جامعه روحانیت مبارز

 

جامعه روحانیت مبارز، تشکلی است که قبل از پیروزی انقلاب، به دست روحانیون طرفدار امام خمینی (ره) در تهران تأسیس شد. این تشکیلات مؤثرترین گروه در روند پیروزی انقلاب اسلامی بود. بعد از انقلاب نیز عملکرد مؤثری در روند جریانات انقلاب داشته است.

 


امتیاز دهی به مطلب:
 

به اشتراک گذاری مطلب:
ارسال به دوستانارسال به دوستان
  • -شکل گیری

    از اواسط سال 1356 روحانیون طرفدار امام خمینی (ره) در تهران تشکلی در میان خود به نام روحانیت مبارز به وجود آوردند. شخصیت های عمده ای چون آیات بهشتی، مطهری، مفتح، باهنر، مهدوی کنی، خسروشاهی، عبدالمجید ایروانی، هاشمی رفسنجانی، ناطق نوری، معادیخواه، شجونی و... از فعالین و گردانندگان روحانیت مبارز به شمار می آمدند.

    برنامه ریزی راهپیمایی ها، سخنرانی در مساجد، تهیه شعار و در مجموع، سازماندهی نهضت عمدتاً توسط روحانیت مبارز صورت می گرفت. به عبارت دیگر در حالی که بسیاری از نیروهای مخالف با مشکلاتی چون فقدان رهبری، ضعف تشکیلاتی، عدم انسجام فکری، تفرقه و انشعابات رو به رو بودند؛ روحانیت مبارز با وجود امام (ره) و دارا بودن شبکه ای از روحانیون در سراسر کشور از مزیت مهمی برخوردار بود. 

    امام خمینی (ره) برای اینکه علما را متوجه مسئولیت سیاسی خود بکنند ابتدا دعوت به تشکیل جلسه سیاسی نکردند بلکه با ایده دور هم جمع شدن و یک جلسه ساده کار را آغاز و به آن اکتفا کردند.

    در خاطرات وشهید محلاتی از دوران مبارزه آمده است: "از جمله دستورهایی که امام (ره) به من دادند این بود: «به آقایان بگویید همه شان هفته ای یک شب هم که شده دور هم بنشینند و با هم چای بخورند و هیچ کار دیگری نکنند.» از اینجا امام (ره) این رویه را خودشان با آقایان قم شروع کردند." 

     

  • +فعالیتهای جامعه روحانیت مبارز تهران پیش از پیروزی انقلاب

    تنظیم و پخش اعلامیه های مختلف با توجه به مناسبات متعدد، صدور بیانیه در شرایط حساس و بخصوص روزهای انقلاب، تنظیم جلسات و راهپیماییهای مختلف در اعتراض به عملکرد حکومت پهلوی و خصوصاً در روزهای پایانی حیات این رژیم، تداوم و شدت بخشیدن به مبارزات با آغاز سال 57، از عمده فعالیتهای جامعه روحانیت مبارز پیش از پیروزی انقلاب می‌باشد.

     

    صدور اعلامیه و برگزاری مراسم به مناسبت شهادت فرزند امام (ره) در تهران

    شهات آیت الله مصطفی خمینی فرزند امام (ره) در نجف و به دنبال آن مراسم پیوسته ترحیم، رنگ کاملاً مذهبی به جریان مبارزه علیه رژیم داد و بر مطرح شدن هر چه بیشتر امام خمینی (ره) به عنوان رهبر جنبش افزود.

    به محض رسیدن خبر شهادت آیت اللّه سید مصطفی خمینی به تهران، جامعه روحانیت مبارز تهران و سایر قشرهای مردم مسلمان ضمن ابراز تأثر و تأسّف شدید، مجالس ختم متعدد و پرشکوهی برگزار کردند. اوّلین مجلس ختم از طرف جامعه روحانیت و علمای تهران در مسجد جامع تهران برگزار شد.

    سه آگهی که در جراید هم به چاپ رسید با امضای آیت اللّه حاج میرزا محمد ثقفی، جدّ مادری حاج آقا مصطفی، خطیب دانشور، محمد تقی فلسفی و جمعی از علمای تهران، مردم را برای شرکت در این مجالس ترحیم فرا خواند.

    در مجلس مزبور کثیری از روحانیان و دیگر اقشار، حتی از شهرستان های دور و نزدیک حضور داشتند. آیت اللّه طاهری اصفهانی بر فراز منبر رفت و در بهت و سکوت و تأثّر فوق العاده عموم حضّار سخن گفت. هر بار که وی نام امام خمینی (ره) را می برد غریو صلوات پیاپی آن جمعیت فشرده برمی‌خاست.

    صدها نفر از قشرهای روحانی، دانشگاهی و بازاری و غیره چندین آگهی را جهت برگزاری مجلس ختم دیگری در مسجد ارک تهران امضاء کرده و در سطح تهران پخش نمودند و همه را برای شرکت در آن مجلس دعوت کردند، در ذیل این اعلامیه ها امضای شخصیت هایی چون آیت اللّه مطهری، شهید دکتر بهشتی، دکتر مفتح، دکتر باهنر، سید ابوالفضل موسوی زنجانی، مهندس مهدی بازرگان، محمد تقی شریعتی مزینانی، دکتر کاظم سامی، فخرالدین حجازی، احمد صدر حاج سید جوادی، سید محمود طالقانی و...دیده می شد، امضاء کنندگان غالباً روحانی، پزشک، مهندس، استاد دانشگاه، دانشجو و بازاریانی بودند که بارها به زندان افتاده یا تبعید شده و مورد تعقیب و تحت نظر ساواک بودند.

