خیام نیشابوری

 خيام از بزرگترين و مشهورترين شعرای تاريخ ايران بعد از اسلام و از ریاضی‌ دانان و ستاره‌ شناسان بنام ایران در دورهٔ سلجوقی است، كه معروفيت وی مرزها را در نورديده و در سرتاسر گيتی به عنوان شاعری خرد گرا شناخته شده است. حكيم عمر خيام اگرچه بيشتر به عنوان شاعری رباعی سرا شهره گشته است ولی وی در واقع فيلسوف و رياضيدانی بزرگ بود كه در طول عمر دراز خويش كشفيات مهمی در رياضيات و نجوم انجام داد. گرچه پایگاه علمی خیام برتر از جایگاه ادبی او است و حجة الحق لقب داشته است؛ ولی آوازهٔ وی بیشتر به واسطهٔ نگارش رباعیاتش است که شهرت جهانی دارد. افزون بر آنکه رباعیات خیام را به اغلب زبان‌های زنده ترجمه نموده‌اند، ادوارد فیتزجرالد رباعیات او را به زبان انگلیسی ترجمه کرده‌است که مایهٔ شهرت بیشتر وی در مغرب‌ زمین گردیده‌ است.

 

امتیاز دهی به مطلب:
 

به اشتراک گذاری مطلب:
ارسال به دوستانارسال به دوستان
  • -زندگینامه

    سال ولادت غیاث الدین ابوالفتح، عمر بن ابراهیم خیام نیشابوری(خیامی) دقیقاً مشخص نیست. برخی تاریخ ولادت اورا 28 اردیبهشت 427 شمسی دانسته اند. او در شهر نیشابور و در زمانی به دنیا آمد که ترکان سلجوقی بر خراسان، ناحیه ای وسیع در شرق ایران، تسلط داشتند.

    به این علت به او خیام می گفتند چون پدرش به شغل خیمه دوزی مشغول بوده است. او از بزرگترین دانشمندان عصر خود به حساب می آمد، و دارای هوشی فوق العاده بوده و حافظه ای نیرومند و قوی داشته است.

    وی در زادگاه خویش به آموختن علم پرداخت و نزد عالمان و استادان برجسته آن شهر از جمله امام موفق نیشابوری علوم زمانه خویش را فراگرفت و چنانکه گفته اند بسیار جوان بود که در فلسفه، نجوم و ریاضی به مقامات بلندی رسید و در علم طب نیز مهارت داشته به طوری كه گفته شده او سلطان سنجر را كه در زمان كودكی به مرض آبله گرفتار شده بود معالجه كرد.

    او به دو زبان فارسی و عربی نیز شعر می سرود و در علوم مختلف كتاب های با ارزشی نوشته است. خیام در زمان خود دارای مقام و شهرت بزرگی داشته و معاصران او همه، وی را به لقب های بزرگی مانند امام، فیلسوف، حجة الحق ستوده اند. او معاصر با حكومت آلپ ارسلان و ملكشاه سلجوقی بود.

    خیام فقه را در میانسالی در محضر امام موفق نیشابوری آموخت؛ حدیث، تفسیر، فلسفه، حکمت و ستاره‌ شناسی را فراگرفت. برخی نوشته‌ اند که او فلسفه را مستقیماً از زبان یونانی فرا گرفته بود. غلامحسین مراقبی گفته‌ است که خیام در زندگی زن نگرفت و همسر برنگزید.

     

  • +عزیمت به سمرقند

    حكيم عمر خيام ظاهراً پس از كسب علوم و معارف عصر خويش در سال 461 هجری نیشابور را ترک ورهسپار سمرقند گشت و در اين شهر مورد توجه امير قرخانيان شمس الملك نصربن ابراهيم قرار گرفت و رساله معروف خود درباره جبر را نيز در همين زمان به رشته تحرير در آورد.

    خيام سپس عازم اصفهان شد و به خدمت ملكشاه سلجوقی درآمد و به اصلاح تقويم ايرانی و بنای رصدخانه ای در اصفهان همت گماشت. سلطان ملكشاه در دوره سلطنت خويش حكيم جوان را سخت گرامی داشت و امكانات فراوانی برای فعاليتهای علمی در اختيار خيام گذاشت.

    پس از روی كار آمدن سلطان سنجر سلجوقی حكيم عمر خيام كه در زمره ندمای خاص سلطان ملكشاه بود به خدمت وی درآمد و حتی سلطان را كه دچار آبله سختی شده بود مورد معالجه و درمان قرارداد ولی سنجر هيچگاه نظر مساعدی نسبت به خيام نداشت.

    از اين روی وی مدتی كوتاه پس از بر تخت نشستن سلطان سنجر به زادگاه خويش نيشابور بازگشت و باقيمانده عمرش رادر اين شهر به انزوا و گوشه نشينی گذارند.

