برادران کوئن

 

جوئل دیوید و اتان جس کوئن، برادران کوئن هستند که از سینماگران یهودی هالیوود محسوب می شوند. این دو برادر نگارش فیلمنامه، کارگردانی و تهیه کنندگی فیلمنامه هایشان را مشترکا عهده دار هستند.

 


امتیاز دهی به مطلب:
 

به اشتراک گذاری مطلب:
ارسال به دوستانارسال به دوستان
  • -زندگینامه

    جوئل دیوید کوئن (Joel David Coen) در 29 نوامبر 1954 و اتان جس کوئن (Ethan Jesse Coen) در 21 سپتامبر 1957 در مینه سوتا امریکا در خانواده ای یهودی به دنیا آمدند. مادرشان رنا (Rena)، استاد تاریخ هنر در دانشگاه سنت کلود و پدرشان ادوارد (Edward) استاد اقتصاد دانشگاه مینه سوتا بود.
    ذوق فیلمسازی در برادران کوئن از کودکی نمایان بود؛ زمانیکه با دوربین 8 میلی ‌متری فیلمهایی که در تلویزیون تماشا کرده بودند را با نقش ‌آفرینی پسر همسایه بازسازی می‌ کردند.
    برادران کوئن پس از پایان دوره دبیرستان به دانشگاه راه یافتند. جوئل 4 سال در دانشگاه نیویورک سیتی در رشته فیلمسازی تحصیل کرد و برای پایان ‌نامه خود یک فیلم 30 دقیقه‌ای به نام "Soundings" را ارائه کرد و اتان در دانشگاه پرینستون به تحصیل در رشته فلسفه پرداخت.
    سینمای برادران کوئن چندان به سبک و ژانر خاصی پایبند نیست و انواع مختلف فیلم‌ها در کارنامه این دو برادر دیده می‌شود از کمدی‌هایی چون "بزرگ کردن آریزونا" و "قاتلین پیرزن" تا فیلم گنکستری "گذرگاه میلر"، جنایی "فارگو"، "جایی برای پیرمردها نیست" تا رمانتیک "بی رحمی تحمل ناپذیر" و سیاسی - جاسوسی "پس از خواندن بسوزان".
     
  • +نگاهی به کارنامه فیلمسازی برادران کوئن

    جوئل کوئن پس از فارغ‌ التحصیلی از دانشگاه به‌ عنوان دستیار تولید در چند فیلم و ویدیو موسیقی مشغول به کار شد. استعداد او در زمینه تدوین فیلم موجب شد تا "سام ریمی"، کارگردان امریکایی برای اولین فیلمش "شیطان مرده" از او بهره بگیرد.
    در سال 1948 بود که برادران کوئن اولین فیلم مشترک خود با نام "خون ساده" را ساختند. این فیلم با استقبال منتقدین فیلم همراه شد و در جشنواره‌های ساندنس (Sundance) و ایندیپندنت (Independent Spirit) موفق به کسب جایزه شد. 
    پس از آنکه برادران کوئن در سال 1985 فیلمنامه "موج جنایت" را برای "سام ریمی" نوشتند، در سال 1987 دومین فیلم بلند خود را با نام "بزرگ کردن آریزونا" کارگردانی کردند و فیلمنامه آن را نیز خودشان نوشتند.
     
    "بارتون فینک" آغاز درخشش برادران کوئن
    "گذرگاه میلر" فیلم بعدی برادران کوئن بود که در سال 1990 ساخته شد اما آغاز درخشش این دو برادر در سال 1991 با فیلم "بارتون فینک" رقم خورد که به موفقیت فراوانی دست یافت. "بارتون فینک" به‌ شکل آشکاری جدایی برادران کوئن را از سام ریمی و در عین حال شیفتگی و ارادت آن ‌دو را به رومن پولانسکی ـ به ‌ویژه دو فیلم مشهورش "مستأجر" و "انزجار"ـ نشان می‌دهد؛ به‌ طوریکه "بارتون فینک" در جشنواره کن 1991 که پولانسکی رئیس هیئت داوران جشنواره بود، موفق به دریافت جایزه نخل طلا شد.
    پیرنک فیلمنامه "بارتون فینک" پر فراز و نشیب ولی در عین حال ساده است. داستان با موفقیت بارتون در نیویورک آغاز می شود. او به عنوان نمایشنامه نویسی روشن فکر به هالیوود می رود تا با نوشتن فیلمنامه موقعیت مناسبی به دست آورد. او در هتلی اقامت گزیده و به شدت دچار مشکل "نویسندگی" شده، خود را از بقیه آدمها دور می کند زیرا معتقد است کسی او را درک نمی کند. همسایه او در هتل یک مآمور بیمه پرشور و سرحال است که سعی می کند به او کمک کند ولی وقوع یک سری ماجراهای عجیب و غریب او را بیشتر از نوشتن باز می دارد...
     
