بشار اسد

 

بشار اسد، پسر دوم حافظ اسد، رئیس‌جمهور فقید سوریه، که در سال 2000 جانشین پدر شد. وی دارای مدرک دکتری تخصصی در رشته چشم پزشکی است.

 


امتیاز دهی به مطلب:
 

به اشتراک گذاری مطلب:
ارسال به دوستانارسال به دوستان
  • -زندگینامه

    بشار اسد، سومین فرزند از پنج فرزند حافظ اسد، رئیس‌جمهور فقید سوریه، در 11 سپتامبر 1965 در دمشق متولد شد.

    وی تحصیلات ابتدایی خود را در مدرسه فرانسوی نزدیک منزل خانوادگی به پایان رساند و پس از اتمام دوران مدرسه، رشته پزشکی در دانشگاه دمشق را انتخاب کرد. پس از فارغ‌التحصیلی در سال 1988 در بیمارستان نظامی مشغول به کار شد. وی سپس در سال 1992 برای ادامه تحصیل به انگلستان رفت و در سال 1994 موفق به اخذ مدرک تخصصی چشم‌پزشکی شد. او تا سال 1994 در خارج از سوریه زندگی می‌کرد و در سیاست حضور نداشت؛ اما پس از مرگ باسل اسد، برادر بزرگ‌ترش، بر اثر سانحه مشکوک رانندگی، شرایط تغییر کرد و بلافاصله برای مهیا شدن جهت جانشینی پدر به دمشق فراخوانده شد. با مرگ "حافظ اسد" در ژوئن سال 2000، بشار رسماً به عنوان جانشین پدر انتخاب شد. او در سال 2007 نیز برای دومین بار طی یک انتخابات سراسری به ریاست‌جمهوری سوریه رسید. بشار اسد علوی بوده و به زبان‌های عربی، انگلیسی، فرانسه و اسپانیایی تسلط دارد.

     

  • +خانواده

    خانواده بشار اسد از اقلیت علوی مذهب کشور سوریه هستند که از گذشته دارای مناصب کلیدی و مهمی در این کشور بوده‌اند. بشار سومین فرزند حافظ اسد و انیسه مخلوف است. به گفته بشار اسد زندگی خانواده‌اش، عادی بوده و او خانواده‌ای صمیمی و خوشبخت را از کودکی و نوجوانی خود به یاد دارد. سکونت‌گاه خانواده به نسبت منزل جداگانه‌ای که پدر در آن سکونت داشت، ساده و متواضعانه بود. خانه پدر به عنوان افسر بلندپایه، وزیر دفاع و سپس رئیس‌جمهور سوریه، با وامی از صندوق همکاری ارتش در سال 1964 خریداری شده بود.

     

    اعضای خانواده اسد
    حافظ اسد، پدر بشار اسد تا سال 2000 و زمان مرگ خود سمت ریاست ‌جمهوری را در اختیار داشت. گفته می‌شود بین سال‌های 1946 تا 1970، 18 بار دولت‌های حاکم بر سوریه سرنگون شدند و حافظ اسد وزیر دفاع سوریه کسی بود که توانست در یک کودتای درون حزبی به ناآرامی‏ها پایان داده و خود زمام امور را در سوریه بر عهده گیرد. 
     
    رفعت اسد، عموی بشار اسد، یکی از مردان مهم و نزدیک به حافظ اسد در سال‌های اولیه حکومتش بود. وی مدیریت شرکت‌های فعال در حوزه دفاعی را به عهده داشت و یکی از رقبای سرسخت اسد به حساب می‌آمد. زمانی که در سال 1983 حافظ دچار بیماری شد، وی تلاش فراوانی برای کسب قدرت از خود نشان داد؛ اما حافظ توانست با خنثی کردن نقشه‌های رفعت، او را به تبعید بفرستد.
     
    جمیل اسد، عموی دیگر بشار اسد که برخلاف دو برادر دیگر خود هیچ تجربه نظامی نداشت و در ساختار قدرت سوریه نیز چندان حضور نداشت. جمیل در تمام سال‌های عمر خود به فردی حاشیه‌نشین در عرصه سیاست تبدیل شده بود؛ حتی پس از تبعید رفعت نیز وی به چالشی جدی برای جانشینی فرزندان حافظ تبدیل نشد. سرانجام ‌جمیل در سکوت و بی‏خبری در سال 2004 از دنیا رفت.
     
    انسیه مخلوف، مادر بشار اسد حضور پررنگی در رسانه‌های عمومی سوریه نداشت اما برخی کارشناسان بر این باورند که چهره‌ای تأثیرگذار در خانواده اسد بوده است. حاصل ازدواج او با حافظ اسد 5 فرزند به نام‌های بشرا، باسل، بشار، مجد و ماهر بود. 
     
    بشرا اسد، متولد سال 1960 بزرگ‌ترین فرزند حافظ اسد، رابطه بسیار نزدیکی با پدرش داشت. بشرا سال 1995 با آصف شوکت از مقام‌های ارتش سوریه ازدواج کرد. با وجود مخالفت‌های شدید خانواده، آصف سرانجام به حلقه نزدیکان خانواده اسد پذیرفته شد و در نهایت به ریاست سرویس اطلاعات سوریه انتخاب شد.
     
    باسل اسد، متولد سال 1962 پسر ارشد حافظ اسد بود. او فرد اصلی برای جانشینی حافظ اسد محسوب می‏شد. باسل اسد در سال 1994 بر اثر تصادف در یکی از بزرگراه‌های دمشق جان باخت. پس از مرگ وی، بلافاصله بشار اسد برای پشت سر گذاشتن دوره‌های آموزش نظامی به دمشق فراخوانده شد.
     
    مجد اسد، متولد سال 1966 همانند بسیاری از اعضای خانواده حضور چندان پررنگی در رسانه‌های عمومی نداشت. وی در سال 2009 پس از یک بیماری طولانی مدت درگذشت. مجد، مدرک کارشناسی رشته مدیریت اقتصاد از دانشگاه دمشق داشت. 
     
    ماهر اسد، متولد سال 1968 که از نظر بسیاری از کارشناسان دومین فرد قدرتمند در سوریه محسوب می‏شد. وی فرماندهی دو واحد مهم ارتش سوریه یعنی گارد ریاست جمهوری و لشکر چهارم زرهی را در اختیار داشت. وی فردی بااستعداد و البته تندمزاج و ناآرام شناخته می‏شد؛ ماهر اسد در جریان یک مشاجره با آصف شوکت (شوهر خواهرش) در کاخ ریاست جمهوری سوریه در سال 1999 وی را با گلوله مورد هدف قرار داده بود.
     
    آصف شوکت، شوهر خواهر بشار اسد، در ابتدا رئیس سرویس اطلاعات سوریه بود؛ اما پس از مدتی به معاونت ریاست ستاد ارتش نیروهای مسلح سوریه انتخاب شد. وی در سال 2012 بر اثر انفجار ساختمان شورای امنیت ملی سوریه کشته شد.
     
    رامی مخلوف، پسردایی بشار اسد، تاجری ثروتمند که به باور کارشناسان حدود 60 درصد تجارت سوریه از جمله بانکداری، مسکن و صنعت تحت نفوذ و کنترل او قرار دارد. رامی مخلوف چهره‌ای مهم در آزادسازی اقتصاد در سوریه در دهه 2000 بود و به همین دلیل نیز سود فراوانی از این طریق به دست آورد.
     
    حافظ مخلوف، برادر رامی مخلوف است. وی در تصادفی که سال 1994 موجب مرگ باسل شد در کنار او حضور داشت و از آن تصادف مرگبار جان سالم به دربرد. حافظ همکاری نزدیکی با ماهر اسد داشته و به عنوان رئیس شاخه دمشق سرویس اطلاعات سوریه فعالیت داشته است.
     
  • +ازدواج

    همسر بشار اسد و بانوی اول سوریه "اسماء فواض الاخرس" متولد 1975 در انگلیس است. اسماء، دارای پدر و مادری سوریه‌ای است. پدرش دکتر الاخرس پزشک متخصص قلب و مادرش از کارمندان عالی‌رتبه سفارت سوریه در لندن بود. 
    بشار اسد و اسماء در لندن با یکدیگر آشنا شدند. اسماء، در سال 2000 به حافظ اسد معرفی شد و در همان سال با بشار ازدواج کرد، ولی اعلام رسمی این ازدواج در ژانویه 2001 صورت گرفت و هیچ عکسی از مراسم ازدواج در روزنامه‌ها به چاپ نرسید. 
    اسماء در دانشگاه کینگز کالج در رشته کامپیوتر و نیز سرمایه‌گذاری بانکی با تخصص سرمایه‌گذاری در دارو بیوتکنولژیک و بانکداری بین‌المللی تحصیل کرد. بانوی اول سوریه قبل از اینکه همسر بشار اسد شود، در امور بانکداری بین‌المللی فعالیت داشت. وی به عنوان نماینده دویچه بانک مدتی در لندن و سپس در کمپانی جی‌پی‌مورگان چیس مشغول به کار بود. حاصل ازدواج این زوج، سه فرزند به نام‏های حافظ متولد (2002)، زین (2003) و کریم (2004) است.
     
    فعالیت‌های فرهنگی و بشردوستانه همسر بشار اسد
    اسماء الاسد در بسیاری از زمینه‌های فرهنگی و سیاسی سوریه فعالیت داشته است. وی به دلیل توجه بالا به مردم و مسائل معیشتی و فرهنگی، به صورت ناشناس به 300 روستا، چندین مدرسه، کارخانه و بیمارستان در سوریه سر زده تا وضعیت مردم را بررسی کند و پس از شناسایی نقاط ضعف فرهنگی و اقتصادی سوریه، با توجه به نیازهای جامعه شروع به تأسیس بنیادهای خیریه و سازمان‌های NGO پرداخت. وی برنامه‌ «شهروند فعال» را با هدف تربیت نوجوانان زیر 18 سال سوری برای پیشرفت کشور طراحی کرد و در سال 2005، مرکز MASSAR «مسار» را برای کشف استعداد کودکان و جوانان سوریه‌ای و کمک به کودکان نیازمند ایجاد کرد. 
    او همچنین، مراکزی به نام «شباب» و «فردوس» را برای آموزش مهارت‌های تجاری با هزینه‌های بسیار پایین به جوانان سوری دایر کرد. بانوی اول سوریه به فعالیت‌های فرهنگی نیز علاقه فراوانی داشته و بسیار پرکار بوده است. وی ریاست موزه ملی دمشق را بر عهده داشته و معتقد است آثار باستانی سرمایه‌های با ارزش یک کشور هستند که بار اقتصادی و فرهنگی بالایی برای پیشرفت کشور ایفا می‌کنند.
     
  • +شخصیت سیاسی و اجتماعی بشار اسد

    بنا به اظهارات دوستان و معلمان بشار اسد، وی هیچگاه مانند یک فرزند رئیس‌جمهور تعامل نمی‌کرد. دانش‌آموزی آرام و متواضع و درعین‌حال جدی که این خصیصه را از پدر به ارث برده بود. 
    بشار اسد به گواهی دوستان و همکاران پزشکش، هیچ‌وقت فرزند رئیس‌جمهور بودنش را به رخ نمی‌کشید، خودرو مورد استفاده‌اش یک دستگاه پژوی قدیمی بود درحالی‌که بسیاری از اشراف‌زادگان و متنفذان کشورش، خودروهای فاخری سوار می‌شدند، از هیچ کس در دانشگاه انتظار نداشت رفتار خاصی با او داشته باشد.
     