     

  • +حوادث مهم زمان خیام

    درزمان حیات خیام حوادث مهمی به وقوع پیوست از جمله جنگ های صلیبی، سقوط دولت آل بویه، قیام دولت آل سلجوقی.

    خیام سپس به اصفهان رفت و مدت 18 سال در آنجا اقامت گزید و با حمایت ملک شاه سلجوقی و وزیرش نظام الملک، به همراه جمعی از دانشمندان و ریاضیدانان معروف زمانه خود، در رصد خانه ای که به دستور ملکشاه تأسیس شده بود، به انجام تحقیقات نجومی پرداخت.

    حاصل این تحقیقات اصلاح تقویم رایج در آن زمان و تنظیم تقویم جلالی (لقب سلطان ملکشاه سلجوقی) بود. در تقویم جلالی، سال شمسی تقریباً برابر با 365 روز و 5 ساعت و 48 دقیقه و 45 ثانیه است. سال دوازده ماه دارد 6 ماه نخست هر ماه 31 روز و 5 ماه بعد هر ماه 30 روز و ماه آخر 29 روز است هر چهارسال، یکسال را کبیسه می خوانند که ماه آخر آن 30 روز است و آن سال 366 روز است.

    در تقویم جلالی هر پنج هزار سال یک روز اختلاف زمان وجود دارد در صورتیکه در تقویم گریگوری هر ده هزار سال سه روز اشتباه دارد.

     

  • +ترک اصفهان و سفر به خراسان

    پس از درگذشت ملک‌شاه و کشته شدن نظام‌الملک، در میان فرزندان ملکشاه بر سر تصاحب سلطنت اختلاف افتاد. به دلیل آشوب ها ودرگیری های ناشی از این امر، مسائل علمی و فرهنگی که قبلا از اهمیت خاصی برخوردار بود به فراموشی سپرده شد.

    خیام مورد بی‌ مهری قرار گرفت و کمک مالی به رصدخانه قطع شد. عدم توجه به امور علمی و دانشمندان و رصدخانه، خیام را بر آن داشت که اصفهان را به قصد خراسان ترک کند. بعد از سال 479 خیام اصفهان را به قصد اقامت در مرو که به عنوان پایتخت جدید سلجوقیان انتخاب شده بود، ترک کرد. 
    وی باقی عمر خویش را در شهرهای مهم خراسان به ویژه نیشابور و مرو که پایتخت فرمانروایی سنجر (پسر سوم ملکشاه) بود، گذراند. در آن زمان مرو یکی از مراکز مهم علمی و فرهنگی دنیا به شمار می رفت و دانشمندان زیادی در آن حضور داشتند. بیشتر کارهای علمی خیام پس از مراجعت از اصفهان در این شهر جامه عمل به خود گرفت.
    احتمالاً در آن‌جا میزان الحکم و قسطاس المستقیم را نوشت. رسالهٔ مشکلات الحساب (مسائلی در حساب) احتمالاً در همین سال‌ها نوشته شده‌ است.
     
  • +شرایط دوران خیام

    در زمان خیام فرقه‌های مختلف سنی و شیعه، اشعری و معتزلی سرگرم بحث‌ها و مجادلات اصولی و کلامی بودند. فیلسوفان پیوسته توسط قشرهای مختلف به کفر متهم می‌شدند. تعصب، بر فضای جامعه چنگ انداخته بود و کسی جرئت ابراز نظریات خود را نداشت؛ حتی امام محمد غزالی نیز از اتهام کفر در امان نماند. اگر به سیاست‌نامهٔ خواجه نظام‌ الملک بنگریم، این اوضاع کاملاً بر ما روشن خواهد بود. در آن جا، خواجه نظام همهٔ معتقدان به مذهبی خلاف مذهب خود را به شدت می‌کوبید و همه را منحرف از راه حق و ملعون می‌دانست. از نظر سیاست نیز وقایع مهمی در عصر خیام رخ داد:

    سقوط دولت آل بویه
    قیام دولت سلجوقی
    جنگ‌های صلیبی
    ظهور باطنیان
    در اوایل دوران زندگی خیام، ابن سینا و ابوریحان بیرونی به اواخر عمر خود رسیده بودند. نظامی عروضی سمرقندی او را «حجة الحق» و ابوالفضل بیهقی «امام عصر خود» لقب داده‌اند. از خیام به عنوان جانشین ابن‌سینا و استاد بی‌بدیلِ فلسفه طبیعی (مادی)، ریاضیات، منطق و متافیزیک یاد می‌کنند.
     
  • +دستاوردهای علمی خیام

    دستاوردهای علمی خیام برای جامعه بشری متعدد و بسیار درخور توجه بوده است. وی برای نخستین بار در تاریخ ریاضی به نحو تحسین برانگیزی معادله های درجه اول تا سوم را دسته بندی کرد، و سپس با استفاده از ترسیمات هندسی مبتنی بر مقاطع مخروطی توانست برای تمامی آنها راه حلی کلی ارائه کند. 

