عبدالواحد موسوی لاری

 
سید عبدالواحد موسوی لاری، روحانی اصلاح‌طلب و عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز است. وی وزیر دولت دوم سید محمد خاتمی بوده است.
 
 

امتیاز دهی به مطلب:
 

به اشتراک گذاری مطلب:
ارسال به دوستانارسال به دوستان
  • -زندگینامه

    سید عبدالواحد موسوی لاری متولد 1333 در شهر مُهر در جنوب استان فارس است. وی در خانواده‌ای مذهبی رشد یافت. پدرش، سید احمد، از روحانیون منطقه مهری بود. موسوی لاری فردی اصلاح‌طلب و از اعضای مجمع روحانیون مبارز است. وی نماینده شهرستان لار در مجلس اول و نماینده تهران در مجلس سوم و معاون حقوقی - پارلمانی سید محمد خاتمی بوده است. موسوی لاری دارای تحصیلات حوزوی خارج فقه و اصول است.

     

  • +سوابق و مسؤولیت‏ها

    نماینده مردم لار در دوره اول مجلس شورای اسلامی 1363 - 1359
    نماینده مردم تهران در دور سوم مجلس شورای اسلامی 1366 - 1363
    عضو شورای سردبیری روزنامه سلام
    مشاور و رییس کتابخانه ملی
    تدريس در حوزه علميه قم
    معاونت امور حقوقی و مجلس وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی 1366 - 1363
    معاون محمد خاتمی در امور حقوقی و مجلس  1377 - 1376
    وزیر کشور در دولت دوم سید محمد خاتمی
     
  • +دیدگاه سیاسی

    اصلاح‌طلب چه اعتقادی دارد
    موسوی لاری، عضو مجمع روحانیون مبارز، در گفتگو با روزنامه "آرمان" در خصوص اصلاح‌طلبی معتقد است: «وقتی جریانی اعلام می‌کند ما زیر چتر قانون اساسی و در چارچوب میثاق بین مردم و حاکمیت فعالیت می‌کنیم، طبیعی است در مقابل حاکمیت نیستند. مگر می‌شود جریانی تابلوی حضور در متن حاکمیت را در دست داشته باشد و فعالیت زیر چتر قانون اساسی که شاخص‌ترین چارچوب حاکمیت است را داشته باشد، آن وقت به آن‌ها بگویند شما با حاکمیت مشکل‌دارید؟ مجموعه اصلاح‌طلبان هیچ‌وقت نگفتند ما با ساختار نظام و قانون اساسی مشکل‌داریم و کارکرد و عملکرد این جریان نیز ساختارشکنانه نبوده و نیست؛ اما اگر منظور این باشد که با جریان اصولگرا مشکل داریم، درست است چون ما دیدگاه‌های آن‌ها را قبول نداریم و برنامه‌های آن‌ها را برای اداره کشور ناکافی می‌دانیم.»
     
    نقش احزاب در اداره کشور
    موسوی لاری در مورد نقش احزاب در کشور معتقد است: «هم اکنون آنچه در جامعه مشاهده می‌کنیم به دلیل فعالیت احزاب و گروه‌ها و چهره‌های سیاسی با تفکرات مختلف است همین که در جامعه به نقطه تک صدایی مطلق نرسیده‌ایم و همه صداها وجود دارد نشان از نقش واقعی احزاب در جامعه دارد. احزاب هنوز نقش واقعی خود را پیدا نکرده‌اند و همه فعالیت‌های آنان به صورت محدود و ناقص دریک شعاع حداقلی است؛ اما با ایجاد فضایی مناسب برای فعالیت احزاب در جامعه آنان نیز می‌توانند نقش مفید و موثرتری را ایفا کنند.»
     
    نظام مانند پرنده‌ای است که اصلاح‌طلبی یکی از بال‌های آن است!
    موسوی لاری در گفت‌وگو با روزنامه اصلاح‌طلب "آرمان روابط عمومی" به نکته جالبی در راستای تئوری‌های خود اشاره کرده است. او نظام را به پرنده‌ای تشبیه کرده است که دو بال اصلاح‌طلبی و اصولگرایی دارد؛ و لذا اگر یک بال آن یعنی اصلاح‌طلبان حذف شوند، این پرنده دیگر توانایی پرواز ندارد!
    لاری در این زمینه ادعا می‏کند: «شما اگر دیوار آهنی جلوی اصلاح‌طلبان بکشید که نیایند و وارد فعالیت نشوند، آن جریان مقابل هم نمی‌تواند کار کند. مثل یک پرنده‌ای است که شما یک بالش را می‌بندید و با آن یک بال هم نمی‌تواند پرواز کند. در نظام جمهوری اسلامی، اگر شما یک بالش که اصلاحات هست را ببندید حتماً با آن بال که اصولگرا هست، زمین‌گیر خواهد شد.»
     
    انتقادهای وارده بر این نظریه
    برخی شخصیت ها از جمله حمید رضا مقدم فر و حمید رضا طرقی به این تئوری موسوی لاری پاسخ دادند:
     
    اصلاح‌طلبان بال نیستند
    حمیدرضا مقدم فر، معاون فرهنگی سپاه پاسداران، در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی مشرق با اشاره به این گفته عبدالواحد موسوی لاری بیان داشت:‌ «در عرصه سیاسی، هر ظرفیت و بازیگری که در راستای اهداف نظام و در چارچوب اصول نظام مقدس جمهوری اسلامی فعالیت و مجاهدت داشته باشند می‌توانند بالی باشند برای پرواز و ارتقای نظام؛ اما اگر آن بازیگر و آن جریان فکری دچار اعوجاج، انحراف، براندازی یا همسو شدن با دشمنان نظام بشود دیگر نمی‌تواند بال باشد و در واقع تبدیل به وزر و وبال نظام می‌شود.»
    وی تصریح کرد: «این جریان وقتی که حاضر نیست اعلام برائت کند و موضعش در رابطه با دشمن را مشخص کند در واقع وزر و وبال است. نظام مقدس جمهوری اسلامی، بال‌ها، ظرفیت‌ها، ستون‌ها و رویش‌های مختلفی دارد. هر جریان فکری و سیاسی اعم از اصولگرایی و اصلاح‌طلبی که در راستای نظام حرکت کنند می‌توانند به ارتقای نظام کمک کنند اما اگر در راستای نظام نباشند نه تنها بال نیستند که تبدیل به وزر و وبال نظام می‌شوند.»
     
    اصلاح طلبان، بال یا وبال
    حمیدرضا ترقی، از چهره اصولگرا در گفت‌وگو با مشرق با اشاره به مثال موسوی لاری گفت: «اصلاح‌طلبان سال‌هاست که در خدمت اهداف بیگانه قرارگرفته‌اند و سعی در خدمت به بیگانگان و مخالفین نظام جمهوری اسلامی داشته‌اند؛ بنابراین به هیچ‌وجه نمی‌توانند به عنوان یک بال نظام تلقی شوند.
    اصلاح‌طلبان وقتی بال نظام جمهوری اسلامی تلقی می‌شوند که هم به قوانین کشور احترام بگذارند و هم از نظر امنیتی مشکلی ایجاد نکنند و هم اینکه تابع ولایت‌فقیه باشند؛ اما وقتی که در رفتار و کردار آن‌ها عدم تبعیت از فرماندهی کل نظام دیده می‌شود و بجای آن در پازل دشمن بازی می‌کنند؛ طبیعتاً این ادعا یک ادعای واهی است.»
     
  • +مجمع روحانیون مبارز

    جامعه روحانیون مبارز
    در سال 1356 و همزمان با اوج‌گیری مبارزات انقلابی مردم، جمعی از روحانیون حاضر در تهران، با پی گیری‏های شهید مطهری بر آن شدند تا متشکل‌تر عمل کنند. لذا تعدادی از آنان همچون خود شهید مطهری، آیت‌الله مهدوی کنی،  شهید مفتح، آیت‌الله شهید بهشتی، شهید باهنر، آقای هاشمی رفسنجانی و ... دور هم جمع شده و اساس‌نامه‌ای تنظیم نمودند تا انسجام بیشتری پیدا کنند.
    این گروه از یاران و شاگردان امام خمینی (ره)، در سال 1356 رسماً شکل گرفتند و «جامعه روحانیت مبارز» را تشکیل دادند. آنان در تحولات سال 1357 با توجه به حضور در پایتخت، دست به اقدامات سرنوشت سازی زدند و پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز فداکارانه به مبارزه با بحران‌ها و مشکلات اوایل انقلاب پرداختند و ضمن مبارزه با جریان‌های انحرافی، برای تثبیت نظام اسلامی، در عرصه‌های مختلف فکری و اجرایی کوشیدند.
    با گذشت زمان و عبور از بحران‌های اوایل انقلاب، تشکیلات جامعه روحانیت مبارز که در درون خود سلایق و گرایش‌های متفاوت روحانیان انقلابی پیرو امام خمینی (ره) را جمع کرده بود، دچار اختلاف شد. «روحانیت مبارز» علی‌رغم اشتراک در هدف، بر سر چگونگی اداره دولت و جامعه در ابعاد اقتصادی، سیاسی و فرهنگی طبق اسلام، اختلاف داشتند.
     
    مجمع روحانیون مبارز، از تشکل‌های سیاسی- مذهبی در ایران است که از گروه‌های اصلاح‌طلب و چپ‌گرای مذهبی به شمار می‌رود. این تشکل با انشعاب از جامعه روحانیت مبارز و با موافقت امام خمینی (ره) در سال 1366 تشکیل شد.   
     
