علامه شیخ مرتضی انصاری

 

علامه شیخ مرتضی انصاری، ملقب به شیخ اعظم، فقیه و مجتهد قرن 13 ق می‏باشد. وی پایه گذار اصول نوینی در فقه و اصول شیعی است. دو کتاب معروف وی که در حوزه های علمیه تدریس می‏شود، رسائل و مکاسب است.

 


امتیاز دهی به مطلب:
 

به اشتراک گذاری مطلب:
ارسال به دوستانارسال به دوستان
  • -زندگینامه

    شیخ مرتضی انصاری در تاریخ 18 ذیحجه 1214 ق (اردیبهشت 1179 ش) مصادف با عید غدیر خم در شهر دزفول متولد شد. ایشان از نوادگان "جابر بن عبدالله انصاری"، صحابه معروف پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) می‌باشد. 

    پدرش "شیخ محمدامین" از مبلغین و مروجین مذهب و مادرش دختر یکی از علمای محل و بانویی پرهیزکار بود. مادر شیخ مرتضی در شب ولادت فرزندش در خواب دید که امام صادق علیه‌السلام قرآنی به او هدیه کرد و در تعبیر خواب او گفتند خداوند فرزند سرشناسی به تو خواهد داد. از وی نقل شده که هیچگاه بی وضو، فرزندش را شیر نداد.

    القاب معروف شیخ مرتضی انصاری، "شیخ اعظم" و "علامه انصاری" می‌باشد. او آغازگر و پـایـه گـذار اصـول نـویـنی در فقه و اصول جعفری است به همین دلیل در قرون اخیر به وی لقب "خاتم الفقها و المجتهدین" نیز داده اند.

    اصول شیخ انصاری تطبیقی از علم سنتی و مدرن است و ایشان به هیچ وجه تحت تأثیر تجدد غرب نبود، بلکه شیخ سنتی بود اما در عین حال نواندیش که در اصول با نگاهی معرفت شناسانه وارد شده است و پس از او دنیای غرب فلسفه معرفت شناسانه را به کار گرفت.

    از آثار شیخ که همچنان پس از گذشت بیش از 150 سال از درگذشت وی، جزو کتب تدریسی حوزه های علمیه است؛ کتاب رسائل و کتاب مکاسب وی می‌باشد.

    شیخ انصاری شاگردان بزرگی همچون میرزای شیرازی، شیخ جعفر شوشتری، ملا حسینقلی همدانی، سید جمال الدین اسدآبادی و میرزا حبیب الله رشتی را تربیت کرد.

    علامه انصاری سرانجام در سال 1281 ق (آبان 1243 ش)، در سن 64 سالگی (67 سالگی به قمری) رحلت کرد و پیکرش در باب قبله حضرت امیر المومنین علیه السلام به خاک سپرده شد.

     

  • +تحصیلات و اساتید

    علامه انصاری از کودکی به فراگرفتن قرآن و معارف اسلامی پرداخت و آثار نبوغ و ذکاوت در او مشاهده گردید؛ پس از خواندن قرآن و ادبیات عرب به خواندن فقه و اصول پرداخت و در عنفوان جوانی به درجه عالیه اجتهاد نائل آمد. مراحل ابتدایی تحصیلات ایشان نزد عموی بزرگوار و پدر محترمشان بود. در سال 1232 ق (1195 ش)، در سن 18 سالگی همراه پدرش "ملا امین انصاری" به زیارت ائمه در عراق مشرف شد.

    روزی در درس "آقا سید محمد مجاهد" فرزند "آقا سید علی" صاحب ریاض، مسأله‌ای عنوان شد. شیخ انصاری هم عقیده خود را بیان کرد. نظر او مورد توجه آن استاد قرار گرفت. استاد، از پدر شیخ درخواست کرد او را در نجف بگذارد تا تحصیلاتش را ادامه دهد و این درخواست مورد قبول پدر واقع گشت.