    تفاوت بشار با باسل
    گفته می‌شود که تفاوت اساسی بشار اسد با برادر بزرگ‌ترش باسل این بود که باسل مشکل را قبضه می‌کرد و با سرعت آن را به دست خود حل می‌نمود، در حالی که بشار بیشتر مایل به تأمل بود و حل مشکل را با خونسردی می‌پسندید. بخشی از سوری‌ها که دوست داشتند باسل جانشین حافظ اسد شود، پاسداری او از ثبات و امنیت را محور مأموریتش می‌دانستند، این در حالی بود که خواستاران تغییر و اصلاحات، روی بشار اسد حساب می‌کردند. برخی هم می‌گفتند که مردم سوریه، صلابت باسل و گام‌های اصلاحی مورد انتظار بشار را با هم نیاز دارند.
     
  • +انتقاد از کمپ دیوید و هم‏پیمانی با تهران

    بشار اسد در 14 سالگی شاهد نقطه عطفی دیگر نه تنها در سرنوشت سوریه بلکه در آینده کل جهان عرب و اسلام بود، امضای انور سادات، رئیس‌جمهور وقت مصر پای معاهده کمپ‌ دیوید و توافق رسمی سازش با رژیم صهیونیستی. بعدها "دیوید لیش" نویسنده آمریکایی از بشار اسد پرسیده بود که آن روز چه احساسی درباره سازش اعراب و اسرائیل داشت و پاسخ شنیده بود که "از ارزیابی سادات شگفت‌زده شدم، زیرا سادات توانست سینا را از اسرائیلی‌ها باز پس گیرد اما تمام جهان عرب موضع سازشکارانه او را محکوم کرد."
    این نویسنده آمریکایی که کتاب "بشار اسد و سوریه جدید" را به رشته تحریر درآورده است، در ادامه آورده است: "بعد از انقلاب اسلامی ایران، حافظ اسد درک کرد که منفعت راهبردی مشترک بین ایران و سوریه در پایمردی مقابل اسرائیل و سیاست‌های آمریکاست، هم‌پیمانی سوریه با ایران تا امروز از همین زاویه ادامه یافته است، زیرا در نگاه حافظ اسد، ایران عمق استراتژیک سوریه در تقابل با اسرائیل به ویژه پس از خروج مصر از معادله خصومت جبهه عربی با صهیونیست‌ها بود." بشار این درک را از پدر به ارث برد و بر آن راهبرد استوار ماند.
     
  • +در قامت طبیب

    بشار اسد در 17 سالگی وارد دانشکده پزشکی دمشق شد و پس از فارغ‌التحصیلی به بیمارستان نظامی «تشرین» در دمشق و سپس بیمارستان «وسترن‌ای» در لندن رفت، بیمارستانی که در آن در طی سال بیش از 3000 جراحی چشم انجام می‌شد.
    بشار به عنوان دستیار جراحی چشم با دکتر شلومبرگ از متخصصان برجسته آفریقای جنوبی تبار همکاری کرد و موفق به دریافت گواهینامه «انجمن پادشاهی» در زمینه جراحی چشم شد. دریافت این گواهینامه به 5 سال تجربه موفق نیاز داشت؛ اما بشار جوان توانست تنها در 2 سال به این رتبه دست یابد.
    پروفسور شلومبرگ در خاطرات خود درباره شاگرد مستعدش می‏گوید: «بشار نامزد خوبی برای کسب عنوان "بهترین چشم‌پزشک" بود و در سال 2003 زمانی که در قامت یک رئیس‌جمهور به لندن سفر کرد به بیمارستان سانت‌آن آمد تا همکاران قدیمی‌اش را ببیند، با آنان بنشیند و مرا هم به عنوان استادش یاد کند.»
    بشار اسد علاوه بر تدریس و جراحی، سخنرانی و کنفرانس‌ها را تنظیم و در کشیک اورژانس شراکت می‌کرد. در سال دوم تخصص بود که خبر مرگ برادرش باسل را شنید و این‌گونه زندگی حرفه‌ای او به عنوان پزشک متخصص در جراحی چشم پایان یافت.
     
  • +ورود به دنیای سیاست

    سال‌ها پیش از مرگ حافظ اسد، پسر بزرگش، باسل اسد در نظر همگان به عنوان جانشین وی محسوب می‌شد؛ اما یک سانحه رانندگی در سال 1994 جان او را گرفت و پسر دوم خاندان اسد، یعنی بشار اسد که تا آن زمان علاقه چندانی به سیاست نشان نمی‌داد و در لندن در حال تحصیلات پزشکی با تخصص چشم‌پزشکی بود، به صحنه سیاست کشانده شد تا برای جانشینی پدر آماده شود. بشار در سال 1994 در سن 29 سالگی وارد ارتش شد و به سرعت در ساختار ارتش سوریه پیشرفت کرد.
     
    حافظ اسد، بشار را از همه لایق‌تر می‌دید.
    حسین شیخ‌الاسلام، سفیر اسبق ایران در دمشق درباره شخصیت "بشار اسد" گفت: «در حقیقت تصمیم پدر بود که بشار اسد جای او را بگیرد. پدر دیگران را لایق نمی‌دانست و درست هم بود؛ زیرا هر کدام از آنان اشکالی غیرقابل اغماض داشتند. خود اسد به من گفت که رفعت، خدا را قبول ندارد...
    تشخیص شخص "حافظ اسد" این بود که پس از مرگ پسر ارشدش از همه سالم‌تر خود بشار است. بشار کفایت‌های خوبی از خود نشان داد، به ویژه اینکه پدر او را ابتدا به این مأموریت گمارد که به فسادهای دستگاه‌های دولتی و مسئولان سوریه رسیدگی کند. با انتصاب بشار به مسئولیت مبارزه با فساد، پرونده هر کسی از مسئولان به دست بشار اسد رسید تا بتواند دریابد که چه کسی به درد می‌خورد و چه کسانی فاقد صلاحیت هستند؛ یعنی حافظ اسد واقعاً مهندسی کرد و زمانی که به رحمت خدا رفت، سن بشار به 40 سال نمی‌رسید که برای ریاست جمهوری قانونی نبود. مسئله آن‌قدر حساسیت داشت که در مجلس اقدام به تغییر قانون اساسی با رأی نمایندگان شود.»
     
  • +اصلاح قانون اساسی برای ریاست جمهوری بشار

    با درگذشت حافظ اسد در 10 ژوئن سال 2000، حزب بعث (حزب حاکم در سوریه) با نامزدی بشار اسد در انتخابات ریاست جمهوری این کشور در شرایط درگذشت پدر و اوضاع فوق‌العاده به دلیل تهدیدهای مداوم همسایه اشغالگر این کشور، موافقت کرد. مجلس ملی ماده مربوط به شرط سنی 40 سال برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری را اصلاح کرد و بشار 34 ساله به دبیر کلی حزب بعث برگزیده شد. 
    چند روز بعد یک رفراندوم مردمی برای اطمینان از میزان حمایت مردم برگزار شد که در آن اکثریت قریب به اتفاق مردم سوریه با رأی 99.7 درصدی به بشار اسد آری گفتند. وزیر کشور در همان زمان اعلام کرد که تنها 22 هزار و 439 نفر از مردم سوریه به بشار رأی منفی دادند.
     
  • +عدم سازش بشار اسد با رژیم صهیونیستی

    حسین شیخ‌الاسلام، سفیر سابق ایران در دمشق، گفت: «بشار بر سر کار آمد و ابتدا با همه بسیار خوب رفتار کرد. به همه اجازه داده شد که به اروپا بروند اما در آنجا هم شروع به توطئه کردند.»
     
    مناقشه طبریا در جولان
    شیخ‌الاسلام ادامه داد: «نکته مهم اما این است که سوریه اسد تنها کشور عربی بود که با رژیم صهیونیستی سازش نکرد. دمشق همچنان اصرار دارد که باید جولان از اشغال صهیونیست‌ها به سوریه بازگردانده شود. سوریه به قطعنامه‌های شورای امنیت، توافقات بین‌المللی و خواسته‌های اتحادیه عرب استناد می‌کند.
    از طرف دیگر جولان برای اسرائیل هم خیلی مهم است زیرا دریاچه طبریا در آن قرار دارد که منبع مهم آب شرب برای این رژیم به شمار می‌رود... یک وقتی ما دیدیم که آقای فاروق الشرع [وزیر سابق امورخارجه سوریه]، خانم مادلین آلبرایت [وزیر سابق امورخارجه آمریکا]، آقای بیل کلینتون [رئیس‏جمهور سابق آمریکا] و ایهود باراک [نخست وزیر سابق اسرائیل] در واشنگتن جلسه‌ای تشکیل داده‌اند. نزد فاروق الشرع رفتم و گفتم که آقای فاروق الشرع چه شد؟ گفت: "مسئله در حال حل‌شدن است." پرسیدم که آب دریاچه به شما می‌رسد یا نه؟ گفت: "هم می‌رسد و هم نمی‌رسد!" گفتم یعنی چه؟ گفت: "یعنی در 9 متری آب می‌توانیم مرکز تفریحی بسازیم، در آب دریاچه شنا و قایق‌سواری کنیم، ماهی بگیریم و الی آخر." گفتم: نه! آیا در تعیین سرنوشت حقوقی آب، شما موثرید یا نه؟ گفت: "خیر".
    کلینتون خیلی اصرار داشت که این قضیه را حل کند. می‌دانید که دکترین کیسینجر که قضیه سازش با اسرائیل را او مهندسی کرده بود بر این باور بود که اگر قرار است اعراب با اسرائیل بجنگند، مصر باید جزئی از آن باشد، پس برای جلوگیری از جنگ، باید مصر را از این روند جدا کرد تا سازش میسر شود. با کمپ دیوید این موضوع به انجام رسید و بعد موضوع مذاکره با سوریه شروع شد. تا آن زمان، حافظ اسد سه بار با کلینتون دیدار کرده بود. از سه دیدار، یک بار آن را رئیس‌جمهور آمریکا به سوریه سفر کرده بود. در مقابل، [حافظ] اسد به آمریکا نرفت و این بار ژنو میزبان آن‌ها بود. کلینتون به [حافظ] اسد پیغام داد که "من یک بار به دمشق آمده‌ام و اکنون نمی‌توانم دوباره به آنجا بیایم. 
    اسد به ژنو می‌رود و کلینتون به او می‌گوید: "تو از آب دریاچه طبریای جولان بگذر، ما در عوض به شما آبی می‌دهیم که در طول سوریه قابل بهره‌برداری باشد." منظور کلینتون این بود که به ترک‌ها می‌گوییم که سهم آب فرات شما را بدهند. همیشه بین ترکیه و سوریه بر سر آب فرات دعواست. سد آتاتورک هم که آبگیری شد، بر شدت این تنش افزود. آقای اسد به کلینتون پاسخ می‌دهد که "من در 1967 خودم در جولان افسر بودم، در این آب شنا کردم، قایق‌سواری کردم، آقای رئیس‌جمهور ما در کنار این دریاچه بودیم."
    کلینتون می‌گوید: "می‌دانم که شما در کنار این دریاچه بودید، اما صلح مهم است و... ما کمک می‌کنیم اقتصاد سوریه را بسازیم. ما اقتصاد بزرگی هستیم و اقتصاد سوریه هم اقتصاد کوچکی است. ما آمادگی و توانایی داریم که اقتصاد سوریه را بسازیم. قبول کن و بگذار این مشکل حل شود." آقای اسد پاسخ می‌دهد که آقای رئیس‌جمهور، خاک یک کشور برای خرید و فروش نیست. با اصرار بیشتر کلینتون، اسد می‌گوید: "من دیگر پیر و خرفت هستم و از الآن کر هم شدم." جلسه تمام می‌شود، معلوم می‌شود که حزب بعث برای سازش موافقت کرده بود که فاروق الشرع را برای این مأموریت فرستاده بود؛ اما حافظ اسد شخصاً مقاومت کرد و کار به سرانجام نرسید.»
     
