ابوریحان بیرونی

 

ابوریحان محمد بن احمد بیرونی، دانشمند بزرگ و ریاضی‌دان، ستاره‌شناس، تقویم‌شناس، انسان‌شناس، هندشناس و تاریخ‌نگار بزرگ ایرانی ، سده چهارم و پنجم هجری است. بيرونی را بزرگ‌ترين دانشمند مسلمان و يكی از بزرگ‌ترين دانشمندان ایرانی و همه اعصار می‌دانند. همین‌طور او را پدر علم انسان‌شناسی و هندشناسی می‌دانند.

 


امتیاز دهی به مطلب:
 

به اشتراک گذاری مطلب:
ارسال به دوستانارسال به دوستان
  • -زندگینامه

    ابوریحان محمد بن احمد بیرونی در 14 شهریور 352 خورشیدی (29 ذیقعده سال 362 قمری برابر5 سپتامبر 973 میلادی) در خوارزم که در قلمرو سامانیان بود به دنیا آمد. منطقه ای كه در مجاورت دریای آرال قرار داشت و امروزه همه آن را به نام كارا كلپاكسكایا می شناسند. كاث و جورجانیه دو شهر بزرگ این منطقه به شمار می رفتند. ابوریحان در نزدیكی كاث به دنیا آمد و نام شهری كه در آن متولد شد را به افتخار او، بیرونی نام نهادند.

     

  • +جوانی

    او در هر دو شهر كاث و جورجانیه زندگی كرد و پرورش یافت ومطالعه و تحصیل علم را درحالی كه خیلی جوان بود تحت نظر ریاضی دان و ستاره شناس مشهوری به نام ابو نصر منصور آغاز نمود. بیرونی از سن 17 سالگی به انجام فعالیتهای علمی مهم و ویژه ای پرداخت. فعالیت هایی که بیرونی به عنوان یک مرد جوان و كم تجربه انجام داد، بیشتر نظری بود. هنگامی که تقریباً 18  ساله بود، به رصد می پرداخت. وی همچنان با دیگر دانشمندان هم عصرش مراودات و مکاتبات علمی داشت و مکاتبات علمی بیرونی و ابن سینا با یکدیگر بسیار مهم و معروف است.

    قبل از سال 384 ( وقتی كه22ساله بود) چندین اثر كوتاه ازخود برجای گذاشت. یكی از آثار موجود او تحت عنوان " نقشه كشی" ( Cartography ) اثری است كه در آن به بررسی نقشه های جغرافیایی پرداخته است. در این اثر، او علاوه بر این كه نقشه نیم كره را روی صفحه سطح ترسیم كرده است، نشان داده كه تا سن 22 سالگی بسیار مطالعه داشته، چرا كه او مجموعه كاملی از نقشه هایی كه دیگران رسم كرده اند را مورد مطالعه و بررسی قرار داده و موارد مربوط به آنها را دراین رساله مورد بحث قرار داده است. زندگی نسبتاْ آرام بیرونی تا این مرحله، پایان غیرمنتظره ای به همراه داشت. وی در سال 379 با مشاهده بیشترین ارتفاع خورشید، عرض جغرافیایی شهر كاث را محاسبه كرد.

    ابوریجان تا حدود 23 سالگی در خوارزم و ظاهراً در رصد خانه ای مشغول تحقیق بود و حدوداً در سال 385 هجری قمری، پس از انقراض خاندان آل عراق به دست مأمون بن محمد، والی جرجانیه (گرگانج)، و قتل ابو عبدالله محمد بن احمد، آخرین حکمران آل عراق، به ناچار زادگاهش را ترک کرد و تا چند سال از شهری به شهر دیگر رفت. در خلال همین سفرها به ری رفت و چنان که خود در مقدمهٔ کتاب مقالید علم الهیئة نوشته است، در انجا با ابو محمود خجندی و کوشیار بن لبان گیلی ملاقات کرد.

     
  • +وفات

    در آخرین ساعت حیات این متفکر بزرگ، وقتی نفس هایش به شماره افتاده بود، دوست فاضلی بر بالین وی حاضر شد. ابوریحان با ضعفی که تمام وجودش را فرا گرفته بود، از دوستش مسئله ای پرسید. آن مرد اندوهگین و شگفت زده گفت: «اکنون چه جای چنین پرسشی است؟ » و ابوریجان زمزمه کرد: «بدانم و بمیرم بهتر است یا ندانم و بمیرم؟ » آن دوست پاسخ مسئله را توضیح داد و آنجا را ترک کرد ولی هنوز چند قدمی بیشتر نرفته بود که شیون از خانهٔ بیرونی برخاست.

    ابوریحان در تمام ایام سال به جز نوروز و مهرگان و روزهایی که به ضرورتی کار خویش را تعطیل می کرد، مشغول تحقیق وتفحص بود. از ویژگی های چهره و ظاهر بیرونی نیز مانند بیشتر بزرگان این کشور، اطلاعات زیادی در دست نیست و تنها همین قدر می دانیم که او چهره ای گندمگون، شکمی بزرگ و ریشی انبوه داشت. مرگش در غزنه در اوان انقلاب سلجوقیان و پادشاهی مسعود بن محمود غزنوی بوده‌ است و برخی درگذشت او را در 22 آذر 427 خورشیدی (27 جمادی‌الثانی 440 قمری برابر 13 دسامبر 1048 میلادی) می‌دانند.

     

  • +شخصیت ابوریحان

    ابوریحان شخصیتی اعجاب انگیز و منشور گونه داشت و بسیار پیشروتر از زمان خود به نظر می رسید. وسعت مشرب، انصاف علمی، دقت نظر، دوری جستن از تعصبات و اشتیاق غیر قابل وصف او برای درک، تحصیل و تحلیل فرهنگها، افکار و علوم جدید، هویتی نسبتاً متفاوت با فرهنگ غالب آن روزگار به این محقق شهیر بخشیده بود.

    بیرونی، ریاضیدان، ستاره شناس، جغرافیدان، مورخ، مردم شناس، دین شناس و فیزیکدانی بزرگ بود و تقریباً در همهٔ علوم زمان خویش به جز کیمیا (شیمی) محققی نکته سنج به حساب می آمد و همواره با خرافات به مبارزه می پرداخت. بسیاری از دانشمندان غرب و شرق از وی به عظمت یاد کرده اند و شخصیت پیشرو و منتقدش را با عباراتی به یاد ماندنی ستوده اند.

    این حکیم نامدار، روحی وارسته و طبعی بلند داشت. روایت کرده اند که وقتی تألیف کتاب قانون مسعودی به پایان رسید، سلطان مسعود غزنوی یک بارِ فیل، نقره برای بیرونی هدیه فرستاد ولی وی آن را به خزانهٔ حکومت بازگرداند و گفت: «مرا به این مال نیازی نیست، زیرا عمری به قناعت زندگی کرده ام و خوش ندارم پس از این روشی دیگر در پیش گیرم». بیرونی تا آخرین لحظهٔ عمر در پی آموختن بود.

     

  • +زبان تالیفات

    تألیفات بیرونی به زبان عربی، یعنی زبان علمی و همه‌کس‌فهم عالم اسلام بوده‌ است، بجز التَّفهیم که کتابی به زبان فارسی است و ابوریحان بیرونی در آغاز سده پنجم نوشته و هفتاد سال پس از مرگش، محمدبن جورابی آماده و پاکنویس کرده‌است. متن فارسی کتاب را بیرونی به نام «ریحانه» دختر حسین خوارزمی نوشته است (حدود 420 هجری قمری).

     

  • +حکایتی از ابوریحان

    بیرونی در ری دچار تنگدستی و پریشانحالی بود و خود در این باره حکایت جالبی را در آثار الباقیة نقل کرده است که ما نیز به خلاصه ای از آن اشاره می کنیم.

    روزی بیرونی در ری با یکی از منجمان آن شهر رو به رو شد و دریافت که وی در پاره ای از محاسبات نجومی خود اشتباه می کند. بیرونی خطای منجم را تذکر داد و منجم، که اطلاعات علمیش بسیار کمتر از بیرونی بود و خود نیز احتمالاً این مسئله را می دانست، به جای پذیرش نقص کار، با تکبر فراوان ابوریحان را تحقیر و گفتهٔ او را تکذیب کرد. بیرونی متوجه شد که دلیل رفتار غیر منطقی آن منجم، توانگر بودن خود او و فقر بیرونی است. جالب تر این که بعدها، وقتی بیرونی از تنگدستی رهایی یافت، منجم نظر او را تصدیق کرد.

    ابوریجان از ری به طبرستان و نزد مرزبان بن رستم از امیر زادگان آل باوند و صاحب کتاب مرزبان نامه رفت و کتاب مقالید علم الهیئة را به نام او نوشت. همچنین مدتی نزد منصور دوم پسر نوح سامانی روزگار گذراند و از حمایت او برخوردار شد.

