علی عبد‌الله صالح

 

علی عبد‌الله صالح سنحانی، سیاستمدار نظامی یمن و اولین رئیس جمهور منتخب مردم این کشور بشمار می‌آید که با رای مستقیم آنها در سال 1999 به قدرت رسید و تا 5 ژوئن 2011 ریاست کرد.

 


امتیاز دهی به مطلب:
 

به اشتراک گذاری مطلب:
ارسال به دوستانارسال به دوستان
  • -زندگینامه

    علی عبدالله صالح متولد 21 مارس 1942 در روستای "بیت الاحمر" در منطقه "سنحان"، "استان صنعا" در کشور یمن است. وی از قبیله الاحمر و پیرو مذهب زیدی است. تحصیلات ابتدایی خود را در روستای زادگاهش گذراند و در سال 1958 به نیروهای مسلح یمن پیوست و در رشته نظامی تحصیل کرد. در سال 1960 به طور رسمی با درجه افسری به عضویت ارتش یمن در آمد. در ارتش یمن به سمت های فرمانده جوخه، فرمانده گردان زره پوش و فرمانده اردوگاه خالد بن ولید منصوب شد. 
    در سال 1962 در طراحی و اجرای کودتا علیه شاه یمن همکاری کرد. تا قبل از رسیدن به پست ریاست جمهوری سمت هایی چون معاون فرمانده ستاد کل نیروهای مسلح و پس از ترور رئیس جمهوری وقت یمن ریاست ستاد کل نیروهای مسلح را تجربه کرد. در سال 1982 دبیر کل کنگره عمومی مردم شد. از سال 1978 تا 1990 ریاست جمهوری یمن شمالی را برعهده داشت و از حمایت قاطع امریکایی ها برخوردار بود.
    در سال 1990 و پس از اتحاد یمن شمالی و یمن جنوبی که حکومت کمونیستی داشت، رئیس جمهور کل یمن شد و در سال 2011 و در پی افزایش اعتراض های مردمی و سوء قصد به جان او که به سوختن نیمی از بدنش انجامید، پذیرفت که از قدرت کنار برود. در ژانویه 2012 پس از تصویب قانون مصونیت قضایی اش در پارلمان، صنعا را به مقصد امریکا ترک کرد تا دوره درمان را در آن کشور بگذراند. 
    لازم به ذکر است، علی عبدالله صالح طی 33 سال حکومت بر یمن، بلندمدت‌ترین ریاست‌جمهوری را داشت. عبدالله صالح هر چند در ظاهر در خانواده‌ای زیدی مذهب به دنیا آمد ولی حكومت او رویكردى سكولار داشت و به نوعى برخلاف دين اسلام به ويژه مذهب شيعه فعاليت می کرد.
     
    صدام صغیر
    علی عبدالله صالح هم به سبب حضور پرنفوذ عناصر وهّابی در اطرافش و اعطای پناهندگی سياسی به عناصر حزب بعث، بعد از جنگ آمريكا و عراق، به "صدام صغير" (صدام كوچک) مشهور شد.
     
  • +خانواده

    علی عبدالله صالح، به عنوان سومین فرزند در یک خانواده فقير متولد شد، در همان اوایل كودكی به دليل جدايی مادر و پدرش از يكديگر، نتوانست در كانون گرم خانوادگی رشد كند. 
     
    فرزندان
    از تاریخ ازدواج و تعداد فرزندان علی عبدالله صالح اطلاعات کاملی در دست نیست ولی از احمد صالح، خالد علی عبدالله صالح و بلقیس صالح به عنوان فرزندان وی میتوان نام برد. 
    "سرتیپ احمد علی عبد الله" فرزند ارشد دیکتاتور یمن است که زمام امور امنیتی قصر ریاست جمهوری یمن را به عهده داشت. 
     
    خویشاوندان
    "یحیی محمد عبد الله صالحح" (برادرزاده علی عبدالله صالح) رئیس ستاد مشترک ارتش و شخص دوم نیروهای امنیت مرکزی و رئیس اداره مبارزه با تروریسم یمن در طول ریاست جمهوری علی عبدالله صالح خدمت کرد. 
     "علی محسن الاحمر" برادر نا تنی علی عبدالله صالح كه به "علی شیمیایی یمن" یا "مرد بی‌رحم " معروف است، از شخصيت‌های مهم و نزدیک به وهّابی‌ها در یمن که به ‌دستور رئيس‌ جمهور يمن، فرماندهی حمله به استان‌های شيعه‌نشين شمال اين كشور را بر عهده داشت و با استفاده از سلاح های گسترده و با پشتیبانی هوایی عربستان سعودی، هزاران نفر از حوثی ها را شهید كرد.
     