    شیخ انصاری چهار سال در محضر بزرگان ادامه تحصیل داد تا اینکه داود پاشا، والی بغداد، از طرف سلطان روم به محاصره کربلا مأمور شد و در نتیجه، اکثر طلاب و محصلین به کاظمین مهاجرت کردند و شیخ مرتضی انصاری هم به وطن اصلی خود یعنی دزفول برگشت. پس از دو سال علامه انصاری مجدداً به نجف بازگشت و در درس شریف العلماء و مرحوم کاشف الغطاء حاضر شد و در اندک مدتی در زمره شاگردان برجسته صاحب جواهر قرار گرفت تا آنجا رسید که از اساتید بزرگ حوزه علمیّه نجف اشرف و سرآمد آنها محسوب گشته و به "استاد الکل فی الکل" شهرت یافت.

    شیخ اعظم، در سال 1240 ق (1204 ش)، به زیارت حضرت امام رضا علیه السلام مشرف شد شیخ مرتضی انصاری در این مسافرت زیارتی و علمی، از حوزه‌های علمیه مشهد، بروجرد، اصفهان نیز دیدن کرد و در این مسافرت به اصرار اهالی کاشان 4 سال در آنجا اقامت گزید و بدین‌سان مدت مسافرتش 6 سال به طول انجامید.

    نام برخی اساتید ایشان در طول دوران تحصیل در ایران و عراق اجمالاً عبارت است از:

    شیخ حسین انصاری دزفولی (عموی علامه و شاگرد سید علی طباطبایی صاحب ریاض الجنه)

    سید محمد مجاهد (از شاگردان آیت‌الله وحید بهبهانی و فرزند صاحب ریاض؛ علامه در سنین 18 سالگی، دو سال تمام از محضر او بهره جسته‌است)

    شریف العلما مازندرانی

    ملا احمد نراقی (صاحب مستند الشیعه)

    شیخ موسی کاشف الغطا

    شیخ علی کاشف الغطا

    شیخ محمدحسن صاحب جواهر

    سید علی شوشتری (سرسلسله عرفای معاصر، سید علی شوشتری در فقه، شاگرد شیخ انصاری بود و در اخلاق و عرفان، استادِ شیخ انصاری بود. سید علی شوشتری استاد آخوند ملا حسینقلی همدانی بود و آخوند همدانی، استاد 300 نفر از اولیاء الله مانند میرزا جواد آقا ملکی تبریزی، شیخ محمد بهاری همدانی، سید احمد کربلایی که استاد علامه سید علی آقا قاضی است، بوده است)

    اساتیدی که اجازه روایت یا اجتهاد را به شیخ داده اند عبارتند از:

    آیت الله سید صدر الدین موسوی عاملی، اجازه روایتی داده اند که در آن کلمه افضل و اکمل قید شده بود.

    آیت الله عارف سترگ، ملا احمد نراقی، اجازه روایتی مبسوطی عنایت کرده اند.

    آیت الله شیخ محمد سعید قرجه داغی، اجازه نامه روائی جامع و مبسوطی در حق او صادر نموده اند.

     

  • +روش عقلانی علامه انصاری؛ عامل ترقی فقه و پیشرفت مسلمین

    شیخ اعظم نـظـریـات ابـتکاری و ابداعی بی شماری در فقه و اصول به وجود آورد که می توان نظریه "حاکم بـودن یکی از ادله بر دلیلهای دیگر" در مبحث "تعادل و تراجیح" را از نظریات مهم او به شمار آورد. کار بزرگ وی بـهـا دادن شـایسته به عقل و خرد در شناخت حکم و قانون اسلام و مبارزه با اَخباری گری رایج آن روز بود، که شیخ علامه توانست با یک رشته از بیانات دقیق علمی در بـرابر آنها بایستد و آنان را متقاعد سازد، این امر از امتیازات بارز او به شمار می آید. او کوشید که به مـنـکـریـن اعـتـبار عقل در شناخت معارف و احکام اسلامی ثابت کند که ملازمه ای میان عقل و شـرع وجـود دارد و "آنـچه را که عقل حکم می کند، شرع نیز حکم می کند" و غلبه این قاعده در اغـلـب فتاوی و نظریات شیخ، جلوه خاصی دارد، منتهی باید خود عقل و آن قاعده فقهی مـورد ارزیابی قرار گیرد که عقل چگونه عقلی باشد و قاعده نیز کدام قاعده باشد.

