سهراب سپهری

 

سهراب سپهری، شاعر و نقاش معاصر ایرانی است. او در ابتدا به سبک نیمایی شعر می‏سرود ولی با گذشت زمان سبکی مخصوص به خود را ابداع کرد. در اشعار سپهری طبیعت و جان بخشیدن به اجسام آشکارا نمود پیدا می‏کند.

 


امتیاز دهی به مطلب:
 

به اشتراک گذاری مطلب:
ارسال به دوستانارسال به دوستان
  • -زندگینامه

    سهراب سپهری در 15 مهرماه 1307 در محله دروازه عطا شهر کاشان به دنیا آمد. کودکی خود را در یکی از باغ‌های زیبای کاشان که به اجداد وی تعلق داشت سپری کرد. پیشه مهم و اصلی وی نقاشی و سرودن شعر بود. از او به عنوان شاعری آرام یاد می‏کنند. در طول زندگی‏اش سفرهایی به خارج از ایران داشت و همچنین در نمایشگاههای نقاشی شرکت می‏کرد و یا خود اقدام به برپایی نمایشگاه شخصی می‏نمود. از مشهورترین سروده‏های وی می‏توان به صدای پای آب، ما هیچ ما نگاه و مسافر اشاره کرد. وی سرانجام در سال 1359 و در سن 52 سالگی بر اثر بیماری سرطان خون درگذشت و در صحن امامزاده سلطان علی در مشهد اردهال به خاک سپرده شد. 

     

  • +خانواده

    پدر سهراب، اسد الله سپهری کارمند اداره پست و تلگراف کاشان و اهل ذوق و هنر بود. وقتی سهراب خردسال بود، پدرش فلج شد. خود سهراب در این باره می‏نویسد: «... کوچک بودم که پدرم بیمار شد و تا پایان زندگی بیمار ماند. پدرم تلگرافچی بود. در طراحی دست داشت. خوش خط بود؛ تار می‏نواخت. او مرا به نقاشی عادت داد» وی سرانجام در سال 1341 درگذشت. مادر سهراب، ماه جبین نام داشت او نیز اهل شعر و ادب بود که در خرداد سال 1373 دار فانی را وداع گفت.

    سهراب سه خواهر به نامهای همایون دخت، پریدخت، پروانه و یک برادر به نام منوچهر داشت که در سال 1369 فوت کرد.

    در میان اجداد پدری سپهری نام مورخ الدوله، نویسنده ناسخ التواریخ بیش از همه معروف است. او که در فنون تاریخ نویسی به حدی بالا رسیده بود؛ توسط دربار قاجار به تهران احضار شد.
     

  • +کودکی سهراب از زبان خودش

    خانه، بزرگ بود. باغ بود و همه جور درخت داشت. برای یادگرفتن، وسعت خوبی بود. خانه ما همسایه صحرا بود. تمام رویاهایم به بیابان راه داشت
    مدرسه، خوابهای مرا قیچی کرده بود. نماز مرا شکسته بود. مدرسه، عروسک مرا رنجانده بود. روز ورود، یادم نخواهد رفت: مرا از میان بازیهایم ربودند و به کابوس مدرسه بردند. خودم را تنها دیدم و غریب … از آن پس و هربار دلهره بود که به جای من راهی مدرسه می‏شد….
    در دبستان، ما را برای نماز به مسجد می‏بردند. روزی در مسجد بسته بود. بقال سر گذر گفت: نماز را روی بام مسجد بخوانید تا چند متر به خدا نزدیکتر باشید.
    مذهب شوخی سنگینی بود که محیط با من کرد و من سالها مذهبی ماندمبی آنکه خدایی داشته باشم

     

  • +تحصیلات

    سهراب در سال 1312 وارد مدرسه ابتدایی خیام (مدرس) کاشان شد. دوره شش ساله ابتدایی را در آنجا گذرانید. وی دانش آموزی منظم و درس خوان بود و درس ادبیات را دوست داشت و به خوش نویسی علاقه مند بود. در مهرماه سال 1319 سپهری به دوره دبیرستان قدم گذارد و در خرداد ماه 1326 آن را به پایان رساند.