    فیلم "فارگو" تریلری جنایی 
    موفقیت چشم‌ گیر بعدی برادران کوئن در سال 1996 با فیلم "فارگو" به دست آمد. این فیلم تریلر جنایی که در مینه‌ سوتا زادگاه این دو برادر ساخته شد، جایزه بهترین کارگردانی از جشنواره کن و جوایز بافتا و 2 جایزه اسکار بهترین فیلمنامه و بهترین بازیگر نقش اول زن را کسب کرد.
    "فارگو"، کوشش دیگری از برادران کوئن بود برای خلق فضاها و آدم‌های عجیب در فضایی سرد، خشن و یخ ‌زده و شوخی هایی با مایه‌ واقعی و خیالی. ماجراهای فیلم در مینه ‌سوتا اتفاق می‌افتد؛ جایی که سفیدی برف همه جا را فراگرفته و یخ‌ بندان امکان زیادی برای طراحی صحنه و لباس باقی نمی‌گذارد. آنها در "فارگو" با هجو نمودن قواعد فیلم نوآر تلاش کردند به سینمای بازیگوشانه نزدیک شوند. اصطلاح "فیلم نوآر" (Film Noir) را نخستین بار منتقدان فرانسوی در سال 1946 به زیر مجموعه‌ ای از فیلم‌های پرهیجان درجه B هالیوودی اطلاق کردند که به دنیای گنگسترها و جنایت‌کارها می‌پرداخت. فیلم‌های "نوآر" محصول یک دوره ناپایدار سیاسی در فاصله سال‌های 1941 تا 1958 بودند، دوره‌ای که جنگ جهانی دوم و "جنگ سرد" در امریکا ایجاد ناآرامی کرده بود.
    در آغاز فیلم، متفاوت و بزرگتر از فونت تیتراژ، عنوان "بر اساس یک داستان واقعی" به چشم می آید که بیشتر از بقیه اسامی تیتراژ اولیه جلب توجه کرده و در ذهن ماندگار می شود؛ اما چند ماه پس از نمایش فیلم منتشر شد که "فارگو" در حقیقت نه یک داستان واقعی بلکه داستانی کاملا ساختگی است. ظاهرا نقل قولی از جوئل کوئن به تمام رسانه های دنیا فرستاده شد: "بر خلاف انچه در ابتدا ی فارگو می آید، فیلم کاملا ساختگی است".
     
    "ای برادر کجایی" اقتباسی از ادیسه هومر
    پس از ساخت فیلم "لبوسکی بزرگ" در سال 1998 که چندان به مذاق منتقدان خوش نیامد، برادران کوئن در سال 2000 فیلم موفق " ای برادر کجایی" را به سینما عرضه کردند. این فیلم که به نوعی اقتباس از "ادیسه" هومر بود، با نقش ‌آفرینی کمدی جورج کلونی با استقبال زیادی همراه شد. این فیلم نامزد اسکار بهترین فیلمنامه شد.
     