    وی برای معادله های درجه دوم هم از راه حلی هندسی و هم از راه حل عددی استفاده کرد، اما برای معادلات درجه سوم تنها ترسیمات هندسی را به کار برد؛ و بدین ترتیب توانست برای اغلب آنها راه حلی بیابد و در مواردی امکان وجود دو جواب را بررسی کند. 
    اشکال کار در این بود که به دلیل تعریف نشدن اعداد منفی در آن زمان، خیام به جوابهای منفی معادله توجه نمی کرد و به سادگی از کنار امکان وجود سه جواب برای معادله درجه سوم رد می شد. با این همه تقریبا چهار قرن قبل از دکارت توانست به یکی از مهمترین دستاوردهای بشری در تاریخ جبر بلکه علوم دست یابد و راه حلی را که دکارت بعدها (به صورت کاملتر) بیان کرد، پیش نهد.
    خیام همچنین توانست با موفقیت تعریف عدد را به عنوان کمیتی پیوسته به دست دهد و در واقع برای نخستین بار عدد مثبت حقیقی را تعریف کند و سرانجام به این حکم برسد که هیچ کمیتی، مرکب از جزء های تقسیم ناپذیر نیست و از نظر ریاضی، می توان هر مقداری را به بی نهایت بخش تقسیم کرد. 
    همچنین خیام ضمن جستجوی راهی برای اثبات "اصل توازی" (اصل پنجم مقاله اول اصول اقلیدس) در کتاب "شرح ما اشکل من مصادرات کتاب اقلیدس" (شرح اصول مشکل آفرین کتاب اقلیدس)، مبتکر مفهوم عمیقی در هندسه شد. در تلاش برای اثبات این اصل، خیام گزاره هایی را بیان کرد که کاملا مطابق گزاره هایی بود که چند قرن بعد توسط والیس و ساکری ریاضیدانان اروپایی بیان شد و راه را برای ظهور هندسه های نااقلیدسی در قرن نوزدهم هموار کرد. 
    بسیاری را عقیده بر این است که مثلث حسابی پاسکال را باید مثلث حسابی خیام نامید و برخی پا را از این هم فراتر گذاشتند و معتقدند، دو جمله ای نیوتن را باید دو جمله ای خیام نامید. البته گفته می شودبیشتر از این دستور نیوتن و قانون تشکیل ضریب بسط دو جمله ای را چه جمشید کاشانی و چه نصیرالدین توسی ضمن بررسی قانون های مربوط به ریشه گرفتن از عددها آورده اند.
     
  • +دیگر فعالیتهای علمی خیام

    استعداد شگرف خیام سبب شد که وی در زمینه های دیگری از دانش بشری نیز دستاوردهایی داشته باشد. از وی رساله های کوتاهی در زمینه هایی چون مکانیک، هیدرواستاتیک، هواشناسی، نظریه موسیقی و غیره نیز بر جای مانده است. اخیراً نیز تحقیقاتی در مورد فعالیت خیام در زمینه هندسه تزئینی انجام شده است که ارتباط او را با ساخت گنبد شمالی مسجد جامع اصفهان تأئید می کند.

    تاریخ نگاران و دانشمندان هم عصر خیام و کسانی که پس از او آمدند جملگی بر استادی وی در فلسفه اذعان داشته اند، تا آنجا که گاه وی را حکیم دوران و ابن سینای زمان شمرده اند. آثار فلسفی موجود خیام به چند رساله کوتاه اما عمیق و پربار محدود می شود. آخرین رساله فلسفی خیام مبین گرایش های عرفانی اوست.
     
  • +القاب حیکم عمر خیام

    حکیم حجة الحق

    خواجه، امام
    الفیلسوف حجة الحق
    حکیم جهان و فیلسوف گیتی
    الشیخ الامام
    الشیخ الاجل حجة الحق
    علامهٔ خواجه
    قدوهة الفضل
    سلطان العلماء 
    ملک الحکماء
    امام خراسان
    من اعیان المنجّمین 
    الحکیم الفاضل الاوحد
    خواجهٔ حکیم
    الحکیم الفاضل
    نادرهٔ فلک
    تالی ابن سینا
    فیلسوف الوقت
    سیدالمحقّقین
    ملک الحکماء
    الادیب الاریب الخطیر
    الفلکی الکبیر 
    حجة الحق والیقین
    نصیرالحکمة و الدین
    فیلسوف العالمین
    نصرة الدّین
    الحیر الهمام
    سیّدالحکماءالمشرق و المغرب
    السیّدالاجل 
    فیلسوف العالم
    به طور قطع در حکمت و نجوم بی‌همتا، علامهٔ دوران، بر دانش یونان مسلط و غیره.
     
  • +خیام و ستاره‌ شناسی

    یکی از برجسته‌ ترین کارهای خیام را می‌توان اصلاح گاهشماری ایران در زمان وزارت خواجه نظام‌الملک، که در دوره ی سلطنت ملک‌ شاه سلجوقی (426 - 590هجری قمری) بود، دانست.

