علی افشاری

 

علی افشاری، فارغ‌التحصیل مهندسی صنایع دانشگاه امیر کبیر و از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در دوران اصلاحات بود. وی به عنوان دبیر سیاسی دفتر تحکیم وحدت، در کنفرانس برلین شرکت کرد و پس از بازگشت، بازداشت شد. افشاری در آذر ماه سال 1379 به دلیل فعالیتهای براندازانه دستگیر و به زندان افتاد. وی در صداوسیما حاضر شد و در مصاحبه‌ای از عملکرد گذشته خود ابراز ندامت کرد. افشاری در سال 1384 ایران را ترک و به بهانه ادامه تحصیل راهی آمریکا شد و در آنجا رسماً در مراکز خبری سازمان سیا شروع به لجن پراکنی علیه انقلاب اسلامی پرداخت.

 


امتیاز دهی به مطلب:
 

به اشتراک گذاری مطلب:
ارسال به دوستانارسال به دوستان
  • -زندگینامه

    علی افشاری از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در دوران اصلاحات بود. وی متولد سال 1352، در قزوین و فارغ‌التحصیل مهندسی صنایع دانشگاه امیر کبیر است. سابقه چهار دوره فعالیت در شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه امیر کبیر و سه دوره دبیری آن و 5 دوره عضویت در شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت و سه دوره مسئولیت واحد سیاسی آن‏را داشته‌ است. همچنین وی چند دوره عضو هیئت امنای جامعه فارغ التحصیلان دانشگاه امیرکبیر بوده‌است. علی افشاری به عنوان دبیر سیاسی دفتر تحکیم وحدت، به همراه افرادی چون اکبر گنجی، محمود دولت آبادی و عزت‏الله سحابی در کنفرانس برلین شرکت کرد و پس از بازگشت، بازداشت شد.

     

  • +کنفرانس برلین

     20 میلیون رأی خاتمی، سوت و کف برخی دولت های خارجی، سکولارها را آنچنان متوهم کرده بود که می پنداشتند بتوانند برای براندازی جمهوری اسلامی، آشکارا دست در دست حزب کمونیست و چریک های فدایی خلق و امثالهم نیز بگذارند.
    سال 1379 در حالی فرا می رسید که دو پروژه: قتل های زنجیره ای و 18 تیر در رسیدن به اهداف خود ناکام مانده بود. اما در کنار این دو شکست، جریان سکولار توانسته بود اکثر کرسی های مجلس ششم را در انتخابات 29 بهمن سال 78 در اختیار بگیرد. در نتیجه آن دو ناکامی و این پیروزی، وضعیتی به وجود آمد که سکولارها تصمیم گرفتند برای ادامه مسیر خود، دست به هم اندیشی و تشریک مساعی با اپوزیسیون خارج نشین بزنند. آنان حتی اراده کردند نه در پس پرده ها، که به صورت «آشکارا و عمومی» با ضدانقلاب های خارج نشین دور یک میز بنشینند و به زعم خود، جلوی شکل گیری «توهم توطئه» را بگیرند. بی‏تردید، به دلیل فراری بودن اکثر خارج نشینان، چنین اجتماعی نمی توانست در داخل کشور صورت گیرد و سفیران اصلاحات باید به دیدار هم فکران خود در آن سوی مرزها می رفتند. دولت آلمان به عنوان یکی از دولت‏های خواهان براندازی نظام دینی ایران، مسئولیت و حتی هزینه برگزاری چنین اجتماعی را به عهده گرفت.
    «یوشگا فیشر»، وزیر خارجه آلمان نیمه دوم اسفند سال 78 به ایران سفر کرد و پس از دیدار با شخض خاتمی و سایر مقامات دولتی و نیز ابراز خرسندی درباره انتخابات مجلس ششم، به کشور خویش بازگشت تا مقدمات پیوند اپوزیسیون داخل و خارج را در برلین فراهم کند. بنیادی به نام «هاینریش بل» متعلق به حزب فیشر یعنی «حزب سبز» آلمان مأموریت برگزاری این کنفرانس را به عهده گرفت و نوزدهم تا بیست و یکم فروردین سال 79 به عنوان زمان هم اندیشی اصلاح طلبان داخل ایران و اپوزیسیون خارج نشین تعیین شد. نام این کنفرانس نیز «ایران پس از انتخابات» نهاده شد که بعدها به کنفرانس برلین مشهور گشت.
     