    بشار، مخالف عقب‌نشینی در دریاچه طبریا
    سفیر اسبق ایران در دمشق می‏گوید: «آقای حافظ اسد به رحمت خدا که رفت، بشار اسد به پارلمان آمد که سوگند یاد کند. من هم سفیر بودم و دعوت شدم. در طبقه دو پارلمان شاهد نطق بودم. متن اظهارات بشار را بین سفرا و مهمانان به زبان انگلیسی و عربی توزیع کردند و زمانی که بشار شروع به خواندن کرد، مطابق نطق پیش رفت تا به اینجا رسید که فی‌البداهه بدون اینکه با نطق از پیش تعیین‌شده مطابقت کند، گفت: «می‌گویند صلح مهم است، من هم می‌گویم صلح مهم است. اگر صلح مهم است، چرا ما 9 متر از این سوی دریاچه عقب‌نشینی کنیم؟ آن‌ها 9 متر از آن سوی دریاچه عقب بنشینند.» بشار اسد وقتی این جمله را گفت با کف و تشویق حاضرین مواجه شد...»
     
    همراهی بشار با مقاومت ضد اشغالگری لبنان
    شیخ‌الاسلام ادامه داد: «در جنگ 2006 رژیم اسرائیل علیه لبنان، بشار اسد به سید حسن نصرالله گفت که "انبارهای (سلاح) سوریه در اختیار توست." برای ما رساندن سلاح به حزب‌الله خیلی دشوار بود و ما در این اندیشه بودیم که چطور می‌توانیم این جنگ را به پایان برسانیم، این در حالی است که نهایتاً صهیونیست‌ها کم آوردند. بشار اسد در آموزش، کمک و همراهی با مقاومت ضد اشغالگری لبنان کم نگذاشت.»
     
  • +سیاست بشار اسد در اداره کشور

    پس از به قدرت رسیدن بشار اسد، فضای سیاسی تغییرات زیادی را شاهد بود و او اصلاحاتی جدی را با وجود مخالفانی که خود تهدیدی موجودیتی برای سوریه به شمار می‌رفتند، آغاز کرد.
    برخی از این اقدام‌های اصلاحی، عزل «محمد الزعبی» نخست‌وزیر اسبق سوریه به جرم فساد مالی و اداری در سال 2000 بود. «مفید عبدالکریم»، دومین مسئول حکومتی بود که به اتهام فساد مالی و اداری و همچنین سوءاستفاده از قدرت دستگیر شد. «سلیم یاسین» سومین مقام بلندپایه نیز به همین جرایم محکوم و اموال او مصادره شد. غیر از این افراد سرشناس 32 نفر دیگر پس از انجام تحقیقات قضایی، ممنوع‌الخروج شدند و در این فهرست نام 22 وزیر سابق هم به چشم می‌خورد. «حکمت شهابی» رئیس ستاد مشترک ارتش از مجرمانی بود که به لبنان و از آنجا به آمریکا گریخت. ژنرال «محمد بشیر النجار»، رئیس سابق دفتر اطلاعاتی نیز محکوم و مایملک او به مزایده عمومی گذاشته شد تا مبلغ 20 میلیون دلاری که اختلاس کرده بود، به دولت برگردد. این حکم‌ها هشداری به گروه‌ها و جریان‌های سیاسی و حجم آن نشان‌دهنده جدیت بشار اسد در انجام اصلاحات بود.
    در سال 2000 دستور آزادی 600 زندانی سوری و لبنانی صادر شد و این افراد آزاد شدند. در نوامبر 2001 نیز 122 زندانی دیگر به دستور مستقیم بشار اسد آزاد شدند. تعاملات اهالی فرهنگ و معارضانی که آزاد شدند، افزایش چشمگیری داشت. اعضای «جمعیت احیای جامعه مدنی» به عنوان بزرگ‌ترین جریان حقوق مدنی سوریه که شاخص‌ترین چهره آن «ریاض سیف» بود، گرد هم آمدند و شروع به احیای سازمان‌های اجتماعی با آزادی بیان و انتقاد و تجمع بی‌سابقه کرد.
    بشار اسد در همان سال‌های اولیه حکومتش در نوامبر 2003 طی مصاحبه‌ای با نیویورک‌تایمز گفت: «امیدوارم که بتوانم گام‌هایی را در راه دموکراسی در سوریه بردارم؛ اما این زمان می‌برد. درعین‌حال باید بگویم که دموکراسی از خارج وارد نمی‌شود و آنچه در عراق رخ داد، نمونه‌ای بیهوده از تحمیل دموکراسی خارجی است.» 
     
  • +پیش‏بینی حافظ اسد از حمایت ایران در قبال سوریه

    به هر تقدیر بی‌راه نیست که رژیم صهیونیستی و قدرت‌های غربی از هیچ ابزاری برای سرنگون‌ کردن نظام سوریه دریغ نمی‌کنند؛ از مانور، هجمه و جنگ روانی گسترده رسانه‌ای گرفته تا توسل به سناریوی شیمیایی و حتی نیروهای تکفیری و اعضای القاعده. روزی حافظ اسد رئیس‌جمهور سوریه در پیش‌بینی حیرت‌آوری به فرزندش گفته بود: «روزی که همه ارتش‌های عربی و غربی لوله سلاح‌هایشان را به سوی سوریه بگیرند، ایرانی‌ها در کنار تو خواهند ایستاد.»
    از این دست پیش‌بینی‌ها از اسد پسر نیز دیده و شنیده شد. او پیش از آنکه نیروهای تکفیری عازم از کشورهای عربی و غربی به موطن اصلی خود برگردند، به این کشورها هشدار داد که تروریسم صادراتی از غرب به سوریه، باز هم از همان راه دروازه‌های شام به اروپا بازخواهد گشت و آن‌گاه خود، قربانی تکفیر خواهند شد. بیشتر از یک سال بعد، موجی از جریان‌های تکفیری در اروپا به‌شدت فعال شدند و دستگیری‌های گسترده آنان از سوی نیروهای امنیتی اروپایی کار را به جایی رساند که هشدارهای امنیتی مکرر در خصوص خطر تروریست‌های بازگشته از سوریه به شهروندان داده شد. حتی آمریکا هم ناچار شد، جبهه تروریستی "النصرة" را در فهرست گروه‌های تروریستی مورد حمایت القاعده قرار دهد.
     
  • +بشار اسد حامی حزب‏الله لبنان

    سوریه یکی از کشورهای مهم عربی بود که وقتی انقلاب شکوهمند اسلامی ملت بزرگ ایران به پیروزی رسید به حضرت امام (ره) تبریک گفت و در 8 سال دفاع مقدس از نظر سیاسی از ایران حمایت کرد. بعد از حافظ اسد، بشار اسد نیز از ایران و حزب‌الله لبنان حمایت کرد.
    در مسئله فلسطین و مقاومت به ویژه جنگ 33 روزه حزب‌الله علیه اسرائیل در سال 2006، بشار اسد محکم و استوار همگام با دیگر ملت‌های آزاد و مستقل در کنار محور مقاومت ایستاد؛ بنابراین بسیاری از کارشناسان بین‌المللی، بحران در سوریه را توطئه علیه دولت بشار اسد و حرکت غرب برای مقابله با تهدیدات موجود و احتمالی علیه رژیم صهیونیستی دانستند. 
    سخنان بی‌پرده و صریح سید حسن نصرالله دبیرکل حزب‌الله لبنان در ششمین سالگرد پیروزی مقاومت اسلامی لبنان در جنگ 33 روزه، در خصوص کمک‌های تسهیلاتی بشار اسد به حزب‌الله لبنان و همچنین بهایی که سوریه برای حمایت از مقاومت اسلامی پرداخت می‌کند، این مسئله را عیان‌تر نمود.
    نصرالله در این سخنرانی رسماً از مردم سوریه خواست که از بشار اسد حمایت کنند و از مخالفان خواست که پای میز مذاکره حاضر شوند. در بحران سوریه حزب‌الله لبنان و جمهوری اسلامی ایران از حامیان سیاسی و بین‌المللی سوریه و حامیان برگشت ثبات و آرامش و امنیت به مردم سوریه بودند.
    رهبر معظم انقلاب در این مورد فرمودند: «موضع جمهوری اسلامی ایران در قبال سوریه، حمایت از هرگونه اصلاحات به نفع مردم این کشور و مخالفت با دخالت امریکا و کشورهای دنباله رو آن، در مسائل داخلی سوریه است.»
     
  • +بشار اسد، یهودی اصفهانی!

    شیخ اسماعیل الخالدی یکی از رهبران سلفی و از رؤسای تندرو قبائل سوریه در سال 1390 (2011) با حضور در شبکه وهابی "صفا" در اظهاراتی عجیب مدعی شد که بشار اسد رئیس‌جمهوری سوریه، اهل اصفهان و از یهودیان مهاجر ایرانی است.
     
    پیشینه خاندان اسد
    با این که اصفهانی الاصل بودن، باید برای خاندان اسد افتخار بزرگی باشد اما هدف وهابی‌ها تخریب چهره خانواده اسد است. خانواده اسد یکی از ریشه‌دارترین خاندانهای علوی سوریه است. این خاندان عربی در ساحل شام و در مناطق لاذقیه، طرطوس و قرداحه اسکان یافتند و همانند شیعیان به برگزاری ایام سوگواری تاسوعا و عاشورا و ایام فاطمیه مبادرت می‌کردند.
    در قرن هشتم هجری احمد بن عبدالحلیم بن عبدالسلام معروف به «ابن تیمیه» با مشاهده مراسم سوگواری علویان در ایام تاسوعا و عاشورا فتوای تکفیر آنان را صادر کرد. ابن تیمیه در فتوای خود، شیعیان و علویان را بدتر از یهود و نصاری توصیف کرد و دستور داد علویان را زنده در آتش بسوزانند. لذا بسیاری از علویان برای در امان ماندن از حملات سلفی‌ها به کوه‌های مرتفع حوران در جنوب سوریه پناه بردند. این طایفه همواره تا سال‌ها مورد آزار و اذیت سلفی‌های سوریه قرار داشت و جرأت نمی‌کرد به طور علنی مراسم مذهبی خود را به جا آورد. 
     
    مبارزه خانواده اسد با استعمارگران فرانسه
    در سال 1921 استعمارگران فرانسه با مشاهده شرایط دردناک علویان، پیشنهاد کردند که یک دولت مستقل در ساحل شامات و در مناطق لاذقیه و طرطوس برای آنان تأسیس کنند اما علیرغم ستم‌هایی که به علویان روا می‌شد «شیخ صالح العلی» رهبر طایفه علویان هرگز حاضر به تجزیه سوریه نشد. او اعتقاد داشت که علویان بخشی از ساختار اجتماعی سوریه هستند و تحت هیچ شرایطی خود را جدا از مردم سوریه نمی‌دانند. خانواده حافظ اسد به ویژه جد بزرگ او شیخ سلیمان الوحش که بعدها به «سلیمان الاسد» معروف شد با استعمارگران فرانسه مبارزه کرد.
     
