حشمت الله طبرزدی

 
حشمت الله طبرزدی، روزنامه نگار- فعال سیاسی و مؤسس جبهه دمکراتیک در سالهای پایانی دهه 70. وی در ابتدا از طرفداران پر شور نظام جمهوری اسلامی بود و نقطه شروع مخالفت هایش با نظام جمهوری اسلامی، تورم شدید در دولت هاشمی رفسنجانی و به همراه آن در دوران پس از دوم خرداد سال 1376 بود.
 

 


امتیاز دهی به مطلب:
 

به اشتراک گذاری مطلب:
ارسال به دوستانارسال به دوستان
  • -زندگینامه

    حشمت الله طبرزدی در سال 1338 متولد شد. وی بعد از گذراندن دوران دبیرستان از آبادان به تهران آمد و در رشته مهندسی راه و ساختمان از دانشگاه امیرکبیر فارغ التحصیل شد. وی  در همان دوران وارد  مبارزات دانشجویی با رژیم پهلوی شد.

    حشمت الله طبرزدی گرایشش به انقلاب را به این ترتیب شرح می دهد: در آن زمان، در داخل مبارزات دانشجویی سه گروه مشخص فعال بودند«دانشجویان مذهبی، دانشجویان چپ و دانشجویان آزاد.» من جزو گروه سوم بودم و اگر چه در مبارزات، هر سه گروه با هم همكاری داشتند ولی در عین حال نسبت به هم دارای مرزبندی فكری و اجتماعی بودند. حشر و نشر اجتماعی من هم عمدتاً با دانشجویان غیر مذهبی بود. من این موضع را تا اوایل سال 1357 حفظ كردم؛ اما با گسترش اندیشه‏های دكتر شریعتی و به ویژه حضور جدی‏تر آیت‏الله خمینی (ره) در مبارزات آزادیخواهانۀ ملت ایران، به مرور من نیز جذب ایدئولوژی مذهبی شدم و مواضع پیشین خود را رها كردم. جاذبه های انقلابی و مبارزاتی ما را تشویق می کرد تا ایدئولوژی جدیدی را كه دكتر شریعتی مبانی فكری و اجتماعی اش را مطرح می كرد و آیت‏الله خمینی (ره) نماد سیاسی آن بود، به عنوان ایدئولوژی برتر بپذیریم.

     

  • +فعالیت سیاسی

    طبرزدی از اعضای فعال انجمن اسلامی بود و پس از پیروزی انقلاب، یعنی حدوداً در پایان سال 1358، به عنوان نمایندۀ انجمن اسلامی وارد شورای عمومی «دفتر تحكیم وحدت» شد و تا سال 1362 در شورای مركزی این دفتر فعال بود. اما بعدها (در سال 62)، به گفته خودش در واکنش نسبت به تبدیل "وحدت انجمن های اسلامی" به وسیله ای برای "وحدت حوزه و دانشگاه" و به دلیل اختلافات سیاسی مختلف دیگر، از دفتر تحكیم خارج شد و به کمک عده ای از دانشجویان، تشكل "اتحادیۀ انجمن های اسلامی دانشجویان و دانش آموختگان" را با عضویت چند انجمن اسلامی بنا كرد.

     

    افشاگری رسانه ای: وی مدیر مسئول نشریات «پیام دانشجو»، «ندای دانشجو»، «هویت خویش» و «گزارش روز» بود. در این میان اما هفته نامه پیام دانشجو از همه پر سروصداتر بود. این نشریه ابتدا با نام "پیام دانشجوی بسیجی" منتشر می‌شد، اما با شکایت علیرضا افشار فرمانده وقت بسیج، ملزم به تغییر نام و حذف پسوند بسیجی گردید. پرونده اختلاس 123 میلیارد تومانی بانک صادرات که منجر به اعدام فاضل خداداد و حبس ابد مرتضی رفیق دوست برادر محسن رفیق دوست شد، از سوژه های مهم هفته نامه پیام دانشجو بود. این هفته نامه بعد از چندین بار توقیف سرانجام لغو امتیاز شد.

