حسن شفیع زاده

 

سردار سرلشکر شهید حسن شفیع ‌زاده، مبتکر و فرمانده توپخانه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که اوج آتش توپخانه را در عملیاتهای والفجر 8 و کربلای 5 نشان داد. وی از دوستان صمیمی و یاران فداکار شهید حسن طهرانی مقدم بود.

 


امتیاز دهی به مطلب:
 

به اشتراک گذاری مطلب:
ارسال به دوستانارسال به دوستان
  • -زندگینامه

    سردار سرلشکر شهید حسن شفیع ‌زاده در 28 مرداد ماه 1336 در محله "لیل آباد" تبریز و در خانواده ای مذهبی به دنیا آمد. او اولین فرزند خانواده بود و پس از او برادرش حسین، خواهرش زهرا و برادرش محسن بودند. وی از همان کودکی در مجالس مذهبی از جمله برنامه ‌های سوگواری امام حسین(ع‌) حضور پیدا می کرد.
    حسن شفیع زاده در سال 1342 وارد دبستان "شفق" شد. او در سال 1348 هنگامیکه 12 سال بیشتر نداشت پدر خود را از دست داد و سعی کرد جای خالی پدر را پر نماید و در اداره امور منزل به مادر یاری رساند. شفیع زاده در سال تحصیلی 1349-1348 وارد دبیرستان "امیر خیزی" شد و با وجود مصائب ناشی از فقدان پدر دیپلم خود را در خرداد ماه 1354 در رشته طبیعی اخذ کرد.
    او در دوران دبیرستان در دو رشته وزنه برداری و هند بال جزو تیم دبیرستان بود و در مسابقات دبیرستان های تبریز شرکت می کرد.
    حسن شفیع زاده، در 16 بهمن ماه 1355 پس از گذراندن دوره آموزش نظامی در پادگان "عجب شیر" برای خدمت سربازی به تبریز رفت.
    شفیع زاده در بحبوحه انقلاب اسلامی در حال سپری کردن خدمت سربازی خود بود؛ او به دلیل ارتباط نزدیکی که با شهید آیت الله مدنی داشت، توانست پیام های امام خمینی(ره) را به پادگان های ارتش انتقال دهد و پس از پیروزی انقلاب اسلامی در کسوت محافظین آیت الله مدنی قرار بگیرد.
    در سال 1359، شفیع زاده به ارومیه رفت و به همراه شهید مهدی باکری در پاکسازی اشنویه و سایر شهرها شرکت کرد. او پس از آن همراه شهید باکری به جبهه جنوب و ایستگاه 7 آبادان رفت. ایشان با ژرف نگری ایده تشکیل یگان توپخانه سپاه را مطرح کرد و با گذشت زمان اندکی توانست نقش توپخانه را در رویارویی با دشمن بعثی، بالاخص در عملیات های "کربلای 4 و 5" و "والفجر 8" به ظهور برساند. با تلاش های بی وقفه شهید شفیع زاده یگان توپخانه سپاه از بعد عملیاتی و آکادمیک به تثبیت رسید و بعدها با تأسیس دانشکده توپخانه سپاه، نسلی برای سپاه پاسداران تربیت یافت.
    شفیع زاده در سال 1360 ریاست ستاد تیپ کربلا در عملیات "طریق القدس" را بر عهده داشت. او علاوه بر این، معاونت تیپ المهدی در عملیات "فتح المبین"، فرماندهی توپخانه سپاه، هدایت آتش در عملیات های "بیت المقدس"، "رمضان"، "مسلم بن عقیل"، "والفجر مقدماتی"، "والفجر 4"، "والفجر 8"، "خیبر"، "بدر"، "کربلای 4، 5، 8 و10" را برعهده داشت تا اینکه در سال 1366، در عملیات "کربلای 10" در حالیکه فرمانده توپخانه سپاه و فرمانده توپخانه قرارگاه خاتم الأنبیا بود، بر اثر اصابت گلوله توپ به خودروی وی در منطقه عملیاتی ماووت عراق به فیض شهادت نائل شد.
     

  • +فعالیتهای انقلابی در دوران خدمت سربازی در ارتش

    حسن شفیع زاده مدتی پس از اخذ دیپلم به سربازی رفت. اعزام به خدمت سربازی فصل جدیدی در زندگی اجتماعی او رقم زد.
    در گروهان محل خدمت او، افراد باسواد کم بودند به همین دلیل شفیع زاده به سمت کمک منشی گروهان انتخاب شد؛ او از این فرصت استفاده کرد و کلاس خداشناسی برپا کرد. او با یاری فرمانده گروهان، نمازخانه ای در پادگان دایر و نماز اول وقت بر پا می کرد و به سوالات شرعی دیگران پاسخ می داد.
    علاوه بر این، دوران خدمت سربازی حسن شفیع زاده با روزها و ماه های منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی مصادف شده بود؛ او گهگاه از راه مخفی از پادگان خارج می شد و بعد از تغییر لباس به جمع تظاهر کنندگان می پیوست. در طول دوره خدمت زمانی که سربازان را به منظور ایجاد رعب و وحشت و مقابله با تظاهرات مردمی به خیابانها می کشاندند، شفیع زاده به بهانه های مختلف از حمل سلاح خودداری می کرد. او در مواردی توانست با هوشمندی توطئه برخی از عناصر ارتش رژیم پهلوی را که قصد داشتند حضور شکوهمند مردم خطه آذربایجان را در تظاهرات و راهپیمایی ها به خاک و خون بکشند، در نطفه خفه نموده و از کشته و مجروح شدن مردم جلوگیری کند.


    تبعید به "مرند"
    حسن شفیع زاده به پخش اعلامیه های حضرت امام(ره) در پادگان می پرداخت. او با اوج گیری درگیری ها، با علمایی چون شهید آیت الله سید اسدالله مدنی و شهید آیت الله سید عبدالحسین دستغیب در تماس بود و به منظور خنثی کردن تبلیغات حکومت نظامی از آنها دستور می گرفت. نقل می‌کنند هنگامی که مأمورین رژیم به دستور فرمانده حکومت نظامی در تبریز قصد هجوم به منزل شهید آیت‌ الله مدنی، امام جمعه تبریز، جهت دستگیری ایشان را داشتند، شفیع زاده به همراه دوستانش نقشه مقابله با مزدوران رژیم را در مراسم عزاداری عاشورای حسینی طراحی کردند اما قبل از هر گونه اقدام‌، ضد اطلاعات از موضوع باخبر شد و پس از دستگیری، او را به پادگان مرند تبعید کردند‌.   


    پایان خدمت سربازی و ادامه مبارزه در تبریز
    با وجود فرمان امام مبنی بر ترک پادگان ها، حسن شفیع زاده همچنان در پادگان ماند چرا که قصد داشت از اقدامات ارتش علیه مردم با خبر گردد. او از جمله چهره هایی بود که در پاکسازی پادگان و ارتش از عناصر وابسته و جنایتکار نقش ایفا کرد. سرانجام خدمت سربازی او در 16 بهمن ماه 1357 به پایان رسید. او در 21 بهمن ماه عازم تبریز شد و با باز شدن درب پادگان ها او و عده ای از دانشجویان تبریز اقدام به جمع آوری اسلحه کرده و گروه مسلحی جهت دستگیری ضد انقلاب و ساواکی ها سازماندهی کردند.
     