    وی بدین منظور مدار گردش کره زمین به دور خورشید را تا 16رقم اعشار محاسبه نمود.خیام در مقام ریاضی‌دان و ستاره شناس تحقیقات و تالیفات مهمی دارد. از جمله آنها رسالة فی البراهین علی مسائل الجبر و المقابله است که در آن از جبر عمدتاً هندسی خود برای حل معادلات درجه سوم استفاده می‌کند.
    او معادلات درجه دوم را از روش‌های هندسی اصول اقلیدس حل می‌کند و سپس نشان می‌دهد که معادلات درجه سوم با قطع دادن مقاطع مخروطی با هم قابل حل هستند.
    برگن معتقد است که «هر کس که ترجمهٔ انگلیسی(جبر خیام)، توسط کثیر را بخواند استدلالات خیام را بس روشن خواهد یافت و نیز، از نکات متعدد جالب توجهی در تاریخ انواع مختلف معادلات مطلع خواهد شد.» مسلم است که خیام در رساله‌هایش از وجود جواب‌های منفی و موهومی در معادلات آگاهی نداشته‌است و جواب صفر را نیز در نظر نمی ‌گرفته است.
     
  • +خیام وادبیات

    خیام زندگی‌اش را به عنوان ریاضیدان و فیلسوفی شهیر سپری کرد، در حالیکه معاصرانش از رباعیاتی که امروز مایه شهرت و افتخار او هستند بی‌خبر بودند.

    معاصران خیام نظیر نظامی عروضی یا ابوالحسن بیهقی از شاعری خیام یادی نکرده‌اند. صادق هدایت در این باره می‌گوید:
    "گویا ترانه‌های خیام در زمان حیاتش به واسطهٔ تعصب مردم مخفی بوده و تدوین نشده و تنها بین یکدسته از دوستان همرنگ و صمیمی او شهرت داشته یا در حاشیهٔ جنگ‌ها و کتب اشخاص باذوق بطور قلم‌انداز چند رباعی از او ضبط شده، و پس از مرگش منتشر گردیده است."
    قدیمی‌ ترین کتابی که در آن از خیام شاعر یادی شده‌ است، کتاب خریدة القصر از عمادالدین کاتب اصفهانی است. این کتاب به زبان عربی و در سال 572 یعنی نزدیک به 50 سال پس از مرگ خیام نوشته شده‌است.
    کتاب دیگر مرصادالعباد نجم‌الدین رازی است. این کتاب حدود 100سال پس از مرگ خیام در 620 قمری تصنیف شده‌است. نجم‌الدین صوفی متعصبی بوده که از نیش و کنایه به خیام به خاطر افکار کفرآمیزش دریغ نکرده‌ است.
    کتاب‌های قدیمی (پیش از سدهٔ نهم) که اشعار خیام در آنها آمده‌ است و مورد استفادهٔ مصححان قرار گرفته‌ اند علاوه بر مرصادالعباد از قرار زیرند:
    تاریخ جهانگشا (658 ق)، تاریخ گزیدهٔ حمدالله مستوفی (730ق)، نزهة المجالس (731ق)، مونس الاحرار (741 ق). جنگی از منشآت و اشعار که سعید نفیسی در کتابخانهٔ مجلس شورای ملی جنگ یافت و در سال 750 قمری کتابت شده‌است و همچنین مجموعه‌ای تذکره‌ مانند که قاسم غنی در کتابخانهٔ شورای ملی یافت که مشتمل بر منتخبات اشعار سی شاعر است و پنج رباعی از خیام دارد.
    با کنار گذاشتن رباعایت تکراری 57 رباعی به دست می‌آید. این 57 رباعی که تقریباً صحت انتساب آنها به خیام مسلم است کلیدی برای تصحیح و شناختن سره از ناسره به دست مصححان می‌دهد. با کمک این رباعی‌ها زبان شاعر و مشرب فلسفی وی تا حد زیادی آشکار می‌شود.
    زبان خیام در شعر طبیعی و ساده و از تکلف به دور است و در شعر پیرو کسی نیست. وانگهی هدف خیام از سرودن رباعی شاعری به معنی متعارف نبوده‌ است بلکه به واسطهٔ داشتن ذوق شاعری، نکته‌ بینی‌های فلسفی خود را در قالب شعر بیان کرده‌ است.
     
  • +رباعیات خیام

    بیشترین شهرت خیام در طی دو قرن اخیر در جهان به دلیل رباعیات اوست چون رباعیهای او بسیار ساده و بی آلایش و دور از تكلف و تصنع نوع زبان شعری است در عین اینكه شامل فصاحت و بلاغت است دارای معانی عالی و استوار است.

