رونالد ریگان

رونالد ویلسون ریگان، چهلمین رییس جمهور ایالات متحده آمریکا در دهه 1980 میلادی بود. ریگان با اتکا به اوج گیری احساسات راست گرایانه در آمریکا در انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا سال 1980، به پیروزی رسید. وی در سال 1989، در حالی کاخ سفید را ترک کرد که دو سوم مردم آمریکا عملکرد وی را در دوران زمامداریش مورد تائید قرار دادند. این بالاترین نرخ رضایت افکار عمومی آمریکا از یک رئیس جمهور بازنشسته در دوران پس از جنگ جهانی دوم بود. وی اگرچه دورانی طلایی را به عنوان بازیگر سینما سپری کرده بود، رفته رفته جذب حزب جمهوری خواه ایالات متحده آمریکا و در نهایت عضو فعال این حزب در سال 1966 شد.


امتیاز دهی به مطلب:
 

به اشتراک گذاری مطلب:
ارسال به دوستانارسال به دوستان
  • -زندگینامه

    رونالد ویلسون ریگان متولد 1911، و جمهوری خواه بود. وی اگرچه دورانی طلایی را به عنوان بازیگر سینما سپری کرده بود، اما رفته رفته جذب حزب جمهوری خواه ایالات متحده آمریکا و در نهایت عضو فعال این حزب در سال 1966 شد.
    در انتخابات ریاست جمهوری 1964، ریگان به حمایت از کاندیدای جمهوری خواه، بری گلدواتر، پرداخت و سخنرانی مشهوری تحت عنوان "زمان انتخاب" ("Time For A Choosing") را ایراد نمود. در این سخنرانی او علیه برنامه های دولتی و مالیات بالا سخن گفت و به وظیفه اخلاقی آمریکا در مقابل مردم زیر سلطه اروپای شرقی و ضرورت ایستادگی در برابر شوروی تاکید نمود. این سخنرانی موجب شهرت ریگان شد، هرچند نهایتاً گلدواتر در انتخابات شکست خورد. 
    در سال 1980، وی کاندیدای ریاست جمهوری از حزب جمهوری خواه گردید. وی در رقابت‌های انتخاباتی‌اش در مقابل جیمز ایرل کارتر شعارهای میانه‌رو داد و توانست از نارضایتی دموکرات‌ها علیه اقدامات کارتر بهره‌مند شود.جرأت و جسارت وی در مواجهه با این واقعه زمینه محبوبیت بیشتر وی در میان افکار عمومی آمریکا را پدید آورد. یکی از مهمترین مسایل در انتخابات سال 1980، سرنوشت کارمندان گروگان گرفته شده سفارت آمریکا در ایران بود. دموکراتها امید داشتند که قبل از انتخابات، با آزاد سازی گروگانها، (سورپرایز اکتبر، October Surprise) بتوانند اعتبار کارتر را بالا ببرند، اما جمهوری اسلامی ایران، گروگانها را پس از انتخابات و 20 دقیقه پس از سخنرانی ریگان در مراسم تحلیف ریاست جمهوریش آزاد کرد و موجب شد عده ای تاخیر در آزاد سازی گروگانها را توطئه ای از جانب حزب جمهوری خواه و ریگان برای پیروزی در انتخابات بدانند، اگرچه مجلسین آمریکا، در تحقیقات مستقلی این اتهام را فاقد شواهد کافی یافتند.

    معاون نخست او «جرج هربرت واکر بوش»، پدر «جرج بوش» رئیس جمهور سابق آمریکا را به معاونت خود برگزید. او سه ماه پس از ورود به کاخ سفید، هدف سوء قصد ناکام قرار گرفت. ریگان با اتکا به اوج گیری احساسات راست گرایانه در آمریکا در انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا سال 1980 به پیروزی رسید. وی در سال 1989 در حالی کاخ سفید را ترک کرد که دو سوم مردم آمریکا عملکرد وی را در دوران زمامداریش مورد تائید قرار دادند. این بالاترین نرخ رضایت افکار عمومی آمریکا از یک رئیس جمهور بازنشسته در دوران پس از جنگ جهانی دوم بود.
    کنترل تورم و بهبود وضعیت اقتصادی زمینه انتخاب مجدد ریگان را در انتخابات سال 1984 فراهم آورد. وی دستور حملات مختلفی را به برخی از کشورها از جمله جزایر کارائیب، لبنان و لیبی صادر کرد.
    محبوبیت ریگان پس از رسوایی ایران - کنترا در سال 1986 تنزل یافت. اما ریگان خود را به عنوان رئیس جمهوری خلل‌ناپذیر شناسانده بود. مذاکرات 4 روزه وی با «میخائیل گورباچف» رئیس جمهور وقت اتحاد شوروی را باید نقطه عطفی در دوران زندگانی وی و تاریخ آمریکا نامید. وی در سال 1994 دچار بیماری آلزایمر شد و ده سال بعد بر اثر همین بیماری مرد.