     

    ماجرای راه اندازی هفته نامه دانشجو: طبرزدی ماجرای راه اندازی این نشریه را این‏گونه عنوان می کند: در سال 1367، آیت‏الله خمینی(ره) پیامی برای دانشجویان داد. ایشان در آن پیام گفته بود: فرزندان بسیجی ام در این دو مركز حوزه و دانشگاه پاسدار اصول نه شرقی و نه غربی انقلاب باشند. من و دوستانم در اتحادیه دانشجویی، خود را مخاطب این پیام می دانستیم و این پیام به ما انگیزه داد تا نام نشریه خود را "پیام دانشجوی بسیجی" انتخاب كنیم. آن دوره نشریه به صورت فصل نامه درمی آمد، البته منظم نبود. برای این كار از یك سو امكانات مالی ما محدود بود و از سوی دیگر، وزارت ارشاد به ما مجوز نمی داد. استناد وزارت ارشاد در دوره وزارت خاتمی این بود كه به لحاظ حقوقی، انجمن های اسلامی دانشجویی، امكان قانونی این را ندارند كه پروانه رسمی برای انتشار نشریه خود را دریافت کنند. پس ما مجوز موردی می گرفتیم، مثل چاپ یك كتاب. ما در فاصله سال 1367 تا 1373، همین فصل نامه را انتشار دادیم.

     

  • +حضور درجبهه

    حشمت الله طبرزدی سابقه حضور در جبهه  و ترکش برداشتن را هم در پرونده خود دارد. او از سال 60 تا 65 به عنوان داوطلب به جبهه اعزام شد که یك بار مثل یك بسیجی ساده، یا تك تیرانداز، در جنگ شركت كرد و دو بار نیز به عنوان تخریب چی یا خنثی كنندۀ مین در جنگ فعالیت می کرد.

    وی ماجرای حضورش در جبهه به عنوان بسیجی را اینگونه تفسیر می کند: در این مورد باید توضیح بدهم. من هیچ گاه عضو تشكیلات بسیج نبودم بلکه، مثل میلیون ها پیر و جوان دیگر ایرانی، چند نوبت داوطلبانه در جنگ شركت كردم. اما در آن زمان هر كس که عضو سپاه و ارتش نبود، ولی به صورت داوطلب به جبهه می رفت، بسیجی خطاب می شد. من نیز از این دست بسیجی ها بودم كه به محض اینكه از جبهه برمی گشتم، دیگر بسیجی نبودم. به عبارت دیگر، بسیجی بودن من با سه بار شرکت در جنگ و تركش خوردن مترادف بود و هیچ ارتباطی با تشكیلات بسیج نداشت و من حتی برای یك ساعت هم عضو هیچ یك از تشكل‏های از این دست نبوده‏ام. فعالیت من همیشه در حوزۀ مسایل سیاسی - فرهنگی و در چارچوب انجمن‏های دانشجویی بود.

     

    شهادت برادران: جنگ ایران و عراق البته دو برادر او را هم از او گرفت، یكی از برادرانش در 20 مهر ماه 1359 یعنی درست 20 روز از جنگ در پل "مارد" آبادان و هنگام نبرد با متجاوزان عراقی، به شهادت رسید و برادر دیگر در سال 1362 در همان آبادان جان خود را از دست داد.

     

  • +نقش طبرزدی در وقایع کوی دانشگاه

    طبرزدی در وقایع کوی دانشگاه به همراه منوچهر محمدی به عنوان یکی از مسببین بروز حوادث آن سال به حبس محکوم شد. در ابتدا حکم او 14 سال زندان بود اما بعدها به 7 سال تقلیل پیدا کرد. وی دوران محکومیت را سپری و از زندان آزاد شد ولی منوچهر محمدی از کشورگریخت. طبرزدی بعد از پایان محکومیت مجدداً احضار و بازداشت شد اما بعد از مدتی آزاد گردید.

