اخوان‏ المسلمین

 

جماعة الاخوان‌ المسلمین، یک جنبش سیاسی عربی است که توسط حسن البنا در سال 1307 ه.ش (1928 م) در شهر اسماعیلیه مصر آغاز به کار کرد. ایدئولوژی این گروه مبتنی بر آیین اسلام است. این جنبش یک جنبش فراملی اسلام‌گراست که در بسیاری از کشورهای عربی بزرگ‌ترین جریان اپوزیسیون به شمار می‌رود.

 


امتیاز دهی به مطلب:
 

به اشتراک گذاری مطلب:
ارسال به دوستانارسال به دوستان
  • -شکل‏گیری

    اخوان‌ المسلمین (Muslim brotherhood) قدیمی‌ترین و بزرگ‌ترین گروه سیاسی اسلامی است که پس از تشکیل جنبش در مصر، فعالیت خود را به دیگر کشورهای عربی و اسلامی گسترش داد. اعضای این گروه در پایان جنگ جهانی دوم 2 میلیون نفر بودند که یک چهارم آنان مصری بودند و نفوذ بسیاری در دیگر کشورها و خود مصر داشتد.

    نهضت اخوان‌ المسلمین به تأثیر از اندیشه‌های سید جمال‌الدین اسدآبادی و در پاسخ به انحطاط داخلی مسلمانان و سلطه بیگانگان بر کشورهای اسلامی، به ویژه بر کشور مصر پدید آمد.

     

    اهداف
    اهداف اخوان‌ المسلمین زنده کردن شعائر اسلامی، برافکندن سلطهٔ اجانب و برقراری حکومت اسلامی بود که برای رسیدن به این اهداف، در جبهه‌های مختلف فرهنگی، نظامی و سیاسی به مبارزه پرداخت که در این رهگذر چند بار به دست حکومت ملک فاروق منحل شد و طی آن شمار زیادی از اعضای آن دستگیر و یا اعدام شدند.
    اخوان‌ المسلمین برای خود اهداف کلانی را ترسیم کرده بود. اسحاق موسی‌ الحسینی در کتاب خود درباره اخوان‌المسلمین، 6 اصل این سازمان را این‌گونه برمی‌شمرد:
    علمی: ارائه یک تفسیر از قرآن و دفاع از آن در برابر تفسیرهای نادرست.
    عملی: دعوت مصر و دول اسلامی بر اساس اصول قرآنی و تجدید نقش و تأثیر عمیق آن.
    اقتصادی: گسترش و حفاظت از ثروت ملی، ارتقاء سطح زندگی و تحقق عدالت.
    اجتماعی و خیرخواهانه: مبارزه با جهل، بیماری و فقر.
    میهن‌دوستی و ملی‌گرایی: آزادسازی دره نیل و کلیه کشورهای عرب و در نهایت همه دنیای اسلام.
    جنبه انسانی و جهانی: ترویج صلح جهانی و تمدن انسانی بر بنیادهای جدید مادی و معنوی اسلام. 
     
  • +مؤسس اخوان‏ المسلمین

    حسن البنا به عنوان مؤسس اخوان‌ المسلمین، تلاش‌های خود را در سه مرحله تبلیغ، جذب و سازماندهی و مرحله عملی آغاز کرد.
    اصولی که حسن البنا بر آن اعتقاد داشت عبارت بودند از:
     

     

    اجتناب از جدال‌های مذهبی و فرقه‌ای
    سیاست گام به گام (در نگاه وی جنبش قبل از آن که به هدف نهایی خویش برسد، باید این مراحل را (تبلیغ، بیان و تفسیر؛ عمل و نتیجه‌گیری) را گام به گام طی نماید)
    استفاده از نیروهای مختلف برای تحقق اهداف
    برپایی حکومت اسلامی (اخوان‌ المسلمین حکومت را برای خود نمی‌خواست، بلکه حامی کسانی بود که بتوانند مسؤولیت حکومت را بر عهده بگیرند و قوانین قرآن را اجرا نمایند و اگر چنین فردی پیدا نشد، تشکیل حکومت یکی از برنامه‌های اخوان‌ المسلمین خواهد بود) 
    مقاومت در برابر تجاوزگران

     

     
    همکاری اخوان‌المسلمین و شیعیان
    همکاری میان اخوان‌ المسلمین و شیعیان از زمانی برقرار شد که جماعت تقریب بین مذاهب اسلامی تأسیس شد و حسن البنا و آیت‌الله قمی در تأسیس آن سهیم بودند که در نهایت به دیدار نوّاب صفوی در سال 1954 م از مصر منجر گردید. حسن البنا در مراسم حج 1948 با آیت‌الله کاشانی دیدار کرد و میان آن‌ها تفاهم برقرار گردید و برخی از دانشجویان شیعه که در مصر تحصیل می‌کردند به جنبش اخوان‌ المسلمین پیوستند.
     