     

  • +دوران جنگ سرد

    جنگ سرد اصطلاحی است که به دوره‌ای از تنش‌ها، کشمکش‌ها و رقابت‌ها در روابط ایالات متحده، شوروی و هم‌پیمانان آنها در طول دهه‌های 1940 تا 1990 اطلاق می‌شود. در طول این دوره رقابت میان این دو ابرقدرت در عرصه‌های گوناگون مانند اتحاد نظامی، ایدئولوژی، روانشناسی، جاسوسی، ورزش، تجهیزات نظامی، صنعت و توسعه فناوری ادامه داشت. این رقابت‌ها پیامدهایی مانند مسابقات فضایی، پرداخت هزینه‌های گزاف دفاعی، مسابقات جنگ‌افزار هسته‌ای و تعدادی جنگ‌های غیرمستقیم به دنبال داشت.

    سرانجام در پایان دهه 1980 و با دیدارهای مقام‌های بلندپایه که به وسیله آخرین رهبر شوروی میخائیل گورباچف ترتیب داده شد و برنامه‌های اصلاحی گورباچف جنگ سرد پایان یافت. زمانی كه ريگان در سال 1980 در انتخابات رياست جمهوري پيروز شد برژنف در شوروی قدرت را در دست داشت اما در 1982 وی فوت كرد و آندروپوف بر سر كار آمد اما او هم در سال 1984 از دنيا رفت و جای خود را به كنستانتين چرنكو داد ولی در دهم مارس سال 1985 چرنكو نيز فوت كرد و ميخائيل گورباچوف‌ به دبيركلی حزب كمونيست شوروی منصوب گرديد و بر اريكه قدرت سياسی كشور تكيه زد.

    هنگامی كه گورباچوف پا به عرصه سياست نهاد مشكلات بسياری بويژه در زمينة اقتصادی گريبانگير اتحاد جماهير شوروی بود و وی سعی كرد با اصلاحات سريع اقتصادی و سياسی از فشار اين مشكلات بكاهد اما تدابير دولت جمهوریخواه ريگان در ادامه روند جنگ سرد سبب شد نه تنها اين اصلاحات به اهداف خود دست نيابد بلكه نتايج عكس ارائه دهد كه در ادامه به توضيح آنها می‏پردازيم. لازم به توضيح است بدليل خطر رويارويی هسته‌ای بين دو ابر قدرت كه می‏توانست به نابودی هر دوی آنها بيانجامد هرگز جنگ گرمی بين ايشان در نگرفت اما آمريكا توانست از طريق جنگی مسالمت‌آميز بر رقيب خود تفوق يافته و او را از پای درآورد.

     

  • +ماجرای مک فارلین

    ماجرای ایران – کنترا که به ماجرای مک‌‏ فارلین و ماجرای ایران گیت نیز معروف است، به معامله تسلیحاتی ایران با ایالات متحده آمریکا و از 20 اوت 1985 تا 4 مارس 1987 (29 مرداد 1364 – 13 اسفند 1365) بازمی‌گردد. در این ماجرا آمریکا از طریق نفوذ ایران سعی در آزادسازی گروگان‌های آمریکایی در لبنان کرد و در ازای آن برخی قطعات ادوات جنگی و نظامی را که به واسطه تحریم امکان فروش آنها به ایران نبود، در اختیار ایران قرار داد. پول فروش این تسلیحات به طور پنهانی به ضد انقلابیون نیکاراگوئه موسوم به کنترا داده می‌شد. کنگره امریکا در آن زمان کمک مالی به شورشیان نیکاراگوا را ممنوع کرده بود و ماجرای مک فارلین بعد از رسوایی واترگیت بزرگ‌ترین رسوایی سیاسی آمریکا لقب گرفت. محبوبیت ریگان پس از رسوایی مک فارلین در سال 1986 تنزل یافت. اما ریگان خود را به عنوان رئیس جمهوری خلل‌ناپذیر شناسانده بود. مذاکرات 4 روزه وی با «میخائیل گورباچف» رئیس جمهور وقت اتحاد شوروی را باید نقطه عطفی در دوران زندگانی وی و تاریخ آمریکا نامید.

