علامه سید شرف‌ الدین عاملی

 

علامه سید عبدالحسین شرف الدین موسوی عاملی، از مراجع تقلید و رهبران سیاسی و فرهنگی مردم لبنان در قرن سیزدهم هجری که هدایت مردم لبنان در مقابل استعمار فرانسه را بر عهده داشت و به ترویج اتحاد بین شیعه و سنی پرداخت.

 


امتیاز دهی به مطلب:
 

به اشتراک گذاری مطلب:
ارسال به دوستانارسال به دوستان
  • -زندگینامه

    علامه سید عبدالحسین شرف الدین موسوی عاملی در یکی از روزهای سال 1290 ق (1252 ش) در شهر کاظمین دیده به جهان گشود و در دامان پر مهر مادری پاکدامن و تحت نظارت پدر عالم و روحانی اش پرورش یافت. سید عبد الحسین، فرزند عالم روحانی، سید یوسف شرف الدین موسوی عاملی است. مادرش بانوی بزرگوار، زهرا صدر دختر آیت الله سید هادی صدر، فرزند سید محمدعلی و خواهر مرجع تقلید نامی، سید حسن صدر بوده است. نسب پاک و درخشان او با 31 واسطه به ابراهیم المرتضی بن موسی بن جعفر علیهم السلام می پیوندد.
    یک ساله بود که پدرش سید یوسف تصمیم گرفت برای گذراندن مراحل عالی تحصیل، به نجف اشرف مهاجرت کند؛ بنابراین، تنها فرزندش عبد الحسین را برداشته، به همراه خانواده راهی نجف اشرف شدند.
    سید شرف الدین تحصیلات خود را در جبل عامل و عراق ادامه داد و به درجه اجتهاد رسید و به لبنان بازگشت. درآنجا مرجعیت و رهبری سیاسی و مذهبی مردم را عهده دار شد و با اقدامات فرهنگی و نیز مبارزات سیاسی به دفاع از اسلام و مردم کشورش در برابر استعمار فرانسه و حکام فاسد لبنان برخاست. شرف الدین سفرهای متعددی انجام داد و یکی از مهمترین اهداف وی در این سفرها و خصوصاً در سفر به مصر، ایجاد اتحاد بین مسلمانان و خصوصاً شیعه و سنی بوده است.
    سرانجام پس از عمری تلاش و مبارزه برای اعتلای اسلام در صبح روز دوشنبه 8 جمادی الثانی سال 1377 ق (1336 ش) پس از 87 سال دارفانی را وداع گفت. پیکر وی در صحن امام علی علیه السلام به خاک سپرده شد.

     

  • +ازدواج و فرزندان

    علامه شرف الدین عاملی در سالهای اقامت در جبل عامل بود که در سن 17 سالگی و به پیشنهاد پدر و مادر، با دختر عموی خود ازدواج کرد. فرزند ایشان نیز سید عبد الله شرف الدین نام دارد.

     

  • +مدارج تحصیلی و اساتید

    زمانی که سید عبدالحسین یک ساله بود پدرش تصمیم گرفت برای گذراندن مراحل عالی تحصیل به نجف اشرف مهاجرت کند، و به این ترتیب، سید عبدالحسین به همراه پدر و مادر راهی آن دیار شد. شش سال داشت که در نجف اشرف به مکتب خانه گذاشته شد تا قرآن را از معلمان متدین و عالم فرا گیرد. در هفت سالگی می توانست قرآن را با صوتی دلنشین و لحنی زیبا قرائت کند و این امر موجب امیدواری پدر و مادرش نسبت به آینده او شد.
    در هشت سالگی پس از بازگشت خانواده به جبل عامل، در محضر پدر عالم و روحانی خود، به خواندن ادبیات عرب پرداخت و سالها به فراگیری صرف، نحو، لغت، معانی، بیان، بدیع، شعر، انشا، تاریخ و خط مشغول شد و با تمرین و ممارست، معلوماتش را به کمال رسانید.
    پس از آنکه در ادبیات، منطق و اصول فقه معلومات لازم و ضروری را کسب کرد در محضر پدر به تحصیل فقه پرداخت و کتابهای فقهی نجاة العباد، المختصر النافع فی فقه الامامیه و شرایع الاسلام را به نحو شایسته ای فرا گرفت. سید علاوه بر این کتابها در زمینه های ادبیات،تاریخ، تفسیر، فقه، اصول، منطق، اخلاق، اعتقادات، و... با شور و شوق جوشانی به مطالعات دامنه دار و عمیقی دست زد، استعداد درخشان خویش را پروراند و به دانستنیهای سرشاری نائل آمد.