    عضویت در شورای مرکزی حزب
    اولین شورای مرکزی مجمع به دبیر کلی مهدی کروبی و عضویت محمد موسوی خوئینی‌ها، محمدرضا توسلی، حسن صانعی، امام جمارانی، جلالی خمینی، سید محمد خاتمی، صادق خلخالی، رسول منتجب نیا، اسدالله بیات، سید محمد هاشمی، محمدعلی انصاری، محمد صدوقی، محمدعلی رحمانی، سراج‌الدین موسوی، عبدالواحد موسوی لاری، علی‌اکبر آشتیانی، ناصر قوامی، محمدعلی نظام زاده، محمدعلی ابطحی، هادی غفاری، اسدالله کیان ارثی، سید حمید روحانی، محمود دعایی، سید تقی درچه‌ای و عیسی ولایی تشکیل شد.
    موسوی لاری از اعضای شورای مرکزی روحانیون مبارز و از اعضای اصلی است که از زمان تأسیس حزب با آن همراه بوده است.
     
    دیدگاه اصلاح‌طلبی
    بعد از خرداد 76 با توجه به تقسیم‌بندی جناح‌های درون نظام به اصولگرا و اصلاح‌طلب یا دوم خردادی، مجمع روحانیون مبارز جزو اصلاح‌طلبان به شمار آمده و در تحولات سیاسی دو دهه اخیر کشور تأثیرگذار بوده است. این مجمع از گروه‌های اصلاح‌طلب و چپ گرای مذهبی بشمار می‌رود. 
     
    کناره‌گیری کروبی و ریاست خاتمی
    با پایان جنگ، اصلاح قانون اساسی و حذف پست نخست‌وزیر و افزایش اختیارات رییس جمهوری (هاشمی رفسنجانی) و نهایتاً اعمال نظارت استصوابی در انتخابات مجلس چهارم، این مجمع نفوذ خود را در دولت و مجلس از دست داد.
    پس از انتخابات ریاست جمهوری نهم، مهدی کروبی (دبیر مجمع) در اعتراض به عدم حمایت کامل از وی در انتخابات و همچنین برخی اختلافات مواضع به همراه برخی دیگر، از مجمع جداشده و حزب اعتماد ملی را تأسیس کرد و پس از کناره‌گیری کروبی، سید محمد خاتمی به سمت رییس شورای سیاست‌گذاری و محمد موسوی خوئینی‏ها به سمت دبیر مجمع روحانیون انتخاب شد.
     
    حمایت از موسوی در انتخابات دهم
    در انتخابات دهمین دورهٔ ریاست جمهوری، مجمع روحانیون مبارز حمایت خود را از میرحسین موسوی اعلام کرد. این تشکل در انتخابات ریاست جمهوری دهم با انتشار بیانیه‌هایی به حمایت از موسوی پرداخت. بعد از انتخابات در بیانیه‌هایی درخواست کرد که همه‌پرسی برای تأیید سلامت انتخابات برگزار شود تا جایی که برخی مسئولان خواستار لغو مجوز فعالیت این تشکل شدند.
    مجمع روحانیون مبارز یکی از عمده‌ترین تشکل‌های سیاسی که عملکرد سیاهی در فتنه 88 داشت، محسوب می‌شود. این گروه سیاسی به رغم تأکیدات رهبر معظم انقلاب مبنی بر پیگیری اعتراضات از طریق مجاری قانونی، لزوم پایبندی به قانون اساسی، عدم اردو کشی خیابانی و… نظام را متهم به تقلب در رأی مردم کردند و با فراخوان مردم به سطح خیابان‌ها و در پی آن کشتار ده‌ها نفر قصد داشتند نظام را به سمت سراشیبی سقوط هدایت کنند. آنچه که رهبر فرزانه انقلاب در ایام فتنه و در تریبون‌های مختلف از امثال مجمع روحانیون مطالبه فرمودند بی‌پاسخ ماند.
     
    نقش مجمع در فریب و انحراف افکار عمومی 
    اعضای مجمع روحانیون مبارز که نقشی اساسی در حمایت مادی و معنوی فتنه 88 و سران آن را داشته و بسیاری از آنان عملاً صحنه گردان فتنه بودند و با ضدانقلاب داخل و خارج علیه مهم‌ترین بنیان‌گذار کبیر انقلاب (که همیشه سنگ طرفداری از ایشان را به دروغ بر سینه می‌زدند) پیوندی نامبارک بستند، حال اکنون که شعله‌های فتنه با هدایت امام گونه رهبری و بصیرت مردم همچون کف روی آب کنار رفته، شرایط اجتماع را برای آینده سیاسی خود مطلوب نمی‌بینند و درصدند با نقاب تزویر، کارنامه یک ساله و نیمه خود را پاک‌کنند.
    این افراد در جلسه‌ای به ریاست خاتمی طی یک فرار به جلو با استناد به رهنمودهای رهبر معظم انقلاب در جلسه درس خارج فقه ایشان درباره دوری جستن رسانه‌ها از تهمت و غیبت و لزوم حفظ حرمت افراد از این طریق، خواستار رعایت این رهنمود توسط رسانه‌ها شده و در خبر منتشرشده از مجمع آمده است که این افراد تاکید کرده‌اند: «رواج فضای تهمت و هتاکی نسبت به برخی از شخصیت‌های برجسته کشور مصداق عمل نکردن به این رهنمودها است.»
    با دقت در جمله فوق مشخص می‌شود که این افراد نگران گسترش فضای تهمت در جامعه نیستند، چرا که خود پیش‌قراول این امر محسوب می‌شوند بلکه اینان نگران افشای ماهیت رفتاری خود برای عموم جامعه هستند که توسط برخی رسانه‌های اصولگرا انجام می‌گیرد.
     
    ادعای پیروی از ولایت و رهبری
    شاید اگر کسی نداند که اعضای مجمع روحانیون شامل چه کسانی است و یا اینکه باسابقه اعضای اصلی آن آشنا نباشد ادعای امروزشان در تبعیت از رهبری موجه جلوه کند اما مروری کوتاه بر مواضع افرادی چون سید محمد خاتمی، موسوی خوئینی‌ها، مجید انصاری، موسوی لاری و محتشمی پور، در آستانه انتخابات سال 88 و اغتشاشات پس از انتخابات ماهیت فکری این افراد را بیشتر روشن کند. مصداق نفاق امروزی اینان را باید در دوران اصلاحات جست که از یکسو خواستار امام زدایی از جامعه بودند و هر روزه ده‌ها مطلب علیه شخص امام (ره) و اندیشه‌های ایشان در مطبوعات خود به چاپ می‌رساندند و از سوی دیگر با دورویی تمام مدام جمله امام مبنی بر اینکه «میزان رأی ملت است» را تبلیغ و در بوق و کرنا می‌کردند.
    این اقدام در حالی صورت گرفته است که با تاکید بر رهنمودهای رهبری مبنی بر لزوم رعایت حریم و افراد توسط رسانه‌ها کاملاً طبیعی است که این رهنمودها شامل حال تمامی رسانه‌ها از جمله مستقل و متعلق به جریان‌های مختلف سیاسی می‌شود.
     
    همراهی با فتنه گران و عدم برائت از آنان
    از دیگر سو امروز کسانی مدعی عمل به رهنمودهای رهبر معظم انقلاب هستند که هنوز فراخوان آنان برای راهپیمایی 30 خردادماه 88 از اذهان ملت فراموش نشده است. کسانی که برخلاف نظر صریح رهبر معظم انقلاب خواستار ابطال در انتخابات شده و با اینکه در نماز جمعه معروف 29 خرداد رهبری نظام که ایشان خواستار قطع اردو کشی خیابانی جریان‌های سیاسی و نامزدها و تمکین آنان به قانون شده بودند، این افراد بدون در نظر گرفتن نظر ولی‌فقیه جامعه همچون سران فتنه، با زیر سؤال بردن سلامت انتخابات و وارد ساختن اتهام تقلب به نظام، مردم را به حضور در خیابان فراخواندند.
    کسانی که علی‌رغم توصیه‌های رهبر معظم انقلاب برای جدا کردن خط خود از فتنه‌گران، همچنان نظام را متهم به بی‌عدالتی کرده و در بیانیه‌های خود به مناسبت ایام محرم نظام را تشبیه به نظام اموی کرده و آشکارا گفتند که اگر این نظام را نمی‌توان برانداخت لااقل باید علیه آن افشاگری کرد.

     

  • +مهمترین وقایع دوران وزارت

    حمله به کوی دانشگاه در سال 1378
    برگزاری اولین دوره انتخابات شوراهای شهر و روستا پس از انقلاب 
    ترور سعید حجاریان
     
  • +حمله به کوی دانشگاه در سال 1378

    روایت قدم به قدم حادثه کوی دانشگاه
    اصلاحیه قانون مطبوعات 
    در تیرماه 1378، کمیسیون فرهنگی مجلس پنجم، طرحی را با عنوان «اصلاحیه قانون مطبوعات» در چهار بند به تصویب رساند که مواد آن عبارت بودند از: 
    ممنوعیت فعالیت مطبوعاتی برای عوامل بیگانه، اعضای گروهک‌های تروریستی و ضدانقلاب، جاسوسان، وابستگان و سردمداران رژیم طاغوت و... 
    منع شدن مطبوعات کشور از دریافت کمک مالی از کشورهای بیگانه 
    ضمانت اجرایی برای مقابله با افراد دولتی یا غیردولتی که نشریات را برای چاپ مطلب یا مقاله‌ای زیر فشار قرار داده یا آن‌ها را وادار به سانسور نمایند. (در قانون مطبوعات با تأکید بر آزادی بیان و قلم و برای پیشگیری از اعمال قدرت مسئولان بر مطبوعات، تصریح شده بود که اگر مطبوعات دولتی یا غیردولتی از این ماده تخلف کنند به حکم دادگاه از خدمات دولتی منفصل و یا تعزیز خواهند شد.» 
    لزوم التزام عملی مدیران مسئول و صاحبان امتیاز نشریات به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران.
     