    مباحث کنفرانس
    مباحث مورد نظر کنفرانس برلین که در جزوه ای به نام جزوه راهنمای کنفرانس منتشر شد عبارت بودند از: «اصلاح فهم از اسلام، هم خوان و هم ساز کردن اصول اسلامی با موازین یک جامعه بیدار و آزاد و جدایی دین از حکومت»
     
    سفیران اصلاحات
    در این کنفرانس افرادی با عنوان «سفیر اصلاحات» شرکت کردند که عبارت بودند از: عزت الله سحابی، حسن یوسفی اشکوری، حمیدرضا جلایی پور، کاظم کردوانی، علی افشاری، علیرضا علوی تبار، شهلا لاهیجی، جمیله کدیور، مهرانگیز کار، شهلا شرکت، چنگیز پهلوان، محمود دولت آبادی و اکبر گنجی.
     
    در کنفرانس برلین چه گذشت؟
    در اولین روز برگزاری کنفرانس و در همان دقایق اولیه، درگیری‌های لفظی در میان حاضران روی داد؛ به‏طوری که برخی از مخالفان خواستار براندازی نظام و گروهی دیگر که شمارشان بسیار بیشتر از گروه اول بود، خواستار جدایی دین از سیاست و فروپاشی نظام ولایت فقیه در ایران از طریق اصلاحات بودند. در ادامه این جلسه دست اندرکاران کنفرانس از حاضران خواستند که برای کشته‌شدگان ضد انقلاب که در ایران اعدام شده‌اند یک دقیقه بایستند و ادای احترام نمایند. وقتی زمان سخنرانی سفیران اصلاحات فرارسید، حاضران در سالن با شعارهای «مرگ بر جمهوری اسلامی» به استقبال آنان رفتند. در همین حین، مردی که ظاهراً از اعضای چریک های فدایی خلق بوده، ناگهان لباس های خود را درآورد و به صورت لخت و عریان میان جمعیت رفت. در طرف دیگر سالن یک گروه که متعلق به حزب کارگران کمونیست بودند، زن رقاصه‌ای را آوردند که شروع به رقصیدن کرد و همزمان در کنار آن ویولون هم می‌زدند. سخنرانان اصلاح طلب نیز بی توجه به آنچه در محیط می گذشت، تا آنجا که توانستند و سر و صدا  به آنها اجازه داد، سخنرانی کردند.
    برنامه‎ای که ظاهراً برای اندیشه و تبادل نظر بود، اما به یک مجلس رقص و آواز می‎مانست و با حضور یک‎سری از چهره‎های از رده خارج اپوزوسیون که از اتفاقات کوی داتشگاه سال 78 به وجد آمده بودند، رخ داد.
     
    تلاش اپوزیسیون برای بازی دادن تحکیمی ها به وسیله افشاری 
    در این میان اپوزیسیون تلاش بسیاری کرد تا پای جنبش دانشجویی را به این کنفرانس باز کند تا به نوعی این پیغام را به حاکمیت داده باشد که اپوزیسیون توانسته است بین حاکمیت و تشکل های دانشجویی آشکارا شکاف ایجاد کند و به عبارتی نفوذ خود را تا درون تشکل های داخل نظام گسترش داده است. اقدامی که در صورت موفقیت می توانست بازتاب های گسترده بین المللی داشته و موقعیت و اعتبار نظام را تضعیف نماید. در این میان "دفتر تحکیم وحدت" به دلیل سابقه و جایگاهش نسبت به سایر تشکل ها گزینه بهتری برای نفوذ بود و به همین منظور برنامه ریزی به روی چهره های مسئله‌دار تحکیم، نظیر علی افشاری آغاز شد.
    سرانجام همه نفوذها کارگر افتاد و علی افشاری با قبول دعوت برگزارکنندگان کنفرانس علی رغم مخالفت شورای مرکزی تحکیم وحدت، این تشکل دانشجویی باسابقه را در چالشی بی سابقه قرار داد که بعدها منجر به انشعاب و دست آخر انحلال شاخه تندرو آن شد.

