اینگمار برگمن

 

ارنست اینگمار برگمن، کارگردان سوئدی که علاوه بر ساخت فیلمهای بسیار، در کارگردانی تئاتر نیز چهره ای شناخته شده بود.


امتیاز دهی به مطلب:
 

به اشتراک گذاری مطلب:
ارسال به دوستانارسال به دوستان
  • -زندگینامه

    ارنست اینگمار برگمن (Ernst Ingmar Bergman) در 14 جولای 1918 در اوپسالا (Uppsala) سوئد به دنیا آمد. وی كودكی خود را در خانواده‌ای گذراند كه پدری كشیش و محافظه‌كار، او را مقید به انجام اعمال مذهبی می‌كرد، به طوریكه به گفته خودش، در 8 سالگی اعتقاد خود را از دست داده بود. او در ‌19 سالگی برای تحصیل در رشته هنر و ادبیات وارد دانشگاه استکهلم شد اما بیشتر وقت خود را به نگارش نمایشنامه می ‌گذراند. در سال ‌1942، وی این فرصت را یافت تا یکی از نمایشنامه‌های خود به‌ نام "مرگ کاسپار" (Caspar’s Death) را کارگردانی کند.

    اگرچه بسیاری برگمن را به جهت فعالیت‌های درخشانش در سینما می‌شناسند اما او در عرصه تئاتر نیز بسیار فعال بود. به طوریکه در ‌26 سالگی جوان‌ ترین کارگردان تئاتر در اروپا نام گرفت. برگمن سالها در سطح اول فیلم‌سازی جهان قرار داشت اما پس از آنکه به او اتهام فرار از مالیات زدند، در سال ‌1976 خود را به آلمان تبعید کرد و تنها در عرصه تئاتر فعال بود.

    برگمن در سال‌های اولیه فیلمسازی، با همکاری برخی نویسندگان، آثارش را براساس نمایشنامه‌هایش می‌ساخت و در فیلم‌های آخرین او، آزادی بازیگران در استفاده از دیالوگ‌های اضافی نمود بیشتری پیدا کردند. کارگردانان بسیاری آثار برگمن را الهام‌ بخش حیات سینمایی خود دانسته‌اند که از آن جمله می‌توان "روبرت آلتمن"، "وودی آلن"، "آتوم اگویان"،‌ استنلی کوبریک، "دیوید لینچ"، "پل شرادر"، آندری تارکوفسکی و "فرانکو اوزون" را نام برد.

    او در 30 ژوئیه 2007 در جزیره فارو سوئد درگذشت.

     

  • +آغاز کار برگمن

    برگمن از سال 1941 فعالیت سینمایی را با نوشتن فیلمنامه آغاز کرد اما به صورت جدی در سال 1944 با نگارش فیلمنامه‌ "شکنجه/جنون" وارد دنیای سینما شد و اولین فیلمش را یک سال بعد به ‌نام "بحران" (Crisis) ساخت. اولین موفقیت بین المللی او در سال ‌1955 با فیلم "لبخندهای یک شب تابستانی" به دست آمد که در جشنواره کن همان سال علاوه بر کسب جایزه بهترین اثر طنز شاعرانه تا آستانه کسب نخل طلا نیز پیش رفت.  
    موفقیت برگمن در جشنواره کن سال‌های بعد از آن نیز ادامه یافت. او با "مُهر هفتم" جایزه ویژه هیأت داوران را کسب کرد و "توت‌ فرنگی‌های وحشی" نیز در بسیاری از جشنواره‌ها مورد استقبال منتقدین قرار گرفت. او با فیلم "توت فرنگی وحشی" برای نخستین بار نامزد دریافت جایزه اسکار برای بهترین فیلمنامه شد.
    برگمن در ابتدای دهه 1960 سه گانه ای را با موضوع ایمان و شک در وجود خداوند ساخت. او با ساخت این سه ‌گانه‌ "همچون یک آینه" (‌1961)، "چراغ زمستانی" (‌1962) و "سکوت" (‌1963)، باورهای مذهبی خود را به ‌تصویر کشید. او بعدها بارها اعلام کرد که فیلم "سکوت" پایان دوره‌ای بوده که پرسش‌های مذهبی، محوریت اصلی فیلم‌های او بوده است. 
    در سال ‌1966 برگمن فیلم "پرسونا" را کارگردانی کرد که به عقیده خودش، یکی از بهترین ساخته‌های او بود. این فیلم با کسب جوایز متعدد، شاهکار "برگمن" و یکی از بهترین ساخته‌های تاریخ سینما نام گرفت و او خود آن را در کنار "فریادها و نجواها" (‌1972) دو فیلم برتر کارنامه سینمایی‌اش می‌دانست.
     
