حزب جمهوری اسلامی

 

حزب جمهوری اسلامی، گسترده ترین حزب در تاریخ احزاب سیاسی در ایران بعد از انقلاب که با هدف ایجاد یکپارچگی و همکاری هرچه بیشتر نیروهای وفادار به انقلاب اسلامی و پایه‏گذاری دولت جمهوری اسلامی طبق قانون اساسی توسط شماری از برجسته‌ترین شخصیت‌های علمی، مذهبی و سیاسی که در پیروزی انقلاب اسلامی نقش اساسی داشتند و از یاران نزدیک حضرت امام خمینی (ره) محسوب می‌شدند تأسیس شد؛ در سال های اولیه پیروزی، در پیشبرد انقلاب و به ثمر نشستن آن و همچنین مقابله با توطئه های دشمنان داخلی و خارجی هوشیارانه و با درایت عمل کرد و سرانجام در همین راه دبیر کل و هفتاد و دو تن از اعضای خود را فدای اعتلای نظام مقدس جمهوری اسلامی نمود.

 


امتیاز دهی به مطلب:
 

به اشتراک گذاری مطلب:
ارسال به دوستانارسال به دوستان
  • -خلاصه تاریخچه حزب جمهوری از آغاز تا پایان

    حزب جمهوری اسلامی یک هفته پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در تاریخ 29 بهمن سال 1357، حزب جمهوری اسلامی، که بزرگ ترین، فراگیرترین و گسترده ترین حزب در تاریخ احزاب سیاسی در ایران بعد از انقلاب اسلامی است را تأسیس کردند.

    پس از اعلام تأسیس، پرسشنامه و برگه درخواست عضویت به همراه طرح اساسنامه و مرامنامه حزب درسطح وسیع و از طرق گوناگون پخش شد و حزب شروع به عضوگیری کرد. به گفته رهبران حزب، در روز اول ثبت نام، بیش از هشتاد هزار نفر برای عضویت، به مراکز حزب در سراسر کشور مراجعه کردند.

    دکتر باهنر، صد روز پس از تأسیس حزب، مواضع آن را در مسائل سیاسی، اعتقادی، اقتصادی و فرهنگی بیان داشت و تعداد اعضای حزب را تا آن روز، دو میلیون نفر ذکر کرد. هدف این حزب، ایجاد یکپارچگی و همکاری هرچه بیشتر نیروهای وفادار به انقلاب اسلامی، سامان‌بخشیدن به حکومت اسلامی و پایه‌گذاری دولت جمهوری اسلامی طبق قانون اساسی بود.

    در بین نخستین مؤسسان حزب جمهوری اسلامی، حضرات آیات: شهید سید محمد حسینی بهشتی، حضرت آیت الله خامنه‌ای، اکبر هاشمی رفسنجانی، سیدعبدالکریم موسوی اردبیلی و محمدجواد باهنر حضور داشتند. آنان با همفکری و همکاری شماری دیگر از نیروهای انقلابی توانستند در دوره‌ای حساس و سرنوشت‌ساز از تاریخ انقلاب اسلامی، در تدوین قانون اساسی و تشکیل ارکان نظام اسلامی، دفاع از مبانی فکری جمهوری اسلامی و تبیین اندیشه‌ها و برنامه‌های مترقی اسلام برای رشد و کمال جامعه اسلامی و نظام مردسالاری دینی در برابر اندیشه‌های مارکسیستی، لیبرالی و ملی‌گرایی، نقشی مهم ایفا کنند.

    از همین رو، احزاب و گروه‌های منحرف و وابسته به بیگانگان و پشتیبانان خارجی آنان، با حزب جمهوری اسلامی و رهبران آن به مخالفت پرداخته و در دفعات متعدد، افراد مهم و مؤثر حزب و انقلاب را به شهادت رساندند. این حزب در 11 خرداد سال 1366 ش به درخواست اعضای شورای مرکزی آن و موافقت امام خمینی (ره)، فعالیت‌های خود را رسماً تعطیل کرد.

     

  • +چرایی و چگونگی تشکیل حزب جمهوری اسلامی

    اگر بخواهیم به طیف و جناح اصول گرا از جریان های سیاسی اسلام گرا که به طور اخص متأثر از اندیشه های سیاسی امام خمینی (ره) ، بپردازیم بی شک حزب جمهوری اسلامی ایران در رأس آن ها جای دارد.

    در شرایطی که گروه ها و احزاب سیاسی هر یک درصدد بهره برداری از شرایط دوران مبارزه برای خود بودند و کشورهای خارجی نیز سعی در انحراف مسیر مبارزات داشتند و در موقعی که توده های میلیونی مردم به فرمان و دعوت حضرت امام (ره) و روحانیت وارد مبارزه شده بودند و خواهان برچیده شدن بساط سلطنت و استقرار حکومت اسلامی بودند، روحانیت بالاخص رهبران برجستهٔ آن برای هدایت، رهبری و مدیریت مناسب جریان انقلاب، دست به کار تشکیلات ویژه ای برای این کار شدند، حزب جمهوری اسلامی محصول شرایط این دوران از مبارزه است.

     

    نحوه شکل‏گیری حزب به روایت شهید بهشتی

    تئوریسین، مغز متفکر و طراح اصلی این تشکل اسلامی، آیت الله دکتر محمد حسینی بهشتی بود. وی به اتفاق جمعی از رهبران انقلاب اسلامی بزرگ ترین، فراگیرترین و گسترده ترین حزب در تاریخ احزاب سیاسی در ایران بعد از انقلاب اسلامی را تشکیل داد.

    ایشان در پاسخ به این سؤال که از چه زمانی و با چه کسانی به فکر ایجاد حزب افتادند؟ می گوید:

    «من از سال ها پیش در فکر ایجاد یک حزب و جمعیت سیاسی اسلامی بودم به خصوص پس از سال 1332 ه.ش و کودتای 28 مرداد و تجربه ای که از نهضت ملی ایران در سال های 1329 تا 1332 به دست آوردم. وقتی نهضت آزادی تشکیل شد با خوشحالی از این خبر استقبال کردم و در این که در اساس نامه از اسلام به عنوان یک مکتب و از نهضت به عنوان یک حزب اسلامی تمام عیار یاد نشده بود به بنیان گذاران نهضت انتقاد کردم.

    در همان سال ها به فکر یک مجموعهٔ فعال برای شناخت ایدئولوژی اسلام در شکل یک مکتب تمام عیار افتادم... تابستان سال 56 با چند تن از دوستان به فکر ایجاد یک هستهٔ روحانی متشکل بر اساس تأکید روی تقوی و ایمان، مبارز بودن و بینش مترقی اسلامی داشتن و در عین حال خالق اندیشیدن و اسلامی عمل کردن و مبرا از هر گونه گرایش غیر اسلامی و تفکر التقاطی افتادیم و در نظر داشتیم که این هستهٔ مبارز متعهد، شاخهٔ سیاسی و اجتماعی به وجود بیاورد و آن شاخه بتواند یک حزب و تشکیلات نیرومند سیاسی در خلاء اجتماعی ما پایه گذاری بکند. در اوایل سال 57 پایهٔ این حزب محکم شد... با تأکید امام(ره) 7 یا 8 روز پس از پیروزی انقلاب اسلامی، حزب را اعلام کردیم و چون ما به جمهوری اسلامی و حکومت اسلامی می اندیشیدیم نام آن را گذاشتیم حزب جمهوری اسلامی.

