شهید مرتضی مطهری

 

آیت الله شهید مرتضی مطهری، فیلسوف، متکلم و مفسر قرآن، عضو هیئت موتلفه اسلامی و از نظریه‌پردازان نظام جمهوری اسلامی ایران بود. وی قبل از پیروزی انقلاب عضو انجمن  فلسفه و استاد دانشگاه تهران بود. بعد از انقلاب به ریاست شورای انقلاب منصوب شد.

 


امتیاز دهی به مطلب:
 

به اشتراک گذاری مطلب:
ارسال به دوستانارسال به دوستان
  • -زندگینامه

    شهید مطهری در 13 بهمن 1298 در فریمان از توابع مشهد در خانواده‌ای روحانی با اصالت هراتی متولد شد. در عالم خواب به مادرش نوید داده بودند که فرزندی به دنیاخواهی آورد که به اسلام خدمات ارزنده ای می کند.

    مرتضی چهارمین فرزند خانواده بود و پدرش از روحانیون مورد اعتماد خراسانی ها. سحر خیزی و انس با قرآن از یادگاری های پدرش به او بود. تفریح نوجوانان و جوانان روستای آن ها اسب سواری بود و مرتضی از بهترین سوارکاران آنجا به حساب می آمد.

    در کودکی برای فراگیری دروس ابتدایی به مکتبخانه رفت.

     

  • +ورود به حوزه علمیه

    هنگامی که در 13 سالگی تصمیم گرفت به خواندن دروس طلبگی بپردازد مصادف با زمانی بود که رضا شاه با اقداماتش موجب تضعیف شدید روحانیون و دانشمندان علوم دینی شده بود تا جایی که نماز وتعلیمات دینی درمدارس ممنوع شده بود ومردم حتی حق نداشتند در خانه هایشان هم برای امام حسین (علیه السلام) مجلس روضه خوانی بگیرند. در آن زمان شرایط برای طلبه ها تا جایی سخت شده بود که پدر شهید مطهری برای خروج از خانه فقط شبها و آن هم مخفیانه می توانست از خانه خارج شود.

    شهید مطهری نزدیک 2 سال در حوزه علمیه مشغول تحصیل بود که به دستور رضا خان تمام حوزه های علمیه مشهد تعطیل شد. سپس ناامیدانه به روستایشان بازگشت ولی دوباره تصمیم گرفت به طلبگی ادامه دهد واین بار در حوزه علمیه قم.

    شهید مطهری با یک دنیا امید راهی قم شد. درسال های اول شدیدا میل به تنهایی داشت و غرق در تفکرات وسوالاتی بود که برایش پیش می آمد. در حوزه علمیه قم سیدی بود خوش سیما ونیک سیرت که با اخلاق و رفتارش دل تمام طلبه ها از جمله شهید مطهری را ربوده بود. اسمش سید روح الله خمینی بود.

    شهید مطهری که به گفته ی خودش گمشده ی خود را درشخصیت او یافته بود جلسه اخلاق او را مشتاقانه پیگیری می کرد و شدیدا تحت تاثیر صحبت های امام خمینی (ره) قرار گرفته بود. کم کم با ورود آیت الله بروجردی به حوزه علمیه قم جلسات درس ایشان و حاج آقا روح الله خمینی از مهمترین جلسات حوزه شده بود. شهید مطهری که علاقه زیادی به فلسفه داشت در درس فلسفه حاج آقا روح الله حاضر می شد تا اینکه ایشان بنا به دلایلی دیگر فلسفه تدریس نکرد .پس از آن شهید مطهری با شخصیت بزرگی آشنا شد(که بعدها همه او را علامه طباطبایی می خواندند) و شروع به تحصیل فلسفه از محضر ایشان نمود.علامه که در آن زمان هنوز برای همگان شناخته شده نبود چنان تاثیری در شهید مطهری گذاشت که او را دلباخته خودش کردتا جایی که شهید مطهری هرگاه از علامه نامی می برد بعد از آن, عبارت روحی فداه(جانم فدایش) را بر زبان می آورد.کم کم از نظر علمی، شهید مطهری به جایی رسید که خودش نیز برای طلبه های جوان تر جلسات تدریس داشت.