     

  • +نمازخوانی که با رشوه کروبی وطن فروش شد

    افشاری در حقیقت تکرار دیگری از طبرزدی بود. او که در سالهای نخست عضویت در تحکیم به دیدگاه های افراطی راست مشهور بود در سالهای منتهی به کنفرانس برلین کاملاً وارد زد و بندهای سیاسی با جناح چپ شد به طوری که ماجرای رشوه کروبی به وی برای حمایت تحکیمی ها از ریاستش بر مجلس ششم تا مدتها نقل محافل دانشجویی بود و خیلی ها معتقدند انحراف افشاری از جایی کلید خورد که پول حرام امثال شهرام جزایری را از کروبی قبول کرد و عاقبت همین رشوه گرفتن ها بود که کار را به اینجا رساند.
     
    عشقی که افشاری را از تهران تا واشنگتن کشاند
    همسر علی افشاری، دختر فریبا داوودی مهاجر است. افشاری از طریق سازگارا با خانواده داوودی مهاجر آشنا شد و دچار عشق آتشینی نسبت به دختر وی گردید. این روابط عشقی موجب شد تا افشاری در سال 78 هنگام تنظیم لیست انتخاباتی دفتر تحکیم اصرار زیادی برای گنجاندن فریبا داوودی مهاجر در لیست تحکیم بعمل آورد و نهایتاً نیز موفق به تحمیل این امر بر شورای مرکزی دفتر تحکیم شد. 
     
    اظهار ندامت افشاری
    افشاری پس از آنکه در سال 79 از سوی شعبه 26 دادگاه انقلاب اسلامی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی به شش سال حبس تعزیری محکوم شد، به زندان افتاد و دچار خلاء روانی شدیدی گردید. یکی از اصلی ترین دلایل بریدن افشاری در زندان و قرائت ندامتنامه توسط وی در مقابل دوربین تلویزیون همین عامل عاطفی بوده است. افشاری در زندان به بازجویان التماس کرده بود که اگر او را آزاد کنند بلافاصله پس از آزادی اقدام به ازدواج با معشوقه اش نموده و سیاست را خواهد بوسید و به کناری خواهد گذاشت. وی در صداوسیما حاضر شد و در مصاحبه‌ای از عملکرد گذشته خود ابراز ندامت کرد.
     
    آزادی و بازگشت دوباره افشاری به وادی سیاست
    پس از اعلام ندامت افشاری و اعترافاتش در تلویزیون، وی آزاد شد و مدتی را در سکوت به سر برد. اما بعد از آنکه به وصال معشوق رسید و با دختر داوودی مهاجر ازدواج کرد، دوباره آرام آرام به وادی سیاست بازگشت. بازگشتی که توام با رویکردی شدیداً رادیکال و اپوزیسیونی بود و تا به امروز هر لحظه رادیکالتر می شود.
     
    علی افشاری عامل نفوذی سازمان سیا
    علی افشاری عامل نفوذی سازمان سیا در جنبش دانشجویی ایران (تحکیم وحدت) به کمک دیگر عوامل نفوذی توانست یکی از قوی ترین جنبشهای دانشجویی اسلامی در ایران را که دهها سال سابقه مبارزه با استکبار جهانی را داشت را به انحراف بکشاند. به نحوی که جنبش دانشجویی (تحکیم وحدت) که در اعماق قلب نیروهای ارزشی و انقلابی ایران جا داشت در یک گردش معنادار و نفاق گونه در مقابل انقلاب و ارزشهای اسلامی ایستاد و عناصر فاسدی که در رأس آن قرار گرفته بودند به شدت در مقابل آموزه های انقلاب و خط امام خمینی (ره) موضع گرفتند. جامعه دانشگاهی کشور از آن دوران هنوزبا تلخی یاد می کنند. جنبش دانشجویی هیچ گاه افشاری را نخواهد بخشید.
    بعد از اجرای این مأموریت علی افشاری که مأموریت خود را پایان یافته در ایران می دید به کمک عناصر نفوذی دیگر در دولت اصلاحات همراه با تعدادی دیگر از عناصر نفوذی سازمان سیا، در سال 1384، به بهانه ادامه تحصیل جمهوری اسلامی را ترک و راهی آمریکا شد. در آمریکا رسماً در مراکز خبری سازمان سیا شروع به لجن پراکنی علیه انقلاب اسلامی پرداخت. 
     