    تلاش وهابی‌ها برای خروج علوی‌ها از زیرمجموعه طوایف اسلامی 
    حافظ اسد در سال 1970 در یک کودتای نظامی قدرت را در سوریه به دست گرفت اما سلفی‌ها و وهابی‌ها تلاش کردند تا حکومت وی را غیرقانونی تلقی کنند. زمانی که حافظ اسد در سال 1971 به عنوان رئیس‌جمهوری سوریه انتخاب شد سلفی‌ها و وهابی‌ها با صدور بیانیه‌ای طایفه علوی را از زیرمجموعه طوایف اسلامی خارج کردند. قانون اساسی سوریه صراحت دارد که رئیس‌جمهوری باید مسلمان و حداقل 40 سال سن داشته باشد. هدف سلفی‌ها و وهابی‌ها که از سوی دولت عربستان حمایت می‌شدند، جلوگیری از به قدرت رسیدن علوی‌ها در سوریه بود. 
     
    حمایت شیعیان لبنان و افزایش قدرت سیاسی علوی‌ها
    بلافاصله امام موسی صدر رهبر شیعیان لبنان، مرحوم شیخ محمدمهدی شمس‌الدین، مرحوم سید محمدحسین فضل‌الله، شیخ عبدالامیر قبلان و چند تن دیگر از علمای لبنان و سوریه با صدور بیانیه‌ای با استناد به احادیث و نصوص تاریخی طایفه علوی‌ها را بخشی از شیعیان قلمداد کردند. پشتیبانی گسترده علمای شیعه و علوی لبنان و سوریه، به تقویت حکومت حافظ اسد و افزایش جایگاه سیاسی علویان سوریه منجر شد. از ویژگی‌های علویان سوریه این است که حافظ اسد، رئیس‌جمهوری سابق این کشور علیرغم صدور فتاوای سلفی‌ها علیه طایفه علویان، آنان را مورد عفو قرار داد. حتی تعدادی از امضاء کنندگان بیانیه ضد علویان بعداً در وزارت اوقاف سوریه پستهای مهم دولتی احراز کردند.
     
  • +مذهب بشار اسد و بحران سوریه

    یکی از استدلال‌های سلفی‌ها و وهابی‌های مسلح برای جهاد در سوریه که هزاران سوری بر همین اساس کشته شدند، این بود که نظام سوریه علوی مذهب است؛ اما علی‌رغم این ادعا حکومت سوریه فرا طایفه‌ای است و با وجود اینکه شخص رئیس‌جمهور علوی است، سنی‌ها، مسیحی‌ها، دروزی‌ها در کابینه حضور پر رنگی داشته‌اند. 
    بشار اسد و برادرش هر دو از خانواده‌های اهل سنت زن گرفته و ازدواج کرده‌اند. عقدشان در دادگاه اهل سنت بوده است. همه علوی‌های سوریه در دادگاه‌ اهل سنت عقد ازدواج می‌خوانند. بشار اسد در نمازهای عید فطر و قربان، به شیوه اهل سنت نماز می‌خواند.
    بسیاری از شرکای سیاسی بشار اسد در سوریه، از جمله فاروق الشرع، معاون اول بشار اسد، سُنی بوده‌اند. محمد سعید بخیتان، عضو قدرتمند و با نفوذ سوری حزب بعث، سنی و از عشایر حمص است. سرلشگر علی المملوک؛ مرد اول اطلاعات سوریه و امنیتی‌ترین فرد نزدیک به بشار اسد، سنی و اهل دمشق است. المملوک فردی معروف به درایت زیاد امنیتی است که دمشق را از تحرکات مخالفان در امان نگاه داشت. اهل سنت دمشق او را همشهری خود دانسته و اهل شام او را می‌شناسند و با او به این اعتبار ارتباط دارند که یکی از شخصیت‌های موجه پایتخت سوریه است نه به این اعتبار که او صرفاً فردی امنیتی است. سرلشگر دیب زیتون؛ مدیر امنیت سیاسی سوریه فردی سنی است. سرلشگر الاختیار، عالی‌ترین مقام از حیث امنیتی در سوریه و مدیر امنیت ملی سوریه، سنی بوده و از خانواده‌ای است که علمای سنی آن در طول تاریخ معروف هستند. سرتیپ ترکمانی؛ معاون رئیس‌جمهوری در امور ترکیه نیز سنی و اصالت ترکمنی دارد.
    نبض اقتصاد سوریه و گلوی مالی نظام سوریه در دست تاجران دمشق و حلب است. همه تاجران اهل سنت هستند و البته از مهم‌ترین حامیان بشار اسد.
    همچنین مساجد قاهره و ریاض در مجموع به تعداد نیمی از مساجدی که فقط در شهر دمشق است نمی‌رسد. همه این مساجد متعلق به اهل سنت است.
     
  • +آغاز بحران در سوریه

    در مارس سال 2011 همزمان با خیزش امواج بیداری اسلامی، اعتراضاتی در سوریه شکل گرفت. در این میان برخی این اعتراضات را در راستای انقلاب‌های عربی خواندند اما ناآرامی‌ها در سوریه مدلی متفاوت با سایر کشورهای منطقه داشت. حمایت میلیونی مردم سوریه از بشار اسد، دخالت‌های آشکار خارجی و کشاندن درگیری‌ها به سمت جنگ مذهبی از تفاوت‌های بارز جنگ در سوریه بود.
    از عوامل ایجاد بحران در سوریه به نقش آل سعود، خیانت‌هایی که اطرافیان اسد به وی کردند و همچنین نقش اخوان المسلمین و پناهندگان سوری اشاره شده است.
     
    از ازدواج با دختران سوری تا تربیت کودکان انتحاری
    یکی از عوامل ایجاد بحران در سوریه ورود تعداد زیادی از مؤسسات سعودی، تحت پوشش جمعیت‌های خیریه و انسان دوستانه بود. 
    بندر بن سلطان از سران اصلی جریان وهابیت سعودی، به افراد خود دستور داد تا به سوریه سفر کرده و با زنان سوری ازدواج کنند. این افراد که به بهانه ازدواج با دختران سوری وارد سوریه شدند، در اصل از جاسوسان سرویس اطلاعاتی عربستان بودند. آن‌ها پس از ورود به سوریه در منطقه "خالدیه"، واقع در شهر حمص ساکن شدند، اکثر مردم این منطقه، مسلمانان سنی مذهب و انسان‌های بی‌سواد هستند و تعصبات جاهلیت دارند. افراد نفوذی عربستان، این مناطق را به پایگاه خود تبدیل و از آنجا به مناطق حاشیه‌ای دمشق رفت‌وآمد می‌کردند. آن‌ها برای ازدواج پول‌های بسیار زیادی در اختیار خانواده این دختران قرار داده و از آن‌ها بچه‌دار شدند. در این مرحله مأموریت آن‌ها به پایان رسید و به عربستان بازگشتند. بعدها برای بچه‌هایی که از پدران سعودی متولدشده بودند؛ مؤسسه‌ای عربستانی به نام جمعیت "امل" تشکیل شد. این مؤسسه به پایگاهی ثابت برای فعالیت نفوذی‌های عربستان یا همان دستگاه اطلاعات عربستان تبدیل شد تا جاسوسان عربستانی به بهانه دیدار با بچه‌های خود در سوریه، به صورت مداوم توانایی سفر به این کشور را داشته باشند.
    بعدها شیوخ وهابی عربستان از طریق این جمعیت و به بهانه کمک به خانواده جاسوسان سعودی، در مساجد سوریه مستقر شدند. این شیوخ با خود هدایایی قیمتی زیادی آورده بودند و به بهانه آموزش قرآن و اعطای جوایز، کودکان و نوجوانان را به این مساجد کشانده و در میان آن‌ها مفاهیم تکفیری را گسترش دادند. فعالیت شیوخ عربستانی این بود که بچه‌های 14 و 15 ساله را وارد گروه‌های مسلح سلفی می‌کردند در این گروه‌ها به کودکان انواع طرق ترور و کشتار را آموزش داده و به آن‌ها می‌گفتند: «هر فردی علوی، مسیحی و یا شیعه را که می‌شناسید باید کشته شود و مطمئن باشید پس از کشتن این افراد به بهشت می‌روید.» در سال 2000 بسیاری از کودکان شهر حمص به دلیل این موضوع و عضویت آنان در گروه‌های سلفی بازداشت شدند.
     
    خیانت‌های اطرافیان بشار اسد
    درعا شهری است که آتش تحولات سوریه از آنجا آغاز شد. عاطف نجیب که مسئولیت امنیتی شهر درعا را در اختیار داشت از نزدیکان بشار اسد بود. وی در زمان مسئولیت خود با مردم به صورت استبدادی رفتار می‏کرد.
    تحولات در این شهر زمانی شروع شد که چند کودک به دلیل فضای منفی موجود در رسانه‌ها، شعار "سقوط دولت" سر دادند؛ عاطف نجیب پس از دستگیری این کودکان، ناخن‌های دست و پای آنان را کشید و این کودکان را زندانی کرد. مادران این کودکان نزد وی آمدند و خواستار آزادی کودکان خود شدند، ولی نجیب، حجاب از سر این مادران کشید و به آنان بی احترامی کرد. پس از این اقدام عاطف نجیب، ریش سفید شهر درعا نزد وی آمد؛ عمامه خود را از سر برداشت و جلوی وی گذاشت و خواستار آزادی کودکان شد؛ ولی نجیب عمامه وی را لگد کرد. شهر درعا، منطقه قبایلی است و برای ریش سفیدان احترام زیادی قائل هستند و این موضوع به منزله جنگ است. زمانی که بشار اسد از عاطف نجیب درباره اوضاع شهر درعا سؤال کرد؛ وی می‌گفت: «هیچ اتفاقی رخ نداده است.» تا زمانی که مردم تظاهرات بزرگی برگزار کرده و به مرکز نیروهای امنیتی حمله بردند و نظامیان را کشتند. روحانی وهابی موجود در مسجد عمری شهر درعا که سال 2000 از عربستان وارد سوریه شده بود؛ طرح حمله به پایگاه نیروهای امنیتی را اجرا کرد و به این ترتیب جرقه بحران زده شد. پس از این ماجرا آن دسته از گروه‌هایی که به صورت برنامه‌ریزی شده آماده فعالیت بودند، شروع به تحرک کردند و ورود نیرو و سلاح به سوریه از طریق لبنان، آغاز شد.
     