  • +از بیت الاحمر تا کاخ ریاست جمهوری

    علی عبدالله صالح، تحصیلات ابتدایی خود را در مدرسه دینی روستا که "کتاب" نامیده می شد گذراند، سپس در سال 1958 محل سکونت خود را ترک کرد و وارد ارتش یمن شد. صالح، فارغ‌التحصيل دانشگاه نظامی بغداد است و با اعضای حزب بعث و صدام روابط ويژه‌ای داشت.
     
    ورود به ارتش
    علی عبدالله صالح، در 16 سالگی وارد ارتش شد و به تحصیلات نظامی پرداخت، از او به عنوان متخصص در فرماندهی نیروهای زرهی یاد می شود. صالح به تدریج در ارتش وارد هسته افسران مخالف نظام وقت شد. عبد الله صالح در سال 1960 وارد دانشکده افسری نیروهای مسلح یمن شد و در سال 1962 در طراحی و اجرای کودتا علیه شاه یمن دست داشت.
     
    کودتای 1962
    يک هفته پس از مرگ "امام احمد"، پادشاه یمن، در سپتامبر 1962، صالح به همراه افسران آزاد یمن به رهبری "سرهنگ عبدالله السلال" با حمايت مصر و واحدهايی از ارتش يمن عليه "امام بدر" فرزند "امام احمد" كودتا كرد و توانست او را شكست داده و متواری كند. شكست سلطنت طلبان از جمهوری خواهان كه پس از درگيريهای شديد بين هواداران آنان رویداد؛ عملا پايانی بر حكومت امامان زيدی يمن و آغاز يمن جديد بود.
     
    دفاع از انقلاب محاصره هفتاد
    علی عبدالله صالح، در سال 1963 به درجه ستوان دومی رسید و در حوادث انقلاب 26 سپتامبر 1963 حضور داشت و پس از انقلاب به رتبه سرگردی ارتقا یافت. و با انقلابی های یمن در دفاع از انقلاب "محاصره هفتاد" مشارکت داشت که طی آن سلطنت طلبان این کشور به مدت 70 روز صنعا پایتخت یمن را به محاصره خود درآورده بودند تا بر انقلابیون پیروز شوند که به شکست سلطنت طلبان انجامید.
    بعدها وی در سال 1964 به دانشکده نیروهای زرهی پیوست تا در جنگ های زرهی و توپخانه ای نیز آموزش های لازم را ببیند. صالح در نهایت فرماندهی این نیروها و رهبری این نوع از جنگ ها را در یمن بدست گرفت.
     
    فرماندهی پادگان خالد بن ولید (1975-1978)
    علی عبدالله صالح در سال 1975 فرمانده تیپ "تعز" و فرمانده پادگان "خالد بن ولید " شد و از آن طریق نفوذ بسیاری در یمن کسب کرد و نام یمن را در عرصه بین‌المللی بر زبان‌ها انداخت. صالح پس از این که مسئولیت تیپ تعز را برعهده گرفت به یکی از شخصیت های بسیار با نفوذ یمن شمالی تبدیل شد و روابط بسیار گرم و صمیمانه ای با شیوخ قبایل قدرتمند یمنی که در دولت وقت نفوذ داشتند، برقرار کرد. 
     
    سمت‌های علی عبدالله صالح تا قبل از دوران ریاست جمهوری 
    فرمانده جوخه
    فرمانده گردان زره ‌پوش
    فرمانده اردوگاه خالد ابن ولید
    معاون فرمانده و رئیس ستاد کل پس از ترور رئیس جمهور یمن در سال 1978
     
    ریاست جمهوری کشور یمن شمالی از سال 1978 تا 1990
    در سال 1978 میلادی مجلس قانون گذاری یمن شمالی با اکثریت قریب به اتفاق، سرهنگ علی عبدالله صالح از قبیله "حاشید" فرمانده نظامی منطقه "تعز" را به عنوان رئیس جمهور برگزید.
    علی عبدالله صالح از سال 1978 قدرت را در یمن با جمعیت 3/24 میلیون نفر در اختیار داشت. وی تا سال 1990 یعنی 12 سال رئیس‌جمهور یمن شمالی بود. 
     
    رهبری حزب کنگره ملی سراسری (GPC)
    حزب کنگره ملی سراسری یمن به رهبری علی عبدالله صالح از سال 1978 تا 1990 در یمن شمالی و پس از اتحاد دو یمن در آن سال تا سرنگونی حکومت صالح در سال 2012 در راس قدرت قرار داشت. حمایت عربستان از این گروه موجب نفوذ آن در قبایل سنی و ساختارهای قدرت حتی پس از سرنگونی صالح شد.
     
