جعفر ابراهیمی شاهد

 

جعفر ابراهیمی نصر، متخلص به شاهد، از نویسندگان و شاعران معاصر ادبیات کودک و نوجوان است.

 


امتیاز دهی به مطلب:
 

به اشتراک گذاری مطلب:
ارسال به دوستانارسال به دوستان
  • -زندگینامه

    جعفر ابراهیمی در 21 مهرماه سال 1330، در "روستای حور" واقع در بخش "ویلکیج"، یکی از بخش‌های تابعه شهرستان "نمین" در استان "اردبیل" و در خانواده‌ای با ذوق و قریحه ادبی به دنیا آمد. 
    وی تا 10 سالگی در زادگاه خود بود و تا کلاس چهارم دبستان را در آنجا خواند. او سپس در سال 1341، به دلیل اینکه در روستای حور امکان ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر از چهارم دبستان وجود نداشت، همراه خانواده به تهران آمد. ابراهیمی در تهران توانست دیپلم خود را در رشته ریاضی بگیرد. 
    وی از دوران کودکی استعداد شعر گفتن داشت و در هنگام بازی جمله‌های موزون می‌ساخت. او در نوجوانی نیز اشعاری کودکانه و ساده به زبان می‌آورد. ابراهیمی بیش‌تر شعرهایش را در وصف طبیعت و روستا می‌سرود. وی اولین شعر خود را در 13 سالگی به تقلید از "پروین اعتصامی" سرود و آن را با نام "آن شب باران آمد"، در مجله "سروش کودکان" چاپ نمود. او به تدریج سرودن برای گروه سنی کودک و نوجوان را آغاز نمود و از سال 1358، نوشتن داستان برای کودکان و نوجوانان را به شکل اختصاصی دنبال کرد و توانست آثاری را تألیف نموده و برخی را در مجلات به چاپ رساند.
    ابراهیمی سپس به خدمت سربازی رفت و پس از آن وارد "وزارت اقتصاد و دارایی" گردید. میل شدید وی به داستان‌نویسی باعث شد تا در سال 1360، به درخواست "کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان"، به این سازمان منتقل شود و مسئولیت شورای شعر کانون را تا زمان بازنشستگی خود در سال 1380، به عهده بگیرد. وی پس از بازنشستگی مسئولیت‌های دیگری نیز به عهده گرفت که از جمله آنان سردبیری "مجله آیش" بود که در آن آثار ادبی و هنری کودکان و نوجوانان 7 تا 17 ساله منتشر می‌شد. ابراهیمی حدود 120 جلد کتاب برای کودکان و نوجوانان در زمینه داستان، شعر و‌ زندگینامه نوشت و برای تألیف برخی آثار، جوایزی را دریافت نمود.
     
  • +خانواده

    جعفر ابراهیمی 10 سال اول زندگی اش را دور از پدر گذراند چرا که پدرش در تهران مشغول کار بود؛ ابراهیمی درباره پدرش می‌گوید: «پدرم را نمی‌دیدم. فکر کنم کلاس سوم بودم که پدرم یک بار آمد و آدم خیلی مذهبی‌ای هم بود و درعین‌حال افکار سیاسی‌ای داشت و ضد شاه بود. خیلی هم به لقمه حلال اهمیت می‌داد».

     

  • +تحصیلات

    جعفر ابراهیمی تحصیلاتش را از مکتب خانه "خانم باجی" واقع در زادگاهش آغاز نمود و بعدها که مدرسه ای با یک معلم و کلاس در روستا ایجاد شد تا کلاس چهارم ابتدایی را در آنجا گذراند. او در 11 سالگی به تهران آمد و در "دبستان تربیت" واقع در خیابان جوادیه تهران تا کلاس ششم دبستان را خواند. سپس وارد دبیرستان مذهبی "شیخ طبرسی" واقع در خیابان خیام، جنب حرم "سید نصرالدین" شده و توانست در رشته ریاضی دیپلم خود را بگیرد. ابراهیمی بعدها متوجه شد اعضای آن مدرسه به "انجمن حجتیه" که اندیشه‌های ضد بهائی داشتند، وابسته بودند.
     
