روبرتو روسلینی

 

روبرتو گستونه زفیرو روسلینی کارگردان ایتالیایی، از بنیانگذاران سبک نئورئالیست ایتالیا بود که با آثاری چون "رم، شهر بی دفاع" و "آلمان سال صفر" به شهرت رسید.

 


امتیاز دهی به مطلب:
 

به اشتراک گذاری مطلب:
ارسال به دوستانارسال به دوستان
  • -زندگینامه

    روبرتو گستونه زفیرو روسلینی (Roberto Gastone Zeffiro Rossellini) در 8 می 1906 در شهر رم ایتالیا به دنیا آمد. پدرش "آنجیولو جوزپه" معمار و طراح نخستین تالار سینما در شهر رم و مادرش "الترا" خانه دار بود. خانواده او از طبقه مرفه جامعه بودند؛ او و برادرش "رنزو" به همراه دیگر فرزندان پرستار داشتند. روبرتو روسلینی آموزه های خود را نزد آموزگاران ویژه در خانه یاد می گرفت. خانواده او به آفرینندگی و هنر اهمیت زیادی می دادند.

    روسلینی از کودکی در سالن تاریکی که پدرش طراحی کرده بود ساعت‌ها به تماشای فیلم‌های کوتاه آماتوری می‌ نشست و از همان ابتدای کودکی به همراه برادر خود برای خانواده نمایش بازی می کردند. او در دوران جوانی بسیار ولخرج و نازپرورده بود اما با درگذشت پدر دریافت که همه دارایی پدر با خوش گذارنی از بین رفته است و چون با دیدن فیلم، تجربیاتی به دست آورده بود پا به صنعت سینما گذاشت.

    روبرتو روسلینی یکی از پایه‌ گذاران سینمای نئورئالیست ایتالیا بود؛ "رم، شهر بی دفاع" ساخته روسلینی از نخستین فیلمهای این سبک به شمار می رود.

    روسلینی که از او به‌ عنوان "پدرخوانده موج نوی سینمای فرانسه" یاد می‌شود در سال 1977 ریاست هیأت داوران کن را عهده‌دار بود. او در سال 1946 با فیلم "رم، شهر بی ‌دفاع" جایزه بزرگ هیأت داوران کن کسب کرد.

    روسلینی در 3 ژوئن 1977 در ایتالیا درگذشت.

     

  • +خانواده

    روبرتو روسلینی در سال 1949 با "اینگرید برگمن"، بازیگر سوئدی که برای بازی در فیلمش به ایتالیا آمده بود، آشنا شد؛ روسلینی و برگمن پس از جداشدن از همسرانشان با یکدیگر ازدواج کردند؛ حاصل این ازدواج 3 فرزند بود یک پسر و 2 دختر که دوقلو بودند.
    "برگمن" در برخی از فیلمهای روسلینی از جمله فیلم "استرامبولی، سرزمین خدا" بازی کرد. در این فیلم برگمن به عنوان تهیه کننده به همراه روسلینی حضور داشت؛ داستان فیلم، داستان "کارین" زنی فراری از لیتوانی است که همسر ماهی ‌گیر ایتالیایی بی‌نوایی می‌شود تا از زندانی شدن در یک اردوگاه بگریزد اما خود را در تله‌ استرامبولی یک جزیره‌ دورافتاده آتش‌فشانی می‌یابد...
    روسلینی و برگمن تا سال 1957 با هم بودند و در این دوره با هم 5 فیلم ساختند.
    "ایزابلا روسلینی" بازیگر هالیوودی دختر روبرتو روسلینی و اینگرید برگمن است که از جمله نقش های او در سینمای هالیوود می توان به فیلم "مخمل آبی" دیوید لینچ اشاره کرد.
    "رنزو روسلینی"، برادر روسلینی، آهنگساز است که آهنگ های بسیاری از فیلمهای روسلینی را ساخته است.
     
  • +آغاز فعالیت فیلمسازی

    حضور روسلینی در تالار سینمایی که پدرش طراحی کرده بود و آشنایی او با دنیای فیلم باعث شد پس از مرگ پدرش برای تأمین هزینه های زندگی وارد این صنعت شود. او از همان ابتدا خیلی زود همه رموز کار را آموخت و به عنوان تدوینگر، دوبلور و فیلمنامه نویس پا به دنیای سینما گذاشت و فیلمسازی خود را با کارگردانی فیلمهای مستند آغاز کرد. 
    نخستین فیلم روسلینی Dafne نام داشت که در سال 1936 کارگردانی شد اما چندان قابل اعتنا نبود. در سال 1942 با همکاری "برتیس" اولین اثر بااهمیت خود "کشتی سفید" را ساخت و توانست به کمک شکل پردازی‌های هنری، مونتاژ و تصاویر درشت به درون واقعیت نفوذ و آن را تفسیر کند. او در همان سال "بازگشت خلبان" را ساخت؛ فیلمنامه این فیلم را میکل آنجلو آنتونیونی با همکاری روسلینی نوشت که به عنوان آغاز فعالیت آنتونیونی بشمار می آمد. روسلینی سال بعد نیز فیلمی مربوط به جنگ به نام "مردی با صلیب" را ساخت که تا حدود زیادی تبلیغات به شمار می‌آمد.
     
