید رضا شکارسری" حریر و حماسه، از "فاطمه حیدری" و "آرش مشفقی" اقیانوس بیکران شعر و "غلامحسین عمرانی" از جمله منتقدین ایرانی هستند. 
    همچنین نقد شاعر و منتقد افغانستانی "محمد کاظم کاظمی" با ارائه مقاله شاعر عشق و اندیشه و نیز انتقادات شاعران و منتقدان تاجیکستانی از جمله: "محمد جان شکوری" چکامه‌های موسوی گرمارودی، "خدایی شریف اف" در غیاب من، "میرزا ملا احمد" سیری در باغ معنا، "عمر صفر" سروهای بلند اندیشه، "محمد علی عجمی" رسالتی در راستای خلاقیت شعر، "دارا نجات" نقد و تحلیل شعر خط خون، "مرضیه اسماعیل زاده" در آینه روزگار، "صفر عبدا..." قلم انداز شاعر و دانشمند ممتاز در این کتاب می‏باشد. 
    زندگی‌نامه خودنوشت موسوی گرمارودی، نمونه‏هایی از شعر وی و همچنین فهرست آثار منتشر شده او، ملحقات کتاب را تشکیل می‏دهد.
     
    کتاب "درباره هنر و ادبیات امروز" 
    "مهدی اخوان ثالث" از جمله شاعران بزرگ معاصر است که گرمارودی با وی آشنایی و رفت و آمد داشت و شعری برای گرمارودی سروده بود. کتاب "درباره هنر و ادبیات امروز" گفت و شنودی میان مهدی اخوان ثالث و گرمارودی است که آن را "ناصر حریری" جمع‌آوری نموده است. این کتاب به وسیله انتشارات کتاب‌سرای بابل در سال 1368، قبل از وفات اخوان به چاپ رسید.
     
    کتاب "گزینه پنجاه شعر"
    کتاب "گزینه پنجاه شعر" موسوی گرمارودی را "بهاءالدین خرمشاهی" در سال 1375، به چاپ رساند. وی در بخشی از مقدمه‌ طولانی کتاب می‌نویسد: «كارنامه شعری گرمارودی هم پر بار است هم پر برگ، كارنامه‏ای است كلان و مشتمل بر كتاب كه حاصل سلوک ساله شعری اوست».
     
  • + جوایز و افتخارات

    کسب رتبه اول در مسابقه شعر مجله ادبی یغما، در سال 1348

    انتخاب به عنوان "چهره ماندگار بخش شعر" از طرف بنیاد چهره‏های ماندگار، در سال 1385

    انتخاب او به عنوان یکی از "مفاخر ایران زمین" از طرف انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، در سال 1390

    تجلیل از مقام علمی و ادبی وی در سرای اهل قلم، در سال 1392

     

  • +نقد شاعران معاصر و غیر معاصر توسط گرمارودی

    موسوی گرمارودی از جمله شاعرانی است که نه تنها در عرصه شعر و غزل دوران قبل از معاصر، بلکه از نقد آثار شاعران هم عصر خود نیز چشم‌پوشی نکرده است. او گاهی با نگرشی به دور از اعتقادات سیاسی و فردی، شعر دیگر شاعران را ارجح بر شعر خویش، به مخاطبان شعر امروز توصیه می‏نماید.
     
    سعدی شیرازی
    گرمارودی از نبوغ سعدی چنین بیان‏گر می‌شود که: «بی‌گمان سعدی در برخی از لحظات، لحظه‏های هستی را طور دیگری می‌دید. تنها یک نابغه می‌تواند "بوستان" بیافریند و محال است در زبان فارسی اثری به حجم بوستان سعدی با این فصاحت بیان شود».
     
    نیمایوشیج
    این شاعر آیینی در مورد "نیما یوشیج" این‏گونه بیان می‏کند که: «عظمت نیما به شاعر بودن نیست، به ابداع‏گر بودن و نجات شعر از دربار است. در واقع نیما جریان شعر را در راستای مردم و نیازهای آن‌ها و مردمی کردن شعر قرارداد. عظمت نیما به ابداع و بت شکنی اوست».
     
