اروینگ گافمن

 

اروینگ گافمن، نظریه پرداز برجسته‌ مکتب کنش متقابل نمادین در نیمه دوم قرن بیستم که نظریه تحلیل نمایشی وی شهرت خاصی در زمینه جامعه شناسی دارد.

 


امتیاز دهی به مطلب:
 

به اشتراک گذاری مطلب:
ارسال به دوستانارسال به دوستان
  • -زندگینامه

    اروینگ گافمن (Erving Goffman) در 11 ژوئن سال 1922 در شهر مانویل از ایالت "آلبرتا"ی کانادا از پدر و مادری یهودی، به نام "ماکس و آنه گافمن" زاده شد. خانواده وی از یهودیان اوکراین بودند که دو  قرن پیش از روسیه به کانادا مهاجرت کرده بودند. گافمن خود عقیده دارد که یک یهودی روس بودن بر  بسیاری از جنبه های اندیشه وی موثر بوده است. وی مدرک لیسانس را در رشته جامعه شناسی با درجه ممتاز  در سال 1945از دانشگاه تورنتو اخذ کرد و مدارج بالاتر را در سالهای 1949 و 1953 در دانشگاه شیکاگو  گذراند. جایی که وی بعدها به بزرگترین دانشمند آن تبدیل شد.
    گافمن با اخذ دکترای خود در سال 1953 شیکاگو را به قصد بروکلی ترک کرد. وی در بروکلی به استاد خود "هربرت بلومر" پیوست. آن‌ ها توانستند دانشگاه برکلی را به کانون نظریه کنش متقابل نمادین تبدیل کنند.
    ابداعات و تحقیقات گافمن در نظریه "کنش متقابل نمادین" این نظریه را برای سالها به نظریه مسلط در جامعه شناسی آمریکا تبدیل کرد. گافمن در دنیای انسان شناسی نیز به نوعی دارای ادعا و اعتبار علمی است. از مناقشات آکادمیک انسان شناسی و جامعه شناسی که بگذریم ،گافمن را هم به خاطر کارهای میدانی، هم به خاطر تحصیلات آکادمیک و هم به خاطر روش شناسی آثارش میتوان در زمره انسان شناسان جای داد. پایبندی گافمن به جامعه شناسی خرد ، بی اعتنایی به ساختارها ی بلنددامنه،  روش شناسی مردمی ، مشاهده مستقیم و ارتباط رودررو از مشخصه کارهای گافمن محسوب می شوند.
    گافمن در سالهای پایانی عمر خویش بر آن شد تا به انتقاداتی که از آثارش می شد، پاسخ دهد. بدین ترتیب وی به نحوی کارهای گذشته اش را مورد بازبینی قرارداد. حاصل این بازبینی کتاب "چارچوب گافمن" است که به نحو آشکاری فاصله گرفتن از جامعه شناسی خرد  و به رسمیت شناختن ساختارهای  کلان است. اما حتی اگرگافمن چنین چرخش فکری را آغاز کرده باشد مرگ به وی فرصت نداد تا آن رادر رشته ای مبسوط از آثار تشریح کند و به این ترتیب گافمن درحافظه  علوم اجتماعی به عنوان یک جامعه شناس خرد-مردم شناس اجتماعی ثبت شد.
    گافمن در سال 1977  از بیماری اش آگاه و درسال 1982 وقتی که به عنوان رئیس انجمن جامعه شناسی آمریکا برگزیده شده بود، در گذشت.

     

  • +ازدواج و فرزندان

    گافمن  دوبار ازدواج کرد. بار اول در سال 1952 با یک روان شناس به نام "آنجلیکا شویلر" عقد زناشویی بست که حاصل این ازدواج فرزندی به نام "توماس ادوارد گافمن" بود. این ازدواج  با مرگ آنجلیکا در سال 1964 خاتمه یافت. ازدواج بعدی گافمن در سالهای پایانی عمر وی رخ داد. این بار وی با "ژیلین اسکانوف"، زبان شناس ازدواج کرد. حاصل این ازدواج دختری به نام "آلیس"  است.