    در این مجلس آیت الله محمدی گیلانی، ربانی املشی و دکتر حسن روحانی سخنرانی کردند که سخنان حسن روحانی حائز ویژگی خاصی بود که باعث ماندگاری آن در تاریخ انقلاب شد. روحانی با ذکر قوت روحی امام (ره) در تحمل این مصیبت بزرگ و تشریح جزییات حضور ایشان در مراسم تشییع جنازه با تلاوت آیه «و اذا ابتلی ابراهیم ربه بکلمات فاتمهن قال انّی جاعلک للناس اماما» به «آیت الله خمینی» لقب «امام خمینی» داد.

     

    صدور اعلامیه در محکومیت توهین به ساحت مقدس امام (ره)

    پس از اجرای مراسم مختلف در سطح کشور به مناسبت بزرگداشت یاد و خاطره شهید مصطفی خمینی، رژیم تصمیم می گیرد با هتک حرمت امام خمینی (ره) و تخفیف ایشان به غائله خاتمه دهد.

    با انتشار مقاله ای در روزنامه اطلاعات با اسم مستعار احمد رشیدی مطلق در شماره 17 دی 56، اعتراضات و قیام عمومی مردم شکل جدی تری به خود گرفت. این اعتراضات منجر به شهادت و زخمی شدن تعدادی از مردم شد. بعد از انتشار این مقاله بود که روحانیت مبارز تهران با انتشار اعلامیه ای تأکید کرد: «روزنامه معلوم‌الحال اطلاعات با انتشار مقاله‌ای در روز شنبه 17 دیماه 56 زیر عنوان «ایران و استعمار سرخ و سیاه»، جامعه روحانیت شیعه را به موافقت با برنامه‌های غیراسلامی و ضدمردمی متهم نموده و به ساحت مقدس زعیم عالیقدر و مرجع تقلید شیعه حضرت آیت الله العظمی خمینی متع‌الله المسلمین بطول بقائه اهانتها کرده است.»

    در بخش دیگری از این اطلاعیه نیز به کشته شدن نزدیک به 70 نفر از معترضین به این اقدام در شهر قم اشاره شده است. همچنین جامعه روحانیت مبارز، تهران در روز 20 دی طی نامه ای به مراجع تقلید حادثه قم را محکوم کردند.

     

    صدور اعلامیه در محکومیت واقعه 29 بهمن تبریز

    با فرارسیدن چهلمین روز شهدای واقعه 19 دی قم، برگزاری اولین چله (چهلم)، بیش از انتظار، مورد استقبال مردم قرار گرفت و این نمونه‌ای درخشان از استفاده سیاسی از سنت‌های شیعی بود که شاه را در بن‌بست سختی قرار داد. روحانیون مبارز تبریز به رهبری آیت‌الله قاضی طباطبایی تصمیم گرفتند چهلم شهدای 19 دی را با عظمتی در خور شأن شهدا پاس دارند. اما نیروهای نظامی رژیم پهلوی، با هتک حرمت مسجد و سایر اعمال تحریک برانگیز باعث اعتراض مردم و آغاز درگیریها شدند که تعدادی از مردم در این قیام که سراسر شهر را فرا گرفته بود به دست مأموران به شهادت رسیدند. جامعه روحانیت نیز پس از این اقدام رژیم، مراتب اعتراض خود را با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد.

     

    برگزاری نماز عید فطر در رمضان سال 57

    یاران امام (ره) که در جامعه روحانیت مبارز تهران تجمع داشتند تصمیم گرفتند از ابتدای سال 1357 مبارزه را تداوم بخشند بنا بر این با صدور اطلاعیه ای اجازه ندادند که حوادث سال 1356 به فراموشی سپرده شود.

    ماه رمضان سال 1357 مصادف با افزایش چشمگیر فعالیتهای مبارزین بود. پیام انقلاب در ماه مبارک رمضان کاملاً منتقل شده و رهاورد این بیداری، نماز عید سعید فطر بود که در اثر روشنگری های ماه مبارک رمضان به طور خودجوش به یک راهپیمایی بزرگ سیاسی تبدیل شد.

     

    راه‏اندازی جامعه روحانیت جنوب تهران

    با توجه به حضور فعال و گسترده مردم جنوب تهران در راهپیمایی ها و تظاهرات سال 1357، جامعه روحانیت مصمم شد تا «جامعه روحانیت مبارز جنوب تهران» را راه اندازی کند. آیت الله مهدوی کنی و شهید محلاتی در منزل مرحوم نظام الهی قمشه ای در خیابان خراسان، اولین جلسه را تشکیل دادند. جامعه روحانیت جنوب تهران بخش عظیمی از فعالیت های نهضت را برعهده داشت. اعلامیه های صادره جامعه روحانیت مبارز تهران عمدتاً به وسیله شاخه جنوب و به قلم مرحوم آیت الله عمید زنجانی بود.