  • +تحول در نهضت اخوان‏ المسلمین با ترور حسن البنا

    اولین اقدام اخوان‌ المسلمین در آغاز فعالیت‌هایش، حمایت از شورش ژوئیه 1925 که گروهی از افسران به رهبری عبدالناصر برپا کرده بودند بود؛ اما با نزدیک شدن افکار و سیاست‌های ژنرال نجیب و عبدالناصر به غرب، با آنان به مخالفت برخاست و خواستار آن شد که تصمیم‌های دولت مصر ابتدا باید به تصویب جنبش برسد. مبارزات آنان با دولت مصر به آنجا انجامید که در سال 1945 قصد جان عبدالناصر را کردند و در نتیجه سازمانشان منحل شد؛ بعضی از سران اعدام شدند و تمامی اموال جنبش ضبط گردید. پس از آن بود که دفتر مرکزی جنبش به دمشق منتقل شد.
     
    ترور حسن البنا
    جنگ جهانی دوم و پیامدهای مصر، روند تصاعدی نفوذ اخوان‌ المسلمین را در مصر گسترش داد، تشکیلات اخوان‌ المسلمین سازمان‌یافته تر و مواضع سیاسی و ایدئولوژیک آن‌ها منسجم‌تر گردید. بعد از جنگ، سازمان از وضع آشفته حزب «وفد» استفاده نمود و خود را به عنوان سازمان انقلابی و مخالف نظام موجود معرفی کرد و پایگاه‌های توده‌ای حزب «وفد» را به سرعت تصرف کرد. بر اثر دسیسه‌ها و برخی اقدامات خودسرانه که بعضی از افراد در سازمان علیه دولت انجام می‌دادند، دولت در سال 1948م با زدن 13 مورد اتهام به سازمان در مورد فعالیت‌های تروریستی، توطئه علیه سرنگونی نظام سلطنتی مصر، جمع‌آوری مهمّات و... سازمان را منحل اعلام نمود و حسن البنا در توطئه‌ای سازمان‌یافته در فوریه 1949 م ترور گردید. 
     
    تحول در جنبش اخوان‌ المسلمین
    پس از ترور حسن البنا، به تدریج تحولی در جنبش اخوان‌ المسلمین صورت گرفت. در این تحول راه‌های مسالمت‌آمیز جایگزین مبارزه مسلحانه علیه رژیم و سلطه بیگانگان شد. این اقدام که در پی ناامیدی از مؤثر بودن راه حل نظامی برگزیده شد، از محبوبیت و کارایی اخوان کاست و گروه‌های جدید اسلامی مانند جهاد اسلامی مصر که اغلب متأثر از اخوان‌ المسلمین بودند، امّا بر مبارزه نظامی پافشاری می‌کردند، پا به میدان گذاشتند. با این وصف، تأثیر عمیقی که جنبش اخوان در روند مبارزات مردم مصر و جهان اسلام داشته است، غیرقابل انکار می‌باشد. 
     
    جانشین حسن البنا 
    بعد از ترور بنیان‌گذار سازمان، دوران بحرانی و مشکلات برای سازمان آغاز شد. یکی از علل ناکامی سازمان، سیاست طرد و عدم تحمل نظرات در دوره پس از مرگ حسن البنا بود. در سال 1951 حسن هضیبی رسماً به عنوان مرشد عام اخوان‌ المسلمین منصوب گردید.
    برخی از اقدامات هضیبی از قبیل تغییر و تحولات در سازمان، ارتباط وی با فاروق، محدود کردن شاخه مخفی اخوان‌ المسلمین و مخالفت وی با خشونت، موجب گردید تعارضاتی در سازمان روی دهد. هضیبی معتقد بود «دین اسلام دین رحمت است نه ترور و خشونت.» 
     