     

  • +تحصیلات

    گافمن در سالهای 1935 تا 1939 دریک دبیرستان فنی به تحصیل پرداخت. وی سالهای 1939 تا 1943 را در دانشگاه "مانیتوبا" به مطالعه شیمی گزراند. اما این رشته را مطلوب خود نیافت. در سالهای 1943 و 1944 به همکاری با موسسه ملی فیلم کانادا پرداخت و از همین رهگذر به جامعه شناسی علاقه مند شد و در رشته جامعه شناسی ثبت نام کرد. دو تن از استادانش به نام "دبلیو ،ام ،هارت "W.M.Hart و "رای بیردویستلRay Bird wistell" در تحکیم علاقه وی به جامعه شناسی بسیار موثربودند. وی مدرک لیسانس رابا درجه ممتاز  در سال 1945از دانشگاه تورنتو اخذ کرد و مدارج بالاتر را در سالهای 1949 و 1953 در دانشگاه شیکاگو  گذراند.

    گرایش به جامعه شناسی شهری
    "للوید وارنر" یکی از استادان راهنمای گافمن در طول دوره تحصیلات عالیه اش در شیکاگو انسان شناس بود. دردانشگاه شیکاگو جامعه شناسی و انسان شناسی اجتماعی به شدت به هم نزدیک بودند. سخنرانی های "رادکلیف براون" در دهه 30 در این دانشگاه برگزار می شد و باعث شده بود که تاثیر زیادی بر سلطه و برتری مکتب کاردکرد گرایی در جامعه شناسی دهه 50  آمریکا داشته باشد. اما محصول کار "براون" باور به جامعه شناسی شهری بود. جو عمومی حاکم بر دانشگاه شیکاگو، تمایل به موضوعات جامعه شناسی شهری و کار کردن درباره فضاهای شهری بود و این مسئله بر شکل گیری شخصیت علمی گافمن تاثیر به سزایی داشت. رد پای این تاثیررا می توان در کارهای تحقیقی  گافمن درباره دوره گردها، کارگران پمپ بنزین، عشرتکده های پاریس یا سایر محیط های شهری تشخیص داد.

     

  • +شکل گیری مبانی فکری

    گافمن بیشتر از افرادی چون "دورکیم" و "زیمل" تأثیر پذیرفت. در حوزه تعامل چهره ‌به ‌چهره، به ‌شدت تحت تـأثیر مفهوم "واقعیتِ اجتماعی" دورکیم بود و از زیمل نیز در زمینه "اَشکال اجتماعی" استفاده بسیار زیادی برد. آنچه در نزد دورکیم و زیمل مشترک است برداشتی مبتنی‌ بر این موضوع است که جامعه شناسیِ تجربی باید با تأکید بر خارجیت (Externality) و جستجو برای یافتن الگوهای جاری و تکراری کنش، هدایت شده به انجام برسد. این دو ویژگی به‌ عنوان نیروی محرک کار گافمن نیز، عمل می کند.
    گافمن به نوعی از مید نیز تأثیر پذیرفته است، مفهومی که گافمن از "خود" دارد، سخت تحت تأثیر مید است، به ویژه بحث مید درباره تنش میان "من" یا همان خودِ خودجوش و "در من"، یا همان الزام های اجتماعیِ متبلور در خود. این نظر مید در کار گافمن درباره آنچه که خودش "اختلاف اساسی میان خود های کاملاً انسانی و خودهای اجتماعی مان" می خواند، به خوبی منعکس است.

     

  • +اصطلاحات و نظریات گافمن

    گرچه نظریات گافمن در یک طبقه بندی آکادمیک در طبقه بندی جامعه شناسی جای می گیرد. اما محتوی آثار وی و روش شناسی که به کار گرفت به ما این اجازه را می دهد تا ازنظریات وی درحیطه انسان شناسی هم استفاده کنیم. گافمن برای ارائه نظریاتش به جز روش مشاهده نزدیک و رو دررو به تک نگاری ها و کارهای میدانی نیز دست زد. ابداعات و تحقیقات گافمن در نظریه کنش متقابل نمادین این نظریه را برای سالها به نظریه مسلط در جامعه شناسی آمریکا تبدیل کرد.

    کنش متقابل نامتمرکز (Unfocused Interaction)
    گافمن می‌ گوید: در بسیاری از وضعیت های اجتماعی، ما به رفتاری دست می زنیم که کنش متقابل نامتمرکز گفته می شود. این کنش زمانی وقوع می یابد که افراد در محیط معینی آگاهی متقابل از حضور یکدیگر نشان می دهند. افراد مستقیماً به آنچه هریک می ‌گوید یا انجام می دهد توجه می کنند. جز در مواقعی که فردی تنها ایستاده باشد.