     

  • +از امام خامنه ای تا رهبری دوره ای

    نشریه پیام دانشجو اولین بار لفظ امام خامنه ای را برای رهبر انقلاب به کار برد، حشمت الله طبرزدی در دوره ای حتی پیش از درگذشت مرحوم آیت‏الله اراکی و ایجاد خلأ مرجعیت، مروّج مرجعیت منحصره مقام معظم رهبری بود و دیدگاه های فقهی ایشان را با عنوان «استفتائات امام خامنه ای» منتشر می کرد. اما بعدها به یکی از منتقدین اصلی ولایت فقیه تبدیل و در سال 76 رسماً اعلام کرد که رهبری باید دوره ای باشد.

     

    ماجرای این تغییر: خودش ماجرای این تغییر را اینگونه شرح می دهد: "طرح امام خامنه ای" اوج این رادیكالیزم مذهبی - انقلابی و در عین حال، یأس و سرخوردگی ما از وضع موجود بود. هر اندازه فشارهای وارده از سوی دولت حاكم  اعم از قوه قضائیه، وزارت اطلاعات، دولت رفسنجانی، بنیاد مستضعفان و صدها نهاد و شخص حقیقی و حقوقی دیگر بر ما افزایش می یافت، مواضع مذهبی انقلابی ما نیز رادیكال تر می شد؛ با این توهم كه لابد سوراخ دعا یا علت العلل را پیدا كرده ایم! یعنی علت العلل را عملكرد این افراد و نهادهای حكومتی می دانستیم كه از خط انقلاب و ایدئولوژی منحرف شده اند. دیدگاه ایدئولوژیك ما، آنگاه ضربه كاری خورد كه شخص رهبر، كه او را "امام" لقب داده بودیم، در یک موضع گیری آشكار به دفاع از وضع موجود، دولت رفسنجانی  پرداخت و ما دریافتیم كه از ابتدا بی راهه رفته ایم.

    البته علی‏رغم  اظهارات حشمت الله طبرزدی، مقام معظم رهبری در حالی که از همه دولت‏های بعد از خودش حمایت‏هایی را بجا آورده، نقدهای صریحی را هم بیان کرده است، حتی پیش از آنکه طبرزدی به انتقاد از دولت سازندگی روی آورد. در سالهایی که طبرزدی و دوستانش در نشریه پیام دانشجو یکی از حامیان اصلی هاشمی و دولتش به حساب می آمدند، انتقادات تندی را متوجه دولت وقت کرده بودند. در یک نمونه از این نقدها در تیرماه سال 71 و در دیدار فرماندهان گردان‏هاى عاشوراى‏ نیروهاى مقاومت بسیج، یکی از صریح ترین این انتقادات توسط رهبر انقلاب متوجه دولت سازندگی شده بود: عبرتگیرى از عاشورا این است كه نگذاریم روح انقلاب در جامعه منزوى و فرزند انقلاب گوشهگیر شود. عدهاى مسائل را اشتباه گرفتهاند. عدهاى، سازندگى را با مادیگرایى، اشتباه گرفتهاند. سازندگى چیزى است، مادیگرى چیز دیگرى است. سازندگى یعنى كشور آباد شود و طبقات محروم به نوایى برسند. سازندگی همان كاری بود كه علی بن ابیطالب (ع )می كرد. آن بزرگوار با دست خودش نخلستان آباد می كرد، زمین احیا می كرد، درخت می كاشت، چاه می كند و آبیاری می كرد. این سازندگی است. دنیا طلبی و ماده طلبی كاری است كه عبیدالله بن زیاد و یزید می كردند. چه وقت آن ها چیزی را به وجود می آوردند و می ساختند؟ آن ها فانی می كردند، می خوردند و تجملات را زیاد می كردند. این دو تا را نباید با هم اشتباه كرد. امروز یك عده به نام سازندگی خودشان را غرق در پول و دنیا و ماده پرستی می كنند. آیا این سازندگی است؟

    طبرزدی بعدها اعلام کرد که بیت رهبری از وی خواسته است که اخبار مربوط به مواضع رهبری را با هماهنگی بیت ایشان منتشر کند و ضمناً از لفظ امام برای رهبر انقلاب در نشریه اش استفاده نکند.

