جیمی کارتر

 

جیمز ارل کارتر دوم، معروف به جیمی کارتر، رییس جمهور آمریکا و مجری قرارداد کمپ دیوید است. از سیاستهای دوران ریاست جمهوری او اعاده حیثیت و بازسازی  چهره منفور و جنگ طلب آمریکا در جهان پس از شکست مفتضحانه در ویتنام بود و به همین منظور یکی از اقدامات وی، مطرح کردن مسأله حقوق بشر به عنوان یک چهره مذهبی بود! پیروزی انقلاب اسلامی ایران علیرغم حمایتهای وی از شاه و سپس تسخیر سفارت آمریکا و شکست نظامی در صحرای طبس ضربات مهلکی بر وجهه سیاست خارجی وی بود که مانع راهیابی او به کاخ سفید در انتخابات بعدی ریاست جمهوری شد.

 


امتیاز دهی به مطلب:
 

به اشتراک گذاری مطلب:
ارسال به دوستانارسال به دوستان
  • -زندگینامه

    جیمز ارل کارتر (James Earl Carter) در روز اول اکتبر 1924 در شهر پلینز ایالت جورجیا متولد شد. او در یک خانواده فعال در امور سیاسی و مؤمن به کلیسای باپتیستی پرورش یافت. کارتر در سال 1946 و همزمان با دریافت پایان نامه دانشگاهی از آکادمی نیروی دریایی در آناپولیس ایالت مریلند، با روزالین اسمیت ازدواج کرد. جیمی کارتر دارای سه پسر به نامهای: «جان ویلیامز» (جک)، «جیمز ارل سوم» (چیپ) و «دانیل جفری» (جف) و یک دختر به نام «امی لین» است.

    کارتر پس از هفت سال خدمت نظام بعنوان افسر نیروی دریایی به زادگاهش پلینز بازگشت. در سال 1962 وارد فعالیتهای سیاسی ایالتی شد و هشت سال بعد، به‏عنوان فرماندار جورجیا انتخاب و مشغول بکار شد. در میان فرمانداران جوان تازه برگزیده در ایالات جنوبی، او در رسیدگی به زیست بوم، کارآیی حکومتی و برداشتن سدهای نژادی ایالت جورجیا شور و هیجان ویژه ای داشت.

    جیمی کارتر در سالهای 1981–1977 رییس‌ جمهور امریکا بود. او در مسائل داخلی دستاوردهایی داشت. از جمله آنها به ایجاد هشت میلیون شغل، کاهش کسری بودجه، اتخاذ سیاست ملی انرژی و انجام اصلاحات در ادارات دولتی می‌توان اشاره کرد. کارتر در امور خارجی به دنباله روی از سیاست پیشینیان، مناسبات سیاسی کامل با جمهوری چین برقرار کرد و مذاکرات مربوط به پیمان محدودیت سلاحهای هسته‌ای سالت‌دو را با اتحاد جماهیر شوروی به پایان رساند. در خاورمیانه با قرارداد کمپ دیوید در سال 1987 بین مصر و اسرائیل ارتباط برقرار کرد و توافقنامه‌های مربوط به کانال پاناما را به تصویب رساند.

     

  • +نگاهی به دوران ریاست جمهوری کارتر

    سیاست های داخلی کارتر

    کارتر قصد داشت مانند وودرو ویلسون، (بیست و هشتمین رییس جمهور آمریکا) که حدود یکصد سال پیش شعار «تأمین امنیت جهان برای دموکراسی» را عنوان کرد؛ باشد. وی مصمم بود که طیف سیاست خارجی آمریکا را گسترش دهد و سیاست میانجیگری میان دولتها را که سالها بود رؤسای جمهوری پیشین کنار گذاشته بودند احیا کند.

    در انتخاب اعضای کابینه، کارتر خیلی سریع عمل کرد. در رابطه با امور داخلی، بسیاری از نزدیکان خود در ایالت جورجیا را برگزید. او که در دوران کمپین خود گفته بود واشنگتن را دگرگون خواهد کرد و از پیشکسوتان پایتخت کسی را به پستهای سیاست خارجی نخواهد گمارد؛ اما پس از پیروزی در انتخابات متوجه شد که نیازمند افرادی متبحر در سیاست خارجی است. دیوید گالست، خبرنگار صدای آمریکا در وزارت خارجه که در آن زمان تحولات کاخ سفید و دوران انتقال را پوشش می‏داد می‏گوید: «سایروس ونس را بعنوان وزیر خارجه خود انتخاب کرد زیرا وی در دوره جان اف کندی رییس ستاد ارتش و سپس در دولت جانسون معاون وزیر دفاع بود.»