    برخورد (Encounter)
    گافمن واحد کنش متقابل متمرکز را برخورد می نامد. به نظر وی بخش بزرگی از زندگی هر روز افراد شامل برخوردهای مداوم با سایر افراد  خانواده، دوستان، همکاران  است که غالباً در زمینه کنش متقابل نامتمرکز با دیگران که در صحنه حضور دارند، رخ می دهد. گفتگوی مختصر، مذاکرات رسمی، بازی ها و تماس های جاری رو در رو (با پیش‌ خدمت ها، کارکنان فروشگاه ها و غیره) همه نمونه های برخورد هستند.
     
    تحلیل نمایشی (Dramaturgical Analysis)
    گافمن برای تشریح نمود "خود" در زندگی روزانه یا ابزار و شگرد ارتباط کنشگران این نظریه را مطرح کرد. از این نگاه میان اجراهای تئاتری و انواع کنش ها و تعاملات روزمره تشابه وجود دارد و در واقع تعامل که بسیار شکننده می نماید با اجراهای اجتماعی حفظ می شود و اجراهای ضعیف یا اختلال ها به همان اندازه اجراهای تئاتری می توانند به تعامل آسیب برسانند.
    نظریه نمایشی با ریشه های متقابل نمادین خود آشکارا سازگاری دارد. این نظریه نیز بر کنش‌ گران، کنش و کنش متقابل تأکید می ورزند. گافمن که خود در همان عرصه سنت کنش متقابل نمادین کار می کرد، استعاره درخشانی را در تئاتر پیدا کرد تا به وسیله آن پرتو نوینی را بر فراگردهای اجتماعی پهن دامنه بیفکند.
    گافمن در تحلیل نمایشی به نمای شخص اشاره می نماید. وی نمای شخصی را به قیافه و منش تقسیم می کند. قیافه (Appearance) شامل آن چیزهایی می شود که منزلت اجتماعی نمایش‌ گر را به حضار نشان می دهد (برای مثال، روپوش یک جراح). منش (Manner)، به حضار یادآور می شود که چه نوع نقشی را باید از یک نمایش‌ گر در یک موقعیت معین انتظار داشته باشند (برای مثال، سبک و طرز رفتار پزشک مأبانه). منش عجولانه و منش صبورانه، دو نوع اجرای نقش کاملاً متفاوت را نشان می دهند. عموماً انتظار آن است که قیافه و منش با یکدیگر همخوانی داشته باشند.
    هر چند گافمن به جلوی صحنه و جنبه های دیگر نظام فکری اش به ‌عنوان یک نظریه پرداز کنش متقابل نمادین می نگرد، اما خصلت ساختاری آن‌ها را نیز مورد بحث قرار می دهد. برای مثال استدلال می کند که جلوی صحنه ها گرایش به نهادمند شدن دارند، تا آنکه بازنمودهای جمعی در مورد آنچه که باید در یک صحنه معین پیش آید، پدیدار گردد. بسیار پیش می آید که کنش‌ گران در هنگام قبول نقش های جا افتاده، صحنه های معینی را برای ایفای نقش شان آماده می ‌یابند. گافمن چنین نتیجه می گیرد که بیشتر صحنه ها از پیش انتخاب شده اند و عموماً به وسیله کنش ‌گر ایجاد نمی شوند. این برداشت، تصویری ساختاری تر از آنچه که از بیشتر نظریه پردازان کنش متقابل نمادین داریم، به دست می دهد.

    مناطق روی صحنه و پشت صحنه (On-Stage and Back-Stage Performances)
    گافمن در قیاس صحنه نمایش با کنش متقابل اجتماعی، تا آنجا که می تواند جلو می رود و می ‌گوید: در هر کنش متقابلی یک جلوی صحنه وجود دارد که با پیش صحنه اجرای تئاتری قرینه است. مناطق جلوی صحنه موقعیت های اجتماعی یا برخوردهایی هستند که در آن افراد نقش های رسمی یا دارای اسلوب را بازی می کنند. بازیگران صحنه تئاتر و نیز زندگی اجتماعی، هر دو به حفظ ظاهر، لباس مناسب پوشیدن و وسایل صحنه آرایی علاقمندند. وانگهی، در هر دو اجرا، یک نوع پشت صحنه  وجود دارد که افراد می توانند وسایل و اسباب لازم برای نمایش را مهیا می کنند و خود را برای کنش متقابل در محیط های رسمی تر آماده می سازند. مناطق پشت صحنه شبیه پشت صحنه یک تئاتر، یا فعالیت های مربوط به فیلم برداری در زمانی است که دوربین خاموش است. مردم هنگامی که کاملاً در پشت صحنه هستند، می توانند آسوده باشند و احساسات و رفتارهایی را که به هنگام حضور در روی  صحنه کنترل می کنند، آزادانه ابراز کنند.