     

  • +بازگشت به عراق

    سید شرف الدین در سال 1310 ق. به همراه مادر، همسر و برادرش رخت سفر به عراق بربست و در پی توصیه پدربزرگش "آیت الله سید هادی صدر" و دیگر آشنایان، به همراه خانواده اش به سامرا رفت. سید شرف الدین پس از گفتگو و تبادل نظر با دایی عالم خود "آیت الله سید حسن صدر"، تحصیلات فقهی و اصولی خویش را در نزد دو استاد معروف حوزه علمیه سامرا، "شیخ حسن کربلایی" و "شیخ باقر حیدر بن صاحب الجواهر" آغاز کرد. همچنین هر صبح جمعه پای درس اخلاق "حکیم آیت الله شیخ فتحعلی سلطان آبادی" حضور می یافت.
    پس از گذشت یک سال و در هنگامی که مرجع تقلید شیعیان جهان "آیت الله میرزای شیرازی" بنا به عللی سامرا را به قصد نجف ترک کرد، سید شرف الدین نیز با دیگر عالمان و مدرسان حوزه عملیه سامرا، راهی نجف شد. وی برای تحصیل دوره های عالی فقه، اصول، حدیث، کلام و... سالها پای درس عالمان و فقیهان بزرگ حوزه علمیه نجف نشست. از جمله آنها عبارتند از:
    آقا رضا اصفهانی
    شیخ محمد طه نجف
    آخوند خراسانی
    شیخ الشریعه اصفهانی
    شیخ عبدالله مازندرانی
    سید محمد کاظم طباطبایی یزدی
    میرزا حسین نوری
    شیخ حسن کربلایی
    سید اسماعیل صدر
    سید حسن صدر

     

  • +مرجعیت و بازگشت به جبل عامل

    سید شرف الدین پس از دوازده سال تحصیل، تحقیق و مناظرات علمی و اعتقادی و در نهایت شوق و تلاش و پشتکار ویژه طلبگی، به مرتبه بلند فقاهت و اجتهاد دست یافت و از سوی فقهای طراز اول نجف، صاحب اجازات و تأییدات اجتهادی شد و در سی و دو سالگی، اجتهاد مطلق او مورد قبول و تأیید همه مجتهدان بزرگ حوزه علمیه نجف، کاظمین، کربلا و سامرا قرار گرفت. او در این مدت، در کنار تحصیلات علمی و فقهی، با جدیت تمام به فعالیتهای ادبی و تلاش در جهت تسلط کامل بر رموز بلاغت، صنایع ادبی و شیوه های سخنوری، نویسندگی و بحث دست زد و در این فنون نیز ممتاز گشت.

    بازگشت به جبل عامل
    علامه شرف الدین در تاریخ نهم ربیع الاول سال 1322 ق. همراه با خانواده اش نجف اشرف را ترک کرد و از راه دمشق رهسپار جبل عامل شد و در میان استقبال هموطنانش، به وطن قدم نهاد.
    ابتدا در شحور اقامت کرد و در کنار پدر بزرگوارش به ارشاد مردم و تدریس، تعلیم و تربیت نسل جوان همت گماشت، پس از سه سال، به دعوت مردم صور، راهی آنجا شد. وی با تأسیس حسینیه صور آنجا رابه مرکزی برای برگزاری برنامه های گوناگون دینی واجتماعی تبدیل کرد. وی به اتفاق پدر و برادر دانشمندش، حوزه علمیه ای در آنجا تشکیل داد؛ ولی مدتی نگذشت که پدر و اندکی بعد برادر خود را از دست داد.
    زمان زیادی نگذشت که مردم جبل عامل رهبر واقعی خویش را شناختند و با ایشان در اقدامات اصلاحی اش اعلام همکاری نمودند.

     

  • +تلاش برای اتحاد مسلمانان

    شرف الدین از روزگار جوانی، از اوضاع نابسامان و آشفته آن روز جوامع اسلامی و اختلافات بیهوده و تأسف بار مسلمانان رنج می برد. او نه تنها به اصلاح و سازندگی جوامع شیعی می اندیشید، بلکه از آغاز اقدامهای اجتماعی و دینی خود، در اندیشه اصلاح و عزت بخشی به همه ممالک اسلامی و ایجاد اتحاد و برادری در بین فرقه های مختلف مسلمانان بود.
    وی نیم قرن تمام با همه توان علمی و معنوی اش و با قلم، بیان و عمل صادقانه اش، در متحد ساختن مسلمانان کوشید و از هیچ سعی و تلاش دریغ نورزید.
    نخستین گام بلند و سنگین وی در راه وحدت امت اسلامی، تالیف کتاب گرانقدر "الفصول المهمة فی تالیف الامة" بود که در سال 1327 ق. در شهر صور به زیور طبع در آمد. از این تاریخ تا پایان عمر همواره به دنبال تحقق این آرمان الهی خویش حرکت کرد و به نتایج درخشان و ثمر بخشی دست یافت.