     

  • +هاشمی رفسنجانی، علت چرخش طبرزدی

    لفظ «امیر کبیر ایران» و «سردار سازندگی» از آن جمله الفاظی بود که طبرزدی و در زمانی که از حامیان هاشمی بود در نشریه اش و در وصف هاشمی بکار می برد. شاید رفتار هاشمی و دولتمردان او، گرایش دولتمردان به اشرافی گری و فاش شدن بعضی مفاسد مربوط به شخصیتهای کشور عمده ترین علل چرخش طبرزدی و تبدیل شدن وی به یکی از منتقدین اصلی نظام باشد.

     

    تلاطم درونی: خودش در این باره می گوید:  سال 72 - 71، نشریه به صورت هفته نامه و گاهی نیز ویژه نامه منتشر می شد. عمده مطالب آن در نقد مواضع چپ اسلامی و مطالب عقیدتی و فرهنگی بود. در این دوره ما به ویژه از مواضع هاشمی رفسنجانی حمایت می كردیم. شایان ذكر است از سال 1371 تا 1373، اتحادیه دانشجویی ما كه من سمت دبیر كلی آن را داشتم و "پیام دانشجو" تریبون غیر رسمی آن بود، به لحاظ سیاسی، دچار تلاطم درونی شده بود؛ یعنی، با وجود این كه ما از مواضع رفسنجانی دفاع می كردیم، اما نمی توانستیم در مقابل اختلاف فاحش طبقاتی، فقر و تبعیض موجود ساكت بمانیم. ما این وضعیت را با آرمان های ایدئولوژیك و انقلابی خود در تضاد می دیدیم. از سوی دیگر، من به عنوان دبیر كل اتحادیه و مدیر مسئول نشریه، از سوی فردی به نام میرمحمدی، كه رئیس دفتر هاشمی رفسنجانی بود، زیر فشار بودم كه به آنها اطلاع دهم که در اتحادیه و نشریه چه می گذرد. اما در نشریه اعلام می كردیم كه برخی خوانندگان دچار توهم شده اند و قرار نیست، نشریه توقیف شود!» طبرزدی به تدریج از هاشمی دل برید و با فرا رسیدن گرانی های 49 درصدی سال 1373 به منتقد دولت سازندگی بدل شد و حملات شدیدی را علیه روغنی زنجانی، مرحوم دکتر نوربخش، حسین عادلی و دیگر مردان اقتصادی دولت ششم آغاز کرد.

     

    تهدید: اما او در صریح ترین سخنانش در نقد هاشمی، علت انتقاد از هاشمی را اینگونه مطرح می کند: «زمانی که ما کار افشاگری را شروع کردیم، آقای میرمحمدی که پیش از آقای مرعشی رئیس دفتر آقای هاشمی بودند، چند بار با ما تماس گرفتند. یک بار هم پرسیدند که آقای هاشمی می گوید: معنای این کار شما چیست و این نقدهای صریح با چه هدفی است؟ یک بار دیگر هم آمدند و به نحوی تهدید کردند که مثلاً اگر این کار را ادامه دهید، نتیجه خوبی نمی گیرید. پس از آقای میرمحمدی، آقای هاشم رهبر هم با ما جلسه گذاشت و گفت که این روند شما تخریب دولت است ولی ما کوتاه نیامدیم. اگر شما پیام دانشجو را ورق بزنید خواهید دید که ما با یک جریان که آن زمان به آنها باند قدرت می‏گفتیم، درگیر بودیم. علت خطاب ما به این دلیل بود که آقای رفسنجانی قدرت مطلقه موجود آن زمان بود ولی ما جریانات دیگری مانند اختلاس و یا برخوردهای قوه قضاییه راه هم پیگیری می‏کردیم، بنابراین مبارزه با فساد، رشوه، اختلاس و بی عدالتی بخشی از کار ما بود.