    هاله پوشی (Mystification)
    شگردی که اجراکنندگان نقش به ‌کار می برند. از نظر گافمن بازیگران غالباً می کوشند تا با محدود ساختن تماس میان خود و حضار، هاله ای بر اجرای شان بپوشانند. آن‌ ها با ایجاد فاصله میان خود و حضار، سعی می کنند در چشم حضار حرمتی برای خود فراهم کنند. این امر به نوبه خود باعث می شود که حضار از پرس وجو درباره اجرای نقش خودداری کنند. گافمن در اینجا متذکر می شود که حضار دراین فراگرد دخیلند و غالباً خودشان می کوشند با فاصله گرفتن از اجراء کننده نقش، اعتبارش را خدشه دار نسازند.
     
    فاصله نقش (Role Distance)
    فاصله نقش به درجه  کناره گیری از نقش های محول شان اطلاق می شود. به نظر گافمن از آنجا که نقش های فراوان و گوناگونی وجود دارند، آدم ها معمولاً یک نقش معین را به گونه ای کامل انجام نمی دهند. برای مثال اگر یک بچه بزرگ تر سوار چرخ و فلک شود، احتمالاً این را می داند که بزرگ تر از آن است که از این وسیله بازی لذت ببرد. یکی از راه های کنار آمدن با این موقعیت، نشان دادن فاصله از این نقش، از طریق چرخ‌ فلک ‌سواری به گونه ای بی توجه و بی حالانه و یا اعمال ظاهراً خطرناک انجام دادن ضمن این سواری است. بچه های بزرگ تر با این اعمال در واقع می خواهند به حضار نشان دهند که آن‌ها مانند بچه های کوچک عاشق این بازی نیستند و اگر هم هستند به خاطر کارهای خاصی است که علاوه ‌بر چرخ فلک‌ سواری انجام می دهند. گافمن می گوید فاصله نقش بستگی به منزلت اجتماعی یک فرد دارد. آدم های بلند پایه غالباً به دلایلی متفاوت از دلایل افراد فروپایه، فاصله  نقش از خود نشان می  دهند.
     
    داغ (Stigma)
    گافمن می گوید: «شکاف میان آنچه که یک شخص باید باشد، یعنی همان هویت اجتماعی بالقوه، و آنچه که یک شخص واقعاً هست (هویت اجتماعی بالفعل)، داغ گفته می شود.» هر کسی که شکافی میان این دو هویتش باشد، داغ خورده است. در این اصطلاح گافمن از دو نوع داغ صحبت می کند، داغ بی اعتباری و داغ احتمال بی اعتباری. در مورد داغ بی اعتباری، بازیگر فرض را بر این می گیرد که حضار تفاوت ها را می دانند و یا این تفاوت ها برای شان آشکارند (برای مثال، کسی که فلج است یا یک پایش را از دست داده است). اما در مورد داغ احتمال بی اعتباری، حضار تفاوت ها را نمی دانند و نه می توانند تصورش را بکنند (برای مثال، کسی که در گذشته سابقه کیفری داشته است). کسی که از داغ بی اعتبار شدگی رنج می برد، مسأله بنیادی نمایش اش، تخفیف تنش ناشی از این واقعیت است که دیگران قضیه را می دانند. اما کسی که دچار داغ احتمال بی اعتباری است، مسأله نمایش اش سر نگهداری است تا قضیه اش برای حضار همچنان ناشناخته باقی بماند.
     