     

  • +خانواده

    شهید مطهری، در سال 1331 با عالیه روحانی، دختر یکی از روحانیون مشهد ازدواج می‌کند. حاصل این پیوند چهار دختر و سه پسر است. علی مطهری و محمد مطهری دو تن از فرزندان اوهستد.

    عباس‌هادی‌زاده مهندس نساجی، احمد یزدی داروساز، علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی و مجید عباسپور دکترای محیط‌زیست و استاد دانشگاه صنعتی شریف دامادهای اویند.

     

  • +دیانت و سیاست

    در آن روز ها که بیشتر وقت استاد مرتضی مطهری به بحث و تدریس می گذشت ایشان از مسائل سیاسی هم آگاه بودند و با گروه فدائیان اسلام به رهبری نواب صفوی هم ارتباط داشتند. پس از ازدواج بنا به دلایلی مجبور به هجرت از قم شدند و غریبانه در شهر بزرگی به نام تهران سکونت کردند. استاد یک روز در هفته نیز به قم می رفت و در جلسه درس فلسفه علامه طباطبایی حاضر می شد.حاصل این جلسات را ایشان در کتابی به نام (اصول فلسفه و روش رئالیسم)منتشر کرد که باعث حیرت همگان شد و معروفیت استاد مطهری را به همراه داشت. پس از آن در دانشگاه الهیات دانشگاه تهران به عنوان مدرس حق التدریسی به فعالیت پرداخت. شهید بهشتی و شهید باهنر از جمله کسانی بودند که استاد راهنمای آنان در دکترا استاد مطهری بود.انتشار کتاب دوم مطهری به نام داستان راستان خیلی از طرفدارانش را به تعجب واداشت چرا که این کتاب را کتابی برای نوجوانان و عموم مردم می دانستند و از او انتظار دیگری داشتند. ولی دیری نپایید که این کتاب در بین مردم بسیار محبوبیت یافت و به چاپ های متعدد رسید تا جایی که از طرف سازمان جهانی یونسکو به عنوام کتاب سال برگزیده شد.

     
  • +جرقه انقلاب امام خمینی(ره)

    در سال 1340 پس ار درگذشت دو تن از روحانیون برجسته حوزه به نام های آیت الله بروجردی وآیت الله کاشانی شاه به گمان اینکه دیگر مخالفی در سر راه خود ندارد اصلاحات خانمان سوز و عوام فریبانه ای به نام انقلاب سفید را به راه انداخت. این برنامه با مخالفت علمای قم و در راس آن ها امام خمینی(ره) روبرو شد اما شاه اعتنایی نکرد در حالی که برخلاف خیالات او, این اقدامات سرآغاز انقلابی شد که در نهایت به عمر نظام شاهنشاهی در ایران پایان داد. جنایت های شاه همچنان ادامه داشت تا اینکه امام خمینی (ره)در محرم آن سال با همکاری استاد مطهری و مبارزان دیگر ,بین مسئولین هیات های عزاداری امام حسین (علیه السلام) هماهنگی هایی ایجاد کرد که به سخنرانی های رسواگرانه علیه نظام شاهنشاهی انجامید.در نتیجه این اقدامات بود که مردم در روز عاشورا همراه با دسته های عزاداری و در حالی که بر روی علامت ها و در بین مردم عکس های حضرت امام خمینی(ره) به چشم می خورد از خیابان ری به طرف کاخ شاه به راه افتادند و با شعار (مرگ بر این دیکتاتور) و (خمینی بت شکن ملت طرفدار توست) لرزه بر اندام کاخ نشینان انداختند. عصر عاشورا در قم نیز امام خمینی(ره) در یک سخنرانی بسیار تند رژیم شاه و اسرائیل را به باد انتقاد گرفت.روز بعد مامورین شاه به منزل افرادی مثل  امام خمینی(ره) و شهید مطهری ریختند و آنان را به زندان منتقل کردند که سرانجام با فشار علمای بزرگ پس ار 43 روز از زندان آزاد شدند. در سال 1343 گروهی به نام (هیات های موتلفه اسلامی )به طور مخفیانه تشکیل شد.اینان در واقع همان سران هیات های مذهبی بودند و استاد مطهری به دستور امام خمینی (ره) مسئولیت نظارت بر کار های این گروه را داشت .در همان سال حسن علی منصور به سفارش آمریکا نخست وزیر شد و در اولین اقدامش لایحه کاپیتولاسیون را در مجلس به تصویب رساند که به موجب آن نزدیک به 40 هزار مستشار آمریکایی در ایران مصونیت قضایی پیدا کردند. وقتی این خبر به  حضرت امام خمینی(ره)ی رسید شدیدا ناراحت شدند و طی یک سخنرانی تندی این اقدام را توهینی به ملت بزرگ ایران دانست.پس از این اقدام , شاه  امام خمینی(ره) را به بهانه اخلال در امنیت کشور به ترکیه تبعید کرد. فضای کشور را خفقانی سخت فرا گرفته بود.در این بین جمعیت هیات های موتلفه برای شکستن این فضاراهی ندید جز از بین بردن مهره های اصلی حکومت و برای اولین قدم نخست وزیر را سزاوار اعدام دیدند. بنابراین حکم او به عنوان مفسد فی الارض از سوی آیت الله میلانی صادر شد و آن ها منصور را جلوی مجلس شورای ملی به گلوله بستند. مردم با شنیدن خبر کشته شدن نخست وزیر با خوشحالی به خیابان ها ریختند و به پخش شیرینی پرداختند.