    سهراب از سال چهارم دبیرستان به دانش سرا رفت و در آذر ماه 1325 - بیش از یک سال بعد از به پایان رساندن دوره دو ساله دانش سرای مقدماتی - در امتحانات ادبیات شرکت کرد و دیپلم کامل دوره دبیرستان را نیز گرفت. سال 1327 به دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران رفت. وقتی که در این دانشکده بود، نخستین دفتر شعرهایش را چاپ کرد و مشفق کاشانی با دیدن شعرهای سپهری پیش بینی کرد که او در آینده آثار ارزشمندی به ادبیات ایران هدیه خواهد داد. در سال 1332 دوره لیسانس نقاشی را در دانشکده هنرهای زیبا با رتبه اول و دریافت نشان اول علمی به پایان رساند. در مرداد سال 1339، برای آموختن فنون حکاکی روی چوب‌ و همچنین بازدید از شهرها و مراکز هنری ژاپن، به آنجا سفر کرد.

     

  • +مشاغل

    سپهری در سال 1325 در اداره فرهنگ (آموزش و پرورش) کاشان استخدام شد و در سال 1327 استعفا داد. پس از آن در سال 1327 در شرکت نفت تهران مشغول به کار شد اما پس از 8 ماه مجدداً استعفا داد. در سال 1332 به عنوان طراح در سازمان همکاری بهداشت مشغول به کار شد. سپس در آذر 1333 در اداره کل هنرهای زیبا (فرهنگ و هنر) در قسمت موزه‌ها مشغول به کار شده و نیز تدریس در هنرستانهای هنرهای زیبا را بر عهده گرفت. در سال 1337 در اداره کل اطلاعات وزارت کشاورزی با سمت سرپرستی سازمان سمعی و بصری مشغول به کار شد. آخرین شغل دولتی او تدریس در هنرکده هنرهای تزئینی تهران در مهرماه سال 1340 بود و پس از آن در اسفند همان سال به طور کلی از مشاغل دولتی کناره‏گیری کرد.

     

  • +فعالیتهای هنری و نمایشگاه ها

    از جمله فعالیتهای هنری و نمایشگاه‏های متعدد وی می‏توان به موارد زیر اشاره کرد:

    انتشار اولین مجموعه اشعار با عنوان‌«مرگ رنگ» در سال 1320

    شرکت در چند نمایشگاه نقاشی در تهران در سال 1332

    انتشار دومین مجموعه اشعار با عنوان «زندگی خوابه» در سال 1332

    ترجمه اشعار ژاپنی در مجله «سخن» در مهر ماه سال 1334

    فروردین 1337: شرکت در اولین بینال تهران در سال 1337

    خرداد 1337: شرکت در بینال ونیز در سال 1337

    فروردین 1339: شرکت در بینال دوم تهران و دریافت جایزه اول هنرهای زیبا در سال 1339

    اردیبهشت 1340: برگزاری نمایشگاه انفرادی در تالار عباسی تهران در سال 1340

    انتشار مجموعه جدیدی از اشعار خود باعنوان «آوار آفتاب» در سال 1340

    انتشار مجموعه دیگری از اشعار خود باعنوان «شرق اندوه» در سال 1340

    برگزاری نمایشگاه انفرادی در تالار فرهنگ، تهران در سال 1341
    برگزاری یک نمایشگاه انفرادی دیگر در تالار فرهنگ در سال 1341
    شرکت در یک نمایشگاه گروهی در گالری گیل گمش تهران در سال 1342
    برگزاری نمایشگاه انفرادی در استودیو فیلم گلستان، محله دَرّوس تهران در سال 1342
    شرکت در بینال سائو پاولو برزیل در سال 1342
    شرکت در نمایشگاه گروهی هنر معاصر ایران، موزه بندر لوهاور فرانسه در سال 1342
    شرکت در نمایشگاه گروهی گالری نیالا تهران در سال 1342
    برگزاری یک نمایشگاه انفرادی در گالری صبا تهران در سال 1342

    شرکت در یک نمایشگاه گروهی در گالری بورگز تهران در سال 1344
    برگزاری یک نمایشگاه انفرادی در گالری بورگز تهران در سال 1344
    انتشار شعر بلند «صدای پای آب» در فصلنامه «آرش‌» در ابان ماه سال 1344