     

    برپایی راهپیمایی عظیم تاسوعا و عاشورای سال 57

    با فراخوان جامعه روحانیت مبارز و تعیین مسیرهای 8 گانه برای راهپیمایی به سمت میدان شهیاد (آزادی)، علیرغم اعتصاب رسانه ها اعم از مطبوعات و رادیو و تلویزیون، جمعیت انبوهی در تهران و شهرستانها برای مراسم عزاداری روزهای تاسوعا و عاشورا به خیابانها آمدند و عزاداری مردم به تظاهرات ضد دولتی تبدیل شد. در عاشورای حسینی، راهپیمایی مردم با جمعیتی انبوه‌تر از روز پیش آغاز شد و در پایان نیز قطعنامه‌ای در 17 بند قرائت شد و این قطعنامه که تقریباً تمام اهداف قیام و خواست‌های ملی، مذهبی، مادی و معنوی مردم را در خود داشت، به قانون یا منشور انقلاب معروف شد.

    علاوه بر موارد یاد شده، روحانیت مبارز در حوادث دیگری نیز بیانیه صادر کرده است که از جمله آنها، حادثه سینما رکس آبادان، واقعه 13 آبان و کشتار دانش آموزان و مردم در آن روز، چهلم شهدای 17 شهریور تهران و... می‌باشد.

     

  • +نقش جامعه روحانیت در پیروزی انقلاب

    در تاریخ دوم بهمن ماه سال 1357 دفتر امام خمینی (ره) در پاریس اعلام کرد که ایشان روز پنج شنبه 5 بهمن از پاریس به مقصد تهران حرکت خواهند کرد. در روز چهارم بهمن به دستور بختیار فرودگاه مهرآباد با استقرار تانک ها و زره پوش ها اشغال نظامی شد. دولت بختیار با بستن فرودگاه و جلوگیری از ورود امام خمینی (ره) به کشور قصد داشت با خرید زمان بر اوضاع کشور مسلط شود.

     

    تحصن در دانشگاه تهران در اعتراض به بسته شدن فروردگاه

    در اعتراض به این اقدام دولت بختیار، حدود چهل نفر از روحانیون مبارز و انقلابی، در مسجد دانشگاه تهران تحصن کردند و شرط پایان این تحصن را بازگشت حضرت امام (ره) عنوان نمودند. حضرات آیات سید محمد حسینی بهشتی، مرتضی مطهری، عطاءاللَّه اشرفی اصفهانی، سید محمود طالقانی، محمدجواد باهنر، سید علی خامنه‌ای، اکبر هاشمی رفسنجانی، محمد امامی کاشانی، محمد یزدی، علی مشکینی، آیت الله محمد صدوقی و... از جمله متحصنین بودند.

    این تحصّن مورد حمایت و استقبال شدید مردم و مراجع تقلید واقع شد و پس از 4 روز در نهایت شرایطی را به وجود آورد که بالاخره دولت بختیار را مجبور ساخت به بستن فرودگاه‌ها پایان بخشد و به اجبار قدمی دیگر به عقب رود.

     

    تأسیس کمیته استقبال

    کمیته استقبال از امام سوم بهمن 1357 تشکیل شد. با حتمی شدن بازگشت امام (ره) و مشخص شدن روز ورود ایشان، نیروهای انقلاب به منظور مقدمات ورود ایشان به فکر سازماندهی امور افتادند. لذا کمیته‌ای را تأسیس کردند که به «کمیته استقبال» از امام معروف گشت. مهم‌ترین وظیفه این کمیته، تهیه برنامه استقبال و برنامه‌ریزی برای اجرای آن و حساس‌ترین بخش این برنامه نیز حفظ امنیت جانی امام (ره) در فرودگاه و در طول مسیر حرکت ایشان از فرودگاه تا بهشت زهرا بود.

     

    اعضای ستاد مرکزی کمیته استقبال و مسئولیتهایشان:

    آیت‌الله مطهری، رابط با شورای انقلاب

    آیت الله دکتر مفتح، رابط روحانیت مبارز

    آیت‌الله فضل‌الله محلاتی، رابط روحانیت مبارز

    هاشم صباغیان، رابط نهضت آزادی

    اسدالله بادامچیان، رابط هیأت‌های مؤتلفه اسلامی

    کاظم سامی، رابط جاما

    حسین شاه حسینی، رابط جبهه ملی

    تهرانچی، رابط بازار

    علی دانش منفرد، رابط انجمن اسلامی معلمان 

     

  • +روحانیت مبارز پس از پیروزی انقلاب

    با پیروزی انقلاب و با توجه به ناامن کردن جامعه از سوی گروه های سیاسی مسلح، مقوله امنیت داخلی از اهمیت ویژه ای برخوردار شد. از این جهت با فرمان امام خمینی (ره) و همت روحانیت کمیته های انقلاب اسلامی شکل گرفت و با پیشنهاد شهید مطهری، آیت الله مهدوی کنی به ریاست این کمیته ها از سوی امام خمینی (ره) و آن هم یک روز پس از پیروزی انقلاب اسلامی منصوب شد.

    در زمان برگزاری رفراندوم جمهوری اسلامی، گروه های ملی گرا سعی می کردند که جمهوری، جمهوری دموکراتیک و یا جمهوری دموکراتیک اسلامی را به رأی مردم بگذارند که امام (ره) با قاطعیت این توطئه ها را در هم شکسته و از مردم خواستند تنها به جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد رأی دهند. روحانیت مبارز در این میان با عزیمت به شهرها و روستاها، مردم را به رأی به جمهوری اسلامی تشویق و ترغیب کرد. این گونه بود که یکی از توطئه های ضد انقلاب در بدو پیروزی درهم شکست.