    قدم اول، روزنامه سلام مطرح کرد که این طرح پیشنهاد سعید امامی بوده
    روزنامه سلام در 15 تیر 1378 یعنی یک روز مانده به مطرح‌شدن اصلاحیه در صحن علنی مجلس، اقدام به انتشار سند محرمانه منتسب به وزارت اطلاعات نمود و با تیتر درشت نوشت: «سعید اسلامی پیشنهاد اصلاح قانون مطبوعات را داده است.»
     
    قدم دوم، بیانیه مجمع روحانیون مبارز در کوی دانشگاه 78
    همزمان با ارسال اصلاحیه قانون مطبوعات به هیئت‌رئیسه مجلس، مجمع روحانیون مبارز با صدور اطلاعیه‌ای که در روزنامه ایران 12 تیر 78 به چاپ رسید، اعلام کرد: «طرحی توسط تعدادی از نمایندگان مجلس در دستور کار مجلس قرارگرفته که فقط تهدیدکننده مطبوعات است و سایه استبداد را بر فضای مطبوعات کشور می‌گستراند. اعمال محدودیت و ممنوعیت همان طور که در گذشته نتیجه‌ای مطلوب در پی نداشته، اینک نیز چنین دستاوردی نخواهد داشت.»
    پس از انتشار این بیانیه روزنامه نشاط در تاریخ 13 تیر با انتشار بیانیه شورای شهر تهران و سردبیر 10 نشریه دوم خردادی نسبت به طرح این اصلاحیه در مجلس هشدار داد.
     
    قدم سوم، شکایت وزیر اطلاعات خاتمی برای افشای اسرار محرمانه
    با شکایت وزارت اطلاعات دولت خاتمی، روزنامه سلام به جرم چاپ اسناد محرمانه توقیف شد. البته این مسئله برای دولت اصلاحات غافلگیر کننده بود. آنچه معلوم است، سید محمد خاتمی وقتی از موضوع شکایت وزارت اطلاعات مطلع شد، آقایان علی ربیعی معروف به عباد (مسئول کمیته تحقیق و تفحص شورای عالی امنیت ملی) و ابطحی (مشاور و عضو دبیرخانه شورای امنیت ملی و رییس دفتر خاتمی) را از سوی خود مأمور کرد که جهت انصراف وزارت اطلاعات از شکایت علیه روزنامه سلام، به وزارت مربوطه مراجعه کنند! (به هر حال مدیرمسئول سلام از دوستان نزدیک خاتمی به شمار می‌آمد!)
    سرانجام با مشورت‌های صورت گرفته، وزارت اطلاعات اطلاعیه‌ای بدین مضمون منتشر کرد: «به منظور جلوگیری از هرگونه تشنج در جامعه، شکایت خود را پس می‌گیریم!» و این اطلاعیه قبل از بروز هر گونه تحرک و تشنجی از طریق رسانه‌های گروهی اعلام شد…
    ساعاتی بعد بدون توجه به این اطلاعیه و با تحریکاتی که از سوی مطبوعات با انتشار تیترهای جنجالی انجام شده بود در 18 تیرماه 1378 تظاهراتی در کوی دانشگاه صورت گرفت و این تظاهرات به خیابان‌های اطراف کشیده شد. خبر بازپس‌گیری شکایت وزارت اطلاعات علیه روزنامه سلام در جمع دانشجویان اعلام می‌شود و درحالی‌که انتظار می‌رفت تا حدودی موج اعتراضات فروکش نماید، اما تعدادی از اعضای دفتر تحکیم، این خبر را به منزله عقب‌نشینی محافظه‌کاران مطرح کرده و خواستار خروج جمعیت 300 نفره دانشجویان از محوطه خوابگاه شدند.
    با بالا گرفتن اعتراضات و سر دادن شعارهایی تحریک‌کننده و ضد ارزش‌های الهی نظام فرماندهان نیروی انتظامی که وارد صحنه شده بودند با مسئولان وزارت کشور جهت کسب تکلیف تماس می‌گیرند اما بی‌نتیجه می‌ماند و هیچ یک از مدیران ارشد وزارت کشور در دسترس نمی‌باشند. درگیری‌ها تا صبح ادامه داشت.
     
    قدم چهارم، تیترهای دروغین
    روز بعد از 18 تیر روزنامه‌ها باز هم تیتر زدند «اجساد شهدای دانشجو! را به ما تحویل دهید.» درحالی‌که هیچ فردی در شب 18 تیر کشته و یا شهید نشد! روزنامه‌های دوم خردادی، حتی اسامی شهدا! را هم چاپ کردند، اما در یک اقدام جالب خود این افراد ضمن تماس با روزنامه‌های مذکور شهادت خود را تکذیب کردند!
    آقای موسوی لاری وزیر کشور در دولت خاتمی و رییس شورای امنیت کشور دراین‌باره گفت: «ادعای دفتر تحکیم وحدت درباره کشته شدن دانشجویان و برگزاری مراسم بزرگداشت، ادعایی کذب و کار بسیار بدی بود که باید به این تخلف دفتر تحکیم رسیدگی شود.»
     
    موسوی لاری و ابراز همدردی با دانشجویان!
    حدود ساعت 11 صبح، بالأخره جلسه شورای تأمین استان در استانداری تشکیل می‌شود و حادثه شب گذشته را بررسی می‌نماید. حوالی ظهر روز جمعه 19 تیرماه به نیروهای انتظامی دستور داده می‌شود که از صحنه خارج شوند. در این میان برخی چهره‌های سیاسی جهت ابراز همدردی با دانشجویان وارد کوی دانشگاه می‌شوند. 
    مجید انصاری، موسوی لاری، دکتر مصطفی معین، فائزه هاشمی، فاطمه کروبی، مصطفی تاج‌زاده، عبدالله نوری، درودیان، اکبر گنجی، ابراهیم اصغر زاده و... از جمله این افراد بودند. فضای دانشگاه همچنان متشنج است و سخنان برخی از این چهره‌های سیاسی که به ظاهر برای آرام کردن دانشجویان به داخل کوی رفته بودند، شعله‌های خشم آنان را شعله‌ورتر می‌سازد به گونه‌ای که بار دیگر گروه‌هایی سازمان‌یافته از محوطه کوی خارج‌شده و در خیابان کارگر ضمن ضرب و شتم مردم و ایراد خسارت به اموال عمومی، درگیری‌های پراکنده‌ای را با نیروهای انتظامی مستقر در اطراف کوی دانشگاه شکل می‌دهند.
     
    دستور عدم برخورد با تظاهرکنندگان و آشوبگران توسط وزیر کشور
    سردار فرهاد نظری، فرمانده وقت نیروی انتظامی تهران بزرگ، در کتاب خود، «برای تاریخ» دراین‌باره می‌نویسد: «با توجه به گستردگی آشوب و شورش در حساس‌ترین مناطق پایتخت در 18 تیر 1378 دستور عدم هرگونه برخورد با تظاهرکنندگان و آشوبگران از سوی موسوی لاری وزیر کشور ابلاغ گردید و 48 ساعت به طول انجامید. در این مدت آشوبگران و اراذل‌واوباش نقاب‌دار تحت حمایت بعضی از مدعیان اصلاحات، آزادانه هر کاری که دلشان می‌خواست انجام دادند از قبیل دایر کردن پستهای ایست و بازرسی، خلع سلاح بعضی از مأمورین گشت‌های انتظامی، ضرب و شتم و مجروح ساختن بسیاری از مردم و پرسنل شریف نیروی انتظامی و ...»
    دستور خروج ناجا از صحنه درگیری‌ها پس از جلسه شورای تأمین استان موجب شد تا تعدادی از عناصر مشکوک نیز وارد صحنه شوند و درگیری‌ها تا عصر جمعه 18 تیرماه ادامه داشت و پرتاب کوکتل به سمت عوامل نیروی انتظامی مستقر در مقابل کوی دانشگاه به آتش گرفتن دو تن از عوامل وظیفه انتظامی منجر شد. موسوی لاری و مصطفی معین وزرای کشور و آموزش عالی به دانشجویان کوی ملحق شدند، اما دانشجویان انتظار حضور خاتمی در بین خود را دارند؛ بنابراین به موسوی لاری حمله‌ور شدند، در این میان بعضی فعالان سیاسی از جمله فائزه هاشمی، مجید انصاری و فاطمه کروبی به نوبت در جمع دانشجویان حاضر شدند.
     