    در سال 387 هجری قمری ظاهراً به خوارزم برگشت و با ابوالوفا محمد بن محمد بوزجانی ، که در آن هنگام در بغداد بود، مکاتبه کرد و آن دو با یکدیگر قرار گذاشتند که همزمان در بغداد و خوارزم، ماه گرفتگی را رصد کنند.

    ابوریحان در سال 388 هجری قمری به گرگان رفت و در دربار شمس المعالی قابوس بن وشمگیر، امیر آل زیار، از او به گرمی استقبال شد. قابوس مردی با فرهنگ و ادیبی فاضل بود و به عربی و فارسی شعر می سرود و در دربارش دانشمندان جایگاهی رفیع داشتند. بیرونی کتاب آثار الباقیة را که نخستین کتاب مشهور و عظیم او به عربی و دربارهٔ گاهشماری است، به نام شمس المعالی تألیف کرد. دانشمند ما حدود سال 399 هجری قمری به زادگاه خود بازگشت و در جرجانیه یا گرگانج (در شمال غربی خوارزم) به دربار ابوالعباس مأمون بن مأمون خوارزمشاه پیوست و در آنجا مقامی بلند یافت.

    سلطان محمود در مراجعت به غزنه در سجستان (افغانستان) در بهار سال 408 ق، بیرونی و جمعی از فضلا و اهل عمل گرگانج را همراه خود به غزنه برد. ابوریحان از آن پس و به اجبار، شهر غزنه را مرکز فعالیتهای خویش قرارداد و شاید به صورت رسمی منجمی دربار محمود را به عهده داشت.

    در دوران سلطنت مردود بن مسعود ملقب به شهاب الدوله (پسر مسعود که پس از قتل وی در سال 432 هجری قمری به قدرت رسید) نیز بیرونی مورد عنایت و احترام دربار بود و کتاب المجاهر فی معرفه الجواهر، در شناخت گوهرها و کانیها، از تألیفات این دورهٔ اوست. آخرین اثر ابوریجان کتاب الصیدنة فی الطب و دربارهٔ داروشناسی است. به گفتهٔ خودش در زمان تألیف این کتاب، بیش از هشتاد سال داشت و این  پویایی فکری و عزم علمی در چنین سنی بسیار شگفت انگیز است.

    تاریخ فوت ابوریجان را سال 440 هجری قمری و محل فوتش را غزنه دانسته اند ولی منطقی به نظر می رسد که وی کمی بعد از سال 442 هجری قمری فوت شده باشد؛ زیرا همانطور که در بالا گفتیم ، خود او تصریح کرده است که در زمان نوشتن صیدنة، بیش از هشتاد سال داشت و اگر تاریخ تولد بیرونی حقیقتاً سال 362 هجری باشد، نمی توان مرگش را در سال 440 هجری قمری دانست؛ مگر اینکه میلاد وی پیش از سال 362 هجری قمری باشد.

     

  • +فلسفه

    بیرونی دقّت و اصابت نظر خویش را مدیون مطالعات فلسفی بود، امّا او در فلسفه پیرو روش متعارف عهد خویش یعنی آن روش که به وسیله کندی و فارابی و نظایر آنان تحکیم و تدوین شده بود نبود؛ بلکه به باورهای ویژه و روش جداگانه و ایرادات خود بر ارسطو ممتاز است، وی همچنین از آثار فلسفی هندوان، کتبی چون «شامل» را به عربی ترجمه نمود.

     

  • +انديشه‌ها و عقايد ابوریحان

    «دانش يقينی فقط از ادراكات حسی كه بوسيله عقل به يكديگر پيوسته شوند، بدست می آيد.»
    اين طرز تلقی «بيروني» است كه درعين اختصار، كليتی از نظام فكری اورا برملا ميكند. بيرونی گرايشی ايمانی بسوی آئين اشعری داشت. «اين آیين در عرصه دين تحولات بزرگی به بار آورد. يكی از اين تحولات سركوبی آزاد انديشی ارتدادآميزی بود كه در حوزه فلسفه نيز موجب تغييرات عمده شد، ازآن جمله نفوذ آیين اشعری باعث ايجاد زمينه‌ای شد كه فلسفه يونانی آزادانه مورد انتقاد قرار گيرد. درآغاز سده پنجم هجری كه آئين اشعری دژ خردگرایی را فرو ريخت، شيوه‌ای كه بايد آن را اثبات‌گرایی ايرانی ناميد، جمعی از متفكران را جلب كرد. «ابوريحان محمد بيروني» و «ابوعلی بن هيثم» ازاين زمره بودند.
    بيرونی با تعاليم «آريابهاتا» درهند آشنا شد و آن را پسنديد و در پرتو اين تعاليم سخنانی چنين نوشت: «شناخت آنچه در پرتو خورشيد روشن شده است، ما را بس. آنچه در ورای اينست هرچند وسعت ناپيمودنی دارد، ما را سودی نمی رساند، زيرا حواس چيزی را كه از دسترس آفتاب بركنار باشد، ادراك نمي‌كنند و چيزی كه حواس ادراك نكنند،‌ برما دانسته نميشود.» بيرونی معتقد بود كه طبيعت دارای قوانين ثابت و تغييرناپذير است كه از حيطه آنها تجاوز نمي‌كند. «مخلوق‌های خارج از معنا و نادر را نبايد از موارد اشتباه در طبيعت دانست، چنانكه برخی بدان معتقدند، بلكه اين اتفاق بر اثر خروج و انحراف ماده ازحد اعتدال در مقدار است.»
    «بيروني» با «ابن‌سينا» فيلسوف و متفكر و دانشمند نامی معاصرش، مكاتباتی داشته است. بخشی از آراء و جلوه‌هایی از انديشه او دراين مكاتبات و نيز اعتقادات علمی و فلسفي‌اش بر نظريات ارسطو منعكس است.
     
  • +نام‌وری و شهرت

    دانشنامه علوم چاپ مسکو، ابوریحان را دانشمند همه قرون و اعصار خوانده‌ است. در بسیاری از کشورها نام بیرونی را بر دانشگاه‌ها، دانشکده‌ها و تالار کتابخانه‌ها نهاده و لقب «استاد جاوید» به او داده‌اند.

     

  • +تاریخ و مردم‌شناسی

    بیرونی در بیش‌تر نوشته‌هایی خود به تاریخ علم پرداخته است، اما گاهی خود تاریخ نیز برای او مهم بوده است. او کتابی به نام “کتاب المسافره فی اخبار الخوارزم” نوشته بود که اصل آن از بین رفته است، اما ابوالفضل بیهقی فصل تاریخ خوارزم خود را از روی آن رونویسی کرده و شیوه‌ی کار بیرونی و درستی نوشته‌های او را ستایش کرده است. آن‌چه بیهقی در کتاب خود از تاریخ خوارزم بیرونی آورده است با شرح مختصری از روزگار مامون‌بن‌مامون و رابطه‌ی او با محمود غزنوی و چگونگی برافتادن آل‌مامون آغاز می‌شود و با شرح برافتادن خاندان آلتونتاش از فرمان‌روایی بر خوارزم پایان می‌پذیرد.

    بیرونی در فصل ششم آثارالباقیه ترتیب تاریخی و سال‌های فرمانروایی پیامبران و شاهان بنی‌اسرائیل، آشور، بابل، ایران، فرعون‌ها، بطلمیوس‌ها، قیصرها، امپراتوری‌های بیزانس، شاهان اسطوره‌ای ایران و شاهان هخامنشی، اشکانی و ساسانی را بر حسب سال و گاه بر حسب ماه و روز آورده است. او هر جا که سندهای تاریخی با هم اختلاف داشته‌اند، همه‌ی روایت‌ها، حتی روایت‌هایی را که نادرست می‌دانسته، آورده است. او به نقد روایت‌ها می‌پردازد و می‌کوشد درست‌ترین آن‌ها را مشخص کند. البته، مانند بسیاری از پژوهشگران دیگر گاهی خود نیز در داوری‌ها به نادرستی می‌افتد.

    کتاب ماللهند بیرونی برجسته‌ترین اثر در تاریخ، دین، آداب و دانش هندوان است و از این و می‌توان بیرونی را یکی از پیشگامان مردم‌شناسی و دین‌شناسی تطبیقی دانست. او در این پژوهش مردم‌شناسی خود با دشواری‌های بسیاری رو به رو بوده است. چرا که به عنوان یک مسلمان به سرزمینی پا گذاشته است که مردمش از مسلمانان نفرت دارند و فراگیری زبان آن‌ها نیز بسیار سخت است. با این همه، بیرونی سانسکریت را به‌خوبی می‌آموزد و می‌کوشد با مردم هند و دانایان هندی ارتباط برقرار کند و در پی پژوهش خود به جای جای هندوستان سفر می‌کند.