  • +حسین نقاشی: اعضای فراكسیون مدرن دفتر تحكیم، خط خود را از علی افشاری جدا كنند

    حسین نقاشی، دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشكی تهران در میزگرد بررسی وضعیت جریان دانشجویی و دفتر تحكیم وحدت در مهر سال 1386، در خصوص انشعاب‌ها و فراكسیون‌بندی‌های صورت گرفته در دفتر تحكیم وحدت گفت: انجمن اسلامی دانشجویان مستقل هیچ سنخیتی با انجمن‌های اسلامی دانشجویان ندارد بلكه به عنوان یك تشكل دانشجویی اصولگرا مطرح است. اعضای فراكسیون مدرن باید خط خود را از علی افشاری جدا كنند، وی با انتقاد شدید از برخی رفتارهای افراطی صورت گرفته از سوی طیف موسوم به طیف مدرن دفتر تحكیم وحدت با تأكید بر اینكه مصاحبه و گفتگو با صدای آمریكا هر قدر هم فضای داخلی كشور از لحاظ سیاسی بسته باشد، برای انجمن‌های اسلامی دانشجویان قابل قبول نیست، گفت: حضور در صدای آمریكا یك حركت كاملاً ضد ملی است و دوستان طیف مدرن دفتر تحكیم وحدت نیز باید خط خود را از نیروهایی مانند علی افشاری و عطری جدا كنند و علاوه بر مطرح كردن این خط فصل در گفتگوهای خود، باید به طور رسمی این موضوع را عنوان كنند و بگویند كه نظر و نگاهشان به حركت‌هایی كه این آقایان از خود بروز دادند چگونه است. اعضای فعلی طیف مدرن دفتر تحكیم وحدت همچین باید نسبت خود را با پارادایم روشنفكری دینی، التزام به اسلامی بودن انجمن‌های اسلامی دانشجویان و همچنین التزام به قانون اساسی به صورت واضح و مبرهن اعلام نمایند. وی با بیان اینكه در صورت روشن شدن این رویكردها شاید بتوان تا حدودی تعامل سازنده‌ای را حتی با كسانی كه هم اكنون در شورای مركزی دفتر تحكیم وحدت حضور دارند برقرار كرد، خاطرنشان ساخت: اما تا وقتی كه آنها خط مشی و رویكرد خود را از افرادی مانند افشاری و عطری جدا نكنند، نمی‌توان هیچ كاری را صورت داد.
     
