ابوبکر محمّد زَکَریای رازی

ابوبکر محمد زکریای رازی (251 ق – 313 ق) پزشک، فیلسوف و شیمی‌دان ایرانی که آثار ماندگاری در زمینهٔ پزشکی و شیمی و فلسفه نوشته است و به‌عنوان کاشف الکل و جوهر گوگرد (اسید سولفوریک) مشهور است.

به گفته جرج سارتن، پدر تاریخ علم، رازی «بزرگ‌ترین پزشک اسلام و قرون وسطی بود.» این دانشمند ایرانی از آن‌جا که کتاب‌های خود را به زبان عربی می‌نوشت، نزد غربیان به جالینوس عرب نیز مشهور بوده‌ است.

به پاس زحمات فراوان رازی در داروسازی روز پنجم شهریورماه (27 اوت)، روز بزرگداشت زکریای رازی شیمی‌دان بزرگ ایرانی و روز داروسازی نام‌گذاری شده است.


امتیاز دهی به مطلب:
 

به اشتراک گذاری مطلب:
ارسال به دوستانارسال به دوستان
  • -زندگینامه

    نام وی محمد و نام پدرش زکریا و کنیه‌اش ابوبکر است. مورخان شرقی در کتاب‌هایشان او را محمد بن زکریای رازی خوانده‌اند، اما اروپائیان و مورخان غربی از او به نام‌های رازس Rhazes=razes و الرازی Al-Razi در کتاب‌های خود یاد کرده‌اند. به گفته ابوریحان بیرونی وی در شعبان سال 251 هجری (865 میلادی) در ری زاده شد و دوران کودکی و نوجوانی و جوانی‌اش دراین شهر گذشت. چنین شهرت دارد که در جوانی عود می‌نواخته و گاهی شعر می‌سروده‌ است. بعدها به زرگری و سپس به کیمیاگری روی آورد. وی در سنین بالا علم طب را آموخت. بیرونی معتقد است او در ابتدا به کیمیا اشتغال داشته و پس از آن‌ که در این راه چشمش در اثر کار زیاد با مواد تند و تیز بو آسیب دید، برای درمان چشم به پزشکی روی آورد. در کتاب‌های مورخان اسلامی آمده‌ است که رازی طب را در بیمارستان بغداد آموخته‌ است، در آن زمان بغداد مرکز بزرگ علمی دوران و جانشین دانشگاه جندی شاپور بوده ‌است. رازی در آخر عمرش نابینا شد، درباره علت نابینا شدن او روایت‌های مختلفی وجود دارد، بیرونی سبب کوری رازی را کار مداوم با مواد شیمیایی چون بخار جیوه می‌داند.

    رازی در تاریخ 5 شعبان 313ق، در ری وفات یافته‌ است. مکان اصلی آرامگاه رازی نامعلوم است.

     

  • +نابینا شدن

    به گفته برخی تذکره نویسان رازی 5 الی 7 سال آخر عمر خود را نابینا شده است. در مورد نابینا شدن رازی سه گفته نقل شده است:

    گفته اول: ابن جلیل آندلسی در تاریخ الحکما گوید رازی کتابی در باب رشته کیمیا و تبدیل مواد به طلا برای منصور بن اسحق حاکم ری تألیف نموده است و منصور دستور داد تا محمد ادعاهای خود را به اثبات برساند و منصور به او گفت برای طبیبی چون تو شایسته نیست کتابش به دروغ آلوده شود و دستور داد تا با کتاب خود آن قدر به سرش کوفتند تا نابینا شد.

    گفته دوم: آن که پاره ای از تذکره نویسان به مانند ابن الندیم در الفهرست و نیز دیگر مورخان نابینائی رازی را به خوردن باقلا و رطوبات حاصله از این ماده در چشم او دانسته اند.

    گفته سوم: گویند در نتیجه ممارست در این حرفه و تماس با آتش و بوهای تند چشم رازی دچار آفات شد و کم کم باعث نابینا شدن وی گردید.

    درباره قول اول در صورت صحت موضوع احتمال دارد که رازی مبتلا به آبشار آب مروارید ( cataracte) شده باشد. قول دوم بسیار بعید به نظر می رسد و با موازین طبی تطبیق نمی نماید. در مورد قول سوم نیز نمی توان قانع شد که رازی به آن علت نابینا شده است.

