شیخ مفید

 

شیخ مفید، از علمای بنام قرن چهارم هجری قمری و پرچمدار فقه و کلام استدلالی و مناظره در اثبات مبانی و معتقدات شیعه است. 

 


امتیاز دهی به مطلب:
 

به اشتراک گذاری مطلب:
ارسال به دوستانارسال به دوستان
  • -زندگینامه

    ابو عبدالله محمد بن محمد بن نعمان بن معلم عُکبَری بغدادی، معروف به شیخ مفید، در یازدهم ذیقعده سال 336 هجری قمری (327 شمسی)، مصادف با سالروز ولادت حضرت امام رضا علیه السلام، در عکبرای بغداد متولد شد. نام پدرش محمد بن نعمان است و چون شخصی پارسا و مذهبی بود و به تعلیم و تربیت اشتغال داشت، لذا یکی از القاب شیخ مفید، «ابن المعلم» است و بعضی او را به همین لقب می شناخته و در کتب خود به همین لقب معرفی کرده اند. "عکبری" و "بغدادی" نیز از القاب دیگر اوست.

    شیخ مفید نزدیک به 50 سال زعیم بلامنازع شیعه بود و در روزگاری که انواع بدعتها به دنیای اسلام و خصوصاً جهان تشیع هجوم آورده بود و شیعه بر اثر ظلم و اختناق ناشی از حکومتها در مظلومیت به سر می‏برد؛ او با استفاده از فرصت به دست آمده در حکومت شیعی آل بویه و با علنی کردن و تقویت مکتب فقهی – کلامی و نیز با مناظرات محکم و پیروزی بر سران فرقه‏ها، به رفع شبهات و تبیین و تقویت مذهب غنی و عقلانی تشیع پرداخت. 

    شیخ مفید پرچمدار مبارزه در قرن چهارم هجری قمری بود. وى نظر معتزله را شنید و آراء غلات را بدست آورد؛ سخنان زیدیه را دانست و به هر یک جوابى منطقى و در خور ارائه داد و تا بدانجا پیش رفت كه هر گروهى از آنان كه در مناظره با شیخ مفید شركت می‏كردند؛ در پایان کار عاجزانه خاموشی را برمی‏گزیدند. رساله هاى استوار، متین و دقیق وى و بیان اعتقادات شیعه با اسلوبى صحیح و كم نظیر توفیقى افزون بود كه رهبری شیعیان را به حق می‏توان شایسته او دانست.

     

    مرجعیت علی الاطلاق

    شیخ مفید که از قدرت علمی و هوش فراوانی برخوردار بود در سن 36 سالگی به مرجعیت عام و علی الاطلاق شیعه دست یافت. وفات این عالم بزرگ در رمضان سال 413 هجری قمری (401 شمسی) اتفاق افتاد و قبر شریفش در حرم امام موسی بن جعفر و امام محمد تقی (علیهما السلام) در کاظمیه بغداد پائین پا و در کنار قبر شیخش ابن قولـَوَیه قمى قرار دارد.

     

  • +نسب و خاندان

    نسب او به طوری که "نجاشی" (یکی از شاگردان شیخ مفید) در رجالش آورده به یعرب بن قحطان که ریشه تازیان بدوی است می‌رسد. وی از قبیله هارث و شهرتش مفید و یا شیخ مفید است. در وجه تسمیهٔ او به «مفید»، دو وجه در کتب تاریخ و رجال ذکر شده:

    وجه اول

    چند فقره توقیعی است که از ناحیه مقدسه امام زمان عجل الله تعالی فرجه در شأن شیخ وارد شده و او را بخطاب: الأخ السّدید و المَولیَ الرَّشید الشـَّیخ المُفید ... مفتخر فرموده‌اند.
     

    وجه دوم

    آنکه مخالفین به او لقب داده‌اند و آن چنان بوده که در مناظره ای که با یک قاضی سنی داشته است با استناد به روایات و ادله ای که از زبان خود قاضی نقل شد؛ خلافت بلافصل حضرت علی علیه السلام را اثبات کرد و در آن مجلس قاضی سنی از نحوه استدلالات شیخ مفید بسیار خرسند شد و او را به جایگاه خود فراخواند و بعد از آن لقب مفید را به او داد.

     

    مناظره شیخ مفید و قاضی سنی

    در ایام کودکی همراه پدرش به بغداد آمد و نزد ابوعبدالله معروف به «جعل» به تحصیل پرداخت. سپس در مجلس «ابویاسر» که در دروازه خراسان تدریس می‏کرد، حضور یافت. چون ابویاسر از عهده بحث و پرسش های او درمانده شده بود؛ او را به «علی بن عیسی رمّانی» که از بزرگان علمای کلام بود، ارجاع داد و گفت: «چرا به نزد او نمی‏روی تا از او استفاده کنی؟» مفید گفت: «او را نمی‏شناسم و کسی ندارم مرا به او معرفی کند».

    ابویاسر یکی از شاگردان خود را همراه او کرد و نزد رمانی فرستاد چون مجلس رمانی از فضلا و دانشمندان پر بود، مفید در صف آخر نشست و به تدریج که مجلس خلوت شد، نزدیکتر رفت. در آن اثناء مردی از اهل بصره آمد و از رمانی پرسید: «چه می فرمایید درباره حدیث غدیر که پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله امیرمؤمنان علیه السلام را جانشین بلافصل خود گردانید و داستان غار (که به اعتقاد اهل سنت دلیل برخلافت ابوبکر است)». رمانی گفت: «داستان غار درایت (امری مسلم و معقول) است و حدیث غدیر روایت و منقول می‏باشد و آنچه از درایت و امر مسلم استفاده می‏شود از روایت مستفاد نمی‏گردد.» مرد بصری سکوت کرد و برخاست و از مجلس بیرون رفت.

