شهید سید حسین علم الهدی

 

شهید سید حسین علم الهدی، از فعالان و مبارزان سیاسی در سالهای پیش از پیروزی انقلاب و فرمانده سپاه خوزستان در دوران دفاع مقدس که تنها چند ماه بعد از آغاز جنگ عراق علیه ایران در منطقه هویزه به شهادت رسید.

 


امتیاز دهی به مطلب:
 

به اشتراک گذاری مطلب:
ارسال به دوستانارسال به دوستان
  • -زندگینامه

    شهید سید حسین علم الهدی در سال 1337 در "اهواز" همزمان با سالروز شهادت امام موسی بن جعفر(ع) متولد شد. وی فرزند آیت الله سید "مرتضی علم الهدی" است.

    سید حسین علم الهدی از 6 سالگی به آموزش قرآن پرداخت و در 11 سالگی اقدام به تشکیل کتابخانه و جلسات سخنرانی و تدریس قرآن در مساجد اهواز کرد.

    وی در سال 1356 تحصیلات خود را در رشته تاریخ در دانشگاه "فردوسی مشهد" ادامه داد و در آنجا با روحانیونی چون مقام معظم رهبری، آیت الله واعضی طبسی و "شهید هاشمی نژاد" آشنا شد.

    شهید علم الهدی در عملیات "نصر" در منطقه "هویزه" با گروهی از همرزمانش در محاصره تانکها درآمد و با اصابت همزمان سه گلوله تانک به شهادت رسید. محل دفن پیکر مطهرش گلزار شهدای هویزه است.

    مادر وی بعد از تبعید حضرت امام(ره) در سال 1342 به "ترکیه"، تلگرافی برای شاه فرستاد: «اگر مسلمانی چرا مرجع تقلید ما را تبعید کرده ‏ای و اگر مسلمان نیستی، بگو ما تکلیف خودمان را بدانیم.» وی در سال 1367 درگذشت و بنا به وصیتش در کنار پسرش، در "هویزه" به خاک سپرده شد.

     

  • +فعالیتهای پیش از انقلاب

    شهید علم الهدی با نصب و پخش اعلامیه های حضرت امام(ره) در آگاه سازی مردم در جهت پیروزی نهضت اسلامی نقش مهمی را ایفا کرد و رهبری تظاهراتها در دانشگاه مشهد را برعهده داشت.

     

    آتش زدن سیرک مصری

    در سال 1351 یک لانه فساد متشکل از "رقاصه های مصری" در مرکز شهر "اهواز" تشکیل شد، در این زمان بود که شهید علم الهدی و دوستانش این مرکز فساد را به آتش کشیدند و باعث فرار "رقاصه های مصری" از شهر شدند.

     

    برگزاری نماز جماعت در زندان بزهکاران

    در روز عاشورای سال 1353 شهید علم الهدی به همراه دوستان خود، اقدام به برگزاری راهپیمایی در سطح شهر کردند. در حالیکه جملاتی از امام حسین(ع) را بر سینه چسبانیده بودند و شهید علم الهدی آیات قرآن که در وصف جهاد و حمایت از مستضعفین بود را تلاوت و سپس معنی می کرد که نهایتا منجر به دستگیری و زندانی شدن او توسط ساواک شد و به عنوان یکی از کوچکترین زندانیان سیاسی شکنجه زیادی را تحمل کرد.
    وقتی شهید علم الهدی را دستگیر کردند، او را به بند نوجوانان بزهکار بردند که به جرم دزدی و دعوا و ... به زندان افتاده بودند. وقتی شهید علم الهدی وارد این بند شد، بعضی از زندانیان او را مسخره می‌کردند و می ‌گفتند: «با کی دعوا کردی؟ چه دزدیدی؟ و...» اما او با صبر و حوصله توانست چند نفر از آنان را نماز خوان کند. چند وقت بعد مأموران زندان ناگهان متوجه شدند که همان نوجوانان بزهکار، به امامت شهید علم الهدی، نماز جماعت می‌ خوانند و جلسه قرآن بر پا کرده ‌اند.

     

    مدیریت راهپیمایی در طبس به هنگام ورود شاه

    پس از زلزله طبس در 25 شهریور 1357، شهید علم الهدی در کمک به آسیب دیدگان و بسیج کمک های عمومی نقش فعالی داشت و به هنگام ورود محمد رضا پهلوی و همسرش به طبس، تظاهرات عظیمی علیه آنان به راه انداخت.