     

  • +ریگان در تهران

    رونالد ریگان در دهه 1970 میلادی در زمره جمهوریخواهانی قرار داشت كه حامی تحكیم بنیادهای حكومت پهلوی و تقویت نظامی و اقتصادی رژیم شاه بود. او از جمله كسانی بود كه مقامات بلندپایه حكومت پهلوی هر بار به هنگام تلاش برای جلب حمایتهای مالی و اقتصادی و نظامی كاخ سفید، به آنان متوسل می‌گردید. گرچه سفر اردیبهشت 1357 ریگان و همسرش به تهران در مطبوعات داخلی یك سفر خصوصی خوانده شد ولی منابع خبری آمریكا این سفر را كه در آستانه پیروزی وی در انتخابات ریاست جمهوری صورت گرفت بسیار حساس خواندند.

    ریگان ابتدا در منطقه حصارك در ویلای اردشیر زاهدی میهمان وی بود. در این میهمانی ویلیام سولیوان سفیر امریكا در ایران، داریوش همایون وزیر اطلاعات و جهانگردی، منوچهر گنجی وزیر آموزش و پرورش و جمعی دیگر از شخصیتهای ایرانی و امریكایی شركت داشتند. ریگان سپس برای بازدید از آثار تاریخی اصفهان و شیراز به این دو شهر رفت و طی اقامت خود در تهران دوبار نیز با شاه ملاقات كرد.

     

  • +موضع گیری ریگان علیه ایران

    رونالد ریگان مانند سلف خود كارتر، رویه خصمانه‌‌ای نسبت به انقلاب اسلامی ایران داشت. او در ابتدای حكومت ودر شرایطی كه چند ماه از شروع جنگ تحمیلی عراق علیه جمهوری اسلامی ایران می‌گذشت، روند همكاری‌‌های واشنگتن ـ بغداد را تسریع كرد و از طریق آواكسهای مستقر در عربستان به ارسال اطلاعات نظامی از جبهه‌های جنگ ایران برای عراقیها پرداخت. او همچنین به ارتقاء حجم مبادلات تجاری امریكا با عراق همت گماشت.

    تبعات ناشی از تصرف سفارت امریكا در تهران ـ آبان 1358ـ موضوع قطع روابط دو كشورـ فروردین 1359ـ و شكست نظامیان امریكایی در عملیات طبس ـ‌ اردیبهشت 1359 ـ از جمله رویدادهایی بود كه ریگان را در پیگیری اقدامات خصمانه علیه جمهوری اسلامی ایران مصمم ساخته بود. دولت ریگان در اسفند 1360 نام عراق را از فهرست كشورهایی كه از دیدگاه كاخ سفید «تروریست» بودند خارج ساخت و به تحریم تسلیحاتی و بازرگانی عراق خاتمه داد و راه را برای فروش تجهیزات نظامی به آن كشور باز كرد.

    به دستور وی در سال 1361 دو میلیارد دلار اعتبار در اختیار عراق قرار گرفت. همچنین پس از قطع صدور نفت عراق از خط لوله‌ای كه از سوریه می‌گذشت، امریكا توسط بانك، صادرات ـ واردات و همچنین مؤسسات مالی خصوصی 2/1 میلیارد دلار وام جهت احداث خط لوله عراق به بندر عقبه اردن در اختیار صدام قرار داد. در همان زمان روزنامه واشنگتن پست نوشت سازمان «سیا» از طریق تماس مستقیم با مأمورین عراقی اطلاعات ماهواره‌ای از مواضع ایران در اختیارشان قرار می‌دهد.

     

    اعتراف رونالد ریگان

    ایران گیت، به همان اندازه كه برای امریكاییها شرم‌آور و مایه سرافكندگی بود برای ایرانیان مایه غرور و افتخار بود. امام خمینی(ره) در این باره چنین فرموده اند: «... می‌خواهند عذر تقصیر بخواهند و ملت ما قبول نمی‌كند... كسی را از مقامات عالی بفرستد به اینجا كه با مقامات اینجا ملاقات كنند و هیچ یك از آنها حاضر به ملاقات نشوند. این مسئله بزرگی است ... كاخ سفید را به عزا نشانده است و باید هم بنشاند...» رونالد ریگان در بهمن 1365 در سخنانی تصریح كرد «ماجرای ایران بزرگترین شكست دوران ریاست جمهوری من بود و من مسئولیت كامل پیامدهای آن را بر عهده می‌گیرم.»