  • +پیروزی انقلاب اسلامی و مقابله با ضد انقلاب

    با پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی، عناصر ضد انقلاب و گروهک های معاند که قادر به تحمل پیروزی مردم و شکست اربابان شرقی و غربی خود نبودند، برای خدشه دار کردن انقلاب از هیچ اقدامی فروگذار نکردند و با ایجاد بلوا با عناوین خلق کرد در کردستان، خلق عرب در خوزستان، خلق ترکمن در گنبد و ... درهر  گوشه از کشور به صورت مسلحانه اقدام به رویارویی با حکومت اسلامی و مردم مسلمان نمودند. در آذربایجان به مرکزیت تبریز، خلق مسلمان سربلند کرد که شفیع زاده، باکری و دیگر جوانان خطه آذربایجان در مقابله با این کوردلان نقش بسزایی ایفا نمودند.
    یکی از اقدامات حسن شفیع زاده تشکیل کلاسهای آموزش نظامی در مسجد آیت الله "انگجی" بود؛ او به همراه چند تن از دوستان "سپاه توحیدی" را پایه گذاری کرد. بعدها سپاه توحیدی در تشکیلات سپاه پاسداران تبریز ادغام شد.


    پیوستن به سپاه و مقابله با حزب خلق مسلمان
    شفیع زاده به دنبال تشکیل سپاه، به همراه دیگر برادران به سپاه پاسداران پیوست؛ او از اولین تشکیل دهندگان سپاه پاسداران تبریز بود. شفیع زاده با همیاری سپاه پاسداران، پایگاه دوم شکاری نیروی هوایی و کمیته انقلاب اسلامی در عملیات علیه حزب خلق مسلمان شرکت کرد. او پس از ختم غائله خلق مسلمان به همراه سایر همرزمانش به پاکسازی روستاها از فئودالها و خوانین مشغول شدند تا جاییکه در یکی از این درگیری ها مجروح شد. بهترین لحظه‌های حضور او در سپاه تبریز، روزهایی بود که در بیت شهید آیت‌ الله سید اسدالله مدنی در سمت مسئول گروه حفاظت وی انجام وظیفه ‌کرد. از دیگر اقدامات او راه اندازی بخش رفاه سپاه تبریز و تأمین اقلام مورد نیاز مردم بود.
     

  • +همراه شهید مهدی باکری در سپاه پاسداران ارومیه

    حسن شفیع زاده مدتی بعد عازم ارومیه شد و در کنار شهید مهدى باکرى در سپاه پاسداران ارومیه به پاسداری از دستاوردهای انقلاب و سرکوب ضدانقلاب منطقه و پاکسازی مناطق مرزی چون "سرو"، "سلطانی"، "حسنلو"، "شپیران" و "ترگو" پرداخت؛ او در پاکسازی منطقه سرو مسئولیت محور عملیات را بر عهده گرفت.
    شفیع زاده در جایگاه مسئول عملیات و در راستای نابودی گروهک‌های دست ‌نشانده استعمارگران بیگانه، خان‌ها و آشوبگران محلی، تلاشی شبانه روزی کرد و توانست با رخنه در گروهک ضدانقلاب حزب دمکرات زمینه فروپاشی و دستگیری شماری از وابستگان حزب را در "اشنویه" در استان آذربایجان غربی و دیگر شهرهای نزدیک به آن را فراهم آورد؛ نمونه ای از آن در سال 1359 در منطقه "سلماس" بود که نیروهای سپاه با تعدادی از عناصر انشعابی کنگره چهارم حزب دمکرات در کنار هم مستقر بودند و شفیع زاده فرمانده بود، در ارتفاعات الله اکبر قبل از عملیات یکی از افراد نفوذی حزب دمکرات، شفیع زاده را خلع سلاح کرده و به گروگان گرفت و این زمانی بود که کنگره "چهارمیها" تغییر موضع داده بود. عاقبت او را در اطراف "هشتیان" رها کردند و شفیع زاده پیاده خود را به پایگاه رساند و وضعیت منطقه را تشریح کرد. با دستور وی لودری اطراف پایگاه را خاکریز زد تا از حمله دشمن در امان باشند.   
     

  • +آغاز جنگ تحمیلی و حضور در جبهه

    با شروع جنگ تحمیلی شفیع زاده راهی جبهه نبرد شد. در آن زمان خرمشهر سقوط کرده و آبادان در محاصره دشمن بود. حسن شفیع زاده با یک قبضه خمپاره 120 میلیمتری که تحت مسئولیت شهید مهدی باکری اداره می شد، به همراه ایشان و چند تن از برادران دیگر با زحمات بسیار از طریق ماهشهر به جبهه آبادان رسیدند. حضور ایشان به همراه خمپاره شور و شعف خاصی در رزمنده ها به وجود آورد؛ همه اعلام کردند که خوشحال شدند و گفتند که یک توپخانه آمده است. شفیع زاده دیده بان این قبضه بود و سهمیه آنها روزی تنها سه گلوله خمپاره بود.


    دیده بان قبضه خمپاره 120 میلیمتری
    شفیع زاده به عنوان دیده بان قبضه خمپاره 120 م م به جبهه آبادان رفته بود او که بسیار شجاع بود برای دیده بانی و شناسایی دشمن به ساختمان دوطبقه ای رفته بود، دو تا بشکه گذاشته تخته ای انداخته بود و در گوشه سقف به اندازه ای که سرش به سقف نخورد سوراخی باز کرده بود و دیده بانی می کرد. او به نیروهای خود فرمان داده بود از تردد به آن ساختمان دو طبقه خودداری کنند اما عاقبت آن ساختمان توسط دشمن شناسایی و با خاک یکسان شد و شفیع زاده به ناچار در خط مقدم مستقر شد.
    مرتضی قربانی درباره نحوه آشنایی خود با شهید شفیع زاده و دیده بانی او در نخستین روزهای دفاع مقدس گفت: «در و دیوارهای آن ساختمان با تخته پوشانده شده بود. او روی بشکه ای که پر از خاک بود، ایستاده و چشم از موضع عراقی ها بر نمی داشت ... یک گلوله تانک به بشکه خورد و آن را منهدم کرد و موج انفجار او را از جا کنده و به میان اتاق پرت کرده بود. به شدت از ناحیه سر و بازو زخمی شده بود. در میان اتاق افتاده بود و خون از سرش جاری بود ... او را به زحمت و با یک فرقون از منطقه خارج کردیم و 3 روز بعد با سری باند پیچی شده برگشت و در برابر اعتراض ما که چرا به خانه نرفتی، گفت: باید بر می گشتم اینجا خانه من است.»  

    آنها در مقابل دشمن ایستادند تا در عملیات "ثامن الائمه"، حصر آبادان شکسته شد.
    در 31 خرداد ماه 1360 دکتر چمران، نماینده امام(ره) و فرمانده ستاد جنگ های نامنظم به شهادت رسید و مسئولان به آن نتیجه رسیدند که ستاد جنگ های نامنظم تحت نظر بسیج و با فرماندهی حسن شفیع زاده به فعالیت های خود ادامه دهد. بدین ترتیب او مسئول سازماندهی و ادغام نیروهای جنگ های نامنظم در نیروهای بسیج شد.
    شهید شفیع زاده در عملیات "طریق‌ القدس" در 8 آذر 1360، نقش بسیار مؤثری را برعهده داشت و پس از آن مسئولیت ستاد تیپ 25 کربلا که تازه تشکیل شده بود را عهدار شد و در شکل‌گیری‌، انسجام و سازماندهی آن نقش اساسی داشت.
     