     

  • +تشکیل گروه موحدین در اهواز

    در سال 1356 گروه "موحدین" یکی از گروههای سیاسی با ایدئولوژی اسلامی و دارای پیوند عمیق با مرجعیت و روحانیت تشکیل و در واکنش به فضای سیاسی شکل گرفته پس از تغییر ایدئولوژیک "سازمان مجاهدین خلق" در صحنه مبارزات سیاسی ـ چریکی ظاهر شد.

    فعالیت این گروه که اعضای آن اهل "خوزستان" بودند در این استان محدود نماند و به "کرمان"، "تهران" و "قم" نیز سرایت کرد. از چهره های اصلی گروه می توان به سید حسین علم الهدی، "محمد علی مالکی" و "محمود بخشنده" اشاره کرد. هسته این گروه توسط "انجمن اسلامی دانشوران اهواز" شکل گرفت که به تکثیر پیام های امام و آموزش های عقیدتی می پرداختند. اعضای این گروه در مراسم عزاداری عاشورا در سال 1354 دستگیر و پس از حدود پنجاه روز آزاد شدند این دستگیری زمینه ساز تغییر رویه این گروه و حرکت به سمت اقدامات مسلحانه شد.

     

    طرح ترور سپهبد جعفریان فرماندار نظامی خوزستان

    در سال 1357 مبارزات و اعتصابات کارکنان صنعت نفت، در پی فرمان حضرت امام(ره) به اوج خود رسیده بود و استخراج نفت از میزان روزانه 6 میلیون بشکه، به حدود 500 هزار بشکه کاهش یافته بود. رژیم با حکومت نظامی و کشتار فراوان در تمامی نقاط کشور، به ضرب و جرح کارکنان صنعت نفت و تصرف محل‌ های کار توسط نظامیان و به کار گرفتن آنها در این جهت برآمد.

    2"گروه موحدین" تصمیم گرفت، "سپهبد جعفریان"، فرماندار نظامی خوزستان را که با ایجاد حکومت نظامی در پی تهدید و سرکوب اعتصابیون برآمده بود، ترور نماید. پس از شناسایی محل و مسیر رفت و آمد، تشخیص دادند به علت محافظت شدید از وی به امکانات بیشتری نیاز دارند.

    به همین منظور تصمیم گرفتند برای تقویت روحیه مردم در ساعات حکومت نظامی ضربه خود را وارد کنند، آنان یکی از قرارگاه‌های حکومت نظامی را که شب‌ها با شلیک‌های پیاپی، ایجاد رعب و وحشت می‌نمود و در یکی از مناطق فقیرنشین "اهواز" بنام "محله لشگرآباد" که از‌ مردمی انقلابی تر برخوردار بود را شناسایی کردند و به هنگام نیمه شب، اول آذر ماه سال 1357، قرارگاه شماره‌ 2 فرماندار نظامی اهواز را که در وسط "لشگرآباد" قرار داشت، با نارنجک مورد حمله قرار دادند که به "عملیات صالح" مشهور شد. پس از این طرح، بتدریج از شدت اجرای مقررات عبور و مرور در آن منطقه کاسته شد.

     

    ترور پل گریم، مستشار امریکایی 

    اعتصابات کارگران صنعت نفت نقش تعیین کننده ای در پیش برد انقلاب و سقوط رژیم داشت و بر این اساس دشمن به شدت در سرکوب اعتصاب کنندگان می کوشید. اعضای "گروه موحدین" پس از بررسی و تحقیق فراوان پیرامون اعتصابات و مشکلات آن توانستند چهره های حساس و موثر در سرکوبی اعتصابیون را شناسایی کنند. در میان سران این افراد بعد از "لنیک امریکایی" که توسط گروه "منصورون" (یک گروه چریکی در اهواز) مورد حمله قرار گرفته و از این ایران فرار کرده بود؛ یک امریکایی دیگر به نام "پل گریم" نماینده کنسرسیوم و مدیر ارشد عملیات بهره برداری و تولید نفت مناطق جنوب، به عنوان عامل "سیا" و طراح نقشه سرکوبی اعتصابات و اخراج کارکنان مبارز معرفی و شناسایی شده بود.