  • +اخوان‌ المسلمین و سازمان افسران آزاد

    اخوان المسلمین با «افسران آزاد» در براندازی رژیم سلطنتی و اعلام «جمهوری مصر» همراه بود و حتی رهبران «افسران آزاد» نظیر جمال عبدالناصر، پیش از آنکه به قدرت برسند، عضو سازمان مخفی جمعیت اخوان المسلمین بودند.
    سازمان افسران آزاد، تصمیم گرفت با سازمان اخوان‌ المسلمین ارتباط برقرار نماید و بین آنان پیمانی منعقد گردید که اخوان‌ المسلمین همه امکانات خود را در اختیار سازمان افسران آزاد قرار دهد و همکاری بین آن‌ها در سال 1951 به اوج خود رسید. جمال عبدالناصر و گروه وی برای جلب حمایت توده‌ها بر سازمان اخوان‌ المسلمین تکیه می‌کردند و در مقابل، سازمان هم از طریق افسران آزاد به اسلحه و آموزش نظامی دست می‌یافت. هواداران اخوان‌ المسلمین مردم را به نفع انقلاب وارد خیابان‌ها کردند.
     
    انحلال اخوان‌ المسلمین از سوی دولت  
    بعد از پیروزی انقلاب در مصر، تعارضات بین دو طرف پدیدار گردید، اخوان‌ المسلمین از دولت درخواست نمود در جهت اهداف اسلامی، حرکت‌های خود را در جامعه آغاز کند، ولی عبدالناصر معتقد بود دین باید از سیاست جدا باشد و مذهب رابطه فردی بین انسان و خداست و نباید در امور جامعه دخالت نماید. چون هضیبی با اصلاحات ارضی عبدالناصر مخالفت کرد، عبدالناصر آنان را حامی سرمایه‌داری معرفی کرد و اعلام نمود اختلاف وی با اخوان‌ المسلمین بر مسأله اجرای اسلام نیست، بلکه موضوع سرمایه‌داری می‌باشد؛ ولی حقیقت این بود که ناصر نمی‌خواست غیر از تشیکلات وی گروه قدرتمند دیگری در کشور باشد.
    عبدالناصر که تازه به ریاست جمهوری رسیده بود و این پست را تا حد زیادی مدیون اخوان‏ المسلمین بود، بر انحلال سه سازمان حساس و کلیدی اخوان شامل «شاخه نظامی»، «تشکیلات آن در ارتش» و «سرویس اطلاعاتی» تأکید کرد و با اعمال فشار به «الهضیبی» رهبر وقت اخوان آن را عملی کرد؛ دولت در ژانویه 1954 طبق قانون انحلال احزاب، سازمان اخوان‌ المسلمین را منحل و عضویت در آن را غیرقانونی دانست و اتهاماتی به اخوان‌ المسلمین وارد کرد که عبارتند از: سکوت هضیبی پس از انقلاب و عدم حمایت از آن، مخالفت با اصلاحات ارضی، مخالفت اخوان‌ المسلمین با تشکیل گارد ملی و نیروهای رهایی‌بخش و ملاقات هضیبی با سفیر انگلستان.
     
    بحرانی ترین شرایط اخوان در دوره عبدالناصر
    عبدالناصر با پافشاری بر ناسیونالیسم به جای اسلام روز به روز از اخوان المسلمین دورتر شد. اخوان‌ المسلمین در مصر به دلیل سوءقصد به جمال عبدالناصر یک‌بار در 1954 و یک‌بار در 1965 مورد تعقیب و آزار قرار گرفتند. در ترور 1954، حسن هضیبی دستگیر شد و حکم اعدام وی به دلیل پیری، به حبس ابد تقلیل یافت. هر چند که وی اصرار می‌ورزید در این ترور دست نداشته است ولی سازمان مخفی که جزیی از اخوان‌المسلمین بود این ترور را انجام داده بود. بر این اساس باید گفت اخوان المسلمین در دوره 14 ساله ریاست جمهوری عبدالناصر بحرانی ترین شرایط خود را سپری کرد.
     
    اخوان‏ المسلمین و دلیل شکست مصر از اسرائیل در زمان عبدالناصر
    اخوان‌ المسلمین دلایل شکست عبدالناصر از اسرائیل در جنگ 1967 را کم توجهی به مذهب در سیاست‌های وی می‌دانستند و این شکست را نشانگر کیفر الهی به دلیل جوّ اختناق در مصر و این که ناصر با یک دولت بی‌دین (شوروی سابق) متّحد شده بود، معرفی می‌کردند.