    اما تنها نظری که مورد اعتماد است این است که رازی مانند تمام مردم دچار آب مروارید ناشی از پیری شده است.

     

  • +دوران جوانی

    دکتر محمود نجم آبادی در کتابی که به نام «محمد زکریای رازی» نگاشته و توسط انتشارات دانشگاه رازی منتشر شده است، پیرامون روزگار جوانی و شروع به تحصیل رازی اینگونه نوشته است: «معلوم نیست زکریا پدر رازی اهل علم بوده و محمد فرزندش را به تحصیل گماشته باشد. بلکه بیشتر چنین به نظر می رسد به مناسبت شغلی که داشته یعنی صیرفی، رازی را به این کسب و کار مشغول داشته است. چنین به نظر می رسد که پدر رازی مایل بوده است که پسر به کسب و کار خود مشغول شود ولی محمد از این امر اعراض می کند.

    از قراین معلوم می شود که رازی پدر را در جوانی از دست داده است. به هر جهت چه محمد در جوانی یا نوجوانی پدر را از دست داده باشد و چه پدر مایل بوده که به کسب و کار خود مشغول شود، رازی در پی کسب علوم زمان می رود، با این تفاوت که به طرف حرفه پدر متمایل می شود و بعداً به جانب کیمیا متوجه می شود. بنابر این معلوم می شود که توجه رازی به شیمی قبل از توجهش به سایر علوم و مخصوصا طب بوده است.»

    همچنین بیهقی در ترجمه تتمه صوان الحکمه در این باره می نویسد: «رازی در عنفوان شباب زرگر بوده است» اما ابن ابی اصیبعه در کتاب خود به نام «عیون الانبیاء فی طبقات الاطباء» آورده که از نسخه سوخته از کتاب منصوری رازی پیدا شده که رازی صیرفی بوده است. اما از دیگر سو آنچه درباره روزگار جوانی رازی مشهود است این است که رازی بخشی از دوران جوانی خود را یا به عبارت دیگر شروع مرحله یادگیری علوم خود را با نواختن ساز عود و سرودن اشعار و آموختن زبان عربی که زبان رایج علمی آن روزگار بوده است آغاز کرده است. سلیمان بن حسان اندلسی در کتاب «طبقات الاطباء و الحکماء» می نویسد: «محمد زکریا در دوران جوانی عود می نواخته و آواز می خوانده. پس از آنکه خط عذارش دمیدن به خود گفت: آن آوازی که از بین شارب و ریش بیرون آید نیکو نیست. بدین جهت از این امر منصرف شد و به جانب فلسفه و طب و کیمیا رفت، تا آنکه پیشوای این دانش ها شد.»

    لوئی فیگیه در کتاب «زندگانی علمای مشهور آورده است که: رازی در بیست سالگی نواختن عود را کنار گذارده و به جانب فلسفه و طبیعیات و اخلاق و طب رفته. ابوریحان بیرونی درباره روزگار جوانی محمد زکریا می نویسد: « رازی ابتدا به کیمیا اشتغال داشت و چشم خود را که در معرض بوهای تند و تیز بود معیوب ساخت و بر اثر توجه به درمان چشم به جانب پزشکی رفت.»

     

  • +سفر به بغداد

    رازی در سی سالگی به بغداد رفت و چون بر بیمارستان مقتدر گذر کرد به طب دلبستگی یافت و به تحصیل این علم پرداخت و چون در آن چیره دست شد، به ری بازگشت و به خدمت منصور بن اسحاق حاکم ری در آمد و سرپرست بیمارستان ری شد. در همين شهر بود كه كتاب طب المنصوری را به نام او نوشت كه يكی از شناخته شده ترين و پرآوازه ترين نوشته های او در غرب است. ترجمه ی اين كتاب، نخستين كتاب پزشكی است كه با شيوه ی چاپ گوتنبرگی در اروپا چاپ شد.
    بعدها به بغداد رفت و ریاست بیمارستان معتضد را بر عهده گرفت و شهرت وی در بغداد به جایی رسید که سابقه نداشت. برخی گمان می كنند كه رازی رياست بيمارستان عضدی را بر عهده داشته است كه به دست عضدالدوله­ی ديلمی به سال 372 بازگشايی شد. اما رازی نزديك نيم سده پيش از بازگشايی آن بيمارستان از دنيا رفت و به نظر ميرسد بيمارستانی كه غلام معتضد ساخت، طی زمان با بيمارستان عضدی مشتبه شده باشد.
     