    او با این روش مـتـیـن و مستحکم، اصول اخباری گری رایج آن روز را در هم کوبید و پایه ها و اصول مستحکمی بـرای فقه و اصول نوین بنیاد نهاد و مسیر اجتهاد را روشن و مبرهن نمود. او با این وسعت مشرب، باب اجتهاد و افتا و استخراج و استنباط احکام شرعیه فرعیه را از منابع و مصادر اولیه بازگشود و رمـز پـیـشرفت و ترقی مسلمانان را در مسیر اجتهاد و اعتقاد بر خویش در راه عمل به احکام الهی قرار داد.

    شیخ انصاری مـقـام عـلـمی بسیار بالایی داشت و لذا او را خاتم الفقها و پایان دهنده و تـکـمـیـل کننده فقاهت لقب داده اند. او 150 سال تمام است که بر جهان فقه و اصول و حـوزه هـای عـلمی شیعه حکومت و زعامت روحی و فکری دارد و اندیشه ها و ابتکارات او سرفصل تاریخی در فقه به شمار آمده و مستند فقها است.

     

    مرجعیت شیخ انصاری 

    شیخ انصاری در نجف کرسی استادی داشت تا اینکه در سال 1266 ق (1229 ش)، از طرف شیخ محمد حسن نجفی، صاحب جواهر به مرجعیت عامه رسید. صاحب جواهر در بستر مرگ دست شیخ را گرفت و گفت: «این مرد بعد از من مرجع شما خواهد بود

    از سال 1266 ق، تا هنگام وفات شیخ، یعنی 15 سال تمام، ریاست حوزه علمیّه نجف اشرف در دست با کفایت او بود و عامه شیعیان جهان از وی تقلید می‌کردند. شیخ، پیشوای مذهبی 40 میلیون شیعه در آن روز بود و وجوهات فراوانی دریافت می‌کرد با این همه، همانند مستمندان زندگی می‌کرد.

     

    حاشیه نویسان بر آثار شیخ

    تـا کنون بیش از 200 نفر از علما و فضلا و دانشمندان و معاریف رجال اسلامی بر کتب و نـوشـتـه هـای شیخ انصاری حـاشـیه و تعلیقه نگاشته اند و کتابهای تألیفی او به کرات در ایران، عراق و دیگر کشورهای اسلامی مورد تجدید چاپ قرار گرفته است، به حدی که هم اکنون مواد غذای فکری طلاب و فضلای حوزه های علمیه و برخی از مجامع دانشگاهی و حقوقی را آثار او تشکیل می دهد و شـخـصـیـتـهای بزرگی مانند: "آخوند ملا محمد کاظم خراسانی" (صاحب کفایة الاصول)، "سید محمدکاظم یزدی" (صاحب عروه)، "حاج میرزا حبیب اللّه رشتی"، "میرزا حسن آشتیانی"، "شیخ محمد حسین کاشف الغطا"، "سید عبدالحسین شرف الدین"، "شیخ محمد جواد بلاغی"، "شیخ محمد حسن مامقانی" و تعداد کثیری از علما و مجتهدین مبرز بر آن حاشیه و تعلیقه دارند. آنان نوشته ها و تألیفات شیخ را اصل قرار داده و بر آن تعلیقه و تحشیه افرودند و نظریات او را مورد تجزیه و تحلیل و ژرف انگاری قرار داده اند.

     

  • +تدریس و تربیت شاگردان

    نزد او شاگردان زیادی که شمار آنها را از 500 نفر تا 3000 نفر در کتب رجالی و تاریخی ثبت کرده‌اند، تربیت یافتند. در میان آنان شخصیتهای نامی برجسته‌ای قرار داشتند که از آن جمله‌اند:

    میرزا محمدحسن شیرازی؛ صاحب فتوای تحریم تنباکو

    شیخ جعفر شوشتری؛ صاحب خصائص الحسینیه و المواعظ

    میرزا حبیب‌الله رشتی؛ صاحب بدائع الافکار و رساله اجاره و غصب

    سید حسین کوه‌کمره‌ای تبریزی؛ صاحب آثار و نثر فراوان و استاد حوزه نجف

    شیخ محمدحسن مامقانی؛ صاحب کتاب ذرایع الاحکام فی شرح شرائع الاسلام و کتب دیگر

    شیخ محمدکاظم خراسانی؛ معروف به آخوند خراسانی صاحب کفایةالاصول

    ملا حسینقلی همدانی؛ صاحب منظومه حاج ملا هادی سبزواری و شاگرد بزرگ سید علی شوشتری

    میرزا حسین خلیلی تهرانی؛ مجتهد و صاحب فتوای مشروطیت

    شربیانی؛ مجتهد معروف آذربایجانی

    سید جمال‌الدین اسدآبادی؛ بنیان‌گذار وحدت مسلمین و مبارزه علیه استعمار خارجی؛ چهار سال بین سالهای 1266- 1270 ق (1229-1233 ش) از محضر شیخ استفاده برد و تحصیلات خود را در حضور شیخ به پایان رسانید. تمام مخارج سید در این چهار سال به عهده شیخ بود و شیخ به او لطف و محبت فراوان نشان می‌داد. سید جمال، در سال 1270 ق (1233 ش) به دستور شیخ به هندوستان رفت.

    سید ابوالقاسم خوانساری

    سید محمدابراهیم بهبهانی

    آخوند ملا قربان‌علی زنجانی

    علامه شیخ مرتضی ریزی

    میرزا محمد آشتیانی

    میرزا ابوطالب زنجانی

    حاج آقا رضا همدانی؛ صاحب کتاب مصباح الفقیه

    شیخ ابراهیم آل صادق

    شیخ ابراهیم خوئینی

    حاج میرزا ابراهیم خوئی

    میرزا ابراهیم علوی سبزواری

    شیخ ابراهیم قفطان

    شیخ ملا ابراهیم قمی

    سید ابو تراب قزوینی (معروف به سکاکی)

    سید میرزا ابوالحسن رضوی

    سید میرزا ابوالحسن سبزواری

    شیخ ابوالقاسم انصاری دزفولی

     

  • +آثار و تألیفات

    شیخ انصاری آثار متعددی از خود بر جای گذاشت و با توجه به مقام علمی و اجتهادی وی برخی از این آثار همچنان از دروس مهم سطوح حوزه علمیه می‌باشد. مشهورترین آثار ایشان کتاب فرائد الاصول یا کتاب "رسائل" (در اصول) شـامـل مباحث الفاظ، امارات و اصول عملی و کتاب "مکاسب" (در فقه) شامل مکاسب محرمه، خیارات و احکام عمومی است.

    "حجت‌ الاسلام رشاد" رییس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، پیرامون تألیفات شیخ انصاری و خصوصاً رسائل ایشان می‌گوید: «ایشان در علم اصول مکتب علمی رفیعی را ایجاد کرد و این در حالی است که بعد از شیخ انصاری، در برخی ابواب علوم، ایستایی به وجود آمد که نتوانستند جایگزینی را برای آثار وی تولید کنند. با توجه به جامعیت رسائل شیخ، با گذشت 150 سال از رحلت ایشان، هنوز هم آثار وی درحوزه جاری است. اصول شیخ انصاری تطبیقی از علم سنتی و مدرن است و ایشان به هیچ وجه تحت تأثیر تجدد غرب نبود، بلکه شیخ سنتی بود، ولی سنتی مجدد که در اصول با نگاهی معرفت شناسانه وارد شده است و پس از او دنیای غرب فلسفه معرفت شناسانه را به کار گرفت.»

    فهرست آثار ایشان عبارتند از:

    رفرائد الصول یا کتاب رسائل (این کتاب حاوی برخی از رساله های شیخ دراصول است که از دیرباز از کتب درسی حوزه های علمیه شیعه قرار گرفته است. این رساله ها عبارتنداز:

    رساله در قطع

    رساله در ظن

    رساله در اجماع

    رساله در اصاله البرائه

    رساله در استصحاب

    رساله در تعادل و تراجیح

    از این کتاب نسخ خطی فراوانی در گوشه و کنار کتابخانه های مختلف موجوداست.)