    کودتای افسران ناصری علیه علی عبدالله صالح 
    در اكتبر 1979 گروهی از افسران ناصری (تابع جمال عبد الناصر در مصر (از رهبران‌ مهم‌ مبارزات‌ سیاسی‌ ضد نظام‌ سلطانی‌ مصر و دومین‌ رئیس‌جمهوری‌ مصر و از پیشگامان‌ ملی‌گرایی‌ عرب‌)) به رهبری فردی به نام "محمد فلاح " که توسط لیبی حمایت می شدند، تلاش کردند علیه علی عبد الله انقلاب کنند که به دلیل عدم حمایت مردمی در اقدام خود ناکام ماندند.
    این انقلاب باعث شد تا صالح در اداره ارتش و مؤسسات و دستگاه های امنیتی تنها بر افراد خانواده خود و نزدیکانش تکیه کند، به همین دلیل برادران تنی خود را در پست های حساس و مهم نظامی گماشت و به هم ولایتی های خود پست های مهم دولتی را اعطا کرد و یاران وفادارش را به عنوان استاندار و والی در مناطق مختلف یمن منصوب کرد.
     
    روند اتحاد دو یمن از سال 1990
    در 22 می 1990 با تصویب نمایندگان مجلس یمن شمالی و یمن جنوبی، دو يمن با يكديگر متحد شدند و کشور جدیدی به نام "جمهوری یمن" بوجود آمد و "صنعا" به عنوان پایتخت سیاسی و "عدن" به عنوان مرکز اقتصادی و تجاری جمهوری یمن برگزیده شد. سه سال اول اتحاد، كشور شاهد اختلافات و ترورهای سياسی ميان دو بخش جنوبی و شمالی بود و بحران‌های نظامی بوقوع پيوست كه سرانجام با پيروزی علی عبد‌الله صالح بر سالم البيض، رئيس جمهور يمن جنوبی همراه گرديد كه البيض را وادار به فرار به كشور عمان كرد. پس از اتحاد مجدد دو يمن در 7 ژوئيه 1994 صالح در حالیكه در آن زمان رياست شورای رياست جهموری را برعهده داشت در اكتبر 1994 به رياست جمهوری يمن رسيد. 
     
  • +دوران ریاست جمهوری

    صالح در اولین انتخابات آزاد کشور در سال 1999 با کسب 96 درصد از آرا مجددا به ریاست جمهوری انتخاب شد و اولین رییس جمهور یمن بود که با رای مستقیم مردم و با شکست دادن تنها رقیب خود " قحطان الشعبی" فرزند رییس جمهور یمن جنوبی بار دیگر به ریاست جمهوری یمن انتخاب شد. 
    علی عبدالله صالح دوازده سال ریيس جمهور يمن شمالی بود و از سال 1990 ميلادی كه اتحاد دو بخش شمالی و جنوبی يمن شكل گرفت، تا سال 2011، 21 سال ریيس جمهور يمن متحد بود. 
    لازم به یادآوری است که بر اساس نتایج یک همه پرسی در سال 2001 در جمهوری یمن، دوره ریاست جمهوری از پنج به هفت سال تمدید شد.
     
  • +سیاستهای ضد شیعی عبدالله صالح در دوران ریاست جمهوری

    علی رغم زیدی بودن علی عبدالله صالح و شماری از مقامات بلندپایه دولت یمن، عملکرد صالح نمایانگر قرابت وی با بعثی‌ها و سیاست‌های ضد شیعی بود. 
    عبدالله صالح، متاثر از عقاید وهابیت، جز اسمی از شیعه بودن، هیچ علاقه ای نسبت به این مذهب نشان نمی داد و به عنوان حاکم سکولار به شدت مخالف این مذهب و حامی گروه های سلفی به خصوص جریان وهابیت بود.
    وی که به پشتوانه سعودى ها در رأس حكومت يمن قرار گرفته بود، مذهب زيديه را به حاشيه رانده، و دست سلفی هاى تكفيرى را برای بسط نفوذشان در يمن بازگذاشت و به نوعى يمن را به حياط خلوت سياسى و مذهبى عربستان تبديل كرد.
     