     

  • +طبرزدی و اصلاح طلبان

    حشمت الله طبرزدی هیچ گاه خودش را یک اصلاح طلب ندانسته او که دبیرکلی جبهه دمکراتیک ایران را بر عهده داشت، معتقد است که او را نباید با اصلاح طلبان مقایسه کنند، چون اصلاح طلبان از طریق حضور در قدرت، دولت و کسب کرسی‌های وزارت و وکالت فعالیت می‌کنند و در جایی نظرش را نسبت به سید محمد خاتمی اینگونه عنوان می کند: «اصولاً معتقد بودیم آقای خاتمی هم به نحوی دست نشانده هاشمی رفسنجانی است که اندکی مواضع سیاسی‌اش را مدرن‌تر کرده است؛ ولی بعد‌ها اعلام کردیم که علیرغم اینکه موضع ما نسبت به خاتمی انتقادی است ،از اقدامات مثبت وی استقبال کرده و از آنها حمایت می کنیم.»

     

    اصلاح طلبان مظلوم نمایی نکنند! طبرزدی همچنین نقدی بر نوشته های محمدرضا یزدان پناه درباره ی گفتگوی صدای آمریکا (VOA) با وی و ناظر بر وقایع 18 تیر ماه 1378 می نویسد، در این نقد موضع  تندی نسبت به اصلاح طلبان اتخاذ می کند: لازم است به این دوست عزیز یاد آور شوم، اگر قرار باشد جریانی مظلوم نمایی کند و بگوید تریبون ندارد، این اپوزسیون و نیروی سوم است نه اصلاح طلبانی که نه تنها ده ها روزنامه و هفته نامه در اختیار دارند، بلکه برخی سایت های مهم خبری مثل «گویانیوز» و «روزآنلاین» را نیز در اختیار دارند. ضمن این که روزنامه های اصلاح طلب مثل «اعتماد»، «اعتماد ملی»، «کارگزاران»، «همبستگی»، شهروند روز و... به راحتی درباره ی همه ی مسایل می نویسند. 

     

    نقد حضور خاتمی در دهمین انتخابات ریاست جمهوری: بعد از مطرح شدن نام خاتمی به عنوان کاندیدای دوره دهم ریاست جمهوری طبرزدی در انتقاد از این تصمیم به نقد حضور خاتمی برای شرکت در انتخابات می پردازد: «اما پرسش من از اصلاح طلبان و شخص خاتمی است. پرسش من این است که آیا در  بین شما قحط الرجال بود؟ آیا خواستید به مردم دهن کجی کنید؟ خواستید به اپوزسیون تغییر خواه، نشان بدهید که بیهوده به دنبال یک نظام دموکراتیک و سکولار هستید، زیرا اکثریت مردم ایران به قدری ناآگاه و نا پخته اند که حاضرند، بار دیگر به مردی رأی بدهند که خودش ادعا کرد که رئیس جمهور تدارکات چی بیش نیست؟»

     