    المتاجر یا المکاسب (این کتاب از دقیق ترین آثار شیخ و از دیرباز تا کنون، مدار تعلیم و تعلم در حوزه های علمیه شیعه بوده است. عالمان، از زمان مؤلف تاکنون، بر آن شروح و تعلیقات و ترجمه های فراوانی نگاشته اند. این کتاب، مشتمل بر سه بخش است:

    المکاسب المحرمه؛ دراین بخش، از کسبهای حلال، از حیث عین و منفعت، بحث می‌شود.

    کتاب البیع؛ دراین بخش، امهات و رئوس مسائل بیع، به گونه ای مفصل، خصوصاً بیع قضولی، مورد بحث قرار گرفته است.

    کتاب الخیارات؛ دراین بخش، به تفصیل، از 7 خیار: مجلس، حیوان، غبن، تاخیر، شرط، رویه، عیب و مسقطات آنها و شروط صحت عقد و احکام خیار و قبض بحث می شود.

    شیخ انصاری در این کتاب، آراء و نظریات بسیاری از فقهای شیعه و مذاهب اربعه را به بوته نقد و بررسی گذارده و متبحرانه حقایق مطلب را برای طالبان، تشریح کرده است. وی، در این اثر، نه تنها از کتب فقهی، بلکه از کتب حدیث، تفسیر، لغت، اخلاق و حتی از کتاب کلامی همچون: نهج الحق و کشف الصدق، بهره برده است.)

    رساله ای در تقیه

    رساله ای در رضاع و نشر حرمت آن

    رساله ای در قضا میت

    رساله ای در مواسعه و مضایقه

    رساله ای در عدالت

    رساله ای در مصاهره

    رساله ای در ملک اقرار

    رساله ای در تبیین قاعده لاضرر و لاضرار

    رساله ای در خمس

    رساله ای در زکات

    رساله ای در خلل صلوة

    رساله ای در ارث

    رساله ای در تیمم

    رساله ای در قاعده تسامح

    رساله ای در باب حجیت اخبار

    رساله ای در قرعه

    رساله ای در متعه

    رساله ای در تقلید

    رساله ای در قطع و جزم

    رساله ای در مناسک حج

    حاشیه ای بر مبحث استصحاب

    حاشیه ای بر نجاة العباد (رساله عملیه)

    کتابی در علم رجال

    تألیفی در اصول الفقه

    حواشی بر عوائد نراقی

    حاشیه ای بر بغیه الطالب

    اثبات التسامح فی ادله السنن

    التعادل و الترجیح

    رساله ای در تقیه

    رساله ای در التیمم الاستدلالی

    رساله ای در خمس

     

    سبک نگارش شیخ مرتضی انصاری

    از ویژگی‌ها و خصوصیاتی که در نوشته‏‌های شیخ مرتضی انصاری جلب توجه می‏‌کند، سبک نگارش و روش ساده‏ نگاری وی است که هر مطلب علمی را با زبانی ساده بیان و سعی می‏‌کند هر چه بیشتر مطلب را به ذهن خواننده نزدیک‏‌ترسازد، به حدی که در خور فهم او تنزیل دهد. در تألیفات او الفاظ مشکل و غیر مستعمل کمتر دیده می‏‌شود. او با قلم شیوا و خالی از ابهام، مطالب را به رشته تحریر در آورده است.

     

  • +برخی کرامات و خصوصیات اخلاقی شیخ انصاری

    اغلب عطایای علامه انصاری مخفیانه بود. بسیاری از فقرا حقوق معین داشتند که سالانه یا ماهانه به آنان می‏داد و آنها نمی‏دانستند از کجاست. در وقت سحر با لباس مبدل به خانه فقرا می‏رفت و صورتش را می‌پوشاند و به مقدار حاجت آن‌ها مرحمت می‏کرد بعد از آنکه شیخ از دنیا رفت، معلوم شد آن مردی که بر درب منازل این مردم در آن اوقات می‏رفت، علامه انصاری بوده است. 

     

    خواندن حمد توسط امام علی (علیه السلام) در گوش شیخ انصاری

    یکی از شاگردان شیخ انصاری می‌گوید: «چون از مقدمات علوم و سطوح فارغ التحصیل گشتم، برای تکمیل تحصیلات به نجف اشرف رفتم و به مجلس درس شیخ انصاری درآمدم، ولی از مطالب و تقریراتش هیچ نفهمیدم. خیلی به این حالت متأثر شدم تا جایی که داشتم نا امید می‌شدم.

