عطار نیشابوری

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد بن ابراهیم کدکنی نیشابوری مشهور به عطّار نِیشابوری، یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است.


امتیاز دهی به مطلب:
 

به اشتراک گذاری مطلب:
ارسال به دوستانارسال به دوستان
  • -زندگینامه

    نام او «محمّد»، لقبش «فرید الدّین» و کنیه‌اش «ابوحامد» بود، در شعرهایش بیشتر عطّار و گاهی نیز فرید تخلص کرده‌است. نام پدر عطّار ابراهیم کدکنی(با کنیهٔ ابوبکر) و نام مادرش رابعه بود.

    او که داروسازی و عرفان را از شیخ مجدالدّین بغدادی فرا گرفته‌بود، به کار عطاری و درمان بیماران می‌پرداخت. او را از اهل سنت دانسته‌اند اما در دوران معاصر، شیعیان با استناد به برخی شعرهایش بر این باورند که وی پس از چندی به تشیع گرویده یا دوست‌دار اهل بیت بوده است. و البته لازم به ذکر است که استناد این افراد به اشعاری از ایشان است که از نظر اکثر اساتید این حوزه و عطارشناسان به نام، منسوب به ایشان هستند و توسط افرادی هم تخلص یا به نام ایشان سروده شده‌اند و این مهم را می‌توان به راحتی از ابیاتی در خسرونامه فهمید هر چند که ایشان در مقدمه منطق‌الطیر (مقامات طیور) به نکوهش متعصبین پرداخته‌اند و به این افراد توصیه کرده‌اند که هم محب اهل بیت باشند و هم دوستدار خلفای راشدین.

     

  • +راه زهد

    درباره پشت پا زدن عطار به اموال دنیوی و راه زهد، گوشه‌گیری و تقوا را پیش گرفتن وی داستان‌های زیادی گفته شده‌است. مشهورترین این داستان‌ها، آن‌ست که عطار در محل کسب خود مشغول به کار بود که درویشی از آنجا گذر کرد. درویش درخواست خود را با عطار در میان گذاشت، اما عطار همچنان به کار خود می‌پرداخت و درویش را نادیده گرفت. دل درویش از این رویداد چرکین شد و به عطار گفت: تو که تا این حد به زندگی دنیوی وابسته‌ای، چگونه می‌خواهی روزی جان بدهی؟ عطار به درویش گفت: مگر تو چگونه جان خواهی داد؟ درویش در همان حال کاسه چوبین خود را زیر سر نهاد و جان به جان آفرین تسلیم کرد. این رویداد اثری ژرف بر او نهاد که عطار دگرگون شد، کار خود را رها کرد و راه حق را پیش گرفت. چیزی که نمایان است این است که عطار پس از این جریان مرید شیخ رکن الدین اکاف نیشابوری می‌گردد و تا پایان عمر (حدود 70 سال) با بسیاری از عارفان زمان خویش هم‌سخن گشته و به گردآوری داستان‌های صوفیه و اهل سلوک پرداخته‌است. و بنا بر داستانی وی بیش از 180 اثر مختلف به جای گذاشته که حدود 40 عدد از آنان به شعر و دیگر نثر است.

     

  • +آثار

    دیوان اشعار: مجموعه قصاید و غزلیات عطار، که بیشتر آنها عرفانی و دارای مضمونهای بلند صوفیانه است به نام "دیوان عطار" چند بار چاپ شده استاز میان مثنویهایی که بی گمان از اوست می توان به این آثار اشاره کرد:

     

    منطق الطیر: این مثنوی، که حدود 4600 بیت دارد مهم ترین و برجسته ترین مثنوی عطار و یکی از مشهورترین مثنویهای تمثیلی فارسی استاین کتاب که در واقع می توان آن را "حماسه ای عرفانی" نامید، عبارت است از داستان گروهی از مرغان که برای جستن و یافتن سیمرغ که پادشاه آنهاست به راهنمایی هدهد به راه می افتند و در راه از هفت مرحله سهمگین می گذرند. در هر مرحله گروهی از مرغان از راه باز می مانند و به بهانه هایی یا پس می کشند تا این که، پس از عبور از این مراحل هفتگانه که بی شباهت به هفت خان در داستان "رستم" نیست، سرانجام از این گروه انبوه مرغان که در جستجوی "سیمرغ" بودند تنها "سی مرغ" باقی می مانند و چون به خود می نگرند در می یابند که آنچه بیرون از خود می جسته اند- سیمرغ- اینک در وجود خود آنهاستمنظور عطار از مرغان، سالکان راه و از "سی مرغ" مردان خدا جویی است که پس از عبور از مراحل هفت گانه سلوک – یعنی طلب، عشق، معرفت، استغنا، توحید، حیرت، فقر و فنا- سرانجام حقیقت را در وجود خویش کشف می کنند.