     

  • +عمر دوباره

    پس از شناسایی و دستگیری اعضای هیات های موتلفه توسط ساواک, قاضی پرونده در خلال مدارک به نام مطهری برخورد کرد ولی چون از قبل او را می شناخت شجاعانه تمام مدارک مربوط به استاد مطهری را از پرونده حذف کرد و استاد از مجازات حتمی اعدام نجات یافت و تصمیم گرفت به شکرانه این نعمت, بیش از پیش به فعالیت های اسلامی بپردازد.

     
  • +انقلاب فرهنگی

    استاد مرتضی مطهری در سال 1346 به همت چند تن دیگر، موسسه حسینیه ارشاد را در خیابان شمیران تهران بنا نهاد. این حسینیه که از آن به عنوان نبض فرهنگی پایتخت می توان نام برد، هدفش تبلیغ و نشر ایدئولوژی اسلامی بود و خیلی زود در میان مردم شهره گشت. ولی دیری نپایید که استاد مطهری به خاطر دخالت های مدیر داخلی حسینیه ارشاد که فردی مشکوک بود مجبور به استعفا گردید و به دنبال ایشان مقام معظم رهبری، دکتر شریعتی و اشخاصی دیگر نیز برنامه هایشان را در این حسینیه حذف کردند. پس از آن استاد مطهری در مسجد الجواد، کانون توحید، مسجد جاوید و مسجد ارگ به فعالیت پرداختند که همه آنها به همراه حسینیه ارشاد یکی پس از دیگری به دستور شاه تعطیل می شدند. ساواک همچنین در سال 1354 با ممنوع المنبر کردن استاد مطهری دیگر خیال خود را راحت کرد. در سال بعد نیز ایشان را مجبور به استعفا از دانشگاه کردند. اما جلساتشان همچنان در منزل خود استاد برگزار می شد و ایشان به همراه  امام خمینی(ره) هفته ای دو بار هم در حوزه علمیه قم به تدریس می پرداختند. پس از چندی با انتشار خبر شهادت آیت الله حاج آقا مصطفی خمینی فرزند امام، راهپیمایی هایی با هماهنگی استاد مطهری درسراسر ایران برگزار شد که موجب شد نام  امام خمینی(ره) پس از مدت ها بار دیگر بر سر زبان ها بیفتد و مردم دوباره به خیابان ها ریخته و فریاد «یا مرگ یا خمینی» سر دادند. پس از آن رژیم شاه در پائیز 1357 حکومت صدام حسین را مجبور کرد تا از امام خمینی(ره) بخواهد یا دست از مبارزه بردارد یاخاک عراق را ترک کند که امام دومی را برگزید و به کویت رفت ولی دولت کویت از ترس شاه به ایشان اجازه ورود نداد. سپس امام خمینی در تصمیمی ناگهانی به دهکده نوفل لوشاتو در فرانسه تغییر مسیر داد. آنجا بود که دیگر نام امام خمینی محور رسانه های جهان شد. در ایران حتی نخست وزیر وقت و فرماندهان ارتش نیز می دانستند که استاد مطهری رابط  امام خمینی(ره) با ایران است. استاد یکبار هم برای دیدار با امام به دهکده نوفل لوشاتو سفر کرده بود. ایشان هرچند مانند مبارزان دیگر انقلاب شهرت نداشتند اما بعد از امام عملا شخص دوم انقلاب بودند و در همه امور مشاور ایشان به حساب می آمدند. تا اینکه شبی حاج احمد خمینی از فرانسه با استاد تماس گرفتند و گفتند امام می خواهند به ایران بازگردند.