  • +افشاری و رد اعترافات

    شبکه تلویزیونی B.B.C فارسی در مستندی یک ساعته به کارگردانی «مازیار بهاری»، با «رامین جهانبگلو» جاسوس سیا و عامل کودتای مخملی، «علی افشاری» دبیر دفتر تحکیم وحدت در دوران اصلاحات، «فرج سرکوهی» جاسوس فراری مقیم آلمان، «مهرانگیز کار» جاسوس فراری و همسر سیامک پورزند درباره پرونده های قضایی و اعترافاتشان مصاحبه کرده است. این افراد، متهمان پرونده جاسوسی و ارتباط با بیگانگان بودند که همه علیه خود و دیگر عوامل سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا در ایران اعترافات مفصل و مستندی را در مطبوعات و صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران داشته اند.
    هدف شبکه B.B.C فارسی از تولید و نمایش مستند «اعترافات اجباری در ایران» تبلیغ این رویکرد است که اعترافات مهره ها و کارگزاران کودتای مخملی فاقد ارزش است و هیچ پشتوانه ای ندارد، اما کوهی از اسناد به جا مانده از تحقیقات قضایی و نیز اعترافات متهمان نشان میدهد که امثال جهانبگلو، افشاری، سرکوهی، پورزند و... تنها محدود به چند جمله در تلویزیون و مطبوعات نیست. بلکه این جاسوسان در ضمن اعترافات خود کدها، مستندات و سرنخ های امنیتی ای را فاش کرده اند که اولاً پرده از کار تشکیلاتی و روابط سازمانی آنان برمیدارد و ثانیاً، این حجم از اطلاعات مستند با اعترافات دروغ به دست نمی آید.
    «علی افشاری» از فعالان جناح های اپوزیسیون برانداز، در مستند B.B.C فارسی ادعا می کرد که در زندان مقاله ای از «مرتضی قمری وقا» در روزنامه «کیهان» را به او داده اند تا براساس آن متن اعترافاتش را تنظیم کند. ادعای افشاری از آنجا دروغ است که مقاله «براندازی در سکوت» اساساً پس از انتشار اعترافات این فعال اپوزیسیون به چاپ رسیده است.
     
  • +دفاع افشاری از داوودی مهاجر

    به دنبال افشاگری نوری زاده كه فریبا داوودی مهاجر در آمریكا حاضر شده در ازای تأمین خانه و زندگی كشف حجاب كند، علی افشاری (داماد داودی مهاجر) كه خود در دریافت مواجب علنی از سازمان های ضد ایرانی آمریكا گوی سبقت از همقطاران ربوده، دست به كار شد تا از «شرافت سیاسی»! خود و داودی مهاجر دفاع كند. افشاری ادعا كرد زندگی مادرزنش در آمریكا از «دستمزد زحمات و كار بدون استراحت در بنیادهای غیردولتی آمریكا» تأمین می شود اما هیچ توضیحی درباره جزئیات این زحمات و اساس بنیادهای یاد شده نكرد، حال آن كه نامبرده فاقد هرگونه توانایی علمی یا فكری و پژوهشی و حتی سیاسی درخوری است.

     

  • +خبری که نه تائید شد نه تکذیب، علی افشاری مخبر وزارت اطلاعات

    انتشار خبر بازداشت یکی از سه قاضی تعلیق شده کهریزک، علی اکبر حیدری فرد، معاون سعید مرتضوی دادستان سابق تهراندر اردیبهشت سال 91، در فضای مجازی بازتابهای جالبی داشت.
    پس از انتشار خبر بازداشت علی اکبر حیدری فرد که احکام اعزام افراد بازداشت شده به کهریزک را امضا کرده بود، برخی سایتهای اینترنتی و بعضی صفحات فیس بوک مدعی شدند که علی افشاری ضدانقلاب فراری که هم اکنون در آمریکا به سر می برد در زمان حضورش در ایران همکاریهایی با نامبرده داشته است! و در حد مخبر و عامل وی در دانشگاه عمل می کرده است!
     
  • +دیدار علی افشاری با خواننده مرتد

    شاهین نجفی خواننده و سازنده کلیپ موهن علیه امام هادی (ع) در سال 1391، از دوره اصلاحات به راه‌اندازی گروه‌های موسیقی زیرزمینی در رشت و تهران پرداخت، به سبب اشاعه فحشا و فساد با شکایت شاکیان خصوصی شامل چند خانواده، دو بار در ایران دستگیر شده بود و سال 1384 از ترس مجازات سنگین کیفری به آلمان گریخت. پس از 6 ماه انزوا و زندگی مخفیانه، در راستای پروژه «موسیقی ترور» تحرکات جدیدی را در آمریکا آغاز کرده است.
    این خواننده مرتد برای خارج شدن از انزوای خود با سفر به شهرهای مختلف آمریکا، در شهرهای برکلی و سن دیگو کنسرت برگزار کرده است. تصاویری از پشت صحنه این کنسرت‌ها و حضور برخی عناصر ضدانقلاب، مسائل جدیدی را افشا کرده است.
    افرادی چون علی افشاری (ضدانقلاب مقیم آمریکا)، هانیه بختیار (همسر ضدانقلاب علی افشاری)، فریبا داودی مهاجر (ضدانقلاب مقیم آمریکا و مادر هانیه بختیار)، احمد باطبی، کوروش صحتی و بهزاد مهرانی (عوامل فراری ضدانقلاب) از جمله کسانی هستند که این خواننده مرتد را علناً مورد حمایت قرار داده اند.
     