    بیرونی در کتاب "ماللهند" کوشیده‌است با دید یک کارشناس بی‌طرف به معرفی باورها و آیین‌های هندوان بپردازد و می‌نویسد: «این کتاب را درباره‌ی باورهای هندوان نوشتم و در حق آنان که با ما اختلاف دینی دارند، تهمت زدن بی‌اساس را برایشان روا نداشتم و نیز این مطلب را مخالف دین‌داری و مسلمانی خویش نپنداشتم که کلمات ایشان را، در آن‌جا که خیال می‌کردم برای روشن کردن مطلب ضرورت دارد، با طول و تفصیل نقل کردم. اگر این گونه نقل‌ها، کفرآمیز به نظر می‌رسد و پیروان حق، یعنی مسلمانان، آن را قابل اعتراض می‌دانند، ما این را می‌گوییم که اعتقاد هندوان چنین است و آنان خود بهتر از هر کسی می‌دانند که چگونه به این اعتراضات پاسخ دهند.»

    بیرونی در ماللهند به بررسی تطبیقی باورهای هندوان با ملت‌های دیگر نیز می‌پردازد. برای نمونه، چون به نظر او یونانیان پیش از برآمدن مسیح(ع) به همان چیزها باور داشتند که هندوان باور دارند، نظرها و باورهای آن دو قوم را با هم مقایسه می‌کند. در جای دیگری از همین کتاب به مقایسه‌ی جامعه‌ی طبقاتی هند و جامعه‌ی ساسانی می‌پردازد و آن دو را بسیار مانند هم می‌پندارد. هنگام پرداختن به آیین‌های ازدواج هندوان به آیین‌های ایرانیان، یهودیان و عرب‌های دوره ی جاهلی نیز می‌پردازد. بیرونی در "الآثارالباقی" نیز به باورها و آیین‌ها گوناگونی که در میان ملت‌های و پیروان دین‌ها و فرقه‌های گوناگون دیده می‌شود، می‌پردازد و تفاوت‌ها و شباهت‌های آن‌ها را بر می‌شمارد.

     

  • +نجوم

    نوشته‌هایی از بیرونی در دست است که به وضوح در آن‌ها از گردش زمین به دور خودش، نام برده می‌شود. در کتاب «استیعاب الوجوه الممکنة فی صنعة الاسطرلاب» ابوریحان می‌گوید: «از ابو سعید سجزی، اُسطرلابی از نوع واحد و بسط دیدم که از شمالی و جنوبی مرکّب نبود و آن را اسطرلاب زورقی می‌نامید و او را به جهت اختراع آن اسطرلاب تحسین کردم چه اختراع آن متکی بر اصلی است قائم به ذات خود و مبنی بر عقیدهٔ مردمی است که زمین را متحرّک دانسته و حرکت یومی را به زمین نسبت می‌دهند و نه به کرهٔ سماوی. بدون شک این شبهه‌ای است که تحلیلش در نهایت دشواری. و قولی است که رقع و ابطالش در کمال صعوبت است.

    مهندسان و علمای هیئت که اعتماد و استناد ایشان بر خطوط مساحیه (مدارات و نصف النهارات و استوای فلکی و دایرةالبروج) است؛ در نقض این شبهه و رد آن عقیدت بسی ناچیز و تهی دست باشند و هرگز دفع آن شبهه را اقامت برهان و تقریر دلیلی نتوانند نمود. زیرا چه حرکت یومی را از زمین بدانند و چه آن را به کرهٔ سماوی نسبت دهند در هر دو حالت به صناعت آنان زیانی نمی‌رسد و اگر نقض این اعتقاد و تحلیل این شبهه امکان پذیر باشد موکول به رای فلاسفهٔ طبیعی دان است.»

    ضمنا بیرونی در کتاب «الاسطرلاب» روشی برای محاسبهٔ شعاع زمین ارائه می‌کند (بوسیلهٔ افت افق وقتی از ارتفاعات به افق نگاه می‌کنیم). بعدها در کتاب «قانون مسعودی» ابوریحان عملی کردن این روش توسط خود را گزارش می‌دهد. اندازه گیری او یک درجهٔ سطح زمین را58 میل به دست آورده‌است که با توجه به اینکه هر میل عربی 1973.3 متر است، شعاع  زمین 6560 کیلومتر (بر حسب واحدهای امروزی) به دست می‌آید که تا حد خوبی به مقدار  صحیح  آن نزدیک است.

    خورشید گرفتگی 18فروردین سال  1202 ش. را در کوههای لغمان (افغانستان کنونی) رصد و بررسی کرد و ماه‌ گرفتگی شهریور همین سال را در غزنه به زیر مطالعه برد.

     

  • +زیست شناسی و تکامل (فرگشت)

    بیرونی در فصل 47 کتاب تحقیق ماللهند تلاش می‌کند که از دید یک طبیعی دان به توضیح این که چرا نزاع‌های مهاباراتا «باید رخ میداد» بپردازد. او در آن کتاب به توضیح روندهای طبیعی و از جمله نظرات زیست شناختی مربوط به تکامل (فرگشت) می‌پردازد. بیرونی می‌گوید:

    «حیات جهان بستگی به دانه افشانی و زاد و ولد دارد. با گذشت زمان هر دوی این فرایندها افزایش می‌یابند. این افزایش نامحدود است حال آنکه جهان محدود است».

    او سپس به این اصل موجودات زنده اشاره می‌کند:

    «هنگامی که گروهی از گیاهان یا جانوران، دیگر تغییری در ساختمانشان رخ ندهد و گونه ویژه نامیرایی را بوجود آورند، اگر یکایک اعضای این گونه‌ها به جای آنکه تنها به دنیا بیایند و از بین بروند، به زاد و ولد بپردازند و چندین بار، چندین موجود همانند خود را به وجود آورند، به زودی تمام دنیا از همان یک گونه گیاهی یا جانوری پر خواهد گشت و آنها هر قلمرویی که بیابند تسخیر خواهند کرد».

    بیرونی سپس به تشریح انتخاب مصنوعی می‌پردازد:

    «کشاورز زرع خود را بر می‌گزیند و تا جایی که می‌خواهد به کشت و زرع آن می‌پردازد و آنچه را که نمی‌خواهد ریشه کن می‌کند. جنگل دار شاخه‌هایی که به نظرش برگزیده هستند را نگه می‌دارد و سایر شاخه‌ها را می‌برد. زنبورها افرادی از گروه را که تنها می‌خورند ولی کاری برای کندویشان نمی‌کنند، می‌کشند».

    وی سپس نظر خود را در باره طبیعت اعلام می‌کند: «طبیعت به شیوه‌ای مشابه عمل می‌کند، ولی در تمامی شرایط رویکردش در مورد همه یکسان است. او اجازه نابودی برگ و میوه را می‌دهد و بدین طریق جلوی آنها را برای تولید آنچه هدف نهاییشان است می‌گیرد. طبیعت آنها را نابود می‌کند تا جایی برای دیگران باز نماید».

     

  • +چگالی کانی‌ها

    ابوریحان در کتاب الجماهر فی معرفة الجواهر به شرح فلزها و جواهرهای قاره‌های آسیا، اروپا و آفریقا می‌پردازد و ویژگی‌های فیزیکی مانند: بو، رنگ، نرمی و زبری حدود 300 نوع کانی و مواد دیگر را شرح می‌دهد و نظریه‌ها و گفتارهای دانشمندان یونانی و اسلامی را درباره‌ی آن‌ها بیان می‌کند. او چگالی‌سنج دقیقی اختراع کرد و چگالی کانی‌های شناخته شده را اندازه‌گیری کرد. اندازه‌گیری‌های او با اندازه‌گیری‌های امروزی، که با ابزارهای پیشرفته انجام می‌شود، چندان تفاوتی ندارد. شرح دستگاه چگالی‌سنج او در کتابی با نام “مقاله فی النسب التی بین الفلزات و الجواهر فی الحجم” آمده است.

     

  • +مقایسه‌ی اندازه‌گیری چگالی کانی‌ها به روش بیرونی و روش‌های امروزی

    اپیکتوگرام یعنی چگال سنج آلت برای سنجش وزن مخصوص در فیزیک را اختراع نمود که با آن وزن مخصوص چیزها تعین می‌شود.  