  • +تشکیل توپخانه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

    حسن شفیع زاده در عملیات پیروزمندانه "فتح المبین"، در فروردین ماه 1361، معاون تیپ المهدی(عج‌) بود؛ او پس از این عملیات با تجربیاتی که کسب کرده بود، متوجه شد که با گسترش سازمان رزمی مردمی، برای انجام عملیات بزرگ، نیاز به تشکیلات پشتیبانی آتشی به نام توپخانه است بنابراین پیشنهاد تشکیل توپخانه سپاه را مطرح کرد. نیروی سپاه تا آن زمان توپخانه نداشت بنابراین با پیشنهاد شفیع زاده و غنایم زیادی که در این عملیات به دست سپاه افتاد، توپخانه سپاه پاسداران تشکیل شد.
    سردار رحیم صفوی، فرمانده وقت عملیات جنوب، در پایگاه گلف اهواز (محل قرارگاه مرکزی کربلا) طی حکمی شهید حسن طهرانی مقدم را به عنوان مسئول تطبیق آتش‌های توپخانه و خمپاره‌های سپاه به فرماندهان قرارگاه‌های قدس، نصر، فجر و منطقه 8 معرفی کرد. معاون ایشان حسن شفیع زاده بود.
    حسن شفیع زاده در پاسخ به یکی از دوستانش درباره پیشنهاد تشکیل توپخانه گفت: «ما وقتی به جنوب اعزام شدیم روزهای اول جنگ بود... در آبادان ساختمانی دو طبقه بود و به عنوان دیده بان به داخل ساختمان رفتم. وقتی وسعت و شدت آتش دشمن را دیدم پیش خود فکر کردم که بین 4 خمپاره و امکانات عظیم دشمن توازن وجود ندارد. آن موقع احساس کردم به سلاح دیگری نیاز داریم.»
     

  • +حضور در کلاسهای آموزش توپخانه

    با تشکیل واحد توپخانه سپاه پاسداران، با هماهنگی سپاه و شهید صیاد شیرازی، فرمانده نیروی زمینی ارتش، قرار شد که توپخانه لشکر 77 آموزش تعدادی از پاسداران را به عهده بگیرد. شفیع زاده یکی از پرسنلی بود که برای آموزش معرفی شده بود. کلاسهای آموزش در 7 تپه شوش تشکیل شد و ظرف مدت کوتاهی برادران عملا یگان های توپخانه سپاه را فعال نمودند.


    تشکیل یگان های توپخانه سپاه
    حسن شفیع زاده، یعقوب زهدی و سایرین که اولین دوره آموزشی را در 7 تپه شوش گذراندند، بنیانگذاران یگان های پشتیبانی آتش سپاه بودند. آنها در مدت کوتاهی که در بین عملیات "فتح المبین" و "بیت المقدس" بود، دوره های آموزشی را گذراندند؛ آنها در مدت کوتاه از پایان عملیات تا شروع عملیات که حدود 20 روز بود، آموزش آتشبار تیر، دیده بانی، هدایت آتش و مخابرات را دیدند و ظرف این مدت کوتاه توپخانه سپاه را در عملیات "بیت المقدس" فعال کردند.  
     

  • +فرمانده توپخانه سپاه پاسداران

    توپخانه سپاه، روز به روز توسعه پیدا ‌کرد؛ هر لشکری، هر تیپی دارای توپخانه و آتشبار شد. دیگر عملیاتی بدون پشتیبانی توپخانه انجام نمی‌گرفت. توپخانه از یگان‌های موثر و مهم سپاه، در جنگ شد. در عملیات "بیت المقدس" برای اولین بار توپخانه نیروی زمینی سپاه تشکیل و با قدرت وارد عملیات شد.
    قبل از عملیات خیبر، عملیاتهایی که پیش می آمد اکثرا مسئولیت توپخانه و آتش پشتیبانی توپخانه با برادران ارتش بود. توپخانه سپاه هم مأمور شده بود به آنها و تطبیق آتشی که در منطقه زده می شد، کمک کند. مرکز هماهنگی آتش بر عهده برادران ارتش بود. بعد از عملیات خیبر شهید شفیع زاده معتقد بودند که حتما خود سپاه باید مرکز تطبیق آتش باشد و خود پرسنل سپاه باید مرکز هماهنگی آتش ایجاد کنند و آتش پشتیبانی را در منطقه دنبال کنند. اولین عملیاتی که همه مسائل توپخانه اعم از طرح ریزی آتش، استقرار، طرح نوع سنگرهای توپخانه، طرح ریزی گسترش توپخانه در منطقه و کلا هر چیزی که به توپخانه بر می گشت در "عملیات والفجر 8" بر عهده خود توپخانه سپاه بود.   
    از سال 1363، حسن طهرانی مقدم طی حکمی از فرماندهی، به سمت تشکیل واحد موشکی رفت و بار مسئولیت توپخانه و آتش جنگ روی دوش حسن شفیع زاده افتاد.
    شفیع زاده در طول عملیات‌های مختلف با به دست آوردن توپ‌های غنیمتی بیشتر، گروه‌های توپخانه تشکیل می داد. این گروه‌ها بازوهایی قوی برای فرماندهی قوای رزمی بودند. در نبردهای خیبر، والفجر 8، کربلای 1، کربلای 4، کربلای 5 که سپاه پاسداران به لحاظ عملیاتی مسئولیت مستقلی داشت، پشتیبانی آتش کل منطقه عملیات با رهبری و هدایت شفیع زاده انجام گرفت.
     

  • +تأسیس دانشکده توپخانه

    پس از تشکیل توپخانه سپاه با مدیریت شهید طهرانی مقدم، حسن شفیع زاده و یعقوب زهدی، توانستند فرماندهان تیپ ها را قانع کنند تا هر تعداد توپی را که دارند پس از سازماندهی و آموزش در خود تیپ ها مورد استفاده قرار گیرد.  
    مدتی بعد مرکز تعمیر و نگهداری توپخانه در گلف اهواز آغاز به کار کرد. مرکز آموزش توپخانه به همت حسن شفیع زاده و یعقوب زهدی در اصفهان راه اندازی شد و بعدها این مرکز آموزش به دانشکده توپخانه تبدیل شد.


    شهید شفیع زاده آموزش توپخانه را تشکیل داد که به دانشکده توپخانه تبدیل شد
    سردار رحیم صفوی در این باره می گوید: «ما در اوایل جنگ تا زمان حصر آبادان اصلا توپخانه نداشتیم و سردار شفیع زاده به ما پیشنهاد توپخانه سپاه را داد تا در لشکرها واحدهای توپخانه ایجاد کنیم و ایشان ابتکار عمل را در دست گرفت و از سال 1362 مرکز آموزش توپخانه را تشکیل داد که بعدها تبدیل به دانشکده توپخانه شد. تا عملیات خیبر دشمن به وسیله توپخانه به ما ضربه می زد ولی در عملیات فتح "فاو" شفیع زاده تلافی همه اینها را آورد.»