    رفتار دوگانهٔ دو وزارتخانه
    رفتارهای دوگانه مسئولان دستگاه اجرایی کشور در این دو واقعه کاملاً متفاوت و متضاد بود تا جایی که وزارت خانه‌های کشور و علوم به خصوص معاونت سیاسی امنیتی وقت وزارت کشور در سال 78 کانون توطئه و تهییج دانشجویان برای استمرار اعتراضات و پیگیری عدم فروکش نمودن جو و فضای متشنج آن بود، درحالی‌که در سال 88 حل سریع موضوع در دستور کار این دو وزارتخانه و دغدغه اصلی مسئولان آن بود و تحقیقاً از این امر به عنوان یکی از علل جمع شدن حادثه تلخ کوی دانشگاه علی‌رغم وجود زمینه بیشتری برای ادامه آن در سال 88 می‌توان نام برد.
     
    فضا چگونه آرام شد
    حوادث تلخ و عبرت‌آموز 18،19، 20، 21 و 22 تیر به کندی و تلخی می‌گذشت. روزهایی که فرزندان انقلاب خون دل‌های فراوانی خوردند و به دستور مقتدایشان سیاست صبر و سکوت و تحمل را پیشی گرفته بودند.  در روز 22 تیر، پیام هشداردهنده و آرامش‌بخش رهبر معظم انقلاب التیامی بر زخم‌های ناسوری بود که از حرامیان بر پیکره دوستداران و پیروان خمینی کبیر (ره) رسیده بود. رهبر معظم انقلاب با ارسال پیامی به هوشیاری مردم پرداخت و مردم در آوردگاه 23 تیر سال 1378، اقیانوسی از یک ملت بیدار دل، روانه کوچه و خیابان‌های کشوری به نام ایران شد تا بار دیگر اثبات نمایند که رهبری انقلاب و مردم هوشیار و هوشمند این نظام، از چه ظرفیت‌های بی‌بدیل و شگفت‌آوری در تبدیل تهدیدها به فرصت‌ها برخوردارند. راهپیمایی میلیونی و حماسی ملت ایران در 23 تیر 78 باعث ختم این غائله شد.
     
    تشکیل کمیته نظارت و رسیدگی به حوادث دانشگاه‌ها
    بعد از حوادث کوی دانشگاه در سال 78 و آن حوادث تلخ با درخواست وزارت علوم و بهداشت مقرر شد تا کمیته دایمی شکل بگیرد. در این کمیته بخشی از اعضای شورای امنیت ملی، آقای موسوی لاری به عنوان وزیر کشور، علی یونسی، وزیر اطلاعات و وزیر بهداشت، علوم، معاون دانشگاه آزاد و نمایندگی مقام معظم رهبری حضور داشتند. این کمیته موظف بود تحولات دانشگاه را قبل از آن‌که اتفاقی بیافتد و دستگاهی غیرمسئولانه رفتار کند بررسی کند. این نوع جلسات برای جلوگیری از ورود نیروی انتظامی و امنیتی به کوی دانشگاه بود. از سال 78 هر دو هفته یک‌بار به طور منظم این جلسات تشکیل می‌شد.
     
    سال‌ها پس از کوی دانشگاه
    موسوی لاری: تلاش کردیم زخمی ریشه‌دار میان ملت و دولت به وجود نیاید
    وزیر کشور دولت اصلاحات با دفاع از عملکرد انتظامی و امنیتی وزارت خانه تحت کنترل خود در حادثه کوی دانشگاه سال 78، معتقد است؛ تمام جهت‌گیری‌ها در آن زمان مبنی بر این بود که بحرانی که به وجود آمده به یک زخم ریشه‌دار عمقی میان ملت، دولت و طیف آسیب‌دیده دانشجو و مدیریت عمومی کشور تبدیل نشود؛ یعنی قضایا به گونه‌ای پیش نرود که این تقابل یک تقابل دائمی باشد: 
    «مسائلی از قبیل کوی دانشگاه طرف‌های مختلفی دارد، یک طرف آن دانشجویان، وزارت علوم و دانشگاه و طرف دیگر وزارت کشور و دستگاه انتظامی است و طرف دیگر آن نیز دستگاه قضایی است و اگر بخواهیم دراین‌باره ارزیابی کنیم قاعدتاً بنده نمی‌توانم ارزیابی درست و روشنی از کارکرد دستگاه قضایی ارائه بدهم، اما به عنوان کسی که مدیر امنیتی بوده و مسئولیت امنیت جامعه را بر عهده داشته‌ام به راحتی می‌توانم از کارکرد این حوزه دفاع بکنم.
    حوزه امنیتی در زمان حادثه کوی دانشگاه که عمدتاً وزارت کشور، نیروی انتظامی و بعضاً بخشی از نیروهای اطلاعاتی کشور در آن نقش دارند تمام جهت‌گیری‌اش مبنی بر این بود که بحرانی که به وجود آمده به یک زخم ریشه‌دار عمقی میان ملت، دولت و طیف آسیب‌دیده دانشجو و مدیریت عمومی کشور تبدیل نشود؛ یعنی قضایا به گونه‌ای پیش نرود که این تقابل یک تقابل دائمی باشد. 
    در همان زمان اگر به یاد داشته باشید من مصاحبه‌ای کردم و گفتم همه تلاش ما این بود که با نوعی حرکت همدلانه با طیف آسیب‌دیده بحران را به گونه‌ای حل بکنیم که خون‌ریزی نشود، کسی بیش از آنچه در آن شب آسیب‌دیده آسیب نبیند و هنجارشکن‌هایی که هنجارهای جامعه را تحمل نمی‌کنند و به دنبال بهانه‌جویی هستند تا بزنند و بشکنند و به آتش بکشند تا بحران حادتر شود از طیف دانشجوی معترض جدا هستند و همین طور هم شد.»
     
    از برخورد دستگاه قضایی راضی نبودم
    وزیر کشور دوران اصلاحات در بیان قضاوت خود در رابطه با عملکرد دستگاه قضایی در برخورد با عوامل پدیدآورنده این حادثه معتقد است: «درباره برخورد دستگاه قضایی بنده نه آن روز و نه امروز راضی نبوده و نیستم.»

     

  • +برگزاری اولین دوره انتخابات شوراهای شهر و روستا پس از انقلاب

    از اوایل مهرماه 1377 بود که با انتخاب سید مرتضی مبلغ به عنوان رییس ستاد اجرایی تشکیل شوراهای اسلامی شهر و روستا از سوی عبدالواحد موسوی لاری وزیر کشور وقت، برگزاری انتخابات شهر و روستا رسمیت پیدا کرد.
    در دهم آبان 1377 سید مصطفی تاج‌زاده معاون سیاسی - اجتماعی وزارت کشور اعلام کرد استعفای مقامات دولتی داوطلب عضویت در انتخابات شوراها برای قانون الزامی است. از این پس برای برخی از افراد که کارگزار دولت بودند و در عین داشتن یک منصب دولتی، سودای عضویت در شوراهای شهر و روستا را در سر می‌پروراندند چاره‌ای جز انتخاب یکی از این دور راه یعنی، کارگزار دولت بودن یا نامزدی انتخابات شوراهای شهر و روستا نبود. برخی از این افراد ماندن بر منصب دولتی خود را ترجیح دادند و گروهی دیگر راه استعفا را برگزیدند تا ضمن اعلام نامزدی خود در انتخابات شهر و روستا اقبال خود را برای عضویت در اولین دوره این شوراها بیازمایند.
    برابر با قانون، نظارت بر این انتخابات با نمایندگان خانه ملت بود. به همین خاطر احمدی رسولی نژاد، محمدعلی یحیوی، علی موحدی ساوجی، سید مجتبی موسوی اجاق و محمدرضا راه چمنی به عنوان 5 عضو هیئت مرکزی نظارت بر انتخابات شوراها انتخاب شدند.  در پی اختلاف نظر میان هیئت‌های اجرایی و نظارت، نیروهای اصلاح‌طلبی که در هیئت نظارت حضور داشتند از موقعیت خود برای حل مشکل استفاده کردند، به خصوص در شورای نظارت عالی نظارت زمانی که علی موحدی ساوجی به همراه همفکران خود از رد صلاحیت نامزدهای اصلاح‌طلب به استناد بند «د» ماده 26 استفاده کردند، آنان در واکنش به منتقدان خود در 17 بهمن اعلام کردند که رد صلاحیت‌شدگان اگر به صورت کتبی اقرار کنند که معتقد به ولایت‌فقیه هستند صلاحیت آن‌ها تأیید می‌شود.
    در درون هیئت‌های نظارت نیز تنش‌هایی وجود داشت، به خصوص در هیئت عالی نظارت، در پی تصمیم‌گیری موحدی ساوجی و دوستان همسویش، موسوی اجاق و راه چمنی مخالفت خود را با این روند اعلام و از حضور در جلسات هیئت خودداری کردند.
    این اقدام آنان، مشروعیت تصمیمات هیئت عالی نظارت را با توجه به از حد نصاب افتادن اعضا، زیر سؤال برد. اعضای معترض این هیئت اعلام کردند که از این پس اعلام نظر در مورد تصمیمات هیئت عالی نظارت از سوی موحدی ساوجی به علت از رسمیت افتادن جلسات هیئت فاقد وجاهت قانونی است.
    در مجلس نیز تنش‌هایی ایجاد شد و در ششم اسفند بیش از 50 نماینده مجلس با خودسرانه خواندن اقدامات موحدی ساوجی، آن را موجب هتک حیثیت نمایندگان مجلس دانستند. اختلافات موجود میان هیئت‌های نظارت و اجرایی به صورت لاینحل باقی ماند اما وزارت کشور با پذیرش تصمیمات کمیته حقوقی پنج نفره افراد تأیید صلاحیت شده این شورا را مجاز به شرکت در انتخابات تشخیص داد و در نهایت در هفتم اسفند 1377 نخستین دوره انتخابات شهر و روستا را برگزار کرد.
     