    برای تشکیل حزب با آقایان از جمله محمد علی موحدی کرمانی، محمد جواد حجتی کرمانی، علی مشکینی، محمد مهدی ربانی املشی، سید حسن طاهری خرم آبادی، عباس واعظ طبسی، عبدالکریم هاشمی نژاد، محمد مؤمن، بعضی از دوستان و روحانیت همانند آقای محمد رضا مهدوی کنی، محمد موسوی خوئینی و دوستان غیر روحانی و تحصیل کرده نظیر مهندس بازرگان، دکتر فریدون سحابی، عزت الله سحابی، مهندس محمد توسلی، دکتر عالی، مهندس مصطفی کتیرایی با دوستان بازار و اصناف دکتر حسن آیت، حبیب الله عسگراولادی، مهدی عراقی، صادق اسلامی هم چنین حبیب الله پیمان صحبت [را] در میان گذاشتیم.

    بنا بود در آن هستهٔ اصلی من، سید علی خامنه ای، محمد جواد باهنر، موسوی خوئینی و دکتر پیمان روی اساس نامه و مرام نامه کار کنیم (این) نتیجهٔ کار مشترک ما قبل از انقلاب بود.

    برای موجودیت آن به نظر می رسید که یک مجموعه ای حدود 40 تا 50 هزار نفر از گروه های مختلف اجتماعی اعلام موجودیت کنند که حدود یک سوم از روحانیون مبارز و دو چهارم از قشرهای دیگر باشند که عملاً با اشکال رو به رو شدیم و به دلیل شتاب انقلاب از این کار باز ماندیم...

    پس از انقلاب ما 5 نفر [شهید بهشتی، حضرت آیت الله خامنه ای، آقای رفسنجانی، شهید باهنر و موسوی اردبیلی] موجودیت حزب را اعلام کردیم. البته به آقای مهدوی کنی هم گفته بودیم ولیکن استقبال نکرد.»

     

  • +اهداف حزب جمهوری

    بر این اساس، شهید بهشتی به عنوان اولین دبیرکل حزب معرفی شد. اعضای هیأت مؤسس و بنیان گذاران حزب 5 نفر از روحانیون برجسته و علی رتبهٔ انقلاب یعنی حضرات آیات دکتر بهشتی، محمد جواد باهنر، علی اکبر هاشمی رفسنجانی،  موسوی اردبیلی و حضرت آیت الله خامنه ای بودند که به اتفاق جمعی از اساتید و دانشگاهیان، اصناف و بازاریان و سایر اقشار مختلف، حزب را تشکیل دادند.

    مؤسسین طی بیانیه ای اهداف خود را از تشکیل حزب، «پاسداری از دستاوردهای انقلاب، مبارزه با ضد انقلاب، ایجاد امید در مردم و بهره گیری از مبارزات ضد استبدادی مردم» اعلام کردند.

     

    اهداف حزب

    بالا بردن آگاهی های سیاسی و اسلامی مردم

    پاکسازی کشور از آثار استبداد و استعمار

    برقراری آزادی های اساسی، پایان دادن به سلطهٔ اقتصادی بیگانگان

    ریشه کن کردن فقر و محرومیت

    ایجاد ارتش با ایمان و مستقل

    تنظیم سیاست خارجی بر اساس دو اصل تولی و تبری در راستای کمک به محرومان و مستضعفان جهان

    تحکیم روابط برادرانه با همهٔ مسلمانان

    از جمله اقدام های مهم مورد نظر حزب برای تأسیس بوده است.

    بدین سان پایه های تأسیس بزرگ ترین حزب در طول تاریخ ایران از نظر گستردگی حوزهٔ کار، اعضا و کادرهای حزبی و رهبرانی روحانی و برجسته ایجاد شد که فعالانه و متشکل، دامنهٔ نفوذ خود را بین مردم گسترده می سازد؛ در حالی که دیگر احزاب با سوابق طولانی نتوانسته بودند چنین نقش گسترده ای داشته باشند.

     

    علت فراگیر شدن و نفوذ حزب جمهوری در بین مردم

    دبیرکل وقت حزب جمهوری اسلامی، شهید بهشتی علل فراگیر شدن حزب جمهوری را عمل کردن به معیارها و موازین انقلاب اسلامی و پایبندی به خط رهبری می داند. بنا به اظهارات مسئولین حزب، بیش از یک میلیون نفر فرم مخصوص عضویت در حزب را در سراسر کشور تکمیل کردند.

    این اقبال عمومی و گسترده در تاریخ فعالیت احزاب در ایران بی سابقه و بی نظیر بود. هر چند همین گستردگی و گسترش بی رویهٔ دفاتر و شعب حزب بعداً به عنوان یکی از نقاط ضعف حزب به شمار آمد، اما جای هیچ گونه تردیدی برای حضور مؤثر و کارآمد حزب در روند انقلاب و ساخت قدرت در جمهوری اسلامی باقی نگذاشت و در یک فاصلهٔ زمانی کوتاه به عنوان (حزب فراگیر) که از اقتدار و صلابت ویژه ای برخوردار بود مبدل شد.

     

  • +اصول و خط مشی حزب

    تأکید بر تداوم انقلاب و جلوگیری از هر نوع تحجر و توافقی در یک مرحله که بر حسب تجربهٔ تاریخی، خود به خود عامل ارتجاع و انحراف خواهد شد.

    التزام به همبستگی روز افزون همهٔ نیروهای مبارز مسلمان که در راه استقرار نظام حق و عدل اسلامی علیه استعمار و استثمار تلاش می کنند و جلوگیری از محدود شدن تداوم مبارزه و تلاش های سازنده در یک گروه یا قشر معین.

    خودداری از هر نوع وابستگی به گروه ها و نیروهای دیگر که پیوند با آن به استقلال و اصالت اسلامی جنبش کم ترین آسیبی زند.

    استفاده از همهٔ شیوه های مبارزه و سازندگی که با معیارهای اسلامی سازگار باشد با بهره گیری کامل از آخرین تجربه های مبارزاتی و سازندگی جوامع بشری و رعایت ضرورت های هر یک از مراحل تکامل انقلاب اسلامی جامعهٔ ما.

     

    اساسنامه و ارکان حزب جمهوری

    اساس نامهٔ حزب جمهوری اسلامی در 44 ماده تنظیم شده بود. مرکز حزب در تهران بود و فعالیت آن در اقصی نقاط کشور و خارج از کشور نیز دیده شده بود. برابر مادهٔ یازده اساس نامه، کنگره، عالی ترین مرجع حزب بود. شورای مرکزی، شورای ایدئولوژی، شورای افتاء، شورای داوری و هیأت اجرایی از جمله ارکان اصلی حزب پیش بینی شده بود.