    آموزش توپخانه یکی از ارکان موفقیت شکل گیری توپخانه بود
    طهرانی مقدم در بیان قدرت فرماندهی و کادرسازی شهید شفیع زاده گفت: «از خصوصیات ایشان از روزگاری که من در خدمت ایشان بودم، می توانم عرض کنم، قدرت فرماندهی و کادرسازی و آموزش بود. من یادم هست مرکز آموزش توپخانه که یکی از ارکان موفقیت شکل گیری توپخانه بود توسط ایشان در اصفهان که یک مرکز استاندار و بسیار موفق برای سپاه محسوب می شد با پشتکار و همت این چهره درخشان شکل گرفت یعنی ایشان همچنان که اعتقاد داشت در جنگ بایستی نبرد کرد و لحظه ای نسبت به ادامه جنگ و یاری امام تردید نداشت، با همان توان اعتقاد داشت که کادرسازی و ایجاد و پرورش پرسنل مناسب و جایگزین شهدای ما در توپخانه توسط مرکز توانمند می تواند استمرار پیدا کند.»  


    اگر آموزش توپخانه در این سیستمی که شفیع زاده طراحی کرد، نبود ما قطعا توپخانه سپاه را نداشتیم
    شهید غلامرضا یزدانی، فرمانده توپخانه و موشکی نیروی زمینی سپاه، درباره نقش شهید شفیع زاده در رابطه با توپخانه گفت: «نقشی که شهید شفیع زاده در رابطه با توپخانه داشت، توسعه کیفی و کمی است. توسعه کمی توپخانه ها و تشکیل توپخانه سپاه ها و لشکرها را ایشان شخصا پیگیری می کرد... بعد دیگری که ایشان در توپخانه رویش کار کرده بود جذب کادر و کادرسازی بود... دانشکده یکی از این قضیه کادر سازی بود که ایشان می کرد و آن بعدی که ایشان در کادر سازی مد نظرشان بود. افرادی را که ایشان آورد، میدان داد و رشدشان داد...
    در توسعه کیفیت کار یکی از نقاط روشن و مهمی که شهید شفیع زاده در ارتباط با کار به عنوان فرمانده توپخانه سپاه داشت، بحث آموزش توپخانه بود؛ در واقع می شد ایشان را به عنوان بنیان گذار آموزش توپخانه گفت که با آن تدابیر و دوراندیشی که داشتند آمدند و آموزش توپخانه سپاه را راه انداختند که این آموزش توپخانه به موازات تشکیل رسته توپخانه بود که بعد به مرور زمان تبدیل شد به آموزشگاه توپخانه، بعد مرکز آموزش توپخانه سپاه و بعد نهایتا هم که تبدیل به دانشکده توپخانه شد که بحمدالله آن سیر صعودی خودش را طی کرد.
    با جرأت می شود گفت که اگر آموزش توپخانه در این سیستمی که ایشان طراحی و استفاده کرد نبود ما قطعا توپخانه سپاه را نداشتیم و اصلا توپخانه نداشتیم. ایشان این کار را به خوبی وبه بهترین شکل ممکن به آموزش توپخانه و عملیلت توپخانه گره زد... یعنی بیگانگی بین آموزش و عملیات نبود و این رمز موفقیت بود...»
     

  • +طراحی سلاح و مهمات

    حسن شفیع زاده اولین کسی بود که در سپاه، ساخت سلاح و مهمات را در داخل کشور پیشنهاد کرد. او گروهی را برای طراحی و ساخت توپ "122 م م" به اراک اعزام کرد. این کار با همکاری کارخانه ماشین سازی اراک انجام شد. بعدها "کاتوشای 122 م م" به دستور شفیع زاده نمونه سازی شد.
    ایشان توجه خاصی به تحریم های اقتصادی داشت و معتقد بود که باید خودکفا باشیم.
    شهید غلامرضا یزدانی در بیان ابتکارات شهید شفیع زاده در طراحی سلاح گفت: «زمانی که عملیاتهای داخل خاک عراق انجام می شد؛ عملیاتهای برون مرزی انجام می شد؛ ... دسته و گروه ها و گردان و تیم هایی که می رفتند عملیات های ایذائی در عمق خاک عراق انجام دهند، معمولا بدون آتش پشتیبانی بودند و مشکل داشتند... و یا مقطعی بود که می رفتند یک هدف چرب و نرم گیر می آوردند منتهی با کلاش که نمی شد پالایشگاه بزنیم، کرکوک را بزنیم با کلاش یا آر پی جی نمی شد یک پایگاه هوانیروز دشمن را بزنیم. آن وقت این قضیه را شهید شفیع زاده متوجه شد ... کاتیوشای تک لول را طراحی کرد. کاتیوشای تک لول یعنی قبضه کاتیوشا را یک لوله اش را باز کرد، طرحش را داد، پیش بینی کرد، بعد یک لوله کاتیوشا را پیاده کردند و یک پایه برایش درست کردند... وقتی آقا محسن[رضایی] و برادران مسئول این را دیدند خیلی خوشحال شدند و گفتند این را کجا طراحی کردند؟ گفتند در دانشکده توپخانه طراحی شده و می خواهیم انشاالله استفاده بکنیم. ایشان همان وقت دستور دادند و تأمین شد و تعدادی را تولید کردند و فرستادند و با آن توانستند پالایشگاه کرکوک عراق را مورد هدف قرار دهند... این یک نمونه اش بود که ایشان با ابتکار توانست واقعا تحولی را در عملیات های برون مرزی ما ایجاد کند.
    ما در عملیات بدر در هور مشکل داشتیم؛ سوار کردن توپ 105 روی صفحه های شناور. این طرحی بود که ظاهرا ایشان داشتند و آقای روح الله کریمی آن را دنبال کردند. وقتی نتیجه گرفتند دنبال کردند و ساختند و ما در هور توپ روی آب شناور داشتیم؛ 105 را سوار کرده بودند یا بردن کاتیوشا روی صفحه های شناور ...»  
     

  • +ابتکار شهید شفیع زاده در عملیات خیبر

    سال 1362 در عملیات "خیبر" در جزیره مجنون با تدبیر شفیع زاده چند قبضه توپ با "هاورکرافت" به جزیره انتقال داده شد. او شخصا به رزمندگان در بارگیری هاورکرافت کمک می کرد و عمل او باعث شد تا چند تن از فرماندهان آتشبارهای ارتش نیز به کمک برادران سپاه بیایند.
    سرتیپ میرصفیان درباره ابتکارات شهید شفیع زاده در جزایر مجنون گفت: «جزایر مجنون از منطقه عملیاتی فاصله بسیار طولانی دارد؛ در حد 3 یا 4 ساعت با قایق در هور بین نیزارها باید طی می کردیم تا به جزایر می رسیدیم. نیروی پیاده که می رفت در جزایر و با دشمن درگیر می شد، خواه ناخواه توپخانه باید پشتیبانی کند اما با توجه به بعد مسافتی که بود، از دژ خط مرزی تا جزایر مجنون هیچ گونه توپی جوابگوی آتش پشتیبانی بسیجی های ما که در جزایر مجنون بودند، نبود. تمام هم و غم ایشان [شهید شفیع زاده] و برادرها این بود که بتوانیم به نحوی توپخانه را سازماندهی کنیم و به طریقی بتوانیم این توپها را به جلو ببریم، بتوانیم در جزایر آتش داشته باشیم.
    ایشان یک فکری به نظرش رسیده بود که ما بیاییم یک صفحات فلزی درست کنیم که روی آب در منطقه هور به صورت شناور قرار بگیرد. ما هم توپهای سبک را روی اینها مستقر کنیم و توسط قایق آنها را بکشیم. همانجا در آب، جزایر مجنون را پشتیبانی نظامی کنیم. بعد سرلشکر شفیع زاده با مسئولین مهندسی جلسه گذاشتند و لیست درخواست ها را دادند. یک کار بزرگی بود که در هر قبضه ای باید یک صفحه فلزی می ساختند با حجم خیلی بزرگی که توپ روی آن مستقر شود، به صورت ثابت، هم بتواند تیراندازی کند، هم موقع عقب نشینی توپخانه باعث نشود که روی آب حرکت کند و توپ پراکندگی پیدا کند و گلوله به هدف نخورد. همه اینها را توضیح می داد و یک چند نفر از بچه های توپخانه را با توجه به اهمیت این کار مأمور کردند به مهندسی و گفتند اینکار باید انجام شود.
    یک ستادی در اهواز تشکیل شده بود، ستاد فوریت های جنگ که این ستاد را مأمور کردند که یک بخش عمده ای از این ستاد بیایند این صفحات را برای توپخانه بسازند... آنها را ساختند و تعدادی را سریعا وارد منطقه کردند و توپ روی آنها مستقر کردند و واقعا موفق بود و روحیه بالایی به بسیجی هایی که در خط بودند داد. یک مدتی که گذشت ایشان گفتند باید توپخانه برود و مستقر شود داخل جزیره، به هر نحوی که هست با قایقهای بزرگ هاورکرافت... برادرانی که آنجا حضور داشتند، می دانند انتقال یک قبضه توپ از داخل منطقه هور، در آن نیزارها به داخل جزایر مجنون، مهم تر از استقرار خود قبضه توپ پشتیبانی، خود مهمات است. این قبضه بحث خیلی مهمی بود. تمام اینها با پشتکار ایشان و با تلاشی که داشتند تحقق یافت و تا یک اندازه ای توانستند آتش پشتیبانی را در جزایر پشتیبانی کنند.»  
     