    خاطرات ابراهیمی از دوران تحصیل
    ابراهیمی می‌گوید: «سال ششم دبستان بودیم و به ما موضوع انشا داده بودند که در آینده می‌خواهید چه کاره شوید؟ هر کسی یک چیزی نوشته بود. یکی نوشته بود؛ خلبان و ... کمتر کسی این کاره‌ای که من می‌خواستم بشوم را شغل می‌دانست. در آن زمان، نویسندگی و شاعری را به عنوان شغل نمی‌پذیرفتند! من نوشته بودم که در آینده می‌خواهم نویسنده و شاعر بشوم. بچه‌ها هم موقع خواندن انشاء مسخره‌ام می‌کردند! به بچه‌‌ها گفتم ممکن است الان من را مسخره کنید و به من بخندید ولی روزی خواهد رسید که شعرهای من در کتاب‌های درسی چاپ خواهد شد و بچه‌های شما را به زور کتک وادار خواهند کرد شعر من را حفظ کنند! بچه‌های کلاس از خنده داشتند غش می‌کردند و اتفاقاً این حرفی که زدم رخ داد. بچه‌های آن‌ها و بچه‌های خودم شعر "خوشا به حالت، ای روستایی" را باید حفظ می‌‌کردند».
     
  • +از "حور" تا "شاهد"

    نخستین شعرهای ابراهیمی وقتی او حدوداً 14 ساله بود، در مجلات چاپ می‌شد ولی دوستانش باور نمی‌کردند که شعرها از سروده‌های او باشند. وی به پیشنهاد یکی از دوستانش به فکر انتخاب یک نام مستعار افتاد و از حافظ کمک گرفت و این شعر آمد؛ "شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد / بنده طلعت آن باشد که آنی دارد"
    او با توجه به کلمه ابتدای شعر، تخلص "شاهد" را انتخاب کرد و جعفر ابراهیمی شاهد شد. با این نام، دو شعر به مجله‌ فرستاد و هر دو در کنار هم چاپ شد و بالأخره دوستان باور کردند که ایشان شاعرند. چون واژه شاهد،‌ شاعر بودن ایشان را شهادت می‌داد!
    در سال 1356، عبارت "نصر" به شناسنامه ابراهیمی اضافه می‌شود و او نام "جعفر ابراهیمی نصر" را می‌گیرد.
     
  • +سوابق و مسئولیتها

    جعفر ابراهیمی، بیش از پنجاه سال در زمینه ادبیات داستانی و شعر، فعالیت نموده و مسئولیتهایی را نیز برعهده داشته است:
    نویسنده "برنامه‌های رادیویی"، به مدت 10 سال
    کارمند "وزارت دارایی"
    همکاری با موسسه "کیهان"، "صدا و سیما"، "حوزه‌ هنری" و "انتشارات امیرکبیر"
    مسئول "شورای شعر کانون پرورش فکری"،(از سال 1360 تا هنگام بازنشستگی در سال 1380)
    سردبیر جنگ ادبی "مجله آیش" 
    دبیر "جشنواره مطبوعات کودک و نوجوان"، طی 6 دوره
    دبیر "جشنواره کتاب کانون پرورش فکری"، طی دو دوره 
    داوری "کتاب سال"، طی چند دوره 
     