    کارتر، زبیگنیف برژینسکی را نیز که از مقامات وزارت دفاع در دولت جانسون بود، بعنوان مشاور امنیت ملی خود برگزید. ونس و برژینسکی هر دو افرادی با سابقه در سیاست خارجی اما با روشی متفاوت بودند.

     

    سیاستهای خارجی کارتر؛ پیمان کمپ دیوید

    یکی از اقدامات اولیه کارتر امضای توافق بازگرداندن حاکمیت کانال پاناما به آن کشور در سال 1979 میلادی بود. وی بر اساس اصول 8 گانه توافقی که هنری کیسینجر، وزیر امور خارجه در دوران ریاست جمهوری فورد، با مقامات پاناما به آن رسیده بود، در شهریور 1356 پیمان را به امضا رساند. اقدامی که انتقاد جمهوریخواهان، سنا و عموم مردم آمریکا را برانگیخت زیرا آنان معقتد بودند از آنجایی که آمریکا آن را ساخت و هزینه آن را پرداخت، در نتیجه از آنِ این کشور است.

    اختلاف اعراب و اسرائیل موضوع دیگری بود که کارتر مصمم بود به آن سر و سامان دهد. کیسینجر، زمینه صلح میان مصر و اسرائیل را در پی جنگ 6 روزه سوریه، اردن و مصر علیه اسرائیل که طی آن اسرائیل، صحرای سینای مصر را اشغال کرد، فراهم کرده بود. کارتر مذاکرات صلح را که به پیمان کمپ دیوید موسوم شد برقرار کرد.

    بعد از یک ماه مذاکرات میان کارتر، مناخم بیگن، نخست وزیر اسرائیل و انور سادات، رییس جمهوری مصر در آمریکا، در نهایت نتیجه داد. دیوید گالست می گوید: در سپتامبر 1978 دو توافق صلح ارائه شد: یکی میان اسرائیل و مصر و دیگری برای صلح جامع تر در خاورمیانه با فلسطینیان که هنوز به نتیجه نرسیده، اما پیمان صلح میان مصر و اسرائیل صحنه خاورمیانه را تغییر داد. پیمان صلح اسرائیل و مصر در سال 1979 در کاخ سفید به امضا رسید.

    با اینکه از امضای پیمان صلح مصر و اسرائیل به ‏عنوان موفقیتی بزرگ برای کارتر نام برده می‏شود اما انقلاب اسلامی در ایران و گروگانگیری دیپلماتهای آمریکایی در تهران تا پایان دوره ریاست جمهوری کارتر با وی باقی ماند.

     

  • + تشنج روابط بین ایران و آمریکا و حقوق بشر!

    جیمی کارتر رعایت حقوق بشر را جزیی از سیاست خارجی خود قرار داد زیرا بر این باور بود که بهترین کالایی که آمریکا برای ارائه به دیگر کشورها دارد نوع دموکراسی آن و رعایت حقوق بشر است. به گفته گالست، بلافاصله انتقادات سایرس ونس، وزیر خارجه کارتر، از کشورهایی که آمریکا روابط استراتژیک با آنان داشت آغاز شد. آمریکای لاتین، اتحاد جماهیر شوروی، متحدین شوروی در اروپای شرقی، کره جنوبی و غیره. این سیاست در مورد ایران نیز صادق بود.

    دیوید گالست می گوید: «روابط آمریکا با شاه ایران به تدریج متشنج شد آنهم بدلیل اینکه جیمی کارتر مروج و طرفدار سرسخت رعایت حقوق بشر بود. البته همین خط مشی در مورد ایران خیلی علنی نبود.»

