حزب خلق مسلمان

حزب جمهوری خلق مسلمان یکی از احزاب سیاسی ایران بود که حول محور شخصیت آیت‌الله سید کاظم شریعتمداری تشکیل شد. این حزب در جریان رفراندم جمهوری اسلامی خواستار رای موافق بدان شد اما در جریان تصویب قانون اساسی با ولایت فقیه مخالفت کرد.


امتیاز دهی به مطلب:
 

به اشتراک گذاری مطلب:
ارسال به دوستانارسال به دوستان
  • -حزب خلق مسلمان

    در مورخه 22 اسفند 1357 حزب جمهوری خلق مسلمان توسط ده نفر که آیت‌الله شریعتمداری اعلام کرده بود به آن‌ها اطمینان دارد تشکیل شد. تأسیس حزب نیز در روز 23 اسفند بعد از موافقت و حمایت آیت‌الله شریعتمداری اعلام گردید.

     

    نظر آیت‌الله شریعتمداری در مورد حزب خلق مسلمان

    آیت‌الله شریعتمداری در پاسخ به استدعای هیئت مؤسسین حزب که از وی خواسته بودند تا نظر خود را در مورد تشکیل این حزب به آن‌ها اعلام کند می‌نویسد: «با توجه به‌دستورات اسلامی در مورد آزادی های فردی و اجتماعی در یک جامعه اسلامی جای هیچ‌گونه تردیدی نیست که افراد مسلمان فعال و مؤمن نیز می‌توانند با استفاده از فرصت‌هایی که جمهوری اسلامی ایران در اختیار همگان قرار می‌دهد با تشکل به فعالیت های خود ادامه دهند؛ و در این راه با احزاب و گروهای اسلامی دیگر نیز همکاری و هم‏فکری کامل و نزدیک داشته باشند که هدف همه آن‌ها خدمت به اسلام و مسلمین است ازاین‌جهت تأسیس حزب اسلامی به‌وسیله آقایان به نام حزب جمهوری اسلامی خلق مسلمان ایران با مرام‏نامه ارسالی مورد تأیید کامل این‌جانب می‌باشد و عضویت در آن حزب و سایر احزاب اسلامی که زیر نظر جامعه روحانیت فعالیت دارند نه تنها بلامانع بلکه یک وظیفه اسلامی و ملی است. از خداوند متعال توفیق همه احزاب اسلامی را در راه برقراری جمهوری اسلامی خواستار است.»

     

    بیانیه آیت‌الله شریعتمداری

    عملکرد تفرقه‌افکنانه این حزب باعث اعتراض بسیاری از علما و اندیشمندان و انقلابیون شد ولی این بار نیز آیت‌الله شریعتمداری با انتشار بیانیه‌ای حمایت خود را از این حزب اعلام کرد و نوشت: «از اینکه به حزب جمهوری اسلامی خلق مسلمان ایران که مورد اعتماد ما بوده و برای تحکیم مبانی اسلامی و تقویت حکومت جمهوری اسلامی تشکیل و برقرار کرده‌اند ابراز تمایل نموده و عده‌ای عضویت آن را پذیرفته‌اند، خوشحال شدیم. متأسفانه اظهار نمودند که بعضاً کسانی نسبت به حزب مزبور اظهار مخالفت و اشکال‌تراشی می‌کنند ما آن اشخاص را نصیحت می‌کنیم که به عناصر ضد انقلاب و دسیسه‌های آنان کمک و یاری نکنند و باعث اختلاف و دو دستگی نشوند ...در صورت ادامه این کارها، ما هم به وظیفه شرعی خود عمل کرده و اعلامیه مناسب حال آنان خواهیم داد...»

     

    رفراندوم قانون اساسی و اعتراض به اصل ولایت‌فقیه

    بعد از همه‌پرسی جمهوری اسلامی در فروردین‌ماه 1358 نوبت به تدوین قانون اساسی رسید.