    پس از این دو امریکایی دو ایرانی به نام های "مهندس نقشینه" و "مهندس بروجردی" قرار داشتند. لذا گروه در پی فرمان حضرت امام(ره) و برای حمایت هر چه بیشتر از مقاومت و مبارزات کارگران مسلمان و انقلابی شرکت نفت، تصمیم به ترور "پل گریم" گرفتند. قبل از ترور به وسیله نامه به وی اخطار داده می شود که برای دچار نشدن به سرنوشت "لنیک امریکایی" فرار کند و از ایران برود. پس از این که وی به اخطارها عکس العملی نشان نداد، گروه تصمیم به اعدام وی گرفت.

    تیم عملیاتی این ترور، با دقت و رعایت تمامی جوانب پس از سد کردن مسیر اتومبیل وی با قاطعیت و سرعت هر چه تمام تر در ساعت 55 :6 دقیقه روز شنبه دوم دیماه 1357 از دو سمت کنار و عقب ماشین یازده گلوله به سوی او شلیک می کنند.

    در آخرین لحظات ترور مینی بوس حامل عده ای از کارگران از آن نقطه می گذرد و از ظواهر امر پی به جریان برده با شعار دادن شروع به تشویق تیم ضربت می نمایند. پس از پایان موفقیت آمیز عملیات ترور، اعضای تیم پس از طی مسافتی خودروی خود را عوض کرده به پایگاه خود باز می گردند این عملیات با توجه به مه آلود بودن شدید هوا و اشکالات بسیاری که در راه شناسایی وجود داشت و نیز محافظت مسیر توسط ماشین ارتش، گذشته از آن که ابعاد سیاسی وسیعی داشت از نظر نظامی نیز دارای ارزش بالایی بود.

    پس از این عمل کارگران شرکت نفت دامنه اعتصابات را گسترش دادند و اعتصابات به دیگر مناطق نیز کشیده شد و رژیم مجبور شد برای حفظ جان دیگر بازماندگان مزدور خود امکانات بسیار زیادی را به کار گیرد. چنان که در مسیر رفت و آمد آنها گذشته از محافظین تانک ها و نفربرها، دیگر تجهیزات نظامی اش را مستقر کرد که این خود نشان دهنده هراس بیش از حد رژیم از قدرت مردم بود.

     

    انفجار کنسولگری عراق در اهواز

    "گروه موحدین" در مهرماه 1357 به دنبال تبعید حضرت امام(ره) به "پاریس"، اقدام به آتش زدن ساختمان کنسولگری عراق در اهواز کردند.

     

    ترور غلامحسین دانشی، نماینده آبادان

    در ایام حکومت نظامی سال 1357 امام خمینی(ره) از تبعیدگاه خود در پاریس حرکت انقلاب را هدایت می‌ کردند. امام در پیامی فرمودند: «نمایندگان مجلس شورا، غیر قانونی‌ اند و باید مجلس تعطیل شود.» "غلامحسین دانشی" که یکی از روحانیون درباری و نماینده آبادان در مجلس شورای ملی و از مجریان برنامه های مذهبی رادیو تلویزیون رژیم شاه بود، سخن حضرت امام(ره) را مورد تمسخر قرار داده و نسبت به حرکت انقلابی مردم بسیار توهین می ‌کرد.

    شهید علم الهدی با توجه به فرمان امام خمینی(ره) اقرام به ترور او کرد که به مجروح شدن او انجامید و "دانشی" در 22 اسفند 1357 به جرم فساد در ارض، محاربه با خدا و خلق خدا به اعدام محکوم شده و حکم وی همان روز نیز اجرا شد.

     

    بمب گذاری در شهربانی کرمان

    گروه "موحدین" در سال 1357 در پی آتش زدن مسجد جامع کرمان، شهربانی کرمان را بمب گذاری کردند و اقدام به ترور "سرهنگ سروری"، عامل مستقیم حمله به مسجد جامع کرمان و مردم نمودند. این اقدام موجب دستگیری شهید علم الهدی شده و وی پس از شکنجه به جرم اقدام به ترور فرمانده نظامی محکوم به اعدام شد.

     

  • +فعالیتهای بعد از انقلاب

    شهید علم الهدی در بهمن 1357 برای استقبال از امام خمینی(ره) به تهران آمد. وی در سال 1358 در دادگاهی که برای مامور شکنجه ساواک برپا شده بود از حق خود گذشت و او را عفو کرد. در همان سال معاون آموزش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی خوزستان و عضو شورای فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی خوزستان شد.