     

  • +تسخیر سفارت آمریکا؛ دردسری که برای کارتر گران تمام شد

    دولت کارتر به شاه ایران اجازه داد برای معالجات پزشکی وارد خاک آمریکا شود؛ تصمیمی که عواقبی چون گروگانگیری دیپلمات های جاسوس آمریکا را در پی داشت. گروگانگیری کارمندان سفارت آمریکا در تهران، آغازگر یک بحران جدی 14 ماهه برای کارتر شد. پیامد ادامه گروگانگیری و افزایش تورم داخلی منجر به شکست کارتر در انتخابات سال 1980 شد.

    کارتر با این وجود، به مذاکرات دشوار برای رهاسازی گروگانها ادامه داد. در نهایت ایران 52 گروگان آمریکایی خود را درست در روزی آزاد کرد که کارتر کاخ سفید را ترک کردواشنگتن از کلیه ابزار دیپلماتیک و غیر دیپلماتیک از جمله تهدید و تطمیع برای آزادی گروگانهای آمریکایی در تهران استفاده کرد. تا اینکه دولت آمریکا تصمیم به اجرای عملیات نظامی برای نجات جاسوس ها گرفت.

    تصویب این عملیات در زمانی که وزیر امور خارجه در تعطیلات بود صورت گرفت.سایروس ونس پس از آگاه شدن از تصمیم گرفته شده، سعی کرد نظر کارتر را تغییر دهد؛ اما پس از عدم موفقیت به کارتر گفت عملیات چه موفق باشد یا نه وی استعفا خواهد داد. دو روز پس از شکست عملیات و کشته شدن حداقل 10 سرباز آمریکایی، سایروس ونس استعفای خود را در اتاق کنفرانس مطبوعاتی وزارت امور خارجه اعلام کرد.

    دیوید گالست می گوید: «تنها تصاویری که از بحران گروگانگیری در ایران برای عموم پخش می شد از تریبون وزارت امور خارجه آمریکا سرچشمه می گرفت.»

    شکست سیاست کاهش تنش بین آمریکا و شوروی

    در همان سال، آمریکا برای دومین بار غافلگیر شد. حمله اتحاد جماهیر شوروی به افغانستان. در زمان حمله، کارتر سیاست کاهش تنش میان شوروی و آمریکا که از دوره های پیش پایه گذاری شده بود را پیگیری می کرد. در آن زمان دو کشور سرگرم مذاکرات کاهش تسلیحات استراتژیک موسوم به سالت دو بودند.  تحریم اقتصادی محدود و تحریم بازیهای المپیک 1980 شوروی از دیگر واکنشهای آمریکا بود.

     

  • +روابط کارتر با ایران

    بعد از کودتای 28 مرداد 1332، آمریکا مهمترین متحد ایران شد. این اتحاد، باعث وابستگی روزافزون ایران به آمریکا و آغاز سلطه گری آن کشور در ایران گردید. به قدرت رسیدن جیمی کارتر در آمریکا، به شکل بسیار واضحی با شعار انتخاباتی او، یعنی «سیاست حقوق بشر»، پیوند تنگاتنگی داشت. با مطرح شدن این سیاست از سوی او، فصل تازه ای در روابط آمریکا و ایرانِ دوران پهلوی گشوده شد.

    قبل از روی کار آمدن کارتر، اتهاماتی در زمینه های مختلف از جمله فساد داخل دولت، اختناق و سرکوب ساواک و عدم احترام به مذهب اکثریت مردم در ایران، به رژیم شاه وارد بود و تقاضا برای ایجاد فضای باز سیاسی و احترام به قانون اساسی از سوی مردم وجود داشت.

     

  • +فضای سیاسی قبل از انتخابات سال 1976 در آمریکا

    انتخابات ریاست جمهوری در بسیاری از کشورها متأثر از وضع سیاسی جهان است. بالطبع، انتخابات سال 1976 (1355شمسی) در آمریکا نیز از حوادث مهم خارجی و داخلی زمان خود تأثیر پذیرفت. آمریکا بعد از شکست در ویتنام، وجههٔ بین المللی خود را تا حدی از دست داده بود. نتیجهٔ جنگ، معرفی آمریکا در دنیا به عنوان یک قدرت متجاوز و جنگ طلب بود؛ بنابراین، لازم بود بازگشتی به سیاست های بشردوستی و طرفداری از دموکراسی صورت بگیرد.