    در این رباعیها خیام افكار فلسفی خود را به زیباترین شكل بیان می كند و این رباعی ها را غالباً در دنبال تفكرات فلسفی خود سروده و به همین علت است كه خیام در زمان خود شهرتی در شاعری نداشته و بیشتر به عنوان حكیم و فیلسوف معروف بوده اما بعدها كه رباعی های لطیف و فیلسوفانه او مشهود شد نام او در شمار شاعرانی قرار گرفت كه شهرت جهانی پیدا كردند.
    خصوصیات دیگری كه در اشعار خیام نمودار است این است كه سخنش در كمال متانت و سنگینی است. اهل شوخی و مزاح نیست، با كسی كار ندارد چون او حكیمی است متفكر، دنبال سخنوری نیست و هنگامی كه در اشعارش دقت می كنیم متوجه می شویم كه افكار شعری او بر دو یا سه موضوع بیشتر نیست: یادآوری مرگ، تاسف بر ناپایدار بودن زندگی و بی اعتباری روزگار. از میان شعرای بزرگ ایران كمتر كسی به اندازه خیام است كه شهرت جهانی داشته باشد چون اشعار او به زبان های مختلف ترجمه شده است. 
    رباعیات خیام نخستین بار توسط فیتزجرالد به انگلیسی ترجمه و در دسترس جهانیان قرار گرفت و نام او را در ردیف چهار شاعر بزرگ جهان یعنی هومر، شکسپیر، دانته و گوته قرار داد.
    رباعیات خیام به دلیل ترجمه بسیار آزاد (و گاه اشتباه) از شعر او موجب سوء تعبیرهای بعضاً غیر قابل قبولی از شخصیت وی شده است. این رباعیات بحث و اختلاف نظر میان تحلیلگران اندیشه خیام را شدت بخشیده است.
    برخی برای بیان اندیشه او تنها به ظاهر رباعیات او بسنده می کنند، در حالی که برخی دیگر بر این اعتقادند که اندیشه های واقعی خیام عمیق تر از آن است که صرفا با تفسیر ظاهری شعر او قابل بیان باشد. خیام پس از عمری پربار سرانجام در سال 517 هجری (طبق گفته اغلب منابع) در موطن خویش نیشابور درگذشت و با مرگ او یکی از درخشان ترین صفحات تاریخ اندیشه در ایران بسته شد.
     
  • +تصحیحات رباعیات خیام

    تا پیش از تصحیحات علمی مجموعه‌هایی که با نام رباعیات خیام وجود داشت که مجموعه‌هایی مغشوش، از آرای متناقض و افکار متضاد بود. به طوری که به قول صادق هدایت «اگر یک نفر صد سال عمر کرده باشد و روزی دو مرتبه کیش و مسلک و عقیده ی خود را عوض کرده باشد قادر به گفتن چنین افکاری نخواهد بود.». بی‌مبالاتی نسخه‌نویسان و اشتباه کاتبان همیشه در بررسی نسخه‌های خطی دیده می‌شود. اما در مورد خیام گاه اشعارش را به‌عمد تغییر داده‌اند تا آن را به مسلک تصوف نزدیک کنند.هدایت حتی می‌گوید یک علت مغشوش بودن رباعیات خیام این است که هر کس می‌خوارگی کرده‌است و رباعی‌ای گفته‌است از ترس تکفیر آن را به خیام نسبت داده‌است. مشکل دیگری که وجود دارد این است که بسیاری به پیروی و تقلید از خیام رباعی سروده‌اند و رباعی ایشان بعدها در شمار رباعیات خیام آمده‌است.

    نخستین تصحیح معتبر رباعیات خیام به دست صادق هدایت انجام گرفت. وی از نوجوانی دلبسته ی خیام بود. تدوینی از رباعیات خیام صورت داده بود. بعدها در 1313 آن را مفصل‌تر و علمی‌تر و با مقدمه‌ای طولانی با نام ترانه‌های خیام به چاپ رسانید. تصحیح معتبر بعدی به دست محمد علی فروغی در 1320 به انجام رسید. لازم به ذکر است که اروپاییان نظیر ژوکوفسکی، روزن و کریستنسن دست به تصحیح رباعیات زده بودند اما منتقدان بعدی شیوه ی تصحیح و حاصل کار ایشان را چندان معتبر ندانسته‌اند.
    احمد شاملو روایتی از 125رباعی خیام در کتابی به نام ترانه‌ها، روایت احمد شاملو ارائه داده‌ است.
    هرگز دل من ز علم محروم نشد           کم ماند ز اسرار که معلوم نشد
    هفتاد و دو سال فکر کردم شب و روز     معلومم شد که هیچ معلوم نشد
    کتاب دایره سپهر، ناشر: چشمه سال چاپ: 1385 نویسنده: جاوید مقدس صدقیانی. جهان‌بینی علمی و رساله سلسله ترتیب خیام به همراه متن کامل و تصحیح شده رباعیات خیام.این کتاب مشتمل است بر: متن کامل و تصحیح شده‌ی رباعیات خیام، استخراج رباعیاتی که به شاعران دیگر نسبت داده می‌شود. اما در دیوان اشعار خیام به دفعات آمده، مطالبی با نام حکیم عمرخیام به روایت متون کهن، متن کامل اشعار عربی خیام، رساله‌ی سلسله‌ی ترتیب، و هم‌چنین ترجمه‌ی رساله‌ی وجود ابن سینا توسط خیام و... است که نگارنده کوشیده ضمن پیرایش مطالب چهره‌ای واقعی از خیام نشان دهد.
     