    تصمیم خطرناکی بود و استاد مطهری از آن لحظه تا لحظه نشستن هواپیما دلهره ای عجیب داشتند زیرا هر لحظه اخبار ضد و نقیضی منتشر می شد مبنی بر احتمال ربودن هواپیمای امام و یا انفجار آن در آسمان و دیگر اینکه استاد مطهری مسئول کمیته استقبال از امام نیز بودند. سرانجام هواپیمای امام در فرودگاه مهرآباد بر زمین نشست و مردم در بزرگ ترین استقبال تاریخ,پس از سال ها با رهبر انقلابشان دوباره دیدار کردند و 10 روز بعد انقلاب اسلامی ایران به پیروزی رسید.

     

  • +انتقام از یک تفکر

    پس از پیروزی انقلاب اسلامی دشمنان اسلام و ایران تصمیم به انتقام گرفتند و استاد مرتضی مطهری، این مغز متفکر نظام از نخستین قربانیان آنها بود که توسط گروهک تروریستی فرقان و  در عین بی گناهی به شهادت رسید.

    زیر نور چراغ کوچه در باز شد.یک مرد روحانی و به دنبالش دو نفر دیگر بیرون آمدند. هنوز چند قدمی نرفته بودند که ناگهان کسی از تاریکی صدا زد: استاد. استاد مطهری برگشت و گفت: جانم که ناگهان صدای تیری از تاریکی برخواست. خون، از پیشانی ایشان جاری شد و استاد بر زمین افتاد.

  • +اندیشه شناسی

    فطری بودن اسلام
    شهید مطهری معتقد بود که باید اسلام را آن طور که هست به مردم معرفی کنیم، نه چیزی به آن بیفزاییم و نه بکاهیم، به تعبیر دیگر اسلام را بدون آرایش و پیرایش عرضه کنیم، آن گاه «فطرت حقیقت جوی» انسان‌ها به سوی آن جذب خواهد شد. شهید مطهری قائل به نظریه فطرت است.
     
    شهید مطهری و فلسفه
    شهید مطهری برخلاف کسانی چون فروید که فلسفه اسلامی را ذاتاً یونانی می‌دانند، برای فلسفه اسلامی اصالت خاصی قائل است. از این روی نه تنها مانند فروید و اصحاب مکتب تفکیک، فلسفه اسلامی را مغایر با اندیشه اصیل اسلامی نمی‌داند، که حتی در ریشه یابی آن به متون دینی نیز رجوع می‌کند. از نظر شهید مطهری اکثر فلاسفه اسلامی شیعه بودند، چرا که عقل شیعی از ابتدا عقل فلسفی بود.
     
    نقد مارکسیسم
    شهید مطهری در نقد معرفت شناسی مارکسیسم معتقد بود که ادراک امری مادی نیست و مغز فقط یک ابزار است و عمل ادراک به وسیله روح غیرمادی صورت می‌گیرد. او همچنین معتقد بود که پل ارتباطی میان ذهن و خارج، ماهیت است و مفاهیم ذهنی آثار مصادیق خارجی را ندارند. به طور مثال اگر جسم خارجی دارای حرکت است نیازی نیست که صورت ذهنی آن هم متحرک باشد. حرکت، لازمه وجود خارجی است، نه وجود ذهنی. مارکس در تحلیل‌های اجتماعی خود رشد همهٔ نهادهای فکری را وابسته به نهاد اقتصادی می‌داند در حالی که به زعم شهید شهید مطهری ابزار تولید بدون انسان رشد پیدا نمی‌کند. در واقع تکاملِ ابزار تولید، معلول تکامل انسان است نه برعکس.
     