    برای این منظور مجلس خبرگان قانون اساسی از نمایندگان منتخب مردم تشکیل می‌شد و به تدوین قانون اساسی می‌پرداخت تا بعد از مقبولیت مردمی به مورد اجرا گذاشته شود، احزاب و گروه‌های سیاسی هر کدام به ارائه لیست کاندیداهای خود پرداختند. حزب خلق مسلمان نیز کاندیداهای خود را معرفی نمود. در جریان برگزاری انتخابات سه تن از نامزدهای مورد تأیید حزب خلق مسلمان به نام های محمدعلی انگجی، جعفر اشراقی و رحمت‌الله مقدم مراغه‌ای از حوزه استان آذربایجان شرقی به جمع خبرگان راه یافتند.

    اما به‌جز این استان نامزدهای حزب جمهوری خلق مسلمان در هیچ یک از حوزه‌های کشور توفیق به‌دست نیاوردند.

    به دنبال این شکست سهمگین نشریه خلق مسلمان با تیتر بزرگ «انتخابات رسوا» خواستار ابطال سراسری انتخابات شد.

    از سوی دیگر آیت‌الله شریعتمداری نیز در انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی شرکت نکرد و این‌همه در حالی بود که علمای آگاه و در رأس آنان امام خمینی (ره) همه را به شرکت فعال در انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی دعوت کرده بودند.

    بعد از انتخابات نیز امام امت با تأیید انتخابات مجلس خبرگان خط بطلانی بر اعتراضات بی‌دلیل و مدرک شکست‌خوردگان در انتخابات کشیدند.

     

    دلایل اعتراض و اتهامات حزب خلق مسلمان

    کوتاه‌ سخن اینکه اعتراضات و اتهامات حزب خلق مسلمان به این دلیل بود که کاندیداهایش در سطح کشور مورد اقبال مردم مسلمان قرار نگرفته و به مجلس خبرگان راه نیافته بودند.

    یکی دیگر از محورهای مخالفت حزب را می‌توان مخالفت با قانون اساسی ذکر کرد، به دنبال مخالفت حزب مذکور با مجلس خبرگان این حزب پا را از این نیز فراتر گذاشته با قانون اساسی تدوین‌شده از سوی منتخبان ملت مخالفت کرد، این مخالفت‌ها زمانی که مسئله ولایت‌فقیه مطرح شد به اوج خودرسید، مخالفت حزب در این امر نیز با هماهنگی آیت‌الله شریعتمداری آغاز شد که خود شخصاً به مخالفت با اصل مترقی ولایت‌فقیه برخاسته بود.

     

    تیتر هفته‌نامه خلق مسلمان

    هفته‌نامه خلق مسلمان نشریه ارگان حزب با تیترهای بزرگ مخالفت شهید مدرس در مجلس شورای ملی با تغییر سلطنت از قاجار و سپردن آن به‌دست رضاخان پهلوی و شرح مذاکرات آن را چاپ کرد و به نقل از آن شهید که: «صد هزار رأی هم بدهید خلاف قانون است» تلاش می‌کرد با هدف انگاره سازی، موضوع ولایت‌فقیه با دیکتاتوری رضاخان را در کنار هم قرار دهد.

    آیت‌الله شریعتمداری در این دوره ابتدا در مصاحبه با خبرنگار یونایتد پرس و نیز مصاحبه با خبرنگار رادیو دانمارک در موافقت با قانون اساسی رژیم سابق گفت «صحبت ما از اول این بود که قانون اساسی 1258 شمسی/ 1906 میلادی عمل شود و با برپایی جمهوری اسلامی عجالتاً به‌جای قانون اساسی جدید همان قانون اساسی گذشته منهای قوانین مربوط به سلطنت را حفظ می‌کردیم و دردسری وجود نداشت» حزب خلق مسلمان نیز در تشریح نظرات آیت‌الله شریعتمداری قانون اساسی رژیم گذشته را مترقی تر از قانون اساسی جدید دانست.