  • +شکوفایی دستاوردهای شهید شفیع زاده در عملیات "والفجر 8"

    اوج هنرنمایی و شکوفایی دستاوردهای شهید شفیع زاده، در نبرد "والفجر 8" در بهمن ماه 1364 خودنمایی کرد، در عملیات "والفجر 8" لشکر گارد ریاست جمهوری عراق قبل از آنکه به کارخانه نمک شهر "فاو" برسد، متلاشی شده بود و توپخانه آنچنان در ابتدای عملیات از رزمندگان حمایت کرده بود که نیازی به ساختن خاکریز نبود. در هفت روز اول عملیات، توپخانه توان پاتکهای دشمن را گرفته بود؛ حدود 38 گردان توپخانه قبل از شروع عملیات در نخلستان ها مستقر و استتار شده بودند. طبق دستور شفیع زاده در شب اول 15 گردان توپخانه از دل نخلستان ها بیرون امد، 5 گردان اضافه شد و به این ترتیب در شب آخر با 38 گردان، دشمن کوبیده شد، بی آنکه از طرح حساب شده مطلع گردد. نظر شفیع زاده این بود: «نباید بگذاریم دشمن بفهمد استعداد ما چقدر است باید دشمن را فریب دهیم.»
    وی ماه ها قبل از عملیات، منطقه را شناسایی و برای مواضع توپخانه طرح های دقیقی تهیه کرده بود؛ به گونه ای که در طی عملیات والفجر 8 عقبه دشمن به طول 50 کیلومتر در تیررس توپخانه بود. نیروهای رزمی دشمن تا به خط مقدم می رسیدند عملا نابود می شدند. ابتکارات و اندیشه نظامی شفیع زاده یکی از عوامل مهم پیروزی عملیات "والفجر 8" بود و عملیات توپخانه سبب شد دشمن ابتکار عمل خود را از دست بدهد.
    در طی آن عملیات شفیع زاده به سرعت خود را به دیدگاه می رساند تا عملکرد توپخانه را از نزدیک ببیند در حالیکه هواپیماهای دشمن مواضع خودی را بمباران می کردند. شفیع زاده به سرعت مواضع حساس دشمن را شناسایی می کرد. آتش توپخانه دقیقا توسط او هدایت شد و بر سر نیروهای عراقی فرود آمد. وی در جلسه مسئولان توپخانه در 5 آبان ماه 1365 گفت: «در عملیات والفجر 8 آتشی ریختیم که تا آن زمان نه عراق آن آتش را دیده بود و نه ما اجرای آتش کرده بودیم.»


    غافلگیری دشمن در عملیات
    سرتیپ پاسدار میرصفیان درباره ابتکارات شهید شفیع زاده در عملیات "والفجر 8" گفت: «نمونه بارز ابتکارات ایشان عملیات فاو بود. بحث توپخانه در فاو؛ آرایش توپخانه در منطقه منحصر بفرد بود. ورود توپخانه ها به منطقه، به چه صورتی توپخانه وارد منطقه شود که دشمن نبیند... وارد کردن این حجم عظیمی از توپخانه، بحث بسیار زیادی داشت که این از ابتکارات ایشان بود. رعایت کردن اصل غافلگیری آن هم در توپخانه. اصل غافلگیری عملیات و اینکه توپخانه ها طوری وارد منطقه بشوند که فاش نشود. این از کارهای بسیار جالب بود که تا آن موقع اصلا انجام نشده بود و طوری این اصول رعایت شده بود که حتی حدود 48 ساعت مانده به عملیات والفجر 8، دشمن دو سه گردان از توپخانه باقی مانده داخل منطقه فاو را از منطقه به جزایر مجنون انتقال داد چون فکر می کرد که عملیات در جزایر مجنون است.»


    آرایش منحصر بفرد توپخانه در منطقه
    سردار پاسدار محمود چهارباغی درباره اوج هنر شهید شفیع زاده در عملیات "والفجر 8" گفت: «فرمانده وقت سپاه به شهید شفیع زاده گفت که چند روز اول بچه های پیاده پشت خاکریز آتش توپخانه سنگر بگیرند و این مهم را شهید شفیع زاده برآورده کرد. یک طراحی بسیار جالبی را شهید شفیع زاده در عملیات والفجر 8 انجام داد که توانست با توپ هایی که در اختیار سپاه بود عمق 70 – 80 کیلومتری دشمن را مورد هدف قرار بدهد. ببینید منطقه بصره در عرض جبهه فاو بود، نیروهایی که باید در فاو می ماندند و پاتک می کردند باید از بصره حرکت می کردند، در منطقه فاو می آمدند و پاتک می کردند اما مجبور بودند از زیر آتشهای توپخانه عبور کنند. شهید شفیع زاده طراحی را طوری انجام داد که ما در خرمشهر، آبادان و پشت رودخانه بهمن شیر و پشت رودخانه اروند تعداد زیادی توپ داشتیم و دشمن را زیر آتش داشتیم تا در منطقه فاو بیاید. تعداد زیادی از نیروهای دشمن در این مسیر بوسیله آتش توپخانه از بین می رفتند. این اوج هنر شفیع زاده بود. این طراحی خوب شهید شفیع زاده را امروز در دانشکده های بزرگ نظامی دنیا تدریس می کنند.»
     