  • +ترک زادگاه و تبعید خودخواسته به آلمان

    سال ‌1976 یکی از تاریک ‌ترین دوران زندگی برگمن بود. در 30 ژانویه 1976، درحالیکه برگمن مشغول تمرین نمایشنامه "رقص مرگ"  آگوست استریندبرگ در تئاتر Royal Dramatic استکهلم بود، دو مأمور پلیس به اتهام فرار از پرداخت مالیات، او را دستگیر کردند. تأثیر این واقعه بر برگمن آن‌چنان بود که او را دچار افسردگی شدید کرد و او در بیمارستان بستری شد. اگرچه او بعدها از این اتهام تبرئه شد اما ترس از اینکه نتواند به عرصه فیلمسازی بازگردد، او را ناامید کرده بود. 
    او به‌رغم درخواست نخست‌ وزیر وقت سوئد و مقامات بلند پایه صنعت فیلم این کشور اعلام کرد که دیگر در سوئد فیلم نخواهد ساخت. برگمن پس از تعطیلی استودیو فیلم‌سازی ‌اش، دو پروژه فیلم در حال ساخت را به حالت تعلیق درآورد و خود را به مونیخ آلمان تبعید کرد. هرچند در سالروز ‌60 سالگی‌ اش به سوئد بازگشت و انستیتوی فیلم سوئد هم به افتخار این بازگشت جایزه سالانه اینگمار برگمن را تأسیس کرد اما با این وجود تا سال 1984 در مونیخ ماند.
     
  • +بازگشت دوباره

    برگمن پس از تبعید خود به آلمان، در سال ‌1977 فیلمی با نام "تخم مار" را به زبان انگلیسی ساخت که محصول مشترک آلمان - آمریکا بود. او در سال ‌1978 فیلم "سونات پاییزی" محصول مشترک انگلیس و نروژ را ‌ساخت. 
    در سال ‌1982 برگمن با بازگشت به سوئد، اعلام کرد که فیلم "فانی و الکساندر" آخرین ساخته او خواهد بود که البته از نگاه منتقدین، یک فیلم تجاری و سطحی تلقی ‌شد اما این فیلم نامزد بهترین کارگردانی و بهترین فیلمنامه اسکار شد. این فیلم درباره دوران کودکی و عشق برگمن به سینماست که خود او آن را خلاصه زندگی‌اش می‌دانست. فیلم ماجرای خواهر و برادری است که بسیار با هم صمیمی هستند و داستان آن در اوایل قرن بیستم در سوئد اتفاق می‌افتد... 
    گوشه ‌گیری برگمن در سال‌های پایانی عمرش به ‌اندازه‌ای بود که حتی زمانیکه پنجاهمین جشنواره فیلم کن او را به ‌عنوان بزرگ‌ ترین کارگردان تمام دوران سینما انتخاب کرد، شخصاَ در مراسمی که به این منظور برگزار شده بود، شرکت نکرد.
    اگرچه برگمن بعد از "فانی و الکساندر" به طور رسمی خود را از فیلمسازی بازنشسته کرد و گفت که می‌خواهد در تئاتر کار کند اما پس از آن برای تلویزیون سوئد چند فیلم ساخت و به کار تئاتر هم ادامه داد و چندین فیلمنامه نیز نوشت. 
    آخرین کار برگمن در مقام کارگردان یک فیلم تلویزیونی به نام "سارابند" در سال 2003 بود و آن را در 84 سالگی ساخت.
     
  • +آثار

    -"بر عشق ما می‌بارد" (It Rains on Our Love) محصول سال 1946
    -"زندان" (Prison) محصول سال 1949
    -"رازهای زنان" (Secrets of Women) محصول سال 1952
    -"تابستان با مونیکا" (Summer with Monika) محصول سال 1953
    -"خاک اره و پولک" (Sawdust and Tinsel) محصول سال 1953
    -"درسی در عشق" (A Lesson in Love) محصول سال 1954
    -"لبخندهای یک شب تابستانی" (Smiles of a Summer Night) محصول سال 1955
    -"مهر هفتم" (The Seventh Seal) محصول سال 1957
    -"توت‌ فرنگی‌های وحشی" (Wild Strawberries) محصول سال 1957
    -"آستانه زندگی" (Brink of Life) محصول سال 1958
    -"چشمه باکره" (The Virgin Spring) محصول سال 1960
    -"چشم اهریمن" (The Devil's Eye) محصول سال 1960
    -"همچون یک آینه" (Through a Glass Darkly) محصول سال 1961
    -"چراغ زمستانی" (Winter Light ) محصول سال 1963
    -"سکوت" (The Silence) محصول سال 1963
    -"پرسونا" (Persona) محصول سال 1966
    -"شرم" (Shame) محصول سال 1968
    -"تماس" (The Touch) محصول سال 1971
    -"فریادها و نجواها" (Cries and Whispers) محصول سال 1973
    -"صحنه یک ازدواج" (‌Scenes from a Marriage) محصول سال 1973
    -"فلوت جادویی" (The Magic Flute) محصول سال 1975
    -"چهره به چهره" (Face to Face) محصول سال 1976
    -"تخم مار" (The Serpent’s Egg) محصول سال 1977
    -"سونات پاییزی" (Autumn Sonata) محصول سال 1978
    "فانی و الکساندر" (Fanny and Alexander ) محصول سال 1982
    -"پس از تمرین" (After the Rehearsal) محصول سال 1984
    -"ساراباند" (Saraband) محصول سال 2003
     