     

    صدور اعلامیه و دعوت از مردم برای شرکت در انتخابات خبرگان قانون اساسی

    در 12 مرداد 1358 انتخابات اولین دوره مجلس خبرگان قانون اساسی با حضور گسترده مردم برگزار شد. این نخستین انتخابات از زمان پیروزی انقلاب به شمار می‌آمد – صرف نظر از رفراندوم تعیین نوع نظام که فروردین ماه برگزار شد - و نمایندگان مجلس خبرگان مأمور بودند تا پیش‌نویس قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را مورد بررسی نهایی قرار دهند.

    پیش‌نویس قانون اساسی جمهوری اسلامی که از چندماه پیش از انقلاب به دستور امام خمینی تهیه شده و متن آن توسط شورای انقلاب و هیئت دولت موقت مورد بحث و بررسی قرار گرفته بود، برای جلب آراء و نظرات مردم و متفکران در 12 فصل و 151 ماده، روز 24 خرداد 1358 در روزنامه‌های کثیرالانتشار منتشر شد.

    با بروز اختلافاتی میان مسئولان کشور مبنی بر این که پیش نویس تهیه شده مستقیماً به آرای ملت گذاشته شود و یا این پیش نویس در مجلس مؤسسانی که با آرای ملت شکل خواهد گرفت مورد بررسی قرار گیرد؛ سرانجام با پیشنهاد آیت‌الله طالقانی راه میانه‌ای پیدا شد که به جای مجلس مؤسسان که حدود 300 نماینده داشت، مجلسی از خبرگان ملت تشکیل و پس از بررسی نهایی پیش نویس قانون اساسی، آن را به همه‌پرسی بگذارد.

    بدین ترتیب لایحه قانون انتخابات جهت تشکیل مجلس خبرگان قانون اساسی به تصویب هیأت دولت و شورای انقلاب رسید و بر اساس مصوبه دولت موقت، روز جمعه دوازدهم مرداد 1358 به عنوان تاریخ برگزاری انتخابات خبرگان قانون اساسی، اعلام شد.

    123 نفر جهت نامزدی مجلس خبرگان قانون اساسی در شهر تهران کاندید شدند. بیش از دو هزار شعبه اخذ رأی در تهران تشکیل شد. جامعه روحانیت مبارز و گروه های اسلام گرای مؤتلف با آن نیز بیانیه ای صادر کرده و از مردم خواستند در انتخابات شرکت کنند. 

     

    راهیابی کاندیداهای جامعه روحانیت مبارز به مجلس خبرگان قانون اساسی

    بر اساس آنچه وزارت کشور اعلام کرد در سراسر ایران حدود 18000 رأی‌گیری، مأمور اخذ آرای مردم بودند که از این تعداد 2200 حوزه برای رأی‌گیری از ساکنان استان تهران اختصاص داده شده بود. همچنین در این انتخابات حدود 60 هزار نفر در جریان برگزاری انتخابات با وزارت کشور همکاری می‌کردند. نتایج نهایی انتخابات بعد از دو روز اعلام شد و بر اساس نتایج به دست آمده در تهران چهره‌هایی چون آیت‌الله محمود طالقانی، ابوالحسن بنی‌صدر، آیت‌الله حسینعلی منتظری، حجت‌الاسلام گلزاده غفوری، آیت‌الله محمد حسینی بهشتی، مهندس عزت‌الله سحابی، دکتر عباس شیبانی، آیت الله موسوی اردبیلی، خانم دکتر منیره گرجی و علی‌محمد عرب در مرحله نخست حائز اکثریت آرا شدند.

    سرانجام مجلس خبرگان قانون اساسی در روز 28 مرداد 1358 با پیام امام خمینی (ره) افتتاح شد. راه یافتن کاندیداهای جامعه روحانیت مبارز و گروه های مؤتلفه پیروزی بزرگی محسوب می شد. آشکار شدن پایگاه مردمی منافقین از مهم ترین دستاوردهای این انتخابات بود. چنان چه مسعود رجوی با اختلاف بسیار فاحشی از آخرین نفر انتخاب شده از دور رقابت ها حذف شد.

     

  • +تأسیس حزب جمهوری اسلامی

    پس از پیروزی انقلاب، برخی از مؤسسین جامعه روحانیت مبارز، به فکر تأسیس حزبی فراگیر افتادند. تفاوت یک حزب با تشکیلات قبلی، در آن بود که دیگر محدودیت عضوگیری وجود نداشت و حزب می توانست از میان غیر روحانیون نیز عضو بپذیرد. تئوریسین، مغز متفکر و طراح اصلی این تشکل اسلامی، آیت الله دکتر محمد حسینی بهشتی بود. وی به اتفاق جمعی از رهبران انقلاب اسلامی بزرگ ترین، فراگیرترین و گسترده ترین حزب در تاریخ احزاب سیاسی در ایران بعد از انقلاب اسلامی را تشکیل داد.