     

    افشای ماهیت ضد انقلابی استاندار خوزستان

    در سال 1359، در ابتدای جنگ، "احمد مدنی" که در فروردین 1358 به استانداری خوزستان منصوب شده بود، برای دور اول ریاست جمهوری کاندید شد و اقدام به چاپ پوستر نامزدی رئیس‌ جمهوری خودش با پول بیت المال کرد. شهید علم الهدی چهره موثری در شناسایی چهره واقعی "مدنی" بود و اسناد سوء استفاده در استانداری خوزستان توسط او را به چاپ رساند.

    چند روز قبل ازانتخابات، شهید علم الهدی به لانه جاسوسی آمریکا که در سال 1357 پاکسازی شده بود، آمد و با دوستانش حساسیت مسئله را در میان گذاشت.
    سرانجام شب قبل از انتخابات، سخنگوی "دانشجویان پیرو خط امام خمینی(ره)" در برنامه تلویزیونی اعلام کرد: «مدارکی، در رابطه با "احمد مدنی" به دست آمده است که در فرصت مناسب به اطلاع مردم خواهد رسید.»

     

  • +سفر تاریخی به همراه عشایر هویزه به جماران

    در سال 1359 شهید حسین علم الهدی، مدیریت اسکان، پذیرایى و نقل و انتقال هزار نفر عشایر هویزه را به عهده گرفت. وی میهمانان را با یک قطار اختصاصى به قم و پس از زیارت حضرت معصومه(س) به تهران عزیمت داد و با چندین دستگاه اتوبوس از راه آهن تهران به هتل و سپس به جماران و... برد.

    وقتى عشار در حسینیه جماران حضور یافتند، شهید علم الهدی به یکى از همرراهان مأموریت داد که در محضر حضرت امام خمینى(ره)، چند کلمه ‏اى صحبت کند و وفادارى عشایر را اعلام نماید. خود شهید هنگام فیلمبردارى از جمعیت، نیز پشت ستون بود، تا در صفحه‏ تلویزیون دیده نشود. بعد از مراسم، یکى از دوستان از حسین سؤال کرد: «چرا خودت در محضر امام (ره) صحبت نکردى؟!»
    شهید علم الهدی گفت: «ارزش کار، به اخلاص است. نمى ‏خواستم خودم را مطرح کنم.»

     

  • +فعالیتهای فرهنگی

    شهید سید حسین علم الهدی از نوجوانی با تشکیل کتابخانه و برپایی کلاسهای قرآن و نهج البلاغه فعالیت فرهنگی خود را شروع کرد و در دانشگاه مشهد و در سپاه خوزستان به فعالیتهای خود ادامه داد.

    وی در سال 1358 اقدام به بر پایی نمایشگاه پیش بینی جنگ در اهواز کرد. وی در ماه رمضان سال 1359 کلاسهای قرآن، نهج البلاغه و تاریخ اسلام را در سپاه پاسداران، جهاد سازندگی، تربیت معلم استان خوزستان تشکیل داد.

    شهید علم الهدی به همراه تدریس عقاید و تاریخ اسلام و نهج البلاغه، برنامه سخنرانی در مجالس عمومی، نماز جمعه ها و راهپیمایی های دیگر شهرهای استان خوزستان را نیز اجرا می نمود. از آنجا که شهید علم الهدی دارای قدرت ابتکار عجیبی بود، هنرمندان در رشته های نقاشی و خطاطی را مامور کرده بود که کلیه جریانات تاریخی صدر اسلام را به شکل تابلو های زیبایی مجسم نمایند.

    وی به همراه دو معلم شهید؛ "مجدزاده" و "علی جمال پور" کلاس های بسیار پرباری را در اهواز و شهرهای دیگر استان برگزار و اداره می کردند، کلاسها هم از نظر کیفیت و هم از نظر کمیت در سطح عالی بود. از نظر کمیت تنها در آخرین ماه رمضان فعالیت وی یعنی در سال 1358 حدود 800 شاگرد در کلاس های متعدد داشت و در هر روز 7 الی 8 کلاس را اداره می کرد.

    شهید علم الهدی در سال 1359 در برنامه رادیویی پخش زنده، سخنرانی با موضوع "جهاد در قرآن و سیری در نهج ‌البلاغه" را ارائه کرد.