    نظم اجتماعی
    از نظر گافمن نظم اجتماعی، نتایج هر دستگاهی از هنجارهای اخلاقی است که راه هایی را تنظیم و مرتب می­کند تا در آن راه­ها مردم بتوانند اهداف خود را دنبال بکنند. اگرچه نظم برخاسته از این هنجارها از خود هنجارها برنخاسته است. هنجارها معانی را در دسترس کنشگر قرار می دهد، اما مجموعه های دیگری از هنجارها هستند که در هر موقعیتی ممکن است بروز کنند و یا تغییر یابند، و بنابراین، نظم اجتماعی را در هر موقعیتی ویژگی خاصی می بخشد. برای مثال، قوانین راهنمایی و رانندگی میزان سرعت و امکان سقبت گیری را تعیین می­کند، ولی اینکه مردم سبقت بگیرند و یا میزان سرعت خود را در حداقل یا حداکثر تنظیم کنند بسته به دستگاه های مختلفی از هنجارها دارد که در موقعیتی متفاوت است و ممکن است به انجام دادن یا ندادن یا انتخاب راه تازه ای بیانجامد؛ مثلاً آیا دیگر راننده ها زن هستند یا مرد، جوان هستند یا سالمند، فرد در ساعات فراغت به سر می برد یا در هنگام رفتن به اداره است و ... بنابراین نظم اجتماعی در موقعیت های مختلف در لایه های گوناگونی قرار گرفته و به این شیوه رفتار مردم را کنترل می کند.
     
    روش شناسی گافمن
    روشی که گافمن در کار های خود به کارمی برد روش مردم نگارانه یا روش شناسی مردم نگارانه است. گافمن جهت مطالعه جامعه بر مطالعه کنش متقابل و روابط رویاروی با استفاده از موقعیت های روزمره زندگی متمرکز است و از طریق مشاهده مستقیم و تجربه شخصی و استماع تجربیات و مشاهدات دیگران و نیز آثار ادبی و هنری به دست آمده است و از به کارگیری پرسشنامه و تحلیل های آماری اجتناب کرده است. چنانچه برای تهیه اثر معروف خود به ‌نام "معرفی خود در زندگی روزمره"، گافمن مدتی در دهکده کوچکی واقع در اسکاتلند زندگی کرد و برای نوشتن کتاب "تیمارستان ها" به مدت یک سال در یک موسسه روان ‌درمانی کار کرد.

     

  • +اثرگذاری گافمن

    پایبندی گافمن به تحلیلِ رفتار چهره ‌به ‌چهره که بیش از آنکه برنامه ای تفسیری باشد بر یک شالوده رفتاری استوار است به وسیله نسل جدیدی از دانش پژوهانِ خلاق و فعالی پی ‌گیری و اصطلاحاتی در آن صورت گرفته است. بانفوذترین و مقتدرترین اینان، کارِ خود را تحلیل گفت وگو (Conversation Analysis) یا گفتار در تعامل (Talk-in-Interaction) می نامند، نسبت به روش هایِ گافمن و برخی از جنبه های شرحِ کلی وی از نظم اجتماعی انتقاداتی دارند. اما بدون چون و چرا اذعان دارند که به دلیل این زمینه جدید در مطالعات جامعه شناسی، مدیون گافمن هستند.
    محققان دیگری که به مطالعات زبان شناختی خارج از حیطه جامعه شناسی پرداخته اند نیز بسیاری از نظریات اساسی گافمن را در کار خود پیش گرفته اند. کارهای جدیدی که در انسان شناسی، گفتارکاوی و کاربردشناسی صورت گرفته، جملگی از اصطلاحات و یافته های او بهره جسته اند.
    از زمانی که گافمن استدلال کرده است که نظم تعادلی یکی از چندین نظم واقعیت اجتماعی است که در معرض تحلیل جامعه شناسی قرار می گیرد، پرسش هایی مبنی‌ بر چگونگی درک نظم تعاملی در ارتباط با ساختارهای بزرگ اجتماعی و تاریخی که دربرگیرنده این نظم است، و نیز درباره اینکه نظم اجتماعی چگونه در ارتباط با سرگذشت های فردی و گروه های اجتماعی که بدان روح می بخشد، قرار می گیرد، مطرح شده است. پاسخ های گافمن به این پرسش ها همچنان مورد تفسیر قرار گرفته و با اَشکالِ دیگری تدوین و بیان می ‌شوند.
    گافمن با وجود متمایز بودن چشم اندازش، تأثیر نیرومندی بر نظریه کنش متقابل نمادین گذاشت. از این گذشته، می توان گفت که او در شکل گیری یک "جامعه شناسی خلاق" دیگر به نام روش شناسی مردم نگارانه، دستی داشت. کالینز نه‌ تنها گافمن را پدر روش شناسی مردم نگارانه، بلکه بنیان گذار تحلیل گفتگو نیز قلمداد کرد. وی بیان می دارد: «این گافمن بود که پیشگام در بررسی تجربی و نزدیک زندگی روزانه بود، هر چند که او این کار را با چشم غیرمسلح و زمانی انجام داده بود که هنوز ضبط صوت و نوار ویدیویی باب نشده بود.»