    بالاخره به حضرت امیر علیه‌السلام متوسل گشتم. شبی در خواب خدمت آن حضرت رسیدم و آن بزرگوار در گوشم «بسم الله الرحمن الرحیم» را قرائت نمود. صبح چون در مجلس درس حاضر شدم درس را می‌فهمیدم. کم کم جلو رفتم و پس از چند روز به جایی رسیدم که در آن مجلس صحبت می‌کردم.

    روزی از زیر منبر درس با شیخ بسیار صحبت کردم و اشکال گرفتم. آن روز پس از ختم درس، شیخ آهسته در گوش من فرمود: «آن کسی که "بسم الله" را در گوش تو خوانده است تا "و لا الضالین" را در گوش من خوانده.» این بگفت و برفت. من از این قضیه بسیار تعجب کردم و فهمیدم که شیخ دارای کرامت است زیرا تا آن وقت به کسی این مطلب را نگفته بودم

     

    شرفیابی به محضر حضرت صاحب الامر

    آقا میر سید محمد بهبهانی به دو واسطه از یکی از شاگردان شیخ نقل می کند که گفت: 
    «در یکی از زیارات مخصوصه که به کربلا مشرف شده بودم، شبی بعد از گذشتن نیمی از شب برای رفتن به حمام از منزل بیرون آمدم و چون کوچه ها گِل بود چراغی با خود برداشتم. ناگهان از دور شخصی را شبیه به شیخ انصاری دیدم، وقتی نزدیکش رفتم دیدم شیخ است. 
    من برای آنکه مبادا کسی بر او آسیبی برساند آهسته بدنبال او رفتم تا به در خانه مخروبه ای ایستاد و زیارت جامعه را با توجه خاصی خواند. سپس داخل آن منزل خرابه شد. شنیدم با کسی حرف می زد ولی دیگر خودش را نمی دیدم. پس به حمام رفتم و به حرم مشرف شدم و شیخ را در حرم شریف دیدم. بعد از پایان این مسافرت در نجف اشرف به خدمت شیخ رسیدم و قضیه آن شب را عرض کردم. 
    ابتدا شیخ منکر شد تا پس از اصرار زیادی فرمود: 
    «گاهی برای رسیدن به خدمت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) درب آن منزل که تو آن را پیدا نخواهی کرد رفته زیارت جامعه را می خوانم چنانکه دوباره اجازه حضور دهد خدمت آن حضرت شرفیاب می شوم و مطالب لازم را از آن سرور می پرسم.» سپس شیخ فرمود: «تا زمانی که من زنده ام این مطلب را پنهان دارد و به کسی اظهار مکن.»»

     

    درخواست مادر

    شیخ انصاری  برادری  به نام شیخ منصور داشت  که از دانشمندان بزرگ و جلیل القدر بود اما بسیار تنگدست و فقیر بود. روزی مادر وی به حالش رقت کرد و به برادر بزرگترش شیخ انصاری که در آن هنگام مرجع وحید و یگانه شیعه بود، گله کرد و زبان به اعتراض گشود و گفت: «تو می دانی که برادرت منصور با این عائله سنگین، در شدت فقر به سر می‏برد و ماهانه ای که به او می دهی، رفیع احتیاجات او را نمی کند، در صورتی که اینهمه اموال تحت تصرف توست و می توانی به او بیش از دیگران کمک کنی.»
    شیخ به دقت به سخنان مادر گوش فرا داد و خطاب به وی با لحنی مؤدبانه و خاضعانه چنین اظهار کرد: 
    «مادر بیا این کلید را بگیر و هر چه پول برای منصور می خواهی بردار؛ به شرط اینکه در قبال آن، من مسؤولیتی نداشته باشم و وبال آن بر دوش خودت باشد و در قیامت تو آن را تحمل کنی.
    این اموالی که نزد من است حقوق فقیران و مستمندان است و بین آنان به طور مساوی تقسیم می شود. همه تنگدستان در این مسدله یکسانند، و بسان داندانه های شانه هیچ کدام بر دیگری برتری ندارد. 
    مادرم اگر جواب برای فردای قیامت ـ در قبال این مبلغ اضافی که برای منصور برمی داری ـ داری، هر چه می خواهی انجام بده؛ ولی بدان که حسابی در پیش است بس دقیق و سخت و هولناک و بدون کمترین مسامحه.» 
    مادر شیخ که زنیخداترسی بود ـ وقتی این جملات را شنید از خوف خداوند، لرزه بر اندامش افتاد و از گفته خویش، توبه کرد و در حالی که کلید را به فرزند تقدیم می نمود از او پوزش طلبید و مستمندی منصور را به فراموشی سپرد. 