    سفر به مصر
    در اواخر سال 1329 ق. برای دیدار از مصر و آشنایی با علمای دینی، دانشمندان، متفکران و نویسندگان آن دیار و مساعد کردن زمینه ایجاد اتحاد ملت اسلام، راهی آن دیار شد وی دریافته بود که بهترین نقطه حرکتش ‍دانشگاه الازهر، بزرگترین مرکز علمی و دینی مسلمانان اهل سنت است.
    در این سفر شرف الدین با مفتی بزرگ و استاد معروف دانشگاه الازهر، شیخ سلیم بشری مالکی، آشنا شد. ثمره این آشنایی علمی و مذهبی، مباحثات و مکاتبات شورانگیزی بود که در تاریخ اسلام می تواند در راه اتحاد ملل مسلمان و دست یافتن به حقایق و وقایع تاریخ، سرمشق عالمان و متفکران مسلمان باشد.

    تألیف کتاب "المراجعات"
    بیست و پنج سال بعد از آن واقعه، در سال 1355 ق. شرف الدین مجموعه مکاتبات خود با شیخ سلیم را که 112 نامه بود، به همراه مقدمه ای روشنگر، به صورت کتابی با نام "المراجعات"، در شهر صیدا به چاپ رساند.
    از ویژگیهای این کتاب، کاربرد واژه های نو و پرمعنا، جملات کوتاه و آهنگین، تعبیرات بدیع و دلنشین و پربار کردن مطالب از اشعار و امثال عرب، افزون بر جنبه های علمی و استدلالی کتاب بود که این اثر را در نوع خود بی نظیر ساخته است.
    در مصر، شرف الدین ضمن مکاتبه با شیخ سلیم بشری، با دیگر عالمان و دانشوران اهل سنت نیز ملاقات و مباحثات علمی، دینی و فلسفی داشت و بزرگان آنان مانند مانند شیخ محمد نجیب، شیخ محمد سلموطی، شیخ محمد عبده و شیخ عبدالکریم الکتانی ادریسی، با نوشتن اجازات و تأییدات علمی، مقام علمی و فکری شرف الدین را گرامی داشتند و از او تجلیل کردند.

     

  • +مبارزات سیاسی

    سید شرف الدین، هم با مستکبران محلی و مخالفان اسلام در منطقه مبارزه کرد و هم با استعمار مقابله نمود. مبارزات او با استعمار فرانسه و در راه استقلال لبنان مشهور است. ترور نافرجام سید به وسیله ابن حلاج و به دستور فرانسه نیز در همین راستا بود.

     

    هجرت به دمشق
    در اواخر سال 1330 ق. سید شرف الدین از مصر عازم لبنان شد. در آن زمان مردم لبنان نیز بسان دیگر مردم سرزمینهای اسلامی خواستار استقلال کشورشان و رهایی از زیر سلطه عثمانیها بودند.
    مشکلات سختی که استعمار فرانسه همواره در راه سید شرف الدین ایجاد می کرد، او را واداشت به دمشق مهاجرت نماید؛ ولی سپاه فرانسه در راه کمین کرده بودند که از این سفر سید ممانعت به عمل آورند و چون در این راه توفیق پیدا نکردند، خانه او را در شُحُور به آتش کشیدند و منزل دیگرش را در صور پس از غارت، مصادره کردند و کتابخانه او را به آتش کشیدند که تألیفات خطی بسیاری از او در این حریق سوخت.
    سید شرف الدین با تحمل همه مشکلات خود را به دمشق رساند و در آنجا مبارزان و دانشمندان دور او جمع شدند و وی با خطابه های آتشین خود آنان را به وظایف خطیرشان آگاه ساخته، لزوم برخورد جدی با استعمارگران فرانسه را پیشنهاد کرد و به دنبال اقدامات آنان، فرانسه سران نهضت را به فلسطین تبعید نمود.
    سید شرف الدین پس از چند ماه به مصر سفر کرد و شخصیت چند بعدی او باعث شد که بلافاصله بزرگان مصر او را دریافته و به دیدارش بشتابند.