     

    اعتراض امام خمینی (ره) به حزب خلق مسلمان

    در این میان امام خمینی (ره) به مقابله با موج تبلیغات سازمان‌دهی شده رسانه‌های غربی و خارجی علیه مجلس خبرگان و قانون اساسی برخاسته و در 30 مهر 1358 به حزب خلق مسلمان و اقدامات آن شدیداً اعتراض نمودند. «به‌صورت‌های مختلف با اسلام مخالفت می‌کنند. در مجلس خبرگان به‌مجرد اینکه صحبت ولایت‌فقیه شد، شروع کردند به مخالفت. حتی در آخر این اخیراً، در همین دو روز - سه روز پیش‌ازاین، در یکی از مجالسشان [اشاره به جلسات روز جمعه حزب خلق مسلمان] این منحرفین، اینهایی که از اسلام هیچ اطلاع ندارند، اینهایی که مخالف با اسلام هستند، در مجلسشان گفتند که این مجلس خبرگان باید منحل بشود! و دیگران هم دست زدند برای آن یا تظاهر کردند. این‌ها از مجلس خبرگان می‌ترسند، برای اینکه مجلس خبرگان می‌خواهند ولایت‌فقیه را اثبات کنند. مجلس خبرگان می‌خواهند تصویب کنند آن چیزی را که خدای تبارک‌ و تعالی فرموده است و این‌ها از او می‌ترسند. این‌ها خیال می‌کنند که اگر چنانچه ولایت‌فقیه پیش بیاید، قضیه قُلدری پیش می‌آید و دیکتاتوری پیش می‌آید. در صورتی‌که در اسلام این حرف‌ها نیست»

    امام خمینی (ره) تأکید کردند «قضیه ولایت‌فقیه یک چیزی نیست که مجلس خبرگان ایجاد کرده باشد. ولایت‌فقیه یک چیزی است که خدای تبارک‌ و تعالی درست کرده است. همان ولایت رسول‌الله هست؛ و این‌ها از ولایت رسول‌الله هم می‌ترسند! شما بدانید که اگر امام زمان - سلام‌الله‌علیه - حالا بیاید، باز این قلم‌ها مخالف‌اند با او؛ و آن‌ها هم بدانند که قلم‏های آن‌ها نمی‌تواند مسیر ملت ما را منحرف کند. آن‌ها باید بفهمند اینکه ملت ما بیدار شده است و مسائلی که شما طرح می‌کنید ملت می‌فهمد، متوجه می‌شود، دست و پا نزنید! خودتان را به ملت ملحق کنید. بیایید در آغوش ملت. قلمه‌ای شما از تفنگ‌های آن دمکرات‌ها به اسلام بیشتر ضرر دارد. نطق‌های شما به اسلام ضررش بیشتر از آن توپ‌هایی است که آن‌ها به جوانان ما می‌بندند و تفنگ‌هایی که آن‌ها می‌بندند؛ ضررش به اسلام بیشتر است، برای اینکه آنجا دشمن معلوم است و شما به‌صورت‌های مخفی به میدان می‌آیید. قلمه‌ای شما از سرنیزه‌های رضاخان بدتر است برای اسلام! و شما مضرتر هستید از رضاشاه و محمدرضا برای اسلام، برای اینکه آن‌ها معلوم بود مخالف هستند و مردم می‌شناختند آن‌ها را، مخالفت می‌کردند با آن‌ها، مقاومت می‌کردند؛ شما در پوشش اسلام، در پوشش طرفداری از خلق مسلمان، برخلاف اسلام دارید عمل می‌کنید.»

    رهبر انقلاب ادامه دادند: «ملت شما را می‌شناسد و شما نمی‌توانید این نهضتی را که به‌دست ملت بپا شده است و این نهضتی را که با خون جوان‌های ما و با آن همه زجر و با آن همه زحمت و با آن همه کارهایی که انجام دادند آن‌ها و مقاومت کردند این‌ها، این نهضت را به اینجا رساندند، شما نمی‌توانید، کوچک‌تر از آن هستید که این نهضت را منحرف کنید، بیخود کوشش نکنید! اگر همه ملت مجتمع شدند که ما نمی‌خواهیم مجلس خبرگان را، خوب آن‌ها گفته‌اند خودشان هم می‌توانند برگردند، اما شما چکاره هستید؟ شما چند نفر آدم که یکی‌تان می‌گوید و باقی‌تان هم دست می‌زند! این همان‌هایی است که در زمان رضاخان هم در زمان محمدرضا خان هم یکی می‌گفت و باقی دست می‌زدند. شماها نمی‌توانید در مقابل ملت بایستید، شما رأی نداشتید. هیچ‌یک از شما وارد نشده است در این مجلس خبرگان. اگر واردشده هم یکی دوتای منحرف واردشده است که کاری از او نمی‌آید. ازاین‌جهت است که شما وحشتتان برداشته است. مگر شما می‌توانید که مجلس خبرگانی که ملت با آن آراء زیاد این مجلس را درست کرده با یک کلمه‌ای که شما بگویید «ما می‌گوییم که منحل باشد» مگر با این حرف‌ها شما می‌توانید، مگر شما قابل آدم هستید!»