    در این موقع مفید خود را به رمانی نزدیک گردانید و گفت: «سؤال دارم.» رمانی گفت: «بگو!» شیخ مفید گفت: «چه می فرمایید درباره کسی که بر امام عادل خروج کند و با وی جنگ نماید؟» رمانی گفت: «او کافر است، بعد گفت: نه فاسق است.»

    شیخ مفید پرسید: «راجع به امامت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام چه می گویید؟» رمانی گفت: «او امام است.» مفید گفت: «درباره [جنگ جمل و آتش افروزان آن از جمله] طلحه و زبیر چه می فرمایید؟» رمانی گفت: «آنها از این عمل توبه کردند.»

    شیخ مفید گفت: «جناب استاد! داستان جنگ جمل درایت و امر مسلمی است و توبه کردن [اصحاب جمل] روایت می باشد.» رمانی که متوجه موضوع شد گفت: «مگر موقعی که آن مرد بصری از من سئوال کرد تو حاضر بودی؟» شیخ مفید گفت: «آری» رمانی گفت: «این سخن به جای آنچه من گفتم! اشکال تو وارد است!» آنگاه پرسید: «تو کیستی و نزد کدام یک از علمای این شهر درس می‏خوانی؟» مفید گفت: «نزد شیخ ابوعبدالله جعل.»

    رمانی گفت: «بنشین تا من مراجعت کنم.» سپس برخاست و به درون خانه رفت و پس از لحظه ای برگشت و نامه ای سربسته به وی داد. گفت: «این را به استاد خود بده.» مفید نامه را آورد و به استادش تسلیم کرد. استاد نامه را گشود و شروع به قرائت آن کرد و طی مطالعه آن به خنده افتاد. پس از قرائت نامه گفت: «رمانی ماجرایی را که میان تو و او در مجلس وی روی داده نوشته و سفارش تو را نموده و تو را ملقب به «مفید» کرده است

     

  • +کودکی

    شیخ مفید از همان کودکی آثار ذکاوت و نبوغ در او آشکار بود. از سنین کم، عشق و شور فراوان به تحصیل موجب شد که همراه پدر به بغداد رفته و فراگیری علم و دانش را آغاز کند. به نحوی که در سن 5 سالگی برای او از "ابن ابی الیاس" اجازه روایت گرفته‏اند و در حالی که 7 سال داشت از "ابن سماک" نقل روایت کرده است. وی تلاش و کوشش بسیاری در تحصیل علوم داشت به طوری که پیش از 12 سالگی از برخی محدثان روایت اخذ کرده و از استاد خویش، شیخ صدوق قبل از 20 سالگی حدیث شنیده است.

     

  • +اساتید

    شیخ مفید از محضر بیش از هفتاد نفر از بزرگان بهره علمى برد. در محضر "مظفر بن محمد"، "ابو یاسر" و "ابن جنید اسكافى"، كلام و عقاید آموخت و از درس "حسین بن على بصرى" و "على بن عیسى رمانى" بهره جست. فقه را نزد "جعفر بن محمد بن قولویه" فرا گرفت و از محضر ادیب و مورخ چیره دست "محمد بن عمران مرزبانى" علم روایت آموخت.

    "ابوغالب زراری"، "قاضی ابوبکر جعابی"، "ابن حمزه طبرى"، "ابن داود قمى"، "صفوان" و "شیخ صدوق" دیگر اساتید شیخ مفید هستند. در میان استادان وى عالمانى از شهرهاى مختلف مانند قم، بلخ، مراغه، همدان و شهر زور دیده مى شوند. از معروفترین اساتید ایشان، "شیخ صدوق" می‏باشد. 

     

  • +عصر شیخ مفید

    دو سال پیش از ولادت شیخ مفید، "احمد معزالدوله" در سال 334 قمری، با ورود خود به بغداد و تأسیس شاخه‏ای از حکومت آل بویه در این شهر صفحه نوینی در تاریخ بغداد گشود. فرصتی فراهم شد و شیعیان در پناه آل بویه از آزادی موجود بهره برده و عقاید خویش را نشر دادند. "عزالدوله" در سال 367 هجری قمری به حکومت رسید و در همان سال با ریاست عضدالدوله، بغداد رونقی تازه یافت و شور و نشاط علمی قابل توجهی بدست آورد. شیخ مفید در این عصر می زیست و با توجه به اوضاع، از مقام و منزلتی بسیار برخوردار بود. به طوری که عضدالدوله به هنگام بیماری شیخ به دیدار او رفت و از وی عیادت کرد. شفاعت مفید در حق دیگران پذیرفته می‏شد و رهنمودهایش مورد قبول قرار می‏گرفت و این در حالی بود که بیش از 36 سال نداشت.

     

    رونق علوم دینی و عقاید شیعی

    پـیـش از شیخ مـفید، علم کلام و اصول فقه در میان دانشمندان اهل سنت رونقی به سزا داشت. فقها و مـتـکلمین بسیاری در اطراف بغداد گرد آمده و در رشته‏های گوناگون اصول عقائد، سرگرم بحث و مناظره بودند.
    هـر چند علم کلام پیش از مفید نیز در میان شیعیان سابقه داشته است، ولی در اثر محدودیتی که در کار شیعیان از نظر سیاسی بود، این موضوع از مرحله تألیف وتدوین کتاب تجاوز نمی‏کرد. پیش از شیخ مفید، شیخ صدوق که رئیس شیعیان بود سبک ساده‏ای را در تصنیف و تألیف به وجود آورده بود و آن را بـه صورت املا به صورت ساده به مستمعین القا می‏نمود مفید نیز در پیگیری مکتب استاد کوشید و با استفاده از مبانی علم کلام و اصول فقه، راه بحث و استدلال را به روی شیعیان باز کرد و تـلاشـهـایـی را کـه متقدمین مانند "ابن جنید اسکافی" و قبل از او "ابن عقیل"، فقیه معروف شیعه و "عـیـاشـی" ریخته بودند، به صورت دلپذیری درآورد. به گفته نجاشی، شیخ کتاب کوچکی در اصول فقه تصنیف کرد که مشتمل بر تمام مباحث آن بود.