    شهید بهشتی در این زمینه میگوید:

    «برای تشکیل حزب با آقایان از جمله محمد علی موحدی کرمانی، محمد جواد حجتی کرمانی، علی مشکینی، محمد مهدی ربانی املشی، سید حسن طاهری خرم آبادی، عباس واعظ طبسی، عبدالکریم هاشمی نژاد، محمد مؤمن، بعضی از دوستان و روحانیت همانند آقای محمدرضا مهدوی کنی، محمد موسوی خوئینی و دوستان غیر روحانی و تحصیل کرده نظیر مهندس بازرگان، دکتر فریدون سحابی، عزت الله سحابی، مهندس محمد توسلی، دکتر عالی، مهندس مصطفی کتیرایی با دوستان بازار و اصناف دکتر حسن آیت، حبیب الله عسگراولادی، مهدی عراقی، صادق اسلامی هم چنین حبیب الله پیمان صحبت [را] در میان گذاشتیم. بنا بود در آن هستهٔ اصلی من، سید علی خامنه ای، محمد جواد باهنر، موسوی خوئینی و دکتر پیمان روی اساس نامه و مرام نامه کار کنیم (این) نتیجهٔ کار مشترک ما قبل از انقلاب بود.

    برای موجودیت آن به نظر می رسید که یک مجموعه ای حدود 40 تا 50 هزار نفر از گروه های مختلف اجتماعی اعلام موجودیت کنند که حدود یک سوم از روحانیون مبارز و دو چهارم از قشرهای دیگر باشند که عملاً با اشکال رو به رو شدیم و به دلیل شتاب انقلاب از این کار باز ماندیم...

    پس از انقلاب ما 5 نفر [شهید بهشتی، حضرت آیت الله خامنه ای، آقای رفسنجانی، شهید باهنر و موسوی اردبیلی] موجودیت حزب را اعلام کردیم. البته به آقای مهدوی کنی هم گفته بودیم ولیکن استقبال نکرد.»

    در اولین انتخابات برگزار شده پس از پیروزی انقلاب که برای انتخاب اعضای مجلس بررسی نهایی قانون اساسی برگزار شد، حزب جمهوری، لیستی ارائه کرد که ائتلافی از همه جریانهای مذهبی (از روشنفکری مذهبی تا سنت گرایان) را شامل می شد. در این لیست تنها از طیف سازمان مجاهدین خلق (منافقین) کسی گنجانده نشده بود.

     
  • +حمایت جامعه روحانیت مبارز از بنی صدر

    اولین انتخابات ریاست جمهوری در 5 بهمن سال 1358 و چند ماه پس از کناره گیری دولت بازرگان انجام شد. حزب جمهوری، جلال الدین فارسی را به عنوان کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری معرفی کرد. لیکن به علت طرح شائبه غیر ایرانی بودن فارسی، وی مجبور به کناره گیری شد و فرصت رقابتی گرم از دست رفت. مهمترین گروهی که از بنی صدر حمایت کرد جامعه روحانیت مبارز تهران بود. آن بخشی از روحانیت مبارز که به حزب جمهوری نپیوسته بود و انتقاداتی به آن داشت، در انتخابات ریاست جمهوری به حمایت از بنی صدر پرداخت.

     

    دلایل حمایت جامعه روحانیت از بنی صدر

    عواملی چون آمدن بنی صدر به همراه امام (ره) از پاریس، عضویت در شورای انقلاب، مناظره عمومی با مارکسیست ها، سخنرانی در طول ماه مبارک رمضان، عدم پذیرش کار اجرایی، سفر به اکثر شهرهای ایران و ارائه یک چهره کاملاً مردمی، جامعه روحانیت مبارز را به این نتیجه رسانده بود که بنی صدر گزینه مناسبی است که بعدها خلاف آن اثبات شد.

    بنی‌صدر مهم‌ترین برنامه‌های خود را وحدت ملی، بازسازی اقتصاد، امنیت و معنویت برشمرد. جامعه روحانیت مبارز نیز در تاریخ 12 دی 58 بنی‌صدر را کاندیدای مورد حمایت خود معرفی کرد و در بیانیه‌ای دلایل خود را برای حمایت از این نامزد اینگونه برشمرد:

    رییس‌جمهور باید در برابر تمام مواد قانون اساسی جمهوری اسلامی خاضع و در اجرای آن ملتزم باشد.

    انقلاب اسلامی ایران مکتبی است و طرز تفکر رییس‌جمهور باید مکتبی باشد.

    مراعات ضوابط اسلامی را در انتخاب همکاران خود ملتزم باشد.

    از هرگونه گرایش که با روح اسلام سازگار نیست، مبری باشد.

    در برابر اعمال تخریبی تبهکاران و دشمنان انقلاب اسلامی که به امنیت و تمامیت ارضی ایران لطمه وارد می‌کنند دارای موضع باشد.

    از اعمال روش‌های مستبدانه در برابر نمایندگان ملت به دور و از رهنمودهای امام امت الهام بگیرد.

    این مسأله نشان می‌داد که جامعه روحانیت مبارز با حزب جمهوری اسلامی اختلافاتی دارد و به این دلیل بود که از نامزدی بنی‌صدر حمایت کرد.

     

    درخواست شهید بهشتی از جامعه روحانیت

    شهید بهشتی چندین بار به جلسه جامعه روحانیت مبارز در ولی آباد آمد و اصرار داشت که این جامعه فریب ظاهر بنی صدر را نخورد. ایشان تأکید کردند که امام (ره) فرموده اند رییس جمهور باید غیر روحانی باشد و ما 5 عضو ارشد حزب روحانی هستیم لذا مخالفت ما با بنی صدر به خاطر شناختی است که از وی داریم.