    امام خمینی همچنین به این گروهک‌ها و حامیانشان نصیحت کردند «من توصیه می‌کنم به شماها این‌قدر اجتماع نکنید و این‌قدر حرف نزنید. هر روزی یک چیزی درست کنید و هر روز یک کاغذ بنویسید و هر روز یک نشریه‌ای بدهید. این‌ها غلط است!»

     

    اعتراض به اصل ولایت‌فقیه

    با عبور از دو مرحله مخالفت با مجلس خبرگان قانون اساسی و نیز تدوین قانون اساسی توسط این مجلس آیت‌الله شریعتمداری و حزب تحت‌الحمایتش چون نتوانستند نتیجه‌ای بگیرند به اصل مترقی ولایت‌فقیه اعتراض کرده و تلاش خود را مصروف مخالفت با آن کردند.

    به دنبال این مخالفت‌ها و تدوین قانون اساسی توسط مجلس خبرگان و اینکه قرار شد مردم با حضور پای صندوق های رأی در روزهای 11 و 12 آذر به آن رأی دهند بار دیگر آیت‌الله شریعتمداری و حزب خلق مسلمان به میدان آمده و تاکید کردند تا زمانی که قانون اساسی به‌خصوص اصل مربوط به ولایت‌فقیه اصلاح نشود در انتخابات شرکت نخواهند کرد.

    با این سخنان بود که حامیان آیت‌الله شریعتمداری در قم و تبریز دست به آشوب‌زده و با کشته شدن یکی از محافظان وی که بر روی پشت‌بام پاسداری می‌کرد فتنه ابعاد جدیدی به خود گرفت.

    هواداران آیت‌الله شریعتمداری در تبریز رادیو و تلویزیون این شهر را به اشغال خود در آورده و بیانیه‌های حزب خلق مسلمان را از آن قرائت کردند و از سوی دیگر نیز تعدادی به استانداری ریخته و این مرکز دولتی را به تصرف خود درآوردند.

    متعاقب این اقدامات اسنادی از لانه جاسوسی کشف شد که نشان می‌داد رحمت‌الله مقدم مراغه‌ای همان که آیت‌الله شریعتمداری او را برای استانداری آذربایجان شرقی در نظر گرفته بود و نیز یکی از اعضای مجلس خبرگان قانون اساسی که باز با حمایت آیت‌الله شریعتمداری به این مجلس راه یافته بود برای آمریکا جاسوسی می‌کرده است.

    دانشجویان مسلمان پیرو خط امام در یک مصاحبه اسنادی را در معرض افکار عمومی قرار دادند که بر اساس آن چگونگی ارتباط یکی از رهبران حزب خلق مسلمان با سفارت آمریکا فاش شد.

     

    افشاگری دانشجویان خط امام (ره)

    در بخشی از اطلاعیه افشاگرانه دانشجویان مسلمان پیرو خط امام (ره) در این رابطه آمده است: آقاى «مقدم مراغه‏اى» درصدد بوده است که به هر نحو شده پاى آمریکاى جنایتکار را که عمرى در این مملکت به چپاول و غارت مشغول بوده و ملت به بهاى خون‌ده‌ها هزار شهید پاى آن را از کشور کوتاه کرده، دوباره برگردانده و بر مقدرات ملت حاکم کند.

    در بخشی از سند منتشره از سوی دانشجویان آمده است: رهبر جنبش رادیکال، مقدم مراغه‌ای، ضمن تماس با سرپرست دکارتمان، نظرات خود را در مورد مسایل جارى اظهار داشت و خیلى تأکید کرد که کاردار با امام خمینى (ره) تماس بگیرد که او رهبر انقلاب ایرانی‌ها را متقاعد کند که دولت آمریکا انقلاب ایران را پذیرفته است.