    "قاتلین پیرزن" نسخه بازسازی شده از یک کمدی انگلیسی
    پس از فیلم "مردی که آنجا نبود" در سال 2001، این دو برادر فیلم "بی رحمی تحمل ناپذیر" را 2 سال بعد با نقش آفرینی جورج کلونی و کاترین زتا جونز ساختند که به نوعی دنباله‌رو کمدی رمانتیک‌های دهه 40 میلادی بود.
    در سال 2004 بود که برادران کوئن فیلم "قاتلین پیرزن" را با نقش‌آفرینی تام هنکس ساختند. فیلم "قاتلین پیرزن" به بازسازی نسخه اصلی پرداخته است که در سال 1955 از کمدی های محبوب تاریخ سینمای بریتانیا بوده است. موضوع فیلم بر محور یک سرقت مى چرخد. خانه پیرزنى تنها و خوش قلب، دیوار به دیوار کازینویى قرار دارد که در گاوصندوق آن پول فراوانى جمع شده است. وجود این پول کلان در کازینو موجب مى شود که فردى به نام هویت هیگینسون دور (تام هنکس) تحت عنوان استاد موسیقى (پروفسور) زیرزمین خانه مانسون پیر (ایرماپ هال) را اجاره کند. البته پروفسور تنها نیست، او چند آدم دست و پا چلفتى ظاهراً به عنوان نوازنده و در واقع همدست در سرقت همراه خود دارد. در این نوع فیلم محمل عناصر کمیک کلام نیست، بلکه موقعیت است.
     
    "جایی برای پیرمردها نیست" فیلم پرفروش کارنامه برادران کوئن
    سال 2005 نقطه عطف کارنامه سینمایی برادران کوئن بود، سالی که با ساخت فیلم پرفروش "جایی برای پیرمردها نیست" جوایزی را کسب کردند. این فیلم اقتباس از رمان "کورمک مک‌ کارتی" بود. این فیلم در جوایز اسکار 2008 موفق به کسب 4 جایزه اسکار، از جمله بهترین فیلم، بهترین کارگردانی و بهترین فیلمنامه اقتباسی و بهترین بازیگر نقش مکمل مرد شد.
    این برای اولین بار پس از سال 1961 بود که دو کارگردان همزمان جایزه اسکار بهترین کارگردانی را برای یک فیلم کسب کردند. این فیلم نامزد نخل طلا کن 2007 بود، جایزه بهترین فیلم خارجی را از جوایز دیوید دوناتلو ایتالیا گرفت و جایزه گلدن گلوب را برای بهترین فیلمنامه کسب کرد.
    برادران کوئن در سال 2008 فیلم "پس از خواندن بسوزان" را ساختند و در سال 2010 نیز با فیلم "یک مرد جدی" نامزد جایزه اسکار بهترین فیلم و فیلمنامه شدند.
    فیلم بعدی برادران کوئن "شهامت" محصول کمپانی پارامونت بود. این فیلم که در افتتاحیه شصت ‌و یکمین جشنواره فیلم برلین نمایش یافت، نسخه بازسازی ‌شده از وسترن کلاسیک با همین نام است که در سال ‌1969 با بازی "جان وین" ساخته شد.
     
    "درون لوین دیویس" 
    فیلم "درون لوین دیویس" محصول سال 2013، داستان یک هفته از زندگی لوین دیویس را که نوازنده خوش ذوقی است، روایت می کند که درگیر مشکلات بسیاری برای وارد شدن به صنعت موسیقی می‌شود و...
    فیلم "درون لوین دیویس" از سوی انجمن منتقدان فیلم تورنتو که در پایان هر سال فهرستی از بهترینهای خود را معرفی می کند، در بهترین های سال 2013 قرار گرفت و بازیگر مرد آن نیز "اسکار اسحاق" عنوان بهترین بازیگر نقش اول مرد را به دست آورد.
     
  • +آثار

    برادران کوئن نگارش فیلمنامه، کارگردانی و تهیه‌ کنندگی فیلم‌هایشان را مشترکا عهده‌دار هستند، البته در برخی از فیلمها چون: "خون بیهوده"، "فارگو" و "لبوسکی بزرگ" جوئل به عنوان کارگردان و اتان به عناون تهیه کننده فعال بوده اند. آنها علاوه بر فیلکنامه نویسی، کارگردانی و تهیه کنندگی آثار خود، در مواردی تدوین فیلمهایشان را نیز انجام داده اند.
     