  • +انقلاب یمن، از آغاز تا پیروزی

    اعتراضات سراسری علیه حکومت و رئیس‌جمهور وقت یمن، از 14 ژانویه 2011 میلادی، در این کشور آغاز شد و در 3 فوریه (روز خشم) به اوج خود رسید که با برخوردهای خونین و خشونت ‌آمیز حاکمیت با مردم معترض روبرو شد. 
    در جریان این اعتراضات شماری از مردم دستگیر، گروهی مجروح و تعدادی نیز کشته شدند. برخورد دولت با معترضان در طول اعتراضات روزبه‌روز خشن‌تر می‌شد تا جایی که دولت یمن برای سرکوب اعتراضات از بمب‌های مسموم و گازی علیه معترضان استفاده کرد. شدیدترین برخورد در 18 مارس (جمعه خونین) اتفاق افتاد که 50 کشته و 240 مجروح داشت.
    انقلاب یمن ریشه در شرایط سیاسی - اجتماعی این کشور داشت، با الگو گرفتن از انقلاب اسلامی ایران و قیام مردم تونس و مصر، وارد مرحله حساس و تاثیرگذاری شد و مردم خواستار برکناری علی عبدالله صالح بودند. دولت عبدالله صالح با استفاده از تمامی ابزارهای ممکن، به دنبال تثبیت وضعیت خود در یمن بود و با بهره گیری از حمایت برخی کشورهای خارجی، حتی به استقبال بحران هایی نظیر نبرد با شیعیان 'الحوثی' رفت.
     
    اولین جرقه های انقلاب یمن 
    سال 1990 بود که علی عبد الله صالح به عنوان رییس جمهور یمن اعلام کرد، بسان حسنی مبارک  قصد دارد پسرش را جانشین خود و به این ترتیب قدرت را در خانواده خود موروثی کند که همین موجب بروز اعتراضات گسترده در میان یمنی‌ها شد.
    در ابتدا صالح از ترس بروز انقلابی همانند انقلاب تونس و مصر اعلام کرد که از این اقدام منصرف شده، اما یمنی‌ها که صرف نظر از اعتراض به موروثی کردن قدرت در خاندان صالح، نسبت به شرایط اسف بار اقتصادی کشور نیز اعتراض داشتند، با برگزاری راهپیمایی‌های اعتراض آمیز خواستار برکناری علی عبدالله صالح از قدرت شدند.
    سیاست دولت یمن در تحمیل‌ و تحریک شیعیان به شش جنگ متوالی نتوانست به سرکوب آنان بی انجامد. حتی دخالت‌های عربستان و آمریکا نه‌تنها مانعی برای گسترش تفکر ضدآمریکایی شیعیان این کشور نبود بلکه تا حدودی زیادی حقانیت جنبش‌های شیعی را به اثبات رسانید تا جایی که جنبش انصارالله به رهبری "عبدالملک الحوثی" دامنه تحولات در این کشور را به سطح جدیدی گسترش داد و توانست قدرت سیاسی شیعیان را چند برابر کند.
     
    تلاش صالح برای سرکوب انقلاب یمن
    علی عبدالله صالح در طول انقلاب یمن از هر ترفندی برای غلبه بر انقلاب مردمی این کشور استفاده کرد که از آن جمله باید به وعده انجام اصلاحات و صرف نظر کردن از موروثی کردن قدرت در خانواده خود اشاره کرد.
    علاوه بر آن، عربستان برای سركوبی شيعيان يمن علاوه براعزام نيرو، نظارت جدی ‌ای بر آن داشت تا در اين شبه جزيره اتفاقی خارج از نظارت اين كشور نيفتد و دولت يمن هم به واسطه عدم توسعه اقتصادی نيز تحت تاثير عربستان قرار بگیرند.
    اما مردم یمن هیچ‌گاه وعده های صالح را باور نکرده و مصمم‌تر از گذشته بر ادامه انقلاب خود تاکید کردند و همین عاملی شد تا صالح سرکوب شدید و بی‌رحمانه مردم بی‌دفاع یمن را سرلوحه کار خود قرار دهد تا این بار به زور سلاح، صدای آنها را در نطفه خفه کند.
    سرکوب بی‌رحمانه مردمی که خواسته‌های برحقشان در از بین بردن فقر شدید معیشتی (یمن در سال 2010 در میان 178 کشور جهان از حیث فساد اقتصادی رتبه 146 را کسب کرد) بیکاری و فساد حکومتی و اقتصادی نمود پیدا می‌کرد، نه تنها عزم مردم یمن در اعتراض به دیکتاتوری این کشور را سست نکرد، بلکه آنها را مصمم‌تر نمود انقلاب خود را تا سرنگونی کامل رژیم عبدالله صالح ادامه دهند.
     
  • +سرنگونی علی عبدالله صالح از قدرت

    سرانجام در روز 24 آوریل 2011، حزب حاکم یمن با کناره‌گیری علی ‌عبدالله صالح موافقت کرد اما علی عبدالله صالح هم‌چنان در قدرت باقی ماند تا اینکه معترضان روز 3 ژوئن 2011، با خمپاره به کاخ ریاست‌ جمهوری حمله کردند که طی آن علی عبدالله صالح به‌شدت مجروح و برای معالجه به عربستان منتقل شد و به مدت یک ماه در بیمارستان‌های عربستان تحت درمان قرار گرفت.
    در طی این مدت مردم یمن خواستار رسمیت یافتن شورای انتقالی یمن از سوی شورای همکاری خلیج فارس شدند. این درخواست مورد موافقت قرار نگرفت و علی عبدالله صالح نیز در روز 7 ژولای 2014، پس از غیبت یک ‌ماهه با حالی وخیم بر صفحه تلویزیون دولتی یمن ظاهر شد و دوباره مخالفانش را تهدید کرد و فقط اعلام نمود که حاضر است قدرت را درچارچوب قانون اساسی تقسیم کند. 
     