  • +اقدامات وقیحانه علی افشاری

    پیشنهاد وقیحانه به آمریکائیها 
    "علی افشاری" با اشاره به اقدام گستاخانه کشیش آمریکایی علیه کتاب مقدس مسلمانان جهان، عنوان کرد بهتر است به جای آتش زدن قرآن، علیه اسلام راهپیمایی ترتیب داده شود!
    افشاری عضو سابق گروهک تحکیم وحدت که بعد از آشوب های تیرماه 78 به آمریکا پناهنده شده است، در مطلبی که برای یک سایت ضدانقلاب نوشته است، تصریح کرده است: "رفتار تری جونز (کشیش آمریکایی) در اعلام فراخوان برای راهپیمای علیه اسلام، امری مدنی است که در محدوده آزادی های مجاز در یک جامعه آزاد قرار می‌گیرد."
    این فعال سیاسی پناهنده شده، در ادامه با حمایت تلویحی از اقدام سلمان رشدی در توهین به پیامبر اسلام، عنوان کرده است که کشیش آمریکایی "یا هرکس دیگر می تواند کتاب بنویسد یا تجمع برگزار کند و نظر منفی اش نسبت به هر مذهبی را اعلام کند."
     
    خواستار تحریم علیه ایران
    علی افشاری که اپوزیسیون در سالهای نه چندان دور سعی داشت با همه ضرب و زور رسانه ای اش وی را نماد جنبش دانشجویی معترض در ایران معرفی کند، تا آنجا پیش رفت که سال 2011 در کنگره آمریکا حاضر شد و رسماً از مقامات آمریکایی خواست کشورش را مورد تحریم های فلج کننده قرار دهند.
     
    امضای بیانیه‏ای با عنوان حامیان جنبش سبز
    در شهریور ماه سال 90 جریان فتنه از موضوع خشك شدن دریاچه ارومیه درصدد بهره‌برداری، برای تحریك احساسات قومی و تجزیه طلبانه بود. امیدوار بود كه با شكل دادن یك اعتراض اجتماعی پیرامون این قضیه، بتواند جمعی از هموطنان آذری زبان مرزنشین در شمالغرب كشور را رو در روی حاكمیت قرار دهد، بیانیه‌ای با عنوان جمعی از حامیان جنبش سبز منتشر شد كه در ذیل این بیانیه نام عناصر ضد انقلاب و فراری نظیر علی افشاری، نوشابه امیری، رضا علیجانی، مرتضی كاظمیان، محسن كدیور، عباس معروفی، علی اكبر موسوی خوئینی و حسن یوسفی اشكوری دیده می‌شد. ریحانه طباطبایی نیز این بیانیه را امضا كرده بود.

     

  • +انتقادهای افشاری نسبت به حوادث داخلی

    انتقاد از رفتار استبدادی سبزها 
    علی افشاری در پی حملات سبزها به اكبر گنجی كه این جریان ضد انقلابی را تمام شده دانسته بود، رفتار سبزها را با وی استبدادی اعلام كرد. وی در یادداشتی در سایت ضدانقلابی گویا نیوز، حملات پیوسته و گاه اهانت‌آمیز به منتقدین موسوم به جنبش سبز را مورد انتقاد قرار داد. افشاری با قیم‎مآبانه خواندن رفتاربرخی از "سبز"ها، تأكید كرد: آنها توان تحمل نظر مخالف را ندارند. قرار نیست در جامعه آزاد همه به‎گونه‎ای بنویسند و سخن گویند كه خوشایند همگان باشد و یا در تأیید گفتمان زمانه و یا نگرش غالب در خصوص رویداد های سیاسی بنویسند. بحث من نیست كه نمی توان با اكبر گنجی مخالفت كرد، بلكه سخن بر سر چگونگی مخالفت است. برآشفتن‎ها، هجمه های سنگین و ترور شخصیت ها محل ایراد است.
     