  • +کاربرد مهم توپخانه در عملیات "کربلای 5"

    در اسفند ماه 1365، در عملیات "کربلای 5" (فتح شلمچه) که منطقه بسیار کوچکی بود، حجم آتش نیروهای خودی و حجم آتش دشمن بسیار زیاد بود. نیروهای خودی کاملا به تجهیزات و نیروی سازمان یافته شفیع زاده متکی بودند. در حالیکه شکستن خط و عبور از منطقه کانال پرورش ماهی و عبور نیروها کار بسیار دشواری بود، طراحی دقیقی در توپخانه صورت گرفته بود. برای اولین بار نقاط مهمی مانند قرارگاه سپاه دوم عراق و بیش از 80 فروند کشتی که در اروند رود کنار هم چیده و استتار شده بودند، هدف توپخانه سپاه قرار گرفتند. جبهه ابوالخصیب با توپهای خودی کاملا شخم زده شد و خط مقدم تا قرارگاه های دشمن، هدف توپهای سپاه بود. در طی عملیات "کربلای 5" دشمن قصد داشت به خط 10 لشکر سیدالشهدا حمله کند؛ شفیع زاده با هماهنگی مواضع دشمن را زیر آتش شدید گرفت؛ 600 موشک همزمان با یکدیگر روی سر دشمن فرو ریخت و با تکرار ان، انبوه آتش بر سر دشمن باریدن گرفت و آن رخنه ای که در جبهه ماهشهر بود عقب زده شد، به طوریکه در ظرف مدت کوتاهی بیشتر افراد دشمن کشته و زخمی شدند.


    "کربلای 5" با ارزش ترین عملیات جمهوری اسلامی
    عملیات "کربلای 5" که در شلمچه انجام گرفت، منجر به پشت سر گذاشتن استحکامات و موانع و کانالها و میادین مین پیچیده و چندین لایه دشمن گردید و رزمندگان اسلام در آستانه فتح بصره قرار گرفتند. این عملیات یکی از مهم ترین و سخت ترین و به لحاظ سیاسی نظامی با ارزش ترین عملیات های جمهوری اسلامی ایران بود. اهمیت این عملیات تا جایی بود که شورای امنیت سازمان ملل متحد سراسیمه تشکیل جلسه داد و با صدور قطعنامه 598 به بخش اعظم شرایط و خواسته های جمهوری اسلامی گردن نهاد.
    از ویژگی های مهم این عملیات کاربرد وسیع آتش توپخانه توسط دو طرف بود و می توان گفت که جنگ، جنگ آتش بود. استعداد توپخانه ای که در این عملیات توسط سپاه بکار گرفته شد، بیش از 40 گردان توپخانه که متجاوز از 700 قبضه انواع توپ و کاتیوشا بود و این بالاترین آمار کاربرد توپخانه در طول تاریخ جنگ هشت ساله بود. سرلشکر پاسدار حسن شفیع زاده فرمانده توپخانه سپاه در عملیات بود.  
     

  • +شهادت

    سردار سرلشکر حسن شفیع زاده، پس از پشت سر گذاشتن مجروحیت های متعدد از نواحی سر، سینه، شکم و دست سرانجام، در 8 اردیبهشت سال 1366، در عملیات "کربلای 10" در حالی که فرماندهی توپخانه نیروى زمینى سپاه و قرارگاه خاتم‌ الانبیاء را به عهده داشت، به شهادت رسید. ایشان در گلزار شهدای شهر تبریز به خاک سپرده شد.
    شهید نورعلی شوشتری درباره نحوه شهادت شهید شفیع زاده گفته است: «روز 8 اردیبهشت 1366 در طی عملیات کربلای 10 در منطقه غرب، شفیع زاده می خواست به پیش عباس محتاج، فرمانده قرارگاه برود. منطقه نا آرام بود و گلوله های توپ از هر طرف به زمین می خورد و شفیع زاده مستقیم به جلو می رفت. در نزدیکی قرارگاه شهید داوودآبادی یک دو راهی ایجاد شده بود؛ یک راه به سوی قرارگاه و یک راه به سمت خطوط پدافندی می رفت. دشمن آنجا را شناسایی کرده بود و از ارتفاعات آسوس، گوجار و شیخ محمد به آنجا دید داشت و آتش سنگینی را در آن حوالی می ریخت... ایستادیم و منتظر ماندیم تا منطقه کمی آرام شود. در همین حال شفیع زاده رسید به او گفتم: "آتش توپخانه دشمن زیاد است بهتر است کمی صبر کنید." وی گفت: "به آقای عباس محتاج قول داده ام باید بروم" پس از لحظه ای مکث گفت: "توپچی که از گلوله توپ نمی ترسد." بعد خندید و گفت: "نباید روحیه خود را باخته و ضعف به دل خود راه دهیم." تصمیمش را گرفته بود و معلوم بود که هراسی از کشته شدن در راه خدا ندارد... وقتی به قرارگاه رسیدیم سراغ او را گرفتیم؛ کسی از او خبر نداشت و آقای محتاج هم فکر می کرد که شفیع زاده برای سرکشی به توپخانه 25 کربلا رفته است. ساعت یک بعد از نیمه شب به قرارگاه خبر دادند که یک نفر در اورژانس به هوش آمده و می گوید که شفیع زاده شهید شده است. متأسفانه نرسیده به قرارگاه شهید داوودآبادی، گلوله توپی روی قسمت جلو ماشین دقیقا زیر پای شفیع زاده اصابت کرده بود. بدن شفیع زاده در اثر اصابت گلوله توپ قطعه قطعه شده بود.»
     

  • +وصیت نامه شهید شفیع زاده

    شهید حسن شفیع زاده، همچون دیگر شهدای جنگ تحمیلی هدفی جز ایثار جان در راه حق و اسلام نداشت و بر همین اندیشه هم راه شهادت را پیمود. در بخش‌هایی از وصیت‌نامه این شهید بزرگوار آمده است: «سلام بر امت شهید پرور و نمونه که با حضور همیشگی خود در همه صحنه‌های حق علیه باطل، اسلام و امام را یاری کرده و قدرت نفس کشیدن و خواب راحت را از دشمن سلب کرده است. برادران پاسدارم! امیدوارم با بزرگواری خودتان این بنده ذلیل خدا را عفو کنید، سفارشی چند از مولایمان علی(ع) برای شما دارم؛ در همه حال پرهیزگار باشید و خدا را ناظر و حاضر بر اعمال خود بدانید؛ یاور ستمدیدگان و مستمندان جامعه و یاور تمامی‌ مستضعفان باشید؛ مبادا یتیمان و فرزندان شهدا را فراموش کنید؛ سلسله مراتب و اطاعت از مسوولان را با توجه به اصل ولایت رعایت کنید و در هر زمان و هر مکان با دست و زبان و عمل، امر به معروف و نهی از منکر کنید. برادران مسوول! [شما] که به طور مستمر در جهت پیشبرد اهداف انقلاب، شبانه‌روزی فعالیت می‌کنید، به عدالت در کارها و تصمیم‌گیری‌هایتان به عنوان یک مرز ایمان داشته باشید؛ عدالت را فدای مصلحت نکنید؛ پرحوصله باشید و در برآوردن نیازهای آنها بکوشید؛ در قلب خود مهربانی و لطف به مردم را بیدار کنید و طوری رفتار نکنید که از شما کراهت داشته باشند. برایم الهام شده که این بار اگر خداوند رحمان و رحیم بخواهد، به فیض شهادت نایل خواهم آمد.»