    امضای طرح شورای همکاری خلیج فارس از سوی صالح 
    علی عبدالله صالح پس از ناکامی در سرکوب معترضان، به ریاض رفت و طرح شورای همکاری خلیج فارس را امضا کرد. مسئولان حزب حاکم و احزاب اللقاء المشترک (احزاب مخالف) نیز به "ریاض" آمده و برنامه اجرایی این طرح را امضاء کردند تا انتقال قدرت بر اساس این طرح برنامه ریزی و انجام شود.
     
    جانشین صالح بعد از برکناری
     تداوم اعتراض‏ها در یمن سبب شد با طرح شورای همکاری خلیج فارس و آمریکا، "عبدر به منصور هادی"، که از سال 1994 معاون صالح بود، در انتخاباتی تک نامزدی جایگزین عبدالله صالح شود، "منصور هادی" از 27 فوریه 2012 رسما به عنوان رئیس جمهور موقت یمن فعالیت خود را آغاز کرد.
    بسیاری از کارشناسان سیاسی و رسانه‌ای در پی خروج صالح از یمن اعلام کردند: که این اقدام دیکتاتور خروج آبرومندانه‌اش از قدرت است و با توجه به این‌که تعداد زیادی از نزدیکانش به همراه او از کشور خارج شده‌اند، انتظار می‌رود که حاکمیت بیش از 33 سال خاندان صالح در یمن پایان یافته است. 
     
    اعتراضات یمنی ها علیه دولت موقت
    پس از برکناری علی عبدالله صالح، دولت یمن کوشید طی اصلاحاتی مردم را راضی نماید اما این اتفاق نیفتاد و مردم یمن مجددا دست به اعتراض زدند. این اعتراضات که با رهبری حوثی های یمن پیگیری می‌شد در سیپتامبر 2014 به اوج خود رسید. مردم سه خواسته اساسی داشتند که عبارت بود از: سرنگونی دولت فاسد، لغو دستور آزادسازی حامل‌های سوخت و اجرای نتایج کنفرانس گفت‌وگوی ملی. سرانجام حوثی ها توانستند پس از تصرف بخش‌های مهمی در "صنعا" پایتخت یمن، دولت را به پای میز مذاکره بکشانند.
     
  • +جنبش الحوثی ها

    جنبش "الحوثی"، قیام اعتراض آمیز شیعیان زیدی "استان صعده" (از استان‌های مشهور یمن و مرکز علمی- تاریخی زیدیه) است که به نام رهبران این جنبش شناخته می‌شود. 
    "شيخ بدرالدين" ازمشايخ بزرگ شيعه زيدی يمن بود که سه فرزندش را در راه دفاع از دين از دست داد. "حسين الحوثی" يکی از فرزندان شيخ بود که بعنوان برجسته ترين چهره و موسس جنبش الحوثی مطرح می شد. 
    ریشه‌ اصلی اختلاف‌های زیدی‌ها و به ویژه جنبش "الحوثی" با حکومت مرکزی به انقلاب 1962 میلادی برمی‌گردد که رژیم امامت منحل و رژیم جمهوری تشکیل شد.
    علاوه بر این، سیاست‌های غلط علی عبدالله صالح نیز نارضایتی زیدی‌ها را دامن زده و باعث شد مخالفت زیدی‌ها با حکومت مرکزی افزایش یابد.
    از طرفی دیگر، نواحی شیعه ‌نشین جزء عقب‌مانده‌ترین نواحی یمن به شمار می‌رفتند که دولت صالح هیچ تلاشی برای رشد و توسعه این نواحی نکرده بود. بی‌توجهی صالح به توسعه و عمران نواحی شیعه ‌‎نشین و مخصوصا استان صعده و همچنین اعمال محدودیت‌های وسیع مذهبی علیه شیعیان مهم‌ترین دلایل خیزش و نارضایتی شیعیان را در یمن شکل دادند.
    دولت يمن در جنگ با حوثيها مرتکب بدترين جنايات شد، نظاميان يمن که در حمله به مناطق شيعه‌‏نشين اين کشور از به‌‏کارگيری هيچ سلاحی حتی بمب‌‏های شيميايی ابا نداشتند، پس از قتل عام شيعيان در روستاها و شهرهای استان صعده و مناطقی چون "الرزامات"، "حيدان"، "مران" و "آل‌‏شافعه"، پيکرهای شهدا را به‌‏طور کامل  سوزانده و سپس با بستن آنها به پشت خودروهای نظامی و با هدف ارعاب مردم، اين اجساد را در کوچه و خيابان گرداندند.
    به دستور حکومت يمن، تمامی کتاب‌‏های شيعيان از جمله کتاب‌‏های شريفی چون نهج‌‏البلاغه و صحيفه سجاديه از مساجد، کتابخانه‌‏ها، مدارس و حوزه‌‏های علميه سراسر اين کشور جمع‌‏آوری و نابود شدند. 
    در جریان درگیری‌های نخستین بین نیروهای دولتی یمن و گروه الحوثی در سال 2004 "حسین الحوثی" که نماینده پارلمان در انتخابات سال 1993 و 1997 بود، رهبری این گروه را بر عهده گرفت و طی درگیری‌ها کشته شد. دولت یمن این گروه را به داشتن گرایشات فکری شیعه اثنی عشری متهم می‌کند، اما الحوثی‌ها خود را شیعه زیدی و در برخی از مسائل و مناسبت‌ها مانند جشن غدیر و عاشورا خود را با شیعیان اثنی‌عشری همسو می‌دانند.
    در نهایت، در ماه آگوست سال 2009 پس از حدود يک سال آرامش، درگيری ‌ها دوباره آغاز شد و با دخالت اردن، عربستان و آمريكا تا سال 2010 ادامه يافت. در ژانويه 2010 گروه الحوثی پيشنهاد مشروط آتش‌بس را ارائه داد كه دولت يمن آن را رد كرد.
     