    چند روز پس از این اعتراف‌، كمیسیون «تاور» كه مأمور رسیدگی به این بحران بود، ماجرای مك فارلین را «اشتباه قطعی» خواند و ویلیام كیسی رئیس وقت «سیا» نیز در 17 اردیبهشت سال بعد هنگامی كه در دادگاه مشغول ادای توضیح راجع به رسوائی «ایران گیت» بود بر اثر سكته مغزی درگذشت.

    دولت ریگان در پی این حوادث تلاش گسترده‌ای برای بازگرداندن آبروی از دست رفته خود صورت داد، بر كمكهای اطلاعاتی و نظامی خود به عراق افزود و در پی آن موج تازه‌ای از حملات هوایی به اهداف مهم در ایران صورت گرفت. آمریكاییها كه تا این زمان در جنگ ایران وعراق ادعای بی‌طرفی داشتند، مجبور به افشای جانبداری خود از عراق شدند و در اواخر جنگ علناً در كنار نیروهای عراقی قرار گرفتند.

     

    انکار و سپس اعتراف

    در فروردین 1367 سكوهای نفتی ساسان، سلمان و نصر در خلیج فارس هدف حمله كشتی‌های جنگی امریكا قرار گرفت. در اثر این حملات، تولیدات نفت فلات قاره ایران تا میزان 50 هزار بشكه در روز كاهش یافت و یك میلیارد دلار خسارت جدید به تأسیسات نفتی ایران وارد شد.

    ناوهای سهند و سبلان نیز از دیگر هدفهای حمله موشكی امریكا بود كه در فروردین 1367 صورت گرفت. با این همه نقطه اوج جنایت دولت ریگان در جنگ تحمیلی حمله موشكی آن كشور به هواپیمای ایرباس جمهوری اسلامی ایران بر فراز خلیج فارس بود كه در 12 تیر 1367 صورت گرفت و با 298 كشته همراه بود. این هواپیما كه طی پرواز شماره 655 از بندر عباس به مقصد دوبی در حال حركت بود هنوز سقف ارتفاع پرواز را به دست نیاورده بود كه بر فراز آبهای سرزمینی ایران و در حوالی جزیره هنگام، هدف حمله موشكی واقع شد و در هوا منهدم شد.

    دو فروند موشك از ناو امریكایی وینسنس كه به آبهای سرزمین ایران تجاوز كرده و در آن مستقر بود شلیك شده بود. از میان 298 مسافر و خدمه هواپیما، 118 نفر زن و كودك بودند. همچنین 20 نفر هندی، 13 تبعه امارات متحده عربی، 6 پاكستانی، 6 یوگسلاو، و یك نفر ایتالیایی، جزو مسافرین این هواپیما بودند.

    در پی این جنایت كه از اقدامات عمدی آمریكا در خلیج فارس بود، جرج بوش پدر، معاون ریگان نه تنها اظهار تأسف نكرد و عذرخواهی ننمود بلكه به «ویلیام راجرز» فرمانده ناو امریكایی حمله كننده به هواپیما، مدال شجاعت نیز اعطا كرد.

    دولت ریگان در ابتدا برای توجیه جنایت خود، هواپیما را دارای مأموریت نظامی خواند سپس با تصحیح این اتهام، مسیر حركت هواپیما را «خارج از دالان هوایی» وانمود كرد. اما پس از آنكه مسیر قانونی هواپیما مورد تائید سازمان بین‌المللی هوانوردی (ایكائو) قرار گرفت، در موضعی منفعلانه‌، به اشتباه خود در حمله اعتراف كرده و در پیگیری‌های بعدی ناگزیر از پرداخت غرامت شد.

     

  • +نقش آمریکا در جنگ ایران و عراق

    تهاجم نظامی عراق به ایران در شهریور 1359 (سپتامبر 1980) در آخرین ماه های ریاست جمهوری جیمی كارتر آغاز شد و در دوران رونالد ریگان ادامه یافت. وقوع طولانی ترین نبرد نابرابر و نامتعارف قرن بیستم در جغرافیای خلیج فارس با توجه به طرف های منازعه نمی توانست با انفعال آمریكا مواجه شود. كوران سال های جنگ سرد و وجود منافع راهبردی، آمریكا را بر آن داشت كه راهبرد خود را در قبال این درگیری اجرا كند.