  • +اخلاق و صفات رازی

    رازی مردی خوش‌خو و در تحصیل کوشا بود. وی به بیماران توجه خاصی داشت و تا زمان تشخیص بیماری دست از آن‌ها برنمی‌داشت و نسبت به فقرا و بینوایان بسیار رئوف بود. رازی برخلاف بسیاری از پزشکان که بیشتر مایل به درمان پادشاهان و امراء و بزرگان بودند، با مردم عادی بیشتر سروکار داشته ‌است. ابن‌ الندیم در کتاب «الفهرست» خود می‌گوید: «تفقد و مهربانی به همه کس، به ویژه فقراء و بیماران داشته، از حالشان جویا، و به عیادتشان می‌رفت و مقرری‌های کلانی برای آن‌ها گذاشته بود.» رازی در کتابی به نام صفات بیمارستان این عقیده را ابراز می‌دارد که هر کس لایق طبابت نیست و طبیب باید دارای صفات و مشخصه‌های ویژه‌ای باشد. رازی درباره جاهل عالم‌ نما افشاگری‌های متعددی صورت داده‌ است و با افراد کم‌ سواد که خود را طبیب می‌نامیدند و اطرافیان بیمار که در طبابت دخالت می‌کردند به شدت مخالفت می‌کرد و به همین سبب مخالفانی داشت.

     

  • +استادان و شاگردان

    درباره استادان و پیشکسوت‌های رازی میان کارشناسان و تاریخ‌ نویسان اتفاق نظر وجود ندارد. گروهی او را شاگرد علی بن ربن طبری و ابوزید بلخی می‌دانند اما عده‌ای دیگر بنا بر شواهد و دلایلی این موضوع را رد می‌کنند. ناصرخسرو در زاد المسافرین صفحهٔ 98 از شخصی به نام ایرانشهری به‌ عنوان «استاد و مقدم» محمد زکریا نام می‌برد اما هیچ نشانی از این شخص به ‌دست نیامده ‌است. از این نام‌ها به عنوان شاگردان رازی یاد شده‌ است: یحیی بن عدی، ابوالقاسم مقانعی، ابن قارن رازی، ابوغانم طبیب، یوسف بن یعقوب، محمد بن یونس و ابوالحسن طبری.

     

  • +پزشکی

    رازی طبیبی حاذق و پزشکی عالی‌ قدر بود و در زمان خود شهرت به ‌سزایی داشت. رازی از زمرهٔ پزشکانی است که بعضی از عقاید وی در درمان طب امروزی نیز به‌ کار می‌رود، مخصوصاً در درمان بیماران با مایعات و غذا. پزشکان و محققین از کتاب‌ها و رسالات رازی در سده‌های متمادی بهره‌ها برده‌اند. ابن‌ سینا رازی را در طب بسیار عالی‌ مقام می‌داند و می‌توان گفت برای تالیف قانون از الحاوی رازی استفاده فراوان کرده است.

     

  • +شيوه رازی در پزشكی

    رازی در پزشكی بسيار نوآور بود و پيروی كوركورانه از پزشكان پيش از خود را روا نمي‏دانست. او كتابی به نام شكوك نوشته و نظريه ها و روشهای درمانی نادرست جالينوس را بر شمرده است. او بر اين باور بود كه "تجربه بهتر از علم طب است" و منظور او از علم طب، نوشته های پيشينيان است. يادداشتهای  او كه در آنها به دقت فراوان چگونگی وضعيت بيماران و بهبودی آنها را توصيف كرده است، او را يكی از برجسته ترين پزشكان بالينی همه ی دورانها ساخته است. يكی از آن ياداشت ها اين گونه است:

    "عبدالله بن سواده دچار تبهای نامنظمی بود كه گاه هر روز به وی عارض ميگشت و زمانی يك روز در ميان و گاهی هر چهار روز و شش روز. و پيش از عارض شدن تب، لرز مختصری به او دست ميداد و به دفعات بسيار بول ميكرد. من اين نظر را ابراز داشتم كه اين تبها ميخواهد به تب ربع مبدل شود و يا اين است كه بيمار زخمی در كليه دارد. پس از اندكی در بول بيمار چرك ظاهر شد. من به او خبر دادم كه ديگر تب باز نخواهد گشت و چنين شد.