    سهراب سپهری
    وی در مورد شعر و شخصیت سهراب می‏گوید: «"سهراب سپهری" از کسانی است که راه نیما را شناخته بود، اما این را با خود با شخصیت یگانه خویش پیمود. او خود را با رنگ و کلمه بیان می‌کرد، مصالح خلاقیت او هم رنگ بود و هم کلمه و او با این هر دو نقاشی می‌کرد. یا با این هر دو مأموریت ادبی خود را انجام می‌داد. تعجب نفرمائید که برای نقاشی او نیز تأمل به مأموریت ادبی شده‌ام. می‌دانید که در نقاشی ایرانی از گذشته‌های دور به خاطر منعی که اسلام در مبارزه با آثار بت پرستی پیش آورده بود، پرسپکتیو ناگزیر حذف شده. یکی از منتقدان غربی می‌گوید نقاشی در آبستره به همان جایی رسیده است که نقاشی ایران اسلامی در طی قرون می‌پیمود یعنی در این نقاشی نیز مانند آبستره رنگ‌ها یکدیگر را فرامی‌خوانند. نقاشی مأموریت ادبی می‌یابد؛ اما شعر سپهری، شعر او در نخستین برخورد دارای چند ویژگی است، یکی این که سپهری نخستین کسی یا دست کم مهم‌ترین شاعری است که زبان شعر نو را با زبان محاوره پیوند زد. توضیح آن که در شعر نو شاعران در همان حال برخی دارای زبان خاص خویشند در یک چیز اشتراک دارند و آن زبان عام شاعرانه است در برابر زبان محاوره. در واقع می‌توان گفت که زبان شاعرانه هر شاعر و زبان خاص وی جنس و فصل شعر او را تشکیل می‌دهند. زبان شاعرانه در این تعبیر یعنی زبانی که علاوه بر حفظ ویژگی زبان خاص یک شاعر دارای ضخامت و اسلوب شعری است و حوزه لغات و تعبیرات و بیان در آن از نوعی است که آن را از سویی از زبان نوشتار متمایز می‌کند و از سویی دیگر از زبان گفتار. این ضخامت و اسلوب و تمایز و تمایل به ارگانیسم در کاربرد لغات به دست می‌آید؛ اما سپهری و البته اسماعیل شاهرودی و دیگرانی هم شاعرانی هستند که زبان شاعرانه را با زبان محاوره پیوند زده‌اند و به جای خود موفق هم بوده‌اند، اگر چه سپهری از این لحاظ موفق‌تر است».
     
    نوذر پررنگ
    مرحوم "نوذر پرنگ" از غزل‌سرایان معاصراست که گرمارودی در رابطه با او به شکلی موشکافانه حساسیت و دقت را نشان می‏دهد و می‏گوید: «از دست رفتن نوذر پرنگ برای غزل معاصر ما لطمه بزرگی خواهد بود. پرنگ بی‌گمان یکی از برجسته‌ترین شاعران غزل نو است و تأثیر او در نسل‌های بعد از خودش، بر کسی پوشیده نیست. من در جلسه نقد و بررسی شعر پرنگ که با حضور خود شاعر و مرحوم منوچهر آتشی برگزار شد هم به این موضوع اشاره کردم که اشیا هم ناطق‌اند و گویا، اما به زبان بی‌زبانی؛ اما این‌طور نیست که پدیدارهای عالم با همه سخن بگویند؛ شاعران و به خصوص شاعرانی مانند پرنگ محرم رازهای پدیدارها هستند و پدیدارها با کسانی مانند او بیگانه و نامحرم نیستند. برخی از غزل‌های پرنگ در ادبیات ما جاودانه خواهند بود. پرنگ با توجه به مضمون این شعرش که می‌گوید: کجایی ای همه جای تو خوش رهایی، های/! دلم به سوی صدای تو رهسپار شده است، به سوی رهایی رفت. به جای دلش که در زندگی به سوی صدای رهایی رهسپار شد، حالا خودش به سوی رهایی رفته است».
     