     

    بحران در روابط ایران و آمریکا

    بحران در روابط ایران و آمریكا پس از گروگان گیری اعضای سفارت آمریكا در تهران كه پیامدهایی همچون تحریم سیاسی و اقتصادی، مسدود نمودن اموال و دارایی ها، عملیات طبس و كودتای نوژه را برای ایران از جانب آمریكا به همراه داشت، در جمع بندی كاخ سفید بی تاثیر نبود. با این همه، كاخ سفید پس از حمله عراق به ایران در بیانیه ای اعلام بی طرفی كرد؛ بیانیه ای كه صرفاً یك عرف دیپلماتیك و اقدامی متاثر از فضای جنگ سرد قلمداد می شود؛ چرا كه سیر رویدادهای بعدی نشان داد كه آمریكا اگر هم می خواست، نمی توانست كه بی طرف باشد. از این رو آمریكا با اقدامات پنهان و پیدا چنان درگیر این منازعه شده بود كه بی طرفی امری بی معنا بود.

     

    سیاست دکترین رمبو

    جیمی كارتر رییس جمهور وقت امریكا در 16 مهر 1359 اعلام كرد كه اگر جنگ ایران و عراق توسعه یابد و میانجی گری های فعلی تاثیری نداشته باشد، كشورهای متحد امریكا در خلیج فارس باید جانب عراق را گرفته و از كمك مادی و معنوی به آن دریغ نورزند. پنج ماه بعد از آغاز جنگ و در هنگامی كه سیاست های كارتر در مواجهه با ایران و عراق تثبیت نشده بود، رونالد ریگان جمهوریخواه به ریاست جمهوری امریكا رسید.

    ریگان علاوه بر سیاست های كارتر، دكترین جدیدی در سیاست خارجی امریكا اعلام كرد كه به «دكترین رمبو» شهرت یافت. طبق این دكترین امریكا می بایست در كشورهای جهان سوم به مانند ویتنام، با توجیه هراس از كمونیسم، موانعی فراروی انقلاب های ملی برای ممانعت از تحولات مترقیانه و رو به پیشرفت در این كشورها بتراشد. راهبرد دستیابی به این هدف نیز مشغول نمودن كشورهای انقلابی به امور داخلی خود از طریق ایجاد درگیری های قومی و مذهبی و درگیر ساختن این كشورها با كشورهای همسایه در جنگ های بدون پیروز بود.

     

    حمایت تام از عراق

    حمایت تام و تمام امریكا از عراق به حدی مشهود بود كه حتی وفیق السامرایی رئیس استخبارات نظامی عراق در زمان جنگ تحمیلی اذعان داشت كه اگر حمایت غرب نبود، صدام نمی توانست جنگ علیه ایران را آغاز و ادامه دهد. همچنین هاوارد تیچر عضو شورای امنیت ملی امریكا در زمان ریگان نیز گفت كه امریكا برای صدام كاری كرد كه تا آن روز برای هیچ یك از نزدیك ترین متحدان خود نكرده بود.

    با این همه، آمریكا برای حمایت از عراق در طول سال های جنگ تحمیلی جدای از تحریك گروهك های ضدانقلاب و كشاندن منافقین به جبهه رژیم بعث، در چهار جبهه وارد منازعه شد؛ عملیات استانچ برای تحریم ایران و لغو تحریم عراق و متعاقب آن تجهیز تسلیحاتی و لجستیكی این كشور، عملیات مالی برای تامین نیازهای مالی عراق از كشورهای عربی و غربی، عملیات اطلاعاتی و ارتباطی و عملیات جنگ روانی و سیاسی علیه ایران. با وجود این حمایت ها اما، ماشین جنگی عراق در جبهه های نبرد به گل نشست و سیل كمك های متنوع كشورهای عربی و غربی هم نتوانست كمكی به عراق برای برون رفت از این شرایط بكند. تا این كه پیروزی در عملیات كربلای 5 (دی 1365) موازنه قدرت را به سود ایران تثبیت كرد.