    نقش برخی از پناهندگان در بحران سوریه
    از موضوعات بسیار مهم در سوریه، پناهندگان فلسطینی هستند. مدت‌ها پیش شخصی به نام شاکر العبسی در اردوگاه پناهندگان فلسطینی "عین الحلوه"، واقع در شهر "صیدا" لبنان زندگی می‌کرد؛ العبسی، عملیات‌ تروریستی بسیاری در سوریه انجام داد و اقدام به جمع‌آوری نیرو کرد که توسط نیروهای امنیتی سوری دستگیر شد. پس از آنکه وی از زندان آزاد شد؛ به لبنان گریخت تا پایه‌های یک جریان سلفی برای فعالیت در سوریه را آماده کند. 
    بهیه حریری، خواهر رفیق حریری، نخست‌وزیر اسبق لبنان به صورت مخفیانه، پرونده‌های امنیتی لبنان و سوریه را در اختیار وی قرار می‌داد. بهیه حریری در سال 2004 با رئیس امنیت داخلی آمریکا جلسه‌ای داشت؛ در این جلسه به وی دستور داده شد تا راه‌های ورود گروه‌های سلفی به شمال لبنان برای فعالیت علیه حزب‌الله و سوریه و همچنین ایجاد توازن قوا در لبنان برای مقابله با شیعیان را فراهم کند؛ ولی این موضوع شکست خورد.
    یک شیخ سلفی به نام احمد الاسیر در شهر "صیدا" به کمک یک عضو دستگاه اطلاعات قطر و با حمایت مالی این کشور سعی در گسترش فکر سلفی در لبنان داشت. الاسیر به این دلیل شهر "صیدا" را انتخاب کرد که این شهر معروف به دروازه جنوب لبنان است، به دلیل آنکه این شهر اکثریت سنی مذهب دارد؛ وی سعی داشت صیدا را به تصرف در آورده و مانع ارتباط حزب‌الله با شیعیان جنوب لبنان شود.
     
    خیانت‌های اخوان‌ المسلمین سوریه به بشار اسد
    بعد از آنکه حافظ اسد، اخوان‌ المسلمین سوریه را سرکوب کرد، بازماندگان این گروه برای ادامه فعالیت، تحت پوشش طرفداران حزب بعث وارد دستگاه‌های حکومتی شدند؛ این افراد به عنوان راه‌های نفوذی قلمداد شده و هر زمان که مسئولان اخوان‌ المسلمین در خارج از سوریه اراده می‌کردند؛ می‌توانستند از آنان برای ضربه زدن به این کشور استفاده کنند. مسئولان اخوان‌ المسلمین تصور کردند که بشار اسد، مانند پدرش نیست و وی هنوز جوان است و از سیاست چیزی نمی‌فهمد.
    پس از بروز جنگ‌های کویت و حمله آمریکا به عراق، مخالفان سعی کردند، بشار اسد را به امور خارجی مشغول کرده و خود را وارد پست‌های کلیدی دولت کنند. این افراد با گذشت زمان فعالیت خود علیه دولت را با انتشار روزنامه و راه‌اندازی شبکه‌های خبری آغاز کردند. افراد نفوذی اخوان‌ المسلمین برای ادامه این طرح، نظارت بر مرزهای سوریه بسیار کاهش دادند. کابینه‌های سابق دولت زمانی که با بشار اسد جلسه‌ای برگزار می‌کردند؛ درباره وضعیت کشور تصویر غلطی به وی ارائه می‌دادند و گزارش‌های ارائه شده هیچ یک از مشکلات موجود در جامعه را منتقل نمی‌کرد.
    علاوه بر زمینه سازی شیوخ عربستان، نفوذی‌های پناهندگان از فلسطین و اخوان المسلمین، از فساد رایج در جامعه سوریه نیز باید به عنوان یکی از عوامل بحران فعلی سوریه نام برد.
     
  • +اقدامات اسد در آرام‏سازی سوریه

    پس از آغاز ناآرامی‏ها در سوریه، دولت بشار اسد به منظور پاسخگویی به مطالبات شهروندان و جلب رضایت آنان به انجام برخی اصلاحات ریشه‏ای و اساسی در کشور اقدام کرد. 
     
    تشکیل کمیته‏های عالی بررسی حوادث
    از جمله اقداماتی که رئیس‌جمهور سوریه در زمینه تحقق اصلاحات در بخش معیشتی و خدماتی صورت داد تشکیل کمیته‌های عالی بررسی حوادث جاری و ناآرامی‌های سوریه بود. 
    بلافاصله پس از آغاز ناآرامی‏ها در شهر درعا (جنوب سوریه) بشار اسد با تشکیل کمیته‏ای خواستار برقراری ارتباط با شهروندان این منطقه به منظور آگاهی از واقعیت ماجرا در آن شد. وی همچنین با صراحت، خواستار محاکمه عاملان جنایت و ناآرامی‏ها در این شهر و پاسخگویی به مطالبات ساکنان منطقه شد.   
    هرچند آشوب طلبان سوریه با حمایت نیروهای خارجی و در رأس آن آمریکا، اسرائیل، فرانسه و انگلیس کوشیدند تا با گسترش ناآرامی‌ها در سوریه، بر روی اقدامات مثبت بشار اسد سرپوش بگذارند ولی این مسئله باعث نشد که رئیس‌جمهور سوریه از ادامه مسیر باز بماند؛ بلکه دامنه اصلاحات خود را به سایر مناطق ناآرام کشور از جمله حمص، حماة و دیگر شهرهای این کشور گسترش داد.
     
    اقداماتی در جهت بهبود وضعیت معیشتی
    بشار اسد بلافاصله پس از این اقدام و به منظور بهبود وضعیت معیشتی شهروندان، حقوق کارمندان دولت را افزایش داد. وی همچنین با اجرایی کردن برنامه بیمه خدمات درمانی، زمینه را برای رفاه و آسایش کارمندان دولت فراهم کرد. فراهم آوردن زمینه اشتغال جوانان از جمله ایجاد فرصت‏های شغلی برای جوانان و استخدام رسمی نیروهای کار موقت کشور از دیگر اقداماتی است که رئیس‌جمهور در زمینه تأمین مطالبات شهروندان و بهبود وضعیت معیشتی آنان انجام داد. 
     
    مبارزه با فساد بخش‌های دولتی
    بشار اسد علاوه بر بهبود وضعیت معیشتی شهروندان سوریه، با انجام برخی اصلاحات سیاسی، زمینه را برای تحقق هرچه بیشتر مطالبات شهروندان فراهم کرد. یکی از مسائلی که از دیرباز سبب نارضایتی شهروندان سوریه شده بود، مسئله رواج فساد به ویژه در بخش‏های دولتی بود و بشار اسد با صدور دستوری در این زمینه، خواستار مبارزه فوری با این پدیده در کشور شد. کشور سوریه از دیرباز با پدیده فساد از جمله پرداخت رشوه حتی در سطوح مدیریت کلان کشور رنج می‏برد اما رئیس‌جمهور سوریه در گام نخست با برکناری تعداد بسیاری از مدیران رده بالا و حتی نزدیکان خود، محاکمه آنان و نیز وضع قوانین سخت‌گیرانه مبارزه با فساد، کوشید تا کشورش را از وجود چنین پدیده‌ای پاک کند.
     
    انجام اصلاحات سیاسی
    از دیگر اقدامات سیاسی بشار اسد، لغو حالت فوق‌العاده بود که سال‏ها در این کشور حکم‏فرما بود. وی در اقدامی کاملاً تازه، با صدور قوانین لغو حالت فوق‌العاده، زمینه را برای امنیت هرچه بیشتر کشور و شهروندان فراهم کرد. مسئله قانون احزاب در کشور یکی از مشکلاتی بود که سوریه از مدت‏ها پیش با آن دست و پنچه نرم می‏کرد ولی بشار اسد برای نخستین بار در تاریخ این کشور، دستور صدور قانون جدید احزاب و لزوم گفت‏وگوی آزاد میان احزاب مختلف کشور را صادر کرد.
    صدور قانون جدید رسانه به منظور آزادی بیان و لزوم شفافیت اطلاع‌رسانی از دیگر اقدامات سیاسی بشار اسد بود. بشار اسد همچنین با صدور قانونی در زمینه تقویت دستگاه قضایی، عدم دستگیری بی‌دلیل شهروندان و لزوم رسیدگی به مسائل قضایی شهروندان، زمینه را برای تحکیم و تقویت دستگاه قضا در این کشور فراهم کرد. دولت بشار اسد همچنین با لغو قانون شماره 49 مناطق مرزی، تلاش کرد تا زمینه را برای رفاه هرچه بیشتر ساکنان مناطق مرزی سوریه فراهم آورد. 
     
  • +تشدید ناآرامی‏ها در سوریه

    از جمله تفاوت‌های بحران در سوریه با دیگر کشورهای عرب خاورمیانه، دخالت‌های خارجی در قالب کمک‌ها و حمایت‌های مالی، معنوی و تسلیحاتی دول غربی و کشورهای عربی مخالف حکومت دمشق از مخالفین و تروریست‌های مسلح در سوریه بود. تجهیز شورشیان سوری به سلاح‌های مهلک و حضور شبه نظامیانی از اتباع بیگانه که در قالب گروه‌های مختلف از جمله گروه‌های وابسته به القاعده مانند جبهه النصرة با دولت سوریه جنگیدند باعث تشدید ناآرامی‌ها در سوریه شد. با گسترش خشونت و ناآرامی‌های سوریه بسیاری از سوری‌ها از جمله تعداد زیادی از نیروهای امنیتی و نظامی این کشور کشته شدند. دولت سوریه ریشه و طراحی این ناآرامی‌ها را از خارج این کشور دانسته و تأکید داشت برخی از کشورهای غربی و متحدان منطقه‌ای آن به تأمین بودجه و تجهیز تسلیحاتی شورشیان معارض با دولت سوریه می‌پردازند. 

     

  • +مخالفان بشار اسد

    اصطلاح اپوزیسیون سوریه اصطلاحی است که کم‌کم و پس از درگرفتن بحران در سوریه، شروع به ظهور و نمود کرد. مخالفان سوریه از چند گروه از جمله مخالفان خارج نشین، مخالفان داخلی و گروه‌های مسلح تشکیل‌شده که برخی از آن‌ها عبارت بودند از: القاعده، ارتش آزاد، مفتیان وهابی، شورای ملی سوریه، اخوان المسلین سوریه و...
     
    شورای ملی سوریه
    در ابتدای سخن از اپوزیسیون خارج نشین، نخستین گروه، "شورای ملی سوریه" است که خود را چتری معرفی کرد که بیشترین شمار از گروه‌های مخالف را در برگرفته است. این شورا پس از تلاش‌های انجام گرفته برای یکپارچه‌سازی‌ اپوزیسیون و به‌ویژه اپوزیسیون خارج، به‌منظور گرفتن مشروعیت از برخی طرف‌ها و کشورها و به رسمیت شناختن آن با هدف اعمال فشار بر نظام حاکم در سوریه در 2 اکتبر 2011 در شهر استانبول ترکیه تشکیل و "برهان غلیون" به‌عنوان رهبر آن معرفی شد. این شورا طبق گفته رهبرانش از اعضایی شکل گرفت که دربرگیرنده گروه‌های جنبش انقلابی، گروه مستقل‌های لیبرال، اعلامیه دمشق، سازمان آشوری، اخوان المسلمین و متحدانشان، بهار دمشق، گروه ملی کرد، گروه ملی و شخصیت‌هایی دیگر بود. سیاست این شورا، مخالفت کامل با گفت‌وگو با حکومت، برانداختن نظام و دعوت به مسلح کردن مخالفان داخل و دعوت به دخالت بین‌المللی به‌منظور حمایت از غیرنظامیان اعلام شده بود. این شورا مورد حمایت آمریکا، فرانسه، ترکیه، قطر، عربستان و لیبی و... قرار داشت.
     