  • +جنایات علی عبدالله صالح در جریان انقلاب مردم یمن

    از زمان شروع فعاليت های اعتراضی صلح آميز كه تمامی استان های يمن را فرا گرفت، بارها نیروهای پلیس به مردم معترض حمله کرده و معترضان را بازداشت و به زندان انداختند، اما مردمی که دیگر هیچ چیزی برای از دست دادن نداشتند، به مبارزه شان ادامه دادند و در مقابل برخوردهای خشونت آمیز نیروهای امنیتی صالح ایستادگی کردند.
     
    افشای اسناد جنایات علی عبدالله صالح
    در تاریخ 16 مه 2011، سازمان دفاع از حقوق و آزادی‌ها در یمن موسوم به "هود" از وجود اسناد و اطلاعاتی مبنی بر وجود گورهای جمعی برای دفن کردن انقلابیون یمنی که توسط مزدوران صالح کشته می‌شدند، خبر داد. 
    این سازمان طی یک نشست خبری اسناد مختلفی از جنایات رژیم عبدالله صالح علیه انقلابیون از جمله: ربودن انقلابیون یمنی و دفن آنها در گورهای جمعی، استفاده از بمب‌های دودزای تاریخ مصرف گذشته علیه انقلابیون و حمله به آمبولانس‌ها و ربودن انقلابیون زخمی را فاش کرد.
     
    اعتراف سازمان ملل به جنایات صالح
    در 19 اکتبر 2011، کمیساریای حقوق بشر سازمان ملل در نیویورک در خصوص جنایات عبدالله صالح اعلام کرد: با هر توافقی برای انتقال قدرت در کشور یمن که در بر گیرنده عفو علی عبدالله صالح رئیس نظام حاکم بر یمن باشد مخالف است زیرا نیروهای وابسته به وی متهم به جنایات متعدد از جمله کشتار تظاهر کنندگان یمنی هستند.
     
    کناره گیری وزیران کابینه در اعتراض به جنایات صالح
    کشتار و سرکوب مردم در 18 مارس (جمعه خونین)، باعث شد که صالح متحمل ضربه سنگینی شود. گروهی از وزیران کابینه یمن و سفرای این کشور در آن زمان در اعتراض به تیراندازی و کشتار مردم در تظاهرات صنعا، پایتخت این کشور، از مقام خود کناره‌گیری کردند.
     