    عصبانیت از مراجع 
    افشاری از حمایت مراجع و شخصیت های بزرگ دینی از نظام، در ایام فتنه سال 88 به شدت ابراز خشم کرد.
    علی افشاری که اکنون حقوق بگیر رسمی سازمان سیا و سرویس های اطلاعاتی اروپایی نظیر سرویس هلند است و از طریق مقاله نویسی در رسانه هایی مانند رادیو فردا و روز آنلاین روزگار می گذراند، در مقاله ای در سایت روز آنلاین همه روحانیون ایران را سکولار خواند!
    وی که ظاهراً در فهم معنای کلمات هم دچار مشکل جدی است، نوشت: «آن چیزی که در طول سه دهه گذشته باعث رنجش خاطر مردم شده، ادغام دین و دولت بوده است درست برعکس سنوات قبل از انقلاب. نوع نگاه معترضین به روحانیت در جنبش سبز و راهپیمایی های پسا انتخاباتی بسیار روشن گر است. یکی از مطالبات مردم اعتراض مراجع و روحانیون به دولت کودتا و اعلام عدم مشروعیت مذهبی آن بود.»
    افشاری سپس با ابراز ناراحتی از اینکه چنین مطالبه ای با بی اعتنایی مطلق مراجع و علما مواجه شد، به حوزه های علمیه حمله کرده و نوشته است: «مردم معترض که شماری از آنان نیز از مدافعان پر و پا قرص سکولاریسم هستند، نه تنها توجیه ها را نمی پذیرفتند بلکه نسبت به مراجع و فضلایی که سکوت پیشه ساختند نیز ناراضی بودند و سکوت را علامت رضا ارزیابی می کردند که نهایتاً آنان را در موقعیت شریک مسئولیت فجایع روحانیت حکومتی قرار می دهد»! این در حالی است که به جز یکی دو چهره شناخته شده در قم و یک شهر دیگر که کسی آنها را به عنوان عالم بزرگ و مرجع به رسمیت نمی شناسد، هیچ کدام از عالمان بزرگ شیعه در ایران و سایر کشورهای مجاور نه تنها کوچکترین حمایتی از فتنه سبز نکردند بلکه بر مبنای اطلاعات موجود قاطبه آنها با تجلیل از درایت رهبر معظم انقلاب اسلامی بر ضرورت تبعیت از ایشان تأکید کردند.
     
    انتقاد از سران فتنه 88
    افشاری تأکید کرد: جریان فتنه 88 بسیار کوتاه بود و در نطفه خفه شد و در رسیدن به اهدافش ناکام ماند. وی با اشاره صریح به کروبی و موسوی گفت: برنامه‌های مطرح شده از سوی به اصطلاح رهبران این جریان اصلاً برنامه نبودند؛ بلکه صرفاً اهداف و خواسته‌های شخصی آنها بودند که با قانون اساسی جمهوری اسلامی در تعارض بوده و روش اجرایی نداشتند و در واقع آنها هیچ‌گاه به خواسته‌های خود نمی‌رسیدند.
     