  • +آثار و تألیفات

    ابراهیمی شاهد در طول سالها فعالیت در زمینه ادبیات کودک و نوجوان توانست حدود 100 كتاب برای گروه‌هاي سنی مختلف به رشته تحرير درآورد:
    مجموعه شعر کودکان
    آمده‌ام دوست بدارم
    شعری از گربه و موش
    خورشیدی اینجا خورشیدی آنجا
    آب مثل سلام
    مثل یاس
    لبخند شبنم‌ها
    دوستی کلاغ و کبوتر
    شکوفه‌های شعر
    غنچه‌های شعر
    قالی رنگین‌کمان
    کبوتر
    گل باغ آشنایی
    مادربزرگ
    تولد قار قارک، شامل 12 شعر
    بوسه پدربزرگ
     
    رمان کودکان
    ماجراهای جوری جورتان
    گلدره و گلتاج
    جادوگران سرزمین بی‌ سایه
     
    قصه کودکان
    خاله سلطان
    آن شب که باران آمد
    خرگوش و رودخانه
    قارچ‌ها در باران
    قصه خاله سوسکه
     
    مجموعه شعر نوجوانان
    آواز پوپک
    آسمان ابری نیست
    بوی گنجشک
    بوی کال یاس
    سبزپوش مهربان
    صلح، مثل چای تازه دم، شامل 29 شعر
    خوشا به حالت این روستایی، شامل 10 شعر
     
    رمان نوجوانان
    یک سنگ و یک دوست
    در سوگ سهراب
    در کوچه‌های خیس
    شب‌های بی‌ فانوس
    دعای باران، شامل 10 جلد
    با ابرها گریه کردم
    نویسنده و جادوگر
     
    قصه نوجوانان
    همزاد
    قصه پیامبران، شامل 2 جلد
    قصه‌های من و پدربزرگ، 3 جلد، هر جلد شامل 7 داستان، درباره امام هادی‌ (ع)
    وقتی سایه‌ها سنگ می‌شوند (نقد شعر)
    پلی به ‌سوی شعر (زندگینامه پیامبر (ص))
    زندگینامه حضرت علی (ع)
    حکایت اردیبهشت (زندگینامه حضرت فاطمه (س)) 
    بازنویسی قصه‌های شیرین مثنوی (3 جلد)
    بیست و هشت قصه از مصیبت‌نامه عطار 
    پروین (زندگینامه پروین اعتصامی)
     
  • +جوایز و افتخارات

    برگزیده "کتاب سال" از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، برای کتاب "یک سنگ و یک دوست"، در سال 1367
    برگزیده "کتاب سال" از طرف "مجله سروش" و "حوزه هنری"، برای کتاب "یک سنگ و یک دوست"
    برگزیده "کتاب سال"، برای کتاب "آواز پوپک"، در سال 1372
    کتاب برتر از طرف "شورای کتاب کودک" و "مجله سروش نوجوان"، برای کتاب "آواز پوپک"
    دریافت نشان "پرنده کانون"، برای کتاب "آواز پوپک"
    برگزیده "کتاب سال"، برای کتاب "پلی به‌ سوی شعر" (فصل خون مهتاب)
    برگزیده "سروش نوجوان"، برای کتاب "بوی گنجشک"
    برگزیده "شورای کودک"، برای کتاب "خورشیدی اینجا، خورشیدی آنجا"
    دریافت "جایزه بزرگ کانون پرورش فکری"، برای کتاب "آب مثل سلام"
    دریافت "جایزه بزرگ کانون پرورش فکری"، برای کتاب "آسمان ابری نیست"، در سال 1374
    دریافت دیپلم افتخار از "جشنواره کانون پرورش فکری"، برای کتاب "در کوچه‌های خیس"
    دریافت "جایزه اول جشنواره کانون پرورش فکری"، برای کتاب "پلی به‌ سوی شعر" (فصل خون مهتاب) 
     
  • +مروری کوتاه بر برخی آثار ابراهیمی

    تو بوی سیب می‌دهی
    این کتاب شامل مجموعه اشعاری درباره چهارده معصوم (ع) می‌باشد که سخن گفتن و سرودن شعر درباره پیشوایان دین همواره ساده نبوده و شاعر با زبانی ساده و روان و تحت عنوان‌های مختلف به آنان پرداخته است. عنوان "تو بوی سیب می‌دهی"، نام یک شعر کتاب و درباره امام زمان (ع) است.
     