    با توجه به سابقه درخشان آیت الله شهید بهشتی و شم سیاسی قوی ایشان، انتظار می رفت که جامعه روحانیت مبارز به حرف های این شهید توجه کند ولی برخی از اعضای وقت جامعه روحانیت مبارز با این تصور باطل که آیت الله بهشتی رقیب بنی صدر است به این هشدارها توجهی نکردند. در هر صورت با توجه به مقبولیت جامعه روحانیت مبارز میان مردم، حمایت این جامعه از بنی صدر دلیل قطعی پیروزی وی محسوب می شد. 

     

  • +ائتلاف با حزب جمهوری در اولین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی

    در نخستین انتخابات مجلس، حزب جمهوری اسلامی و جامعه روحانیت بعد از رایزنی های فراوان بر سر ارائه فهرست مشترک با هم به توافق رسیده و با امضای بیانیه ای به امضای حضرت آیت الله خامنه ای از طرف حزب جمهوری اسلامی و مهدی شاه آبادی از سوی جامعه روحانیت مبارز ائتلاف خود را با عنوان ائتلاف بزرگ اعلام کردند.

    نتیجه انتخابات این بار و با اتحاد نیروهای خط امام (ره) نشان از پیروزی قاطع جریان انقلاب داشت. در این ائتلاف علاوه بر گروه های همسو با دو تشکل یاد شده، گروه هایی نظیر سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، سازمان فجر اسلام، نهضت زنان مسلمان، اتحادیه انجمن های اسلامی و بنیاد الهادی نیز شرکت کردند.

    گروه های دیگری نیز که در انتخابات حضور داشتند از جمله دفتر هماهنگی مردم با رئیس جمهور (ابوالحسن بنی صدر)، نهضت آزادی و گروه های اقماری آن نیز لیست های جداگانه ای ارائه کردند. نهضت آزادی با وجود استعفای دولت موقت و جریان اشغال سفارت آمریکا فهرست انتخاباتی خود را ذیل عنوان «کاندیداهای همگام» منتشر کرد. 

     

  • +دبیر کل جامعه روحانیت مبارز و نخست وزیری

    پس از شهادت شهیدان رجایی و باهنر در هشتم شهریور ماه سال 1360، حزب جمهوری اسلامی جلسه ای ترتیب داد و نام تعدادی از بزرگان و انقلابیون برای تصدی پست نخست وزیری مطرح شد. آیت الله مهدوی کنی دبیر کل جامعه روحانیت مبارز یکی از این گزینه ها بود.

    در این زمان آیت الله موسوی اردبیلی، رییس قوه قضاییه و آیت الله هاشمی، رییس مجلس به حضور امام (ره) رسیده و ایشان موافقت خود را با نخست وزیری آیت الله مهدوی کنی اعلام کردند. با رأی موافق 148 نماینده از مجموع 179 رأی، شورای ریاست جمهوری، آیت الله مهدوی کنی را به عنوان نخست وزیر معرفی کرد. 

     

  • +اساسنامه

    بر پایه اساسنامه جامعه روحانیت مبارز اهداف این جامعه چنین عنوان شده است:

    سازماندهی روحانیت شیعه، رشد و اعتلاء آن

    تحکیم مبانی انقلاب اسلامی و دفاع همه جانبه از دستاوردهای آن و تقویت نظام جمهوری اسلامی

    حمایت همه جانبه از اندیشه فرهنگی سیاسی حضرت امام (ره) و اصل مترقی ولایت فقیه

    گسترش فضایل اخلاقی در جامعه اسلامی

    ارشاد اقشار مختلف مردم و گروههای فعال سیاسی، اجتماعی از طریق تبیین وظایف شرعی

    نظارت بر عملکرد مسئولین نظام و نقد دلسوزانه آنان در جهت تحقق اصل (النصیحه لائمه المسلمین)

    ارتباط با روحانیت سایر مذاهب اسلامی و همکاری با کلیه مراکز اسلامی در جهت تحقق اهداف دینی

    تعامل مثبت و سازنده با ادیان الهی در جهت کاهش آلام جهانی و تحقق صلح

    تأسیس مؤسسات عام المنعفه

    این اساسنامه 8 فصل و 24 ماده دارد.

     

  • +انشعاب در جامعه روحانیت

    حزب جمهوری

    در تاریخ 29 بهمن 57 برخی اعضای جامعه روحانیت مبارز تهران، بنیان بزرگترین حزب سیاسی کشور بعد از انقلاب، به نام حزب جمهوری را گذاشتند. این حزب در تعدادی از انتخابات شرکت داشت. از نارسایی ها و ضعف های حزب، عدم دقت لازم در موقع عضوگیری و ثبت نام بود. به دلیل گستردگی کار و شرایط سهل عضویت، افراد با مواضع مختلف فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی وارد حزب شدند و به مرور هسته های اولیهٔ تفکرهای مختلف در حزب به وجود آمد و موجب تشتت آرا و چند گانگی در حزب شد که سرانجام همین امر منجر به انحلال حزب جمهوری در سال 66 و با تأیید امام خمینی (ره) گردید.