    فیلمسازی در دوران حکومت فاشیستی ایتالیا
    او سال‌های طلایی زندگی‌ خود را تحت حکومت فاشیستی موسولینی، رهبر ایتالیا در جنگ جهانی دوم گذراند، هنگامی که ویتوریو موسولینی، پسر موسولینی که در کار سینما بود، او را به همکاری فراخواند، روسلینی پذیرفت و فیلمهای پذیرفته شده فاشیست ها را ساخت که در مجموعه آثار او اهمیتی فرعی دارند. او بعدها به هنگام نوشتن کارنامه خود برای نشریه "کایه دو سینما" از نوشتن نام 3 فیلمی که با نگاه فاشیستی کارگردانی کرده بود، امتناع کرد. 
     
  • +روسلینی از بنیانگذاران سبک نئورئالیست ایتالیا

    روسلینی به ‌عنوان یک فیلمنامه ‌نویس و فیلمساز موفق، در سال 1945 با همکاری فدریکو فلینی فیلمنامه‌ "رم، شهر بی ‌دفاع" و "پاییزا" را نوشت و در همان سال‌ها این دو فیلم را جلوی دوربین برد؛ دو فیلمی که در آکادمی اسکار نیز مطرح شد.
    بسیاری از کارشناسان و منتقدان دهه‌ 50 و 60 میلادی سینمای اروپا، روسلینی را از بزرگترین کارگردانان تاریخ سینمای ایتالیا می ‌دانند و او را عامل موفقیت و تولد دوباره‌ سینمای ایتالیا در دوره پس از جنگ معرفی می‌ کنند. 
    روبرتو روسلینی در کنار فیلمسازان بزرگی همچون "ویسکونتی"، فدریکو فلینی و "ویتوریو دسیکا" از مهمترین کارگردانان سینمای ایتالیا و آغازگر موج نو در این سینما به شمار می‌رود.
    او با ساخت فیلم هایی چون "رم شهر بی دفاع"، "پاییزا" و "آلمان سال صفر" به ایجاد سبک نئورئالیسم کمک شایانی کرد؛ سبک نئورئالیسم، سبکی است که با روایتهایی شناخته می شود که در میان طبقه فقیر و کارگر روی داده و بیشتر نوعی انتقاد از وضعیت اقتصادی و اخلاقی دشوار ایتالیا پس از جنگ جهانی دوم دارد که تغییرات روحی، روانی و شرایط زندگی آن دوران را منعکس می کرد. 
    روسلینی طی سال‌های 1945 تا 1949 علاوه‌ بر کارگردانی سینما، حضور در تئاتر را نیز تجربه کرد و به کارگردانی چند نمایش پرداخت. 
    او در سال 1959 پس از جدایی از برگمن یکی از پیچیده ‌ترین کارهای سینمایی خویش را به نام "ژنرال دلا رووره" با بازیگری ویتوریو دسیکا، کارگردان و بازیگر ایتالیایی ساخت. این فیلم برنده‌ جوایز متعددی از جمله جایزه‌ شیر طلای ونیز 1959، جایزه بهترین فیلم از دوید دوناتلو از انجمن روزنامه ‌نویسان سینمایی ایتالیا در سال 1960 شد. 
     
  • +ساخت فیلم برای تلویزیون

    در سال 1963 روسلینی اعلام کرد که از سینما کنار خواهد رفت و تنها به کارهای تلویزیونی خواهد پرداخت تا آموزش فرهنگی را گسترش دهد؛ او چندین فیلم زندگی‌ نامه‌ ای و فیلم کوتاه را برای تلویزیون ساخت.
    از جمله‌ این فیلمها می توان "فرمان روایی لویی چهاردهم"، "سقراط"، "آگوستین هیپو"، "بلیز پاسکال"، "دکارت"، "کنسرت برای میکل آنژ" را نام برد.
    در سال‌های پایانی روسلینی دو فیلم "سال یکم" و "مسیحا" را ساخت. در "سال یکم" روسلینی زندگینامه‌ "آلچید دو گاسپری" را به تصویر کشید.
     