    در این سند به نقل از مقدم مراغه‌ای آمده است: مقدم اشاره کرد اینکه شما مى‏گویید وقتش نشده، وقت مناسب هیچ‏وقت دست نخواهد داد چرا که امام خمینى (ره) اکنون پیراست و کاملاً غیرقابل انعطاف. اگر امام خمینى (ره) ناگهان قبل از ملاقات آمریکا با او فوت کند حتى میانه‏روها که با امام خمینى (ره) کاملاً موافق نیستند آمریکا را مورد انتقاد قرار خواهند داد و خواهند گفت که عدم ملاقات آمریکا با ایشان، عدم پذیرش انقلاب بوده است و خیلی‌ها آمریکا را مقصر مرگ امام خمینى (ره) خواهند دانست.

     

    امام خمینی (ره) خیلی قدرتمند تر از آن است که شریعتمداری کاری بکند

    در بخشی از گزارش سفارت آمریکا از ارتباط مقدم مراغه‌ای با این سفارت آمده است: مقدم گفت که خیلی‌ها از آیت‌الله شریعتمدارى به خاطر عدم رهبرى انتقاد مى‏کنند در صورتى که این انتقاد نابجاست و امام خمینى (ره) قدرتمندتر از آن است که آیت‌الله شریعتمدارى فعلاً بتواند با او مقابله کند؛ ولى البته وقتش خواهد رسید. او افزود که آذربایجان مترصد اشاره اوست.

    بنا به گفته دانشجویان مسلمان پیرو خط امام پاسپورت مقدم مراغه‌ای در بخش مخصوص و قفسه یکی از کارمندان بخش ویزای سفارت آمریکا پیدا شده است.

    این‌گونه بود که فشارها بر آیت‌الله شریعتمداری برای اعلام برائت از حزب خلق مسلمان شدت گرفت.

     

    نامه‌های علما خطاب به آیت‌الله شریعتمداری در جهت انحلال حزب خلق مسلمان

    جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در اطلاعیه‌ای از آیت‌الله شریعتمداری خواست که در تلقی و اشراف در مسائل طریق صحیحی را انتخاب کرده و افرادی که واقعیات را وارونه کرده و اخبار را سانسور نموده و در اختیار ایشان می‌گذارند را طرد نمایند. در بخش دیگری از این اطلاعیه آمده است: از آیت‌الله شریعتمداری می‌خواهیم تا کسانی را که به‌عنوان حزب جمهوری خلق مسلمان خود را به ایشان منتسب می‌دانند از خود طرد کنند و این حزب را ضد انقلاب اسلامی اعلام نمایند تا این لکه ننگ از دامن روحانیت و اسلام عزیز پاک شود.

    علمای اعلام و مراجع تقلید علی مشکینی، ناصر مکارم شیرازی، محمدمهدی ربانی، محمد فاضل، حسین راستی کاشانی، احمد جنتی، سید عباس خاتم یزدی، احمد آذری قمی، محمد یزدی، علی احمدی، سید حسن طاهری، جعفر حسینی کریمی و محمد مؤمن از جمله امضاکنندگان این اطلاعیه هستند.

    گروه دیگری از علمای شیراز نیز در نامه‌ای خطاب به آیت‌الله شریعتمداری تاکید کردند: ضرورت شدید دارد که حضرت‌عالی برای جلوگیری از این مسائل چاره‌ای فوری و جدی بیندیشید و پیش از آنکه خدای‌نخواسته جریاناتی به وجود آید که همه ما در پیشگاه خدا مسئول و در برابر مردم جهان شرمنده گردیم... ممکن است در این جریان خون‌هایی ریخته شود که مسئولیت مستقیمش به عهده کسانی می‌باشد که آگاهانه برای جلوگیری از آن اقدامی ننموده‌اند. آیات ربانی شیرازی، صدرالدین حائری، علی‌اصغر دستغیب و علی‌محمد دستغیب از جمله کسانی هستند که این نامه را امضا کرده‌اند.

    تعداد زیادی از علمای حوزه علمیه قم نیز در نامه‌ای خطاب به آیت‌الله شریعتمداری با اشاره به حوادث تبریز و قم تاکید کردند: نامه اخیر جامعه مدرسین به شما نشان‌دهنده نگرانی بی‌حد حوزه از اطرافیان شما است، اطرافیانی که ما هم معتقدیم عوامل ساواک و سیا در آن نفوذ کرده‌اند. در ادامه این نامه با اشاره به این که آیت‌الله شریعتمداری جامعه مدرسین را به حضور نپذیرفته آمده است: دسترسی به شما مشکل شده است و این بسیار خطرناک است.