    در عصر شیخ مفید، بغداد مرکز علوم اسلامی بود و در پایگاه خلفای عباسی، فقه مذاهب مختلف تدریس می‏شد و در کنار مکاتیب، مکتب شیخ مفید جلوه خاصی داشته و از رونق بیشتری برخوردار بود. شیخ مفید در عصر خویش از مبتکران علم کلام و فقه استدلالی به شمار می‏رفت. امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) درباره او ضمن توقیعی خطاب به وی می فرماید: «شیخ السدید و مولی الرشید الاخ الولی الناصر لنا...».

     

    جبهه هاى مختلف مناظره

    نشو و نماهاى عقاید گوناگون و نحله هاى مختلف عقیدتى، زمان شیخ مفید را معركه آراء و هنگامه مناظره كرده بود. بیان پرجوش، تسلط چشمگیر و بصیرت بسیار وى موجب برترى همیشه در نبردهاى علمى و فرهنگى وى شده بود.

    «تصحیح الاعتقاد» و «الفصول المختاره»، مجوعه اى از برخى مناظرات شیخ با بیش از بیست تن از علما و صاحب نظران عقاید مختلف است كه از آنها مى‏توان به مناظره با اشاعره، معتزله، اصحاب حدیث، متصوفه و مُرجِئه اشاره كرد. در این عرصه، اندیشه‏هاى جاوید شیخ مفید در زمینه‏هاى ناب و اصیل، خود را نشان داد و بینش معرفتی او ظاهر گردید. 

     

  • +روشنگری شیخ مفید علیه سلفیت

    حجت‌الاسلام والمسلمین نجم‌الدین طبسی، استاد سطح عالی حوزه علمیه قم و کارشناس مهدویت می‏گوید: «شیخ مفید در موقعیتی به سر می‌بردند که حرکت سلفی‌ها و تکفیری‌ها علیه شیعه و دوستداران اهل بیت در اوج خود قرار داشت، به طوری که مساجد و مراکز فرهنگی تشیع مورد آماج حمله آنها قرار داشت و اوضاع بسیار سختی برای شیعه و محبان اهل‌بیت به وجود آمده بود.

    امام عصر (عجل الله تعالی فرجه) در یکی از توقیعات‌شان به شیخ مفید از حمایت و تحت نظر داشتن اوضاع شیعیان خبر داده بودند، امام در نامه‌ای دیگر می‌فرمایند: «اخبار شما لحظه به لحظه به ما می‌رسد و اگر این عنایت و توجه ما نبود، این حرکتی که دشمنان به راه‌انداخته بودند، نتیجه‌اش ریشه‌کن کردن شما بود، منتها همین توجه و عنایات ما شیعه را نگه داشت.»

    این قبیل جملات امام (عجل الله تعالی فرجه) تسلی خاطری برای شیخ مفید و دیگر شیعیان آن عصر بود. حضرت مهدی ارواحناه فداه گله‌ای نیز از شیعیان خود داشتند. امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) از شیعیان خود خواستند که دل‌هایشان را صاف کنند تا عنایات و توجهات ایشان به آنها برسد «چرا که اگر دل‌های شما جدی و سخت باشد، هرگز از ملاقات ما محروم نمی‌شوید»، هر چند که در این سه توقیع خطاب امام عصر (عجل الله تعالی فرجه) به شیخ مفید است، اما دیگر شیعیان را در بر می‌گیرد.»

     

  • +آثار و تألیفات

    شیخ مفید حدود 200 کتاب و رساله در مباحث مختلف به ویژه درعلم کلام و مناظره تألیف نمود و عده‏ای از آنها که از گزند روزگار محفوظ مانده در دست اعلام و ارکان شیعه بوده و از آنها استفاده می‏کردند. چنانچه علامه مجلسی در هنگام تدوین مجلدات بحارالانوار 18 کتاب از کتب او را دارا بوده و اسامی کتابها و رسائل نامبرده را نجاشی در رجال خود متجاوز از 170 مجلد یاد کرده‏است.

    موضوع تألیفات و آثار شیخ مفید در دفاع از قرآن و سنت و مکتب اهل بیت علیهم السلام در موضوعات مختلف و نیز اصول دین، مباحث قرآنى (علوم قرآن، اعجاز، تألیف قرآن و فضل قرآن)، مباحث متفاوت کلامى، تاریخ زندگى ائمه علیهم السلام، شرح آراء کلامى علماء امامیه، فقه، اصول فقه و کتب حدیثى می‏باشد که تعداد زیادى از آنها از بین رفته است. هم اکنون پنجاه کتاب از ایشان تحت عنوان «مصنفات الشیخ المفید» در 14 مجلد و بیش از پنج هزار صفحه به چاپ رسیده است

    از مشهورترین کتابهای ایشان می‏توان به موارد زیر اشاره کرد:

    مختصر التذکرة بأصول الفقه

    الفرائض الشرعیه

    احکام النسا

    الارشاد

    العیون و المحاسن

    المسائل الصاغانیه

    المسائل الطوسیه

    الجمل

    رسائل فی الغیبه (بخشى از «ارشاد»، کتاب «الفصول العشره فى الغیبه» و «الجوابات فى الخروج المهدى» به همراه پنج اثر دیگر درباره‌ى حضرت بقیه الله (عجل الله تعالی فرجه) است.)