    در کنفرانس هلسینکی نیز که در سال 1354 با شرکت 35 دولت برگزار شد، تصمیمات مهمی درباره اجرای مقررات حقوق بشر در جهان اتخاذ گردید. با جو مساعدی که در زمینه توجه به حقوق انسانی و نوع دوستی پیش آمد، سیاست حقوق بشر پاسخی به افکار عمومی جهانی بود.

     

    رسوایی واترگیت

    رسوایی واترگیت نیز از عوامل مساعد پیروزی کارتر به حساب می آمد. در پایان اولین دوره ریاست جمهوری نیکسون، فاش شد او در جریان مبارزات انتخاباتی، فعالیت های سیاسی و انتخاباتی حزب رقیب را به طور غیرقانونی رصد می کرده است. این حادثه رسوایی واترگیت نام گرفت و موجب استعفای نیکسون شد. یکی از پیامدهای آن، از بین رفتن اعتماد مردم به نهاد ریاست جمهوری بود. از آنجا که نیکسون یک جمهوری خواه بود، این ماجرا به حزبش ضربه زد و راه را برای روی کار آمدن فردی از حزب دمکرات هموار نمود.

     

    کارتر و ورود اخلاقیات در صحنه بین المللی!

    کارتر مدعی بود می خواهد اخلاقیات را وارد صحنه بین المللی سازد و آن را ناشی از باورهای مذهبی خود می دانست. او در این زمینه بر ارزش های بنیادین آمریکایی! تکیه کرد و برخی روش های سابق در سیاست خارجی را تا حدی دگرگون ساخت. می توان گفت در سیاست خارجی مدعی حمایت از گسترش صلح و ثبات بود و تشدید جنگ سرد با کمونیسم، همانند دمکرات های قبل از خود جان. اف. کندی و لیندون. بی. جانسون، علاقه نداشت. کارتر دکترینی ارائه داد که به «سیاست حقوق بشر» معروف گردید. این سیاست، دارای دو بُعد سیاسی و نظامی بود: بعد سیاسی آن، نمایش احترام و رعایت حقوق انسان ها و عدم حمایت آشکار از حکومت هایی بود که علناً حقوق بشر را نقض می کردند؛ و بُعد نظامی آن، تظاهر به محدودیت فروش اسلحه به کشورهایی بود که از لحاظ رعایت حقوق بشر خوشنام نبودند. در نزد کارتر این دو هدف لازم و ملزوم یکدیگر بود. لذا وی برای اثبات توجه به حقوق بشر باید سیاست های فروش اسلحه را تغییر می داد.

     

  • +سیاستی که در عمل تغییر نکرد

    سیاست خارجی که کارتر برای ارتباط با ایران اتخاذ کرد، منهای ابعاد تبلیغاتی مسئله حقوق بشر و محدود شدن فروش اسلحه، تغییر چندانی نکرد. ونس در این باره می گوید: «اصول سیاست حکومت کارتر در رابطه با ایران مبتنی بر سیاست کلی آمریکا در ایران طی سال های بعد از جنگ دوم جهانی بود...اما در روابط فیمابین، در دو مورد حقوق بشر و فروش اسلحه به ایران ما نظریات متفاوتی نسبت به حکومت های گذشته داشتیم.»

    می‏توان گفت سیاست خارجی کارتر در برابر ایران، از تلفیق سیاست خارجی جدید او و سیاستی که سالها از سوی آمریکا در برابر ایران اعمال می شد، ساخته شد. اینها تعهدات متناقضی بودند که کارتر در برابر ایران بر عهده گرفت.

     

    ادامه سیاستهای سودجویانه آمریکا در قبال ایران

    با گذشت زمان منافعی که آمریکا در ایران جستجو می کرد، مهم تر از سیاست حقوق بشر تلقی شد. ونس، چهار دلیل برای ادامهٔ سیاست سابق آمریکا در قبال ایران ذکر می‏کند:

    «با در نظر گرفتن خلیج فارس به عنوان منبع نفت، ایران عامل مهمی در ثبات منطقه است.

    ایران به وسیله قدرت نظامی که در اختیار دارد باعث تأمین امنیت کشتی های حامل نفت در خلیج فارس می شود.

    با قدرتی که ایران دارد، می تواند مانع خوبی در برابر «مقاصد توسعه طلبانهٔ شوروی» باشد.