    در این نامه آمده است: خبرگزاری های مختلف هر روز به نقل از شما اخباری را منتشر می‌کنند و بلافاصله این اخبار از سوی شما تکذیب می‌شود، از جمله انتخاب استاندار برای آذربایجان شرقی و غربی، آیا حضرت‌عالی تصور نمی فر مائید که باید اطرافیان مغرضی که این‌گونه اخبار دروغ را به شما نسبت می‌دهند تعقیب فر مائید؟

    در پایان این نامه آمده است: آیا اگر بخواست شما که در اعلامیه‌هایتان آمده است و آن اینکه فقط دولت با مشورت شما مثلاً فرماندار انتخاب کند عمل نشد باید در آذربایجان خون عده‌ای بی‌گناه ریخته شود؟ ما باکمال حسن نیت از شما می‌خواهیم که دستور انحلال حزب جمهوری خلق مسلمان را صادر نمایید.

    در بخش دیگری از این نامه تاکید شده است: علمای آذربایجان در اعلامیه‌ای تاکید کرده‌اند پیروان خط امام لانه جاسوسی آمریکا را تسخیر می‌کنند و پیروان راه آیت‌الله شریعتمداری رادیو و تلویزیون جمهوری اسلامی را.

    به دنبال این نامه‌ها بود که آیت‌الله شریعتمداری در یک مصاحبه و نامه جداگانه از حزب خلق مسلمان حمایت کرد.

     

    نامه آیت‌الله شریعتمداری خطاب به علمای شیراز

    آیت‌الله شریعتمداری در نامه‌ای خطاب به علمای شیراز که از وی خواسته بودند حزب خلق مسلمان را منحل کنند تاکید کرد: آرامش آذربایجان را مأموران جمهوری اسلامی با قتل و جرح مردم بر هم زده‌اند و با این اوصاف چگونه می‌توان امنیت این منطقه را تأمین کرد.

    وی در مورد حزب خلق مسلمان نیز گفت: این حزب حزبی است مستقل و من اکثر افراد مؤسس آن را می‌شناسم، مردمانی مسلمان و معتقد هستند، انحلال و ابقا آن نیز به عهده خود حزب است و اعضای آن گویا بین دو تا سه میلیون نفر می‌باشند و باید خود تصمیم بگیرند و امیدوارم کشور این‌همه صهیونیست و امپریالیست نداشته باشد. وی گفت: نظام جمهوری اسلامی احزاب را با مارک صهیونیست و امپریالیست از صحنه خارج می‌کند و با این اوصاف جای نگرانی نیست چرا که دیگر نیازی به انحلال خلق مسلمان نیست.

    وی همچنین در یک مصاحبه مطبوعاتی با اعلام اینکه هیچ ارتباطی با حزب خلق مسلمان ندارد از این حزب حمایت کرد.

     

    آیت‌الله شریعتمداری و رابطه با حزب خلق مسلمان

    آیت‌الله شریعتمداری درباره رابطه خود با حزب جمهوری خلق مسلمان گفت: من هیچ‌گونه ارتباطی با این حزب ندارم، این حزب مستقل است و من نه رئیس آن هستم و نه سمتی دارم، این حزب خود شخصیت حقوقی دارد و شخصاً در مورد انحلال و یا باقی ماندن خود می‌تواند تصمیم بگیرد و من هرگز به خود چنین حقی را نمی دهم در مورد انحلال یا بقای یک جمعیت و حزبی که خود اعضای آن در مورد آن باید تصمیم بگیرند دخالت کنم.

    آیت‌الله شریعتمداری در مورد اشغال رادیو و تلویزیون تبریز نیز گفت: مردم این مراکز را اشغال کردند و جمهوری خلق مسلمان نیز به طور مستقیم دخالت در تسخیر رادیو و تلویزیون نداشته است. وی ادامه داد: قرار شده است در امور آذربایجان با من مشورت کنند ولی تاکنون با من مشورتی نشده است و در آینده نیز معلوم نیست با من مشورت بکنند یا نه.