    نتایج این عملیات سبب شد تا امریكا برخلاف قبل، گزینه صلح را به طور جدی دنبال نماید. چنان كه واین برگر، وزیر دفاع وقت امریكا، با لحنی تهدیدآمیز گفت كه امریكا نمی خواهد ایران در جنگ با عراق پیروز شود. البته امریكا برای بین المللی ساختن جنگ كشورهای انگلیس، فرانسه، ایتالیا و بلژیك را به بهانه اسكورت نفت كش ها و كشتی های تجاری با ناوهای لجستیكی و پشتیبانی روانه خلیج فارس كرد.

    واشنگتن پس از جنگ نفتكش ها، جنگ سفارتخانه ها را نیز كلید زد؛ انگلیس و فرانسه برای فشارهای سیاسی و روانی بر ایران در خرداد و تیر 1366 دیپلمات های ایرانی را احضار و اخراج كردند. به موازات این اقدامات، امریكا با تطمیع و تحریك عربستان فاجعه قتل عام حجاج ایرانی را در مرداد 1366 رقم زد. پس از آن ریگان با تغییر سریع و صریح رویه خود، ضمن تأمین اعتبار برای عراق، كشورهای اروپایی را نیز تشویق كرد تا با تعویق زمان بازپرداخت بدهی های عراق موافقت كنند. علاوه بر این امریكا، عربستان را تشویق كرد تا با كاهش قیمت نفت، ایران را از مهم ترین منبع درآمد برای تأمین هزینه های جنگ محروم كند.

     

    کاهش قیمت نفت

    عربستان نیز میزان تولید نفت خود را از 5 /2 میلیون بشكه در روز به 6 میلیون بشكه افزایش داد و بدین ترتیب قیمت نفت از 30 دلار برای هر بشكه به 9 دلار رسید. ضمن این كه ریگان همراستای با این طرح، راهبردی موسوم به «ابتكار استراتژیك» را با هدف تقویت میانه روها از طریق تامین قطعات و تسلیحات نظامی برای ایران به منظور وسیله ای برای آزادسازی گروگان ها اجرا كرد. اما فتح فاو در زمستان 1364 طی عملیات والفجر 8 سبب شد تا سنای امریكا در گزارش سالیانه 1987 بهترین راه را برای جلوگیری از شكست عراق و حفظ منافع حیاتی امریكا، پایان دادن به جنگ با ایران از طریق تلاش هماهنگ جامعه بین المللی عنوان كند. چنانكه در 17 مرداد 1366 جت جنگنده تام كت اف.14 نیروی دریایی امریكا دو موشك به سوی جت ایرانی شلیك كرد.

    برخورد نفت كش امریكایی تكزاكو كایبین با مین به فاصله دو روز بعد از این واقعه و نیز اصابت یك موشك كرم ابریشم (سیلك ورم) به جنوب كویت در 13 شهریور تقابل ایران و امریكا را وارد مراحل جدید كرد.

     

    حمله به کشتی ایرانی

    رونالد ریگان در اظهارنظری رسمی اعلام كرد كه شخصاً دستور حمله به كشتی ایرانی را صادر كرده است. پس از این حادثه نیروی دریایی امریكا با حمله به 5 قایق گشتی نیروی دریایی سپاه در 16 مهر، 3 فروند از آن ها را غرق كرد.

    در پاسخ به این حمله، ایران یك فروند هلی كوپتر امریكا را سرنگون كرد. یك هفته بعد نفت كش امریكایی سانگاری در سواحل كویت مورد اصابت یك فروند موشك كرم ابریشم ایران قرار گرفت. چهار روز بعد دو سكوی نفتی رشادت و رسالت ایران مورد حمله امریكا قرار گرفت. چند ساعت پس از این حمله و به دنبال درگیری قایق های توپدار ایرانی با كشتی امریكایی ویلی تاید در سواحل امارت، امریكا ضمن وارد ساختن خسارات به یك حلقه چاه مشترك ایران و امارات، ناوچه های جوشن، سهند و سبلان ایران را منهدم كرد.

    پیش از این ریگان با صدور بیانیه ای در 5 آبان 1366 تحریم تجاری و بازرگانی ایران را اعلام كرد. پس از تشدید درگیری های نظامی ایران و امریكا، پنتاگون اردیبهشت 1367 اعلام كرد كه سیاست گسترش حضور نظامی امریكا در خلیج فارس به طور رسمی به اجرا گذاشته شده است. كمتر از دو ماه بعد از اعلام این استراتژی در 12 تیر ناو هواپیمابر یو.اس.اس.جك وینسنس هواپیمای ایرباس 300A ایران را بر فراز آب های خلیج فارس مورد هدف قرار داد.