    آسمان خون گریه کن!
    ابراهیمی با توجه به علاقه‌اش برای نوشتن زندگینامه امام حسین (ع)، پس از مطالعه فراوان سرانجام توانست کتاب "آسمان خون گریه کن!" را به زبان شعر درباره مقام امام حسین (ع) و فاجعه کربلا بنویسد.
     
    فصل خون مهتاب
     این کتاب بیانگر واقعه عاشوراست که در آینه شعر بازتاب یافته است. کتاب روایت ساده و روانی است که از زبان دسته‌های مختلف زنجیرزنی و سینه‌زنی در ایام عاشورا نقل شده است.
     
    چیستم من؟
    در این کتاب، چیستان‌ها با زبان شعر از خود حرف می‌زنند و نشانه‌های خود را یکی یکی معرفی می‌کنند. تصاویر زیبای کتاب نیز به خواننده کمک می‌کند. در پایان نیز نام هر چیستان آورده شده است.
     
    خورشیدی اینجا، خورشیدی آنجا
    این کتاب، مجموعه اشعاری است پیرامون خورشید، گل، شبنم،‌ کتاب، نیلوفر و باران که با زبانی ساده و روان به همراه تصاویری ظریف و زیبا نوشته شده است.
     
    آواز پوپک
    آواز پوپک عنوان یکی از سروده‌های کتاب "آواز پوپک" است که از خاطرات کودکی‌ها، گندمزارها، آسمان و نغمه‌های پرندگان حکایت دارد. دیگر سروده‌های مجموعه نیز از دشت، باران، بهار و… است که با زبان ساده و روان با تصاویری زیبا بیان شده است.
     
    بوی کال یاس
     کتاب، مجموعه‌ای از سروده‌های شاعر درباره گنجشک‌ها، مارها و کلاغ‌ها است که در هر مورد زمینه ذهن و احساس شاعر که ریشه در کودکی‌ها دارد، نیز ارائه شده است.
     
    صلح مثل چای تازه دم
    این کتاب نیز مجموعه شعری کوتاه برای نوجوانان است که در آن دو شعر نیمایی کوتاه خطاب به نوجوانان کشور سروده شده است.

     

  • +اهمیت پرداختن به زندگی ائمه علیها سلام از نگاه ابراهیمی

    جعفر ابراهیمی معتقد است: «این که به امامانی مانند حضرت هادی (ع) کمتر پرداخته شده است، هم کمبود منابع است و هم این که ما تجربه‌های دیداری و شنیداری و هم مطالعه‌ای درباره ائمه در میان مردممان داریم و متأسفانه بعضی از امامان مانند حضرت هادی‌ (ع) بین مردم مظلوم هستند. اگر درباره امامی مانند حضرت عسگری (ع) کار شده باشد، به خاطر امام زمان‌ (عج) است. حتی امامانی مانند امام حسن مجتبی‌ (ع) و امام کاظم (ع) هم مورد بی‌مهری جامعه ما هستند. به نظرم این مظلومیت در امامان بعد از امام رضا‌ (ع) دیده می‌شود و درباره امامان بعد از امام هشتم، کم کاری شده است».

     

  • +شعری خاطره انگیز از ابراهیمی شاهد

    خوشا به حالت ای روستایی
    چه شاد و خرم چه باصفایی 
    در شهر ما نیست جز دود و ماشین 
    دلم گرفته از آن و از این 
    در شهر ما نیست جز داد و فریاد 
    خوشا به حالت که هستی آزاد 
    ای کاش من هم پرنده بودم 
    با شادمانی پر می‌گشودم 
    می‌رفتم از شهر به روستایی 
    آنجا که دارد آب و هوایی 
     


ویرایش این مطلب، یا ارسال نظر