ابن شهر آشوب

 

محمد بن على بن شهر آشوب سروى مازندرانى، از عالمان بزرگ و فقیه و محدث معروف شیعی در اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجرى است

 


امتیاز دهی به مطلب:
 

به اشتراک گذاری مطلب:
ارسال به دوستانارسال به دوستان
  • -زندگینامه

    ابوجعفر محمد بن على بن شهر آشوب سروى مازندرانى (ره)، معروف به رشید الدین و ابن شهرآشوب و ملقب به شیخ‌ الطایفه ثانی، فقيه، متكلم، مفسر، محدث و اديب بزرگ اماميه (شیعه دوازده امامی) در قرن پنجم و ششم هجرى قمری است. او در جمادی الثانی سال 488 ق (تیرماه 474 ش) به دنیا آمد. در مکان ولادت وی اختلاف است. گروهی مازندران و گروهی بغداد را محل ولادتش می‏دانند.

    جد او شیخ شهر آشوب بن كیاكی، از دانشمندان بزرگ شیعه و از مردم ساری بود كه در گروه شاگردان نامی و ممتاز شیخ طوسی به شمار می‌رفت. 
    پدرش شیخ علی، فرزند شیخ شهرآشوب نیز از فقیهان و محدثان فاضل و از دانشمندان بزرگ شیعه محسوب می‌شد كه در تربیت فرزند خویش از جان و دل تلاش كرد. ابن شهرآشوب به واسطه‏ى پدر و پدربزرگ خود از شیخ طوسی روایت مى‏كرد.

    ابن شهر آشوب، حافظ قرآن، شاعر، عالم به علم حدیث و مفسر قرآن بود. وی را فردی عقل‏گرا و شخصیتی معتدل می‏دانند که به سبب کثرت معلومات و مطالعه در آثار شیعه و سنی، مورد توجه علمای هر دو مذهب شیعه و سنی و مورد اعتمادشان بود.

    وی سفرهای متعددی را برای حضور در جلسات درس اساتید مختلف انجام داد و آثار گرانبهایی چون تفسیر قرآن و مناقب آل ابی طالب و... و شاگردان بزرگی چون ابن زهره و ابن ادریس حلی و... از خود به یادگار گذاشت.

    این عالم بزرگ 100 سال زندگی کرد و در شعبان سال 588 ق (شهریور 571 ش)، در شهر حلب دیده از جهان فروبست و در نزدیکی همان شهر، در جوار مرقد حضرت محسن بن ابی عبدالله الحسین (علیه السّلام) به خاک سپرده شد.

     

  • +تحصیلات

    ابن شهر آشوب در سن هشت سالگى حافظ قرآن شد و دروس مقدماتى و ادبى را فرا گرفت و بعد از آن به تحصیل علوم و معارف دینى مثل فقه اصول، حدیث، رجال، کلام و تفسیر پرداخت.

    از جمله اساتید وی پدر و جدّش و بزرگانی چون شیخ طبرسی، عبدالواحد آمدی و قطب الدین راوندی بودند. ولی از آنجا كه آن بزرگان هر یک در شهر و دیاری دور از هم زندگی می‌كردند؛ ابن شهر آشوب در راه كسب علم و معرفت و برای استفاده از محضر دانشوران بزرگ شیعه در اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری سالها از این شهر به آن شهر و از این دیار به آن دیار در حال مهاجرت و گشت و گذار بوده است

     

  • +اساتید

    ابن شهرآشوب داراى استادان و مشایخ متعدد از عالمان خاصه و عامه بوده است. او در مقدمه كتاب المناقب ضمن يادكرد اساتيد و مشايخ، طرق و اسانيد خود را در كتب فريقين (سنی و شیعه) نیز ذكر نموده است.

    از اساتید ابن شهرآشوب می‏توان به افراد زیر اشاره کرد:

    شیخ شهر آشوب (جد بزرگوار وی؛ دریافت اجازه روایت)

    على بن شهرآشوب (پدرش؛ دریافت اجازه روایت)

    فتال نيشابورى (التنوير فى معانى التفسير و روضةالواعظين وبصيرة المتعظين را نزد وی آموخت.)

    ابوالفتوح رازى (از سوی او در روايت روض الجنان مجاز بوده است.)