    تنها چيزی كه مانع آن بود كه در نخستين بار نظر خود را درباره ی اين كه بيمار زخم كليه دارد، ابراز كنم اين بود كه پيش از آن به تب غب و تبهای ديگر مبتلا بود و گمان ميرفت كه اين تبهای نامنظم از التهاباتی باشد كه چون نيرو گيرد به تب ربع مبدل خواهد شد. به علاوه، بيمار به من شكايت نكرده بود كه در ناحيه ی گردهاش سنگينی مانندی دارد كه چون بر ميخيزد آن را احساس ميكند و من نيز فراموش كرده بودم كه دراين باره چيزی از او بپرسم. در واقع ميبايستی بسياری بول گمان مرا در زخم كليه ی وی قويتر كند، منتها نمی دانستم كه پدرش نيز سستی مثانه دارد و از چنين دردی شكايت ميكند."

    زمانی كه در بيمارستان ری پزشك مسوول بود، در حالی كه شاگردانش و شاگردان شاگردانش پيرامون او را گرفته بودند، به كار بيمارستان رسيدگی ميكرد. هر بيماری كه به بيمارستان وارد ميشد، نخست در نزد شاگردان شاگردان معاينه می شد و اگر مساله‏ای برای آنها دشوار مي‏‏آمد، با شاگردان اصلی رازی عرضه ميشد و اگر آنها نيز در تشخيص بيماری در مي‏ماندند، به خود رازی مراجعه مي‏كردند. اين شيوه ی سازماندهی پزشكان از يادگارهای رازی است كه هنوز هم در بيمارستان های آموزشی جهان رعايت مي‏شود.

    هنگامی كه ميخواستند بيمارستان معتضدی بغداد را بسازند، با او برای جای مناسب بيمارستان مشورت كردند. رازی فرمان داد قطعه های مساوی از گوشت را در محله های گوناگون شهر بياويزند و آن جايی را برگزينند كه قطعه گوشت ها در آنجا ديرتر از جاهای ديگر فاسد شده است. رازی در آن بيمارستان بخش ويژه بيماران روانی بنيان گذاشت و برای هر گروه از بيماران رژيم غذايی مناسب آنها را تعيين كرد.

     

     

  • +نوشته های رازی

    رازی پژوهشگر و نويسنده پركاری بوده و خود در اين باره در كتاب "السيرة الفلسفية" چنين نوشته است: « كوشش و پشتكار من در فراگيری دانش به اندازه‏ای بود كه به خط تعويذ (خط ريز) بيش از 20 هزار ورقه چيز نوشتم و پانزده سال از عمر خود را شب و روز در تاليف جامع كبير(همان حاوي) صرف كردم و بر اثر همين كار در نيروی بينايی من سستی پديد آمده و عضله دستم گرفتار سستی شده و من را از نوشتن محروم ساخته است. با اين همه، از جست و جوی دانش باز نمانده ام و پيوسته به ياری اين و آن ميخوانم و بر دست ايشان می نويسم.»
    نخستين فهرست از نوشته های رازی را خود او فراهم كرده كه ابن نديم آن را در الفهرست آورده است. ابن قفطی نيز در كتاب خود با نام اخبار الحكماء، آن فهرست را به نقل از ابن نديم آورده است. سپس، ابوريحان بيرونی كتابی پيرامون نوشته های رازی نوشت كه پول كراوس، خاورشناس فرانسوي، در سال 1936 آن را با عنوان "رساله ابيريحان فی فهرست كتب محمد بن زكريای رازي" به چاپ رساند. البته، بيرونی فهرست كتابهای خود را تا سال 427 قمري، كه در آن هنگام 65 سال داشت، نيز در اين رساله آورده است.
    بر پايه فهرست بيروني، رازی 184 كتاب در موضوعهای گوناگون نوشته است: پزشكي، 56 كتاب؛ طبيعيات، 33 كتاب؛ منطق، 7 كتاب؛ رياضيات و اخترشناسي، 10 كتاب؛ تفسير و تخليص كتابهای فلسفی و پزشكی ديگران، 7 كتاب؛ علوم فلسفی و تخميني، 17 كتاب؛ ماوراءالطبيعه، 6 كتاب؛ الهيات، 14 كتاب؛ كيميا، 22 كتاب؛ كفريات، 2 كتاب و فنون مختلفه، 10 كتاب.
    ابنابی اصيبعه، از پزشكان سده هفتم هجري، در كتاب عيون الانباء فی طبقات الاطباء، 238 كتاب برای رازی فهرست كرده است. محمود نجم آبادي، پژوهشگر تاريخ علم، با برابر نهادن فهرست بيروني، ابنقفطي، ابنابی اصيبعه و ابننديم، كتابی به نام مولفات و مصنفات ابوبكر محمد بن زكريای رازي، فراهم آورده است كه در سال 1339 از سوی انتشارات دانشگاه تهران منتشر شد. او دراين كتاب 271 كتاب برای رازی برشمرده است.
     