  • + وابستگی سیاسی عبدالله صالح به عربستان

    از لحاظ تاریخی "ریاض" هیچ وقت با "صنعا" رابطه خوبی نداشته است. چرا که به مدت هزار سال تا سال 1962 تحت حاکمیت زیدی‌ها قرار داشت. در سال 1962 که علیه حکومت امامیه شورش شد، عربستان از ترس عدم سرایت شورش به عربستان، از ارتش یمن جانبداری کرد، اما هنگامی که یمن جمهوری شکل گرفت، بازهم رؤسای جمهور آن را پادشاهان سعودی انتخاب می‌کردند و هنگامی که هر یک از رؤسای جمهور مشی مستقل در پیش می‌گرفت، پنهانی به قتل می‌رسید؛ افرادی چون "ابراهیم الحمدی" و "الغمشی" به چنین بلایی دچار شدند.
    استیلای خاندان سعودی بر یمن ادامه داشت و علی عبدالله صالح نیز تمام و کمال در خدمت منافع عربستان قدم بر می‌داشت و سیاست های داخلی و خارجی خود را با رژیم آل سعود هماهنگ می کرد تا اینکه جنبش الحوثی شکل گرفت. 
    حملات مکرر ارتش یمن به مراکز حوثی ها در "صعده"، "لحج"، "تعز"، "عمران" و "صنعا" که به شهادت هزاران نفر از حوثی ها منجر شد به دستور مستقیم عربستان صورت می گرفت. دیدگاه رژیم آل سعود این بود که چون حوثی ها به مذهب تشیع گرایش دارند لذا نفوذ حوثی ها در مناطق شمالی یمن به مفهوم نفوذ ایران است.
    از سال 2004 تا سال 2010 دو ارتش عربستان و یمن 6 حمله زمینی و هوائی علیه حوثی های یمن سازماندهی کرده و حتی در چند مورد نیز از سلاح شیمیائی استفاده کردند.
    در این وضعیت عربستان پس از پیروزی حوثی ها تلاش کرد تا با کمک کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، شورای امنیت سازمان ملل را به صدور قطعنامه ای که حوثی ها را به عنوان یک گروه تروریستی بشناسد، وادار کند.
     
  • +حمایت پنهان آمریکا از علی عبدالله صالح

    هرچند که آمریکا بطور مستقیم و بسان لیبی وارد نا آرامی‌های یمن نشد، اما بطور غیر مستقیم تلاش کرد،‌ منافع خود در این کشور را حفظ ‌کند چون می‌دانست، روی کار آمدن هر دولت دیگری در یمن به جای عبد الله صالح برای کاخ سفید زیانبار است.
    آمریکایی ها با خروج علی عبدالله صالح از یمن مخالفتی نداشتند و در مواضع رسمی خود خواهان خروج وی نیز شده بودند اما به طور موثر و علنی تمایلی به دخالت در اوضاع یمن نشان نمی دادند و مسئولیت این پرونده را همانند بحرین به عربستان واگذار کردند.
    ولی در مقابل جنبش الحوثی نتوانستند بی تفاوت باشند؛ لذا در مقابل این جنبش از دو روش بهره بردند، اول این كه با دقت در موضوع حوثی‌ها نگریسته و كشورهای عربی را از تعجیل در تصمیم‌ گیری اجتناب داده و از طرف دیگر در جهت مهار جنبش الحوثی و شیعیان یمن تمام ظرفیت‌های خود را به طور غیر علنی بكار بستند و تلاش نمودند تا مدیریت اوضاع را در دست گیرند.
    لذا آمریکا در کنار اروپا  و هم‌صدا با شورای همکاری خلیج‌ فارس جنبش الحوثی را محکوم و به بهانه مبارزه با القاعده نظامیان خود را راهی یمن کرده و این کشور را یکی از پایگاه‌های جنگ علیه تروریسم اعلام نمود. اما قصد اصلی واشنگتن نجات حکومت عبدالله صالح از خطر الحوثی ها بود.
     
    حمایت تسلیحاتی آمریکا از صالح
    تأسیس "قاعده جهاد" در "جزیره‌العرب" که حاصل ادغام دو زیر مجموعه القاعده در یمن و عربستان بود، این سازمان را به یکی از فعال‌ترین زیر مجموعه‌های القاعده تبدیل کرد. از آن زمان مبارزه با القاعده در یمن و همکاری علی عبدالله صالح در این زمینه، جزیی اساسی از استراتژی فراگیرتر مبارزه علیه تروریسم آمریکا بوده است.
    کمک‌های ایالات متحده به یمن در این راستا، اغلب کمک‌های نظامی و در جهت مبارزه با القاعده و گسترش نفوذ آن بوده است. هر چند صالح بسیاری از کمک‌های نظامی آمریکا برای مبارزه با تروریسم را برای بقا در قدرت به کار برد.
    در جریان اعتراضات مردم، نیروهای امنیتی عبدالله صالح برای سرکوب تظاهرات ‌کنندگان به انواع مختلف سلاح از جمله آر.‌پی.جی، بمب‌های ویژه و سلاح‌های سبک دیگر از سوی آمریکا مجهز می شد.
    همچنین از آنجا که 40 درصد نفت دنیا از "جزیره العرب" (یمن واقع در قسمت جنوبی شبه جزیره می باشد) صادر می‌شود و تنگه استراتژیک "باب المندب " در این منطقه قرار دارد، به همین دلیل غربی‌ها با حساسیت بالا تحولات یمن را دنبال کرده و آمریکا در این منطقه بیش از مناطق دیگر دموکراسی را قربانی ثبات و حفظ وضع موجود کرد. 
    آمریكا تلاش کرد تا جنبش حوثی‌‌ها را یک جریان كور، خشن و با اهداف سیاسی افراط گرایانه مذهبی بنامد و درصدد بود تا موضوع یمن را در یک مقیاس محدودی تعریف كرده تا آن را مدیریت كند. در واقع ارتش آمریکا در زمینه آنچه مبارزه با تروریسم می خواند، به ارتش یمن کمک می کرد. 
     