    نفوذ ایران در سازمان اوپک تأثیر مستقیمی بر اقتصاد آمریکا دارد.»

    کارتر واقعاً در پی آن نبود که به تغییر کامل سیستم سیاسی بپردازد؛ فقط می خواست کمی اصلاحات صورت بگیرد تا در سایهٔ آن منافع آمریکا تأمین شود و رژیم ثبات یابد. می توان گفت، سیاستی که کارتر در قبال ایران در پیش گرفت، موجب نارضایتی شاه و رژیم او و همین طور انقلابیون گردید زیرا سیاست نیم بند او نه دولت های مرتجع را راضی می کرد و نه انبوه مردم آزادیخواه را. در واقع، از موقعی که موج انقلاب شدت و خروش بیشتری یافت، سیاست حقوق بشر را تحت الشعاع خود قرار داد و واشنگتن جز نجات شاه به مسئلهٔ دیگری نمی اندیشید.

     

  • +سیاستهای کارتر در قبال ایران پس از پیروزی انقلاب

    پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز اعتراضات مردم مسلمان ایران به مداخلات روز افزون آمریکا در امور داخلی ایران نه تنها فروکش نکرد بلکه شدت گرفت، پذیرش شاه در آمریکا شرایطی را فراهم ساخت که دانشجویان مسلمان پیرو خط امام 13 آبان 1358 وارد سفارت آمریکا در تهران شده و لانه جاسوسی این کشور در قلب تهران را تصرف کردند، عملیاتی که امام خمینی(ره) از آن با نام انقلاب دوم یاد کردند.

    کارتر پس از مدتی سیاست صبر و سکوت دستور حمله نظامی به ایران برای آزاد سازی گروگان ها را صادر کرد ولی ماشین نظامی او در صحرای طبس به گل نشست و شکست خفت بار کارتر را بیش از پیش در رسیدن دوباره به کاخ سفید ناامید ساخت.

    او که می کوشید از رقبای جمهوری خواه خود در تبلیغات انتخاباتی پیش بیفتد روابط آمریکا را با ایران قطع کرد، اقدامی که از سوی امام خمینی(ره) مورد تحسین قرار گرفته و ستایش شد.

    امام خمینی(ره) از این اقدام کارتر به عنوان تنها عمل مثبت کارتر در طول عمر خود یاد کرده و قطع رابطه ایران و آمریکا را به فال نیک گرفتند.

    مسئله دیپلماتهای آمریکایی تا آنجا ادامه یافت که مجلس شورای اسلامی تکلیف گروگان ها را مشخص کرد و این خود فرصت مانور را از کارتر گرفت و رقیب جمهوری خواه کارتر وارد کاخ سفید شد و اینگونه بود که کارتر شکست سنگینی را از انقلاب اسلامی ملت ایران متحمل شد.

     

    حاشیه کارتر بر عروه الوثقی!

    پس از تسخیر لانه جاسوسی آمریکا توسط دانشجویان پیرو خط امام(ره)، کارتر در سخنانی مدعی شد که آنچه در ایران انجام می‌گیرد، دستورات اسلام نیست. به دنبال این اظهارات بود که امام خمینی(ره) با اشاره به ادعای کارتر فرمودند: «کسانی که اطلاع از احکام اسلام ندارند، از اقتصاد اسلام ندارند، از فرهنگ اسلام ندارند، از علوم عقلی اسلام اطلاع ندارند، اینها می گویند که در اسلام نیست ...خوب صدام هم اسلام شناس شده است، آقای سادات هم جزء اسلام شناس هاست که تشخیص دهد که فلان امر موافق اسلام است، موافق اسلام نیست. اخیراً آقای کارتر هم جزء اسلام شناس هاست. در یک جلسه ای که مسافرت کرده است، گفته است این کارهایی که در ایران، فلانی می کند موافق اسلام نیست!» و یا در جایی دیگر درباره اسلام شناسی کارتر می فرمایند: «همه اسلام‌شناس شده‌اند، کارتر چنان دربارهٔ مسائل اسلامی اظهار نظر می‌کنند که من می‌ترسم در آینده بر عروة‌الوثقی حاشیه بنویسند.»

     



ویرایش این مطلب، یا ارسال نظر