  • +جایگاه فلسفی خیّام

    درباره جایگاه حکمی و فلسفی خیام عدّه ای که در کسوت علمای دین می باشند به تحسین و تمجید پرداخته اند. علّامه محمود بن محمّد زمخشری در کتاب الزّاجر للصّغار عن معارضة الکبار ضمن شرح دیدارش با خیّام نیشابوری وی را "حکیم جهانی و فیلسوف گیتی" می خواند؛ و ابوالحسن علی بن زید بیهقی در تتمّه صوان الحکمه، خیّام را " مسلّط بر تمام اجزای حکمت و ریاضیات و معقولات" می داند. 

    از دیگرافرادی که به تمجید خیّام پرداخته است، ابوعبدالله کاتب اصفهانی، فقیه شافعی و معروف به عماد کاتب می باشد. وی در کتاب خریدة القصر و جریدة اهل العصر به شرح حال و آثار برخی شعرا و ادبای معاصرش (قرن شش هجری) می پردازد و خیّام را " در جمیع فنون حکمت، خاصه ریاضیات" بی مانند می داند.
    در مقابل، عدّه ای نیز به مشی عقلانی خیّام خرده گرفته اند. درمنظومه الهی نامه ی عطّار نیشابوری، خیّام را در شناخت حقیقت، فریفته اندک دانش خود می داند 
    همچنین امام فخر رازی و نجم الدّین رازی به انتقاد از خیّام پرداخته اند. فخر رازی در التّنبیه علی بعض الاسرار المودعة فی بعض سور القرآن العظیم و نجم الدین دایة رازی در کتاب مرصاد العباد من المبدأ الی المعاد هر یک با ذکر چند رباعی خیّام به معانی فلسفی آنها خرده گرفته اند.
    پیرامون جایگاه فلسفی خیّام، وی خود را شاگرد بوعلی سینا معرفی کرده است و در تتمّه صوان الحکمه نیزاز قول امام محمّد بغدادی داماد خیّام می خوانیم که خیّام حتّی در دقایق پایان عمر به خواندن کتاب شفا پرداخته بود؛ همچنین خیّام یکی از آثار ابن سینا را به فارسی ترجمه کرده است و اینها همه نشان از گرایش خیّام به فلسفه سینوی می باشد.
    نظر قریب به اتفاق پژوهندگان این است که منظور خیّامی از شاگردی، پیروی می باشد بنابراین عمر بن ابراهیم خیّامی را  می بایست پیرو ابن سینا دانست نه درس آموز وی، چرا که فاصله زمانی ایندو بسیار است. در این میان استاد عباس اقبال آشتیانی، شاگردی خیّام بوعلی را خالی از احتمال نمی داند. وی در این باره به ذکر شواهد و قراینی پرداخته است از آن جمله اینکه خیّام می بایست دانشمند بنامی بوده باشد تا در قرن پنجم هجری که می دانیم دوران طلایی تمدّن ایرانی - اسلامی می باشد؛ برای اصلاح تقویم دعوت شود مضافاً که وی سرپرست اعضای این طرح بوده است، پس چنین دانشمندی که سرآمد دیگران هم باشد انسان مسنّی خواهد بود. همچنین خیّام در سال 473 هجری با ابونصر محمد بن عبدالرّحیم نسوی از شاگردان ابوعلی سینا دیدار داشته است و این بدین معناست که شاید خیّام هم دیرزمانی زیسته باشد و زمانه بوعلی را دریافته باشد.

     

  • +آثارفلسفی خیام

    غیاث الدّین ابوالفتح خیّامی در حوزه فلسفه نیز آثاری را نگاشته است. خیّامی چه درفلسفه مطلق که به کلیّات وجود می پردازد و چه در فلسفه مضاف که به احکام کلّی علوم می پردازد، آثاری را نگاشته است که فهرست گزیده آن بدین شرح است:

    رساله فی براهین‌الجبر و المقابله به زبان عربی، در جبر و مقابله که فوق العاده معروف است و بوسیله دکتر غلامحسین مصاحب در تهران به چاپ رسیده است. 
    رساله کون و تکلیف به عربی درباره حکمت خالق در خلق عالم و حکمت تکلیف که خیام آن را در پاسخ پرسش امام ابونصر محمدبن ابراهیم نسوی در سال 473 نوشته است و او یکی از شاگردان پورسینا بوده و در مجموعه جامع البدایع باهتمام سید محی الدین صبری به سال 1230 و کتاب خیام در هند به اهتمام سلیمان ندوی سال 1933میلادی چاپ شده است.
    رساله‌ای در شرح مشکلات کتاب مصادرات اقلیدس و این رساله در سال 1314 به اهتمام دکتر تقی ارانی به چاپ رسید که از لحاظ ریاضی بسیار مهم است.
    رساله روضة‌ القلوب در کلیات وجود
    رساله ضیاء العلی
    رساله میزان‌ الحکمه
    رساله‌ ای در صورت و تضاد
    ترجمه خطبه ابن سینا
    رساله‌ ای در صحت طرق هندسی برای استخراج جذر و کعب
    رساله مشکلات ایجاب
    رساله‌ ای در طبیعیات
    رساله‌ ای در بیان زیگ(زیج) ملک شاهی
    رساله نظام الملک در بیان حکومت
    رساله لوازم‌ الاکمنه
    اشعار عربی خیام که در حدود 19 رباعی آن بدست آمده است
    نوروزنامه
    رباعیات فارسی خیام که در حدود 200 چارینه (رباعی) یا بیشتر از حکیم عمر خیام است و زاید بر آن مربوط به خیام نبوده بلکه به خیام نسبت داده شده
    عیون الحکمه
    رساله معراجیه
    رساله در علم کلیات
    رساله در تحقیق معنی وجود
     
  • +چهره جهانی خیام

    در جهان خیام به عنوان یک شاعر، ریاضیدان و اخترشناس شناخته شده‌ است. هرچند که اوج شناخت جهان از خیام را می‌توان پس از ترجمه شعرهای وی به وسیله ادوارد فیتزجرالد دانست. این در حالی است که بسیاری از پژوهشگران شماری از شعرهای ترجمه‌ شده به وسیله فیتزجرالد را سروده خیام نمی‌دانند و این خود سبب تفاوت‌هایی در شناخت خیام در نگاه ایرانی‌ها و غربی‌ها شده‌ است.

    تأثیرات خیام بر ادبیات غرب از مارک تواین تا تی. اس الیوت او را به نماد فلسفه شرق و شاعر محبوب روشنفکران جهان تبدیل کرده‌ است.
    در سال 1875 «گارسن دوتاسی» خاورشناس معروف فرانسوی تعداد 10 رباعی از خیام را به فرانسه برده بود ولی 10سال بعد کنسول فرانسه که زبان فارسی را خوب می‌دانست ولی به فلسفه و اندیشه و اعتقاد خیام آگاهی نداشت خیام را یک «صوفی» معرفی کرد و تعداد زیادی از رباعیات خیام و منسوب بدو را به فرانسه برد.
    همین بی خبری از فکر خیام موجب شد که تئوفیل گوتیه او را شاعری رند حساب کند. نظر گوتیه نسبت به خیام و شرح و تفصیل اشعارش موجب شد که فرانسویان نسبت به این شاعر ایرانی علاقهٔ زیادی نشان دهند. ولادیمیر پوتین، مارتین لوتر کینگ و آبراهام لینکن همیشه قبل از خواب رباعیات خیام می‌خواندند.
     
  • +نامگذاری به نام خیام

    یکی از حفره‌های ماه به افتخار خیام «عمر خیام» نامیده شده‌است.

    سیارکی در سال 1980به نام وی نامگذاری شد.(سیارک 3095)
    در تونس هتلی به نام خیام ساخته شده‌است.
    نام یکی از ایستگاه‌های قطار نیشابور خیام بود.
    خیابان خیام در شهر تهران واقع در منطقه 12شهرداری تهران به نام عمر خیام نام‌ گذاری شده‌ است.
    رستوران خیام واقع دراتیوپی شهر آدیس آبابا. در مرکز کتابخانه دانشگاه اتیوپی رباعیات خیام به زبان امهریک وجود دارد.
    درسال 1892م.(1271ش.) «انجمن عمر خیام» درلندن توسط گروهی از دانشمندان وادیبان و روزنامه‌ داران بنیانگذاری شد. این انجمن تا سال 1893م.(1272ش.) سه مراسم بزرگداشت برای خیّام برگزار کرد. دراین انجمن‌ها اشعارزیادی در مدح خیام خوانده شد که اعضای انجمن سروده بودند.
    همچنین دو عدد بوته گل سرخ بر مزار ادوارد فیتزجرالد مترجم رباعیات عمرخیام قرارداده شد که بر سرلوحه آن این طور نوشته شده بود:
    این بوته گل سرخ در باغ کیو پرورده شده و تخم آن را سیمپسن از مزار عمرخیام در نیشابور آورده و بدست چندین تن از هواداران ادوارد فیتزجرالد ازجانب انجمن عمرخیام هرس شده.
     