    ابوالفضل بن على بن حسين سروى

    فضل الله بن على بن حسين كاشانى

    شیخ ابوعلی فضل بن حسن طبرسی (امین الاسلام طبرسی، متوفی 548 ق، مفسر بلند آوازه شیعه و از عالمان و محدثان بزرگ قرن ششم هجری است كه دارای تألیفات زیادی چون: تفسیر مجمع البیان و جوامع الجامع، اعلام الوری و ... می‌باشد. ابن شهرآشوب مجمع البيان و اعلام الورى را نزد او فرا گرفت و از او اجازه روایت دریافت کرد.)

    قاضی سید ناصح الدین آمدی (متوفی 550 ق) صاحب كتاب ارزنده «غرر الحِكم و دررُ الكلم» 

    سید ضیاء الدین فضل الله راوندی كاشانی

    قطب الدین راوندی (دریافت اجازه روایت)
    ابوالحسن علی بن ابی القاسم بیهقی، معروف به ابن فندق (متوفی 565 ق) او مورخ شهیر خراسانی و یكی از علمای بزرگ شیعه در قرن ششم هجری است.

    عبدالجلیل رازی قزوینی (متوفی 560 ق) از علمای بزرگ عصر خود و از اساتید بلند پایه ابن شهر آشوب بود كه دارای كتاب معروفی به نام «النقض» می‌باشد.

    ابومنصور طبرسی، نویسنده كتاب ارزشمند «الاحتجاج» (دریافت اجازه روایت)

     

    از مشايخ اهل سنّت ابن شهرآشوب

    احمد غزالى

    زمخشرى (ابن شهر آشوب در نزد او كتاب «تفسیر كشّاف» و «ربیع الابرار» و «الفایق فی غریب الحدیث» را كه همه از تألیفات خود زمخشری است، خوانده و ازاین استاد اجازه نقل روایات آن كتابها را نیز گرفته است.)

    خطيب خوارزمى

    ابوعبدالله محمد بن احمد نطنزی، مؤلف كتاب «الخصائص العلویه علی سائر البریه»

     

  • +سفرها

    وى پس از سالیانى اقامت در حوزه‌هاى علمیه ایران و استفاده از محضر دانشمندان و اساتید بزرگ و مسافرت‌ هاى علمى در سرزمینهاى مختلف ایران، در سال 547 ق به بغداد عزیمت کرد. نقل شده وی به دنبال درگیری با حکمران مازندران راهی بغداد شد. در بغداد که پایتخت بنى‏عباس و مشهورترین مرکز علوم اسلامى آن روزگار بود و دانشمندان زیادى در آن زندگى مى‏کردند؛ اقامت گزید و به تدریس علوم و فنون مختلف پرداخت. مدتى که در بغداد اقامت داشت؛ همچنین به وعظ و تدریس همت گماشت و چنان مقبولیت یافت که خلیفه وقت به وی خلعت پوشانید و به دلیل بلاغتش در خطبه، مورد پسند "مقتفى"، خلیفه‏ى عباسى، واقع شد و مواعظش در وى مؤثر افتاد و منصب تدریس در بغداد و لقب رشیدالدین را دریافت کرد.

    در ابتدای دوران خلافت سی و سومین خلیفه عباسی، "مستضی" (575 ـ 566) ابن شهرآشوب در بغداد بود و مستضی در تقویت افكار و گسترش عقاید و اقتدار علمای حنبلی سعی و كوشش می‌نمود. رفته رفته فعالیتهای چشمگیر ابن شهرآشوب از سوی مخالفان نادیده انگاشته می‌شد و او را تضعیف می‌كردند. از این رو بغداد دیگر مكان مناسبی برای ارائه فعالیت ابن شهرآشوب نبود. وی بغداد را به قصد شهر تاریخی و عالم پرور حلّه ترک كرد و به آن دیار مهاجرت نمود. ابن شهرآشوب در سال 567 ق كرسی درس خود را در حلّه رونق بخشید و شروع به تدریس و تربیت شاگرد نمود و پس از سالیان دراز، حلّه را ترک كرد و به شهر موصل رفت و پس از اقامت زیادی در موصل سرانجام به شهر حلب (شهر ستارگان) هجرت كرد.
    نویسنده روضات الجنات می‌گوید: 
    «علت انتقال ابن شهرآشوب از عراق به شهر حلب آن بود كه شهرستان مزبور در آن روزگار مجمع رجال و بزرگان بوده و مردم آنجا هم عموماً با امامی مذهبان بخوبی رفتار می‌كرده و به مناسبت اینكه شهرستان حلب تحت نظر آل حمدان بود كه امامی مذهب بوده‌اند ... نسبت به علمای شیعه احترام می‌كردند.»