     

  • +حضور در دفاع مقدس

    شهید علم الهدی در سال 1359 با آغاز جنگ تحمیلی از سوی رژیم بعث عراق به همراه مقام معظم رهبری و دکتر چمران و دیگر مسئولین برای تقسیم نیروها و بررسی موقعیت دشمن و مسائل دیگر هر روز جلساتی را در اهواز تشکیل می داد.

    شهید علم الهدی "هویزه" که گمنام ترین و مظلوم ترین شهر با کمترین تجهیزات و نیروها بود ولی از نظر استراتژیک و موقعیت سوق الجیشی اهمیت فراوان داشت را برای فعالیتش انتخاب کرد و فرماندهی سپاه "هویزه" را برعهده گرفت.

     

  • +شهادت

    عملیات "نصر" یا "کرخه کور" در 15 درماه 1359 توسط تیمسار شهید "ولی الله فلاحی" طرح ریزی شد. این عملیات، اولین عملیاتی بود که با هماهنگی بین ارتش و بسیج طراحی شده بود. هدف از "عملیات نصر"، آزادسازی پادگان "حمید" و سپس رفتن به سوی "خرمشهر" بود.

    روز اول عملیات به خوبی انجام شد و برای اولین بار، حدود هزار اسیر از عراق گرفته شد. روز دوم عملیات نیز رزمندگان به پیش رفتند و قرار بود یک دسته دیگر از رزمندگان از طرف جاده خرمشهر عملیات کنند و دو گروه عملیاتی، ارتش عراق را دور بزنند. لکن گروهی که از جاده خرمشهر، عملیات کردند، نتوانستند به مواضع خود دست یابند.

    فرماندهی یکی از گردان‌ها که در محور سوسنگرد ـ هویزه به همراه تیپ 1 لشکر 16عمل می ‌کرد بر عهده حسین علم الهدی بود.

    برنامه ‌ریزی نادرست برای رزمندگان سپاه و نیز ناهماهنگی در عقب ‌نشینی نیرو‌ها در حالی که بیش از 1500 متر جلو‌تر از نیروهای ارتش مشغول نبرد با قوای ارتش عراق بودند و نیز بی ‌تجربگی و همچنین تهاجم قوای دشمن، موجب وارد آمدن تلفات سنگین به نیروهای خودی شد. در این عملیات 160 نفر از رزمندگان از جمله تعدادی از دانشجویان پیرو خط امام و نیز حسین علم الهدی و "حسین خوشنویسان" فرمانده رزمندگان مهندسی رزمی جهاد مستقر در شهر "سوسنگرد" به شهادت رسیدند و بیش از چهارصد نفر هم زخمی شدند.
    ارتش عراق همه نیروهایش را به منطقه عملیاتی "هویزه"، روانه کرد و پس از چند ساعت، صدها تانک، رزمنده هایی را که حتی اسلحه و آذوقه کافی نداشتند را به محاصره در آورد.
    شهید علم الهدی در محاصره حدود 40 تانک دشمن قرار گرفت. پس از ساعاتی مبارزه با دشمن وقتی مهمات آنها تمام شد در حال تشنگی و گرسنگی نیز به جنگ ادامه دادند تا این که یکی یکی به شهادت رسیدند و آخرین نفر، سید حسین علم الهدی بود که با آر.پی.جی خود سه دستگاه تانک را منفجر کرد و سپس با فریاد "الله اکبر" در حالی که قرآن در دست داشت در روز 16 دی ماه سال 1359 در "هویزه" به شهادت رسید.

    عراقی‏ها با تانک از روی اجساد مطهر شهدای هویزه گذشتند، طوری که هیچ اثری از شهدا نماند. سپس ارتش عراق، شهر هویزه را به اشغال خود درآورد و بسیاری از خانه‌ های مردم را تخریب کرد. این شهر در اشغال ارتش عراق باقی ماند تا آنکه سرانجام در اواخر اردیبهشت ماه 1361 در جریان عملیات "بیت المقدس" آزاد شد. بعدها جنازه‏ ها به سختی شناسایی شدند. شهید علم الهدی را از قرآنی که در کنارش بود شناختند، قرآنی که امضای امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری را داشت. 