  • +ترور سعید حجاریان

    در نخستین ساعات صبح روز 22 اسفندماه سال 1378 سعید حجاریان، رئیس اولین دوره شورای اسلامی شهر تهران و مدیرمسئول روزنامه صبح امروز و از اعضای شورای مرکزی حزب مشارکت، درحالی‌که قصد ورود به جلسه شورای شهر تهران را داشت توسط «سعید عسگر» ترور شد و به شدت از ناحیه سر، صورت و گردن، مجروح می‌شود. 
    سعید حجاریان که پیش از این در وزارت اطلاعات فعالیت می‌کرد و از مسئولین رده‌بالای این وزارت خانه محسوب می‌شد، پس از دوم خرداد، به یکی از فعالان و کنش گران برجسته سیاسی تبدیل شد، او پس از تحولات دوم خرداد، علاوه بر عضویت در شورای شهر، در مسئولیت‌های متعدد دیگری همچون، عضویت در شورای مرکزی جبهه مشارکت، مدیرمسئولی روزنامه صبح امروز و در سمت مشاور سیاسی رئیس‌جمهور، ایفای نقش می‌کرد، بنابراین انتخاب این گزینه برای ترور کاملاً حساب شده بود و قتل ایشان در آن فضای پرالتهاب سیاسی می‌توانست به یک فتنه بزرگ، در تاریخ انقلاب تبدیل شود.
    پس از وقوع این حادثه، عمده شخصیت‌های حقیقی و حقوقی سیاسی - مذهبی، با تمام سلیقه‌هایی که داشتند، این ترور را به شدت محکوم و آن را اقدامی در جهت به بحران کشاندن نظام ارزیابی کردند؛ رهبری معظم انقلاب نیز با صدور پیامی مهم، این اقدام را جنایت‌آمیز و ناجوانمردانه خواندند.
     
    عدم توجه به فرمایشات رهبری
    انتظار می‌رفت پس از پیام مقام معظم رهبری و هشدارهای ایشان نسبت به توطئه‌های دشمنان انقلاب اسلامی، قدری از هیجانات سیاسی که توسط بعضی از عناصر افراطی بر کشور مستولی شده بود، کاسته شود و مطبوعات با پرهیز از گمانه‌زنی‌های بی‌اساس خود، فضا را برای پیگیری نیروهای امنیتی و انتظامی کشور فراهم سازند؛ اما بر خلاف انتظار، جریانی که همواره حیات خود را در غوغا سالاری می‌دید و فرصت را برای تصفیه‌حساب‌های سیاسی، از هر جهت مناسب یافته بود، دست به غوغا سالاری، گمانه‌زنی‌ها و اتهامات بی‌اساس علیه برخی از شخصیت‌های شاخص سیاسی و دینی، مراجع عظام تقلید، نهادهای انقلابی و نظامی و گروه‌های ارزشی وفادار به آرمان‌های امام زدند.
    گفتنی است سعید عسگر(ضارب سعید حجاریان) در جریان انتخابات دهم ریاست جمهوری از فعالین ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی در شهرری بود.

     

  • +انتخابات ریاست جمهوری سال 1388

    میرحسین با 70 درصد آرا رئیس‌جمهور می‌شود
    موسوی لاری در 6 خردادماه 1388 در نشست با خبرنگاران در گرگان مدعی شد: «بر اساس برخی نظرسنجی‌های صورت گرفته از سوی ارگانهای رسمی، موسوی 70 تا 80 درصد آرای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری را به خود اختصاص خواهد داد. بر اساس این نظرسنجی‌ها موسوی در بین نامزدهای کنونی کمترین مخالف را داشته است و بیش از 60 درصد افراد نیز اعلام کردند که به احمدی‌نژاد رأی نمی‌دهند.
    استقبال از موسوی در برخی استان‌های کشور نظیر اصفهان و یزد کم نظیر بود به ویژه اینکه این استقبال مردمی و خودجوش است. هرچه به زمان برگزاری انتخابات نزدیک‌تر می‌شویم، گرایش و استقبال از موسوی سیر صعودی پیدا می‌کند و اگر امروز انتخابات برگزار شود موسوی بیش‌ترین رأی را می‌آورد.»
     
    ادعای تقلب در سال 88
    محمدعلی ابطحی که از افراد اصلی ستاد اصلاح‌طلبان در انتخابات 88 بوده است چنین می‌گوید:
    «بحث تقلب در انتخابات در ایران از سال 76 اولین بار مطرح شد که اصلاح‌طلبان از آن زمان به بعد از این صحبت خیلی استفاده کردند و در این انتخابات اخیر هم این بحث را بهزاد نبوی مطرح کرد و در ستاد خاتمی به عنوان مسئول کمیته صیانت از آرا مشغول به کار شد.» آقای ابطحی می‌گوید: «آقای کروبی در جلسه‌ای با حضور دیگر دوستان اصلاح‌طلب اعلام کرد ما نباید روی بحث تقلب در انتخابات پافشاری کنیم، چون با این کار اطمینان مردم سلب خواهد شد و دیگر در انتخابات شرکت نخواهند کرد. در همان جلسه آقای موسوی لاری اعلام کرد: «در انتخابات ریاست جمهوری تقلب قطعی است.» وی در ادامه می‌گوید: «بعد از اعلام کاندیداتوری مهندس موسوی در ستاد ایشان آقای محتشمی پور طرح تقلب را مطرح کرد، هم آقای موسوی و هم محتشمی پور زمینه بسیار تندی دراین‌باره داشتند و کمیته صیانت از آرا را تشکیل دادند، نکته مهم در این زمینه عقیده داشتن تمام اصلاح‌طلبان است بر اینکه بیش از 2 یا 3 میلیون تقلب نمی‌شود انجام داد. در جلسه بعد آقای موسوی خوئینی‌ها اعلام کرد، ما نباید فتیله بحث تقلب در انتخابات را پایین بکشیم چون موقع جر زدن لازم می‌شود.»
    آقای ابطحی تصریح می‌کند: «من اعتقادم این است که محتشمی پور ضربه بزرگی به مهندس موسوی وارد کرد، او در جلسه 23 خرداد مجمع اعلام نمود؛ من به مهندس موسوی گفته‌ام که نگران نباش ما آن قدر سند در مورد تقلب داریم که می‌توانیم مسیر انتخابات را تغییر دهیم. آقای مهندس موسوی به دلیل بی‌تجربگی و دور بودن از صحنه سیاسی زود تحت تأثیر قرار می‌گیرد.» ابطحی در ادامه گفته فوق افزود: «دو روز بعد از انتخابات از موسوی لاری در زمینه تقلب پرسیدم که در جوابم گفت، محتشمی پور چرند می‌گوید زیرا تغییر در آرای موسوی بیشتر از 700 تا 800 هزار نخواهد بود.»
     
    نامه بررسی صندوق‌ها به شورای نگهبان توسط موسوی لاری
    محتشمی پور و موسوی لاری در نامه‌ای خطاب به شورای نگهبان در 22 تیرماه 1388، سؤالات و پیشنهاداتی را در خصوص مسئلهٔ تقلب مطرح کردند. در بخشی از این نامه آمده است:
    «آیا تعداد سی و نه میلیون و چند صد هزار نفر در انتخابات شرکت کرده‌اند؟
    آیا نتیجه اعلام‌شده توسط وزارت کشور با صورت جلسات و محتوای صندوق‌ها منطبق است؟
    برای دستیابی به پاسخی روشن پیشنهاد می‌شود اقدامات زیر صورت گیرد:
    کلیه ته برگ‌ها که حاوی مشخصات رأی‌دهندگان است در اختیار مجموعه مورد اعتمادی قرار گیرد تا با اطلاعات موجود در پایگاه اطلاعات جمعیتی کشور تطبیق داده شود که در آن صورت مشخص خواهد شد اسامی و مشخصات موجود در ته برگ‌ها واقعی یا جعلی است؟ صاحبان اسامی زنده هستند یا متوفی؟ واجد شرط رأی هستند یا خیر؟ اسامی تکراری است یا نه؟
    یک سوم صندوق‌های سیار و معادل با کسری از آن مثلاً 20 درصد صندوق‌های ثابت به صورت رندوم، بازگشایی و محتوای آن مورد بررسی قرار گیرد تا معلوم شود نسبت بین صورت جلسات و نتایج اعلامی توسط وزارت کشور و تعرفه‌های موجود در صندوق‌ها صحیح است یا نه؟
    صندوق‌های برخی از استان‌هایی که آرای آن‌ها بیش از واجدین شرایط است، مثلاً یزد و مازندران بازشماری گردد.»
     