  • +وفات

    روبرتو روسلینی روز 3 ژوئن 1977 در سن 71 سالگی در شهر رم درگذشت.

     

  • +آثار

    روبرتو روسلینی علاوه بر کارگردانی فیلمهای خود در فیلمنامه نویسی و یا تهیه کنندگی آنها نیز فعال بوده است. برخی از آثار او عبارتند از: 
    -"کشتی سفید" (The White Ship) محصول سال 1941، کارگردان و نویسنده
    -"بازگشت یک خلبان" (A Pilot Returns) محصول سال 1942، کارگردان و یکی از نویسندگان
    -"مردی با صلیب" (The Man with a Cross) محصول سال 1943، کارگردان و یکی از نویسندگان
    -"رم، شهر بی دفاع" (Rome, Open City) محصول سال 1945، کارگردان و یکی از تهیه کنندگان
    -"پاییزا" (Paisà) محصول سال 1946، کارگردان و یکی از تهیه کنندگان
    -"آلمان سال صفر" (Germany, Year Zero) محصول سال 1948، کارگردان، یکی از نویسندگان و تهیه کنندگان
    -"استرامبولی، سرزمین خدا" (Stromboli) محصول سال 1950، کارگردان، فیلمنامه نویس و یکی از تهیه کنندگان 
    -"اروپا 51" (Europe '51) محصول سال 1952، کارگردان، یکی از نویسندگان و تهیه کنندگان
    -"ماشینی برای کشتن مردم خبیث" (The Machine That Kills Bad People) محصول سال 1952، کارگردان
    -"ما زن ها" (We, the Women) محصول سال 1953، کارگردان
    -"سفر به ایتالیا" (Journey to Italy) محصول سال 1954، کارگردان، یکی از نویسندگان و تهیه کنندگان 
    -"هراس" (Fear) محصول سال 1954، کارگردان و یکی از نویسندگان
    -"هندوستان" (India: Matri Bhumi) مستندی محصول سال 1959، کارگردان و یکی از نویسندگان
    -"ژنرال دلا رووره" (General della Rovere) محصول سال 1959، کارگردان
    -"وانینا وانینی" (Vanina Vanini)  محصول سال 1961، کارگردان
    -"روح سیاه" (Black Soul) محصول سال 1962، کارگردان
    -"روگوپاگ" (RoGoPaG) محصول سال 1963، کارگردان
    -"سال یکم" (Year One) محصول سال 1974، کارگردان 

     

  • +"رم، شهر بی دفاع" شاهکار روسلینی

    فیلم "رم، شهر بی ‌دفاع" شاهکار سینمایی روبرتو روسلینی است که بهترین ویژگی های مشخص کننده نهضت نئورئالیست ایتالیا را دارد. روسلینی فیلمنامه این فیلم را که از نظر مضمون فیلمی درباره نهضت مقاومت است را با مشارکت فدریکو فلینی نوشت. این فیلم در میان 10 اثر برتر تاریخ سینما در ژانر جنگ که دو روزنامه "گاردین" و "آبزرور" در سال 2013 اقدام به معرفی آن نمودند، جایگاه نهم را داشت. منتقدین بخش سینما در این دو روزنامه بر این بودند که این آثار به بهترین شکل ممکن پدیده ناخوشایند جنگ را به تصویر کشیده است.
    "رم، شهر بی دفاع" درام جنگی در شهر رم، در طول اشغال نازی‌ها در سال 1944 را روایت می کند؛ آلمان‌ها به دنبال دستگیری "جورجیو مانفردی"، از رهبران نهضت مقاومت هستند و برای دستگیری وی به آپارتمان او می‌روند اما وی از مسیر پشت بام می‌گریزد و نزد دوستش فرانچسکو که یک روزنامه ‌نگار است می ‌رود. نازی‌ها برای دستگیری پارتیزان‌ها به محل می‌آیند و فرانچسکو را دستگیر می‌ کنند و نامزدش را می‌ کشند. مانفردی از مهلکه فرار می‌کند و با گروهی موفق به آزاد کردن زندانیان از جمله فرانچسکو می‌شود اما سرانجام مانفردی دستگیر شده و زیر شکنجه می ‌میرد...
    هنر روسلینی در آن است که توانسته بود موضوع فیلم را در داستان‌های کوتاه انگشت شماری خلاصه کند که کوتاه بودن و ظاهر تصادفی بودنشان، تراژدی یک لحظه تاریخی را ثبت کرده است. این فیلم جایزه بزرگ جشنواره کن در سال 1946 را گرفت و همچنین نامزد دریافت جایزه اسکار نیز بوده‌ است.
     


ویرایش این مطلب، یا ارسال نظر