    انتشار شعر بلند «مسافر» در فصلنامه «آرش» در سال 1345
    برگزاری یک نمایشگاه انفرادی در گالری سیحون تهران بهمن ماه سال 1346
    انتشار یک مجموعه اشعار جدید با عنوان «حجم سبز» توسط انتشارات روزن، بهمن ماه سال 1346
    برگزاری شب شعر سپهری در گالری روزن، بهمن ماه سال 1346
    شرکت در یک نمایشگاه گروهی در گالری مس تهران در سال 1347
    شرکت در نمایشگاه فستیوال روایان، فرانسه در سال 1347
    شرکت در نمایشگاه هنر معاصر ایران در باغ انستیتو گوته تهران، خرداد سال 1347
    شرکت در یک نمایشگاه گروهی در دانشگاه شیراز، شهریور سال 1347
    شرکت در فستیوال بین المللی نقاشی در فرانسه و اخذ امتیاز مخصوص در سال 1348

    برگزاری یک نمایشگاه انفرادی در گالری بنسن نیویورک در سال 1350

    برگزاری یک نمایشگاه انفرادی در گالری لیتو، تهران در سال 1350
    برگزاری یک نمایشگاه انفرادی در گالری سیروس پاریس در سال 1351
    انتقال نمایشگاه گالری سیروس به گالری سیحون تهران در سال 1351
    برگزاری یک نمایشگاه انفرادی دیگر درگالری سیحون در سال 1352

    شرکت درغرفه ایران در اولین نمایشگاه هنری بین المللی تهران، دی ماه سال 1353

    برگزاری یک نمایشگاه انفرادی در گالری سیحون در سال 1354
    شرکت در نمایشگاه هنر معاصر ایران در «بازارهنر» بال سویس، خرداد سال 1355
    انتشار «هشت کتاب» شامل مجموعه اشعار نشر شده سپهری به اضافه مجموعه «ماهیچ، ما نگاه» توسط کتابخانه طهوری در تهران، خرداد سال 1356
    برگزاری یک نمایشگاه انفرادی در گالری سیحون در سال 1357
    تجدید چاپ «هشت کتاب»، خرداد سال 1358

     

  • +سفرها

    سپهری از سال 1336 تا پایان عمر خود سفرهای متعددی به کشورهای مختلف از جمله ایتالیا، فرانسه، آلمان، ژاپن، هند، انگلیس، برزیل، پاکستان، افغانستان، اسپانیا، اتریش و آمریکا داشته است. انگیزه وی از این سفرها متعدد است گاهی برای تفرج و گاهی برای شرکت در نمایشگاه های هنری. آخرین سفر وی به انگلستان و برای معالجه بیماریش بود.

     

  • +اشعار

    سهراب در سال 1337 دو کتاب «آوار آفتاب» و «شرق اندوه» را آماده چاپ کرد ولی موفق به چاپ آنها نشد و سرانجام در سال 1340 این دو کتاب به انضمام «زندگی خواب ها» زیر عنوان «آوار آفتاب» منتشر شد. 

    در این کتاب می توان به جلوه های زبان خاص سپهری برخورد کرد و همچنین شور و شوق آمیختگی با طبیعت را که در شعرهای بعدی وضوح بیشتری پیدا می‏کند؛ دید. در «شرق اندوه» سپهری تحت تأثیر غزلیات مولوی است و شعرهای این مجموعه همه شادمانه و شورانگیزند.

    دو شعر بلند «صدای پای آب» و «مسافر» پنجمین و ششمین کتاب های او هستند. شهرت سپهری از سال 1344 و با انتشار شعر بلند «صدای پای آب» آغاز شد. در این شعر است که محتوای ویژه‏ی شعر سپهری فرم خود را می‏یابد. فرم و محتوای شعر سپهری، از صدای پای آب به بعد به هماهنگی می رسند. این شعر که روز به روز بر شهرت و محبوبیت او افزود، اولین بار در فصلنامه‏ی آرش در آبان همان سال منتشر شد.

    سپهری در سال 1345 با انتشار شعر بلند «مسافر» که یکی از درخشان ترین شعرهای فارسی است، بزرگی و شاعری اش را بر نشریات تحمیل کرد. 

    «حجم سبز» هفتمین مجموعه شعری سپهری و کامل ترین آنها است. «حجم سبز» پایان آخرین جستجوی های سپهری در شعر «مسافر» اوست. هشتمین و آخرین مجموعه شعری سهراب سپهری «ما هیچ، ما نگاه» است.