    ورود جدی به عرصه درگیرهای اجتماعی و صدور فتوای جهاد
    برای اولین بار و با تأیید حرکت گروههای استقلال طلب، شرف الدین وارد میدان مبارزات سیاسی و درگیریهای اجتماعی شد. در دوران جنگهای استقلال لبنان، وی در کنار مردم ماند و رهبری دینی و سیاسی و پناه دادن به مردم جبل عامل را تقبل کرد. او برای شکل دادن به قیام همگانی و هماهنگ کردن حرکتهای ضد فرانسوی در سرتاسر کشور، علما و رهبران جبل عامل را برای تشکیل یک کنگره عمومی در شهر وادی الحجیر - در مرز لبنان و سوریه - فرا خواند و در ضمن سخنرانی در این کنگره، علیه فرانسویان فتوای جهاد داد.
    در پی جستجوی فرانسویان برای دستگیری شرف الدین، وی ابتدا به جبل عامل و سپس به دمشق هجرت کرد و در اجتماعات سیاسی، علمی و دینی دمشق حضور یافت. چون آوازه علمی و سیاسی اش کشورهای اسلامی را پر کرده بود، هر جا می رفت مورد احترام بود. او علما، دانشمندان، سیاستمداران، روشنفکران و مبارزان را راهنمایی می کرد و راه درست مبارزات سیاسی را به آنان نشان می داد.

    هجرت به فلسطین
    شرف الدین علاوه بر فعالیتهای سیاسی و اجتماعی در دمشق، به اوضاع تبعیدیان مسلمان لبنانی و غیر لبنانی رسیدگی می کرد. او و دیگر مبارزان لبنانی، مدتی را در دمشق گذراندند، تا اینکه فرانسویان توطئه طلب و تجاوز کار، دامنه تجاوزات خود را گسترش دادند و خاک سوریه را نیز اشغال کردند. شرف الدین به همراه خانواده اش به فلسطین رفت و در شهر حیفا سکنی گزید.
    در اواخر سال 1338 ق به یک آبادی در فلسطین به نام عَلْما که در نزدیکی جبل عامل قرار داشت، مهاجرت نمود و خانه اش محل رفت و آمد مردم شد.

    بازگشت به جبل عامل
    دولت فرانسه پس از یک سلسله مذاکرات و وساطتِ علامه سید محمد صدر، موافقت کرد که سید شرف الدین و دیگر تبعیدیها، به جبل عامل بازگردند. پس از بازگشت تمام تبعیدیها، وی به جبل عامل بازگشت و مردم با مراسمی پرشور و بی سابقه از او استقبال نمودند.

     

    سفر دوم به مصر
    چندی بعد در سال 1338 ق با لباس مبدل و برای دومین بار عازم مصر شد. وی علاوه بر حضور در مساجد و محافل علمی، سیاسی و ادبی هر روز با افراد و محافل علمی، سیاسی و ادبی هر روز با افراد و گروههای مختلفی دیدار و گفتگو می کرد و اکثر سخنانش در نشریات آن روز مصر به چاپ می رسید.
    در یکی از سخنرانیهای پر شور خود جمله پر محتوا و عمیقی گفت که حقیقت وحدت اسلامی را بیان می کرد. سید رشید رضا، عالم و نویسنده مشهور مصری که در آن محفل حضور داشت، آن جمله را با خط درشتی در مجله خود المنار چاپ کرد و آن جمله این بود:
    شیعه و سنی را روز نخست، سیاست (و مطامع سیاسی) از هم جدا کرده است و اکنون نیز باید سیاست (و مصالح سیاسی اسلام و مسلمانان) آن دو را در کنار هم بنشاند و متحدشان کند.
    شرف الدین مدتی در مصر ماند. سپس بر آن شد تا در نزدیک ترین نقطه لبنان حضور یابد، و از نزدیک برای آزادی کشور و ملتش تلاشی شایسته را به انجام رساند.
    وقتی وارد بیروت شد، فرانسویان خواستند مقدمات عزیمت او را به شهر صور زودتر فراهم کنند، ولی شرف الدین در بیروت توقف کرد تا برای آزادی دیگر مبارزان و آزادیخواهان مهاجر، تبعیدی و متواری، با حاکمان مذاکره و گفتگو کند. به هر تقدیر، با آزادی و بازگشت دیگر مبارزان و آزادیخواهان موافقت به عمل آمد و شرف الدین با خیالی آسوده، آهنگ صور کرد.
    روز بازگشت شرف الدین به وطن، از ایام بیادماندنی، تاریخ لبنان است. مردم مبارز و مسلمانی که حدود یک سال از نعمت حضور عینی رهبر دینی و انقلابی خود محروم بودند، به هنگام بازگشت شکوهمند او، تمام احساسات درونی خویش را با شور و هیجان و تظاهرات و شعر و خطابه اظهار می کردند.