     

     الهی نامه: این منظورمه در واقع مجموعه ای است از قصه های گوناگون کوتاه و مبتنی بر گفت و شنود پدری با پسران جوان خود که بیهود در جستجوی چیزهایی برآمده اند که حقیقت آن با آنچه عامه مردم از آن می فهمند تفاوت دارد.

     

    مصیبت نامه: از دیگر منظومه های مهم عطار مصیبت نامه است که در بیان مصیبت ها و گرفتاری های روحانی سالک و مشتمل است بر حکایت های فرعی بسیار که هر کدام از آنها جذاب و خواندنی استدر این منظومه شیخ نیشابور خواننده را توجه می دهد که فریفته ظاهر نشود و از ورای لفظ و ظواهر امر، به حقیقت و معنی اشیا پی ببرد.

     

    مختار نامه: عطار یکی از شاعرانی است که به سرودن رباعیات استوار و عمیق عارفانه و متفکرانه مشهور بوده استرباعیات وی گاهی با رباعیات خیام، بسیار نزدیک شده و همین امر سبب گردیده است که بسیاری از آنها را بعدها به خیام نسبت دهند و در مجموعه ترانه های وی به ثبت برسانندهمین آمیزش و نزدیکی فکر و اندیشه، کار تمیز و تفکیک ترانه های این دو شاعر بزرگ نیشابوری را دشوار کرده است.

     

    تذکرة الاولیا: عطار از آغاز جوانی به سرگذشت عارفان و مقامات اولیای تصوف دلبستگی زیادی داشته استهمین علاقه سبب شده است که او سرگذشت و حکایات مربوط به نودو هفت تن از اولیا و مشایخ تصوف را در کتابی به نام تذکرة الاولیا گردآوری کندبیش از او در کتاب کشف المحجوب هجویری و طبقات الصوفیه عبدالرحمان سُلَمی نیز چنین کاری صورت گرفته است. اگر چه این دو کتاب به علت قدیمی‏تر بودن اهمیت دارند ولی تذکرة الاولیای عطار، نزد فارسی زبانان شهرت بیشتری پیدا کرده است. این کتاب در سالهای آخر سده ششم یا سالهای آغاز سده هفتم هجری تألیف شده است.

     

  • +ویژگی های آثار

    عطار شاعری است که شیفته عرفان و تصوف است. کلام عطار ساده گیر است. او با سوز و گداز سخن می گوید و اگر چه در فن شاعری به پای استادانی چون سنایی نمی رسد ولی سادگی گفتار او وقتی با دل سوختگی همراه می شود بسیار تأثیرگذار است.

    عطار در مثنوی "منطق الطیر" با بیان رموز عرفان، سالک این راه را قدم به قدم تا مقصود می برد.

    عطار در سرودن غزل های عرفانی نیز بسیار توانا است و اندیشه ژرف او به بهترین شکل در این اشعار نمود یافته است.

    عطار برای بیان مقصود خود از همه چیز از جمله تمثیلات و حکایت هایی که حیوانات قهرمان آن هستند بهره جسته است و امروزه می توان مثنوی "منطق الطیر" را یکی از مهمترین فابل ها در ادب فارسی دانست.

    بدون شک عطار سرمایه های عرفانی شعر فارسی را - که سنایی آغازگر آن است- به کمال رساند و به راستی می توان گفت که عطار راه را برای کسانی چون مولوی باز کرده است.

    عطار از معدود شاعرانی است که در طول زندگی خود هرگز زبان به مدح کسی نگشود و هیچ شعری از او که در آن امیر پادشاهی را ستوده باشد یافت نمی شود.

     

  • +عرفان حماسی عطار

    عطار میراث دار و راوی روح عرفان عاشقانه‌ی بایزید و حلاج و عین القضات و سنایی است. بی سبب نیست که مولوی درباره‌ی وی می‌گوید:

    عطار روح بود و سنایی دو چشم او ما از پی سنایی و عطار آمدیم. عطار در زمانه‌‌ای خون‌ریز و بحرانی زاده می‌شود و به نوشتن و سرودن می‌پردازد. زمانه‌ای که رخ‌دادهای آن زمینه ساز سقوط ایران زمین شد و با یورش مغولان ضربه‌ای کاری و نهایی بر پیکر فرهنگ و تمدن ایرانی فرود آمد. دوره‌ای که ادبیات عرفان حماسی، جایگزین ادبیات تاریخ حماسی شد. و زادهدان و عارفان و صوفیان خرد گریز متفکران قوم شدند.