  • +تشریح

    در دوران رازی تشریح جسد انسان رواج نداشت و این کار را ناپسند و خلاف آموزه‌های دینی می‌دانستند و عموماً به تشریح میمون می‌پرداختند. رازی در کتاب‌های خود از جمله کتاب "الکناش المنصوری" از تشریح استخوان‌ها و عضلات، مغز، چشم، گوش، ریه، قلب، معده و کیسه صفرا و… سخن گفته‌ است و طرز قرار گرفتن ستون فقرات و سوراخ‌ها و زائده‌های آن و نخاع شوکی را به خوبی شرح داده‌ است. رازی نخستین پزشکی است که برخی از شعبه‌های اعصاب را در سر و گردن شناخته و پیرامون آن‌ها توضیحاتی داده ‌است.

     

  • +جراحی

    اگرچه رازی به عنوان پزشک مشهور است اما بعضی از مورخان او را به نام «جراح» می‌شناسند. از مطالعهٔ آثار وی چنین برمی‌آید که در جراحی صاحب ‌نظر بوده‌ است. وی درباره «سنگ کلیه‌ها و مثانه» کتابی نوشته و درآن تاکید کرده ‌است در صورتی که درمان سنگ مثانه با راه‌های طبی مقدور نباشد، باید به عمل جراحی پرداخت و در این کتاب از اسبابی که با آن عمل سنگ مثانه را انجام می‌داده، نام می‌برد. رازی اولین طبیبی یا (پزشکی) است که در عالم طب از سل مفصلی انگشتان صحبت کرده ‌است. در شکسته ‌بندی و دررفتگی‌ها قدم‌هایی برداشته و آثاری از خود به جا گذاشته ‌است.

     

  • +نظریه اتمی و رازی

    در فرآیند دانش کیمیا به علم شیمی توسط رازی، نکته‌ای که از نظر محققان و مورخان علم، ثابت گشته، نگرش "ذره یابی" یا اتمیستی رازی است. کیمیاگران، قائل به تبدیل عناصر به یکدیگر بوده‌اند و این نگرش موافق با نظریه ارسطویی است که عناصر را تغییرپذیر یعنی قابل تبدیل به یکدیگر می‌داند. لیکن از نظر ذره گرایان عناصر غیر قابل تبدیل به یکدیگرند و نظر رازی هم مبتنی بر تبدیل ناپذیری آنهاست و همین علت کلی در روند تحول کیمیایی کهن به شیمی نوین بوده است. به تعبیر تاریخی زکریا، "کیمیا" ارسطویی بوده است و "شیمی" دموکریتی است. به عبارت دیگر، شیمی علمی رازی، مرهون نگرش ذره‌گرایی است، چنانچه همین نظریه را بیرونی در علم "فیزیک" به کار بست و بسط داد.

    در اروپا فرضیه اتمی را "دانیل سرت" Daniel Seer در سال 1619 از فلاسفه یونانی گرفت که بعدها "روبرت بویل" آن را در نظریه خود راجع به عنصرها گنجاند. با آنکه نظریه بویل با دیدگاه‌های کیمیاگران قدیم تفاوت آشکار دارد نباید گذشت که از زمان فیلسوفان کهن تا زمان او، تنها رازی قائل به اتمی بودن ماده و بقاء و قدمت آن بوده است و با آن که نظریه رازی با مال بویل و یا نگرش نوین تفاوت دارد، لیکن به نظریات دانشمندان شیمی و فیزیک امروزی نزدیک است.