    اسامی رأی‌دهندگان را با اطلاعات ثبت احوال تطبیق دهید
    محتشمی و موسوی لاری در نامه‌ای به آیت‌الله جنتی در تاریخ 3 تیرماه 1388 پیشنهاد دادند اسامی رأی‌دهندگان استخراج و با اطلاعات ثبت احوال تطبیق شود.
    «...اینجانبان وزرای اسبق کشور که خود مسئولیت برگزاری چند دوره انتخابات را بر عهده داشته‌ایم؛ پیشنهاد ذیل را - به عنوان روشی منطقی، قانونی و اقناعی برای معترضین - به منظور راهگشایی و برون‌رفت از وضعیت موجود ارائه می‌نماییم:
    با توجه به اینکه ته برگ تعرفه‌های مصرف‌شده در شعب اخذ رأی موجود می‌باشد؛ ترتیبی اتخاذ نمایید تا تمامی این تعرفه‌ها در اختیار کمیته‌ای مورد اعتماد دست‌اندرکاران انتخابات و نامزدها قرار گیرد سپس به نحو مقتضی فهرست اسامی رأی‌دهندگان استخراج و با استفاده از پایگاه اطلاعات جمعیتی سازمان ثبت احوال کشور - که دسترسی سریع به آن میسر است - تطبیق گردد؛ بدیهی است در این صورت تعداد دقیق رأی‌دهندگانی که واجد شرایط قانونی بوده‌اند؛ مشخص خواهد شد و تنها پس از انجام این مرحله است که بررسی و بازشماری آرای موجود در صندوق‌های مورد تردید و مقایسه نتایج حاصله با مفاد فرم‌های 22 و 28 دارای معنا و روشن‌کننده حقیقت خواهد بود.»

     

  • +موسوی لاری: من همیشه به نحوهٔ عمل شورای نگهبان معترضم

    موسوی لاری در گفتگو با خبرگزاری فارس در مورد اظهاراتش درباره "انتخابات آزاد و قانونی" چنین توضیح می‌دهد: «...من همواره به روش شورای نگهبان معترض بوده و هستم؛ حتی در زمانی که خودم مسئول بودم و در مراحل مختلف با شورای نگهبان و هیئت نظارت کار می‌کردم مشکل داشتم و حتی راجع به صلاحیت‌ها نیز همواره معتقد بودم که ما باید آدم‌ها را صالح بدانیم مگر برای ما ثابت شود که این‌ها ناصالح هستند و داوریت مردم و شناخت مردم به شرط اینکه قدرت انتخاب داشته باشند از هر شخص دیگری و ارگانی معتبر و صحیح‌تر است و فیلترهایی که شورای نگهبان می‌گذارد ممکن است آن گونه که باید به آن عمل نشود.»
     
    ادعای موسوی لاری: بررسی صلاحیت ها سلیقه ای است
    موسوی لاری مدعی است که بررسی صلاحیت‌ها از سوی شورای نگهبان سلیقه‌ای صورت می‌گیرد و می‌گوید: «من نمی‌خواهم بگویم توجیهی ندارند ولی من با آن‌ها اختلاف نظر دارم. آنان اساس را بر این می‌گذارند که ما باید اطمینان پیدا کنیم که این فرد که نامزد شده انسان خوبی است اما به نظر من وظیفه آن‌ها این است که شورای نگهبان اطمینان پیدا کند که افراد نامزد شده آدم بدی است. آدم خوب چگونه می‌تواند خودش را به شورای نگهبان اثبات کند که آدم خوبی است، اثبات حقانیت توسط فرد کار دشواری است اما اثبات عدم صلاحیت مشخص‌تر است.»
     
  • +باهنر عامل اصلی دولت احمدی‌نژاد

    مسئله ما یعنی اصلاح‌طلبان، جریان اصولگرایی است؛ حالا چه در قالب احمدی‌نژاد و طیفش باشد و چه موتلفه و جبهه پایداری. این‌ها در زیر چتر اصولگرایی با اصلاح‌طلبان رقیب هستند.
    باهنر عامل اصلی روی کار آمدن این دولت (دولت نهم و دهم) است. باهنر و خواهرزاده‌اش یعنی همان ثمره هاشمی فکر می‌کردند دولت در دستشان است. با آن‌ها هماهنگ است.»
     
  • +ادعای کذب موسوی لاری در مورد شهید لاجوردی و واکنش‏ها به این ادعا

    موسوی لاری در 23 آذرماه 1391 با ارائه یکسری ادعای کذب شهید لاجوردی را فردی خشمگین و سختگیر در دستگاه قضایی معرفی می‌کند و ادعا دارد که حضرت امام خمینی (ره) شخصاً فرمان برکناری شهید لاجوردی را صارد کرده است. این سخنان لاری و زدن نسبت دروغ به امام، واکنش‌هایی را از سوی سید حسین لاجوردی، فرزند شهید لاجوردی و یکی از دوستان و همکاران نزدیک شهید لاجوردی در پی داشت. در زیر به بررسی این ادعای کذب و انتقادهای وارد شده بر آن اشاره شده است:
     
    نسبت دروغ به امام خمینی (ره)
    موسوی لاری: «در اوایل پیروزی انقلاب کمیته‌هایی در ادارات تشکیل شده بود به نام «کمیته پاک‌سازی» که عوامل رژیم گذشته را کنار بگذارند و اجرای آن در شورای انقلاب و دولت آقای بازرگان دنبال شده بود. زمانی به امام گزارش دادند که این کمیته‌ها خیلی تندروی می‌کنند؛ مثلاً دادگاه‌های انقلاب تند برخورد می‌کردند و در مصادره اموال مردم و متهمانی که با رژیم گذشته همکاری می‌کردند، سختگیری می‌کردند.
    امام این مسئله را بامشی عمومی خودش در تعارض می‌دید لذا فرمان هشت ماده‌ای را درباره حقوق مردم، قانون، قوه قضاییه و لزوم اسلامی شدن روابط و قوانین صادر کرد.
    بر اساس این فرمان با تعدادی از قضات که موجه هم بودند، برخورد شد. شهید اسدالله لاجوردی و همچنین آقای خلخالی که امام تندروی‌های او را قبول نداشت، نیروهای انقلاب بودند و فکر می‌کردند که برای انقلاب کار می‌کنند و وجودشان در خیلی جاها، موثر بود ولی روش‌هایشان درست نبود. برداشت من از فرمان هشت ماده‌ای، این است که امام یک بار دیگر به همه متولیان انقلاب چه در قوه مقننه، چه در قوه مجریه و چه در قوه قضاییه، گوشزد کرد که مسیر انقلاب این نگاه است.
    علت اینکه امام آقای لاجوردی را عزل کرد و حاضر نشد که آقای لاجوردی در تشکیلات بماند را از نوع برخورد امام در مقاطع مختلف می‌توان برداشت کرد؛ که امام برخورد انتقامی و خشونت‌طلبانه را قبول نداشتند.»
     
    پاسخ فرزند شهید لاجوردی به ادعای کذب لاری
    سید حسین لاجوردی، فرزند شهید اسدالله لاجوردی در نامه‌ای سرگشاده خطاب به موسوی لاری به این ادعای وی پاسخ گفت و به بخشی از مطالب خلاف واقع اشاره کرد:
    «از حضرت‌عالی که در کسوت روحانیت می‌باشید، انتظار پسندیده‌تر آن است که سخنانتان بر سندی صحیح و متقن استوار باشد تا خواسته یا ناخواسته جفای عظیم به امام و مقلدان شهیدش نشود. شهید لاجوردی خود رنج‌کشیده دوران ستم‌شاهی بود و آن قدر تحت شکنجه قرار گرفته بود که جمجمه و کمرش شکست و بینایی چشم چپش را از دست داد اما پیوسته و نستوه به آرمان‌های امام وفادار ماند؛ و به فرموده مقام معظم رهبری در بین مبارزان به عنوان "مرد پولادین" لقب گرفت. چون درد اسارت کشیده بود با برپایی ستادهای مردمی دیه نسبت به استخلاص صدها نفر مجرم غیر عمد از زندان‌ها اقدام نمود.» 
     
    اقدامات شهید لاجوردی که به چشم لاری خشونت می‌آید!
    شهید لاجوردی در زمان ریاست سازمان زندان‌ها اقدامات قابل‌توجهی را برای فراهم آوردن شرایط مناسب برای تربیت صحیح زندانیان انجام داد. برخی از این اقدامات که در نامهٔ فرزند شهید به موسوی لاری آمده است چنین است:
    «از جمله اولین اقدامات عملی ایشان در سِمَت ریاست سازمان زندان‌ها، نقاشی، محوطه‌سازی و زیباسازی محیط نگهداری زندان‌ها بود.
    به مدیران کل زندان‌ها بخشنامه کرده بود که جهت بالا بردن کیفیت و کمیت غذای زندانیان، باید غذای زندانی و مسئولان و مدیران کل یکی باشد.
    دفتر کارش را از خیابان شریعتی به داخل زندان انتقال داد تا مشکلات زندانیان را از نزدیک لمس نماید و دستور داد تا میزهای اداری مدیرانش از اتاق‌های خصوصی به یک سالن باز منتقل شود و میز ساده خود را نیز در ابتدای درب ورودی سالن قرارداد تا مراقب رضایت‌مندی و پیشرفت کار ارباب‌رجوع باشد.
    مجهز و فعال کردن کتابخانه‌های زندان و ساخت استخر و ورزش‌های دسته‌جمعی باعث شده بود تا اقدامات تربیتی در بستری مناسب‌تر انجام پذیرد؛ و به جد معتقد بود که اگر مجرمی با حکم قاضی به تحمل حبس محکوم شد، مسئولین زندان‌ها فقط می‌توانند آزادی آن مجرم را محدود نمایند و دیگر امکانات رفاهی باید در اختیار زندانیان قرار داشته باشد.
    از آنجا که کار و تلاش را جوهره افراد می‌دانست به اشتغال‌زایی و حرفه‌آموزی در کارگاه‌های زندان اهمیت زیادی می‌داد تا زندانیان بتوانند علاوه بر پر کردن اوقات فراغت، بخشی از مخارج خود را تأمین نمایند و حرفه مناسبی را یاد بگیرند.
    او معتقد بود در برابر قانون فرقی بین آقازاده‌های مجرم و دیگر مردم خطاکار وجود ندارد و در این مورد هرگز توصیه پذیر نبود و این باعث رنجش خاطر عده‌ای از خواص نظام شده بود که چرا احیاناً دانه درشت‌ها را که به نحوی وصل به جریان‌های قدرت و ثروت بودند از امتیازات بیشتر بهره‌امند نساخته و شرایط آزادی و استخلاص آن‌ها را فراهم نکرده است. از جمله موارد اینکه ایشان به شدت ناراحت بودند که چرا عنصری از کادر مرکزی گروهک تروریستی پیکار به دلیل آنکه پدرش پزشک آقای منتظری بوده، باید با فشار بیت آقای منتظری آزاد شود و همزمان سه رتبهٔ تحت مسئولیت او با حکم‌های سنگین مواجه شوند! او می‌گفت در جمهوری اسلامی من این تبعیض‌ها را نمی‌پذیرم و همه در برابر قانون باید یکسان باشند.»
     