    انتقاد در رادیو فردا از هاشمی
    پس از اینکه حاکمیت نشانه‌هایی مبنی بر نرمش احتمالی در بحران هسته‌ای نشان داد و قرار شد دور جدید مذاکرات در فروردین سال 1391 انجام شود، هاشمی رفسنجانی نیز به تکاپو افتاد تا در فرایند تحقق آرزوی دیرینه‌اش نقش‌آفرینی بکند. موضوع ارتباط با آمریکا از سوی هاشمی رفسنجانی مطرح و سوژه‌ی روز رسانه های ضدانقلاب شد.
    علی افشاری در رادیو فردا مدعی شد: تلاش هاشمی برای مذاکره با امریکا باعث تقویت گفتمان ضد آمریکایی در حکومت شد!
    افشاری در رادیو فردا در این باره نوشت: آشکارسازی نامه هاشمی رفسنجانی به آیت‌الله خمینی (ره) در خصوص برقراری رابطه با آمریکا واقعیت‌هایی را آشکار ساخت؛ و تمایل رفسنجانی به عادی‌سازی روابط با آمریکا به شکل صریح علنی شد که تا پیش از این وی در لفافه، پنهانی و غیر مستقیم این سیاست را دنبال می‌کرد.
    اما واکنش تند و محکم تمامی جناح‌های اصول‌گرایان و نیرو‌های تشکیل‌دهنده حاکمیت که عقب‌نشینی متعاقب رفسنجانی را به دنبال داشت، تنهایی هاشمی و کوتاهی دست وی در بلوک قدرت را منعکس ساخت.
    این ضدانقلاب فراری با اشاره به حضور رسانه‌ای هاشمی در روز‌های پس از تعطیلات سال نو نتیجه‌گیری کرد که به احتمال زیاد وی برنامه‌ریزی کرده بود تا با آشکارسازی نامه قدیمی، نقش و جایگاه خود در هموارسازی رابطه با آمریکا را گوشزد کند و همچنین در تداوم ابقاء حضورش در ریاست مجمع تشخیص مصلحت به نوعی مانور قدرت بدهد.
    افشاری با بیان اینکه این اتفاق در مجموع به زیان هاشمی تمام شد عنوان کرد: چون در حال حاضر نه نیرو‌های اپوزیسیون در موضع قدرتمندی هستند تا  از این موضع‌گیری استفاده کنند و نه اساساً آنها جایگاهی برای هاشمی رفسنجانی قائل هستند. 
    وی با اشاره به اینکه هاشمی دیگر چکش تعادل نیست مطرح کرد: واپس‌نشینی وی و عدم ایستادگی بر روی موضعی که اتخاذ کرده بود نشان می‌دهد که او کماکان ترجیح می‌دهد در درون قدرت باقی بماند و پی همه تعرضات و حملات را به تنش بمالد تا شاید دست تصادف و یا دیگر اتفاقات مقتضی به یاری‌اش بیایند.
     
  • +انتقاد افشاری از کاندیداهای ریاست جمهوری یازدهم

    نامزدهای مخوف
    علی افشاری ضد انقلاب فراری، در مطلب خود به تخریب زاکانی، جلیلی و لنکرانی پرداخته و آنها را نامزدهای مخوف خوانده است.
    تخریب چهره دکتر علیرضا زاکانی، دکتر سعید جلیلی و دکتر کامران باقری لنکرانی، از نامزدهای گفتمان انقلاب اسلامی در این مسیر صورت گرفته است؛ هرچند کمیت این تخریب‌ها هنوز چندان فراوان نشده است، اما به نظر می‌رسد با اعلام نظر شورای نگهبان و تایید احتمالی برخی از این نامزدها، مقدار و شدت این تخریب‌ها نیز افزایش خواهد یافت.
    علی افشاری در مطلبی در سایت روز آنلاین، از جلیلی و زاکانی و لنکرانی با نام نامزدهای مخوف یاد کرده و علت مخالفت خود را، تطابق و پیروی محض آنان از ولایت فقیه خوانده است. البته تخریب چهره زاکانی به این دلیل که افشاری در ایام فعالیت زاکانی در سازمان بسیج دانشجویی، در جنبش های دانشجویی فعالیت داشته، و عملکرد انقلابی او را به عینه دیده و همچنین جلیلی پررنگ‌تر است.
     
    روحانی، ادامه دهنده راه خاتمی
    علی افشاری ضد انقلاب فراری، در حاشیه تصویری که در صفحه فیس بوک خود منتشر کرد حسن روحانی را به استفاده تبلیغاتی از خاتمی متهم کرد. افشاری در این رابطه نوشت: استفاده تبلیغاتی حسن روحانی از خاتمی! به حامیان وی این پیام را منتقل می سازد که خاتمی نمی آید و در ثانی او ادامه دهنده راه خاتمی است.
     


ویرایش این مطلب، یا ارسال نظر