     

  • +رسوایی در آمریکا

    در 5 اکتبر 1986 (13 مهر 1365) یک هواپیمای باری قدیمی آمریکایی که در حال پرواز برفراز نیکاراگوئه بود، توسط یک موشک ضدهوایی سقوط کرد. یوجین هیزنفاس تنها بازمانده این حادثه بود که به اسارت درآمد. بعد از اطلاع از دستگیری او، سازمان سیا تصمیم گرفت هرچه سریعتر وارد عمل شده و وی را بازگرداند. اما مدتی بعد هیزنفاس با حضور در پشت دوربینهای تلوزیونی از نقش آمریکا در تجهیز و پروراندن شورشیان نیکاراگوئه(کنترا) پرده برداشت.

    این خبر در حالی به اولیور نورث، عضو شورای ملی امنیت ایالات متحده آمریکا رسید که وی درحال مذاکره با نمایندگان ایران در اروپا بود. رابرت مک‌فارلین، عضو دیگر شورای امنیت ملی ایالات متحده آمریکا، بعد از اطلاع از این خبر از ادمه مذاکرات با طرف ایرانی دست کشید و به واشنگتن بازگشت. درست یک ماه بعد خبر معامله تسلیحاتی ایران با آمریکا از یک هفته‌نامه لبنانی منتشر شد. این دو رسوایی سیاسی، یک بحران سیاسی را در آمریکا پدید آورد.

    در 25 نوامبر 1986 (4 آذر 1365) فاش شد که سرهنگ الیور نورث از کارکنان شورای امنیت ملی ایالات متحده آمربکا ترتیبی داده بود که سود 10 تا 30 میلیون دلاری فروش اسلحه به ایران به شورشیان کنترا پرداخت شود. در حالیکه پیش از آن کنگره ایالات متحده آمریکا چنین اقدامی را از اساس غیرقانونی کرده بود. انتشار این اخبار ریگان را واداشت تا آدمیرال جان پویندکستر مشاور امنیت ملی را که در سال 1985 جانشین مک فارلین شده بود به همراه اولیور نورث از کار برکنار کند. ریگان بدنبال این ماجرا، کمیته مشترک ریاست جمهوری و کنگره، به ریاست سناتور سابق جان تاور، را مامور رسیدگی به این ماجرا کرد.

    کمیسیون تاور بعدها اعلام کرد که ریگان از اقدامات زیردستانش در شورای امنیت ملی در ماجرای ایران – کنترا خبر نداشته‌است هرچند که افرادی نظیر دونالد ریگان رئیس ستاد کارکنان ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا، کاسپارواینبرگر وزیر دفاع و جرج شولتز وزیر خارجه به دلیل تعلل در جلوگیری از این قانون شکنی مورد انتقاد قرار گرفتند. در طی جلسات سوال از متخلفین در کمیسیون تاور، سرهنگ اولیور نورث با استفاده از حق توسل به متمم پنجم، از دادن هرگونه شهادت در رابطه با نقشش در نابود کردن مدارک مربوط به ماجرای ایران – کنترا خودداری کرد.

    امام خمینی(ره ) در 29 آبان همان سال در این‌باره فرمودند: "رئیس جمهور آمریکا در این رسوایی باید عزا بگیرد. این متفرقه گویی و اضطرابی که در کاخ سفید پیدا شد و در طرفداری آمریکا، حکایت از عظمت مسئله می‌کند. یک مقام عالی رتبه به قول خودشان از آمریکا به طور قاچاق و با تذکره جعلی وارد ایران می‌شود در صورتی که ایران نمی‌داند چیست. به مجردی که وارد می‌شود معلوم می‌شود که این از مقامات آمریکا است.»

    این دو رسوایی سیاسی(حمایت از شورشیان نیکاراگوئه و فروش مخفیانه سلاح به ایران)، یک بحران سیاسی را در آمریکا پدید آورد. برای بیشتر آمریکاییها این دو رسوایی غیر قابل قبول بود. رونالد ریگان و آنتونی میس که در تاریخ 25 نوامبر همان سال از ارتباط این دو موضوع مطلع و شوکه شده بودند، کنفرانس خبری آن روز را لغو کردند. البته همواره از وجود شواهدی مبنی بر آگاهی شخص رونالد ریگان از این رابطه دوطرفه سخن گفته شده‌است. ولی هیچگاه مدارکی در جهت محکومیت رئیس‌جمهور ارائه نشد. پس از این رسوایی، ریگان کمیته‌ای 3 نفره به ریاست سناتور جان تاور تشکیل داد تا این موضوع را بررسی کنند. این کمیته به کمیسیون تاور معروف شد و مأموریت بررسی نقش شورای امنیت ملی آمریکا را در این بحران برعهده گرفت.