     

    کانی اندازه گیری بیرونی اندازه گیری امروزی
    طلا 19.26 19.26
    جیوه 13.74 13.56
    مس 8.92 8.85
    برنج 8.67 8.4
    یاقوت آسمانی 3.97 4.01-4.09
    یاقوت سرخ 3.85 3.95 -4.14
    لعل 3.58 3.5- 3.7
    زمرد 3.75 3.65-3.75
    عقیق سرخ 2.56 2.5 -2.8
    لاجورد 2.6 2.4 -2.8

     

    دستگاه چگالی‌سنج بیرونی که بر اصل ارشمیدوس کار می‌کرد، تشکیل شده بود از یک ظرف آب که میزابی ظریف به آن وصل کرده بود و ترازویی که یک کفه‌ی آن درست زیر میزاب جای گرفته بود و در کفه‌ی دیگر آن صد مثقال از کانی مورد نظر را می‌گذاشت. سپس برای به تعادل رسیدن ترازو، در کفه‌ای که زیر میزاب جای داشت، آب می‌ریخت. آن‌گاه، وزن و حجم آب را می‌سنجید تا به جرم‌ حجمی(چگالی) کانی مورد نظر دست یابد. او به درستی دریافته بود که خلوص و دمای آب به کار رفته در این آزمایش‌ها، در چگالی آن اثر دارد و از این رو، برای آزمایش‌های خود همواره از جای مشخصی از رود جیحون و آن‌هم در آغاز پاییز آب بر می‌داشت. او پس از رفتن به غزنه، همین آزمایش‌ها را با آب رودخانه‌ی غزنه انجام داد. شرح این پژوهش‌ها در کتاب میزان‌الحکمه‌، اثر ابوالفتح عبدالرحمن خازنی، آمده است.

     

  • +حکومت‌های هم‌دوره

    در زمان بیرونی، سامانیان بر شمال‌شرقی ایران شامل خراسان بزرگتر و خوارزم به پایتختی بخارا، زیاریان بر گرگان و مازندران و مناطق اطراف، بوئیان بر سایر مناطق ایران تا بغداد، بازماندگان صفاریان بر سیستان و غزنویان بر جنوب ایران خاوری (مناطق مرکزی و جنوبی افغانستان امروز) حکومت می‌کردند و همه آنان مشوق دانش و ادبیات فارسی بودند و سامانیان بیش از دیگران در این راه اهتمام داشتند. بیرونی که در جرجانیه خوارزم نزد ابونصر منصور تحصیل علم کرده بود، مدتی نیز در گرگان زیر پشتیبانی مادی و معنوی زیاریان که مرداویج سر دودمان آنها بود به پژوهش پرداخته بود و پس از آن تا پایان عمر در ایران خاوری آن زمان به پژوهش‌های علمی خود ادامه داد. با این که محمود غزنوی میانه بسیار خوبی با بیرونی نداشت و وسایل کافی برای پژوهش، در اختیار او نبود ولی این دانشمند لحظه‌ای از تلاش برای تکمیل تحقیقات علمی خود دست نکشید.

    ماًمونيان، که شاخه ای از سلسله خوارزمشاهـيان به حساب می آيند (و آنها را خوارزم شاهان ماًمونی نيز می نامند)، در دانش دوستی و ادب پـروری شهـره بودند. وجود وزيری اهـل فضل در دستگـاه مأمونيان به نام ابوالحسن احمد بن محمد سهـيلی باعث رونق ادب و دانش شد و فضايی بسيار مطلوب برای رشد عـلم و اکتـشافات و اخـتراعات فراهـم آمد.

     بیرونی به نقاط مختلف هندوستان سفر کرد و در آنها اقامت گزید و عرض جغرافیایی حدود 11 شهر هند را تعیین نمود. خود بیرونی می نویسد که در زمانی که در قلعه نندنه به سر می برد، از کوهی در مجاورت آن به منظور تخمین زدن قطر زمین استفاده کرد. نیز روشن است که او زمان زیادی را در غزنه گذرانده است تعداد زیاد رصدهای ثبت شده ای که  توسط او در آنجا صورت گرفته است با رشته ای از گذرهای خورشید به نصف النهار شامل انقلاب تابستانی سال 398 آغاز می شود و ماه گرفتگی روز 30 شهریور همان سال را نیز در بر دارد. او به رصد اعتدالین و انقلابین در غزنه ادامه داد که آخرین آنها انقلاب زمستانی سال 400 بود.

     

  • +کتاب‌ها و کارها

    بیرونی که بر زبان‌های یونانی، هندی و عربی هم چیره بود، کتب و رسالات بسیار که شمار آنها را بیش از 146 گزارش کرده‌اند نوشت که جمع سطور آنها بالغ بر 13 هزار است. مهم‌ترین آثار او التفهیم در ریاضیات و نجوم، آثار الباقیه در تاریخ و جغرافیا، قانون مسعودی که نوعی دانشنامه‌ است و کتاب تحقیق ماللهند درباره اوضاع این سرزمین از تاریخ و جغرافیا تا عادات و رسوم و طبقات اجتماعی آن. بیرونی کتاب دانشنامه خود را به نام سلطان مسعود غزنوی حاکم وقت کرد، ولی هدیه او را که سه بار شتر سکه نقره بود نپذیرفت و به او نوشت که که کتاب را به خاطر خدمت به دانش و گسترش آن نوشته‌ است، نه پول.

    بیرونی، هم‌دوره ی بوعلی سینا بود که در اصفهان می‌نشست و با هم مکاتبه و تبادل نظر فکری داشتندبیرونی در جریان لشکرکشی‌های محمود غزنوی به هند (پاکستان امروز بخشی از آن است) امکان یافت که به این سرزمین برود، زبان هندی فراگیرد و در باره اوضاع هند پژوهش کند که فراوردهٔ این پژوهش، کتاب «هندشناسی» اوست.

    از دیگر آثار وی می‌توان به کتاب الصیدنة فی الطب اشاره کرد که کتابی است در باره گیاهان دارویی و با تصحیح دکتر عباس زریاب خویی منتشر شده‌ است.

     

  • +ترجمه‌ها

    بیرونی بر اثر سفرهای بسیار به هند به زبان‌های هندی و همچنین سانسکریت چیره بود و کتاب‌های مختلفی را از هندی به عربی ترجمه کرد که عبارتند از: سیدهانتا، الموالید الصغیر، کلب‌یاره.

    او همچنین داستان‌هایی را از پارسی به عربی ترجمه کرده‌است. از جمله این داستان‌ها می‌توان شادبهر(حدیث قسیم السرور)، عین الحیات، داستان اورمزدیار و مهریار و همچنین داستان سرخ‌بت و خنگ‌بت (حدیث صنمی البامیان) را نام برد.

     

  • +اکتشافات و اختراعات و تحقیق‌ها

    استخراج جیب یک درجه

    قاعده ی تسطیح کره و ترسیم نقشه‌های جغرافیایی

    چاه آرتزین؛ این کشف را به موسیوزله نسبت داده­اند؛ اما در واقع از اکتشافت ابوریحان بوده.

    ترازوی ابوریحان، که یکی از دقیق ترین ترازوهای تاریخ علم جهان است.

    چاه‌های آرتزین؛ بیرونی در آثار الباقیه درباره‌ی فوران آب از برخی چشمه‌ها و چاه‌ها چنین می‌گوید: «اما فوران چشمه‌ها و صعود آب به سمت بالا، علتش این است که خزانه‌ی آن از خود چشمه‌ها بالاتر جای دارد، مانند فوران معمولی و گرنه آب هرگز به سوی بالا جز این که منبع آن بالاتر باشد، نخواهد رفت … بسیاری از مردم که چون علت امری طبیعی را ندانند، به همین اندازه کفایت می‌کنند که بگویند الله اعلم، مطلبی را که ما گفته‌ایم انکار کرده‌اند و یکی از آنان با من به منازعه پرداخت. البته ممکن است آب به قله‌ی کوه هم برود، به شرط آن که قله‌ی کوه از منبع و مخزن آب، پایین‌تر باشد.»

    حرکت خاصه وسطی خورشید

    خاصیت فیزیک الماس و زمرد

    جزر و مد رودها و نهرها

    چشمه‌های متناوب

    اشکال هندسی گلها و شکوفه‌ها

    امکان خلأ

    کیفیت و چگونگی ساختن عسل توسط زنبور عسل

    رصد خسوف و کسوف

    مقدار حرکت دوری ثوابت

    تحقیق در تأسیس دولت ساسانیان

    اطلاعات دقیق و کشف سلسله هخامنشیان

    تصاعیف خانه‌های شطرنج

    ساختن کره جغرافیایی

    ساختن آلات و افزارهای رصدی همانند سه میله، شاقول و...

    طرح نظریاتی درباره ی وجود قاره آمریکا

    قاعدهٔ یافتن سمت قبله و ساختن محراب مساجد

     

  • +میراث علمی و فرهنگی

    در سال 427 ق، ابوریحان بنا بر خواهش شخصی، فهرستی از آثار محمد بن زکریای رازی، پزشک، شیمیدان و فیلسوف سده‌های سوم و چهارم هجری قمری، فراهم کرد و به دنبال آن فهرست عناوین 113 جلد از کتاب و رسالاتی که خود تا به آن هنگام نوشته بود نو همچنین اسامی 25 جلد کتاب یا رساله‌ای که دیگران به نام وی نوشته بودند، آورد.
    بنابراین مشخص است که 113 اثر یادشده، شامل همهٔ آثار این محقق بزرگ نیست؛ زیرا وی سال‌ها بعد از این تاریخ زنده بود و تا آخرین روزهای زندگی می‌نوشت. بر اساس تحقیقات گستردهٔ پژوهشگرانی که در صد سالهٔ اخیر آثار بیرونی را گردآوری، ترجمه و بررسی کرده‌اند. نوشته‌های وی را می‌توان در حدود 148 تا 153 عنوان تخمین زد و ظاهراً تنها 35 جلد از این آثار از دستبرد حوادث محفوظ مانده است.
     