    مسار الشیعه فی مختصر تواریخ الشریعة

    الایضاح فی الامامه

    کشف اللباس

    النکت الاعتقادیه

    اوائل المقالات

    نقض فضیلة المعتزلة 
    الافصاح 
    الایضاح 
    الارکان

    مقنعه (در فقه امامیه)

    امالی (این کتاب شیخ، ‌پیرامون اخلاق اسلامى و فضایل انسان است که در آنها دعوت به تقوا، صحبت از یقین، بیان اخلاص و محاسبه‌ى نفس شده است و محبت الهى و مبارزه با هوا و هوسها مطرح می‌شود. اهمیت ولایت، ‌لزوم پیروى از امام (علیه‌السلام) و فضائل امیرالمؤمنین على (علیه‌السلام) از جمله مباحثى است که در امالى شیخ مفید، پیش روى اندیشمندان قرار می‌گیرد.)

     

    تفسیر قرآن مجید شیخ مفید

    شیخ مفید تفسیر مستقلى ننگاشت اما مجموعه نوشته‏هاى عقیدتى، تاریخى و فقهى ایشان نمایانگر توجه و علاقه ایشان به مباحث تفسیرى بوده است، از ایشان چهار کتاب در حوزه علوم قرآنى در فهارس ثبت شده، که البته بطور مستقل اثرى از آنها باقى نمانده است.

    اسامی آن کتابها به شرح زیر است:
    النصرة فى فضائل القرآن‏
    البیان فى تألیف القرآن‏
    الکلام فى وجوه اعجاز القرآن‏
    جوابات ابى الحسن السبط المعالى بن زکریا فى اعجاز القرآن‏
    این تألیفات و مجموعه آیاتى که شیخ مفید در کتب مختلف، مورد بررسى قرار داده، نمایانگر روش خاص کلامى وی در مباحث تفسیرى است که قبل از ایشان سابقه نداشته است.

    شیخ را مى‏توان مبدع سبک تفسیرى کلامى دانست، که اصول و روشهاى خاص خود را دارد. بکار بردن روش استدلال قرآنى براى بیان مطالب و رد اشکالات و شبهات یا توضیح معتقدات از خصوصیات این سبک است.
    مناظرات مذهبى و بحث آزاد در مباحث اعتقادى مانند بحث با مشرکین در توحید، جدال با اهل کتاب در نبوت، مناظره با منکران معاد، گفتگو با منکرین عدل و رجوع به امام معصوم علیه السلام و اثبات غیبت امام عصر (عجل الله تعالی فرجه) از دیگر ویژگى‏هاى این سبک به شمار مى‏آید. تفسیر او از جهتى در بردارنده بسیارى از آراء فرق اسلامى و موضع گیریهاى ایشان به عنوان یکى از بزرگترین علماى امامیه مى‏باشد. به تعبیرى دیگر روش تفسیر شیخ، روش کلامى – عقلى است

     

    روش شیخ مفید در تفسیر قرآن

    روش شیخ در تعامل با نص قرآن، روشى است که علماء اسلام در تفسیر به آن اتفاق دارندروش تفسیر و شاخصه‏هاى تفسیر ایشان از این قرارند:
     

    تفسیر قرآن به قرآن‏
    آشکارترین روش شیخ در تعامل با آیات قرآن، تکیه بر آیات دیگر، در توضیح و تفسیر آن است. با استناد به اینکه اجزاء قرآن ناظر و مفسر اجزاء دیگر آن است و اختلاف و باطلى در آن راه ندارد. در هر آیه، آیات مناسب و هم معنى و هم موضوع با آن را جمع آورى نموده با تبیین ارتباط بین آنها، معناى مقصود را استنباط و آیات را تفسیر مى‏نماید. (مانند تفسیر آیه 31 سوره غافر: و ما الله یرید ظلماً للعباد و 5 آیه مشابه آن به کمک آیات دیگر).
     

    تفسیر روایى‏
    قاعده کلى در دیدگاه ایشان این است که در تفسیر قرآن از روایات وارده باید استفاده نمود، اما مادامى که با قرآن یا نص واضح دیگر، مخالفتى نداشته باشد در این مقام، تکیه او به روایت خواهد بود، اما اگر در روایت تردیدى وجود داشت در اعتماد به آن تردید خواهد کرد.
    استفاده ایشان از روایت به دو صورت است، گاه در تفسیر نص قرآنى از آن بهره مى‏برد و گاه براى تأیید معنا و تفسیرى که بیان کرده، به روایت استشهاد مى‏نماید.
    اگر روایت با اصول عقاید و قواعد عقلیه و حقایق تاریخى متواتر مخالفت داشت، بطور قاطع آن را رد مى‏نماید و حق نقد سندى و عقلى آن را براى خود محفوظ مى‏دارد. (مانند: روایات ذیل آیه 157 اعراف در ذکر اشباح و خلق ارواح قبل از خلقت آدم(ع))

     

    تفسیر لغوى و شاهد ادبى‏
    ایشان استفاده از معانى لغوى و شعر عربى را در توضیح معانى لغوى قرآن ضرورت واقعى مى‏انگارد، بر این اساس در جاهاى مختلف از آن بهره برده است. (مانند تفسیر آیه 171 سوره نساء در معنى غلو).
     

    پرهیز از تفسیر به رأى مذموم‏
    شیخ مفید مى‏فرمایند: «تفسیر قرآن به رأى، ممکن نیست و اعتقادات و هواهاى انسانها را نباید بر قرآن تحمیل کرد.» مراد ایشان از تفسیر به رأى، تفسیر بدون آگاهى و علم است.
    و نیز مى‏فرماید: «در تفسیر کنار گذاشتن حقیقت معنا و حمل آن بر مجاز و استعاره بدون دلیل باطل مى‏باشد.» در مقابل به تفسیرى که مستند به لغت، برهان عقلى و شاهد روایى باشد، رو آورده است‏.