    -"خون ساده" (Blood Simple) محصول سال 1984
    -"موج جنایت" ( Crimewave) محصول سال 1985
    -"بزرگ کردن آریزونا" (Raising Arizona) محصول سال 1987
    -"گذرگاه میلر" (Miller's Crossing) محصول سال 1990
    -"بارتون فینک" (Barton Fink) محصول سال 1991
    -"وکیل هاد ساکر" (The Hudsucker Proxy) محصول سال 1994
    -"فارگو" (Fargo) محصول سال 1996
    -"لبوسکی بزرگ" (The Big Lebowski) محصول سال 1998
    -"ای برادر کجایی" (O Brother, Where Art Thou) محصول سال 2000
    -"مردی که آنجا نبود" (The Man Who Wasn't There) محصول سال 2001
    -"بی رحمی تحمل ناپذیر" (Intolerable Cruelty) محصول سال 2003
    -"قاتلین پیرزن" (The Ladykillers) محصول سال 2004
    -"جایی برای پیرمردها نیست" (No Country for Old Men) محصول سال 2007
    -"بعد از خواندن بسوزان" (Burn After Reading) محصول سال 2008
    -"یک مرد جدی" (A Serious Man) محصول سال 2009
    -"شهامت" (True Grit) محصول سال 2010
    -"درون لوین دیویس" (Inside Llewyn Davis) محصول سال 2013
     
  • +"جایی برای پیرمردها نیست" از آثار شرک آمیز سینمای غرب

    "جایی برای پیرمردها نیست"، فیلم برنده اسکار 2007، داستان شکارچی است که به طور اتفاقی به جنازه‌هایی برمی‌خورد که در جریان معامله مواد کشته‌ شده‌اند. او در کنار آنها کیفی حاوی 2 میلیون دلار می‌یابد که برای او دردسر ساز می‌شود...
    شخصیت اصلی داستان در جریان فیلم با خشونت‌ها و شرایط بغرنج زیادی روبرو می‌شود و همه چیز برای او دائما در حال خراب شدن است و او همواره در شرایطی قرار می‌گیرد که مجبور است انتخاب‌هایی بدتر از قبل داشته باشد، بدون آنکه در جایی خداوند به داد او برسد.
    اتفاق‌های فیلم چه بد و چه خوب همگی کاملاً به طور شانسی اتفاق می‌افتند و مخاطب به هیچ وجه نمی‌تواند در هیچکدام از این اتفاقات وجود خداوند را حس کند. در یکی از صحنه‌های پایانی فیلم شخصیت اصلی فیلم می‌گوید: «من همیشه فکر می‌کردم که زمانیکه پیرتر شوم، خداوند به طریقی وارد زندگی‌ام می‌شود ولی اینکار را نکرد، من او را سرزنش نمی‌کنم چون اگر من هم خدا بودم در رابطه با خودم، دقیقا همان کاری را می‌کردم که او انجام داده است.»
     
  • +فیلمهای برادران کوئن با درون مایه اخرالزمانی و ایدئولوژیک

    سینمای جهان در شرایطی به هزاره سوم میلادی قدم گذاشت که فیلمهای زیادی با مضمون پایان جهان یا آخرالزمان ساخته شد. در اغلب این دسته از فیلم ها یک منجی (که در این گونه فیلم ها با عنوان The One خطاب می شود) به مقابله با آن خطر یا فاجعه برخاسته و دنیا را از شرش نجات می بخشید. روند ساخت این دسته فیلم های متعلق به سینمای آخرالزمانی با ورود به قرن 21 و هزاره سوم میلادی بخش اعظم تولیدات سینمای غرب و به خصوص هالیوود را در برگرفت. خیل عظیمی از فیلم ها در ژانرها و سبک های مختلف اعم از علمی - تخیلی، ملودرام، هراس، حادثه ای، پلیسی و حتی انیمیشن به تصویری از آخرالزمان و آپوکالیپس پرداختند. 
    در این میان برادران کوئن که سالها مخاطبان خود را با طنز و فیلم هایی مانند "بارتون فینک" و "وکیل هادساکر" و "فارگو" و "لبوسکی بزرگ" و ...سرگرم کرده بودند (و حتی هویت یهودی و اهداف ایدئولوژیک خویش را زیر لوای این دسته از آثار پنهان می داشتند) ناگهان با ورود به هزاره سوم، اگرچه لحن طنز خود را حفظ نمودند ولی به ساخت آثاری با مایه های آخرالزمانی و ایدئولوژیک روی آوردند که "ای برادر کجایی" در سال 2000 شروع این سیر بود.
    آنها در دهه نخست از هزاره سوم میلادی هر چه جلوتر رفتند، بیشتر و بیشتر ایدئولوژیک نشان دادند تا اینکه بالاخره در سال 2007 با فیلم "سرزمینی برای پیرمردها نیست" براساس رمانی تلخ و سیاه از "کورمک مک کارتی" همه توان خویش را برای ساخت یک فیلم آخرالزمانی به کار گرفتند و از همین روی سرانجام جایزه اسکار بهترین فیلم و بهترین کارگردانی را نیز بدست آوردند. برادران کوئن در آن فیلم نیز جهانی در حال ویران شدن را به تصویر کشیدند که در آن آدم ها یکدیگر را می کشند نه برای پول یا ثروت و مقام و زن و ... بلکه فقط برای اینکه کشته باشند. 
     