    عرفان حماسی و عاشقانه‌ی عطار، تجلی و بیان‌گر روح و روحیه‌ی حاکم بر فضای فرهنگی زمانه‌ی خود است. عرفان، به باور عطار « راه» است، راهی که با « رفتن» آغاز می‌شود. عرفان، راهی از پیش معلوم و پایان پذیر نیست، بل راهی است که با رفتن، پدید می‌آید و با رفتن، راه می‌شود. این راه، بی نشان و ناپیدا است، چون با رفتن رهرو پدید می‌آید. در این راه، رهرو و رهبر نیز سرانجام راه می‌شوند.

     

  • +اطلاعات و دانش عطار

    شیخ عطار به علوم دینی از قبیل تفسیر، حدیث و روایات احاطه كامل دارد و سراسر آثارش مملو از مضامینی است كه مأخوذ از آیات و روایات است.

    عطار علم دین را علم اصلی و نافع می داند و هر كس به غیر از علم دین به تحصیل علم دیگری بپردازد او را خبیث و سفیه می خواند و صوفی و فقیه را اهل دین می شمارد.

    علم دین فقه است و تفسیر و حدیث هر كه خواندغیر از این گرد خبیث

    مرد دین صوفی است و مقری و فقیه گر نه این خوانی منت خانم سفیه

    این سه عالن اصل و این سه منبع است هر چه بگذشتی از لاینفع است

    و مانند اغلب صوفیان از فلسفه دوری می جوید و به فلاسفه می تازد

    ورای عقل ما را بارگاهیست ولیكن فلسفی یك چشم راهی است

    با وجود این شیخ عطار نه تنها از علوم نظری و استدلالی بیگانه نیست بلكه در حكمت طبیعی و الهی استادی چیره دست است. كتاب اسرارنامه شیخ عطار محشون از اسرار فلسفه و حكمت است و خلاصه بسیاری از عقاید و آراء حكما را منعكس می كند.

     

  • +عطار متأخرین

    پس از عطار بسیاری از شعر او تقلید كرده و بسیاری مطلب را از او اقتباس كرده اند. بیشتر از همه مولانا از شعر عطار بهره گرفته است و در واقع آنچه را كه سنایی در آغاز كار از سرمایه های عرفانی به شعر فارسی وارد كرد، عطار با والایی و برجستگی خاصی، به كمال نسبی خود نزدیك كرد و حتی اگر بگوییم عطار برای مولانا جلال الدین- كه خود را وام دار و دنباله روی سنایی و عطار می دانست. راه رسیدن به اوج عارفانه را كه در مثنوی و غزلیات شور انگیز شمس می بینیم، هموار كرده است سخنی به گزاف نگفته ایم.

    شعر سعدی نیز گاهی به شعر عطار نز دیك می شود و پیداست كه شیخ عطار در شیخ سعدی اثر گذاشته است.

    این بیت از غزل عطار:  لعل گل رنگت شكر بار آمدست / قسم من زان گل همه خوار آمدست

    با این بیت از سعدی: ای توی یا سرو بستانی به رفتار آمدست / یا ملك در صورت مردم به گفتار آمدست

    علاوه بر این غزل های متعددی در دیوان عطار یافت می شود كه كلمات یا لغات و طرز تعبیر و تر كیب آن با شعر سعدی شبیه است.

    ظاهراً شیخ محمود شبستری عارف قرن هشتم باید تحت تأثیر شیخ عطار قرار گرفته باشد كه در كتاب (گلشن راز) عطار را چنین وصف می كند.

    مرا از شاعری خود عار ناید كه      در صد قرن چون عطار ناید

    چوعطاری كه عطار جهانست      سخن های وی اند مغز جان است

    خواجه حافظ شیرازی نیز كم و بیش از شیخ عطار نیشابوری متأثر شده است. از جمله غزل حافظكارم به دو چرخ به سامان نرسید      خون شد دلم، به درد درمان نمی رسد

    با این بیت از غزل عطار: جان در مقام عشق به جانان نمی‏رسد   دل در بلای درد به درمان نمی‏رسد

     

  • +وفات عطار

    ماجرای کشته شدن عطار از غم‌انگیزترین رخدادهای روزگار است که در روان خواننده اثری دردناک به جای می‌گذارد. تذکره‌ نویسان در این خصوص نگاشته‌اند که: پس از تسلط چنگیز خان مغول بر بلاد خراسان شیخ عطار نیز به دست لشکر مغول اسیر گشت. گویند مغولی می‌خواست او را بکشد، شخصی گفت: این پیر را مکش که به خون‌بهای او هزار درهم بدهم. عطار گفت: مفروش که بهتر از این مرا خواهند خرید. پس از ساعتی شخص دیگری گفت: این پیر را مکش که به خون‌بهای او یک کیسه کاه ترا خواهم داد. شیخ فرمود: بفروش که بیش از این نمی‌ارزم. مغول از گفته او خشمناک شد و او را به قتل رساند.

     



ویرایش این مطلب، یا ارسال نظر