     

    ویژگیهای تفسیر شیخ مفید

    از ویژگیهاى مهم این تفسیر، بعد کلامى آن است که در بین تفاسیر شیعه تاکنون بى‏نظیر است، فقط "فخر رازى" در تفسیر خود (دو قرن بعد از شیخ مفید (ره)) به این شیوه تمسک جسته است.
    این ویژگى بى‏شک تابع جوّ و فضاى عصر شیخ بوده، که از یک طرف مناظره‏هاى علمى و عقیدتى و از طرفى هجوم بى‏سابقه علیه تفکر شیعى و فرصت شیخ در ردّ آنها رواج داشته است. از این جهت مرجع خوبى براى پژوهشگران آیات کلامى مى‏باشد.


    پرداختن به شبهات مختلف

    با نظرى اجمالى به تفسیر شیخ مفید در مى‏یابیم که ایشان در زمان خود، شبهات گوناگون فکرى را مطرح کرده و پاسخ داده‏اند. شبهاتى حاصل از نزاعهاى اهل سنت علیه شیعه در مورد افضلیت حضرت على (علیه السلام)، عصمت، رجعت، متعه، نفاق بعضى صحابه، غیبت امام عصر(عجل الله تعالی فرجه) و مسائل فقهى خلافى مانند: تحریم ذبائح اهل کتاب، مسح بر پا و مباحثى مانند: شرور، خلق افعال عباد، حدود اختیار و اراده انسان و مباحثى با معتزله.
    و نیز مباحثى با اهل حدیث از شیعه از طرف شیخ صدوق در اعتقادات مطرح شده‏اند، مانند: اراده الهى، هدایت الهى، منشأ عمل انسان، مفهوم بداء، عالم ذر، جایگاه عقل، خلق ارواح و...
    بخشى از مباحث ایشان در مقابله با غُلات است و اینکه پیامبران و معصومین علیهم السلام مانند سایر افراد بشر، لذت و الم را درک مى‏کنند و کبر سن و پیرى بر آنها عارض مى‏شودچینش مطالب در این کتاب، به گونه‏اى پیش رفته که غالباً به مطالب مهم پرداخته شده و شکل موضوعى به خود گرفته است

     

    المقنعه

    کتابی در یک جلد، در فقه روایی شیعه، که در آن، روایات را بصورت فتوی درآورده و در حکم توضیح المسائل شیخ مفید است. شیخ طوسی  شاگرد شیخ مفید، کتاب تهذیب الأحکام (در 10 جلد) را که یکی از کتب اربعۀ صحیحۀ شیعه است؛ در شرح همین المُقنِعَۀ استادش با استخراج منابع و مَآخِذ روایی هر فتوی نوشته است.

    این كتاب فتوایی در دو بخش تدوین شده است: بخش نخست مربوط به اصول اعتقادی است. در این قسمت مؤلف راجع به توحید و صفات حق تعالی، وجوب اعتقاد به انبیا و رسل، وجوب اعتقاد به امامت، ولایت اولیاء الله، وجوب اعتقاد به معاد، وجوب معرفت و عمل به شریعت اسلام و وجوب نماز بحث می كند. بخش دوم مربوط به فروع فقهی است كه از باب طهارت شروع شده و به باب وكالت خاتمه می یابد

     

    برخی فتاوای شیخ مفید در مقنعه پیرامون وظایف فقها

    اول

    فأما إقامة الحدود فهو إلى سلطان الإسلام المنصوب من قبل الله تعالى و هم أئمة الهدى من آل محمد علیهم السلام و من نصبوه لذلك من الأمراء و الحكام و قد فوضوا النظر فیه إلى فقهاء شیعتهم مع الإمكان فمن تمكن من إقامتها على ولده و عبده و لم یخف من سلطان الجور إضرارا به على ذلك فلیقمها و من خاف من الظالمین اعتراضاً علیه فی إقامتها أو خاف ضرراً بذلك على نفسه أو على الدین فقد سقط عنه فرضها و كذلك إن استطاع إقامة الحدود على من یلیه من قومه

    ترجمه: اقامه حدود الهی به عهده حاکم اسلامی است که از سوی خدا نصب شده است و آن حاکم، امامان از خاندان رسول (علیهم السلام) هستند یا کسانی که توسط اهل بیت منصوب شده‏اند. که ائمه این سلطنت را به فقهای شیعه واگذار کرده‏اند. البته در صورتی که توانایی انجام آن را داشته باشند. به همین خاطر اگر بتوانند حدود الهی را بر فرزند خود جاری کنند و از حاکم ستمگر در انجام این عمل نترسند، باید آن را اجرا کند. و اگر ظالمین برای او در انجام این امور، خطری ایجاد می‏کنند از او ساقط می‏شود. همچنین است در هر جایی که فقیه بتواند، سلطنت را اعمال کند.

    دوم

    كان لفقهاء أهل الحق العدول من ذوی الرأی و العقل‏ و الفضل أن یتولوا ما تولاه السلطان فإن لم یتمكنوا من ذلك فلا تبعة علیهم فیه و بالله التوفیق‏

    ترجمه: در بحث نافذ کردن وصیت، شیخ مفید می فرماید: «این امر به دست فقیهان شیعه است که دارای برتری اندیشه هستند. و آنها باید آنچه حاکم به عهده می‏گیرد، به عهده گیرند. اما اگر توانایی انجام آن را نداشتند، مسئولیتی ندارند.»