     

    خواب شیطان و زنجیری که برای شیخ انصاری بافته بود

    در زمان شیخ انصارى، شخصى در خواب شیطان را دید که تعداد زیادى افسار همراه خودش دارد ولى این افسارها مختلف است؛ بعضى از افسارها خیلى شل است، طناب بسیار ضعیفى را به صورت افسار درآورده است، بعضى از آنها چرمى است و بعضى به صورت زنجیر، زنجیرهاى مختلفى که بعضى از آنها خیلى کلفت است. در میان اینها یک زنجیر خیلى کلفت و قوى‏ بود که خیلى‏جالب بوداز شیطان پرسید: اینها چیست؟ گفت: اینها افسارهایى است که به سر بنى‏آدم مى‌‏زنم و آنها را به طرف گناه مى‏‌کشانم.

    گفت: آن زنجیر کلفت براى کیست؟ گفت: این براى یک آدم خیلى گردن کلفتى است. گفت: چه کسى؟ گفت: شیخ انصارى؛ اتفاقاً دیشب زدم به سرش و چند قدم آوردم، ولى زد و آن را پاره کرد. بعد آن شخص گفت: حالا افسار ماها کجاست. شیطان گفت: شما که افسار نمى‌‏خواهید، شما دنبال من هستید. این افسار مال آنهایى است که دنبال من نمى‌‏آیند.

    این ماجرا به گونه ای دیگر نیز نقل شده است:

    شخصی در شبی خوابی می‏بیند که روز بعد آن را اینگونه برای شیخ نقل می‏کند: «شب گذشته در خواب ديدم كه شيطان به سراى شما آمد و طناب بر گردن شما انداخت و كشان كشان شما را تا سر كوچه برد و شما در تمام مدت تلاش مى كرديد كه هر جور شده خود را از بند وى برهانيد و بالاخره سر كوچه طناب را از گردن خود به دور افكنده و به خانه برگشتيد. محبت بفرمائيد و مرا راهنمايى كنيد كه تعبير آن خواب آشفته چه بوده؟»

    شيخ انصاری با تبسمى آهسته فرمود: «خدا لعنت كند شيطان را، خواب شما راست بوده است. ديروز ما در خانه خرجى نداشتيم و وجوهات فراوانى نيز رسيده بود با خود گفتم من يك دينار برمى دارم و مايحتاج زندگى را تهيه مى كنم و بعداً آن را به جاى خود برمى گردانم. با اين خيال دينارى برداشته و به قصد خريد از خانه خارج شدم ولى در بين راه با خود فكر مى كردم كه آيا اين كار درست است كه من كردم؟ تا بالاخره سر كوچه كه رسيدم سخت متنبه شدم و با خود گفتم: شيخ اين چه كارى است كه مى كنى و پشيمان شدم و برگشتم و دينار را در سر جاى خود قرار دادم.»

     

  • +وفات

    شیخ اعظم در سن 67 سالگی (64 سالگی شمسی)، در 18 جمادی الثانی سال 1281 ق (آبان 1243 ش) رحلت کرد. پس از تشییع، وصی او "حاج سید علی شوشتری" بنا به وصیت شیخ بر جنازه او نماز گزارد. پیکر ایشان در باب قبله صحن مطهر مولاى متقیان حضرت على علیه‌السلام در نجف اشرف به خاک سپرده شد.

    نکته جالب توجه در وصیت شیخ انصاری این است که با وجود فقهای بزرگ آن زمان، ایشان وصیت کرد که نمازش را یک عارف، بخواند.

     



ویرایش این مطلب، یا ارسال نظر