    آرایش آخرالزمانی هالیوود
    این سیر شگفت انگیز تولید آثار آخرالزمانی در هالیوود بدان حد بود که سعید مستغاثی، منتقد سینما در مصاحبه ای که در روزنامه وطن امروز در شهریور ماه 1389 به چاپ رسید، این تعبیر را به کار گرفت: "سینمای غرب آرایش اخرالزمانی گرفته است" او ضمن بیان این مطلب که مبانی تمامی سیاستهای هالیوود بر فیلمهای آخرالزمانی استوار شده است، مسئله به وجود آمدن اسرائیل و هولوکاست را نیز در این دسته از فیلمها قرار داد و گفت: «در باور مسیحیان صهیونیست، تشکیل اسرائیل از مقدمات بازگشت مسیح موعود محسوب می شود و در نتیجه این مساله نیز جزو اندیشه های‌ آخرالزمانی صهیونی به شمار می آید و شما می‌بینید فیلم تارانتینو با نام "حرامزاده های لعنتی" یا فیلم برادران کوئن به ‌عنوان "مرد جدی" در همین راستا ساخته شده‌اند. من به جرأت می‌توانم بگویم از 10 فیلم نامزد اسکار 2010، 9 فیلم به طور مستقیم ایدئولوژیک و آخرالزمانی بودند.»
    مستغاثی درباره تسلط یهودیان صهیونیست بر هالیوود گفت: «جالب است که در مراسم اهدای جایزه اسکار وقتی خواستند "کریستوفر والتز" که نقش آلمانی ضد یهود را در فیلم "حرامزاده های لعنتی" بازی می‌کرد، به‌عنوان نامزد اسکار معرفی کنند، مجری برنامه، استیو مارتین گفت کریستوفر کسی بود که در فیلم "حرامزاده های لعنتی" به‌دنبال یهودیان می گشت و از نیافتن آنها دچار یأس می شد. سپس مارتین دست خود را به سوی سالن باز کرد و خطاب به کریستوفر گفت: ببین کریستوف (یعنی همه این سالن یهودی هستند و همین اشاره طعنه آمیزی به تسلط یهودیان صهیونیست بر هالیوود از زبان خود دست اندرکاران آن به حساب می آید). در آن لحظه دوربین مراسم به سرعت روی چهره برادران کوئن زوم کرد که همیشه سعی می کردند این هویت یهودیت خود را در پشت فیلم های ظاهرا طنز و مفرح پنهان سازند.»
     
  • +واکنش برادران کوئن به بازداشت جعفر پناهی

    آمریکایی‏ها و صاحبان صهیونیست سینمای هالیود به خوبی آگاهند که نفوذ در فرهنگ کشورها با استفاده از ابزارهای سینمایی یکی از بهترین روشهای تهاجم فرهنگی است و به همین دلیل با حمایت و سرمایه گذاری‏های هنگفت همواره در تلاش هستند تا از این ابزار علیه نظام جمهوری اسلامی استفاده کنند. 
    برادران کوئن از جمله فیلمسازان هالیوود بودند که در اوریل سال 2010 مصادف با اردیبهشت 1389 به بازداشت جعفر پناهی کارگردان ایرانی واکنش نشان دادند؛ آنها به همراه دیگر فیلمسازان هالیوودی چون استیون اسپیلبرگ و فرانسیس فورد کاپولا و ... در نامه ای به آیت الله آملی لاریجانی، رئیس قوه قضائیه وقت در سال 1389 خواهان آزادی پناهی شدند.
    جعفر پناهی، کارگردانی کم مخاطب، پس از حوادث انتخابات سال 1388 اقدام به ساخت فیلم علیه نظام جمهوری اسلامی کرد و پس از آن بازداشت شد.
     