     

  • +شاگردان

    ابن شهر آشوب از همان سالهاى جوانى که در ایران و عراق مشغول تحصیل بود، تدریس هم مى‏کرد. وى هر علمى از علوم اسلامى را که به حد کمال دارا بوده، شروع به تدریس آن علم مى‏کرده است. ابن شهرآشوب یكی از اساتید علم حدیث و اجازه نقل حدیث بوده است. وی از اساتید خویش اجازه نقل روایت داشته و از آنها روایت می‌كرده است.

    از شاگردان و راويان او نيز مى توان به افراد زیر اشاره کرد:

    ابن ادريس حلى

    ابن بطريق حلى

    علامه سید محمد بن زهره حلبى
    شیخ جمال الدین ابوالحسن على بن شعره حلى
    شیخ تاج الدین حسن بن على دربى
    شیخ یحیى بن محمد سوراوى
    یحیى بن ابى طى حلبى
    سید کمال الدین حیدر حسینى 

    همچنین محقق حلی خود را با یک واسطه شاگرد ابن شهر آشوب می‏دانسته است.

     

  • +آثار و تألیفات

    مناقب آل ابى طالب

    مثالب النواصب

    [اعلام] الطرائق فى الحدود و الحقائق

    مائدة الفائدة

    الأسباب و النزول على مذهب آل الرسول

    متشابه القرآن

    الأوصاف

    امثال فی الامثال

    المنهاج الجدیده

    انساب آل ابی‌طالب

    نخب الاخبار الخصائص الفاطمیه

    بیان التنزیل

    الموالید

    المحزون المكنون فی عیون الفنون

    الحاوی

    الفصول فی النحو

    نخب الاخبار

    الخصایص الفاطمیه

    الاربعین حدیثاً (در مناقب حضرت فاطمه ـ‌علیهما السّلام )

    معالم العلماء (كه‌ تلخيصى‌ است‌ از فهرست‌ شيخ‌ طوسى‌ و زياداتى‌ بدان‌ افزوده‌ شده‌ است.)
    متأسفانه از آثار متعدد ابن عربی، تنها كتاب هاى متشابه القرآن، المناقب و معالم العلماء در دسترس است. علامه مجلسى در ذكر مصادر بحارالانوار، افزون بر اين سه كتاب از كتابى به نام بيان التنزيل از ابن شهرآشوب ياد كرده كه احتمالاً همان كتاب اسباب النزول است.
     

    تفسیر ابن شهر آشوب

    نام کتاب تفسیر ابن شهرآشوب، متشابه القرآن است. از متن تفسير بر مى‏آيد كه نگارش كتاب متشابه القرآن پس از تأليف كتابهاى مناقب آل ابى طالب و مثالب النواصب بوده و به گفته ابن شهر آشوب در پایان همین کتاب تفسیر، نگارش آن در سال 570 ق، به پایان رسیده است. شيخ آقابزرگ تهرانى به استناد معالم العلماء و برخى از اجازات ابن شهرآشوب كه در رياض العلماء آمده؛ نام تفسير ابن شهرآشوب را «متشابه القرآن و مااختلف العلماء فيه من الآيات» ياد كرده و درباره آن مى‏گويد: «كتاب شگفتى است كه نشانگر دانش گسترده نويسنده است.» اين كتاب با مقدمه علامه شهرستانى در سال 1367 ق، در تهران به چاپ رسيده و ديگربار به سال 1369ق، به كوشش "حسن مصطفوى" و با نام "متشابهات القرآن و مختلفه" انتشار يافته است.

    تفسیر ابن شهرآشوب در ده باب و هر باب در چندین فصل سامان یافته است.