  • +پیروان خیام

    صادق هدایت بر این باور است که حافظ از تشبیهات خیام بسیار استفاده کرده‌ است، تا حدی که از متفکرترین و بهترین پیروان خیام به شمار می‌آید. هر چند که به نظر او افکار حافظ به فلسفهٔ خیام نمی‌ رسد، اما بنا به نظر صادق هدایت حافظ  این نقص را با الهامات شاعرانه و تشبیهات رفع کرده‌ است و برای نمونه به قدری شراب را زیر تشبیهات پوشانده که تعبیر صوفیانه از آن می‌شود.

    اما خیام این پرده پوشی را ندارد. برای نمونه حافظ دربارهٔ بهشت با ترس سخن می‌گوید:

                                                باغ فـردوس لطیـف است و لیکن زیـنهار       توغنیمت شمر این سایهٔ بید و لب کشت
    اما خیام بدون پرده‌ پوشی می‌گوید:
                                               گویند بهشت  و حور عین  خواهد  بود            آنجا می‌ناب و انگبین خواهد بود
                                               گر ما مِی  و معشوقه گزیدیم چه باک؟           چون عاقبت کار چنین خواهد بود
     
  • +اظهار نظرها درباره شخصیت خیام

    بعضی او را به عنوان یک شاعر حکیم عارف‌ منش و بعضی دیگر او را به عنوان یک شاعر بی‌اعتقاد به همه چیز و مادی‌ اندیش محض معرفی کرده اند. نجم‌الدین رازی و دو سه نفر دیگر با توجه به محتوای الحادی رباعیات خیام اظهارنظرهایی منفی درباره او دارند.

    در مقابل، کسانی دیگر در صدد تبرئه او برآمدند و رباعیاتی از قول او ساختند، که حاکی از پشیمانی و توبه او باشد. کسانی هم- بیشتر در دوره معاصر- درصدد برآمدند که بگویند اصلاً این رباعی‌ها از خیام نیست، و از شخص دیگری به همبن نام است.
    نجم‌الدین رازی به عنوان نخستین فرد، در کتاب خود (مرصاد العباد) اشاره‌های بسیار تند و صریح نسبت به خیام دارد و با توجه به محتوای رباعیات او می‌گوید که این آدمی بوده است مادی‌ مآب و دارای انحراف فکری، و دو رباعی به عنوان شاهد از او نقل می‌کند و می‌گوید که اینها شعرهایی است حاکی از بی‌اعتقادی نسبت به مبانی دینی و یکی از آنها این است:
                                           دارنده  چو ترکیب  طبایع  آراست                    از بهر چه  او فکندش اندر کم  و کاست
                                           گر نیک آمد، فکندن از بهر چه بود                   ور نیک نیامد این صور عیب که راست؟
    می‌گوید؛ خیام باتوجه به این سروده اعتقاد دارد که خدا ما را خلق کرد. اگر یک ترکیب خوبی از آفرینش هستیم، پس چرا ما را در «کم و کاست» یعنی رنج و محنت انداخت؟ اگر هم ترکیب بدی هستیم، پس تقصیر کیست؟ کسی که ما را خلق کرده در واقع این‌طور خلق کرده، ما که خود به اراده خود نیامدیم، به اراده خود ساخته نشدیم، پس تقصیری نداریم و مجازات هم درباره ما و عذاب ما معنی پیدا نمی‌کند.
    جلال آل احمد درباره ی خیام می گوید: «خیام، در شعرش مدام به این می خواند که تو هیچی و پوچی. و آن وقت طرف دیگر سکۀ این احساس پوچی، این آرزوی محال نشسته که «گربرفلکم دست بدی چون یزدان - برداشتمی من این فلک را زمیان...» و الخ وحاصل شعرش شک و اعتراض و درماندگی. اما همه در مقابل عالم بالا و در مقابل عالم غیب وانگار نه انگار که دنیای پایینی هم هست و قابل عنایت. و غم شعر او ناشی از همین درماندگی. و همین خود راز ابدیت رباعیات.»
     
  • +درگذشت حکیم عمر خیام

    برخی مرگ خیام را میان سال‌های 517 - 520 هجری می ‌دانند که در نیشابور اتفاق افتاده است. گروهی از تذکره‌نویسان نیز وفات او را 503 نوشته‌ اند،اما پس از بررسی های لازم مشخص گردیده که تاریخ وفات وی سال 502 بوده‌ است. مقبرهٔ وی هم اکنون در شهر نیشابور، در باغی که آرامگاه امامزاده محروق در آن واقع می‌باشد، قرار گرفته‌ است.

    او قبل ازمرگ خود محل آرامگاه خود را پبش بينی كرده بود كه نظامی عروضی در ملاقاتی كه با وی داشته اين پيش بينی را اينطور بيان كرده:  گور من در موضعی باشد كه هر بهاری شمال بر من گل افشان مي كند كه نظامی عروضی بعد از چهار سال كه از وفات خيام می گذشت به شهر نيشابور رفته و به زيارت مرقد اين شاعر بزرگ رفته و با كمال تعجب ديد كه قبر او درست در همان جايی است كه او گفته بوده. 

     



ویرایش این مطلب، یا ارسال نظر