    در اساس نامه تصریح شده بود که حزب تشکیلاتی است عقیدتی سیاسی و معتقد به ولایت فقیه و ملتزم به قانون اساسی جمهوری اسلامی که برای هدایت و سازمان دهی نیروهای مسلمان با ایمان در جهت نیل به اهداف والای اسلامی تشکیل شده است.

    ارکان حزب از عضو، حوزه، شورای بخش (مسئولین) شورای ناحیه (گروه)، شورای شهرستان و شورای استان، آغاز و سپس به هیأت اجرایی، شورای مرکزی، شورای داوری، شورای فقها و کنگره به عنوان عالی ترین مرجع حزب می رسید.

    در یکی از بندها، وظایف عضو علاوه بر خودسازی و شرکت منظم و فعال در جلسات و تلاش در راه گسترش حزب و مشارکت در تأمین هزینه های حزب، کوشش برای کسب خبر از حوادث سیاسی و اجتماعی روز و مطالعهٔ پیام ها و جراید حزب و تلاش برای شناسایی فعالیت های مخالف انقلاب اسلامی و حزب، فعالیت در جهت خنثی سازی آن ها با رعایت دستورات تشکیلاتی و اصول رازداری مورد تأیید قرار گرفته بود.

     

    نحوه اداره حزب

    برابر یکی از بندها، مجازات هایی برای اعضای حزب نیز در نظر گرفته شده بود که طی 6 مرحله از تذکر کتبی آغاز و در مرحلهٔ بعد اخراج صورت می گرفت. بر اساس چندین بند از مواد اساس نامه، وضعیت اداره و نیز وظایف حوزهٔ شورای بخش، شورای ناحیه، شورای شهرستان، شورای استان تعیین شده بود و هیأت اجرایی، مسئول سازمان دهی و اجرای مصوبات کنگره، شورای مرکزی، شورای داوری و ادارهٔ کلیهٔ امور اجرایی حزب بود.

    شورای مرکزی مسئولیت اساسی رهبری و برنامه ریزی حزب را عهده دار بود و در کلیهٔ امور مربوط به حزب و فعالیت های حزبی، به طور مستقیم در برابر شورای فقها و کنگره مسئول بود. برابر تبصره هایی در زیر بند شورای مرکزی تعداد اعضای این شورا 30 نفر پیش بینی شده بود که توسط کنگره برگزیده می شدند و ده نفر نیز ذخیره در نظر گرفته شده بود.

    ادارهٔ جلسات شورا و نحوهٔ آن برابر آئین نامهٔ جداگانه ای پیش بینی شده بود و در رأس شورای مرکزی، دبیر کل و سپس قائم مقام یا معاونین وی بودند. تشکیل جلسات شورای مرکزی هفته ای یک بار پیش بینی شده بود و امکان تشکیل جلسهٔ فوق العاده ای نیز وجود داشت.

    اعضای شورای داوری از طرف کنگره به مدت دوسال به منظور حفظ حقوق قضایی حزب و اعضاء و حفظ عدالت در درون حزب برگزیده می شدند و تعداد آن ها یا 5 نفر پیش بینی شده بود. شورای فقها وظیفهٔ نظارت بر خط مشی حزب و کلیهٔ مصوبات شورای مرکزی و تأیید یا رد آن ها را با اکثریت آرا داشت.

    در نهایت، کنگره به عنوان عالی ترین مرجع حزب، تصویب و انجام هر گونه تغییرات در اساس نامه، انتخاب اعضای شورای مرکزی، شورای داوری و شورای فقها و بررسی عملکرد حزب را عهده دار بود. روزنامهٔ جمهوری اسلامی به عنوان ارگان حزب جمهوری اسلامی به روزنامه های صبح کشور افزوده شد و مجلهٔ «عروة الوثقی» ارگان دانش آموزی حزب نیز به طور منظم ماهانه منتشر می شد.

     

    فعالیتهای حزب

    علاوه بر این تلاش ها، حزب بر روی چند بخش تمرکز ویژه ای داشت. واحد دانش آموزی، شاخهٔ کارگری، واحد امور خارج از کشور، واحد دانشجویی، واحد اصناف و واحد روحانیون از جمله بخش های مهم و اساسی حزب به شمار می رفت که هر یک در حوزهٔ کار خود نقش قابل ملاحظه ای ایفا می کردند.

    سخنرانی، پخش نوار، مسافرت، پخش جزوات و اوراق تبلیغاتی، برگزاری راهپیمایی ها یا مشارکت گسترده و مؤثر در برگزاری آن ها، چاپ کتاب، اعزام مبلغ به خارج از کشور، معرفی انقلاب، کمک به کشف توطئه ها و مقابله با ضد انقلاب از طریق روزنامهٔ جمهوری اسلامی، تأمین نیروی انسانی به ویژه برای مدیریت در سازمان های دولتی از سوی حزب، حضور فعال، مؤثر و تعیین کننده در انتخابات جمهوری اسلامی، حضور گسترده در نهادهای انقلاب اسلامی از جمله شیوه های تأثیرگذاری حزب جمهوری اسلامی بر افکار عمومی بود.

     

    نحوه تأمین بودجه حزب

    بودجهٔ حزب از طرق مختلف تأمین می شد؛ کمک افراد علاقه مند و مردم، حق عضویت ها و وجوهات شرعیه (این وجوهات با اجازهٔ حضرت امام (ره) از سهم امام) که نه به عنوان کمک به حزب بلکه برای تبلیغات اسلامی در اختیار روحانیون حزب قرار می گرفت.

    حتی در یک مقطع، حزب برای تأمین مخارج خود «هفتهٔ کمک به حزب» را به منظور جمع آوری کمک های مردم اعلام کرد. مرکز حزب در تهران و محلهٔ سرچشمه قرار داشت.

    متن بیانیهٔ حزب جمهوری اسلامی برای هفتهٔ کمک به حزب به شرح زیر بود:

                                                           بسم الله الرحمن الرحیم

                                              یا ایها الذین آمنوا أنفقوا من طیبات ما کسبتم (267 بقره)

    حزب جمهوری اسلامی افتخار دارد تشکیلات اسلامی است که با اعتقاد راسخ به ولایت فقیه و تحت رهبری امام امت به دست توانای روحانیون عالی قدری چون شهید مظلوم آیت الله بهشتی و شهید حجت الاسلام باهنر و شهدای زنده حجج اسلام آقایان خامنه ای و هاشمی رفسنجانی پی ریزی شده و توانسته است مجموعه ای از عناصر مخلص و مبارزین دیرپای انقلاب اسلامی را در خود گرد آورد و منشأ خدماتی ارزنده در زمینه های عقیدتی، سیاسی، فرهنگی و تحزب اسلامی شود و بازویی قدرتمند برای امام امت و انقلاب اسلامی در سازندگی و پیشبرد اهداف انقلاب و خنثی کردن توطئه های گوناگون دشمنان اسلام باشد.