     

    سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی

    سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، متشکل از 7 گروه امت واحده، توحیدی خلق (خارج از کشور) توحیدی فلاح، توحیدی بدر، موحدین (در خوزستان و کرمان)، صف (اصفهان و تهران) و منصورون (درسراسر کشور) بود. این هفت گروه که به مبارزه مسلحانه علیه رژیم اعتقاد داشتند، پس از پیروزی انقلاب اسلامی و با تأکیدات امام خمینی (ره) و آیت الله مطهری در تاریخ 16 فروردین 1358 به مجاهدین انقلاب اسلامی تبدیل و اعلام موجودیت نمودند. تا قبل از تأسیس «حزب جمهوری اسلامی»، این تشکل مهمترین عرصه نیروهای انقلابی بود و در حقیقت جرقه های فکری جناح راست و چپ از دل این سازمان زده شد.

    در بهار 1358، امام خمینی (ره) با بروز اختلافاتی و با درخواست خود سازمان، دو نماینده معرفی کرد. یکی آقای مطهری بود که مسائل سیاسی سازمان با وی بود و دیگری آقای حسین راستی کاشانی بود که مسائل فقهی با وی مشورت می شد. پس از شهادت آیت الله مطهری تنها نماینده امام (ره) در سازمان، راستی کاشانی گردید. اختلاف بین افراد روشنفکر سازمان با راستی کاشانی در برخی مسائل از جمله حکم حزبی و حکم فقهی بالا گرفت و در این زمان سه گروه در مقابل نماینده امام (ره) صف آرایی کردند:

    موافقین که معتقد به ولایت تام راستی کاشانی در سازمان بودند [محافظه کاران که بعداً به راست موسوم گردیدند]  این گروه شامل محمد باقر ذوالقدر، حسین فدایی و علی علی عسگری بود.

    مخالفین که معتقد به ارجحیت دادن حکم حزبی و سازمانی بجای عقیده نماینده امام (ره) بودند [طیف چپ] بهزاد نبوی، محسن آرمین، سعید حجاریان، هاشم آقاجری، مصطفی تاج زاده، محمد سلامتی و ...

    گروه ممتنع و بی طرف که معتقد بودند که برخورد دوجناح، بیش از حد خصمانه است و هیچ منابع بنیادی برای تفاهم و پذیرش اختلاف سلیقه ها و تداوم فعالیت وجود ندارد، از این رو خواستار انحلال سازمان بودند؛ همچون مرتضی الویری.

     

    استعفای مخالفین

    اختلاف در این زمان به اوج خود رسید، «راستی کاشانی» مخالفین خود را به عدم التزام شرعی و داشتن افکار التقاطی متهم می کرد. از این رو وی در دو نامه از امام خمینی (ره) تقاضای استعفا از این سمت را کرد. تقاضای اول او با موافقت امام روبرو نشد و امام خمینی (ره) از اعضای سازمان خواستند با آقای راستی کاشانی همراهی کنند. بعد از آن اختلافها همچنان برقرار بود و راستی کاشانی برای بار دوم نامه استعفا نوشت. استعفای دوم وی که همراه با انحلال سازمان نیز بود؛ مورد موافق امام خمینی (ره) قرارگرفت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در سال 61 منحل شد. سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی مجدداً در تاریخ یک مهر 1370 فعالیت خود را با اعضای پیشین که در جبهه مخالفین راستی کاشانی بودند؛ آغاز کرد.

     

    شکل گیری روحانیون مبارز

    مجمع روحانیون مبارز، ریشه در سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، حزب جمهوری اسلامی و جامعه روحانیت مبارز دارد و بعد از فرار بنی صـدر و بـا روی کـار آمـدن شـهـید رجایی به عنوان رییس جمهور و شهید باهنر به عنوان نخست وزیـر و سـرانـجـام اسـتـقرار دولت میرحسین موسوی در صحنه سیاسی کشور، حضور فـعـّال پـیـدا کـرد. مجمع روحانیون از 1360 ه.ش. تا 1368 ه.ش. قدرت را در دست داشت و در این دوره، در مجلس اوّل، دوم و سوم اکثریت و قوه قضاییه و اجراییه را در اختیار داشت.

    سال 1363 ه.ش. نقطه ظهور و گسترش روز به روز جناح چپ است. بعد از انحلال حزب جمهوری، جـامـعـه روحـانـیـت بـه عـنـوان تـنـهـا تـشـکـل روحـانـی وفـادار بـه نظام درآمد، اما در پی بروز اختلاف در بین اعضای جامعه روحانیت دربـاره امـوری چـون: جـایـگـاه رأی مـردم در مـبانی نظام، اختیارات دولت و وظایف ولی فقیه؛ دعایی، جلالی خمینی و کروبی از شورای مرکزی آن استعفا کردند و این نشان از به اوج رسـیـدن اخـتـلافات داشت. این اختلافات به امام (ره) منعکس شد و ایشان نیز برای خاتمه دادن بـه ایـن غـائله، اجـازه داد تـا تـشـکـل جـدیـدی بـه نـام مـجـمـع روحـانـیـون مـبـارز شکل گیرد.

     

  • +دلایل انشعاب در جامعه روحانیت

    جامعهٔ روحانیت مبارز تهران از آنجا که یک نهاد حزبی نبود و در جایگاه یک حزب سیاسی برای اعضا و هوادارانش تصمیم نگرفت، قاعدتاً در روند فعالیتهای خود با اختلاف سلیقه های درونی نیز باید روبه رو می‌شد.