     

  • +قرارداد کمپ دیوید

    اخوان‏ المسلمین در دوره ریاست‏جمهوری محمد انور سادات شرایط متفاوتی را سپری کرد. انور سادات در مواجهه با چپی‌ها، افراد اخوان‌ المسلمین از جمله حسن هضیبی را از زندان آزاد کرد و از آنان برای تهیه پیش‌نویس قانون اساسی دعوت کرد، ولی چون اخوان‌ المسلمین نتوانست نظرات خود را در قانون اساسی قرار دهد، مبارزات خود را از طریق پارلمان مصر و وسایل ارتباط جمعی پیگیری نمود.
    بین سال‌های 1970 تا 1978 روابط اخوان‌ المسلمین با سادات مسالمت‌آمیز بود؛ ولی بین سال‌های 1978 تا 1981 بر اثر انعقاد پیمان صلح مصر و اسرائیل این روابط تیره گردید و ترور انورسادات در سال 1981 به وسیله خالد اسلامبولی، عضو سازمانی از منشعبین اخوان‌ المسلمین صورت پذیرفت. در حقیقت سادات به آرمانهای جمعیت اخوان در مورد آزادسازی قدس و فلسطین خیانت کرد و از این رو اخوان به شدت با سادات به مخالفت برخاست که این مخالفت ها در جریان کمپ دیوید به اوج خود رسید و به بازداشت دست جمعی اعضای ارشد اخوان و انحلال این جمعیت انجامید.
     
    قرارداد صلح بین مصر و اسرائیل در کمپ دیوید 
    شکست‌های سنگین مصر از اسرائیل، امید این کشور را از اینکه بتواند بر اسرائیل غلبه کند، از بین برد. روس‌ها نیز نتوانستند و یا نخواستند مصر و اعراب را در جنگ با رژیم صهیونیستی یاری دهند، به همین جهت انور سادات رئیس‌جمهور وقت مصر دست کمک به سوی آمریکا دراز کرد که با استقبال این کشور روبه رو شد. سادات برای نشان دادن حسن نیت خـود! ضمن مسافرت به اسرائیل در پارلمان این کشور نیز سخنرانی کرده، آمادگی خود را بـرای انعقاد پیمان صلح اعلام کرد.
    مذاکرات صلح در سپتامبر 1978 در محل کمپ دیوید برگزار شد و پس از 12 روز مذاکرات مخفی و با میانجی‌گری آمریکا پیگیری و نهایی شد. سرانجام مناخیم بگین، نخست وزیر وقت رژیم غاصب صهیونیستی و انورسادات، با حضور جیمی کارتر، رئیس جمهور وقت آمریکا در کاخ سفید و در تاریخ 26 مارس 1979 توافق کمپ دیوید را به امضا نهایی رساندند.
    محمد انورسادات با امضای این پیمان نه تنها به عنوان نخستین رئیس دولت یك كشور در جامعه عربی بود كه اقدام به صلح با رژیم اشغالگر قدس و به رسمیت شناختن این رژیم می كرد، بلكه حكم مرگ خود را نیز با این اقدام امضا كرد. 
     
    مفاد این پیمان 
    صلح مصر و رژیم صهیونیستی و در نتیجه پذیرش موجودیت این رژیم توسط مصر.
    تخلیه صحرای سینا و بازگرداندن آن به مصر. این بند در واقع غیرنظامی شدن صـحـرای سینا بود وگرنه این صحرا به حاکمیت مصر در نیامد و نیروهای نظامی مصر نمی‌توانستند در این منطقه تردد داشته باشند.
    خودمختاری فلسطینی‌ها در نـوار غزه و کـرانـه غـربـی رود اردن تـحـت نظارت دولت صهیونیستی.
    پس از امضای این پیمان روابط كشورهای مسلمان منطقه با مصر وارد فاز جدیدی شد تا آنجا كه برخی از كشورها اقدام به قطع رابطه با رژیم انور سادات كردند. از جمله جمهوری اسلامی ایران که با دستور امام خمینی(ره) در اردیبهشت ماه 1358، دولت جمهوری اسلامی با دولت مصر قطع رابطه کرد.
     