     

  • +شیمی و داروسازی

    رازی تحصیل شیمی را پیش از پزشکی شروع کرده ‌است و در آن آثاری چشمگیر از خود برجا گذاشته ‌است. عمدهٔ تأثیر رازی در شیمی طبقه‌ بندی او از مواد است. او نخستین کسی بود که اجسام را به سه گروه جمادی، نباتی و حیوانی تقسیم کرد. وی پایه‌گذار شیمی نوین است؛ با وجود آن‌که کیمیاگری را باور دارد. «هر چند که بعضی از کیمیاگران معاصر در ایران نوعی از تبدل ناقص فلزات را به طلا «تبدل رازی» می‌نامند. ولی چون رازی از دیدگاه مراحل بعدی علم در نظر گرفته شود، باید او را یکی از بنیان‌ گذاران علم شیمی بدانیم.» در کتاب «سرّ الاسرار» او می‌خوانیم که مواد را به دو دسته فلز و شبه فلز (به گفته او جسد و روح) تقسیم می‌کند و اگر در این زمینه اشتباهاتی می‌کند، چندان گریزی از آن ندارد. برای نمونه جیوه را شبه‌ فلز می‌خواند در صورتی که فلز بودن جیوه اکنون آشکار است.

    کشف‌های بسیار به رازی نسبت داده می‌شود از جمله:

    رازی کاشف الکل است.

    از تأثیر محیط قلیایی بر کانه پیلیت، اسید سولفوریک فراهم کرد و با داشتن اسید سولفوریک بدست آوردن دیگر اسیدها آسان بود.

    از تأثیر آب‌ آهک بر نوشادور (کلرید آمونیوم)، اسید کلریدریک بدست آورد.

    با اثر دادن سرکه با مس، استات مس یا زنگار تهیه کرد که با آن‌ها  زخم را شستشو می‌دادند.

    از سوزاندن زرنیخ، اکسید آرسنیک یا مرگ موش فراهم کرد.

    برای نخستین بار از نارنج اسید سیتریک تهیه کرد.

    او نخستین پزشکی است که داروهای سمی آلکالوئیدی ساخت و از آن‌ها برای درمان بیمارانش بهره گرفت.

     

  • +دین

    رازی کتب زیر را در مورد دین نگاشته است:

    فی ان للانسان خالقا متقنا حکیما که در آن می گوید انسان قطعا خالق حکیمی داشته است.

    رساله ی " الی علی بن شهید البلخی فی تثبیت المعاد ". همچنان که از نام کتاب پیداست و "ابن ابی اصیبعه" نیز می گوید، کتاب در نقد نظریه منکران معاد است.

    " فی ان النفس لیس بجسم " در مورد جدا بودن روح از جسم.

    "النقض علی الکیال فی الامامة"

    "کتاب الامام والمأموم المحقین"

    او همچنین کتب زیر را در زمینه امامت نگاشته است:

    فی آثار الامام الفاضل

    رازی به خدا و ماوراءالطبیعه اعتقاد داشت، و سخت پابند به توحید و معاد و اصالت و بقاء روح بود.

    با این وجود، وی نبوت و وحی را نفی می‌کرد و ضرورت آن را نمی‌پذیرفت. کتب زیر به این اعتقاد وی اشاره دارند.

    «فی‌النبوات» که دیگران به طعن و استهزاء نام او را «نقض الادیان» نهاده اند.

    «فی حیل المتنبین»دیگران به طعن نام او را «مخارق الانبياء» گذاشته اند.

    دو کتاب بالا اکنون در دست نیست. اما جنیفر مایکل در کتابش نقل قول هایی از کتب بالا می آورد. همچنین احمد بیرشک می نویسد: «از تعلیمات او این بود که همه آدمیان سهمی از خرد دارند که بتوانند نظرهای صحیح درباره مطالب عملی و نظری به‌ دست آورند، آدمیان برای هدایت شدن به رهبران دینی نیاز ندارند، در حقیقت دین زیان‌ آور است و مسبب کینه و جنگ. نسبت به همه مقامات همه سرزمین‌ها شک داشت.».

    گروهی معتقدند این تفکرات رازی موجب خشم علمای اسلامی علیه او شد و او را ملحد خواندند و آثار او را رد کردند و دست به نابودی آنها زدند. گروهی نیز معتقدند «چگونه ممکن است کسی همه اصول مبدأ و معاد و روح و نفس را پذیرفته باشد و منکر نبوات و شرایع باشد؟». آنها خصوصا به این نکته اشاره دارند که رازی سه کتاب در مورد امامت نگاشته. در حالی که «کسی که منکر شرایع و نبوات باشد درباره امامت حساسیتی ندارد.»