     

  • +نقد دیدگاه‌های گافمن

    1. "خودی" که گافمن در نظریاتش بدان اشاره دارد هرگز دارای خویشتن حقیقی نیست، بلکه «مجموعه ای از خودهای متغیر است که سعی دارد خود را با موقعیت های مختلف سازگار کند». از نظر تیر یاکیان در نظر گافمن، فرد واقعاً فرد نیست بلکه دائماً تحت تأثیر دیگران است و از موقعیتی به موقعیت دیگر رنگ عوض می کند و خود را در نقاب پنهان می سازد. شخص در صحنه نمایش زیر پوشش نقاب، دورو است و در صحنه اجتماعی نیز همگی دورو هستند.

    2. شماری از منتقدین گافمن ادعای وی درباره جایگاه نظم اجتماعی را متقاعد کننده نمی دانند و اطمینانی به پیوند آزاد که مطابق نظر گافمن به دیگر ویژگی های اجتماع مربوط است، ندارند.

    3. برخی از صاحب نظران انتقاد می کنند که گافمن به موضوع های رمزآمیز بیشتر از جنبه های اساسی زندگی اجتماعی علاقمند است. و همچنین او در عرصه ای به نظریه پردازی خرد می پردازد که میدان جولان نظریه پردازان کلان بوده است.

     

  • +آثار و تالیفات

    گافمن طی بیش از سه دهه حیات علمی (1949 تا 1982) آثار متعددی را در قالب کتاب و مقاله به رشته‌  تحریر در آورده است. بر طبق یک کار کتاب ‌شناسی از آثار گافمن که در سال 1997 منتشر شده و جامع‌ ترین کار در این زمینه می ‌تواند به حساب آید، از گافمن علاوه بر تز فوق ‌لیسانس و دکترا، دوازده کتاب در حد فاصل سال‌ های 1953 تا 1981 منتشر شده ‌اند.

    افزون بر این، 29 مقاله‌ علمی در حد فاصل سال های  1951 تا 1989 از گافمن در ژورنال‌ های تخصصی و کنفرانس‌ های علمی و کتاب ‌هایی که در قالب مجموعه مقالات از نویسندگان متعدد بوده‌اند، انتشار یافته است. اثر "معرفی خود در زندگی روزمره (The Presentation of Self in Every Day Life) (1959)"  بهترین و مهم ‌ترین اثر گافمن می باشد.

    از جمله آثار وی می توان به موارد زیر اشاره نمود:
    - تحلیل چارچوب (Frame Analysis)
    - تمیارستان ها (Asylums)
    - ملاقات ها (Encounters)
    - بد نامی یا داغ (Stigma)
    - مناسک تعامل (Interaction)
    - روابط در امکنه عمومی (Relations in Public)
    - فاصله نقش (Role distance)

     

  • +سرانجام و مرگ

    گافمن در 1982 در اوج شهرتش در گذشت. او مدت درازی به عنوان یک شخصیت حاشیه ای  و حتی مخفی در نظریه جامعه شناسی، به شمار می آمد. اما از آغاز دهه 1980 به عنوان یک نظریه پرداز مهم و اساسی، مطرح شد.
    گافمن در سال مرگش به ریاست انجمن جامعه شناسی امریکا برگزیده شده بود اما به خاطر بیماری پیشرفته اش  نتوانست سخنرانی آغاز ریاستش را انجام دهد. "رندل کالینز" که از موضع شورشی او اطلاع داشت، درمورد خطابه اش چنین میگوید:«هیچ کس نمی دانست که او در خطابه ریاستش چه خواهد گفت :یک خطابه ساده و سنتی، از گافمن که آوازۀ سنت شکنی به هم زده بود  بعید به نظر می رسید ...ما پیام بسیار مهیجتری از او انتظار داشتیم، ناگهان خطابه لغو شد و گافمن درگذشت. راستی که به گافمن می برازید که به چنین شیوه ای صحنه را ترک گوید.»

     



ویرایش این مطلب، یا ارسال نظر