    حزب جمهوری اسلامی از آغاز شکل گیری متکی بر امکانات و کمک های اهدایی و خیریهٔ مردم دلاور و ایثارگرمان بوده و از امکانات و بودجهٔ دولتی استفاده نکرده و در عین حال در سایهٔ توفیقات الهی و زهد و فداکاری همهٔ عزیزان توانسته با کم ترین بودجه، بالاترین خدمات ممکن را انجام دهد و مجموعه ای عظیم از فعالیت های اسلامی و به خصوص فرهنگی را تقدیم نماید و آن چنان نقش مؤثری در انقلاب اسلامی داشته باشد که دشمنان خدا با نهایت کینه جویی، بالاترین دشمنی ها را در حق آن روا بدانند و شهدای بی شمار حزب، گواه آشکار بر این مدعا است.

    اینک این حزب شهید پرور، جهت تداوم رسالت خدایی و عظیم خویش ضمن تشکر از همهٔ محبت ها و الطاف امت اسلامی بار دیگر از مردم مسلمان و قهرمان سراسر کشور دعوت می نماید در هفته کمک به حزب (از جمعه 21/10/ تا جمعه 28/10/1363 ) وجوه اهدایی خود را در قبال دریافت قبوض چاپی ویژهٔ پرداخت و یا به حساب 6666 بانک ملی ایران شعبهٔ سرچشمه واریز نمایند.

    من الله التوفیق و علیه التکلان – حزب جمهوری اسلامی 18/10/1363 

     

  • +دلایل پیدایش حزب از منظر دبیر کل آن

    دبیرکل وقت حزب (شهید بهشتی) طی گزارشی که به مناسبت اولین سالگرد تأسیس حزب ارائه کرد، اهم دلایل پیدایش حزب را در موارد زیر دانست:

    بهره گیری از تجارب تاریخی که به دلیل اصلی شکست نهضت ها، فقدان سازمان و تشکیلات نیرومند با گرایش اسلامی بوده است.

    عدم وجود تشکل از سوی روحانیت برای اداره و رهبری مبارزات.

    ضرورت داشتن تشکیلات سیاسی، اجتماعی مورد اعتقاد و اعتماد مردم و برخوردار از پایگاه مردمی برای تداوم مبارزه و انقلاب.

    اثرات مثبت تشکل های اسلامی هم چون مؤتلفهٔ اسلامی و نیز ایجاد مرکزیت، میدان و زمینه هایی برای تجمع نیروهای اصیل انقلاب که به انقلاب اسلامی ایران در خط امام (ره)، عمیقاً مؤمن باشند و با یکدیگر همکاری داشته و برای رضای خدا در خدمت مردم باشند.

    دکتر بهشتی دربارهٔ ضرورت و نیاز به ایجاد حزب می گوید:

    «برای تداوم انقلاب، نیاز به مدیریت برنامه ریزی در ابعاد مختلف، تربیت نیروهای ساخته شده و کارآمد و هم فکر بر مبنای ایدئولوژی اسلامی است.»

    از نظر وی حزب به معنای «تشکل» است. تشکل به ایدئولوژی مشترک، استراتژی مشترک، خط مشی مشترک، نقطه نظرهای مشترک احتیاج دارد. بدون داشتن این وجوه مشترک، مردم با هم متشکل نمی شوند.

    آن تشکیلات سیاسی و اجتماعی اسلامی که بتواند طرح و برنامهٔ هماهنگ و نقطه نظرها و موضع گیری های هماهنگ و کادر هماهنگ را به وجود بیاورد حزب است و به این معنا از ضروریات زندگی اجتماعی است.

     

  • +مواضع و دیدگاه های حزب جمهوری اسلامی

    محورهای اصلی مواضع حزب پیرامون جهان بینی، ساخت جامعه و برنامه های فرهنگی، هنری، اداره کشور، سیاست اقتصادی و سیاست خارجی در 86 صفحه به طور مشروح تبیین شده بود.

     

    جهان بینی حزب

    حزب، زندگی انسان بدون عشق به خدا و سیر الی الله را پوچ و بی معنی می دانست. احساس، تجربه، اندیشه، الهام، اشراق و وحی را راه های اصلی شناخت و به دست آوردن آگاهی برای انسان دانسته و به موجب آن، غرائز طبیعی نیز نقش بزرگی در زندگی انسان دارد و انگیزهٔ او برای بسیاری از تلاش ها هستند.

    آن چه مهم است، مهار کردن و تعدیل کردن این غرائز است. پیامبران، حامیان و نجات بخشان واقعی محرومان و مستضعفان جهانند و وحی، سرچشمهٔ آگاهی های بس روشن برای انبیا است که بهترین الگو و سرمشق جامعه هستند. نقش انسان در تاریخ، صرفاً انفعالی نیست، بلکه نقش فعال و سازنده ای دارد. امام، عینیت مکتب است و معاد، بازگشت انسان است به سوی خدا.

     

    ساخت جامعه

    دربارهٔ ساخت جامعه، حزب، جامعه ای را اسلامی می داند که در آن ارزش های اسلامی بر همه روابط اجتماعی حاکم باشد. نقش فقاهت و ولایت فقیه در عینیت یافتن ارزش های اسلامی در جامعه از مسائل بنیادی در نظام اسلام است.

    مردمی بودن حکومت در جامعهٔ اسلامی در پرتو مکتبی بودن آن تأمین می شود. نقش بنیادی شورا در سالم ساختن و پربار کردن گردش کار جامعهٔ اسلامی توده ها و پاسداری صمیمانه از ارزش ها است و قبول مسئولیت از سوی آنان باید متضمن این شعار اسلامی باشد که: «مسئولیت قبول کنید برای خدمت کردن، نه برای بزرگی فروختن و سروری کردن.» محکوم کردن استفاده از شیوه های رایج در تبلیغات به سبک غربی در همهٔ انتخابات از جمله موارد مهم حزب در اصول و پایه های آن می باشد.

    جامعهٔ مورد نظر حزب، جامعهٔ اسلامی امت واحده می باشد. نظام تک حزبی محکوم شده و احزاب و سازمان های مسلمان به روابط برادرانه دعوت شده اند. بر این اساس همهٔ افراد و احزاب و سازمان های مسلمان وظیفه دارند از رهبری به طور مستقیم کسب تکلیف کنند و طبق دستور ولی امر عمل نمایند.

    در این جامعه، شیعه و سنی برادرند و تعصبات قومی حرام و محکوم شده است. زن و مرد، دو عنصر با ارزش و مکمل یکدیگرند. در دیدگاه حزب، برای ادارهٔ جامعه سازمان اداری کشور باید چنان باشد که اختیارات مسئولان محلی به «حداکثر ممکن» و دخالت مسئولان مرکزی به «حداقل لازم» برسد. نهادهای انقلابی ضامن تداوم حضور مردمی در خط اسلام و انقلاب اسلامی قلمداد شده اند.