  • +طبرزدی و جنبش سبز

    حشمت الله طبرزدی اما این روزها به جنبش سبز پیوسته و امیدهایی به این جنبش دارد. او علی رغم همه ی نقدهایش بر هاشمی و خاتمی و اصلاح طلبان، در مواقع لزوم از حرکت آنها حمایت کرده و به رفتار آنها امید می بندد.
    او حرکت را خودجوش و اصیل می داند و امیدوار است این جنبش منشأ تحولات عظیم و در نهایت تغییر رژیم شود: به نظر من جنبش سبز یک جنبش خود جوش یا خود به خودی است. برای این که هیچ کس از پیش برای آن برنامه ریزی نکرده بود. این یک جنبشی است که معلول تقلب، تجاوز، کشتار، سرکوب و اعترافگیری است؛ ولی خود جوش بودن آن موجب این نمی شود که اهداف اصیلی در برنامه نداشته باشد. پس می توانیم آن را تحلیل کنیم. به لحاظ اجتماعی یا پایگاه طبقاتی این جنبش به طبقه ی متوسط اجتماعی مربوط است. در واقع جامعه ی شهری، تولیدگران، کسبه، تکنوکرات ها و نیز اداری ها، دانشجویان و دانش آموختگان در آن فعال هستند. اگر چه بخشی از کارگران یا روستاییان و کشاورزان نیز از آن حمایت می کنند اما این جنبش به پایگاه طبقاتی آن ها مرجوع و مربوط نیست. در عین حال زنان و فرهنگیان متوسط شهری در آن فعال هستند. جنبش، خاستگاه طبقاتی- اقتصادی معینی ندارد ولی از یک پایگاه اجتماعی برخوردار است.
    من از کسانی که به دنبال باز تولید شکل دیگری از جمهوری اسلامی خط امامی هستند، دعوت می کنم برای یک بار هم که شده شعار های اسلامی خود را در بین جنبش سبزی ها که خود طلایه داران آن هستند، بیان کنند تا دریابند که هیچ کس طالب این شعار ها نیست پس مردم ما از حکومت دینی گذر کرده اند.
     
  • +هاشمی جدید از نگاه طبرزدی

    با اینکه هاشمی رفسنجانی را می توان علت العلل چرخش سیاسی طبرزدی و بی اعتمادی او به نظام دانست اما بعد از انتخابات دور دهم ریاست جمهوری و پیش از سخنرانی هاشمی در نماز جمعه وی مطلبی را خطاب به مردم و هاشمی می نویسد و در این مطلب نشان می دهد که علی رغم اینکه هنوز انتقاداتی را بر هاشمی وارد می داند ولی به او امیدهایی هم بسته است، قسمتهایی از این مطلب را در زیر می خوانید:

    جناب رفسنجانی از پایه گذاران و ادامه دهندگان این رژیم -به تعبیر ما- یا نظام مقدس -به تعبیر مهندس موسوی- بوده و هستند و در خوب و بد آن طی 30 سال گذشته شریک و بلکه سهم اصلی را بر عهده داشته اند. بگذریم که افرادی چون احمدی نژاد دچار توهم شده و گمان می کنند به راحتی می توانند عالی جناب را از کوره به در کنند. قطعاً احمدی نژادها می آیند و می روند اما عالی جناب همچنان بر سریر قدرت باقی خواهند ماند. پس این را نیز بدانند که ما می دانیم این حکومت بی نام رفسنجانی در هیچ کجای عالم شناخته نیست. همین امروز که از قدرت عالی جناب، کاسته شده است، دارای دو مسئولیت مهم حکومتی و یک مسئولیت مهم سیاسی یعنی خطیب نماز جمعه است. پس ما به این امر وقوف کامل داریم و چون محمودها دچار توهم نمی شویم و می دانیم که رفسنجانی برای حفظ نظام از جان و آبروی خود مایه گذاشته و می گذارد.

    آدینه ی این هفته قرار است آقای هاشمی خطبه بخواند. موسوی و خاتمی نیز اعلام کرده اند که به نماز جمعه خواهند رفت. صد ها هزار تن از معترضین به نتیجه ی انتخابات نیز قرار است در این برنامه ی عبادی - سیاسی و البته حکومتی شرکت کنند تا اعتراض خود را به گوش همگان برسانند.