    علل عقب ماندگی مسلمانان
    مسئله عقب ماندگی جوامع مسلمان از دغدغه‌های فکری شهید مطهری بود که سال‌ها او را به خود مشغول کرد. شهید مطهری نظریه‌ای را که علت انحطاط تمدن‌ها را همان علل ایجاد آن می‌داند را مورد قبول نمی‌داند. به عقیده او یکی از عوامل انحطاط مسلمانان فهم غلط آنها از دین است. به عقیده او بی توجهی به منابع دینی در فرایند بازسازی فکر دینی موجب می‌شود تا عناصر و مفاهیمی خارج از دین به آن راه یابد. از همین جاست که وی بر کسانی چون اقبال لاهوری ایراد می‌گیرد که با همه نکته سنجی‌هایش در مسائل اسلامی، به جهت عدم آشنایی عمیق فرهنگ اسلامی در بحث‌های مربوط به اثبات خدا، تجربه دینی، و علم الهی و خاتمیت دچار برخی اشتباهات شده‌است.
     
    ولایت فقیه
    روحانیت در شیعه از ابتدا مستقل از دستگاههای حکومتی بوده و شیعه هیچ وقت این اصل را نپذیرفته که اولی الامر را بر هر حاکمی تطبیق کند. طبق آیه قرآن که فرمود: «یا ایهَا الَّذینَ امَنوا اطیعُوا اللَّهَ وَ اطیعُوا الرَّسولَ وَ اولِی الْامْرِ مِنْکمْ (نساء/ ۵۹)» شیعه از اول، خلفای به ناحق را اولی الامر ندانست یعنی ولایت امر آنها را انکار کرد و تشیع و روحانیت شیعه از اساس بر انکار حقانیت این حکومتهای موجود است.
    تصور مردم امروز از ولایت فقیه این نبوده که فقها حکومت کنند و دولت را به دست گیرند، بلکه در طول اعصار تصور مردم از ولایت فقیه این بوده‌ است که به موجب این که مردم مسلمانند و وابسته به مکتب اسلامند، صلاحیت هر حاکمی از نظر این که قابلیت مجری بودن قوانین ملی اسلامی را داشته باشد باید مورد تأیید و تصویب فقیه قرار گیرد.
    لهذا امام در فرمان خود به نخست وزیر دولت موقت می‌نویسد: به موجب حق شرعی (ولایت فقیه) و به موجب رأی اعتمادی که از طرف اکثریت قاطع ملت نسبت به من ابراز شده‌است، من رئیس دولت تعیین می‌کنم.
    حق شرعی امام از وابستگی قاطع مردم به اسلام به عنوان یک مکتب و یک ایدئولوژی ناشی می‌شود که او یک مقام صلاحیتدار است که می‌تواند قابلیت شخصی را از این جهت تشخیص دهد و در حقیقت حق شرعی و ولایت شرعی یعنی مُهر ایدئولوژی مردم که او رهبر آن مردم است.
    مسئله ولایت فقیه این نیست که فقیه خودش در رأس دولت قرار می‌گیرد، خودش می‌خواهد عملاً حکومت کند و مجری باشد. نقش فقیه در یک کشور اسلامی که ملتزم و متعهد به اسلام است و اسلام را به عنوان یک ایدئولوژی پذیرفته‌ است نقش یک ایدئولوگ است نه نقش یک حاکم. وقتی که مردم آن ایدئولوژی را پذیرفته‌اند قهراً برای ایدئولوگ هم نقشی قائل هستند یعنی اوست که نظارت می‌کند بر این که این ایدئولوژی درست اجرا می‌شود یا نه، آیا این شخص که می‌خواهد رئیس دولت بشود و به عنوان مجری قانون در کادر اصول این ایدئولوژی حرکت کند صلاحیت چنین کاری را از نظر آن ایدئولوژی دارد یا ندارد؟ ولایت فقیه ولایت ایدئولوژیک است و اساساً خود فقیه را مردم انتخاب می‌کنند. این خودش عین دموکراسی است.
     