    امنیت قضایی در زمینه های حقوقی و جزایی از عوامل بنیادی و بسیار مؤثر بوده و قوانین مدنی و جزائی و آیین دادرسی مدنی و کیفری و ارتش باید صرفاً بر پایهٔ موازین حقوقی و جزایی و قضایی اسلام باشد. آزادی بیان و عقیده و نیز آزادی احزاب و جمعیت ها مورد تأکید حزب می باشد.

     

    سیاست های اقتصادی

    مواضع اقتصادی حزب متضمن تعاریفی از اقتصاد، نظام اقتصادی، ارزش مصرف، ارزش مبادله، تولید، خدمات، منشأ ارز مصرف، منشأ ارزش مبادله، توزیع، مالکیت، منشأ مالکیت، سرمایه، انواع سرمایه، ربا، تعاونی های تولید و توزیع، بانک، مالیات و... می باشد.

    از نظر حزب، بر خلاف آن چه ریکاردو و مارکس و هم فکران آن ها می گویند، کیفیت کار و موادی که کار روی آن ها انجام گرفته در ارزش مبادله نقش تعیین کننده دارد. مالکیت شخصی و خصوصی از کار و تلاش خود انسان مایه می گیرد، حتی مالکیت انتقالی باید از مالکیت ابتدایی کسی مایه گیرد که در پرتو کار، مالک چیزی شده است.

    در نظام اقتصادی اسلامی همهٔ زمینه های استثمار و بهره کشی صاحبان سرمایه یا صاحبان قدرت از صاحبان نیروی کار باید از بین برود و به کلی ریشه کن شود. بر این اساس هیچ زمینه ای برای حاکمیت سرمایه نباید باقی بماند واموال غصب شده باید بازستانده و اصل چهل و نهم قانون اساسی اجرا شود. از نظر حزب، کشور از نظر غذایی آمادهٔ رسیدن به خودکفایی است و باید برای خودکفایی در صنعت برنامه ریزی کنیم. مبارزه با اسراف از اصول اقتصادی اسلام است. اساس مالیات ها همان مالیات های مستقیم است و لازم است دولت را در کار دولتی کردن بازرگانی خارجی یاری داد.

     

    سیاست خارجی

    سیاست خارجی حزب بر پایهٔ «نه شرقی، نه غربی» استوار و خواستار روابط برادرانه با همهٔ مسلمان های جهان است. انقلاب با هیچ قدرت سلطه گر سازگاری ندارد. هر نوع رابطهٔ اقتصادی که امکان بازگشت سلطه گران را داشته باشد، باید قطع شود.

    سازمان های بین المللی به عنوان ابزاری در دست ابرقدرت ها هستند. افشای توطئه های ابرقدرت ها، به خصوص آمریکای جهان خوار از اهداف اصلی است و در وزارت امور خارجه باید انقلابی بنیادی صورت گیرد. باید برای صدور انقلاب اسلامی تلاش و به نهضت های آزادی بخش کمک شود.

     

  • +کارکردهای حزب

    از جمله کارکردهای حزب جمهوری اسلامی، ایستادگی و مقاومت در برابر لیبرال ها و مقابله با اندیشه های مخالف برگزاری انتخابات مجلس و تدوین قانون اساسی بود. همچنین نقش روزنامهٔ جمهوری اسلامی در افشاگری نسبت به جریان های مخالف، به ویژه حزب توده را از جمله کارهای ویژه و بزرگ حزب باید بر شمرد.

    آیت الله بهشتی اهم کاکردهای حزب جمهوری اسلامی را در یک سال اولیهٔ پیدایش آن به شرح زیر توضیح داد:

    «شکستن این طلسم که مسلمان ها قادر به داشتن تشکیلات حزبی اجتماعی و سیاسی اسلامی برخاسته از تودهٔ مردم آن هم با شرکت فعال روحانیت نیستند؛ با سازماندهی حزب و به وجود آمدن ائتلاف بزرگ بین نیروهای خط امام (جامعهٔ مدرسین حوزهٔ علمیهٔ قم، جامعهٔ روحانیت مبارز تهران، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و...) اکثریت نمایندگان اولین دورهٔ مجلس شورای اسلامی از نیروهای خط امام بود، نقش مهم حزب در برنامه ریزی، مشارکت و اجرای مراسمی چون روز کارگر، روز زن، حمایت از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام و رهبری و... نقش برجستهٔ حزب در تصویب اصول قانون اساسی به ویژه اصول اقتصادی، قضایی و بالاخص اصل 110(ولایت فقیه) مشارکت اساسی در برگزاری رفراندوم جمهوری اسلامی و قانون اساسی و انتخابات مجلس شورای اسلامی، تأسیس و راه اندازی واحدهای مختلفی چون انتشارات، کارگری، دانشجویی، بانوان، اصناف، مهندسان، پزشکان برای ساماندهی و انسجام تشکیلاتی به اقشار و صنوف مختلف برای تداوم دستاوردهای انقلاب را باید از جمله کارکردهای مهم حزب دانست.»

    نقش ائتلافی حزب جمهوری اسلامی و جامعهٔ روحانیت مبارز در بدو پیروزی انقلاب بسیار حساس و تعیین کننده بود. آیت الله بهشتی در بیان تشکل ها و گروه های متعدد ائتلاف کننده با حزب از جامعهٔ روحانیت مبارز تهران، جامعهٔ مدرسین حوزهٔ علمیهٔ قم، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و انجمن اسلامی معلمان نام می برد.

    هم چنین موضع گیری های صریح و روشن نیز افشاگری دوباره و ضعف و نارسایی های دولت موقت و برخی مواضع لیبرال ها و تفکرهای التفاطی را باید از جمله اقدام های مؤثر حزب جمهوری اسلامی قلمداد کرد.

     

  • +انحلال حزب

    تأسیس حزب همان گونه که در مقدمهٔ بیانیهٔ مؤسسین اعلام شده بود، نوعی عکس العمل در برابر گروه ها و تشکل های سیاسی برای حفظ دستاوردهای انقلاب بود. هم چنین به دلیل کثرت اشتغالات رهبران حزب که رهبران انقلاب نیز بودند، خلأها و نیازهای اساسی حزب و کادرهای حزبی تأمین نمی شد و با شهادت رهبران حزب – که قریب به ده نفر از اعضای شورای مرکزی در جریان حادثهٔ هفتم تیر و سایر توطئه های مجاهدین خلق به شهادت رسیدند- موجب افت شدید حزب شد.

    یکی از نارسایی ها و ضعف های حزب، عدم دقت لازم در موقع عضوگیری و ثبت نام بود. به دلیل گستردگی کار و شرایط سهل عضویت، افراد با مواضع مختلف فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی وارد حزب شدند و به مرور هسته های اولیهٔ تفکرهای مختلف در حزب به وجود آمد و موجب تشتت آرا و چند گانگی حزب شد و لطمهٔ شدیدی به انسجام تشکیلاتی آن وارد کرد.