    ویژگی آثار بیرونی
    تنوع موضوعی این کتب و رسالات از وسعت معلومات ابوریحان حکایت می‌کند. این آثار در زمینهٔ حساب، هندسه، مثلثات، ستاره‌شناسی، نقشه‌کشی، فیزیک، مکانیک، جغرافیا، تاریخ، گاه‌شماری، دین‌شناسی، اسطوره‌شناسی، پزشکی، کانی‌شناسی، زبان‌شناسی، ادبیات، فلسفه و … تألیف یا ترجمه‌شده‌اند. 
    ابوریحان کتاب التفهیم لاوائل صناعة التنجیم را به هر دو زبان فارسی و عربی نوشت و در نوشتن متن فارسی آن نهایت ذوق ادبی را به کاربرد. این کتاب به همراه دانشنامهٔ علایی ابن‌سینا و تعدادی دیگر از آثار فارسی سده‌های چهارم و پنجم هجری قمری زمینه‌ای فراهم آوردند تا به مرور زمان زبان فارسی بتواند به عنوان دومین زبان علمی و فلسفی جهان اسلام مطرح شود. التفهیم شامل پنج باب است و باب‌ها به ترتیب، موضوعات زیر را در بر می‌گیرند:
    هندسه، حساب و جبر و مقابله، هیئت و جغرافیا و بوم‌شناسی، اسطرلاب، احکام نجوم. بیرونی در هر یک از این پنج باب، اصطلاحات مربوط به علم یا فن مورد بحث را به شکل سؤال و جواب شرح داده است. به این ترتیب، التفهیم گنجینهٔ گران‌بهایی از اصطلاحات علمی را شامل می‌شود که با کمال دقت و مهارت و با عباراتی کوتاه تعریف‌شده‌اند.
    کتاب مقالید علم الهیئه (کلیدهای دانش ستاره‌شناسی) نخستین کتابی است که دربارهٔ مثلثات کروی و مستقل از علم نجوم نوشته شده است. نام این اثر نشان می‌دهد که بیرونی، مثلثات کروی را کلید فهم ستاره‌شناسی می‌دانست.
    کتاب راشیکات الهند بیرونی کتابی است کوچک که دربارهٔ نسبت و تناسب نوشته‌شده و در تاریخ ریاضی بسیار اهمیت دارد. بیرونی در این کتاب، آنچه را که دربارهٔ نسبت و تناسب در ریاضیات هندی می‌دانست، با آنچه دراین‌باره از ریاضیات یونانی به دست او رسیده بود، تلفیق کرد و چنین کاری تا پیش از آن سابقه نداشت.
    بیرونی چند روش برای تصویر نقاط متعلق به سطح کره بر یک صفحه اختراع کرده است. محاسبهٔ تقریبی وتر یک درجه و مقایسهٔ نتیجه محاسبات خود با محاسبات بطلمیوس در این مورد از دیگر تلاش‌های ارزشمند ابوریحان محسوب می‌شود.
    مقدار تقریبی نسبت قطر دایره به محیط آن (n/۱) را دانشمند ما با روشی جدید به دست آورد و اندازهٔ تقریبی ضلع نُه ضلعی منتظم محاطی را به وسیلهٔ حل معادله 3x = x3 + محاسبه کرد. بیرونی نه تنها ریاضیات نظری و کاربردی یونانی و هندی را به خوبی می‌دانست، بلکه مباحث مطرح‌شده در این زمینه را تحلیل و نقد می‌کرد. او تعدادی از آثار ریاضی و نجوم هندیان را به عربی برگرداند و بعضی از آثار مهم ریاضی یونان را به سانسکریت ترجمه کرد.
    بیرونی به طالع بینی و پیشگویی بر اساس وضعیت ستارگان و صور فلکی که به آن علم احکام نجوم می‌گفتند، هیچ اعتقادی نداشت؛ هر چند که این فن را به کمال می‌دانست و در دربار محمود غزنوی نیز از این راه روزگار می‌گذراند.
    بیرونی در کتاب تحقیق ماللهند که اثری است فوق‌العاده نفیس و بی‌مانند در عصر خویش (و دقیق‌ترین و جامع‌ترین متنی محسوب می‌شود که تا آن روز دربارهٔ فرهنگ، علم، فلسفه، اسطوره، خرافه، مردم‌شناسی، جامعه‌شناسی، دین‌شناسی تطبیقی، آداب و رسوم، ویژگی‌های جغرافیایی، تاریخ و … کشور هندوستان نوشته‌شده) نظریهٔ بسیار پیشرفته‌ای دربارهٔ علل پیدایش سرزمین هند از دیدگاه زمین‌شناسی ارائه می‌دهد.
    این محقق بزرگ در کتاب الجماهرفی معرفه الجواهر که دربارهٔ شناخت گوهرها (سنگ‌های قیمتی) و فلزات نوشته شده است، علاوه بر معرفی حدود 300 نوع کانی و سنگ و بیان آراء حکمای ایرانی، یونانی و … در این باب، آزمایش‌های خود را دربارهٔ خواص الماس، زمرد و … شرح می‌دهد.
    کتاب الصیدنه فی الطب ابوریحان که فرهنگنامهٔ بسیار ارزشمندی در باب داروشناسی است، فهرستی از داروهای گیاهی، جانوری و کانی آن روزگار را شامل می‌شود و از معتبرترین کتب مرجع طب سنتی ما به شمار می‌آید. این شاهکار کم نظیر، ما را به سنت قدیمی داروشناسی ایرانی آشنا می‌کند. بیرونی در تنظیم این اثر، علاوه بر بررسی کلیهٔ کتب داروشناسی ایرانی، از منابع بابلی، یونانی، سریانی، هندی و عربی نیز استفاده کرده است. در اینجا باید یادآوری کرد که ابوریحان علاوه بر زبان فارسی که زبان مادری او بود، زبان عربی، سانسکریت و سریانی را به کمال می‌دانست و با زبان یونانی و عبری نیز آشنایی داشت. کتاب عظیم و بی‌بدیل آثارالباقیه عن القرون الخالیه را بیرونی در باب گاه‌شماری نوشت و در این اثر، تقدیم اقوام و پیرامون ادیان و مسلک‌های گوناگون را بررسی و با یکدیگر مقایسه کرد و مبدأ تواریخ مختلف، روش‌های تبدیل تواریخ به یکدیگر و ایام و شیوه‌های روزه‌داری، جشن و سوگواری معتقدان به ادیان و آیین‌های متنوع را توضیح داد. در این کتاب، اسامی پیامبران از آدم تا خاتم، فهرستی از وقایع زندگی پیامبر اسلام (ص) به ترتیب زمان، نام‌های پادشاهان، دودمان‌های شاهی ایران، مصر، بابل و روم و تواریخ مربوط به هر یک و … به شکل جداول بسیار دقیق تنظیم شده است.
    قانون مسعودی: کتابی است در نجوم و تقویم شامل یازده بخش. در این کتاب بخش‌هایی مربوط به مثلثات کروی و نیز زمین و ابعاد آن و خورشید و ماه و سیارات موجود است.

     

  • +بیرونی در نگاه اندیشمندان

    بیرونی هر چند در روزگار خود چندان شناخته نبود و پس از آن نیز کم‌کم به فراموشی سپرده شد، اما در سده‌های اخیر بار دیگر کشف شد و جایگاه شایسته‌ی او در علم و فرهنگ بیش از پیش روشن شد. هر چند در دوره‌ی ترجمه‌ی آثار عربی به لاتین، اثری از بیرونی به لاتین ترجمه نشد، اما اکنون ترجمه‌ی کتاب‌های مهم او به زبان‌ها مهم دنیا انجام شده است و کارل ادوارد زاخاو از برجسته‌ترین مترجمان آثار اوست. زاخاو که به ترجمه‌ی الاثار الباقیه و تحقیق ماللهند پرداخته، در شناساندن بیرونی به جهان غرب نقش چشمگیری داشته است. او پیرامون درست‌کاری بیرونی در کار پژوهش می‌گوید:

    “وی هم نسبت به شخص خویش و نسبت به دیگران، داوری سخت‌گیر است. چون خود به حد کمال، صادق است، از دیگران نیز خواستار راستی و درستی است. هر کجا موضوعی را به درستی نفهمیده است، یا تنها بخشی از آن را فهمیده، خواننده را از این مطلب آگاه می‌کند و یا از خواننده می‌خواهد که نادانی او را ببخشد و یا با وجود عمر پنجاه و هشت‌ ساله‌ای که دارد، وعده می‌دهد که دنبال مطلب را بگیرد و نتیجه‌ای را که با گذشت زمان می‌گیرد، منتشر سازد و تو گویی خود را در برابر مردمان مسؤول می‌دانسته است. وی پیوسته حدود معرفت خویش را به درستی معلوم می‌کند و با وجوی که اطلاع مختصری از عروض هندی دارد، آن اندازه‌ی مختصر را نقل می‌کند و در این کار تابع این اصل کلی است که خوب نباید فدای بهتر شود و گویا از آن بیم داشته است که عمرش کفاف ندهد و نتواند در مساله‌ی مورد بحث چنان‌که باید استقصای کامل کند. دشمن کسانی است که از گفته‌ی جمله‌ی “نمی‌دانم” بیم‌ دارند که مبادا به نادانی خود اقرار کرده باشند و هر وقت با نقصی در راستی و صداقت رو به رو شده، اظهار خشم و تنفر کرده است.”