    مخالفان داخلی
    مخالفان داخلی زیر چتر سازمان هماهنگی ملی برای گروه‌های تغییر دمکراتیک قرار گرفته و متشکل از احزاب ملی‌گرا، عرب، کرد، سوسیالیست، مارکسیست و شخصیت‌های مستقل از داخل و خارج بود که ریاست آن در دست "حسن عبدالعظیم" قرار داشت و در کنار شورای ملی سوریه، از مهم‌ترین گروه‌ها معرفی شده بحساب می‏آمد.
    این گروه در دمشق اعلام موجودیت کرد. استراتژی این سازمان با شورای ملی متفاوت بود و شدیداً با دخالت خارجی و اقدام نظامی مخالفت می‏کرد و طرفدار گفت‌وگو و مسالمت‌آمیز بودن اعتراضات بود. هدف آن هم آن گونه که اعلام کرده بودند ایجاد نظامی دمکراتیک و تقویت وحدت ملی بود و برانداختن دولت سوریه را مقدمه آشوب و نابسامانی کشور می‌دانست. این گروه از 11 حزب، گروه و جنبش شکل گرفت. 
     
    ارتش آزاد سوریه
    ارتش آزاد سوریه اصلی‌ترین گروه مخالف مسلح در سوریه که دربرگیرنده افرادی بود که از ارتش سوریه جدا شده‌ بودند. "سلیم ادریس" رهبری آن را به دست داشت. این گروه هنگام شکل‌گیری هدف خود را تحقق آزادی و کرامت و برانداختن نظام و حمایت از انقلاب و دارایی‌های کشور و رویارویی با ارتش سوریه اعلام کرد اما درعین‌حال تأکید می‌کرد که قادر به رویارویی با ارتش سوریه نیست. افراد مسلح در این گروه در استان‌های مختلف از جمله ادلب، حمص، حماة و در برخی از حومه‌های دمشق اقدامات مسلحانه انجام داده و به‌رغم ادعای خود در حمایت از شهروندان، علاوه بر هدف قرار دادن مقرهای نظامی، غیرنظامیان را هم هدف حمله قرار دادند.
     
    گروه دوستان سوریه
    دمشق یکی از سنگرهای محکم مقاومت مقابل رژیم صهیونیستی بوده و غرب و در رأس آن آمریکا، فرانسه، رژیم صهیونیستی، ترکیه و برخی از هم‌پیمانان عرب آن‌ها یعنی قطر و عربستان همه توان خود را برای تشدید بحران در سوریه و عملیاتی سازی پروژه براندازی نظام سیاسی در سوریه انجام دادند. بر این اساس بسیاری معتقد بودند جبهه غربی، عربی، صهیونیستی با سوءاستفاده از فضای تحولات منطقه سعی می‏کند کشور سوریه را که طی چندین دهه در برابر رژیم صهیونیستی مقاومت کرده، دست‌خوش تغییر و تحول کند.
    در همین راستا، مجموعه‌ای از کشورها و نهاد بین‌المللی شامل ترکیه، قطر، عربستان، اردن، مصر، امارات متحده عربی، انگلستان، ایتالیا، آلمان، فرانسه و آمریکا به پیشنهاد نیکلای سارکوزی، رئیس‌جمهور سابق فرانسه، با ادعای پیدا کردن راه‌حلی برای بحران سوریه، خارج از «شورای امنیت» گروه دوستان سوریه را تشکیل دادند. این گروه از حامیان اصلی گروه‌های تروریستی مسلح در سوریه بود.
     
    ائتلاف مخالفان سوری
    با افزایش فشارهای بین‌المللی بر دولت حاکم سوریه و نشست‌های پیاپی برای یاری‌رساندن به مخالفان حکومت بشار اسد بزرگ‌ترین ائتلاف از گروه‌های مخالف سوری در نوامبر 2012 در شهر دوحه قطر بنیان نهاده شد و «معاذ الخطیب» امام جمعه مسجد امویان به عنوان رهبر ائتلاف مخالفان انتخاب شد. وی خواستار حمایت نظامی از جامعه جهانی بود.  
    یک ماه بعد با وجود اختلاف نظرهای فراوان میان گروه‌های اپوزیسیون سوریه در خصوص این ائتلاف، در کنفرانس گروه موسوم به «دوستان سوریه» که در مراکش برگزار شد، این ائتلاف به عنوان «نماینده قانونی ملت سوریه» به رسمیت شناخته شد.
     
    جبهه آزادی‌بخش سوریه
    جبهه آزادی‌بخش سوریه که با عنوان جبهة التحریر السوریا الاسلامیه شناخته می‏شد، از حدود 20 تیپ و گردان در سراسر سوریه تشکیل و حدود 37000 شبه نظامی در این گروه فعال بودند و بدین ترتیب بزرگ‌ترین ائتلاف شورشیان مستقل از ارتش آزاد سوریه را تشکیل داده‌ بودند.
    گروه‌های وابسته به ارتش آزادی‌بخش سوریه، اسلام‌گراییان ایدئولوژیک میانه رو بودند. درحالی‌که ارتش آزادی‌بخش سوریه بر حفظ روابط برادرانه خود با ارتش آزاد سوریه اهتمام داشت از رهبری آن به خاطر دور بودن از واقعیت‌های موجود در درگیری‌های نظامی، به شدت انتقاد می‏کرد. دولت عربستان سعودی حامی اصلی ارتش آزادی‌بخش سوریه بود.
     
    جبهه اسلامی سوریه 
    جبهه اسلامی سوریه، به نام جبهة الاسلامیه التحریر السوریا از دسامبر 2012، از حدود 11 تیپ و گردان از سراسر سوریه، به ویژه تیپ احرار الشام با ایدئولوژی سلفی گری – سنی و جهادگرایی تشکیل شد.
    حدود 13000 شبه نظامی با جبهه اسلامی سوریه همکاری داشتند که از سلفی‌های محافظه‌کار بودند؛ کسانی که در مقایسه با ارتش آزاد سوریه و جبهه آزادی‌بخش سوریه تبلیغات دینی تأثیرات بیشتری بر آن ها گذاشته بود. جبهه اسلامی سوریه تا حد زیادی توسط افراد ثروتمندی از عربستان سعودی، کویت و سایر کشورهای عرب حاشیه خلیج‌فارس حمایت مالی می‌شد.
     
    جبهه النصرة
    جبهه النصرة، یک گروه تروریستی وابسته به القاعده بود که از 23 ژانویه 2012 تشکیل و حدود 6000 مبارز داخلی و خارجی در آن عضویت داشتند. رهبر این جبهه "ابو محمد الجولانی" بود. جبهه النصرة، بودجه، نیرو و آموزش‌های نظامی را از القاعده و گروه وابسته به القاعده، همچون دولت اسلامی عراق دریافت می‌کرد.
    برخی از جنگجویان حاضر در النصرة از جهادگران خارجی بودند، بسیاری از آن‌ها کهنه سربازان شورشی عراق بحساب می آمدند. جبهه النصرة یک گروه مسلح و خرابکار بود که مسئولیت چندین بمب‌گذاری انتحاری و حملات نامتقارن سوریه را بر عهده گرفت. 
     
    گروه‌های کرد 
    کردها گروه‌های قومی که 9 درصد از جمعیت سوریه را تشکیل داده و در مناطق شمال و شمال شرق کشور سوریه پراکنده‌شده‌ بودند.
    اکثر کردها طرفداری شورشیان را نمی‌کردند اما با تشدید بحران، افزایش حمایت کردها از شورشیان دیده شد. از آنجایی که شبه نظامیان کرد به استقلال و حفاظت از جوامع خود اولویت قائل بودند احتمال مشارکت آن‌ها در ناآرامی‌های سوریه رد نمی‏شود.
     
  • +اتحادیه عرب خواستار برکناری بشار اسد

    همزمان با تشدید درگیری‌ها میان مخالفان اسد و نیروهای دولتی سوریه، اتحادیه عرب در نوامبر سال 2011 عضویت دولت سوریه در اتحادیه عرب را به حالت تعلیق درآورد و مجموعه‌ای از تحریم‌های سیاسی اقتصادی علیه دمشق اعمال کرد و بر لزوم کناره‌گیری بشار اسد از قدرت برای حل بحران سوریه تأکید کرد و خواستار تشکیل یک دولت انتقالی توسط مخالفان سوری شد.
    بر اساس تصمیم اتحادیه عرب، تنها در صورتی که سوریه به مواد طرح اتحادیه عرب از جمله آتش بس فوری در سوریه، خروج ارتش و نیروهای مسلح از شهرها و آزادی همه زندانیان برای پایان خشونت‌ها در این کشور عمل کند، دمشق به جمع اعضای اتحادیه عرب بازخواهد گشت. این تصمیمات اتحادیه عرب علیه سوریه با رأی موافق 18 عضو و مخالفت کشورهای لبنان و یمن و رأی ممتنع عراق تأیید شد.
     
  • +بشار اسد و اصلاحاتی در قانون اساسی

    در ادامه روند اصلاحات در سوریه، کمیته‌ای از سوی بشار اسد اصلاحاتی را در قانون اساسی ایجاد کرد. پیش‌نویس قانون اساسی جدید در اسفند سال 1390 (26 فوریه 2012) به همه‌پرسی گذاشته شد. لغو ماده هشتم قانون اساسی که حزب بعث را حزب حاکم سوریه معرفی می‌کرد از مهم‌ترین تغییرات صورت گرفته در قانون اساسی این کشور بود. در قانون اساسی جدید، مشارکت همگانی و تکثر سیاسی با حضور احزاب مختلف بر خلاف گذشته به عنوان رکن نظام حکومتی سوریه در نظر گرفته شده است. در این قانون اساسی بر خلاف گذشته دیگر دوران ریاست‌جمهوری در این کشور بدون محدودیت نیست و یک فرد تنها می‌تواند 2 دوره 7 ساله سمت ریاست‌جمهوری را بر عهده داشته باشد. همچنین، انتخابات ریاست‌جمهوری این کشور از این به بعد رقابتی خواهد بود و مردم دیگر برای تأیید یک نفر به پای صندوق رأی نمی‌روند. بر این اساس نامزدهای رسیدن به مقام ریاست‌جمهوری سوریه باید بالای 40 سال سن داشته و حداقل 10 سال در سوریه زندگی کرده باشند. قانون اساسی جدید با مشارکت 57٪ واجدان شرایط رأی دادن و موافقت بیش از 84 ٪ درصد رأی‌دهندگان رأی آورد.

     

  • +رژیم صهیونیستی خواستار ضربه زدن به اسد

    همه‌پرسی قانون اساسی در ادامه روند اصلاحات سوریه در حالی برگزار شد که کشورهای غربی و عربی با برگزاری کنفرانسی موسوم به «دوستان سوریه» و اقدام برای مسلح‌کردن مخالفان، در تلاش برای تغییر دولت در این کشور بودند.
    در این میان رژیم صهیونیستی با سوءاستفاده از شرایط حاکم بر سوریه برای ضربه زدن به تأسیسات نظامی آن و کمک به شورشیان مسلح به یک کاروان نظامی در جاده دمشق - بیروت حمله کرد و به فاصله چند روز، یکی از مراکز پژوهش‌های علمی و تحقیقاتی این کشور در منطقه جمرایا را بمباران نمود. سوریه این حملات را طبق منشور ملل متحد مصداق تجاوز دانسته و حق دفاع مشروع را برای خود لازم دانست. از طرفی دیگر، رژیم صهیونیستی، دلیل این حملات را دفاع مشروع پیش‌دستانه از خود دانست و معتقد بود که آن محلی که مورد حمله واقع شده در حقیقت کارخانه موشک‌سازی بوده و آن کاروان نیز محموله ارسال سلاح و موشک به حزب‌الله لبنان بوده است که هر دوی آن‌ها قرار بود در جهت حمله به سرزمین‌های اشغالی مورد استفاده قرار گیرد.
     