    ابواب کتاب بدین ترتیب است:
    باب مایتعلق بأبواب التوحید (شامل آیات مربوط به خداشناسى و اسماء و صفات بارى تعالى, نفى تشبیه و تجسیم)
    باب ما یدخل فى ابواب العدل (شامل آیات پیرامون عدل الهى، مشیت و اراده خدا، اختیار انسان، نفى جبر و تفویض)
    باب ما جاء فى النبوات (شامل آیات مربوط به نبوت مانند عصمت انبیا و داستان هاى پیامبران)
    باب ما یتعلق بالإمامة (شامل مباحثى مانند ضرورت وجود امام، عصمت امام، علم امام و امامان دوازدهگانه)
    باب المفردات (مسائل پیرامون معاد از قبیل توبه، حبط و تکفیر، شفاعت، خلود و موضوعاتى که در ابواب یاد شده نمى‏گنجید)
    باب ما یتعلق باصول الفقه
    باب ما یحکم علیه الفقهاء
    باب الناسخ و المنسوخ
    باب مما جاء من طریق النحو
    باب النوادر (شامل مباحث ادبى ـ قرآنى)

     

    روش و منابع تفسیر ابن شهرآشوب
    از بررسى اجمالى متن تفسیر ابن شهرآشوب به روشنى برمى‏آید که روش وی در تفسیر، روش اجتهادى و درایى است. او با تلاش فکرى و اجتهاد علمى در منابع معتبر تفسیر در صدد عرضه تفسیرى مقبول و خردپسند از آیات قرآن کریم است. نویسنده از موضع قوّت فکرى و عقیدتى با دلیل و برهان در صدد عرضه و تبیین دیدگاه‏هاى تفسیرى و کلامى خود و نقد و بررسى مواضع مخالفان فکرى است. او هم تفسیر قرآن به قرآن مى‏کند و هم استدلال عقلى. هم از احادیث معصومان بهره مى‏جوید و هم اقوال مفسران را مطرح مى‏کند. بحث هاى لغوى و ادبى ـ زبانى نیز جایگاه ویژه خود را دارد.

    ابن شهرآشوب شخصیتى معتدل و عقل گراست از آن نوع که در برخى دیگر از عالمان این دوره مانند "امین الاسلام طبرسى" و "شیخ عبدالجلیل رازى" ـ صاحب النقض ـ سراغ داریم. البته او در عین اعتدال و عقل گرایى، صراحت لهجه نیز دارد. براى نمونه معاویه را بر طبق نقل تاریخى نخستین کسى مى‏داند که در میان امت اسلامى عقیده جبرگرایى را ابراز کرد. و نیز در ذیل آیه انّما یرید الله لیذهب… آیه را به اجماع مفسران و محدثان در شأن اهل بیت دانسته و درباره عکرمه و کلبى که گفته‏اند آیه درباره زنان پیامبر نازل شده، مى‏گوید: «عکرمه خارجى و کلبى کذّاب است

     

    مناقب آل ابی طالب

    در اعتبار این کتاب همین بس كه علمای شیعه و سنی به آن اعتماد كرده و روایات آن را بدون هیچ تشویش خاطری نقل می‏كننداین کتاب از مناقب رسول خدا صلی الله علیه و آله شروع کرده و بعد از امام علی علیه السلام به ذکر مناقب حضرت فاطمه سلام الله علیها نیز می پردازد. کتاب چاپ شده با ذکر فضایل امام حسن عسکری علیه السلام به پایان می‌رسد. لیکن مطابق با گفته شیخ آقا بزرگ تهرانی کتاب، احوال امام دوازدهم را نیز داشته است. چرا که ابن شهر آشوب در معالم العلماء در بیان وجه لقب شیخ مفید به این کتاب ارجاع داده است و آن اکنون در این کتاب نیست و بایستی در احوال حضرت حجت باشد که شیخ مفید را به این لقب نامیده است. همچنین احتمال می‏دهد که کتاب چاپ شده مختصر مناقب با عنوان «نخب المناقب» باشد

    این کتاب به صورت 4 جلدی چاپ شده‏است و ترتیب موضوعات آن بدین نحو است:

    جلد اول: با بیان احوال پیامبر صلی الله علیه و آله شروع می‏گردد و به مباحثی همچون: بشارت به نبوت آن حضرت، تاریخ و احوال پیامبر صلی الله علیه و آله، معجزاتی که از آن حضرت صادر گشته، اسماء و القاب ایشان و معراج آن حضرت می‏پردازد. پس از آن وارد بحث امامت می‏گردد و ضمن اثبات آن و بیان شرایطش از کتب عامه و خاصه به رد غلات و خوارج و سبعیه می‏پردازد. در پایان این مجلد برخی آیات و نصوص وارده در مورد ائمه اثنی عشر را برمی‏شمارد.