    نظر جرج سارتن:

    او، بنیان‌گذار رشته‌ی تاریخ علم، که کتابی با نام مقدمه‌ای بر تاریخ علم نوشته است، دوره‌ی تاریخ علم را به فصل‌هایی بخش کرده و هر فصل را که شامل معرفی فعالیت‌های علمی نیم سده است، به نام یک دانشمند بزرگ نام‌گذاری کرده است. فصل  33 از کتاب او به عصر بیرونی نام‌گذاری شده است و دلیل این کار را چنین بیان کرده است:

    «گزاف نخواهد بود اگر بگوییم که این دوره نشانه‌ی اوج تفکر قرون وسطایی بود. رهبران بزرگ چنان فراوان بودند؛ ابن‌یونس، ابن‌هیثم، بیرونی، ابن سینا، علی‌بن‌عیسی، کرجی، ابن‌جبرول که دست کم برای لحظه‌ای تاریخ‌نگار را مبهوت می‌کنند. گرچه همه اینان مردان ممتازی به شمار می‌رفتند، اما دو تن، سر و گردنی از دیگران بر تر بودند. برونی و ابن‌سینا. بیش‌تر به خاطر اینان بود که آن عصر، این چنین درخشان و برجسته می‌نمود. این دو تن، که به طریقی یکدیگر را می‌شناختند، با هم تفاوت بسیار داشتند. برونی نشان‌گر روحی پرتکاپو و نقاد بود و ابن‌سینا دارای روحیه‌‌ی ترکیبی بود. بیرونی بیش‌‌تر کاشف بود و از این لحاظ، به آرمان علمی جدید نزدیک‌تر شد. ابن‌سینا یک سازمان دهنده، جامع‌العلوم و فیلسوف به شمار می‌آید. هر دو در وهله‌ی اول به یک اندازه‌ اهل علم بودند و دشوار است یکی از این دو را برگزینیم. مگر به خاطر این مورد تصادفی که زندگی بیرونی، این عصر را کامل‌تر در بر می‌گیرد و از این رو می‌توان گفت معرف کامل‌تر است.»

    بارون کارادو وو:

     با وجود گذشت زمان، ابوریحان چهره ای است که هنوز هم در روزگار ما جوان می نماید. به عبارت دیگر ابوریحان از زمان خود جداست وبیش از آنکه به عصر خودش پیوسته باشد به عصر ما نزدیک شده. روح علمی وروش کار علمی او نوین است.

    کراچکوفسکی:

    بیرونی دانشمندی بود که احساسات فراوانی به ملیت ایرانی خودش داشت.

    توکلا:

    سلطان محمود فاتح هند وخاک این کشور بود، ولی ابوریحان فاتح و کاشف علوم و فرهنگ و آداب و رسوم شبه قاره هند است و دانش وفرهنگ را از هندبه غنیمت آورد و در سراسر جهان پخش کرد.

     

  • +ابوریحان و معانی واژه های ایران باستان

    نوروز

     نخستين روز است از فروردین‌ماه. آن روز را که روز تازه‌ای بود جمشید عید گرفت، اگرچه پیش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود و از اين جهت، روز نو نام كرده‌اند؛ زيرا كه پيشانی سال نو است و آن چه از پس اوست از اين پنج روز [= پنج روز اول فروردين] همه جشن‌هاست. و ششم فروردین‌ماه را «نوروز بزرگ» دارند؛ زيرا كه خسروان بدان پنج روز حق‌های حشم و گروهان و بزرگان بگزاردندی و حاجت‌ها روا كردندي، آن گاه بدين روز ششم خلوت كردندی خاصگان را. و اعتقاد پارسيان اندر نوروز نخستين آن است كه اول روزی است از زمانه و بدو، فلك آغازيد گشتن.

    تيرگان

     سيزدهم روز است از تيرماه. و نام‌اش تير است هم نام ماه خويش، و همچنين است به هر ماهی آن روز كه همنام‌اش باشد، او را جشن دارند. و بدين تيرگان گفتند كه «آرش» تير انداخت از بهر صلح منوچهر كه با افراسياب تركی كرده است بر تير پرتابی از مملكت.

    مهرگان

     شانزدهم روز است از مهرماه و نام‌اش مهر. و اندر اين روز «افريدون» ظفر يافت بر «بيوراسپ» جادو، آن كه معروف است به ضحاك. و به كوه دماوند بازداشت و روزها كه سپس [پس از] مهرگان است، همه جشن‌اند بر كردار (مانند) آن چه از پس نوروز بود. و ششم آن مهرگان بزرگ بود و «رام» روز نام است و بدين دانندش.

    پروردگان

     پنج روز پسين اندر آبان ماه [است] و سبب نام كردن آن چنان است كه گبركان [زرتشتيان] اندرين پنج روز خورش و شراب نهادند روان‌های مردگان را. و همی گويند كه جان مرده بيايد و از آن غذا گيرد. و چون از پس آبان ماه پنج روز افزونی بوده است، آنك [اينك] «اندرگاه» خوانند. گروهی از ايشان پنداشتند كه اين روز «پروردگان» است و خلاف به ميان آمد و اندر كيش ايشان مهم چيزی بود. پس هر دو پنج [روز] را به كار بردند از جهت احتياط را. و بيست و ششم روزِ آبان ماه، فروردگان [ پروردگان] كردند و آخرشان، آخر دزديده. و جمله فروردگان ده روز گشت.

    برنشستن كوسه [سوار شدن مرد بدون موی صورت]

     آذر ماه به روزگار خسروان، اولِ بهار بوده است. و نخستين روز از وی  از بهر فال  مردی بيامدی كوسه، برنشسته بر خری و به دست كلاغی گرفته و به بادبيزن خويشتن باد همي‌زدی و زمستان را وداع همي‌كردی و از مردمان بدان چيزی يافتي. و به زمانه‌ی ما به شيراز همي‌كرده‌اند و ضريبت [خراج] پذیرفته از عامل،‌ تا هر چه ستاند از بامداد تا نيمروز به ضريبت دهد و تا نماز ديگر [نماز عصر] از بهر خويشتن را بستاند  و اگر از پس نماز ديگر بيابندش، سيلی خورد از هر كسی.

    بهمنجه  

     بهمن روز است از بهمن ماه [دومين روز ماه]. و بدين روز، بهمن [برف] سپيد به شير خالص پاك خورند و گويند كه حفظ [حافظه] فزايد مردم را و فرامشتی [فراموشي] ببرد. و اما به خراسان مهمانی كنند بر ديگی كه اندر او از هر دانه‌ی خوردنی كنند [بريزند] و گوشت هر حيوانی و مرغی كه حلال‌اند و آن چه اندر آن وقت بدان بقعت [ناحيه] يافته شود از تره و نبات.

    سده

     آبان روز است از بهمن ماه و آن دهم روز بود. و اندر شب‌اش كه ميان روز دهم است و ميان روز يازدهم، آتش زنند به گو[درخت گردو] و بادام و گردبرگرد آن شراب خورند و لهو و شادی كنند. و نيز گروهی از آن بگذرند بسوزانيدن جانوران. اما [وجه تسميه‌ی سده] چنان است كه از او [روز سده] تا نوروز، پنجاه روز است و پنجاه شب. و نيز گفتند كه اندرين روز از فرزندان پدر نخستين [کيومرث]، صد تن تمام شدند.

    گهنبار

    روزگار سال، پارها كرده است زرادشت و گفته است كه به هر پاره‌ای [از سال]، ايزد تعالی گونه‌ای [از مخلوقات] را آفريده است؛ چون آسمان و زمين و آب و گياه و جانور و مردم، تا عالم به سالی تمام آفريده شد. و به اول هر يكی از اين پاره‌ها، پنج روز است، نام‌شان «گهنبار»

     

  • +سال‌شمار زندگی ابوریحان بیرونی

    362 قمری/351خورشیدی: روز پنج‌شنبه سوم ذی‌الحجه/هجدهم دی‌ماه در روستایی بیرون شهر کاث به دنیا آمد.