    هشدار علامه در خصوص خطر یهودیان صهیونیست
    شرف الدین با استیلای بیگانگان غربی به مخالفت برخاست و تا خروج آخرین عمال آنان از لبنان و به رسمیت شناختن استقلال این کشور در سال 1945 م مبارزه کرد. در دورانی که او با سلطه فرانسه در لبنان مبارزه می کرد فلسطین تحت سیطره انگلستان قرار داشت و هنوز مسأله فلسطین به صورتی که بعد از سال 1948 م. مطرح شد، در نیامده بود؛ ولی زمینه آن آماده می شد. در آن دوران، شرف الدین مهاجرت یهودیان جهان به خاک فلسطین را برای آینده آن کشور خطرناک می دانست و به همین جهت، همواره خطر یهودیان صهیونیست را برای فلسطین تذکر می داد.

     

  • +مبارزه با فئودالیسم

    یکی دیگر از مبارزات سید شرف الدین، مبارزه با فئودالیسم حاکم بر لبنان در آن روزگار بود. وی در برابر زمین داران مقاومت و آنان را محکوم می نمود.
    وقتی از نجف اشرف به جبل عامل بازگشت و زعامت دینی خود را آغاز کرد، با اولین نمودهای ریشه دار ظلم در جبل عامل، یعنی نظام بهره کشی "فئودالیسم" به مبارزه برخاست. در برابر مالکان و زمین داران استثمارگر که خون دهقانان مسلمان و محروم را به شیشه می کردند و در مقابل مزد ناچیزی، کارهای طاقت فرسایی از آنان می کشیدند و روز به روز بر بدبختی و فقر آن ها دامن می زدند و خود در بهترین شهرها و روستاها، با برخورداری از امکانات رفاهی فراوان، به عیش و نوش پرداخته و با خوش گذرانی روزگار می گذراندند، مردانه قد علم کرد و سالها با این نظام درگیر شد.
    "علامه شیخ مرتضی آل یاسین نجفی" که از عالمان آگاه شیعه در این عصر به شمار می رود، درباره درگیری شرف الدین با فئودالها می نویسد: «شرف الدین، در جبل عامل، زندگی جدیدی را آغاز کرد. درباره امور دینی و شعائر اسلامی سختگیری می کرد؛ اما در اخلاق و رفتار، ملایم بود. در دفاع از حق، قدرت نشان می داد؛ اما در برابر مردم ضعیف و ناتوان، با رفق و مدارا رفتار می نمود. در آن روزگار در لبنان زمین داری ناهنجاری وجود داشت. توده های مردم، در برابر مالکان، اختیاری از خود نداشتند و برای زندگی، معنایی جز بردگی نمی دانستند.
    مالکان و توانگران نمی گذاشتند که آنان مفهوم والاتری از زندگی درک کنند. زندگی توده های مردم محروم، زیر پای جباران و طاغوتیان پایمال شده بود. چون شرف الدین در آنجا استقرار یافت، نتوانست آن نظام خردکننده و آن استبداد استثمارگر را قبول کند و در برابر بر باد رفتن حقوق محرومین ساکت بماند....
    شرف الدین، آن نظام نحس را محکوم کرد و با آنان وارد سخت ترین مبارزات شد. قدرتمندان و بهره کشان جبار در برابر او ایستادند و همه امکانات خویش را برای شکستن او به کار گرفتند و در این راه از هیچ کوششی دریغ نکردند؛ اما سرانجام مرد حق پیروز شد و کوششهای آنان همه تباه گشت.»

     

  • +همراهی با جنبشهای آزادی خواه

    آیت الله علامه شرف الدین، جنبشهایی را که در جهان اسلام و عرب به وقوع می پیوست، پیگیری می نمود و موضعی مناسب در مقابل هر کدام اتخاذ می کرد. رهبران این جنبشها را نیز به خوبی می شناخت و با روشنفکران و مطلعان درباره مسائل سیاسی در این جنبشها و نهضتها به بحث و گفتگو می پرداخت. از جمله این جنبشها، "ملی شدن کانال سوئز" در مصر و "ملی شدن صنعت نفت" در ایران بود. او با رهبران جنبشهای آزادی خواه تماس داشت و از آنان حمایت می نمود.
    علامه شرف الدین هر دو جنبش را به دلیل آنکه به نفع مسلمانان و به ضرر استعمارگران بود، تأیید کرد و به طرفداری از آنها برخاست. جنبش عربی مصر و ملی شدن کانال سوئز که در سال 1956 م. اتفاق افتاد و از حرکتهای امیدآفرین در جهان اسلام بود، مورد قبول و دفاع همه آزادی خواهان و بیدار دلان با وجدان، از جمله علامه شرف الدین بود. ملی شدن صنعت نفت در ایران نیز که در سال 1329 ه. ش اتفاق افتاد، به دلیل اطلاع شرف الدین از ماهیت آن و اهداف و رهبران آن، از جمله آیت الله سید ابو القاسم کاشانی و آرمانهای او، مورد تأیید و پشتیبانی وی قرار گرفت.