  • +قطعنامه ضد سوری سازمان ملل

    در اوت سال 2012 مجمع عمومی سازمان ملل متحد، با اکثریت آراء قطعنامه ضد سوری کشورهای عربی را تصویب کرد. نماینده سوریه در سازمان ملل عنوان کرد که این قطعنامه تنها در راستای منافع رژیم صهیونیستی تصویب شده است. در جلسه رأی‌گیری 133 کشور از جمله عراق حمایت خود را از این قطعنامه غیر الزام‌آور اعلام کرده و 12 کشور از جمله روسیه و چین مخالفت کرده و 31 کشور از جمله لبنان و الجزایر رأی ممتنع دادند.
    در این قطعنامه تمام اقدامات خشونت‌آمیز بدون در نظر گرفتن عاملان این اقدامات محکوم شد. دمشق نیز در این قطعنامه به دلیل "خارج نکردن سلاح‌های سنگینش از شهرهای مختلف و نقض حقوق بشر" محکوم شد. در قطعنامه مذکور از تمام طرف‌های درگیر به ویژه نیروهای دولتی خواسته شد تا قطعنامه‌های پیشین شورای امنیت را اجرا کرده و هرچه سریع‌تر تمام اقدامات خشونت‌آمیز در این کشور متوقف شود.
    مجمع عمومی سازمان ملل همچنین از مسئولان سوری خواست تا به تمام تعهدات خود در خصوص سلاح‌های شیمیایی و میکروبی و عدم استفاده از این سلاح‌ها و یا انتقال آن‌ها به گروه‌های غیردولتی، پایبند باشد.
     
  • +قطعنامه شورای امنیت علیه بشار اسد

    شورای امنیت سازمان ملل متحد که مسئول حفظ صلح و امنیت بین‌المللی می‌باشد، از ابتدای اعتراض‌ها چندین بار پرونده سوریه برای صدور قطعنامه به شورای امنیت ارائه کرد که هر بار با مخالفت یا وتوی روسیه و چین عملاً کار خاصی صورت نگرفت.
    مجمع عمومی سازمان ملل متحد در اواسط فوریه 2012، با تصویب قطعنامه‌ای از دولت بشار اسد خواست که ظرف 15 روز طرح اتحادیه عرب را اجرایی کند. اتحادیه عرب خواستار کناره‌گیری بشار اسد از ریاست جمهوری و انتقال قدرت به معاونش بود. 137 کشور به این قطعنامه رأی مثبت دادند و خواستار پایان خشونت‌ها در سوریه شدند. 12 کشور از جمله ایران، روسیه، چین، کوبا، ونزوئلا و کره شمالی به این قطعنامه رأی منفی دادند.
    شورای امنیت سازمان ملل متحد که نتوانسته بود به دلیل اختلاف میان کشورهای غربی و روسیه قطعنامه‌ای تصویب کند، در 29 سپتامبر 2013 (7 مهر 1392) در جلسه‌ای با رأی مثبت 15 عضو این شورا، قطعنامه‌ پیشنهادی آمریکا و روسیه برای نابودی سلاح‌های شیمیایی سوریه را تصویب کرد. در قطعنامه 2118 شورای امنیت کاربرد تسلیحات شیمیایی در سوریه محکوم شد ولی هیچ‌کدام از طرفین درگیر در این رابطه متهم نشدند. طبق این قطعنامه دولت سوریه موظف شد تسلیحات شیمیایی خود را تحویل داده و به بازرسان بین‌المللی اجازه تردد آزادانه دهد.
     
  • +ایستادگی بشار اسد

    بشار اسد در تاریخ 23 ژوئن 2013 میلادی برابر با 2 تیر سال 1392، از طریق روسیه به رهبران گروه هشت ابلاغ کرد که "هرگز از قدرت کناره‌گیری نمی‌کنم و تنها ملت سوریه هستند که سرنوشت این کشور را تعیین می‌کنند و سرنوشت سوریه به دست گروه‌های تروریستی و کشورهای خارجی تعیین نخواهد شد."
    در این راستا، بشار اسد در مصاحبه با رسانه‌ها اظهار داشت: «دولت‌های غربی بدون توجه به تلفات و خسارات جنگ داخلی در سوریه به دنبال براندازی دولت وی هستند و به جای توقف درگیری‌ها به دنبال شعله‌ور کردن آتش بحران هستند.» به گفته بشار اسد وی 6 روز بعد از آغاز اعتراضات پروسه اصلاحات را آغاز کرد اما ادامه شورش‌ها مشخص نمود که مسئله اعتراضات صلح‌آمیز نیست بلکه عملیات مسلحانه است.
    وی بارها تأکید کرد که با اقتدار در برابر توطئه‌ها می‌ایستد و کنار نخواهد کشید و با «عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی» غرب و افرادی که از خارج از کشور خط می‌گیرند، وارد مذاکره نخواهد شد. بشار اسد انتخابات سال 2014 و انتخاب مردم سوریه را تعیین‌کننده فردی دانست که در آینده حاکم سوریه خواهد بود.
     
  • +رد اتهام به کارگیری سلاح شیمیایی از سوی دولت اسد

    با بکار رفتن سلاح شیمیایی در حمله‌ای در سوریه در تاریخ 21 اوت سال 2013 میلادی برابر با 3 مرداد سال 1392، غرب به رهبری آمریکا انگشت اتهام خود را به سمت دولت بشار اسد گرفت و دولت سوریه را متهم به انجام این حمله کرد و این مسئله را بهانه دخالت احتمالی نظامی خود قرار داد. 
    بشار اسد در واکنش به ادعاهای مطرح شده درباره اینکه نیروهای سوری از سلاح‌های شیمیایی استفاده کرده‌اند، این ادعاها را "توهین به عقل سلیم" توصیف کرد و تأکید نمود که سوریه به دست نشانده غرب تبدیل نمی‌شود. وی با اشاره به رابطه دوستانه سوریه با مسکو هرگونه مداخله نظامی از سوی آمریکا در سوریه را مواجه با شکست دانست.
     
  • +مواضع همسایگان بشار اسد

    سوریه با کشورهایی همسایه است که همگی از مهم‌ترین، چالشی‌ترین و پرخبرترین کشورهای جهان هستند. با آغاز ناآرامی‌ها در سوریه این همسایگان مواضع مختلفی داشتند از جمله:
     
    ترکیه
    زمانی که ناآرامی‌ها در سوریه شروع شد روابط آنکارا و دمشق در بهترین وضعیت ممکن بود. با گسترش ناآرامی‌ها در سوریه به‌ صورت ناگهانی موضع‌گیری دولت ترکیه تغییر کرد و این کشور در کنار آمریکا و کشورهای غربی در مقابل دولت اسد قرار گرفت. پیش از این اتفاق‌ها، دو کشور حتی تا آستانه امضای توافقنامه همکاری استراتژیک پیش رفته بودند. مقام‌های ترکیه به‌صورت صریح بارها خواستار تغییر دولت در کشور همسایه خود شدند. سوریه راه ارتباطی ترکیه به بازار کشورهای عربی است و به همین‌خاطر برای آنکارا بسیار مهم به شمار می‌رفت. 
     
    اردن
    اردن روابط بسیار نزدیکی با آمریکا و غرب داشت و در سال 1994 پس از مصر، دومین کشور عربی بود که با رژیم صهیونیستی توافقنامه صلح امضا کرد. در جریان ناآرامی‌های سوریه گزارش‌های مختلفی از قاچاق سلاح برای مخالفان این کشور از مرزهای اردن منتشر شد. ملک عبدالله، پادشاه اردن به‌عنوان نخستین رهبر یک کشور عربی اعلام کرد که بشار اسد باید از سمت خود کناره‌گیری کند که به صراحت موضع‌گیری اردن را در راستای سیاست کشورهای غربی و آمریکا نشان داد. 
     
    مصر 
    در جریان ناآرامی‌های سوریه، محمد مرسی، رئیس‌جمهوری وقت مصر روابط با سوریه را قطع کرد و خواستار تعیین منطقه ممنوعه هوایی شد. ولی پس از برکناری محمد مرسی توسط ارتش، مقامات جدید مصر موضع محتاطانه‌تری اختیار کردند.
     
    رژیم صهیونیستی 
    روابط نزدیک سوریه با حزب‌الله باعث شد تا مقام‌های اسرائیلی هر کاری برای سرنگونی بشار اسد انجام دهند. سوریه محور حرکت مقاومت در مقابل اسرائیل به‌حساب می‌آمد و به همین‌ خاطر رژیم صهیونیستی سقوط دولت اسد را معادل ضربه‌ای سخت به جریان مقاومت ارزیابی می‌کرد.
     
    لبنان 
    کشور لبنان تحت بیش‌ترین تأثیر از حوادث سوریه قرار داشت. تأثیر‌گذاری دمشق در تحولات لبنان باعث شد تا پس از ترور رفیق حریری، سوریه به دست داشتن در این پرونده متهم شود. روابط نزدیک این کشور با حزب‌الله و جنبش امل باعث بسیاری از سنگ‌اندازی‌ها برای دولت سوریه شد. جریان 14 مارس (به رهبری سعد حریری) به همین خاطر در تضاد با روابط نزدیک با سوریه قرار داشت و مقابله با نفوذ سوریه در لبنان از اصلی‌ترین شعارهای این جریان بود. این در حالی بود که جریان 8 مارس به رهبری حزب‌الله اتحاد با همسایه مهم خود، سوریه را به‌ویژه در مقابل رژیم صهیونیستی حیاتی می‌دانست.
     
    عراق
    دولت عراق در جریان ناآرامی‌های سوریه در کنار دولت بشار اسد بود. هر چند تا سال 2009 این دو کشور اختلاف‌هایی بر سر بمب‌گذاری‌های بغداد داشتند. برخی مقام‌های عراقی حزب حاکم سوریه (بعث) را در آن زمان به حمایت از بعثی‌های این کشور متهم کردند.
     
  • +چرا روسیه پشت بشار اسد را خالی نمی‏کند؟

    در ابتدای بحران در سوریه نگاه روسیه نگاهی ناظر و خنثی و حتی گرایش‌هایی در جهت حمایت از تحولات داخلی و دادن آزادی‌های مدنی و اعطای دمکراسی در سوریه بود. به تدریج که بحران شدت گرفت و صف بندی‌ها در درون سوریه مشخص شد، روسیه تلاش کرد نقش ناظر و میانجی‏گر را در مقابل کشورهای دیگر بازی کند. روسیه که در ابتدای امر با افزایش نقش بین‌المللی خود در دوره‌ای میزبان مخالفان سوریه بود و در اجلاس‌های بین‌المللی مشارکت می‌کرد؛ با مشخص تر شدن دسته بندی‏ها در سوریه و افزایش دخالت کشورهای عربی حامی سیاست‌های غرب و رژیم صهیونیستی در منطقه بودند در امور داخلی سوریه، نقش روسیه در کنار چین و ایران پررنگ‌تر شد و ایفای نقش آن بیشتر گشت.
    پس از طرح حمله شیمیایی موضوع حساس شد و روسیه موضع‌گیری‌هایی محکم‌تر نسبت به دوره‌های قبل ایراد کرد. با پر رنگ شدن موضوع سلاح شیمیایی در سوریه، این رسانه‌های روسی بودند که تصاویر ماهواره‌ای از عامل حملات شیمیایی منتشر کردند تا از این طریق بار روانی را از دوش دولت سوریه بردارند.
     