     

    آیت‌الله شریعتمداری و ارتباط با مقدم مراغه‌ای

    آیت‌الله شریعتمداری در مورد ارتباط خود با مقدم مراغه‌ای نیز گفت: قبل از اینکه من با آقای مقدم مراغه‌ای آشنا بشوم دولت او را به استانداری آذربایجان منصوب کرد، ثانیاً وی مورد اعتماد مهندس بازرگان بود که به علت اشتغال او به شغل استانداری من او را شناختم و اصولاً آشنایی من با آقای مقدم مراغه‌ای به‌وسیله اعضای دولت آقای مهندس بازرگان بود و من آشنایی و دوستی قبلی با ایشان نداشتم و اگر او وابسته بود چرا مهندس بازرگان او را استاندار کرد.

     

    آیت‌الله شریعتمداری و ارتباط با حسن نزیه

    وی در مورد حسن نزیه نیز گفت: نزیه هم از دوستان نزدیک بازرگان بود که بقول خودش چنین پست حساسی مانند ریاست هیئت‌مدیره شرکت ملی نفت را که هم طراز پست نخست‌وزیری از نظر اهمیت است به ایشان سپرده شده بود و به‏علاوه ایشان عضو جمعیت نهضت آزادی آقای بازرگان و عضو جمعیت حقوقدانان بود و آقای نزیه به‌اتفاق آقای بازرگان و دوستانشان قبل از سقوط رژیم به خانه من پناهنده شدند و دیگران چند روز در منزل من متحصن بودند ولی آقای نزیه فقط یک روز متحصن شدند و بعد رفتند و خلاصه اینکه آشنایی آقای نزیه با من نیز از طریق آقای بازرگان و دوستان ایشان بود وگرنه من قبلاً آقای نزیه را نمی‌شناختم.

     

    تحلیلی بر عملکرد آیت‌الله شریعتمداری

    آیت‌الله شریعتمداری در حالی در مصاحبه 19 آذر 58 می‌گوید «من هیچ‌گونه ارتباطی با این حزب ندارم، این حزب مستقل است و من نه رئیس آن هستم و نه سمتی دارم، این حزب خود شخصیت حقوقی دارد و شخصاً در مورد انحلال و یا باقی ماندن خود می‌تواند تصمیم بگیرد» که گردانندگان این حزب در بدو تأسیس آن از آیت‌الله شریعتمداری اذن به‌اصطلاح شرعی گرفته و وی را زعیم خویش نامیده بودند. چگونه می‌توان باور کرد گروهی در تأسیس حزب و تشکل خود از فردی اذن و اجازه بگیرند و این فرد آنان را هم در مقام تأسیس و هم در مقام عملکرد تأیید کند و حتی تهدید نماید که وظیفه شرعی خود را در مقابل مخالفان این تشکل و یا حزب انجام خواهد داد ولی با روشن شدن عملکرد نامطلوب و خائنانه این تشکل بگوید من چه کاره‌ام؟ به من مربوط نیست! آیا می‌توان پذیرفت که فردی در مقام ثبوت و نصب اختیار داشته باشد ولی در مقام ابطال و برکناری اذن نداشته و از خود سلب تکلیف کند؟

    از سوی دیگر آیت‌الله شریعتمداری در بخش دیگری از مصاحبه خود می‌گوید: «چگونه من با دو سه روز آشنایی با یک فرد باید او را بشناسم در حالی که بازرگان با رفاقت دیرینه آنان (مقدم مراغه‌ای و نزیه) را نشناخته بود» این سخن نیز در بادی امر صحیح به نظر می‌رسد، انسان عالم به غیب نیست ولی آیت‌الله شریعتمداری پاسخ نمی‌دهد چگونه با دو سه بار دیدن افرادی چون نزیه و مقدم مراغه‌ای آنان را نشناخته است ولی گروهی که در مقام تشکیل حزب با ایشان رابطه برقرار کرده و خواستار اخذ مجوز شرعی شده‌اند را بی آن که کنکاشی در احوالشان داشته باشد تأیید کرده و به آنان مجوز داده‌اند؟ آیا همین مقدم مراغه‌ای در جلسات حزب خلق مسلمان سخنرانی و با ولایت‌فقیه مخالفت نمی‌کرد؟

     



ویرایش این مطلب، یا ارسال نظر