    368 قمری/357خورشیدی: در مکتب شهر جرجانیه برای یک‌سال درس خواند.

    369قمری/ 358خورشیدی: درسش را در مکتب روستا ادامه داد.

    379قمری/ 358خورشیدی: در هفده سالگی به اندازه‌گیری ارتفاع نیم‌روزی خورشید در شهر کاث پرداخت.

    385قمری/373خورشیدی: انقلاب تابستانی را در دهکده‌ای در جنوب شهر کاث رصد کرد.

    387 قمری/375خورشیدی: روز شنبه یازدهم جمادی‌الاول/7 خردادماه، خورشید گرفتگی را رصد کرد.

    391قمری/379خورشیدی: کتاب آثار الباقیه را در گرگان به نام قابوس‌بن‌وشمگیر آل‌زیار نوشت.

    393قمری/381خورشیدی: روز شنبه چهاردهم ربیع‌الثانی/6 اسفند ماه و روز یک‌شنبه سیزدهم شوال29 مرداد، دو ماه‌گرفتگی را در گرگان رصد کرد.

    394 قمری/382 خورشیدی: روز یک‌شنبه دوازدهم شعبان/20 مردادماه، ماه‌گرفتگی را در جرجانیه رصد کرد.

    408 قمری/396 خورشیدی: همراه سلطان محمود غزنوی از جرجانیه به غزنه رفت.

    409 قمری/397خورشیدی: عرض جغرافیایی جیخور، در نزدیکی کابل، را با کمک شاقول اندازه گرفت.

    412 قمری/400خورشیدی: اعتدال بهاری و پاییزی و انقلاب تابستانی و زمستانی را در شهر غزنه رصد کرد.

    416قمری/404خورشیدی: نگارش کتاب تحدید نهایات الاماکن را به پایان رساند.

    418قمری/ 405خورشیدی: رساله‌ی استخراج‌الاوتار‌ فی‌الدایره را نوشت.

    420قمری/407خورشیدی: نگارش کتاب التفهیم لاوائل‌الصناعه‌التنجیم را به پایان رساند.

    421قمری/ 408خورشیدی: کتاب تحقیق‌ماللهند را نوشت و رساله‌ی قانون مسعودی را به سلطان مسعود غزنوی هدیه داد.

    425قمری/ 412خورشیدی: فهرست کتاب‌ها و نوشته‌های محمد‌بن‌زکریای رازی و فهرست 113جلد کتاب خود را نوشت.

    442قمری/429خورشیدی: روز جمعه سوم رجب/6 آذرماه، به سوی پروردگار خود رفت.

     

  • +گفتارهایی از ابوریحان

    یکی از راههایی که می تواتند جامعه را نیکو کند تقلید و به کار گیری اخلاق و رفتار علما و دانشمندان است.

    به هر انسانی واجب است که از کوششهای پیشینیان سپاسگزاری نماید و لغزشهای آنها را بی پروا باز گفته و در اصلاح آن بکوشد.

    برتری آدمیان بر جانوران تنها به دانش و علم است. شادی و لذت راستین در پرتو علم بدست می آید.

    کسی می تواند عالم و دانا باشد که امروز برای فردای خویش تدبیر و تفکر نماید و چون فردا رسید از تفکر و تدبیر درباره آنروز بی نیاز باشد.

    علم دانشمند باید چنان باشد که کسی نتواند بین او و علمش جدایی بیفکند.

    دانش ثمره تکرار است. دانشمند باید با تکرار، علم خویش را صیقل دهد و هر روز بر کیفیت آن بیفزاید.

    استاد ابوریحان از نظر دانشمندان جهان نیز یکی از بزرگترین خدمتگزاران دانش و فرهنگ بوده است. سازمان علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو) تصویب کرد که در سال 1352 در سراسر جهان برای او مراسم بزرگداشتی برگزار کنند.

     

  • +ابوریحان و محاسبه "عدد پی"

    در بازگشت به غزنین و در سال 423 هجری قمری، بیرونی تالیف کتاب "قانون مسعودی" را به اتمام رساند و به سلطان مسعود تقدیم کرد. ارزش این کتاب تا حدی بود که آنرا تا حد مقایسه با المجسطی بطلمیوس بالا برد. این کتاب دایرة المعارف کاملی در نجوم به شمار می رفت، همان طور که قانون الطب شیخ الرئیس ابوعلی سینا دایرة المعارف پزشکی بود. 
    ابوریحان، پیلواری را که سلطان مسعود برای قدردانی از قانون مسعودی برایش فرستاده بود باز فرستاد. علاوه بر آن، ابوریحان بر تالیف التفهیم در نجوم و نیز الجماهر در شناخت گوهر ها و کانی شناسی همت گماشت. ابوریحان در محاسبات خویش از نوعی ترازوی ویژه استفاده می کرد که پدربزرگ ماشین حساب های امروزی محسوب می شود. مسائلی را که او در ریاضیات پایه گذاشت، شالوده طرح اعمال و راه حل ها توسط حکیم عمر خیام نیشابوری شد و در قرن هفت از این دو به خواجه نصیرالدین طوسی انتقال یافت. ابوریحان بیرونی فعالیت های ارزشمندی انجام داد:عدد پی را محاسبه کرد؛ محیط زمین را اندازه گیری نمود؛ موقعیت ستارگان را با اسطرلاب بدست­آورد؛ کره جغرافیایی ساخت.
     
    صاحب اعیان‌الشیعه در مورد او می‌گوید:
    «محاسباتش در علوم ریاضی آن چنان دقیق بود كه با اندازه‌گیری‌های زمان ما هیچ‌گونه اختلافی نشان نمی‌دهد و عنوان می‌كند كه برتری بیرونی بر دیگران آن است كه نوشته‌های خود را با خطوط و اشكال همراه می‌كرده است تا خواننده كتاب، افكار او را نه تنها از طریق نظری بلكه از راه عملی آن به خوبی دریابد و فراگیرد. نظر پردازی، نقش کوچکی در تفکر او ایفا می‌کرد وی بر بهترین نظریه‌های علمی زمان خود تسلط کامل داشت اما دارای ابتکار و اصالت زیادی نبود و نظریه‌های تازه‌ای از خود نساخت ابوریحان بیرونی در سال 440 هجری در سن 78 سالگی در غزنه بدرود حیات گفت.»
     