    اصلی ترین نقطهٔ ضعف حزب را ضعف در سازمان دهی و آموزش منظم ایدئولوژیک و سیاسی حزب به دلیل گستردگی بی رویهٔ دفاتر و افزایش نیروها و نیز عدم فرصت کافی و حجم زیاد کارها و مسئولیت های رهبران حزب می دانند.

    حضرت آیت الله خامنه ای سومین دبیرکل حزب جمهوری اسلامی می گویند:

    «از آغاز تأسیس حزب سعی شد از همهٔ اقشار در حزب و شورای مرکزی جمع شوند، اما خیلی ها سعی دارند حزب را منتسب به گروه خاصی کنند. یک بار می گویند: «حزب آخوندها» (چون 5 روحانی در رأس آن است). گاهی می گویند «حزب بازاری» (چون چهار چهره با سابقه در انقلاب از شورای مرکزی هستند) عده ای هم حزب را حزب رئیس جمهوری، نخست وزیر و رئیس مجلس (آیت الله خامنه ای، میرحسین موسوی، هاشمی رفسنجانی) می دانند. اختلاف سلیقه و اختلاف نظر بین مسئولان در شورای مرکزی حزب هست، اما آن چنان نیست [چرا] که دو گروه مسلمان پیرو خط امام (ره) و مقلد امامند و در بیش ترین مسائل هم فکرند.»

     

    پیام دبیر کل حزب جمهوری به مناسبت چهارمین سال تأسیس آن

    حضرت آیت الله خامنه ای در پیامی که به مناسبت چهارمین سالگرد تأسیس حزب منتشر می نماید، انگیزه های مخالفت با حزب را به شرح زیر بیان می کند:

    «بدخواهان و بدگویان حزب در جبهه گسترده ای گرد آمده بودند که چندین انگیزه آنان را به این دشمنی بر می انگیخت:

    نخست، انگیزهٔ دشمنی با انقلاب و پیرو خط راستین آن شمرده می شد و اصولاً چون یک تشکل قوی اسلامی می توانست این پاسداری را برای همیشه تضمین کند، لذا دشمنی با انقلاب به دشمنی با حزب می کشید.

    دوم، انگیزهٔ فرصت طلبی و کامجویی از انقلاب و چون حزب جمهوری اسلامی می توانست با سازمان دهی و ایجاد نظم فکری درست در میان نیروهای زنده و فعال جامعه از بلبشوی فکری که زمینهٔ آن کامجویی ها و فرصت طلبی ها است مانع شود، لذا با حزب به دشمنی بر می خاستند.

    سوم، انگیزهٔ سازماندهی بر مبنای آرمان های جدا از انقلاب اسلامی که وسیله ای برای جدا کردن بی سر و صدای ملت از انقلاب اسلامی در دراز مدت به حساب می آمد و چون حزب جمهوری اسلامی پادزهر چنین تلاشی محسوب می گشت با آن به دشمنی بر می خواستند.

    در کنار این ها انگیزه های دیگری نیز برای خصومت با این حزب وجود داشت که دارندگان آن ها را طیف وسیعی از سرسپردگان سیاست های استکباری آمریکایی تا مریدان چشم و گوش بستهٔ مکاتب الحادی فرا می گرفت.

    مخالفان، برخی به ستیزه با حزب جمهوری اسلامی یا رهبران و کارگزاران آن بسنده می کردند. چهره مظلوم شهید بزرگ این انقلاب آیت الله سید محمد بهشتی عزیز گواه همیشه زندهٔ این ستیزه گری ظالمانه است. اما برخی دیگر بی آن که به دشنام گویی به این و آن بپردازند، اصل تشکل و تحزب را در جامعه مورد سؤال قرار می دادند و حتی آشکار و گستاخانه رو می کردند.

    در میان این دسته دشمن زیرک و دوست ساده نگر و کسانی در میانهٔ این و آن یافت می شدند. این هر دو گونه مخالفت در حقیقت یک چیز بیش نبود و یک مقصود با یک نتیجه بیش نداشت نتیجه ای که بر این هر دو بار می شد، ویران کردن بنیان ایمانی بود که در دل مردم این کشور نسبت به تحزب و پیوند نیروها آهسته آهسته پا می گرفت.

    بعد از انقلاب از اسلام و خط اصیل امام غفلت نورزیم، آن حرکت وتلاشی که دقیقاً در خدمت این ها نباشد، اگر چه خوش ظاهر و پر جاذبه در خدمت شیطان و نفس سرکش است و همهٔ مسئولان و اعضای حزب موظفند که این اصل تخلف ناپذیر را شاخص فعالیت های خود و حوزهٔ کار خود قرار دهند.»

     

  • +بررسی عمیق دلایل انحلال حزب

    برای بررسی عمیق تر و ریشه ای زمینه ها و عللی که به دو دستگی و نوعی انشعاب در حزب و سپس انحلال آن منجر شد باید به گذشته نه چندان دور یعنی از ابتدای تشکیل اولین دورهٔ مجلس شورای اسلامی، مروری گذرا بر روند تحولات انقلاب و موضع گیری جریان ها و جناح ها داشته باشیم. مجلس اول در شرایط اولیهٔ انقلاب به وجود آمد؛ هنوز نهادهای قانونی جای خود را نیافته بودند؛ خطوط مخالف و لیبرالیستی آن چنان که باید برای جامعه شناخته نشده بود. لذا در مجلس اول شاهد حضور جمعی از لیبرال ها در کنار نیروهای خط امام (ره) در مجلس بودیم. عمده فعالیت مجلس اول، ابتدا تغییر نام مجلس شورای ملی به مجلس شورای اسلامی بود. سپس اهم اقدام های مجلس اول، دادن رأی اعتماد به نخست وزیر رجایی و کابینهٔ وی، دادن رأی عدم کفایت سیاسی به رئیس جمهوری (بنی صدر) حرکت در جهت تثبیت خط امام (ره) و اسلام فقاهتی، حل مسئلهٔ گروگان ها (موضوع تسخیر سفارت آمریکا در ایران به دست دانشجویان مسلمان پیرو خط امام) که این مهم از سوی حضرت امام (ره) به مجلس محول شده بود.

    در 21 مهرماه 1360 حضرت آیت الله خامنه ای سومین و آخرین دبیرکل حزب جمهوری اسلامی و عضو شورای مرکزی جامعهٔ روحانیت مبارز به عنوان دومین رئیس جمهوری اسلامی ایران در مجلس سوگند یاد کرد. ایشان گفت: «مردم ما به یک جریان رأی دادند.»

    رئیس مجلس دربارهٔ رأی دادن مردم به ایشان گفت: «رأی به آقای خامنه ای یعنی رأی به امام (ره)، روحانیت، انقلاب، مجلس و خط امام.»