  • +ناکامی در جشنواره کن 2013

    شصت‌ وششمین جشنواره فیلم کن در 15 تا 26 می سال 2013 برگزار شد. در این جشنواره فیلمهای "درون لیون دیویس" ساخته برادران کوئن، "پشت شمعدان" ساخته استیون سودربرگ، "زیبای بزرگ" ساخته پائولو سورنتینو، "گذشته" ساخته اصغر فرهادی و "ونوس در پوست خز" ساخته رومن پولانسکی به عنوان یکی از نامزدهای دریافت نخل طلا مطرح بودند که در نهایت نخل طلای این جشنواره به فیلم "آبی گرم ترین رنگ است"، فیلمی با مضمون هم جنس گرایی رسید. 
    برادران کوئن که برای هشتمین بار در جشنواره کن شرکت می کردند، تنها توانستند جایزه بزرگ هیأت داوران را برای فیلم "درون لیون دیویس" کسب کنند.
    این کمدی - درام محصول مشترک آمریکا و فرانسه است که داستان یک خواننده و ترانه سرای محلی 1960 را روایت می کند... 
     
  • +دریافت نشان افتخار کشور فرانسه

    برادران کوئن در مراسمی در سال 2013، نشان فرمانده هنر و ادبیات فرانسه که بالاترین نشان فرهنگی کشور فرانسه است را دریافت کردند. این نشان به افرادی تعلق می‌گیرد که در راستای غنی بخشیدن به میراث فرهنگی فرانسه، فعالیت‌های حائز اهمیتی داشته ‌اند. تا سال 2013، 8 اثر این برادران در جشنواره کن برای اولین بار نمایش داده شده است.
    به گزارش هالیوود ریپورتر‌، وزیر فرهنگ فرانسه که این مدال ها را به دو برادر فیلمساز اهدا کرد، گفت: «ما میان سینمای فرانسه و سینمای آمریکا حلقه‌های رابط بسیار قوی داریم، بنابراین طبیعی است که از دو تن از بزرگترین کارگردان‌های امروز آمریکا اینگونه قدردانی ‌شود.»
    جوئل کوئن پس از دریافت این مدال گفت: «گاهی زندگی با تو شوخی‌هایی می‌کند که بعضی از آن‌ها تلخ و برخی دیگر بسیار دلپذیر هستند. فکر می‌کنم این یکی از خوشایندترین شوخی‌های زندگی با ماست.»
    جوئل و اتان کوئن یک بار در سال 1991 جایزه نخل طلای بهترین فیلم، برای فیلم "بارتون فینک"، جایزه بهترین کارگردانی را برای: " بارتون فینک" در همان سال، برای فیلم "فارگو" در سال 1996  و برای فیلم "مردی که آنجا نبود" در سال 2001 کسب کردند. آنها در سال 2004 نیز جایزه ویژه هیأت داوران کن را برای فیلم "قاتلین پیرزن" و در سال 2013 جایزه بزرگ هیأت داوران را برای فیلم "درون لوین دیویس" دریافت کردند.
     
  • +اقتباس تلویزیونی از فیلم "فارگو"

    برادران کوئن در سال 2013 اقدام به ساخت اقتباس تلویزیونی فیلم "فارگو" کردند که قرار شد شبکه "فاکس" این مینی سریال 10 قسمتی را روی آنتن ببرد. 
    فیلم "فارگو" ساخته برادران کوئن، در سال 1996 دو جایزه‌ اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن و بهترین فیلمنامه را برای سازندگانش گرفت. فیلم "فارگو" همچنین در فهرست 100 اثر مهم انجمن فیلم آمریکا قرار دارد و در سال 2006 به ثبت فیلم‌های ملی آمریکا رسید.
    مینی سریال "فارگو" اولین پروژه‌ تلویزیونی برادران کوئن بود که این دو برادر تهیه ‌کنندگی آن را برعهده داشتند. مینی سریال "فارگو" در مراسم اعطای جوایز تلویزیونی منتخب منتقدین امریکا در سال 2014، به عنوان بهترین مینی سریال تلویزیونی معرفی شد. 
     


ویرایش این مطلب، یا ارسال نظر