     

  • +سفرهای زیارتی - تبلیغی

    علامه شرف الدین در حوالی سال 1328 ق. به مدینه منوره سفر کرد و مرقد مطهر پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمه بقیع علیهم السلام را زیارت نمود.

    اقامه نماز جماعت مسجدالحرام به امامت علامه شرف الدین
    حج سال 1340 ق. از باشکوه ترین مراسم حج بود که تاریخ به یاد دارد. حضور شرف الدین در این کنگره عظیم جهانی مسلمانان، جلوه و صفای دیگری به آن داده بود، به تقاضای ملک حسین، نماز جماعت بود که به امامت یک عالم شیعه در مسجد الحرام برگزار می شد.
    پس از پایان مراسم حج، شرف الدین با هموطنانش و در میان مشایعت، احترام و اکرام دولتمردان عربستان، به جبل عامل عزیمت کرد.

    زیارت عتبات عالیات
    در سال 1355 ه. ق مشاهد مشرفه عراق را زیارت کرد. ابتدا وارد بغداد شد و سپس برای زیارت امامان معصوم علیهم السلام عازم نجف کاظمین، سامرا و کربلا شد.

    عزیمت به ایران و زیارت مشاهد شریفه
    در واپسین روزهای سال 1355 ق. مقارن 1315 ش. شرف الدین از عراق راهی ایران شد تا مرقد هشتمین پیشوای شیعیان حضرت علی بن موسی الرضاعلیه السلام را زیارت کند. در تهران عده زیادی از علما، روحانیون و شخصیتهای علمی و دینی از او استقبال کردند. همچنین مردم دیندار، عالمان شهر به دیدار و زیارت او شتافتند و به اکرام و احترامش همت گماشتند.
    شرف الدین از تهران به قم عزیمت کرد تا مرقد پاک حضرت فاطمه معصومه علیها السلام، را زیارت کند و از نزدیک با حوزه علمیه و علما و فقهای قم که به سختی تحت فشار اختناق و استبداد رضاخانی بودند، آشنا شود. در قم بر آیت الله سید صدر الدین صدر خاله زاده خود وارد گردید و 4 روز در این شهر ماند و در مشهد 5 روز در منزل آیت الله قمی اقامت گزید. ایشان در مسیر حرکت خود در همه شهرها مورد استقبال قرار گرفت و مذاکرات علمی میان ایشان و سایر دانشمندان موجب اذعان آنان به مراتب علمی سید شرف الدین گردید.
    پس از این زیارت و دیدار عازم شهر مشهد مقدس شد و به زیارت حضرت امام رضا علیه السلام رفت و به آرزوی دیرین خویش دست یافت. سفر شرف الدین به ایران، نزدیک به یک ماه طول کشید و در اوایل سال 1356 ق. به وطن خود بازگشت.

     

  • +اقدامات فرهنگی و اجتماعی

    علامه شرف الدین برای مقابله با وضع آشفته و نابسامان فرهنگی و آموزشی در لبنان که در اثر گسترش و تحکیم سلطه خیانت آمیز استعمارگران غربی در این بار به وجود آمده بود، تصمیم به اصلاح دستگاههای آموزش و پرورش ‍ جامعه خود گرفت. وی تصمیم گرفت مدرسه ای در صور بسازد. در این کار از تمام کسانی که امکان کمک مادی داشتند، دعوت به همکاری کرد.
    ابتدا در سال 1357 ق. مدرسه ای ابتدایی برای آموزش و پرورش ‍دانش آموزان مسلمان با نام "المدرسة الجعفریة" بنا نهاد. این مدرسه به طور رایگان اداره می شد و علاوه بر تعلیم درسهای جدید، از درسهای معارف و اخلاق اسلامی نیز بهره می جست.

    تأسیس باشگاه نادی الامام الصادق علیه السلام
    علامه شرف الدین در مقام یک مصلح دلسوز و آگاه، باشگاه مجلل و زیبای "نادی الامام الصادق علیه السلام" را تأسیس کرد تا بدین طریق از شرکت جوانان در محافل دشمنان و بدخواهان جلوگیری کند. علاوه بر آن. مسجدی در نزدیکی مدرسه جعفریه و باشگاه امام صادق علیه السلام ساخت تا دانش آموزان و کسانی که به باشگاه می آیند، فرایض دینی خود را در مسجد انجام دهند.