  • +درگذشت

    اینگمار برگمن روز 30 جولای ‌2007 در سن ‌89 سالگی در جزیره "فارو" سوئد جایی که بسیاری از فیلمهایش را ساخت، درگذشت؛ در همان روزی که میکل آنجلو آنتونیونی، کارگردان سینمای ایتالیا درگذشت. 

     

  • +جوایز برگمن در جشنواره کن

    بیشترین درخشش اینگمار برگمن در عرصه سینمای جهان مربوط به جشنواره کن است. او در سال ‌1955 با فیلم "لبخندهای یک شب تابستانی" جایزه بهترین طنز شاعرانه جشنواره کن را کسب کرد. 2 سال بعد با فیلم "مهر هفتم" جایزه ویژه هیأت داوران کن را گرفت که البته با همین فیلم نامزد نخل طلا هم بود. 
    در سال ‌1958 برگمن برای فیلم "آستانه زندگی" جایزه بهترین کارگردانی کن را دریافت کرد و تا آستانه کسب نخل طلا نیز رفت؛ در سال ‌1960 برای فیلم "چشمه باکره" تقدیر ویژه شد؛ در سال ‌1972 با فیلم "فریادها و نجواها" جایزه بهترین دستاورد فنی را از جشنواره کن به‌ دست آورد و در سال ‌1997 در مراسم ویژه بزرگداشت خود در کن، "نخل نخل‌ها" را به‌ دست آورد. 
     
  • +"مُهر هفتم" فیلمی با مضمونی شرک آمیز

    گاه فیلمسازان جهان غرب بالاخص هالیوود با سوژه قرار دادن این‌که چرا در عین وجود خداوند، بشر و گاه حتی پیامبران برگزیده، رنج می‌کشند و یا اینکه چرا گاه زشتی‌ها و بدی‌ها بر خوبی‌ها چیره می‌شود، در فیلم‌هایشان به طور آشکار و پنهان ماهیت وجود خداوند را زیر سؤال برده‌اند. 
    "مهر هفتم" فیلمی بود که برای برگمن اعتبار بین المللی به همراه داشت. این فیلم صریح ‌ترین و بی‌واسطه ‌ترین رویکرد به پرسش وجود خداوند است، پرسشی که در فیلم به گونه ‌های مختلف پاسخ می‌گیرد، تصویر سلطه مرگبار طاعون، کوره‌ راه‌ها و رقص آئینی شخصیت‌ها تنها چند نمونه از جلوه‌های دراماتیک این فیلم هستند.
    در صحنه‌ای نیز شاهد دوئل شوالیه با مرگ در بازی شطرنج و بحث این دو درباره وجود یا عدم وجود خداوند است. یکی از چیزهایی که به طور مکرر در این فیلم تکرار می‌شود، این مطلب است که "ایمان یک نوع شکنجه است"، مخاطب همواره شاهد این مطلب است که افراد باایمان عاشق شخصی هستند که خود را در تاریکی پنهان کرده و هیچگاه ظاهر نمی‌شود و این مسئله که تو او را با تمام وجودت نیز به کمک بخوانی نیز در اصل قضیه تأثیری نمی‌گذارد.
     
  • +بزرگداشت اینگمار برگمن در لس آنجلس

    آکادمی علوم و هنرهای سینمایی اسکار یک برنامه مرور آثار و نمایشگاه را به اینگمار برگمن، اختصاص داد که از ژانویه 2010 در ساختمان‌های آکادمی در بورلی هیلز لس ‌آنجلس برگزار شد.
    ورایتی اعلام کرد "الن هرینگتن" مدیر نمایشگاه‌های آکادمی برای بررسی مقدمات برپایی این نمایشگاه که تقریبا تمام آثار اینگمار برگمن را دربرمی‌گرفت، به سوئد سفر کرد. از آنجا که امکان خروج تعدادی از اسناد مربوط به برگمن و آثار او از سوئد وجود نداشت، کپی آنها در نمایشگاه برگمن در لس آنجلس به نمایش درآمد که شامل تعداد زیادی از پوسترها، لباس‌ها، فیلمنامه‌ها، نامه‌ها و عکس‌های برگمن بود. 
    هرینگتن درباره برگمن گفت: «کارنامه هنری برگمن روی یک نسل بسیار تأثیرگذار بود. ما می‌خواهیم او را به نسل جدید نیز معرفی کنیم.»
     


ویرایش این مطلب، یا ارسال نظر