     

  • +ویژگی های اخلاقی

    شهید شفیع زاده فردی صبور، متواضع، گشاده رو و بشاش بود. در تمام امور، ایثار و گذشت بسیاری از خود نشان می داد و در هر کاری که پیش می آمد ابتدا خودپیشقدم می شد. به هنگام عملیات و در زمانی که آتش دشمن در خط مقدم شدت پیدا می کرد، در خط اول حضور می یافت و آخرین وضعیت منطقه را برای برنامه ریزی صحیح و هدایت دقیق آتش، بررسی می کرد. در تصمیم گیری ها از نظرات دیگران سود می جست و در برخوردها و قضاوت عدالت را رعایت می کرد. در روابط اجتماعی، با دیگران رفتاری پخته و پسندیده داشت و در هر محیطی که حضور پیدا می کرد همگان را تحت تأثیر قرار می داد.
    شهید شفیع زاده در انجام واجبات و ترک محرمات کوشا بود. به مستحبات اهمیت می داد. اهل نماز شب بود. کم سخن می گفت و با کردارش دیگران را به عمل صالح دعوت می کرد.
    از تشریفات و تجملات به شدت دوری می جست و سادگی و بی آلایشی را مشی خود قرار داده بود. در ایام پیروزی انقلاب اسلامی شب و روز نمی شناخت و بعد از آن، در طول جنگ تحمیلی، مخلصانه انجام وظیفه می نمود.

    سردار رحیم صفوی، فرمانده سابق کل سپاه، درباره خصوصیات فکری، اندیشه ای و اخلاقی شهید شفیع زاده گفت: «سردار شهید شفیع زاده در یک جمله یک فرمانده مؤمن، خردمند، شجاع، ساده زیست، محجوب و صبور بود. از نظر ایمان یک رده بسیار بالا و توکل بر خداوند متعال داشت... سومین خصوصیت ایشان اخلاق خوش، چهره گشاده و لبخند همیشگی ایشان و ارتباطات وسیعی که نه فقط با فرماندهان، بلکه با پاسداران و بسیجیان داشت. ایشان خیلی ساده زیست بود. او بین نیروها و بین یگان تبعیض قائل نمی شد و یک نوع عدالتی را ایجاد می کرد...

    آخرین خصوصیت ایشان، شجاعت بود. ایشان در قرارگاه فرمانده توپخانه نمی نشست و در همه عملیات ها خودش به خط مقدم می آمد و شاید بیش از 5، 6 بار مجروح و جانباز شد؛ در سال 1358 از ناحیه شکم و سینه ترکش خورد، در سال 1359 در آبادان از ناحیه سر ترکش خورد و در سال 1362 در عملیات خیبردست یا سر ایشان مورد اصابت گلوله قرار گرفت و سال 1365در عملیات شلمچه دست ایشان مورد اصابت گلوله توپخانه قرار گرفت. یعنی یک فرماندهی بود که از شهادت هراسی نداشت. در خط مقدم جبهه حضور پیدا می کرد.»

     

  • +شهید شفیع زاده در گفتار بزرگان و آشنایان

    شهید شفیع زاده بنیانگذار توپخانه سپاه بود
    آیت‌ الله محمدعلی موحدی کرمانی، نماینده ولى فقیه در سپاه پاسداران، درباره وی گفت: «آذربایجانی‌ها توپخانه را درست کردند. در حقیقت، شهید شفیع زاده، بنیانگذار توپخانه سپاه بود و نقش بسیار موثری داشت؛ از چهره شفیع زاده‌ها است که می‌توان قدرت و صلابت اسلام را در زنده کردن انسان‌ها درک کرد؛ از چهره این سرداران عزیز سپاه اسلام است که می‌توان مفهوم انسانیت‌، فداکاری رضا و عشق را ترسیم و بیان کرد.»


    حسن شفیع زاده یک فرمانده نابغه بود
    رحیم صفوی، فرمانده سابق کل سپاه، در مورد خصوصیت مدیریتی شهید شفیع زاده گفت: «حسن شفیع زاده قدرت فوق العاده ای در ایجاد سازماندهی داشت؛ هم سازماندهی افراد، هم سازماندهی توپخانه سپاه پاسداران را داشت... قدرت سازماندهی ایشان بصورتی بود که با چند ده قبضه توپخانه در عملیات "بیت المقدس" شروع کرد ولی در انتهای جنگ چندین گروه توپخانه نیروی زمینی سپاه داشت.
    دومین خصوصیت مدیریت فرماندهی ایشان، دقت در انتخاب فرماندهان با استعداد، مؤمن و شجاع بود... سومین خصوصیت ایشان، داشتن طرح و برنامه ریزی عملیاتی بود. برای هر عملیاتی پیش بینی می کرد که توپخانه را کجا مستقر کند، مهندسی را چگونه بکار گیرد، طرح ریزی آتش چگونه باشد، تطبیق آتش چطوری باشد.
    سردار شفیع زاده به آموزش توپخانه توجه فوق العاده ای داشتند که اول مرکز آموزش توپخانه در اصفهان، بعد دانشکده توپخانه را تأسیس کردند... پنجمین خصوصیت فرماندهی و مدیریتی ایشان، قدرت ابتکار و خلاقیت و انجام اقدامات فوق العاده عملیاتی بود.»   


    گفت: به همه بگویید که در سپاه نگهبان هستم
    فاطمه کوچه مشکیلر، مادر شهید حسن شفیع زاده در مورد ساده زیستی فرزند خود گفت: «اوایل انقلاب که وارد سپاه شد حقوق ماهیانه خود را از سپاه نمی گرفت. بعد از شروع جنگ که به منطقه اعزام شد، حقوق ماهیانه خود را صرف فقرا می کرد حتی یکبار لباس نو پوشیده بود بعد از برگشتنش متوجه شدم که لباس نو تنش نیست. پرسیدم که لباست چه شده؟ گفت: به فقرا داده ام.
    من آن مواقعی که برای او به خواستگاری می رفتم خانواده دختر از من می پرسیدند که حسن آقا در سپاه چکار می کنند؟ یک روز آمدم خانه و به او گفتم: هر جا خواستگاری می روم از من می پرسند که تو در سپاه در چه بخشی هستی و چه کار می کنی؟ گفت: به همه بگویید که در سپاه نگهبان هستم.»   


    فرماندهی که گمنامی ویژگی اش بود
    شهید حسن طهرانی مقدم، سرپرست بخش موشکی سپاه، در توصیف ویژگی های شهید شفیع زاده گفت: «پارامتر درخشان چهره واقعی ایشان، صبر، استقامت و تلاش این شهید عزیز است. پایداری، صبر و استقامت ایشان در برابر مسائل، مشکلات و استوار بودنشان باعث می شد که در واقع اگر ما به مسائل و مشکلات می رسیدیم و در حل مسائل واقعا عاجز می شدیم، به صلابت و اقتدار این شخصیت وقتی که پی می بردیم، دوباره خودمان نیرو می گرفتیم. تلاش این شهید مثل اینکه روحیه جدیدی برای ما بود.» 
    طهرانی مقدم در ادامه گفت: «از خصوصیات بارز شهید حفظ اسرار است. من خوب یادم هست که اسرار نظامی و طرح ریزی عملیات رزم در قرارگاه انجام می گرفت. طبیعی است که مسائل و مطالبی که در جلسات طبق مسئولیتی که داشتند، مطرح می شد... ایشان با احتیاط هر چه تمام تر و بعضا از محیطهای آزد استفاده می کردند و شدیدا به اسرار جنگ و حفظ اطلاعات نظامی در جنگ توجه بسیار قابل توجهی داشتند.»
    شهید طهرانی مقدم، شهید شفیع زاده را فرماندهی گمنام توصیف کرد و گفت: «چهره گمنامی است یعنی سردار بزرگی است که خدمات شایانی در جنگ کرد و چهره ای بود که بصورت واقعی از لحظه ای که اولین گلوله های دشمن در خاک اسلامی یمان فرود آمد و تا آخرین لحظه با خونش یاری خودش را نسبت به اسلام و انقلاب ثابت کرد ولی چهره گمنامی بود چرا چون بسیجی گمنامی بود که خودش را در انظار عمومی و در افکاری که خودنمایی جلوه می کرد، هرگز خودش را در آن صحنه ها نشان نمی داد و با فروتنی و تواضع باعث شد که چهره واقعی ایشان نشان داده نشود.»