    داستان‌هایی از ابوریحان بیرونی
    پیرمرد باز هم به گذشته اندیشید. سلطان ظالم عصر غزنوی. سلطان محمود. خاطره‌ای به یاد آورد. قصر سرسبز سلطان محمود از طراوت بهار جلا یافته بود. سر سبزی باغ، سلطان را سر شوق آورده بود و او را به سوی خود می‌خواند. تصمیم گرفت که به داخل باغ برود. ناگهان منصرف شد و تصمیمی گرفت. به چهار در خروجی عمارت نظری افکند. سپس رو به ابوریحان کرد و گفت: ای حکیم دانشمند که در علم و حکمت یکه‌تازی. اندیشه و استشاره کن و بگو ما از کدامین یک از این چهار در بیرون خواهیم رفت. آنگاه روی کاغذی بنویس و در زیر تخت من قرار بده. ابوریحان در چهره سلطان نگریست. خنده شومی گوشه لب سلطان بود. بیرونی اسطرلاب خواست. ارتفاع گرفت و محاسبه کرد. چندی که تعقل کرد روی کاغذ چیزی نوشت و در زیر تخت سلطان قرارداد. محمود به یک باره بر خواست و دستور داد تا با بیل و تیشه بر دیوار عمارت شکافی باز کنند و از باغ خارج شد. آنگاه گفت: کاغذ را بیاورید. سلطان محمود کاغذ را خواند. بیرونی این‌طور پیش‌بینی کرده بود: (از این چهار در از هیچ یک بیرون نشود، بر دیوار مشرق دری بکنند و از آن در بیرون شود!) سلطان محمود برآشفت. از خشم تیره شد و فریادکشید. آنگاه دستور داد تا ابوریحان را از بالای عمارت باغ به پایین پرتاب کنند. خواجه حسن به فراست دریافت که شفاعت کردن در آن لحظه موثر نخواهد بود؛ بنابراین دستور داد تا در پایین عمارت دام نرمی قرار دهند. ابوریحان به پایین پرتاب شد و به لطف نرمی دام، از مرگ گریخت. سلطان پس از چند روز از کشتن ابوریحان پشیمان شد. خواجه حسن میمندی شرح‌حال رفته را بازگفت. بار دیگر ابوریحان در نزد سلطان محمود حاضر شد.
    این بار بر چهره سلطان شادی نشسته بود و بر چهره ابوریحان بی‌تفاوتی. محمود گفت: ای ابوریحان! آیا از این که قرار بود از بام عمارت به پایین بیفتی و جان به در ببری نیز خبر داشتی؟ ابوریحان گفت: آری ای امیر. سلطان محمود دلیل خواست. ابوریحان بازگفت: تقویم روزانه‌ام گواه است؛ و تقویم را به محمود نشان داد. سلطان در احکام آن روز ابوریحان این‌گونه خواند: (مرا از جای بلندی بیندازند، ولیکن به سلامت به زمین آیم و تندرست برخیزم!) سلطان محمود بار دیگر خشمگین شد و دستور داد تا ابوریحان را به زندان بیندازند. ابوریحان شش ماه در حبس بود و بار دیگر به وساطت خواجه حسن میمندی آزاد شد.
    پیرمرد، روزهای زندان سلطان محمود را به یاد آورد. چه سال‌های سختی را پشت سر گذاشته بود. سال‌هایی که حق بازگشت به موطن خویش، خوارزم را نداشت. ابوریحان در سال 418 هجری قمری زمان‌سنج ویژه‌ای را بر پایه نظام خورشیدی برای مسجد جامع غزنین ساخت و در همان سال با ملاقات سیاحان چینی درباره سلطان محمود اطلاعات مفیدی از ایشان کسب کرد. ابوریحان بیرونی به واسطه سفرهای پیاپی‌اش به هند در ملازمت سلطان محمود، زبان سانسکریت را آموخت و در باره هندوان دانش‌های بسیاری کسب کرد و سرانجام در سال 424 هجری قمری، شاهکاری به نام تحقیق ماللهند را تألیف نمود.
    پیرمرد به یاد عالمان هم عصر خویش افتاد. ابن هیثم بصری را به یاد آورد که با او در هندسه بحث کرده بود. سپس به یاد ابن‌سینا افتاد و مناظره معروفش با شیخ‌الرئیس را به یاد آورد. ابوریحان از فلسفه یونانی و ارسطویی پرسیده بود و ابن‌سینا پاسخ گفته بود. صحبت آن دو به سکون ارض و میل اجسام به مرکز زمین و امتناع خلأ و ابطال جزء لایتجزی و تناهی ابعاد و ... هم کشیده بود و به اعتراض ابوریحان بر پاسخ‌های ابن‌سینا انجامیده بود.
    پیرمرد، حالا که به گفتگوهایش با ابن‌سینا فکر می‌کرد، افسوس لحظات گذشته را می‌خورد... این قافله عمر عجب می‌گذرد! عمر سلطان پیر به پایان می‌رسید. بوی وطن، مشام ابوریحان را عطرآگین می‌کرد. در عصر سلطان مسعود، ابوریحان اجازه رجعت به دیار خود را دریافت کرد و پس از 13 سال دوباره خوارزم را دید و تاریخ آن جا را نوشت. 
    سال 440 هجری قمری فرا رسیده است. مردی که به جز در نوروز و مهرگان دست از کار نمی‌کشید اینک در بستر بیماری افتاده است. نفس‌های آخر بزرگ‌مرد علم و حکمت فرار سیده است. علی بن عیسی الولواجی به دیدن او آمده است. ابوریحان به یاد مسئله‌ای می‌افتد: ای شیخ! حساب جدات ثمانیه را که وقتی به من گفتی بازگوی که چگونه بود؟! شیخ گفت: ای حکیم بزرگوار. اکنون چه جای این سؤال است؟ ابوریحان می‌گوید: کدامیک از این دو امر بهتر است؟ بدانم و بمیرم یا ندانم و نادان درگذرم؟ شیخ مسئله را بازگفت و از حضور ابوریحان مرخص شد. چندی دور نشده بود که صدای شیون و زاری از خانه او بلند شد... ابوریحان بیرونی در گذشت.
     
    خاطرات ابوریحان
    - ابوریحان در خاطراتی که از هند تعریف می‌کند حکایت‌هایی را از لا بلای متون و فرهنگ مردم آن روز نقل می‌کند. یکی از این حکایات چنین است. در یکی از شب‌های تاریک استادی با شاگردان خویش برای انجام کاری از راهی عبور می‌کردند. در راه به شبحی برخوردند. استاد خطاب به شاگردان گفت که این شبح چیست؟ یکی از شاگردان گفت هوا تاریک است و من نمی‌دانم شبح چیست. دومی نیز به همین صورت پاسخ داد شاگرد بعدی جلو رفت و مشاهده کرد که کدویی بزرگ است که گیاهان به آن پیچیده‌اند. استاد شاگردش را تحسین کرد و گفت آفرین بر تو که می‌دانی شخص زنده نباید در جای خود بایستد و از جستجو در باره حقیقت یک شیء کوتاهی کند. بلکه باید سعی و تلاش نماید تا حقایق را بشناسد و به دلیل تنبلی، رضایت به نادانی و جهل خود ندهد.
    - بعد از حمله سلطان محمود به هند و اشغال بخش بزرگی از کشور، مردم هند به طور گسترده به اسلام روی آوردند. پیشوایان مذهبی هند تلاش می‌کردند تا از این امر جلوگیری کنند. به همین دلیل با یکدیگر مشورت‌ها کرده و طرح‌هایی را مطرح کردند. پس از آن به سلطان محمود و همراهان او پیغام فرستادند که ما حاضریم با شما مناظره کنیم و حقانیت دین خود را به اثبات برسانیم. در این مجلس پیشوایان مذهبی هند در جریان مناظره مطرح کردند که خدای بزرگ هندوها به شکل‌ها و صورت‌های مختلف در میان مردم آشکار می‌شود، چنانکه گاهی به صورت بت در می‌آید و میان آسمان و زمین می‌ایستد؛ و برای اثبات ادعای خود از سلطان محمود و همراهانش خواستند که به معبد هندوها بروند. هنگامی که همه جمع شدند، در معبد بزرگ باز شد همه با تعجب دیدند که بت بزرگی میان سقف و کف تالار قرارگرفته و به هیچ نقطه‌ای متصل نیست. علما و دانشمندان اسلامی می‌دانستند که حیله‌ای در کار است؛ اما نمی‌توانستند آن را اثبات کنند؛ و آن دسته از هندی‌هایی که تازه مسلمان شده بودند نیز فوق‌العاده تحت تأثیر قرار گرفتند. سلطان محمود پس از مشورت به یکی از خدمتکاران دستور داد که به ابوریحان که در این جلسه به دلیل بیماری حضور نداشت خبر داده و او را به معبد بیاورند. ابوریحان پس از دیدن بت و چند لحظه‌ای تفکر به چند نفر از خدمتکاران دستور داد تا گوشه‌ای از دیوار تالار را خراب کنند همه با حیرت به او نگاه می‌کردند. در این لحظه بت کج و سپس سقوط کرد. بعد از آن از ابوریحان راز و رمز آن را پرسیدند. ابوریحان پاسخ داد کار مهم و عجیب و غریبی نبود ولی رمزی داشت و ریاضیدانان هندسی با محاسبه دقیق تالاری ساخته بودند که هر 6 جهت آن تالار تماماً از آهنربا بود و بت نیز از آهن؛ بنابراین از هر سمت نیروی جاذبه معینی به بت آهنی وارد می‌شد و در نتیجه از نظر جاذبه و کشش در تعادل بود. با تخریب قسمتی از دیوار تالار تعادل به هم خورد و بت سقوط کرد.
    - در مجلسی رییس هیئت ترکان ولگا که به دیدار سلطان محمود آمده بود در مورد عجایبی که دیده و شنیده بود سخن می‌گفت. او می‌گفت که بازرگانان ما که به قطب شمال رفته‌اند با پدیده جالبی روبرو شده‌اند. آن‌ها می‌گویند در قطب شمال گاهی خورشید تا چند روز غروب نمی‌کند و از شب خبری نیست. سلطان محمود با عصبانیت گفت که این سخنان کفرآمیز است و شما حق ندارید در حضور من این سخنان را بگویید. در این مجلس ابونصر مشکان و ابوریحان بودند که به سلطان فهماندند که این ادعا درست است.
    - ابوریحان دستگاهی را که زمان برگزاری نماز را معین می‌کرد نزد یکی از سران مذهبی برد و نحوه کار آن را توضیح داد. او گفت که روی این دستگاه نام ماه‌های رومی نوشته‌شده و جایز نیست مسلمانان از آن استفاده کنند زیرا تشبه به کفار است. ابوریحان پاسخ داد رومیان غذا می‌خورند پس غذا خوردن نیز تشبه به کفار است و تو به آن‌ها شبیه مشو و غذا مخور.
    - ابوریحان در پاسخ به شخصی که او و پدرانش را ستوده بود گفت: آگاه باش که با این کار چهره ادب را آلوده کردی. ای سراینده ساده‌لوح، تو خاندان مرا به عظمت و بزرگی یادکرده‌ای و درحالی‌که خود من اطلاع چندانی از نیاکانم ندارم تا چه رسد به تو که هیچ اطلاع و آگاهی نسبت به آن‌ها نداری.

     



ویرایش این مطلب، یا ارسال نظر