    سوم

    فأمر نبیه ع بأخذ صدقاتهم تطهیرا لهم بها من ذنوبهم و فرض على الأمة حملها إلیه بفرضه علیها طاعته و نهیه لها عن خلافه و الإمام قائم مقام النبی صلی الله علیه و آله فیما فرض علیه من إقامة الحدود و الأحكام لأنه مخاطب بخطابه فی ذلك على ما بیناه فیما سلف و قدمناه فلما وجد النبی صلی الله علیه و آله كان الفرض حمل الزكاة إلیه و لما غابت عینه من العالم بوفاته صار الفرض حمل الزكاة إلى خلیفته فإذا غاب الخلیفة كان الفرض حملها إلى من نصبه من خاصته لشیعته فإذا عدم السفراء بینه و بین رعیته وجب حملها إلى الفقهاء المأمونین من أهل ولایته لأن الفقیه أعرف بموضعها ممن لا فقه له فی دیانته
    در اینجا شیخ مفید بحث پرداخت زکات و کسی که باید به آن بپردازند را مطرح می‏کند و بیان می‏کند که در نبود پیامبر (صلی الله علیه و آله) وظیفه پرداخت آن به ائمه (علیهم السلام) است و در نبود ائمه نیز باید آن را به فقها پرداخت کرد.
    شیخ مفید در این فتاوا اشاره به این امر دارد که حکومت امری الهی است و در نبود ائمه (علیهم السلام)، فقها به این مقام نصب شده‏اند و آنچه در کلام ایشان خود را نشان می‏دهد، این است که ایشان این حکومت را وظیفه فقیه می‏دانند و تنها در جایی که ضرر جدی برای فقیه وجود داشته باشد، می‏تواند از اعمال آن، معاف باشد.

     

  • +شاگردان

    در محضر درس و تربیت شیخ مفید، مردان بزرگی پرورش یافتند، از جمله:

    سید رضی (محمدبن حسین موسوی)

    سید مرتضی (علم الهدی)
    قاضی ابوالفتح کراچی

    ابوالعباس نجاشی

    شیخ الطائفه طوسی (بنیانگذار حوزه علمیه نجف‌ و صاحب کتب تهذیب و استبصار)

     

    رویای صادقه شیخ مفید

    شبی شیخ مفید در خواب دید که در مسجد کرخ از مساجد بغداد نشسته است و فاطمه زهرا سلام الله علیها دست امام حسن (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) را گرفته بود و به نزد شیخ مفید آمد و فرمود: «یا شیخ! علّمهما الفقه» یعنی «ای شیخ به این دو، فقه تعلیم بده.»

    شیخ از خواب بیدار شده و در حیرت افتاد که این چه خوابی بود و من چه کسی هستم که به دو امام، فقه تعلیم دهم؟ از سوی دیگر خواب دیدن امامان معصوم (علیهم السلام) خواب شیطانی نیست.

    وقتی صبح شد، شیخ به مسجدی که در خواب دیده بود رفت و در آنجا نشست؛ ناگهان دید که زنی جلیل و محترم که دست دو کودکش را در دست دارد وارد مسجد شد. وی به نزد شیخ آمد و گفت: «یا شیخ علمهما الفقه»؛ ای شیخ به این دو فقه بیاموز.

    شیخ تعبیر خواب را فهمید و به تعلیم و تربیت آنان همت گماشت و بسیار به آن دو بزرگوار احترام می‏نمودآن دو پسر، «سید رضی» (کسی که بعداً نهج‌البلاغه را گردآوری کرد) و «سید مرتضی» معروف به علم الهدی بودند.

     

  • +توقیعات حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به شیخ مفید

    در زمان غیبت کبرى هیچ توقیعى (نامه یا متن نوشته شده به خط مبارک حضرت صاحب الزمان) از ناحیه مقدسه نرسیده است، مگر براى شیخ مفید و شیخ اسدالله کاظمینى.

    در ظرف سه سال، سه توقیع از ناحیه امام زمان (علیه السلام) به شیخ مفید رسید که امام در یکی از این توقیعات در روز پنج شنبه 23 ذى الحجه شیخ را چنین مورد خطاب قرار دادند: «سلام علیک ایها العبد الصالح الناصر للحق الداعى الیه. سلام بر تو اى بنده شایسته خدا و اى یارى دهنده حق و دعوت کننده به سوى آن.»
    نامه اول در اواخر ماه صفر سال 410 هجری قمری سه سال قبل از وفات شیخ مفید رحمه الله به دست او رسید است و نامه دوم در سال 412 هجری یعنی یک سال قبل از وفات شیخ به دست او رسیده است و این درحقیقت بعد از گذشت 80 سال از وفات شیخ علی بن محمد سمری سفیر چهارم است که انتهای غیبت صغری و شروع غیبت کبری در سال 329 هجری است.

     

    ترجمه توقیع اول

                                                                   بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام بر تو اى دوست مخلص در دین که در اعتقاد به ما با علم و یقین امتیاز داری.
    ما شکر وجود تو را به پیشگاه خداوندى که جز او خدایى نیست برده و از ذات بى زوالش مسئلت مى‏نمائیم که رحمت پیاپى خود را بر آقا و مولى و پیغمبر ما محمد و اولاد طاهرین او فرو فرستد و به تو که پروردگار توفیقاتت را براى یارى حق مستدام بدارد و پاداش تو را با سخنانى که از جانب ما مى‏گویى با صداقت افزون گرداند؛ اعلام مى‏داریم که به ما اجازه داده شده که تو را به شرافت مکاتبه مفتخر سازیم و موظف بداریم که آنچه به تو مى‏نویسیم به دوستان ما که نزد تو مى‏باشند برسانی.

    خداوند آنها را بطاعت خود عزیز بدارد و با حفظ و عنایات خود مشکلات آنها را بر طرف سازد
    خداوند تو را با امداد خود بر دشمنانش که از دینش بیرون رفته‏اند پیروز گرداند و در رسانیدن به کسانى‏که اطمینان به آنها دارى به آنچه که انشاء الله مى‏نویسیم عمل کن.