    مخالفت سرسختانه اخوان‌المسلمین با قرارداد کمپ دیوید 
    محمدمهدی عاکف، مرشد عام جماعت اخوان المسلمین مصر که پس از مرگ مامون الهضیبی در سال 2004 میلادی به این سمت انتخاب شد؛ در خصوص قرارداد کمپ دیوید و نقش مصر می‏گفت: «پس از گذشت سال‌های طولانی از امضای پیمان کمپ دیوید، اکنون زمان تجدیدنظر در این موافقت‌نامه به نفع ملت مصر و امت عربی و اسلامی است.» وی در خصوص وضعیت مصر نیز اعتقاد داشت: «الآن مصر در جهان عرب جایگاهی ندارد و ارزشی برای او قائل نمی‌شوند.»
    وی درباره واکنش دولت مصر به مواضع اخوان نیز با صراحت تأکید می‌کرد: «درباره دولت مصر باید بگویم که هیچ ارزشی برای آن قائل نیستم و در محاسبات و اظهارات خودم توجهی به آن نمی‌کنم و هر سخنی که مورد رضای خدا باشد خواه درباره ایران یا حزب‌الله یا مسائل داخلی یا برادرانمان در غزه بی‌واهمه بیان می‌کنم. اقداماتی که دولت مصر انجام می‌دهد به نفع مصر نیست و آبروی کشور را به خطر انداخته است. کشور مصر کشور علما، مهد تمدن، کشور الازهر و کشور اقتدار بوده است و نظام فاسد مصر حق ندارد کاری کند که مردم جهان از مصر متنفر شوند به گونه‌ای که از فرط خشم و تنفر به سفارتخانه‌های مصر در کشورهای دیگر حمله کنند.» (همان تحلیلی که رهبر انقلاب از آن به عنوان تحقیر مردم مصر نام بردند.) 
    با وجود تمام مخالفتها اخوان‌المسلمین پس از به قدرت رسیدن مرسی هیچ تلاشی جهت لغو این پیمان ننگین به عمل نیاورده و آن را به رسمیت شناخت! کارشناسان پایبندی مرسی به کمپ دیوید را یکی از علل شکست وی و اخوان‌المسلمین در مصر می‌دانند.  
     
  • +انقلاب اسلامی ایران و بازتاب آن بر اخوان‌ المسلمین

    تأثیر مهم انقلاب اسلامی ایران بر مصر، تقویت و تشدید جریان «بازگشت به اسلام» است که در تاریخ مصر ریشه‌ی دیرینه‌ای دارد. این گرایش اگر چه در پی تحولات سیاسی زمان جنگ اسرائیل و مصر و شکست مصر تا حدود زیادی تضعیف شد، لیکن با پیروزی انقلاب اسلامی ایران جان تازه‌ای گرفت.
    اخوان‌ المسلمین اولین گروهی بود که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، آن را تأیید و از پناه دادن شاه توسط رژیم مصر انتقاد کرد. این جماعت در سال 57 اعلامیه‌ای منتشر کرد و انقلاب اسلامی ایران را الگویی برای مبارزت اسلامی خود علیه دولت وابسته و ضد اسلامی مصر دانست و از تمام مسلمانان جهان نیز خواست تا از مسلمانان ایران سرمشق بگیرند. اخوان نخستین گروهی بود که بلافاصله پس از پیروزی انقلاب اسلامی، برای عرض تبریک به ایران آمده و خدمت امام خمینی (ره) رسیدند. 
    اخوان‌ المسلمین بعد از پیروزی انقلاب کتابی تحت عنوان «خمینی آلترناتیو اسلامی» به قلم فتحی عبدالعزیز منتشر کرد که در آن آمده است: «انقلاب امام خمینی، انقلاب یک فرقه اسلامی علیه فرقه‌ای دیگر نیست، بلکه مرکز ثقل ارزش‌ها و اعتقادات مشترکی است که همه مسلمانان را به وحدت می‌خواند، همان چیزی که انقلاب ایران برای آن به وقوع پیوست.»
     