    جلد دوم: شامل مقامات و فضایل امیرالمؤمنین علیه السلام و كرامات و قضاوتهای آن حضرت و ظلم ها و مصیبت های وارده بر اهل بیت علیهم السلام می باشد كه به ترتیب زمانی ذكر شده است.

    جلد سوم: با احادیث پیامبر اسلام در جانشینی حضرت علی علیه السلام آغاز و فضایل معنوی و شجاعت های آن حضرت و مقام او در قیامت را در چند فصل بیان كرده و نكاتی مانند مساوات ایشان با همه انبیاء علیهم السلام و زندگی نامه و احوال آن حضرت به دنبال آن آمده است. بعد از حضرت علی علیه السلام به فضایل و زندگی نامه حضرت زهرا و در پایان به بحث امامت فرزندان حضرت زهرا سلام الله علیها پرداخته است.

    جلد چهارم: احوال و فضایل و زندگی نامه بقیه ائمه اطهار علیهم السلام تا امام یازدهم و با پایان یافتن فصول مربوط به امام حسن عسکری علیه السلام كتاب نیز به پایان می رسد.

     

    انگیزه ابن شهر آشوب در تالیف مناقب

    «چون دشمنی معاندین و خوارج را با امیرالمؤمنین دیدم و دیدم شیعه و سنی در امامت او در اختلاف‏اند و اکثریت مردم از ولایت اهل بیت بریده‌اند و از ذکر آن ها ترس دارند و در علم آن ها طعنه می‏زنند و از دوستی ایشان اکراه دارند، من از خواب غفلت بیدار شدم و این تنبیه برای من لطفی شد که به کشف احوال و بررسی اختلاف اقوال بپردازم. و فهمیدم که این به خاطر اخبار و احادیث مضطربی است که عامه از ناکثین و قاسطین، مارقین و... نقل نموده‏اند و آفات اخبار نیست مگر راویان آنها.

    پس با دیده انصاف نگاه کردم و مذهب تعصب را در اختلاف ها کنار گذاشتم و بر خود واجب نمودم که شبهه را از حجت، بدعت را از سنت، صحیح را از سقیم، تازه پدید آمده را از قدیم، حق را از باطل، مفضول را از فاضل، جدا کنم. در این میان، از کتب اصلی اهل سنت و جماعت مطالبی را یافتم که هر دو بر آن اتفاق نظر کرده‌اند. در این موارد، آن اخبار حاکم بر دو مذهب می‌شود و شاهدی می‌شود برای حقانیت در اعتقاد درست و حق در بین آن دو مذهب...»

     

    در عرصه شعر

    ابن شهرآشوب در عرصه شعر و ادب نيز حضورى نيكو داشت. اشعار به جا مانده از ايشان بيانگر اين است كه او شاعرى توانا و زبردست و اديبى ماهر بود. اشعار او بيشتر حاوى نكات اخلاقى، عرفانى، حكيمانه و مدايح و مناقب اهل بيت عليهم السلام بود و در نوشته ها و هم در اشعارش به مخالفان تشيع پاسخ داده و در اين مورد اشعار زياد سروده است. او اشعار خود را بيشتر در كتاب «مناقب» به مناسبتهاى مختلف آورده و با كمال تأسف هنوز به صورت ديوان يا دفتر شعر، تدوين و تنظيم نشده است. ما در اينجا به عنوان نمونه دو بيت از اشعارش را كه در مدح و منقبت ائمه اطهار علهيم السلام گفته است مى‏آوريم:
    بعد النبى ائمه لمعاشر و ائمتى من بعده اولاده
    ان كان قد شرفت به اصحابه فبنوه ما شرفوا و هم اكباده.  

    ترجمه: بعد از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله مردمان را پيشوايانى بود، اما پيشوايان من بعد از آن حضرت، فرزندان اويند.
    چرا كه اگر اصحاب او به سبب صحابه بودن شرافت يافتند، فرزندان وى، هم اين شرافت را داشتند و هم جگر پاره هاى او بودند.