    سپهری در سال 1355 تمام هشت دفتر و منظومه خود را در «هشت کتاب» گرد آورد. «هشت کتاب» نموداری تمام از سیر معنوی شاعر جویای حقیقت است، از اعتراضات سیاسی تا شور جست و جو و ره سپردن در عرفانی زمینی. «هشت کتاب» یکی از اثر گذارترین و محبوب ترین مجموعه ها، در تاریخ شعر نو ایران است.

     

    ویژگیهای شعر سهراب

    شعر سهراب سپهری رنگارنگ است و خواننده را به افق‌های تازه می‌کشاند. آثار وی پُر است از صور خيال و تعبيرات بديع که با وجودِ زيبايی ظاهری و تصويرهای بديع و رنگارنگ، در مجموع از جریان‌های زمان به دور است. در اشعار او نقد و پيام اجتماعی کم رنگ است و در آن پراکندگی و ناهماهنگی تصاوير به چشم می‌خورد؛ اما سهراب در اشعارش به طور کلی و در بعدی وسيع نگران انسان و سرنوشت اوست. سپهری روح شاعرانه و لطيفی داشت که برای هر چيز معنی و مفهومی خاص قائل بود. تخيل وی در همه‌ی اشياء باريک می‌شد و از آن‌ها تصاويری زنده و حساس می‌ساخت، بدين علت است که اندیشه‌ها و تجربه‌های فکری و عاطفی او به حالتی دل پذیر درآمده است.

    سهراب سپهری دارای سبک ویژه‌ای است که می‌توان او را بنیان‌گذار اين شيوه دانست. شعر سپهری دارای تصويرهای شاعرانه است. سهراب شاعری بود، غوطه‌ور در دنيای شعر و هنر خويش که به همه چيز رنگ شعر می‌داد. همه‌ی اشياء برای او معنويت داشتند، در ژرفای هر چيز مادی فرومی‌رفت و به آن حيات معنوی می‌بخشید. زبان سپهری نيز زبانی لطيف و ویژه‌ی خود اوست. شعرش دارای تصاوير تازه ولی مبهم است و از اين رو ساده و روشن نيست. او البته همواره در راه تکامل خويش پيش رفته است و اين نکته را از خلال شعرهای «هشت کتاب» او می‌توان دريافت. در کل، سهراب سپهری در شعر با زبان ساده، انسان‌ها را به نگريستن دقيق در طبيعت و نزديک شدن و يکی شدن با آن دعوت می‌کند. 

     

  • +خصوصیات اخلاقی سپهری

    سپهری هرگز در جمع‌ها لب به سخن نمی‌گشود. از این رو بود که هیچ کس از اصحاب هنر، سخنی را از او به یاد ندارد که در رد و اثبات کسی بر زبان آورده باشد. منش سپهری نگریستن و گذشتن بود. منطق او منطق نبرد نبود بلکه این گونه سامان گرفته بود که همواره با مدارا سپری شود. سپهری به دوست گرفتن و دوست داشتن عقیده‌ای ژرف داشت ولی هیچ گاه خود را از چارچوب انسانی و اخلاقی که برای خود تعریف کرده بود، خارج نمی‌کرد. سپهری که تمام عمرش را به دور از جنجال روزنامه ها و مجلات و فقط با دوستان اندک و تنهایی خود می زیست و بدین سبب از طرف نشریات جدی گرفته نشده بود؛ در سال 1345 با انتشار شعر بلند «مسافر» شهرت فراوانی یافت. 
    رفتار او با خانواده، دوستان، آشنایان، اصحاب هنر، اصحاب فکر و دیگر کسانی که در زندگی خویش با آنها در تماس بود بزرگ منشانه بود.

     

  • +درگذشت

    سهراب سپهری، پس از تحمل یک دوره بیماری که حدود دو سال طول کشید، سرانجام اول اردیبهشت 1359 در سن 52 سالگی در بیمارستان پارس تهران، بدورد حیات گفت. طبق وصیتش او را به زادگاهش در مشهد اردهال منتقل نمودند و با قطعه‌ای که از حجم سبز انتخاب شد، سنگ قبرش را زینت دادند:
    به سراغ من اگر می آیید، نرم و اهسته بیایید، مباد که ترک بردارد، چینی نازک تنهایی من

     



ویرایش این مطلب، یا ارسال نظر