     

  • +نوع رویکرد ریگان در صحنه سیاست داخلی

    ریگان در دوران ریاست جمهوری خویش، در صحنه سیاست داخلی به خوبی دریافته بود که کشور برای پذیرش طرز تفکر او آمادگی دارد. پس از افراط‌‌ کاری‌های سیاسی در دهه‌ 60 و 70 میلادی، جامعه‌ آمریکا از بلوغ نسبی برای قبول کردن رویکرد فکری ریگان برخوردار شده بود، رویکردی که می‌گفت، دولت باید تا آن جا که می‌تواند خود را کنار بکشد.

    ریگان در ابتدا مالیات‌ها را کاهش داد و با کنترل تورم و مثبت‌اندیشی‌اش باعث شد آمریکا‌یی‌ها بار دیگر غرور و اعتماد به نفس از دست‌‌رفته‌‌شان را بازیابند. در آن زمان آمریکا در صحنه‌ بین‌المللی نیز با خوش‌اقبالی روبرو بود.

    ادوین میس، وزیر دادگستری پیشین آمریکا و مشاور چندین ساله‌ رونالد ریگان، حمایت مارگارت تاچر، نخست‌وزیر بریتانیا، از ریگان را بدون تأثیر نمی‌داند. افزون بر آن اتحاد جماهیر شوروی در آن زمان میخائیل گورباچف را در سمت رهبر داشت، کسی که به تحولات سیاسی در آلمان دو پاره‌ آن زمان و فروپاشی دیوار برلین با سلاح خشونت جواب نداد. به باور ادوین میس، گورباچف به روند فروپاشی دیوار سرعت بخشید و در نهایت نیز پایان اتحاد جماهیر شوروی را رقم زد.

    میس می‌گوید: «همه‌‌ این‌تحولات بدون وجود رونالد ریگان ناممکن بود، دست‌کم نه در سال‌های 1989و 1991که شوروی از هم پاشید، بلکه اگر ریگان نبود این اتفاقات دیرتر رخ می‌دادند.» میس تمام این تحولات را نتیجه‌ سیاست‌های ریگان می‌داند.

     

  • +نوع رویکرد ریگان در صحنه سیاست خارجی

    در عرصه سیاست خارجی، ریگان با در پیش گرفتن یک سیاست خارجی تهاجمی علیه «شیطان سرخ» - اتحاد شوروی - به بازسازی روحیه ملی پرداخت. وی خصومت و رقابت با مسکو را از طریق طرح جنگ ستارگان به اوج رساند به این امید که ماشین نظامی روس‌ها را از نفس بیندازد. این هدف در زمان جانشین وی یعنی جورج بوش پدر به بار نشست.

    ریگان در دوره دوم ریاست جمهوری خود که در سال 1984 آغاز شد، از یکسو با رکود اقتصادی و کسری عظیم بودجه و از سوی دیگر با رسوایی ایران - کنترا مواجه شد. اگرچه وی توانست به مراتب بهتر از نیکسون در مقابله با بحران سیاسی ایران - کنترا مقاومت کند، لیکن در 2 سال باقی مانده از دوره دوم ریاست جمهوری خود، هرگونه ابتکار عمل را از دست داد.

    وی تنها از طریق اعمال فشار بر میخائیل گورباچف رهبر اصلاح‌طلب اتحاد شوروی و کسب امتیازات بیشتر از مسکو توانست میزان مقبولیت حزب جمهوری‌خواه را در نزد افکار عمومی حفظ نماید. بدین ترتیب زمینه برای پیروزی جورج بوش معاون ریگان و نامزد حزب جمهوری‌خواه در انتخابات ریاست جمهوری سال 1988 مهیا گشت. در این انتخابات، جمهوری‌خواهان توانستند برای نخستین بار پس از جنگ جهانی دوم برای سومین بار در کاخ سفید مستقر شوند.

     



ویرایش این مطلب، یا ارسال نظر