    خسرو احتشامی
    "خسرو احتشامی" غزل‌سرایی است که اولین مجموعه شعری‌اش را با عنوان "حماسه در حریر" با مقدمه گرمارودی منتشر کرد. گرمارودی درباره احتشامی نوشته است: « نگاه خسرو، امروزین است؛ می‌خواهم بگویم او تقریباً در تمام غزل‌هایش، همین نگاه را حفظ کرده است و هر چه آن خسرو کند، شیرین بود و نگاه عمومی او (عموما، نگاه او) امروزین است.
    زبان احتشامی، صراحت و صلابت زبان و چهره یک سوار ایلیاتی را در خود دارد که هم‌نشین دائم صلابت و صراحت کوه و کمر هونه‌گان است؛ ولی این صلابت همراه است با ملایمت نگاه پونه‌های حریرپوش، کنار جویبارک‌های نرم پویی که از دامنه‌های همان کوه‌ها و در آغوش همان صلابت، راه خود را می‌پویند... پس هم حماسه و هم حریر است».

     

  • +دیدگاه منتقدان در مورد موسوی گرمارودی

    فاضل نظری
    "فاضل نظری" از شاعران معاصر است که در نشست خبری معرفی آثار موسوی گرمارودی در روز سه شنبه 21 اردیبهشت 1389، در غرفه انتشارات سوره مهر بیست و سومین نمایشگاه کتاب تهران از موسوی گرمارودی به عنوان شاعر تمام قالب‌های شعری یاد می‏کند و عنصر عشق را از ویژگی‏های شعر گرمارودی می‏داند.
     
    سهیل محمودی
    "سهیل محمودی" درباره گرمارودی می‌گوید: «موسوی گرمارودی یکی از کهن‌ترین قالب‌های شعر فارسی یعنی قصیده را در عرصه‌ای به نام شعر سپید تعریف کرده است. او از کسانی است که با تکیه برگذشته شعر فارسی و با ارزش‌گذاری به گذشته که نه تقلید است و نه فقط تقدیس آن، برای امروز بهره گرفته است. چیزی که متأسفانه امروز در ادبیات ژورنالیست زده ما وجود ندارد و کسانی مانند اخوان یا سهراب در این راه موفق بوده‌اند و بخشی از این سنت را به شکل پویا در آورده‌اند. این بخشی از توجه گرمارودی به پیشینیان در قالب قصیده است. بخش دیگر نگاه معرفتی و دینی اوست که البته گاهی آن‌قدر به آن پرداخته‌شده که حجابی روی وجه شاعری او شده است؛ اما نگرش و منبع فکری است که به شعر عاشقانه ماهم معنی می‌دهد و گرمارودی در این وجه هم موفق بوده است».
     
    بهاءالدین خرمشاهی
    بهاءالدین خرمشاهی درباره گرمارودی چنین می‏گوید: «من حدود چهل سال است در محضر استاد گرمارودی بودم و شعر ایشان را برگزیده کردم. اگر از ترجمه قرآن بگویم زمان زیادی لازم است که بگویم ایشان چه شاهکاری کردند و چه کارهایی انجام دادند و واقعاً چقدر جدی و شیوا و خوش‌خوان و درعین‌حال دقیق قرآن را ترجمه کردند.
    گاهی بنده شاهد بودم که ایشان در خارج از وقت اداری در تاجیکستان که مقام رایزنی فرهنگی داشتند با طهارت توحید که بر جاست با طهارت وضو هم بر سر این کار نشستند و این کار ماندگار خواهد ماند و پس از آن ترجمه از صحیفه سجادیه و سپس ترجمه نهج‌البلاغه را هم در دست دارند و انشاءا... از آن هم بهره‌مند خواهیم شد. اگر چه ایشان عجله نمی‌کنند و می‌دانند که ترجمه صحیفه از قرآن به یک معنا مهم‌تر نیست ولی دشوارتر است...».
     
    میر احمد میراحسان
    "میر احمد میراحسان" منتقد ادبی، در تاریخ 13 اردیبهشت 1385، در نشست تحلیل شعر و اندیشه علی موسوی گرمارودی گفت: «موسوی گرمارودی از پیشگامان شعر مدرن مذهبی قبل از انقلاب اسلامی است. نمادهای بدیعی در اشعار گرمارودی دیده می‌شود. شعر مدرن ما در قبل از انقلاب به خاطر وجود حکومتی که مانع ورود افکار نو و جدید بود، تحت محاصره و سلطه شعر حزبی روشنفکری قرار داشت ولی با این حال افرادی مانند موسوی گرمارودی و صفار زاده توانستند خود را به عنوان یک شاعر مسلمان به همگان معرفی کنند».
     


ویرایش این مطلب، یا ارسال نظر