    رابطه او با نیروهایش یک رابطه عاطفی بود
    در خاطرات سردار سرلشکر پاسدار شهید احمد سوداگر درباره شهید شفیع زاده آمده است: «از زمانی که ایشان [شهید شفیع زاده] مسئولیت پیدا کردند توپخانه سر و سامانی گرفت. از زمانی که ایشان مسئولیت مستقیم توپخانه را بر عهده گرفت تقریبا تحولی در سازمان توپخانه به وجود آمد... در امر سازماندهی، ایشان خیلی قوی بود یعنی واقعا آدم مدیر و تشکیلاتی بود. سازماندهی توپخانه را بر مبنای همین گروه های توپخانه طرح ریزی کرد. بکار گیری یکسری نیروهای خاص، نیروهای علاقمند به توپخانه، کادرسازی ایشان خیلی بالا بود یعنی ظرف مدت کوتاهی ایشان توانست گروه های توپخانه را کامل و با کیفیت راه اندازی کند و وارد مقولات توپخانه سنگین شد که یکسری تجهیزات برای سپاه تهیه و به توپخانه واگذار شد... رابطه او با نیروهایش یک رابطه عاطفی بود؛ یک رابطه خاص و خلاصه ولایتی بود یعنی رابطه ای که در سیستم نظامی گری آن دوره وجود نداشت حتی در سیستم ارتش خودمان...
    نیروهای ارتش تقریبا می توانم بگویم در میان بحث توپخانه سپاه، فقط ایشان را قبول داشتند. یکی از آن افرادی که آنها در بحث توپخانه سپاه قبول داشند همین شهید شفیع زاده بود یعنی اگر چیزی می گفت آنها به عنوان یک کارشناس خبره توپخانه می پذیرفتند و نظراتش را قبول داشتند.»


    او برای بکارگیری صحیح توپخانه از تمام ظرفیت های آموزشی، تسلیحات، مهمات و صنعت دفاعی استفاده کرد
    سردار سرتیپ پاسدار محمود چهارباغی درباره شهید شفیع زاده گفت: «شهید شفیع زاده بزرگترین هنری که داشت این بود که توپ های به غنیمت گرفته شده از عراق را در همان صحنه جنگ علیه دشمن سازماندهی کرد و علیه نیروهای عراقی به کار گرفت... بکار گیری توپخانه کار ساده ای نیست اما شهید شفیع زاده با آن درایت و مدیریتی که داشت، از بین رزمندگانی که در جبهه بودند، بهترین نیروها را انتخاب و سازماندهی کرد و این توپ هایی را که به غنیمت گرفته شده بود، علیه دشمن بکار گرفت.
    اوج هنر شهید شفیع زاده این بود که احساس نیاز به یک مرکز آموزشی را نمود و مرکز آموزش توپخانه را در اصفهان دایر کرد و خودش هم فرمانده آن مرکز شد. برای بکارگیری صحیح توپخانه از تمام ظرفیت های آموزشی، تسلیحات، مهمات و صنعت دفاعی استفاده کرد. بطوریکه این سازماندهی و درایت شهید شفیع زاده باعث بوجود آمدن چند گروه توپخانه و چندین گردان توپخانه شد.»


    شهید شفیع زاده با آنکه بالاترین رده مسئولیتی را داشت، برای هدایت توپخانه، خود در خط حضور می یافت
    سردار یعقوب زهدی، همرزم و جانشین شهید شفیع زاده درباره ایشان گفت: «خود شهید شفیع زاده با آنکه بالاترین رده مسئولیتی را داشتند، برای هدایت توپخانه خودش در خط حضور پیدا می کرد. دقیقا دشمن را ارزیابی می کرد، نقاط آسیب پذیر دشمن را مشخص می کرد، دیده بان را توجیه می کرد و درخواست می کرد و خودش در خط مطمئن می شد که آتش درست استفاده می شود و به هدف اصابت می کند و بعد به قرارگاه مراجعت می کرد.» 

       
    وقتی سپاه مجهز به توپخانه شد دنیا خیلی وحشت کرد؛ این توپخانه را شهید شفیع زاده بنیانگذاری کرد
    سردار محسن رضایی، فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درباره شهید شفیع زاده گفت: «آذربایجانی ها توپخانه سپاه را درست کردند و در حقیقت شهید شفیع زاده از مؤثرترین بنیانگذاران توپخانه سپاه بود...
    برای دنیا خیلی مهم بود که آیا سپاه دسترسی به توپ پیدا کند یا نه؟ چون تا زمانیکه سپاه با کلاشینکف می جنگید، آنها می گفتند اینها چیزی نیستند. خوب کلاشینکف یک سلاح انفرادی است، صد سال پیش با این سلاح می جنگیدند اما وقتی سپاه مجهز به توپخانه شد دنیا خیلی وحشت کرد؛ مخصوصا در عملیات فاو. دشمن از بصره حرکت می کرد تا  فاو تا با ما بجنگد یعنی باید 12 کیلومتر مسافت طی می کرد اما همین که ماشین های عراقی از بصره فاصله می گرفتند، توپخانه ما روی آنها آتش می ریخت و تا می رسیدند به فاو توان جنگی خود را از دست می دادند و دچار شکست می شدند. این توپخانه را شهید حسن شفیع زاده بنیانگذاری کرده بود.»
     

  • +کتاب "یادگاران 26"، صد خاطره از شهید شفیع زاده

    در اردیبهشت ماه 1394 تازه ترین کتاب از مجموعه کتاب های "یادگاران" با موضوع خاطراتی پیرامون زندگی و منش شهید حسن شفیع زاده رونمایی شد. این کتاب به قلم "منصوره قنادیان" به خطرات شهید شفیع زاده پرداخته است. در بخشی از این کتاب در توضیح زندگی شهید حسن شفیع ‌زاده آمده است: «حسن شفیع‌زاده در تبریز به دنیا آمد. در کوچه پس کوچه‌های این شهر بزرگ شد و قد کشید. جوان بود که جنگ شروع شد. با مهدی باکری یک خمپاره‌انداز را از تبریز با هر سختی که بود به آبادان بردند و شد دیده‌بانش. از پشت همان دوربین دیده‌بانی هم فهمید که جواب آتش توپخانه‌ دشمن را باید با توپخانه داد.
    پس دستی سر و روی توپ‌های غنیمت گرفته شده از ارتش عراق می‌کشید و علیه خودشان استفاده می‌کرد. مرکز آموزش توپخانه‌ سپاه تشکیل شد و کمی بعد شد فرمانده توپخانه سپاه ایران. می‌گفت: "عملیات‌ها بدون آتش پشتیبانی و اجرای آتش، فیلمی است بدون موسیقی متن." در آخر هم گلوله‌ توپ، فرمانده توپچی را با خود به آسمان برد.
    این 100 خاطره که در این کتاب آمده است روایت گوشه‌ ای از زندگی فرماندهی است که تمام دنیایش را در کوله ‌پشتی خود می‌ریخت و زیر سرش می‌گذاشت.
     



ویرایش این مطلب، یا ارسال نظر