    با وقوع حادثهٔ هفتم تیر در سال 1360 خط لیبرالیسم محو و خط امام (ره) به عنوان تفکر حاکم شکل می گیرد. تمام نیروهای خط امام (ره) پس از اضمحلال جریان لیبرالیسم با زمینه های فکری که در آنان به مرور به وجود آمد، زمزمهٔ اختلاف نظرها در دولت و مجلس شورای اسلامی، حزب جمهوری اسلامی و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و ابتدا با عنوان «اسلام فقاهتی» و «اسلام پویا» و سپس «احکام حکومتی» و جایگاه «احکام اولیه» و «ثانویه» آغاز می شود.

    منشأ اصلی پیدایش این تفکر در سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بود که به انشعاب آن سازمان به دو جناح مخالف منجر می شود و این موضوع در کانون های حزبی، دولت، مجلس و افکار عمومی منعکس شد. نخستین اختلاف بر سر شکل گیری دولت و قوانین بود. بر اساس قانون اساسی آن زمان، رئیس جمهور عمدتاً نقش کلی داشت اما اختیارات اصلی در حوزهٔ صلاحیت نخست وزیر بود. از سوی دیگر طرح ضرورت پاسخ گویی و حل معضل فقهی به تصویب قوانین مورد نیاز کشور و حکومت اسلامی، ضرورت توجه به «احکام ثانویه» را مطرح کرد.

     

    ولایت فقیه و احکام ثانویه

    بر این اساس «ولایت فقیه و حوزهٔ اقتدار آن» مرکز اصلی بحث ها و اختلاف نظرها شد. جمعی از فقها و روحانیون اعتقاد داشتند احکام اولیه جواب گوی ما است و نباید از آن عدول کرد. در مقابل، گروهی به عدم توانایی احکام اولیه برای پاسخ گویی به نیازهای جامعهٔ امروزی معتقد بودند و احکام ثانویه را حق ولی امر مسلمین می دانستند و برای او بسط ید قائل بودند.

    لذا «فقه پویا» از این جا شکل گرفت و این باور و تفکر حاکم شد که برای پیشبرد انقلاب باید فقه را بر اساس مقتضیات زمان و مکان که جواب گوی نیازها باشد استنباط کرد. اختلاف اساسی در درون سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که به دولت و مجلس نیز کشیده شد، «نحوهٔ تنظیم رابطه با ولایت فقیه» بود. این اختلاف منشأ تقسیم بندی جناح های وفادار به انقلاب شد. جامعهٔ روحانیت مبارز تهران، جامعهٔ مدرسین حوزهٔ علمیهٔ قم، حزب جمهوری اسلامی، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و سایر تشکل ها و حوزه های دینی و دانشگاهی در درون هم و سپس در سطح جامعه موضع گیری نسبت به یکدیگر را آغاز کردند.

    با اشارات، رهنمودها، پیام ها و موضع گیری های امام خمینی (ره) معلوم شد که ایشان به تفکر «فقه پویا» تمایل دارد و لذا با حمایت عملی به ویژه از نخست وزیر، موجب گسترش این تفکر در جامعه شد. بر این اساس، بخش قابل توجهی از نمایندگان دومین دورهٔ مجلس، وزرای کابینه، مسئولین قوهٔ قضاییه، از طیف چپ به قدرت رسیدند به گونه ای که برخی از اعضای شورای نگهبان و وزرا به دلیل در اقلیت بودن از سمتشان استعفا دادند.

    این اختلاف نظرها زمینهٔ انحلال حزب جمهوری اسلامی و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را که در آن موقع به شدت دچار اختلاف شده بود، فراهم آورد. زمینهٔ اختلاف نظر در شورای مرکزی جامعهٔ روحانیت مبارز نیز به وجود آمد، اما تا سال 1367 منجر به انشعاب نشد.

     

    ولایت مطلقه فقیه و تعدیل جناح راست

    در سال 1365 با طرح موضوع «ولایت مطلقهٔ فقیه» در خصوص حوزهٔ اختیارات و قلمرو ولایت فقیه و بهره گیری احکام حکومتی توسط ولی امر برای حل مشکلات جامعه مطرح شد به گونه ای که اگر ولی امر تشخیص دهد بنا به مصلحت، احکام اولیه را می تواند تعطیل کند.

    این نظریه موجب تقویت جناح موسوم به چپ شد و جناح راست سعی در تغییرات لازم در مواضع و تطبیق آن با دیدگاه حضرت امام (ره) به عمل آورد. این اختلاف های فکری رفته رفته حالت سیاسی و تشکل انسجام یافته به خود گرفت و فاصلهٔ نیروهای انقلاب از یکدیگر بیشتر شد و یک شکاف عمیق به وجود آمد. دومین مجلس شورای اسلامی در چنین شرایطی به عمر چهارسالهٔ خود پایان داد.

    در این شرایط بود که حضرت آیت الله خامنه ای و هاشمی رفسنجانی، دو تن از مؤسسین و بنیان گذاران باقیمانده طی نامه ای ضمن بر شمردن خدمات حزب، «ادامهٔ کار آن در شرایط کنونی بهانه ای برای ایجاد اختلاف و دو دستگی و موجب خدشه در وحدت و انسجام ملت» دانسته و خواهان موافقت امام خمینی(ره) برای تعطیلی حزب شدند. با موافقت حضرت امام، کارنامهٔ بزرگ ترین و فراگیرترین حزب سیاسی پس از پیروزی انقلاب اسلامی بسته شد.

     

    متن نامه حضرت آیت الله خامنه ای و هاشمی رفسنجانی به محضر امام امت

                                                          بسم الله الرحمن الرحیم

    محضر مبارک مرجع عالی قدر و رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمینی مدظله العالی

    همان طور که آن رهبر عزیز اطلاع دارند تأسیس حزب جمهوری اسلامی از طرف هیأت مؤسس با مشورت آن مقام معظم و در شرایطی انجام شد که نیاز به یک تشکل در برابر انبوه مسائل در آغاز انقلاب و لزوم انسجام و انتظام نیروهای آگاه و مؤمن و گسترش آگاهی های انقلابی و تربیت کادرهای فعال و کارآمد برای ادارهٔ کشور و خنثی کردن توطئهٔ گروهک ها و عوامل دشمن خارجی و ضد انقلاب داخلی به شدت احساس می شد. این حزب در طول سال های گذشته در حد توان خود به منظور تثبیت نظام جمهوری اسلامی و انجام تکالیف بزرگی که بر دوش خود حس می کرد از هیچ کوششی فروگذار نکرد و در کوران توطئه های چپ و راست با فداکاری و تقدیم شهدایی که بعضی از آنان چهره های برجسته و فراموش نشدنی انقلابند از جمله شهدای هفتم تیر نقاب از روی نفاق انداخت و مظلومیت و حقانیت خط امام را به نمایش گذارد.