    آیت الله مهدوی کنی در خاطرات خود می گوید: «اختلاف سلیقه در میان برخی اعضای جامعه روحانیت از ابتدا وجود داشت سپس زمینه هایی به وجود آمد که این اختلافات بروز کرد ...این مسائل قبل از انقلاب هم بوده ...»

    بنابراین مجموعهٔ جامعهٔ روحانیت تشکل یکدست و یکنواختی نبود که ناگهان دچار انشعاب و جدایی شده باشند، بلکه به دلیل ماهیت فرهنگی و علمی، اختلاف سلیقه بر آن حاکم بود. در عین حال، نزدیکی ها و دوستی هایی که معنویت و اخلاق اسلامی را تلطیف می‌نمود، مانع درگیریهای شدید سیاسی و تشنج در درون تشکیلات می‌شد. جامعهٔ روحانیت مبارز تهران به عنوان تبعیت از امام (ره) و تبلیغ و نهضت و انقلاب امام خمینی (ره)، هدف و راه مشترکی داشت، اما در کیفیت و حتی مبانی برخوردها تفاوت هایی با هم داشتند.

    از آنجا که در شرایط اولیهٔ پس از پیروزی انقلاب اسلامی وجود دشمنی قوی، یک هشدار جدی برای روحانیت تلقی می‌شد؛ اختلافها و تفاوتها در سطح نظری و بیان ایده ها باقی می ماند و بر اساس مصلحت، مجال واکنش تندتر را به اعضای جامعهٔ روحانیت نمی‌داد.

    در واقع، با فاصله گرفتن از مبدأ پیروزی و شکست تدریجی گروههای سیاسی پر سابقه و فعال که داعیهٔ کسب قدرت سیاسی داشتند، زمینه های لازم برای جدایی فراهم شد.

     

  • +جامعه روحانیت مبارز بعد از ارتحال امام خمینی (ره)

    حجت الاسلام غلامرضا مصباحی مقدم سخنگوی جامعه روحانیت مبارز در مصاحبه ای (در سال 86) به تاریخچه و نظرات کنونی جامعه روحانیت مبارز اشاره کرد. برخی دیدگاه های وی چنین است:

    «روحانیت مبارز یاور رهبری نظام اسلامی است و پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی، در راستای کمک به رهبری و حمایت از امام خمینی (ره) فعالیت کرد و از آنجا که امام راحل از مردم خواستند که حمایت خود را از دولت موقت منصوب ایشان [در آن زمان] اعلام کنند، از مردم دعوت کرد در راهپیمایی شرکت کنند و اکنون نیز این روش را ادامه می دهیم و در این مسئله هرگز کوتاه نیامده ایم.

    جامعه روحانیت مبارز تا زمان برگزاری انتخابات مجلس ششم در رأس یک جریان سیاسی که از این جامعه حرف شنوی داشت، قرار گرفته بود و مجموعه سیاسی مذکور از این تشکل خواسته بود لیست انتخاباتی تهیه کند تا آنها هم از این فهرست تبعیت کنند.

    دوران افت و خیز جامعه روحانیت مبارز از انتخابات مجلس ششم آغاز شد و علت این مسئله این بود که احساس شد با پیروزی جریان رقیب موقعیت تأثیر گذار و نفوذی که روحانیت مبارز قبلاً داشت، دستخوش تغییر شده و در واقع از آن به بعد مقداری فعالیت های سیاسی روحانیت مبارز کمرنگ تر شد اما این تشکل هرگز به حاشیه نرفت و به عنوان یک مجموعه مورد مشورت اصولگرایان که شیخوخیت آن را پذیرفته بودند، جایگاه، نقش و تعاملات خود را در عرصه تحولات اجتماعی و سیاسی حفظ کرد.

    جامعه روحانیت مبارز در عرصه انتخابات و سایر تحولات سیاسی که نظر و جهت گیری داشته است، حتی در دورانی که تشکل هایی تحت عنوان همسو با این تشکل فعال بودند، هرگز به عنوان تشکل «پدرسالار» دیدگاه های خود را تحمیل نکرده است.»

    وی با بیان اینکه در دوران به قدرت رسیدن اصلاح طلبان جایگاه روحانیت مبارز تضعیف شد، افزود: «غافل از این موضوع نیستیم که این جایگاه به صورت کاملاً حساب شده هم تخریب شد و مطبوعات آن دوره مشکلاتی را که جامعه به آن دچار شده بود به پای روحانیون ارشد نظام و یا مجموعه کسانی که در کسوت روحانی بودند، نوشتند. نه از سوی کسی به جامعه روحانیت مبارز کمک می شود و نه اجازه تأسیس یک مرکز اقتصادی به ما داده شده تا محل درآمدی برای فعالیت های فرهنگی و سیاسی ما باشد و از این جهت در تنگنا قرار داریم.»

    وی تأکید کرد که همواره این اندیشه در جامعه روحانیت مبارز وجود دارد که اگر امکاناتش را داشته باشیم در حد وسعمان در مسائل فرهنگی نیز نقش آفرینی کنیم. به گفته وی مسئله شریعت قابل چشم پوشی نیست و آن هنگام که بر فرهنگ کشورمان دیدگاه تساهل و تسامح حاکم بود این تزلزل‌ها نیز به وجود آمد و اکنون بازسازی افکار و عقاید نسل جوان که بتواند به نقطه قبل از این رویکرد برسد، بسیار دشوار و زمان بر و مورد نیاز است.

     



ویرایش این مطلب، یا ارسال نظر