    هر چند ما در جایى منزل کرده‏ایم ، که از محل سکونت ستمگران دور است و این هم به علتى است که خداوند صلاح ما و شیعیان با ایمان ما را تا زمانى که دولت دنیا از آن فاسقان مى‏باشد در این دیده است؛ ولى در عین حال از اخبار و اوضاع شما کاملاً آگاهیم و چیزى از آن بر ما پوشیده نمى‏ماند
    ما از لغزشهایى که از شما شعیان سر مى‏زند از وقتیکه بسیارى از شما میل به بعضى از کارهاى ناشایسته‏اى نموده‏اند که نیکان گذشته از آنها احتراز مى‏نمودند و پیمانى که از آنها براى توجه به خداوند و دورى از زشتى‏ها گرفته شده و آنها آنرا پشت سر انداخته‏اند اطلاع داریم. گویا آنها نمى‏دانند که ما در رعایت حال شما کوتاهى نمى‏کنیم و یاد شما را از خاطر نبرده‏ایم و اگر جز این بود از هر سو گرفتارى به شما رو مى‏آورد و دشمنان شما، شما را از میان مى‏بردند
    پس تقوى پیشه سازید و به ما اعتماد کنید و چاره این فتنه و امتحان را که به شما رو آورده از ما بخواهید. امتحانى که هر کس مرگش رسیده باشد، در آن نابود مى‏گردد و آنکس که به آرزوى خود رسیده باشد از ورطه آن به سلامت مى‏رود. آن فتنه و امتحان علامت حرکت ما و امتیاز شما در برابر اطاعت و نافرمانى ماست. خداوند هم نور خود را کامل مى‏گرداند هر چند مشرکان نخواهند
    خود را از دشمنان نگاهدارید و از افروختن آتش جاهلیت بپرهیزید. کسانى که در این فتنه به جاهاى پنهان، پناه نبرده و در سرزنش آن راه پسندیده گرفته‏اند، چون ماه جمادى الاولى سال‏جارى فرا رسید، باید از آنچه در آن ماه روى مى‏دهد عبرت بگیرید و از آنچه بعد از آن واقع مى‏شود. از خواب غفلت بیدار شوید. به زودى علامت آشکارى از آسمان براى شما پدید مى‏آید و نظیر آن در زمین نیز ظاهر مى‏شود که مردم را اندوهگین مى‏کند و به وحشت مى‏اندازد
    آنگاه مردمى که از اسلام خارج شده‏اند بر عراق مسلط مى‏گردند و بواسطه سوء اعمال آنها اهل عراق دچار ضیق معیشت مى‏شوند سپس این محنت با مرگ یکى از اشرار از میان مى‏رود و از مردن او پرهیزکاران خیراندیش خشنود مى‏گردند و مردمى که از اطراف عالم آرزوى حج بیت الله دارند، به آرزوى خود مى‏رسند و به حج مى‏روند
    پس هر مردى از شما عمل مى‏کند به آنچه دوستی ما را به او نزدیک می‏کند و از آنچه مقام او را پست مى‏گرداند و خوش آیند ما نیست اجتناب کند. چه که خداوند بطور ناگهانى انسان را برانگیخته مى‏کند آن هم در وقتیکه توبه سودى بحال او ندارد و پشیمانى او را از کیفر ما نجات نمى‏دهد. خداوند تو را بر رشد و کمال الهام بخشد و با لطف خود، شما را به رحمت واسعه خود توفیق دهد
     

  • +شیخ مفید از دیدگاه دانشمندان اهل سنت

    ابن‌ ندیم‌

    از معاصران‌ شیخ‌ مفید بوده‌ و مانند او در بغداد میزیسته‌ در فهرست‌ خود نوشته‌ است‌: «ابن‌ المعلم‌، ابوعبدالله ریاست‌ متکلمین‌ شیعه‌ در عصر ما به‌ وی‌ رسیده‌ است‌. او در علم‌ کلام‌ (عقاید و مذاهب‌) به‌ روش‌ مذهب‌ شیعه‌ بر همه‌ کس‌ پیشی‌ دارد. دانشمندی‌ باهوش‌ و بافر است‌. من‌ او را دیده‌ام‌، دانشمندی‌ عالیقدر است‌... »
    در جای‌ دیگر می‌نویسد: «ابوعبدالله‌ محمد بن‌ محمد بن‌ نعمان‌، ریاست‌ وی‌ بر اصحاب‌ خود از شیعه‌ امامیه‌ در فقه‌ و کلام‌ و آثار، در زمان‌ ما به‌ وی‌ منتهی‌ گشته‌ است‌. ولادت‌ او در سال‌ 338 هجری‌ روی‌ داده‌ است‌.»


    ابن‌ جوزی‌

    دانشمند مشهور که‌ او نیز هم‌عصر شیخ‌ مفید بوده‌ در وقایع‌ سال‌ 413 قمری می‌نویسد: «محمد بن‌ محمد بن‌ نعمان‌ ابوعبدالله‌ معروف‌ به‌ ابن‌ معلم‌، پیشوای‌ شیعه‌ امامیه‌ و دانشمند آنها بود، و کتابها بر اساس‌ مذهب‌ آنان‌ تصنیف‌ کرده‌ است‌. سیدمرتضی‌ از جمله‌ شاگردان‌ اوست‌. ابن‌ معلم‌ مجلس‌ مناظره‌ای‌ در خانه‌اش‌ منعقد ساخته‌ بود که‌ در آن‌ عموم‌ دانشمندان‌ گرد می‌آمدند، او در نزد امرای‌ اطراف‌ که‌ متمایل‌ به‌ مذهب‌ وی‌ بودند، مقامی‌ عالی‌ داشت‌. در ماه‌ رمضان‌ این سال‌ وفات‌ یافت‌. سیدمرتضی‌ او را مرثیه‌ گفت‌.»
     