     

  • +رفاقت با نوری زاد

    عنصر دیگری كه تفكرات انقلابی طبرزدی را دچار تحولات اساسی و بنیادی در اعتقادات و تصمیماتش کرده آشنایی و دوستی با فردی بود که تا امروز وی را در انحراف همراهی می کند.

    محمد نوری زاد كه بعد از فتنه 88 نام او را در بسیاری از تحركات ضد انقلاب مشاهده می كنیم، نه به دلیل نقش پر رنگش در وقایع فتنه 88 بلكه به خاطر نامه های سر گشاده اش به رهبر انقلاب و توهین های هتاکانه وی به برخی مسئولین می شناسیم. قلم نوری زاد در دوره ی سیاه دوم خرداد سلاحی بود که از سنگر امید بخش کیهان، رجاله های سیاسی و فرهنگی را هدف گرفته بود. آن زمان که آیت الله مصباح یزدی یک تنه و مردانه به جهادی فرهنگی علیه منحرفان قیام کرد و آماج هجوم سخیف سست دینان قرار گرفت، نوری زاد از معدود کسانی بود که قلم به دست گرفت و از روحانیت و شخص علامه مصباح دفاع نمود تا جایی که رهبری در مجلسی از این اقدام او با اسم و تفصیلات با تحسین سخن گفتند. ارادت و ایمان نوری زاد به انقلاب امام و رهبری چیزی قابل کتمان نیست. شاید از همین رو باشد که ضد انقلاب در توهماتشان نوری زاد را به عنوان نفوذی نظام یاد کرده و اینک از وی می ترسند.

     

  • +علاقه به فلسفه

    حشمت الله طبرزدی طبق گفته خود به شدت به فلسفه اسلامی و اندیشه های ملاصدرا، علامه طباطبایی و آیت‏لله شهید مطهری علاقه مند بود و یكی از برنامه های كاری‏اش مطالعه و انتشار این آثار بود. همچنین تشكیل كلاس برای دانشجویان، دانش آموزان، علاقه مندان، تدریس این گونه مباحث و نقد تئوری های ماركسیستی از برنامه های روزانه وی بود. او این برنامه ها را به مرور تا سال 1368 و بلكه پس از آن نیز، با تشكیل كلاس ها و اردوهای دانشجویی، ادامه داد و جلسات نقد و بررسی اندیشه های فلسفی را برگزار می كرد.

     

    از شرکت در کلاسهای سروش  تا نقد وی: ماجرای شرکت او در کلاسهای عبدالکریم سروش و نقد نظریه قبض و بسط شریعت وی: «من اگرچه در سال 1359 در درس های فلسفی سروش در دانشگاه تربیت معلم شركت کرده و او را به عنوان یكی از شاگردهای آیت‏الله شهید مطهری می دانستم، ولی در سال 1368 تا 1371، خودم جلسات نقد آرای سروش را اداره می كردم. در این دوره، یعنی نزدیك به یك دهه، كارهای زیادی در حوزه فلسفه اسلامی و دفاع از اندیشه دینی انجام دادم كه البته از سال 1373 به بعد، خودم به نقد همین كارها نیز اقدام كردم.

     

    کتاب آرمانگرایان علیه دنیاگرایان: اما در سال 1368 خود دكتر سروش دچار یك چرخش فلسفی شد و در پی آن "قبض و بسط تئوریك شریعت" را نوشت. من اما، با تكیه بر مبانی فلسفی كه از خود او و مطهری آموخته بودم، در سال 1371 یك سخنرانی در دانشگاه اصفهان انجام داده و"قبض و بسط" را نقد كردم. این سخنرانی بعداً به صورت کتاب و با عنوان "آرمانگرایان علیه دنیاگرایان" منتشر شد.