    تأسیس مدرسه دخترانه الزهرا و دانشکده جعفریه
    شرف الدین با توجه به نقش محوری دختران در تربیت فرزندان مسلمان و با احساس این نیاز و پس از تهیه مقدمات، در سال 1361 ق. مدرسه دخترانه الزهرا را تأسیس کرد. پس از مدتی، مخالفان سیاسی او که از دست نشاندگان فرانسه بودند، با توسل به زور و کمک دولت وابسته لبنان و سربازان دولتی، مدرسه الزهرا را بستند. اما شرف الدین بدون هیچ ترس و یأسی، کلاسهای آن سال را در خانه خود بر پا کرد و تا آخر ادامه داد و سال بعد، مجداداً مدرسه بازگشایی شد و در کنار مدرسه جعفریه، کار خود را آغاز کرد. بعدها دانشکده جعفریه را نیز تأسیس کرد.

    تأسیس مؤسسه خیریه نیکوکاری و احسان
    شرف الدین به اندازه توان مادی خویش همواره در جهت رفع نیاز فقرا و مستمندان می کوشید. خانه اش در صور پناهگاه تهیدستان و حاجتمندان بود. وی در ادامه راه اصلاح و سازندگی اجتماعی خویش، مؤسسه خیریه ای را به نام انجمن نیکوکاری و احسان به همین منظور در سال 1365 ق. تأسیس کرد. تأسیس این مؤسسه از کارهای بسیار درخشان، کارساز و اساسی شرف الدین در سالهای آخر عمرش بود.

     

  • +آثار و تألیفات

    با وجود اشتغالات بسیار اجتماعی و سیاسی که بیش تر وقت علامه شرف الدین را اشغال کرده بود، ایشان از نوشتن کتب ارزنده و روشنگر غفلت نمی کرد. او کتب زیر را از خود به یادگار گذاشت که همه حاوی بهترین و کامل ترین مطالب در زمینه های مختلف دینی و علمی است:
    المراجعات
    الفصول المهمة فی تألیف الأمة
    الکلمة الغرا فی تفضیل الزهرا علیهاالسلام

    فلسفة المیثاق و الولایة

    اجوبة موسی جارا

    مسائل فقهیة

    ابو هریرة (در زمینه معرفی صحیح بازرگان حدیث، ابو هریره و نشان دادن مقدار اعتبار احادیثی که از او نوشته شده است، می باشد.)

    المجالس المفاخرة

    کتاب کلمة حول الرؤیة

    النص والاجتهاد

    ثبت الاثبات فی سلسلة الرواة

    الی المجمع العلمی العربی

    بغیة الراغبین

    مؤلفوا الشیعة فی صدر الاسلام

    زینب الکبری

    مروری بر کتاب النص والاجتهاد
    کار علمی و تحقیقی مهمی که علامه شرف الدین در واپسین سالهای عمرش ‍به انجام آن موفق شد نوشتن کتاب مشهور و شگفت انگیز "النص والاجتهاد" بود. این کتاب یکی دیگر از آثار وحدت آفرین علامه است.
    در این کتاب، وی حدود صد مورد اجتهاد در مقابل نص (اعمال نظر شخصی در مقابل کلام صریح پیامبر) را که خلفا، حاکمان و برخی از بستگان آنان، در زمان رسول خدا یا بعد از رحلت آن حضرت مرتکب شدند، بر اساس کتابهای معتبر اهل سنت بر می شمارد و در مورد هر یک، نظرات علمی، تحقیقی و منتقدانه خود را بیان می کند.
    نوشتن چنین کتاب ارزشمندی، در ادامه راه اصلاح و سازندگی فرهنگی امت جدش، آخرین کار جاودان و حسن ختام یک عمر تلاش او برای خوشبختی و سعادت و وحدت مسلمانان جهان محسوب می شود.
    آیت الله العظمی امام خمینی رحمه الله بعد از شنیدن خبر ارتحال او، ضمن تعطیل کردن درس فرموده بودند: «هشام بن حکم زمان ما از دنیا رفت.»

     