    شیخ‌ عبدالله‌ یافعی‌

    وی در «مرآت‌الجنان‌» ضمن‌ وقایع‌ سال‌ 413 و دانشمندانی‌ که‌ در آن‌ سال‌ درگذشته‌اند می‌نویسد: «در این‌ سال‌ وفات‌ یافت‌ دانشمند شیعه‌ و پیشوای‌ رافضه‌ صاحب‌ تصانیف‌ بسیار، رئیس‌ آنها معروف‌ به‌ «مفید و ابن‌معلم‌» وی‌ در کلام‌ و فقه‌ و جدل‌ استاد فرزانه‌ بود. او در دولت‌ «آل‌ بویه‌» با طرفداران‌ هر مسلک‌ و عقیده‌ای‌ با جلالت‌ و عظمت‌ مناظره‌ می‌کرد.»
     

    ابن‌ ابی‌طی‌

    «وی‌ از مستمندان‌ دستگیری‌ بسیار می‌کرد، فروتنی‌ و خشوع‌ وی‌ زیاد و نماز و روزه‌اش‌ فراوان‌ و لباسش‌ زبر بود. گاهی‌ عضدالدوله نیز‌ شیخ‌ مفید را زیارت‌ می‌کرد. مفید شیخی‌ متوسط ‌القامه‌، لاغر اندام‌ و گندم‌گون‌ بود. هفتاد و شش‌ سال‌ زندگی‌ کرد. بیش‌ از دویست‌ کتاب‌ تصنیف‌ کرده‌ است‌. ماجرای‌ جنازه‌ او مشهور است‌. زیرا هشتاد هزار نفر از رافضیان‌ و شیعیان‌ او را تشییع‌ کردند. خدا اهل‌ تسنن‌ را از شرّ او آسوده‌ گردانید! وفات‌ او در ماه‌ رمضان‌ اتفاق‌ افتاد.»
     

    ابن‌ حجر عسقلانی

    «دانشمند بزرگ‌ رافضه‌ (شیعه‌) ابوعبدالله‌ بن‌ معلم‌، صاحب‌ تصانیف‌ بدیع‌ است‌ که‌ دویست‌ کتاب‌ می‌باشد. او به‌ خاطر عضدالدوله‌ قدرتی‌ بزرگ‌ داشت‌. هشتاد هزار رافضی‌ (شیعه‌) جنازه‌ او را تشییع‌ کردند. در سال‌ 413 وفات‌ یافت‌. خطیب‌ بغدادی‌ نوشته‌ است‌ مفید، کتابهای‌ بسیاری‌ در گمراهی‌ شیعه‌! و دفاع‌ از اعتقاد آنها و نکوهش‌ از صحابه‌ و تابعین‌ و ائمه‌ دین‌ و مجتهدین‌ نوشته‌ است. او با کتابها و نظریاتش‌ بسیاری‌ را گمراه‌ ساخت‌! تا این‌ که‌ خداوند اهل‌ تسنن‌ را با مرگ‌ وی‌ آسوده‌ گردانید.»

    سپس‌ ابن‌ حجر می‌گوید: «مفید بسیار پارسا و فروتن‌ و پاسدار علم‌ بود. گروهی‌ از دانشمندان‌ از محضرش‌ برخاستند و در بزرگداشت‌ مکتب‌ تشیع‌ جایگاهی‌ عالی‌ یافت‌، تا جایی‌ که‌ گفته‌اند او بر هر دانشمند بلندقدری‌ منت‌ دارد. پدرش‌ در «واسط‌» معلم‌ بود و مفید در آنجا متولد گردید. بعضی‌ هم‌ گفته‌اند در «عکبرا» متولد شده‌ است‌. می گویند عضدالدوله‌ برای‌ ملاقات‌ او به‌ خانه‌اش‌ می‌رفت‌ و هرگاه‌ بیمار می‌شد به‌ عیادتش‌ می‌شتافت‌. شریف‌ ابویعلی‌ جعفری‌ داماد مفید گفته‌ است‌: «مفید جز اندکی‌ از شب‌ را نمی‌خوابید. سپس‌ برمی‌خاست‌ و به‌ نماز می‌ایستاد، یا مطالعه‌ می‌کرد، یا مشغول‌ تلاوت‌ قرآن‌ می‌گشت.»»

     

  • +وفات

    شیخ مفید در شب جمعه، سوم ماه مبارک رمضان سال 413 هجری قمری در سن 75 سالگی درگذشت. در روز تشییع جنازه شیخ، در میدان بزرگ اشنان واقع در شهر بغداد به قدری شیعه و سنی اجتماع کرده بودند که جایی برای نماز گزاردن نمانده بود. در آن روز سید مرتضی علم الهدی بر جنازه شیخ نماز گزارده و 80 هزار نفر بر پیکر پاک او نماز گزاردند آنگاه جنازه او را در پایین پای حضرت موسی بن جعفر(علیه السلام) و نزدیک قبر استادش ابن قولویه مدفون ساختند
    گویند پس از آنکه شیخ مفید را به خاک سپردند حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) این 3 بیت را به خط مبارک خود بر روی قبراو مرقوم نمودند: 
                             
    لا صـــوت النـاعی بـفقدک انـه                یـوم علـی آل الـرسول عـظیم 
                             انکنت قد غیبت فی جدث الثری              فـالـعدل التـوحید فــیک مـقیـم 
                             والقــائـم المــهدی یــفرح لکـمـا               تلیت علیک من الدروس علوم 

    صداى آنكه خبر مرگ تو را اطلاع داد به گوش نرسد كه مردن تو روزى است كه بر آل رسول مصیبت بزرگى است.

    اگر در زیر خاک پنهان شده‏اى حقیقت دانش و خداپرستى در تو اقامت گزیده است.

    قائم مهدى خوشحال مى‏شد هرگاه تو از انواع علوم تدریس مى‏كردى.

     



ویرایش این مطلب، یا ارسال نظر