     

  • +مناقب حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

    ابن شهر آشوب در باب مناقب حضرت فاطمة الزهراء سلام الله علیها در جلد سوم مناقب آل ابی طالب درخصوص آن حضرت چنین آورده است:

    «عن جعفر الصادق (علیه السلام) واللفظ له، في قوله: (مرج البحرين يلتقيان) قال: علي وفاطمة وبحران عميقان لا يبغي أحدهما على صاحبه، وفي رواية: بينهما برزخ رسول الله يخرج منهما (اللؤلؤ والمرجان) الحسن والحسين (علیهما السلام).

    أبو معاوية الضرير عن الاعمش عن أبي صالح عن ابن عباس: ان فاطمة (علیها السلام) بكت للجوع والعرى، فقال النبي صلى الله عليه وآله: اقنعي يا فاطمة بزوجك فو الله انه سيد في الدنيا سيد في الآخرة، وأصلح بينهما فأنزل الله: (مرج البحرين يلتقيان) يقول: أنا الله أرسلت البحرين: علي بن أبي طالب بحر العلوم، وفاطمة بحر النبوة، يلتقيان يتصلان، أنا الله أوقعت الوصلة بينهما. ثم قال: (بينهما برزخ) مانع رسول الله يمنع علي بن أبى طالب أن يحزن لاجل الدنيا، ويمنع فاطمة أن تخاصم بعلها لاجل الدنيا (فبأي آلاء ربكما) يا معشر الجن والانس (تكذبان) بولاية أمير المؤمنين وحب فاطمة الزهراء (فاللؤلؤ) الحسن (والمرجان) الحسين، لان اللؤلؤ الكبار، والمرجان الصغار، ولا غرو أن يكونا بحرين لسعة فضلهما وكثرة خيرهما، فان البحر سمي بحرا لسعته، وأجرى النبي (صلی الله علیه و آله) فرسا فقال: وجدته بحرا...»

    که اشاره می‏کند به روایتی از امام جعفر صادق علیه السلام در شرح آیاتی از سوره «الرحمن» که فرمودند: «منظور از «مرج البحرين يلتقيان» حضرت علی و حضرت زهرا علیهما السلام است و آیه : «بينهما برزخ لا یبغیان» وجود مبارک رسول الله صلی الله علیه و آله و «يخرج منهما اللؤلؤ والمرجان» امام حسن و امام حسین علیهما السلام می‏باشند...»

     

  • +ابن شهر آشوب از منظر بزرگان

    آیت الله جوادی آملی در کنگره بزرگداشت ابن شهرآشوب در سال 92 شخصیت این فقیه و عالم اسلامی را اینگونه تعریف می‏کند:

    «ابن شهرآشوب مازندرانی از بزرگترین مفاخر علمی تشیع است که خدمات بسیاری به قرآن و اهل بیت (علیهم السلام) و نشرمعارف دین کرد. ابن شهر آشوب در مقابل جریان فتنه‌آمیزی که علیه فرهنگ اسلامی ایجاد شد، ایستاد و از رواج این مباحث غلط و انحرافی جلوگیری کرد. تفکر کلامی ابن شهرآشوب باعث شد که ایشان به شیخالطائفه مبدل شود؛ راهی که او رفت را خیلی از بزرگان و علما و مشاهیر نتوانستند طی کنند و به همین جهت کلام و تحقیق و علوم عقلی را ذبح کردند.

    فعالیتهای تفسیری ابن شهرآشوب شگرف است؛ کسی نباید گمان کند که تفسیر آسان است؛ تفسیر از فقه و اصول به مراتب سختتر است؛ کسی نباید فکر کند که تفسیر را با مطالعه میتوان حل کرد؛ قبل از مراجعه ما به روایت باید به خود قرآن مراجعه کنیم. ابن شهرآشوب با همین پیش فرض اعجاز قرآن را اثبات و مشخص کرد که چون اختلافی در کلام خدا نیست پس اعجاز است؛ هر فقیهی نیز برای استنباط حکم باید مراحلی را طی کند که این مراحل شامل رجوع به قرآن، تفسیر قرآن با قرآن، رجوع به روایت، تطبیق روایت به روایت و بعد ارایه عصاره روایت به قرآن و ارزیابی نهایی و در نهایت صدور حکم است.