  • +مواضع صالح در قبال جمهوری اسلامی ایران

    روابط ایران و یمن همواره تابعی از متغیرهای منطقه ای و بین المللی بوده و این متغیرها بطور طبیعی این روابط را تحت تاثیر قرار داده اند.
    تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی دو یمن شمالی و جنوبی در سیاست خارجی ایران هیچگاه تعریف مشخصی نداشتند زیرا دو یمن جایگاه قابل قبولی در منطقه و جهان نداشتند.
    نگاه دولتمردان ایران به یمن جنوبی تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی نگاهی توام با نگرانی بود زیرا یمن جنوبی در بلوک کشورهای اتحاد جماهیر شوروی سابق قرار داشت.
    تسلط یمن جنوبی بر تنگه استراتژیک باب المندب و امکان حضور نظامی شوروی در دریای سرخ و دریای عمان و مختل شدن حرکت کشتی های نظامی و تجاری غرب در این دو دریا، بخشی از دغدغه های ایران بود. به همین دلیل در دوران حاکمیت پهلوی، ایران به نیابت از آمریکا و غرب بخشی از نیروهای نظامی خود را برای دفاع از پادشاهی عمان در "ظفار" مستقر کرده بود.
    هر چند حضور نیروهای ایران در پادشاهی عمان نارضایتی برخی کشورهای بلوک شرق را به همراه داشت اما رژیم شاه تلاش داشت تا از سوی آمریکا وغرب از نفوذ شوروی در باب المندب و خلیج فارس جلو گیری کند.
    در گیری های خونینی میان نیروهای ارتش سابق ایران و کمونیست های ظفار که از سوی یمن جنوبی حمایت و پشتیبانی می شدند، صورت گرفت که این درگیری ها برای ارتش رژیم شاه هزینه های انسانی و مالی زیادی به همراه داشت.
    حضور نیروهای ایران در پادشاهی عمان عملا از سال 1972 آغاز شد و تا سال 1975 که نیروهای جنبش آزادیبخش خلق ظفار بکلی شکست خوردند ادامه یافت.
    پس از پیروزی انقلاب اسلامی و آغاز جنگ تحمیلی، یمن شمالی به رهبری علی عبدالله صالح در کنار کشورهای حوزه خلیج فارس و یمن جنوبی به رهبری علی ناصر محمد در کنار ایران قرار گرفتند. روابط ایران با یمن جنوبی گسترده بود در حالی که روابط با یمن شمالی تحت تاثیر موضع گیری های شورای همکاری خلیج فارس قرار داشت.
     
    حمایت صالح از صدام در جریان جنگ تحمیلی
    علی عبدالله صالح دیکتاتور سابق یمن که کمک های مالی فراوانی از کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس دریافت می کرد از رژیم صدام در جنگ تحمیلی پشتیبانی می کرد.
    علی عبدالله صالح انتظارداشت که یمن در یک فرایند زمانی مشخصی به عضویت شورای همکاری خلیج فارس درآید اما این کشورها به دلیل پائین بودن سطح درآمد سرانه یمن از پذیرش این کشور به عضویت شورای همکاری خلیج فارس خودداری کردند.
    پس از پایان جنگ تحمیلی و ادغام دو یمن شمالی و جنوبی که در سال 1990 صورت گرفت روابط ایران و یمن جدید تحت تاثیر سیاست های عربستان و شورای همکاری خلیج فارس قرار گرفت.
    عبدالله صالح در طول ریاست جمهوری خویش، برای این که بتواند از یک سو کشورش را وارد شورای همکاری خلیج فارس کند و از سوی دیگر حمایت بزرگترین همسایه خود، یعنی عربستان از حکومتش را حفظ کند، هم‌صدا با سیاست‌های عربستان به مخالفت و خصومت‌ورزی با ایران می‌پرداخت. موضوعاتی از قبیل دخالت ایران، بارها و بارها از سوی مسئولان و دولت‌مردان یمنی به عنوان دخالت بیگانگان در مسائل یمن عنوان شد اما عبدالله صالح نتوانست این ادعا را اثبات کند. 
     


ویرایش این مطلب، یا ارسال نظر