    از بین بردن نظام تک‌قطبی آمریکا
    آمریکایی‌ها در طول تاریخ به دنبال این بودند که خود را به عنوان کدخدای جهان معرفی کرده و نظام تک قطبی را پیاده کنند. تحولات خاورمیانه و به‌ویژه مسائل سوریه نشان داد که در دنیا نظام تک قطبی وجود ندارد. روسیه ‌به صورت صریح در زمینه امنیت ملی و سیاست خارجی خود، به این امر اذعان کرد و در مواضع و اظهار‌نظرهای ولادیمیر پوتین و مقامات روس نیز دیده‌ شد که نظم تک قطبی و یک‌جانبه‌گرایی را در عرصه بین‌الملل نمی‌پذیرند و در این چهارچوب، چین را نیز در کنار خود می‌داند.
    روسیه در قضیه سوریه به دنبال فروپاشی نظام تک قطبی آمریکا و درصدد بود تا به دولت آمریکا بفهماند باید به نظام چند قطبی دنیا احترام گذارد.
    هنری کیسینجر، مشاور امنیت ملی و وزیر امور خارجه اسبق آمریکا در پاسخ به پرسش تلویزیون CNN درباره انگیزه روس‌ها در توافق با آمریکا بر سر سوریه گفت: «به باور من پوتین نمی‌خواهد آمریکا به صورت یک‌جانبه تعیین‌کننده روند تحولات در منطقه باشد.»
     
    مدیریت امنیت در خاورمیانه
    خاورمیانه به عنوان منطقه استراتژیک و اقتصادی جهان همواره جایگاه خاصی در معادلات بین‌المللی داشته که اگر به سابقه آن نگاه شود نقش روسیه در آن کم و کمتر شده و در عوض نفوذ غرب و آمریکا در کشورهای خاورمیانه روزبه‌روز افزایش یافته است.
    تغییر معادلات قدرت پس از فروپاشی شوروی، جهان را عرصه مانور آمریکا نمود. اشغال افغانستان و عراق به بهانه حضور طالبان که خود عامل ایجاد آن بودند و همچنان وجود سلاح‌های کشتار جمعی در عراق که آثاری از آن یافت نشد، همگی پوششی برای توجیه سلطه و تک تازی آمریکا بود.
    روسیه سعی داشت با توجه به جایگاه حساس ایران و سوریه، در معادلات خاورمیانه جدید نقش ایفا کند و سهم خود را از بابت این تحولات بگیرد و نشان دهد خارج از اراده روسیه معادله‌ای شکل نخواهد گرفت.
     
    سوریه محلی برای احیای روسیه 
    در واقع سوریه نقطه‌ای بود که روسیه باید تصمیم می‌گرفت یا به حمایت خود از سوریه و ایستادگی در مقابل تمایلات یک‌جانبه غرب ادامه دهد یا چشم خود را ببندد. اگر روسیه در مقابل این موضوع کوتاه می‏آمد و حالت ناظر و خنثی را پیشه می‏کرد در کار تغییر معادله به نفع نیروهای تکفیری آینده سیاسی روسیه در منطقه از نظر استراتژیک به شدت با تهدید و خطر روبرو می‏شد. روسیه دیگر نمی‌توانست نظر کشورهای خاورمیانه را به عنوان یک دوست و همسایه و هم‌پیمان استراتژیک مورد ارزیابی قرار دهد؛ بنابراین روسیه تصمیم گرفت در مقابل تمامیت خواهی و زیاده‌خواهی ایستادگی کند. این موضع همچنین می‌توانست کمک زیادی برای احیا نقش سنتی روسیه در نظام بین‌الملل باشد و قدرتی که از ابرقدرتی به قدرت منطقه‌ای تبدیل شده بود و سال‌ها گرفتار بود در حال احیا به عنوان ابرقدرت باشد. یعنی سوریه محلی برای احیا روسیه بود.
     
    نگرانی روسیه از گسترش اسلام سلفی - وهابی
    یکی از مهم‌ترین دلایل حمایت روسیه از اسد ریشه در نگرانی عمیق این کشور از گسترش اسلام سلفی ـ‌ وهابی به جمهوری‌های سابق شوروی در قفقاز و آسیای مرکزی و جمهوری‌های مسلمان‌نشین این کشور داشت. روسیه خود را متحد سوریه نمی‌دانست، بلکه سوریه را به عنوان هدف می‌نگریست. روسیه نیز مانند سوریه توسط تروریست‌های سلفی که از طرف غرب پشتیبانی می‌شدند، ثبات و امنیتش در خطر بود.
    با هر قتل و کشتار در سوریه، ترس روسیه از سلفی‌ها فزونی می‌یافت. بعد از عملیات‌های تروریستی رادیکال‌های اسلامی در سوریه به طور مشخص مواضع مقامات روسیه در مورد حامیان سلفی‌ها، به خصوص کشورهای عربی از جمله عربستان، تندتر شد و مکرراً تأکید می‌کردند با افزایش خون‌ریزی‌ها رسیدن به توافق مشکل می‌شود.
    این موضوع تا جایی پر‌رنگ شد که جو بایدن، معاون رئیس‌جمهور آمریکا موضع گرفت و گفت: «منافع روسیه باعث شد، ولادیمیر پوتین رئیس‌جمهور این کشور پیشنهادی را برای حل مسئله سلاح شیمیایی سوریه مطرح کند تا مانع از حمله نظامی شود.»
     
    مسئله اصلی، منابع انرژی و گاز طبیعی
    مسئله اصلی تمامی این کشورها و ائتلاف آن‌ها بر علیه دولت سوریه، چیزی جز منابع انرژی و گاز طبیعی نبود. قطعاً غرب مسائل ژئوپلتیکی مرتبط با تولید، حمل‌ونقل و مصرف گاز را بیش از هر موضوع دیگری در راهبردهای خود مد‌نظر قرار داده بود.
    در واقع، دوگانگی که غرب بر سر راه آن قرارگرفته بود این بود که خطوط لوله گاز از کدام مسیر به اروپا برسد: از ایران به عراق و سواحل سوریه در دریای مدیترانه یا از قطر و عربستان سعودی به سوریه و ترکیه و سپس اروپا. اتحادیه اروپا به‌خوبی می‌دانست که خطوط لوله ناباکو و ترانس آدریاتیک و به‌طور کلی کریدور جنوبی، تنها به ذخایر گازی آذربایجان متکی است و این برای کنار زدن روسیه و قطع وابستگی گازی اروپا به این کشور کافی نیست. لذا اتحادیه اروپا شدیداً تمایل داشت به منابع گازی واقع در خلیج فارس نیز دسترسی داشته باشد.
    سوریه یک حلقه اساسی از این زنجیره بود و به دلیل نزدیکی استراتژیک دولت سوریه با ایران و روسیه، غرب پروژه تغییر دولت را در این کشور به‌صورت جدی و با هر ابزار موجود دنبال کرد. 
    عراق، سوریه و لبنان نیاز خود به گاز ایران را اعلام کردند و با این حال، این خط لوله توانایی این را داشت که سالانه 20 میلیارد مترمکعب گاز به اروپا صادر نماید.
    خط لوله ایران- عراق- سوریه برای سوریه کاملاً مقرون به صرفه و سودآور بود. با این حال، دولت‌های غربی، متحدان آن‌ها در خلیج‌فارس و ترکیه هیچ تمایلی به اجرایی شدن این پروژه نداشتند. این پروژه ترکیه را به‌عنوان گذرگاه شماره یک انتقال گاز به اروپا حذف می‏کرد و موقعیت ایران را نیز در مقایسه با قطر و عربستان سعودی تقویت می‏نمود. 
     
    سوریه تقاطع اصلی برای شکستن انحصار روسیه در تأمین گاز اروپا
    دولت آمریکا برنامه احداث خط لوله جدیدی را تصویب کرد که بر اساس آن این خط لوله جدید قرار بود گاز را از قطر به اروپا منتقل کرده و ترکیه و اسرائیل را نیز دربر گیرد. با توجه به ذخایر گازی خاورمیانه، خط لوله مذکور حتی می‌توانست صادرات گاز روسیه به اروپا را نیز به چالش بکشد. تدوین‌کننده این طرح کسی نبود جز فردریک هوف.
    وی درعین‌حال یکی از اعضای «کمیته بحران سوریه» در دولت آمریکا بود. بر اساس این طرح، خط لوله ذکرشده از قطر شروع شده و با گذشتن از عربستان و اردن و لذا دور زدن و کنار گذاشتن ایران و عراق، به سوریه می‌رسید. در نزدیکی حمص واقع در سوریه، این خط لوله به سه شاخه تقسیم می‌شد و یکی از این شاخه‌ها به لاتاکیا، دیگری به طرابلس در شمال لبنان و سومی به ترکیه می‌رفت. شهر حمص برای این خط لوله، تقاطع اصلی بود و عجیب نبود که شدید‌ترین نبردها در این شهر و همچنین، شهر القصیر در نزدیکی آن صورت گرفت. در واقع غرب و آمریکا به دنبال شکستن انحصار روسیه برای تأمین گاز اروپا و همچنین قطع وابستگی ترکیه به گاز ایران بودند.
    با توجه به شرایط بوجود آمده، روشن بود که روسیه به خاطر منافع انرژی و اقتصادی خود هیچ‌گاه از یکه‌تازی در بازار اروپا دست نخواهد کشید و از طریق سوریه راه را برای رقبای خود بسته باقی خواهد گذاشت.
     
    بی‌اعتمادی روسیه به غرب
    روسیه به هیچ‌وجه به اقدامات آمریکا در شمال آفریقا و خاورمیانه اعتماد نداشت و به رغم این که روسیه در مورد عراق سکوت کرد و یا درباره حمله به لیبی ـ که قطعنامه آن در دوره دمیتری مدودف تصویب شد، برداشت پوتین این بود که همراهی روسیه، باعث شده ‌آمریکا ‌قطعنامه‌ای از شورای امنیت بگیرد و به شکل گسترده‌ای از آن سود جوید و تنها اهداف خود را دنبال کند؛ به همین دلیل برای تصویب قطعنامه ‌علیه سوریه، نه تنها موافقت نکرد، بلکه به همراهی چین، سه بار قطعنامه علیه سوریه را وتو کرد.
     
    سوریه آخرین پایگاه روسیه در سواحل مدیترانه
    موضوع بی‌اعتمادی روسیه به غرب که از زمان جنگ سرد آغاز شد تا جایی پیش‌رفت که "سرگئی شایگو" وزیر دفاع روسیه در این رابطه گفت: «بی‌اعتمادی روسیه به غرب مانع برقراری روابط عادی بین دو طرف می‌شود و این موضوع در آینده به چالش بزرگی برای غرب تبدیل خواهد شد چرا که کشورهای غربی برای برخی از روابط و مناسبات بین‌المللی خود به حمایت روسیه نیاز دارند.»
    از طرفی با توجه به نفوذ روزافزون غرب در سواحل دریای مدیترانه، سوریه آخرین پایگاه روسیه در سواحل مدیترانه بود که به هیچ‌وجه نمی‌خواست این پایگاه استراتژیک خود را از دست دهد.
     


ویرایش این مطلب، یا ارسال نظر