    آسیب شناسی روحانیت
    شهید مطهری برای دستگاه روحانیت مزایا و نواقصی را بر می‌شمارد؛ و از جمله نواقص دستگاه روحانیت آزادی بی حد و حصر لباس روحانیت است:
    «تدریجاً روحانیین از لحاظ لباس با دیگران متفاوت شده‌اند و لباس مخصوص پیدا کرده‌اند، همچنان که سپاهیان و نظامیان و برخی اصناف دیگر نیز لباس مخصوص دارند. در تشکیلات روحانی- برخلاف سایر تشکیلات - هرکسی بدون مانع و رادع می‌تواند از لباس مخصوص آن استفاده کند. بسیار دیده می‌شود که افرادی که نه علم دارند و نه ایمان، به منظور استفاده از مزایای این لباس به این صورت درمی آیند و موجب آبرو ریزی می‌گردند.»
     
  • +یادبود

    در دهه 1360، شهرداری منطقه 11 تهران بنای یادبود کوچکی در نزدیکی محل ترور مرتضی مطهری در خیابان پارک امین‌ الدوله در محله دروازه شمیران شهر تهران برپا کرد. روز 12 اردیبهشت که پیش از آن یه یاد ابوالحسن خانعلی روز معلم نامگذاری شده‌ بود را پس از شهادت شهید مطهری به نام وی نامگذاری کردند.

     

  • +برخی از آثار استاد

    علل گرایش به مادیگرى

    سیرى در نهج‌البلاغه

    انسان و سرنوشت

    داستان راستـان (2 ج)

    نظام حقوق زن در اسلام

    مساله حجاب

    خـدمات متقابل اسلام و ایران

    قیام و انقلاب مهدى (عج) از دیدگـاه فلسفـه تاریخ

    نهضت هاى اسلامـى در صد ساله اخیر

    انسان و ایمان، جامعه و تاریخ، جهان‌بینى تـوحیدى ـ وحى و نبـوت، انسان در قرآن، زنـدگـى جاویـد یا حیات اخروى

    عدل الهى

    گفتـارى دربـاره جمهورى‌اسلامى

    کتاب سوزى ایران و مصر

    ده گفتـار

    بیست گفتـار

    امـدادهـاى غیبـى در زنـدگـى بشـر

    جـاذبه و دافعه على علیه السلام

    آشنایـى با قـرآن

    آشنـایـى بـا قـرآن (تفسیـر سـوره هـاى حمـد و بقره)

    گفتارهاى معنوى

    احیای تفکر اسلامى

    هدف زندگى

    انسان کامل

    جهاد و مـوارد مشـروعیت آن در قرآن

    اسلام و مقتضیات زمان

    حق و بـاطل (به ضمیمه احیـای تفکـر اسلامـى)

    حماسه حسینى 3 جلد

    مجموعه گفتارها

    سیره نبوى

    تکامل اجتماعى انسان

    پیـرامـون انقلاب اسلامـى

    آشنـایـى بـا علـوم اسلامـى (4ج)

    تعلیم و تربیت در اسلام

    شرح منظومه (2 ج)

    ماهیت نهضت امام حسین(ع)

    مقالات فلسفى

    ختم نبوت

    اخلاق جنسى

    ولاهـا و ولایتها

    پیامبر امى

    الغدیر و وحدت‌اسلامـى

    مشکل اساسى در سازمان روحانیت

    خـداى جـان و جهان

    جهان‌بینـى الهى و جهان‌بینـى مـادى

    سیر فلسفه در اسلام

    پاورقـى بر اصـول فلسفه و روش رئالیسـم تالیف مرحـوم علامه طباطبایى

    التحصیل بهمن یار، استاد، ایـن کتاب را تصحیح و بر آن تعلیق زده‌اند

    انسان و فطرت

     



ویرایش این مطلب، یا ارسال نظر