     

  • +اشک حضرت امام(ره) در شهادت علم الهدی

    محسن رضایى نقل مى‏ کند، پس از واقعه هویزه خدمت حضرت امام خمینى (ره) رسیدم و گفتم: «در جریان هویزه برادران بسیار خوبى را از دست دادیم از جمله برادر سید حسین علم الهدى که من قبل از انقلاب با ایشان آشنایى داشتم. ایشان فرد صادق و با تقوایى بود. زحمت بسیار براى اسلام کشید و از نظر فقهى و فلسفى هم اطلاعاتى وسیع داشت و در حقیقت ایشان یک سرمایه ‏اى بود براى خوزستان و یک ستونى بود براى گسترش مکتب و انقلاب در خوزستان.
    وقتى این سخنان را گفتم امام (ره) شروع کردند به اشک ریختن؛ در اینجا من ناراحت شدم که چرا حضرت امام(ره) را ناراحت کردم. امام(ره) با حال ناراحتى دستهایشان را بلند کردند و دعا کردند: «خدایا این شهداى ما را قبول کن.»
    من بقدرى تحت تأثیر این حالت حضرت امام(ره) قرار گرفتم که همیشه این خاطره در نظرم هست و هیچگاه از یادم نمى‏رود.»

     

  • +نامه شهید به خواهرش

    شهید سید حسین علم الهدی طی یک نامه به خواهرش چنین می نویسد:

    « ... ما زندگی را در رنج می‌گذرانیم تا راحتی و آرامش ایجاد کنیم، تمامی عمر می‌رویم به این امید که لحظاتی بنشینیم، تمام عمر زحمت می‌کشیم تا استراحت کنیم و البته عمر می‌گذرد و راحتی و آسایش و نشستن و آرامش را لمس نمی‌کنیم و نمی‌یابیم. زیرا مرتباً از طریق اجتماع به ما نیازهای جدید تلقین می‌شود.

    یازهای کاذب و مصنوعی که دائماً در آدم بوجود می‌آورند بوسیله تبلیغات است تلویزیون را روشن می‌کنید و بعد از دو ساعت خاموش می‌کنید به خودتان نگاه می‌کنید، می‌بینید هفت هشت احتیاج خرید تازه بوجود آمده که قبلاً لازم نداشتید، قبلاً مثلاً با خاکستر دیگ را می‌شستید امروز حتماً باید پودر… بخرید.

    بوردا می‌خرید زن روز می‌خرید نگاه می‌کنید در فکر تهیه لباسها و مدل‌های آن می‌افتید استعمار فرهنگی و فرهنگ زدایی از طریق تقلید تشبه رقابت مصرف‌های مصنوعی و سمبلیک و جلب توجه است و اینجاست که به سخن عمیق محمد(ص) که من یتشبه یقوم فهو منه که از کلمه شبیه استفاده شده (پی می‌بریم) اگر زندگیمان مثل اروپایی‌ها شد اگر وضع لباسهامان مثل مدلهای ارائه داده شده زن روز و بوردا و خانم… شد خود نیز از نظر خصوصیات انسانی و درک و انتخاب راه به سوی او شدن میل کرده‌ایم...

    ابتدا با استعمار فرهنگی کار خود را آغاز می‌کند و سپس از یک خصیصه پاک و اصیل خدایی که برسم امانت به انسان داده شده استفاده می‌کند و آن تنوع که شکل تکامل است.

    برای رسیدن به ایده‌آلهای مقدس انسانی؟ برای تقرب و نزدیکی به بهترین دوست و یار، او (الله)؟ نه برای بدست آوردن وسایل آسایش زندگی. زیستن برای مصرف، مصرف برای زیستن

    یک دور، باطل دور حماقت کار. استراحت. خوردن. خوابیدن همین و بس!!! بهتر است کمی فکر کنیم ملاک ما برای شناختن افراد چیست، مثال می‌زنم، آیا وقتی مثلاً به خواستگاری می‌روید چه می‌پرسید، می‌پرسید که آیا شما آدم باهوشی هستید؟ با شهامت هستید؟ چه مقدار وقار و اصالت دارید؟

    چه مقدار قرآن را درک کرده‌اید؟ چه مقدار در تاریخ و اعتقاد و جامعه شناسی و انسان شناسی و تفسیر و فهم سخنان ائمه مطالعه دارید؟ معلوماتتان چقدر است و… هرگز!