    «در آن دوران من كتب فلسفی دیگر از پوپر، جان لاک، و امثال آنها را هم می خواندم ولی البته همیشه به نقد آنها می پرداختم. در این زمینه مجموعه مقالاتی را در بالغ بر 40 شماره هفته نامۀ پیام دانشجو، تحت  عنوان "معرفت شناسی" منتشر كردم.»

     

  • +انتقاد از عقب نشینی اصلاح طلبان

    پس از حوادث سال 88 برخی از اصلاح طلبان در جلسات خصوصی و برخی ها هم بطور عمومی اذعان کرده اند که تقلب، تهمتی بیش نبوده است. بطوری که افرادی امثال، خاتمی، موسوی خوئینی ها، ابطحی، تاجزاده و … بارها بر این دورغ بزرگ اذعان کرده اندیکی از آخرین اعتراف ها، صحبت های سعید حجاریان بود که در گفت و گو با خبرگزرای تسنیم، ادعای تقلب در انتخابات سال 88 را رد کرده و مدعی شد آنچه در انتخابات دهم ریاست جمهوری رخ داد تقلب نبود، بلکه "تدلیس سیستماتیک” بوده است.

    این عقب‌نشینی اصلاح‌طلبان فتنه‌گر از برخی مواضع گذشته با ملامت شدید عناصر اپوزیسیون و ضدانقلاب مواجه شده است. بطور مثال سایت سکولاریسم نو با اشاره به سخنان رئیس جمهور دکتر حسن روحانی، در خطا خواندن اردوکشی خیابانی فتنه‌گران و نیز اظهارات حجاریان مبنی بر اینکه ادعای تقلب و تخلف در انتخابات سال 88 واقعیت ندارد، از قول حشمت طبرزدی نوشت: سعید حجاریان استراتژیست اصلاح‌طلبان در میان بهت و حیرت همگان اعلام کرد که در انتخابات 88 تقلب و تخلف صورت نگرفت. به راستی اگر این حرف را یکی از نیروهای مستقل زده بود، همین اصلاح‌طلب‌های حکومتی و دنباله‌روهای به ظاهر چپ و ملی، چه بلایی سر آن می‌آوردند؟

    وی می‌افزاید: این فرافکنی‌ها با آن حرف توهین‌آمیز روحانی که تظاهرات جنبش سبز را اردوکشی خیابانی نامید، کامل شد اما صدای هیچ کدام از رسانه‌های حامی اصلاح‌طلبان در نیامد. روحانی با این موضع خود ماهیت واقعی‌اش را رو کرد اما هنوز عده‌ای دست به کار ماله‌کشی و توجیه کاری هستند. اگر احمدی‌نژاد از تظاهرات قانونی جنبش سبز به اردوکشی خیابانی تعبیر کرده بود، همین اصلاح‌طلب‌های حکومتی و دنباله‌ها چه بلوایی به راه می‌انداختند؟

    وی همچنین با انتقاد از سوابق وزرای کشور و دادگستری روحانی، مصطفی پورمحمدی را به عنوان وزیر دادگستری، علی جنتی را به عنوان وزیر ارشاد و رحمانی فضلی را به عنوان وزیر کشور معرفی کرد. این در حالی بود که رأی دهندگان به روحانی بر این باور بودند که او دکتر عارف را به عنوان معاون اولی، مسجد جامعی را وزیر ارشاد و حداقل کسانی چون یونسی و امثال او را به عنوان وزیر اطلاعات برمی‌گمارد و می گوید:

    مگر همین اصلاح‌طلبان نبودند که عده‌ای را به پای صندوق‌های رأی کشاندند و به نام جنبش سبز رأی جمع کردند، آیا قرار بود با رأی آن‌ها پورمحمدی، جنتی و رحمانی فضلی و دیگران روی کار بیایند.

    طبرزدی این را هم نوشته که خیال آزادی دست‌اندرکاران فتنه 88 توهم بوده و نظام معتقد است آنها باید توبه کنند.

     



ویرایش این مطلب، یا ارسال نظر