    ظرافت ابن شهرآشوب آن است که در آثار او تمام اقوال و احکام و آثار مرتبط با خداوند و قرآن یک دست بود؛ فعل و قول و حکم و اثر خدا یک دست است و او از برهان نظم به بهترین شکل بهره برده است و نظم، شاکله اصلی تفکرات و آثار او را تشکیل میدهد.

    انسجام و منظومه فکری این شخصیت بزرگوار به حدی بوده است که توانسته هم معالم و هم مناقب را به رشته تحریر درآورد. کلامی فکرکردن و متقن‌ فکرکردن سبب شده تا ابن شهر آشوب معروف به شیخ‌الطائفه ثانی شود

    علامه میر مصطفى حسینى تفرشى: «رشید الدین محمد شهر آشوب، پیشواى طائفه شیعه و فقیه آنان، شاعرى بلیغ و نویسنده بود

    شیخ ابو على حائرى: «ابن شهر آشوب شیخ الطائفه است و پایه فضل او گفتگو ندارد

    شیخ حر عاملى: «ابن شهر آشوب عارف به رجال و اخبار و احادیث، شاعر و ادیب و جامع همه خوبیها بود

    علامه میرزا حسین نورى: «فخر شیعه، تاج شریعت، افضل الاوائل و دریاى متلاطم ژرفى که ساحل ندارد، احیا کننده آثار و مناقب و فضایل، رشید المله و الدین شمس الاسلام و المسلمین ابن شهر آشوب فقیه، محدث، مفسر، محقق مى باشد

    ملا على قراجه داغى دیز مارى علیارى (دانشمند رجالى و محقق): «ابن شهر آشوب مازندرانى، پیشواى طایفه شیعه و نویسنده بود

    صلاح الدین صفدى (یکى از عالمان بزرگ اهل سنت): «محمد بن على بن شهر آشوب یکى از سرشناسان شیعه است. او در هشت سالگى قرآن را حفظ کرده بود و در علم اصول شیعه به حد نهایى رسید. وى در علوم قرآنى و مشکلات حدیث و اخبار و لغت و نحو و موعظه در منبر در زمانى که مقتفى خلیفه عباسى در بغداد بود از دیگران تقدم داشت.»

    دکتر رستم دهقان (پژوهشگر حوزه علوم انسانی و دکترای دین پژوهی): «ابن شهرآشوب در تدوین اصول کلامی نقش اساسی داشته است و مهمترین شخصیت جهان اسلام به لحاظ تاریخی است. پرداختن به ابن‌شهرآشوب، متعلق به یک شهر و استان نیست بلکه ابن شهرآشوب، شخصیت جهانی داشته و متعلق به تاریخ است. غالباً افرادی که جامع بودند به مانند علامه ابن شهرآشوب ساروی به خاطر تطبیقی که در علوم مختلف داشتند پیش‏تر، شبهات و گره‏های فکری در آینده نزدیک و دور را پیش بینی می کردند و جواب آنان را می‏دادند.

    علامه ابن شهرآشوب در کتاب متشابه القرآن خود پاسخ بسیاری از شبهات امروز را داده است و این جامعیت فکری باید به نسل جوان انتقال یابد. در جامعه امروزی با توجه به تهاجم فرهنگی دشمنان برای انحراف فکری جوانان، می طلبد برای مقابله با هجمه فرهنگی دشمن شیوه و سبک استدلال کردن ابن شهرآشوب در مواجهه با شبهات دینی را نشان بدهیم و از آن بهره بگیریم. علامه ابن شهرآشوب در شرایط سخت و در زمان پادشاهان ستمگر که با اسلام مخالف بودند در همجواری با اهل تسنن برای بقاء دین اسلام و معرفی مسلمانان بسیار تلاش کرده و آثار ماندگاری از خود به یادگار گذاشته است.»

     

  • +وفات

    علامه ابن شهر آشوب در روز جمعه 22 شعبان سال 588 ق (شهریور 571 ش) در شهر حلب، بعد از 100 سال زندگی پر برکت به دیار باقی شتافت و پیكرش را در نزدیكی شهر در دامنه كوه جوشن، در جوار مرقد حضرت محسن بن ابی عبدالله الحسین علیه السّلام دفن كردند.

     



ویرایش این مطلب، یا ارسال نظر