    سردشدن روابط اخوان‌المسلمین با ایران
    در پی جنگ ایران و عراق، روابط اخوان با ایران تا حدودی به سردی گرایید. بعضی‌ها دلیل تغییر رفتار اخوان را در آن مقطع، عدم استقبال ایران از پیشنهاد آن‌ها برای میانجیگری در مسئله گروگان‌های آمریکایی و طولانی شدن جنگ تحمیلی و فشار کشورهای عرب منطقه بر آن‌ها می‌دانند.
    در همین زمان شیخ صلاح ابواسماعیل (از اعضای اخوان‌المسلمین) طی سخنانی، اخوان‌ المسلمین را حامی عراق دانست؛ اما عمر تلمسانی رهبر وقت اخوان اعلام کرد که شیخ ابواسماعیل نظر شخصی خود را بیان کرده است. همچنین در همین دوران برخی اعضای اخوان، ایران را متهم کردند که در صدد سلطه بر کل جهان اسلام است و لذا دست به تبلیغات و انتشار کتاب علیه ایران زدند.
     
  • +نگرانی دولت از قدرت گرفتن اخوان‏ المسلمین در مجلس

    با ترور انورسادات و روی کارآمدن حسنی مبارک وضعیت اخوان تا حدودی دگرگون شد. مبارک قول داد که سیاست های عبدالناصر و انورسادات در محدود کردن احزاب و کنترل انتخابات را کنار بگذارد. اخوان که دنبال فرصت بود از این سیاست استقبال کرد و در انتخابات مجلس مشورتی مصر شرکت کرد و توانست بیش از یک سوم کرسی های مجلس را در سال 1985 بدست آورد و آن را در انتخابات 1990 به 35 درصد برساند. این روند نگرانی زیادی را برای دولت سکولار حسنی مبارک و غرب به وجود آورد و سبب شد که مبارک نتایج انتخاباتی آن سال را نپذیرد و به برگزاری انتخاباتی تضمین شده برای حزب خود -دمکراتیک ملی- روی آورد.
     
    دیگر رهبران اخوان ‏المسلمین
    بعد از مرگ حسن الهضیبی، در سال 1974 شیخ عمر تلمسانی رهبر اخوان‌ المسلمین گردید و بعد از درگذشت وی در سال 1986 م حامد ابونصر جانشین وی گردید. وی بعد از انتخاب شدن نامه‌ای در فوریه 1986 به حسنی مبارک، رئیس‌جمهور مصر فرستاد و در آن مسائل داخلی و سیاست خارجی کشور مصر را مورد بررسی قرار داد، پیشنهاداتی به رئیس‌جمهور ارائه کرد و از دولت مصر خواست همکاری خود را با اسرائیل متوقف سازد و خواستار  مشارکت بیشتر زنان در امور جامعه گردید. 
     
  • +اشتباهات اخوان‌ المسلمین

    با شروع انقلاب‌های مردم مسلمان منطقه از تونس گرفته تا مصر و لیبی، اخوان‌ المسلمین به عنوان بزرگ‌ترین سازمان اپوزیسیون در بسیاری از این کشورها اولین امید به دست گرفتن قدرت پس از سقوط زمامداران پیشین به حساب می‌آمد. 
    این مسئله در مصر نمود بیشتری داشت و در این راستا بود که بیش از 50 درصد مردم مصر در اولین انتخابات ریاست جمهوری پس از سقوط حسنی مبارک به محمد مرسی نامزد اخوان‌ المسلمین اعتماد کردند تا او به شعارهای داده‌شده از سوی این جنبش و خواسته‌ها و مطالبات مردم مصر جامه عمل بپوشاند ولی در عمل آن چه مشاهده شد چیز دیگری بود تا آنجا که مصر به آشوب کشیده شد و نیروهای نظامی که مترصد فرصت بودند عنان اختیار را به کف گرفته و در مصر جوی خون به راه انداختند. 
    از سوی دیگر درحالی‌که مرسی در انتخابات ریاست جمهوری با اکثریت ضعیفی به قدرت رسیده بود اخوان‌ المسلمین با یکه‌تاز دیدن خود دست به انحصارگرایی زد و این‌گونه شد که مخالفان با یکدیگر متحد شدند. اعتماد این جنبش به کشورهای مرتجع منطقه از عربستان گرفته تا قطر نیز اشتباه دیگر اخوان در روزها و ماه‌های پس از پیروزی انقلاب مردم مصر بود، به نحوی که اولین کشوری که به ارتش مصر پس از سرنگونی مرسی تبریک گفت عربستان بود!  
     


ویرایش این مطلب، یا ارسال نظر