    در طول جنگ تحمیلی، حزب جمهوری اسلامی در سراسر کشور به وظیفهٔ خود برای بسیج مردم و شرکت فعال در جبهه های نور عمل کرد و جمعی از کادرها و اعضای آن در این جهاد مقدس به افتخار شهادت نائل آمدند. تعبد افراد این حزب به اسلام و اعتقاد راسخ آنان به ولایت فقیه که خود عامل مهی در کینه توزی ضد انقلاب بود ایجاب می‏کرد که در مراحل و مقاطع مختلف انقلاب با کسب رهنمودهایی از آن مقام معظم، حرکت حزب را تنظیم و سیاست های آن را پی ریزی نمایند.

    اکنون به فضل الهی نهادهای جمهوری اسلامی تثبیت شده و سطح آگاهی و درک سیاسی آحاد ملت، انقلاب را از جهات عدیده آسیب ناپذیر ساخته و روشن بینی و توکل و قوت ارادهٔ آن رهبر عالیقدر و فداکار و آمادگی مردم حزب الله، توطئه های ضد انقلاب داخلی و استکبار جهانی را بی اثر و کم خطر نموده است، تحزب در شرایط کنونی بهانه ای برای ایجاد اختلاف و دو دستگی و موجب خدشه در وحدت و انسجام ملت شود و حتی نیروها را صرف مقابله با یکدیگر و خنثی سازی یکدیگر کند.

    لذا همانطور که قبلاً نیز کراراً عرض شد شورای مرکزی پس از بحث و بررسی مبسوط و مستوفی با اکثریت قاطع به این نتیجه رسید که مصلحت کنونی انقلاب در آن است که حزب جمهوری اسلامی تعطیل و فعالیت های آن به کلی متوقف شود. مراتب برای استحضار و کسب رهنمود عالی معروض می شود والامرا الیکم وادام الله بقائکم الشریف.

    سید علی خامنه ای – اکبر هاشمی رفسنجانی

     

    متن پاسخ حضرت امام امت

                                                                  بسمه تعالی

    جنابان حجج الاسلام آقای خامنه ای و آقای هاشمی دام توفیقهما.

    موافقت می شود. لازم است تذکر دهم که حضرت آقایان مؤسسین محترم حزب مورد علاقهٔ اینجانب می باشند. امیدوارم همگی در این موقع حساس باتفاق و اتحاد در پیشبرد مقاصد عالیهٔ اسلام و جمهوری اسلامی کوشا باشید. در ضمن تذکر می دهم که اهانت به هر مسلمانی چه عضو حزب باشد و یا نه بر خلاف اسلام و تفرقه اندازی در این موقع، بزرگ ترین گناهان است.

    والسلام علیکما و رحمت الله-11 خرداد 66،

    روح الله الموسوی الخمینی

     

  • +تأثیر حزب بر شکل گیری دو طیف در جریان اسلام گرا

    در رابطه با «حزب جمهوری اسلامی»، آن چه مورد اهمیت است؛ ریشه های اختلاف افراد و بروز شکاف های فکری «چپ» و «راست» در این تشکل و به طور کلی جریان اسلام گرا می باشد. همان طور که پیش تر گفته شد، اولین جرقه های اختلاف در «سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی» بروز پیدا کرد؛ به تدریج این اختلاف در «حزب جمهوری اسلامی» نیز تداوم پیدا کرد.

    یکی از بحث هایی که به نوعی سرآغاز اصلی مناقشات جناحی گردید، مسئلهٔ اصلاحات ارضی، بند موسوم به «ج» و قانون کار بود که در سال 1360 ه.ش. نمود پیدا کرده بود. برخی از افراد در مورد اصلاحات ارضی و قانون کار، معتقد بودند که مجلس و وکلای مردم حق قانون گذاری ندارند و باید احکام اولیه به طور کامل اجرا شود.

    برخی دیگر با استدلال «احکام ثانویه و حکومتی»، این حق قانون گذاری را به صورت موقت در اختیار مجلس قرار می دادند. این مباحث به تدریج به حوزه و حدود اختیارات رهبری هم کشیده شد. رئیس مجلس وقت (هاشمی رفسنجانی) در مورخ 19 مهر ماه 60 طی نامه ای از رهبر انقلاب حضرت امام(ره) در اعمال ولایت و تنفیذ مقام رهبری دربارهٔ برخی قوانین که در مجلس به تصویب می رسد، کسب تکلیف کرد.

    حضرت امام(ره) در پاسخ فرمودند: «آن چه در حفظ نظام جمهوری اسلامی دخالت دارد که فعل یا ترک آن موجب اختلال نظام می شود و آن چه ضرورت دارد که ترک آن یا فعل آن، مستلزم فساد است و آن چه فعل یا ترک آن، مستلزم خروج است. پس از تشخیص موضوع به وسیلهٔ اکثریت وکلای مجلس با تصریح موقت بودن آن، مادام که موضوع محقق است و پس از رفع موضوع خود به خود لغو می شود که هر یک از متصدیان اجراء از حدود مقرر تجاوز نمود، مجرم شناخته می شود و تعقیب قانونی و شرعی دارد.»

    ریشه اختلافات اولیه؛ تقابل فقه سنتی و فقه پویا

    این فرمان حکومتی رهبری بازتاب هایی به دنبال داشت؛ از جمله انتقادهایی را از سوی برخی روحانیون و مسئولان کشوری به همراه داشت، چرا که منتقدان بر این باور بودند که احکام اولیه قادر به پاسخ گویی به امور بوده و به احکام ثانویه و حکومتی نیاز نیست. این افراد به نوعی به «فقه سنتی» تأکید ورزیدند؛ برخی دیگر به احکام ثانویه قایل بودند و احکام اولیه را کافی نمی دانستند.

    این افراد به «فقه پویا» تأکید داشتند. حدود اختیارات و رهبری و بسیط الید بودن آن از همین جا آغاز شد. طیف «چپ» (فقه پویا) به ولایت مطلقهٔ فقیه معتقد بودند که حتی ولی فقیه می توانست بنا بر مصلحت، احکام اولیه را تعطیل کند و طیف «راست» (فقه سنتی) به احکام اولیه معتقد بوده و حدود اختیارات رهبری را تنها در احکام اولیه تسری می دادند.

    نخستین مرزبندی های جدید و علنی سیاسی و فکری، میان نیروهای خودی داخل نظام (روحانیت جریان اسلام گرا) از درون حزب جمهوری اسلامی پدید آمد. این مرزبندی که در ابتدا، بیش تر در مبنای فکری اقتصادی نمود عینی تری یافته بود، رفته رفته به یک مرزبندی و جناح بندی آشکار که دامنهٔ آن سطح نیروهای رده پایین تر و حتی داخل جامعه کشیده شد، مبدل گشت.

    اوج این اختلاف در زمینهٔ اقتصادی بود که با روی کار آمدن دولت موسوی تشدید شد. طیف «چپ» با توجه به اوضاع کشور به ویژه جنگ، تحت تأثیر اندیشه های چپ، به اقتصاد بسته و دولتی معتقد بود، جناح «راست» با توجه به احکام الهی و اولیه و استدلالات خود به اقتصاد باز و آزاد اعتقاد داشت.

     



ویرایش این مطلب، یا ارسال نظر