    برخی همچون نویسنده "خزینة الصفیا" او را از اکابر صوفیه می‌شمارند که پیوسته از خوف خدا در گریه بود.

     

  • +فلسفه

    رازی از تفکرات فلسفی رایج عصر خود که فلسفه ارسطویی- افلاطونی بود، پیروی نمی‌کرد و عقاید خاص خود را داشت که در نتیجه مورد بدگویی اهل فلسفه هم‌عصر و پس از خود قرار گرفت. رازی را می‌توان برجسته‌ترین چهره خردگرایی و تجربه‌ گرایی در فرهنگ ایرانی و اسلامی نامید. وی در فلسفه به سقراط و افلاطون متمایل بود و تأثیراتی از افکار هندی و مانوی در فلسفه وی به چشم می‌خورد. با این وجود هرگز تسلیم افکار مشاهیر نمی‌شد بلکه اطلاعاتی را که از پیشینیان بدست آورده بود مورد مشاهده و تجربه قرار می‌داد و سپس نظر و قضاوت خود را بیان می‌دارد و این را حق خود می‌داند که نظرات دیگران را تغییر دهد و یا تکمیل کند.

    از آراء رازی اطلاع دقیقی در دست نیست جز در مواردی که در نوشته‌های مخالفان آمده ‌است. در نظر رازی جهان جایگاه شر و رنج است اما تنها راه نجات، عقل و فلسفه ‌است و روان‌ها از تیرگی این عالم پاک نمی‌شود و نفس‌ها از این رنج رها نمی‌شوند مگر از طریق فلسفه.

    در فلسفه اخلاق رازی مساله لذت و رنج اهمیت زیادی دارد. از دید وی لذت امری وجودی نیست، یعنی راحتی از رنج است و رنج یعنی خروج از حالت طبیعی بوسیله امری اثرگذار و اگر امری ضد آن تأثیر کند و سبب خلاص شدن از رنج و بازگشت به حالت طبیعی شود، ایجاد لذت می‌کند. رازی فلسفه را چنین تعریف می‌کند که چون «فلسفه تشبه به خداوند عزوجل است به قدر طاقت انسانی» و چون آفریدگار بزرگ در نهایت علم و عدل و رحمت است پس نزدیکترین کسان به خالق، داناترین و عادل‌ترین و رحیم‌ترین ایشان است.

    ویژگی رازی در این بود که بنای فلسفه اش را نه بر مبنای دو فرهنگ مسلط یونانی و اسلامی، که بر مبنای فلسفه ایرانی و بابلی و هندی پایه گذاری کرده بود. مهم‌ترین سؤال فلسفی او این بود: «اگر خداوند خالق جهان است، چرا پیش از خلق جهان جهان را خلق نکرد؟»

    در ماوراءالطبیعه رازی پنج اصل وجود دارند که قدیم هستند و همین موجب شد که مسلمانان او را «دهری» بدانند: خالق، نفس کلی، هیولی اولی (ماده اولیه)، مکان مطلق، و زمان مطلق یا دهر.

     

  • +گفتارهایی از رازی

    «ادیان و مذاهب علت اساسی جنگ‌ها و مخالفت با اندیشه‌های فلسفی و تحقیقات علمی هستند. کتاب‌هایی که به نام مقدس آسمانی معروف‌اند، کتب خالی از ارزش و اعتباراند و آثار کسانی از قدما مانند افلاطون و ارسطو و سقراط خدمت مهم‌تر و مفیدتری به بشر کرده است.» «تجربه بهتر از علم طب است.»

     

  • +شعری از رازی

    لعمرک ما ادری و قد آذن البلی

    بعاجل تر حال الی این تر حالی؟

    و این محل الروح بعد خروجه

    من الهیکل المنحل و الجسد البابی؟

    ترجمه: به خدا سوگند، اکنون که فرسودگی و پیری خبر مرگ مرا می دهد نمی دانم به کجا خواهم رفت و محل و مکان روح پس از خروج از این بدن فرسوده و پوسیده کجاست؟

     



ویرایش این مطلب، یا ارسال نظر