    درست همانگونه می‌اندیشیم و همانگونه انتخاب می‌کنیم که فرهنگ مادی بورژوازی غرب به ما تحمیل کرده و معیار ارزشهامان بسته‌بندی شده از غرب می‌آید، اما خود نمی‌دانیم و نمی‌فهمیم و خیال می‌کنیم که اندیشه و فکرمان اسلامی است در صورتیکه اندیشه‌ای که قرآن به ما می‌خواهد بدهد درست عکس آن است و با آن در تضاد کامل است.

    و ما تمام تلاشمان و ناراحتی‌هامان و رنج‌ها و حتی نوع احساسهامان در اینست که بهتر زندگی کنیم بجای اندیشیدن به اینکه چگونه باید زندگی کنیم و چرا؟ زندگی یعنی چه؟ تلاش برای چه؟ اصلاً چرا زندگی می‌کنیم؟ و به اینها توجه نداریم، چرا که نتوانستیم خود را از لجن فرهنگ بورژوازی نجات دهیم، از لجن مصرف بدون تولید، از لجن زندگی خلاصه شده در مادیات، و تمام نیروهای خلاق و نبوغهای سرشار را در وسیله خلاصه کردن، درست مثل کسی که پله گذاشته تا خود را به پشت بام برساند اما همینکه پا روی پلکان اول گذاشت آنقدر راجع به خود پله فکر کند سوراخ سمبه‌های آن، رنگ آن و… که لحظه‌ای خواهد رسید و گریبان مرگ او را فرا گرفت و هنوز در فکر اینست که پله چوبی را تبدیل به فلزی یا فلزی را تبدیل به کائوچو یا طلا و یا… کند و در نتیجه عمر تمام می‌شود و خود را به پشت بام نرسانده...

    هدف او (الله) از آفرینش انسان تکامل بسوی اوست و سرمایه‌های مادی را در اختیار انسان گذارده تا در خدمت آن هدف بکار بریم، اما… چگونه بدست خود استعدادها و نبوغهایمان را دفن می‌کنیم و در گورستان فراموشی رها می‌کنیم و به قول قرآن زندگی‌مان کافرانه می‌شود.

    زین للذین کفروا الحیوه الدنیا و یسخرون من الذین آمنوا والذین اتقوا فوقهم یوم القیامه.

    کسانیکه کفر ورزیدند و حیات دنیا برای آنان زینت داده شده، ایمان آورندگان را مسخره می‌کنند. ولی کسانیکه تقوی پیشه کردند روز قیامت و حیات اخروی برایشان بسیار برتر و مهمتر است.

    در آیه 14 سوره آل عمران مراجعه کنید و دریابید که در این آیه نقش زن در تعیین جهت فکری و مسیر زندگی مرد و اجتماع چگونه مطرح شد.

    الدنیا مزرعه الاخره

    یونس هرچه که نداشتیم از خدا می‌خواهیم و هنگامیکه خدا آن را به ما داد او را فراموش می‌کنیم پس جزو مسرفین هستیم.

    زیرا آنچه را از نعمتها که خدا به ما داده تا در راه رسیدن به او بکار بریم و اگر بکار نگرفتیم مسرفیم. کذلک زین للمسرفین ما کانوا یعملون. ان الله لایحب القوم المسرفین.

    اعراف این آیه بسیار عمیق و زیبا و رسا است.

    خطاب به بنی اسرائیل (همان قومی که پیامبر ما را به آنها تشبیه می‌کند) متاع و زینت دنیا را حرام نکردیم بر مردم بلکه اینها وسیله‌ایست برای مردم با ایمان و اینها فقط در دنیاست و البته و البته در آخرت بهتر از اینها را به مردم با ایمان خواهیم داد.

    به سوره کهف آیه 7- سوره اعراف آیه 31- سوره حدید20- سوره کهف 28 سوره قصص 78 و79. سوره احزاب 28. سوره توبه 38. سوره نساء 77. سوره آل عمران 185. سوره نحل 117. سوره یونس 23و70 سوره رعد 27 قصص 60و61. سوره غافر39. سوره شوری 36. سوره زخرف 35. مراجعه کنید با دقت به سخن خدا گوش کنید تا چگونگی زندگی و راه و هدف و نوع نیازها و خواسته‌هایمان را از فرهنگ و ایدئولوژی قرآن بگیریم و به جهانیان ثابت کنیم که قرآن برای همه زمانهاست و عمل کردن آن برای همه نسلها»

     



ویرایش این مطلب، یا ارسال نظر