  • +ویژگی های بارز اخلاقی

    اخلاص علامه شرف الدین زبانزد خاص و عام بود، تا آنجا که نواده ایشان، استاد سید حسین شرف الدین در این باره می نویسد:
    «مدرسه ای بود در صور که مخالفان سیاسی پدر بزرگ آن را اداره می کردند. هنگامی که بچه بودم، یک روز عصر به نزدیک آن مدرسه رفتم و چند سنگ پرتاب کردم که موجب شد زیانهایی اندک به مدرسه وارد آید و این بدان علت بود که من تحت تأثیر درگیریهای سیاسی قرار گرفته بودم که میان پدر بزرگ و مخالفانش در رابطه با مدرسه پیش آمده بود. همان شب پس از نماز عشا به خانه ما آمد. من با خوشحالی پیش دویدم. او مرا از آن کار شدیدا باز خواست کرد و گفت: مشکلات سیاسی من در ارتباط با دین است. من با مخالفان سیاسی خود برای خدا درگیر می شوم؛ اما آنان برای منافع شخصی خود مشکل آفرینی می کنند. من مدرسه جعفریه را تأسیس کردم تا فرزندان خود و مردم را از مدارس تبشیری مسیحی نجات دهم، به ویژه فرزندان بینوایان و ناتوانان را. و به همین دلیل مدرسه را مجانی قرار دادم. مخالفان من نیزهمین کار را کرده اند؛ اگر چه برای رقابت من، یعنی آنان نیز مدرسه ای درست کرده اند برای طبقات پایین شیعه. حالا اگر من بتوانم آنان را به راه صواب بکشانم و برنامه مدرسه جعفریه را در آنجا هم پیاده کنم، چه بهتر! و اگر این کار را نتوانم، چون آنان می خواهند با من رقابت کنند، ناچارند راه مرا در پیش گیرند و مدرسه خود را مانند جعفریه اداره کنند و دراین صورت کاری که مورد رضای الهی است، انجام گرفته. چه به دست من انجام یابد یا به دست مخالفان من.»

    بلند طبعی
    در مورد بلندطبعی علامه شرف الدین، از فرزند وی، سید عبد الله شرف الدین داستانی نقل شده که در کتاب ادیب مشهور محمد علی الحومانی به نام «من یسمع» آمده است:
    «"ملک فیصل" توسط رییس دربارش "احسان البکر الجابری" مبلغ 5 هزار لیره مصری برای سید شرف الدین فرستاد؛ اما ایشان ضمن رد آن فرمود: من برای پول جهاد نکردم. فیصل هم گفته بود: من تا به حال آدمی به این بلندطبعی ندیده ام.»
    در ابتدای ورود علامه به لبنان که مصادف با جنگ جهانی اول بود، حکومت عثمانی بخشنامه ای صادر کرد که هر کس توانایی حمل اسلحه دارد، باید وارد نظام شود و از این حکم، فقط آن دسته از علمای دینی معاف بودند که نامشان در دفاتر دولتی ثبت بود و این استثنا فقط شامل علمای سنی و مسیحی می شد؛ زیرا علما و طلاب شیعی دفتری نداشتند و کسی هم نبود که نام آنان را در جایی به ثبت رسانیده باشد. ایشان در این باره اقدام کرد و کوشید تا اینکه ازطرف باب عالی عثمانی در استانبول فرمانی برای معاف بودن علما و طلاب شیعه صادر شد.

     

  • +نمونه ای از مواعظ علامه شرف الدین

    آن عالم ربانی، مواعظ و پندهای بسیاری را در قالب سخنرانیهای گوناگون برای مردم به یادگار گذاشت که به دو نمونه از آنها اشاره می کنیم:
    ایشان درباره جدایی شیعه و سنی فرموده است: «فَرقَتْهُما السیاسَةُ فَلْتَجمَعْهُما السیاسَة؛ یعنی شیعه و سنی را از روز نخست، سیاست و مطامع سیاسی از هم دور کرد، و اکنون باید سیاست و مصالح سیاسی اسلام و مسلمین آنها را کنار هم گرد آورد.»
    «لا یَنْتَشِرُ الْهُدی الا مِنْ حَیثُ اِنْتَشَرَ الضلال؛ یعنی از همان جا که گمراهی انتشار یافته است، باید هدایت انتشار یابد.»

     

  • +وفات

    علامه سید شرف الدین هیچ گاه ناتوانیهای جسمی و بیماریهای مربوط به دوران سالخوردگی را بهانه قرار نداد و شانه از زیر بار مسؤولیتهای شرعی و اجتماعی خالی نکرد. هنگامی که در بیمارستان بیروت بستری بود، هر روز مردم بسیاری از اقشار مختلف و از همه شهرهای لبنان، برای عیادتش ‍ می آمدند.
    سرانجام در صبح روز دوشنبه 8 جمادی الثانی سال 1377 ق (1336 ش) پس از 87 سال دارفانی را وداع گفت.
    بدن او در بیروت تشییع رسمی شد و پس از آن به بغداد حمل گردید و در بغداد و کاظمین (محل ولادتش) تشییع شد. سپس در کربلای معلی تشییع و قبل از غروب آفتاب، جنازه به نجف اشرف رسید. در آنجا نیز تشییع صورت گرفت و دو روز بعد از وفاتش در حجره مجاور آرامگاه آیت الله سید محمدکاظم یزدی در سمت جنوبی صحن مطهر علوی به خاک سپرده شد.

     



ویرایش این مطلب، یا ارسال نظر