    مستنداتی که نشان می‌دهد امام از فرمان عزل بی‌خبر بود
    موسوی لاری در قسمت دیگری از مصاحبه خود از عدم رضایت امام از اقدامات آقای لاجوردی و برکناری ایشان توسط امام سخن به میان آورده است؛ اما مستندات زیادی وجود دارد که این سخن را نقض می‌نماید. سید حسین لاجوردی به سه نمونه اشاره می‌کند:
    دلیل اول
    «در امور سیاسی مدتی تهمت زده می‌شد که احمد طرفدار منافقین است و من در طول مدت انقلاب، مخالفت‌هایی از او می‌دیدم که دیگران بر آن شدت و قاطعیت نبود و در این آخر که قضیه زندان اوین پیش آمد و شکایاتی از آقای لاجوردی می‌شد، غیر از احمد کسی را ندیدم که بیشتر از آقای لاجوردی طرفداری کند و دفاع نماید و وجود او را برای زندان اوین لازم و برکناری او را تقریباً فاجعه می‌دانست.»
    صحیفه امام خمینی جلد 7 صفحه 90
     
    دلیل دوم
    حجت‌الاسلام موسوی تبریزی، دادستان وقت کل کشور، در مصاحبه‌ای بیان می‌دارند: «ساعت 2 بعدازظهر بود که مرحوم احمد آقا به منزل ما که دیوار به دیوار خانه ایشان بود آمد و گفت که نظر امام این است که آقای لاجوردی ابقا شود.»
    ماهنامه شاهد یاران شماره 28 صفحه 15
     
    دلیل سوم
    «پیش از ظهر، احمد آقا آمد، درباره مسائل روز مذاکره شد، از جمله اظهار نارضایتی آیت‌الله منتظری از سخنان امام (ره)، گرچه همه سخنان ایشان پخش نشده و گفتند امام از عزل آقای اسدالله لاجوردی، دادستان انقلاب تهران، بی‌اطلاع بوده و راضی نیستند...»
    کتاب خاطرات هاشمی رفسنجانی مورخ 17/11/1363 صفحه 498
     
    واکنش سید محمدعلی حسینی از همراهان شهید لاجوردی به ادعاهای لاری
    سید محمدعلی حسینی یکی از همراهان و شاگردان شهید لاجوردی طی یادداشتی خطاب به موسوی لاری پیرامون تکرار نسبت دروغ به امام راحل و جفا به شهید سید اسدالله لاجوردی این‌گونه نوشته است:
    «نکات زیر را خوب است آقای موسوی لاری بخوانند و در پیشگاه حضرت باری تعالی استغفارکنند که بدون اطلاع، نسبت دروغ به مؤمنان و مجاهدان ندهند؛ ایشان در فردای یوم‌الحساب چگونه در محضر عدل الهی می‌خواهند حاضر شوند و جواب نسبت‌های دروغ به امام امت و شهید لاجوردی را بدهند.
     
    گزارشات غلط عامل اصلی برکناری شهید لاجوردی
    علت برکناری شهید لاجوردی و عزل ایشان از سمت دادستان انقلاب اسلامی مرکز، گزارشاتی بود که آقای مجید انصاری و برخی دیگر از همفکرانشان به مرحوم آقای منتظری، قائم‌مقام وقت رهبری، می‌دادند و به موجب آن فشارهایی که به شورای عالی قضایی آوردند و نتیجه آن برکناری مرحوم شهید لاجوردی بود.
     
    چرا لفظ "شهید" را حذف کردید؟
    آقای موسوی لاری، یک بار دیگر مصاحبه‌تان را بخوانید، واقعاً حیفتان آمد عبارت "شهید" را برای لاجوردی مظلوم بکار ببرید و یا انشا الله غفلت کردید؟ میدانید یاد چه افتادم؟ ساعاتی پس از شهادت سید اسدالله لاجوردی، خبرگزاری جمهوری اسلامی که زیر نظر فریدون وردی نژاد اداره می‌شد، حاضر نشد عنوان شهید را برای لاجوردی به کار گیرد؛ این مسئله حتی در سخنان رهبر معظم انقلاب در نماز جمعه ظهر روز عاشورای سال 79 نیز انعکاس یافت:
    «من این درد درونی خودم را فراموش نمی‌کنم که در یک سال و نیم پیش، وقتی که شهید عالی‌مقام و سید عزیز و بزرگوار، شهید لاجوردی به شهادت رسید، کسی که چهره بسیار درخشانی بود و بسیاری کسان از مجاهدات او در دوران مبارزات و در دوران اختناق خبر ندارند که این مرد چه کرد و کجاها بود و چگونه زندگی کرد، چه زندان‌هایی کشید و چه زحمت‌هایی متحمل شد، بعد از انقلاب نیز بی‌تظاهرترین کارها را که سخت‌ترین هم بود، بر دوش گرفت و آخر هم شهید شد، یکی از روزنامه‌های آلمان نوشت، ترور لاجوردی، ترور نیست، آن‌ها عنوان ترور راهم عوض کردند.»
     
    نارضایتی امام خمینی (ره) از برکناری لاجوردی
    آقای موسوی لاری، اسناد متقن و محکمی وجود دارد که نشان می‌دهد حضرت امام (ره) از برکناری شهید لاجوردی بی‌اطلاع بوده‌اند و حتی پس از شنیدن آن اظهار نارضایتی می‌کنند؛ یکی از این اسناد خاطره آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در 17 بهمن‌ماه 1363، حدود یک ماه بعد از برکناری شهید لاجوردی است؛ که به این موضوع اشاره‌کرده و از قول مرحوم حاج احمد آقا یادگار عزیز امام راحل می‌نویسد که: امام (ره) از برکناری لاجوردی بی‌اطلاع بوده‌اند و پس از شنیدن آن اظهار نارضایتی کرده‌اند.
    حالا شما پس از گذشت 28 سال از آن برکناری «پرحرف و حدیث» مستقیماً و یا به نقل از دیگری نسبت دروغ به امام بزرگوار آن عزیز سفرکرده می‌دهید که امام (ره) شهید لاجوردی را برکنار کرد؟
     
    کسی که گزارش غلط می‌داد دوست و همکار موسوی لاری بود
    آقای موسوی لاری، ضمناً خوب است بدانید آقای مجید انصاری دوست و همفکر جنابعالی به عنوان نماینده امام (ره) به زندان‌ها رفت‌وآمد و بازرسی نمی‌کرد، بلکه ایشان به عنوان نماینده قائم‌مقام وقت رهبری مرحوم آقای منتظری این رفت و آمدها را به زندان‌ها داشت.
     
    سخنان شهید لاجوردی در مراسم تودیع و ارائه دلایل برکناری خود
    آقای موسوی لاری بنده در جلسه تودیع  شهید لاجوردی در تاریخ 29/10/63 حضور داشتم؛ بگذارید راز برکناری‌اش را از زبان خود شهید بشنویم:
    شهید لاجوردی: «با تمام فشارهایی که به من آورده‌اند تا آخرین نفس در برابر جریان نفاق ایستادگی کرده‌ام تا عزلم کنند؛ اگر در پرونده‌ای عفوی صورت گرفته که ناحق بوده و من در کنار آن نوشته‌ام که موافق با نظر این دادستانی نبوده اما به آن عمل کرده است «اشاره به پرونده نوشین نفیسی، از اعضای مرکزیت گروهک راه کارگر و فرزند دکتر ابو تراب نفیسی، پزشک مخصوص آیت‌الله منتظری» به آن جهت است که امام به من فرمودند: باش، دادستان باش، حرف شورا را هم گوش کن. به امام عرض کردم شما به من بگویید برو، چون من به این "فشارآورندگان" گفته بودم که من استعفا بده نیستم...
    به من پیشنهاد ارتقای پست سازمانی در قبال کنار گذاشتن از دادستانی انقلاب دادند، به آن‌ها گفتم شما مرا در اینجا تحمل نمی‌کنید، چگونه می‌خواهید در آنجا تحمل کنید؟ او در آن جلسه با صدای مردانه و رسایش از بی‌عدالتی گفت و از توصیه؛ توصیه درباره آزادی نوشین نفیسی که به اعدام محکوم شده بود و با قرار سپردن کفیل و وثیقه‌ای معادل یک میلیون تومان آزاد شد.»

     

  • +انتخابات ریاست جمهوری 1392

    شرط اصلاح‌طلبان برای حضور در انتخابات
    موسوی لاری درباره رویکرد اصلاح‌طلبان در انتخابات 92، گفت: «اصلاح‌طلبان در استراتژی کلی، حضور در انتخابات را به عنوان یک اصل می‌دانند ولی سؤالی که در این بین مطرح است، آن است که آیا این انتخابات به معنای "باز گذاشتن" دست انتخاب‌کنندگان و انتخاب شوندگان و در واقع میدانی برای رقابت دیدگاه‌ها و شخصیت‌ها با مفهوم واقعی خودش خواهد بود یا خیر؟
    این سؤال، سؤالی است که پیش‌روی اصلاح‌طلبان قرار دارد. اگر انتخابات رقابتی باشد و شرایط برای همه فراهم باشد، اصلاح‌طلبان در آن کاندیدا خواهند داشت اما اگر فضا مهیا نباشد، این شرایط است که موجب عدم حضور اصلاح‌طلبان در صحنه می‌شود.»
     
    ناراحتی موسوی لاری از ضرورت برائت جستن اصلاح‌طلبان از فتنه
    موسوی لاری در گفتگویی که در روزنامه "آرمان" منتشر شد از صحبت‌های محمدرضا باهنر مبنی بر اینکه اصلاح‌طلبان باید از فتنه اعلام برائت کنند، انتقاد کرد. وی در پاسخ باهنر گفت: « آقای باهنر از موضع چه کسی شرط می‌گذارد؟ آیا ایشان به نمایندگی از جناح رقیب شرط می‌گذارد؟ یعنی ایشان، خودشان را نظام تلقی می‌کند یا جریانی درون نظام می‌داند؟ اگر خودش را کل نظام می‌داند که بسیار خودخواهانه است و اگر ایشان یکی از جناح‌های داخل نظام است، این سؤال مطرح می‌شود که مگر یک جناح می‌تواند برای جناح رقیب شرط بگذارد و به آن‌ها بگوید به داخل نظام بیایید؟
    مگر ایشان سخنگوی نظام است که برای دیگران تعیین تکلیف می‌کند؟ ایشان می‌تواند دیدگاه‌های خودش را مطرح کند و بگوید بنده این‌طور فکر می‌کنم. بنده با آقای باهنر اختلاف نظر دارم و برای همین است که ایشان در یک جناح تعریف می‌شود و بنده در یک جناح دیگر.»
     

    موسوی لاری: عارف، از فداکاریت متشکریم!

    در پی انصراف محمدرضا عارف از کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری سال 92، موسوی لاری طی نامه‌ای از این اقدام وی تشکر کرد. بخشی از متن این نامه بدین شرح است:

    «...تقدیر الهی و تدبیر کارساز و دلسوزان ملک و مملکت و خردورزانی که اصلاح‌طلبانه صلاح و سداد جامعه را سرلوحه منش و روش خویش قرار داده و بر آن پای فشرده‌اند، جنابعالی را به تصمیمی تاریخی فراخواند و شما که بارها و بارها اثبات کردید مرد اخلاق و نیک‌اندیشی بوده و خرد جمعی را نه تنها بر احساس و عاطفه که بر باور فردی خویش ترجیح داده‌اید، این بار نیز سربلند از آزمونی بزرگ بیرون آمدید که بی‌تردید پیروزی در این رقابت (رقابت بین خودخواهی و خیرخواهی) نام شما را در تاریخ ایران سرافراز، جاودانه و سربلند خواهد نمود.
    جناب آقای دکتر عارف
    شما سایه سنگین بی‌تدبیری و سو مدیریت تحمیل‌شده بر ایران و جمهوری اسلامی که اقتصاد، فرهنگ، سیاست خارجی، حقوق شهروندی و امروز و فردای فرزندان این مرز و بوم را نشانه رفته است، مشاهده نموده و برای برون‌رفت از این شرایط سخت و دشوار و نه برای کسب نام و نان که برای ادای دین به ملتی بزرگ پا به عرصه گذاشتید. شما هوشمندانه و از سر خیرخواهی پا به عرصه رقابت انتخاباتی نهادید و متعهدانه و شجاعانه صحنه را به نفع آرمان‌های بلند خویش واگذار نمودید. درود بر شما، اصالت خانوادگی و منش والای انسانی شما باد...»
     
  • +دولت دکتر روحانی

    اصلاح‌طلبان باعث پیروزی روحانی شدند
    موسوی لاری در خصوص تلاش اصلاح طلبان برای پیروزی دکتر روحانی در انتخابات می‏گوید: «تردیدی نیست که او با حمایت آقای خاتمی، آقای هاشمی و احزاب اصلاح‌طلب توانست در همان مرحله اول پیروز این انتخابات باشد. اصولگرایان که نه تنها از او حمایت نکردند که در مقابل او بودند و اصلاح‌طلبان هم به زعم افراطیون اصولگرا نقشی نداشتند پس لابد از عالم غیب عواملی پیروزی او را هموار کردند. اگر اصولگرایان بتوانند ثابت کنند که عاملی از عالم غیب در پیروزی حسن روحانی نقش داشته است، اصلاح‌طلبان می‌پذیرند که حمایت آن‌ها در این انتخابات بی‌تأثیر بوده است.»
     
    توصیه‌های موسوی لاری به روحانی
    عبدالواحد موسوی لاری، در مصاحبه‌ای با روزنامه اصلاح‌طلب "بهار"، با لحنی آمرانه و تحکم‌آمیز ضمن انتقاد به برخی عملکردهای دولت یازدهم از روحانی خواسته است در مشی اصلاح‌طلبان حرکت کرده و مطالبات آن‌ها را برآورده سازد. وی البته مطالبات ساختارشکنانه اصلاح‌طلبان را مطالبات مردم توصیف کرده است.
    موسوی لاری می‌گوید: «این خطر به صورت جدی وجود دارد که ضرر جدایی توده‌های مردم از دولت و شکاف بین مطالبات ملت از عملکرد دولت به شکاف بین دولت - ملت بدل شود. نقش رسانه‌ها در این زمینه بسیار مهم است. آن‌ها باید به این صورت خطر را به دولت جدید گوشزد کنند. روحانی باید بداند که به اعتقاد من می‌داند، رعایت نکردن مطالبات آن‌هایی که در این انتخابات از او حمایت کردند، نه‌تنها حمایت آن‌ها را از او سلب می‌کند که رقیب را هم برای حمله به دولت او ترغیب می‌کند.
    مطالبات جامعه باید به گونه‌ای هدایت شود که نقطه تلاقی مردم و ارکان سیاست باشد نه نقطه تعارض آن. این سخت‌ترین کاری است که پیش روی فعالان سیاسی در امر هدایت و پاسخگویی به مطالبات مردم قرار دارد. در قدم اول باید مطالبات را بررسی کرد تا مشخص شود، اساساً کدام مطالبات به صورت واقعی و عینی در جامعه مطرح هستند؟ از نظر من بعد از انتخابات 24 خرداد یک مطالبه از سوی مردم در حد تفاهم ملی مطرح شد. آن مطالبه «تغییر وضعیت موجود» در دو حوزه امنیت و معیشت است.
     
    حسن روحانی بداند چه کسانی به او رأی دادند
    موسوی لاری پس از پیروزی روحانی به روحانی توصیه می‏کند که: «حسن روحانی باید بداند کسانی که به او رأی دادند و او را وامدار رأی خود کردند، مطالباتی دارند. مسائلی مانند احترام به کرامت انسانی، حفظ حریم زندگی خصوصی مردم، غیرامنیتی بودن جامعه و رسیدگی به معیشت مردم. روحانی باید به این مطالبات پاسخ بدهد.»
    نکته جالب‌توجه وامدار دانستن دکتر روحانی به اصلاح‌طلبان از سوی موسوی لاری است، درحالی‌که دکتر روحانی بارها بر عدم وامدار بودن خود نسبت به هیچ جریان سیاسی تأکید کرده است.
     
    دولت روحانی دولتی با رویکرد اصلاح‌طلبانه 
    موسوی لاری همچنین مدعی است: «هرچند او با تابلوی اصلاح‌طلبی در این انتخابات حضور پیدا نکرده بود؛ اما گفتمان اصلاح‌طلبی را در مناظرات و سخنرانی‌هایش رعایت و مطالباتی را مطرح می‌کرد که منطبق با مطالبات اصلاح‌طلبان بود. از طرف دیگر او وابستگی تشکیلاتی به جریان مخالف نداشت و جامعه روحانیت مبارز نیز دیر زمانی بود با او سر ناسازگاری داشت.
    ولو این‌که حسن روحانی مدعی اصلاح‌طلبی نیست، از تبلیغات انتخاباتی‌اش برمی‌آمد که او گفتمان اصلاح‌طلبی را راه‌حل نجات کشور می‌داند. مهم نیست که او از عنوان اصلاح‌طلبی استفاده نمی‌کند، آنچه اهمیت دارد، راه و روش اوست. حسن روحانی بر لزوم ایجاد فضای باز سیاسی، اقتصاد مولد، دیپلماسی فعال و تنش‌زدا تاکید دارد. این خواست‌ها همان خواست‌های اصلاح‌طلبان است.»

     



ویرایش این مطلب، یا ارسال نظر