آیت الله سید حسین خادمی

 

آیت ‌الله سید حسین خادمی اصفهانی، از علما، فقها، اصولیین و مدرسین طراز اول شهر اصفهان، در قرن سیزدهم و چهاردهم ه.ق، بود.

 


امتیاز دهی به مطلب:
 

به اشتراک گذاری مطلب:
ارسال به دوستانارسال به دوستان
  • -زندگینامه

    آیت ‌الله سید حسین خادمی اصفهانی، در روز جمعه سوم شعبان 1319 ه‍.ق، مطابق با سال 1280 ه‍.ش، در شهر "اصفهان" و در خاندان علم و تقوا چشم به جهان گشود. وی پس از تحصیل‌ مقدماتی‌ علوم‌ دینی‌ در شهر خویش‌، عازم‌ "نجف"‌ اشرف‌ شد و در این شهر ‌ از محضر آیات‌ "میرزای‌ نائینی"‌ و "سید ابوتراب‌ خوانساری"‌ بهره‌ برد و پس‌ از کسب‌ اجازه‌‌ اجتهاد از علماء‌ "عراق" عازم‌ "ایران"‌ شد‌ و پس از آن در مدرسه‌‌ علمیه‌‌ "صدر" اصفهان به‌ تدریس‌ خارج‌ فقه‌ و اصول‌ پرداخت‌.
    او در هنگام‌ تغییر لباس‌ در حکومت‌ "رضا شاه"، به ‌رغم‌ مراتب‌ بالای‌ علمی‌ از گرفتن‌ جواز عمامه‌ محروم‌ ماند اما از جهد و تلاش‌ در علوم‌ دینی‌ بازنماند و با تألیفاتی‌ در زمینه‌‌ فقه‌ و اصول‌ و شرح‌ کفایه‌ و نگارش‌ کتاب‌های‌ "دین‌ محمد" و "رهبر سعادت" بر توانایی‌ خود در علوم‌ دینی‌ صحه‌ گذاشت‌.
    آیت‌الله خادمی‌ مخالفت‌ خود را با رژیم‌ شاه‌ از سال‌ 1328 ه.ش، آغاز کرد و با قیام‌ امام خمینی(ره)‌ در سال‌ 1342 ه.ش، به‌ طور جدی‌ وارد عرصه‌‌ مبارزه‌ شد. وی‌ همراه‌ آیت ‌الله "منتظری"‌ و "حاج‌ سید احمد فقیه‌ امامی"‌ از مبلغان‌ مرجعیت‌ امام‌(ره) در منطقه‌ "اصفهان"‌ بودند‌.
    پس‌ از پیروزی‌ انقلاب‌ اسلامی‌ در 22 بهمن‌ 1357 ه.ش، آیت‌الله خادمی‌ با وجود کهولت‌ سن‌ همچنان‌ در صحنه‌ باقی‌ ‌ماند. نظارت‌ بر کار کمیته‌‌ انقلاب‌ اصفهان‌، نمایندگی‌ مردم‌ اصفهان‌ در خبرگان‌ قانون‌ اساسی‌ و سپس‌ خبرگان‌ رهبری‌ از فعالیت‌های‌ وی‌ بعد از پیروزی‌ انقلاب بود. ایشان‌ سرانجام در 20 اسفند سال 1363 ه.ش، دار فانی‌ را وداع‌ گفت‌.

     

  • +نسب و خاندان

    آیت الله خادمى، وابسته به دو خاندان اصیل از سادات است که در کشورهاى "لبنان"، "سوریه"، "عراق" و "ایران" پراکنده اند و آوازه فضل و شرف و علمشان عالم گیر شده است. لازم است در آغاز شمّه اى در خصوص این دو خاندان بزرگ، "صدر" و "شرف الدّین" سخنى گفته شود، تا زمینه براى معرفى و شناخت وى فراهم آید.

    خاندان شرف الدین
    نسب پدرى آیت الله خادمى به سلسله سادات با فضیلت "شرف الدین" باز مى گردد. در "نقباء البشر" آمده است: خاندان شرف الدین، داراى نژادى کریم، پیکره اى راستین و کان سخاوت بار شرف اند... . این خاندان، شرافتِ تبار و بزرگى نژاد را با هم در خود گرد آورده است و علم و عمل با هم در آن جمع گردیده است و در رسیدن به مقامات عالى، گوى سبقت از دیگران ربوده اند و مردانى در آن درخشیده اند که دین اسلام و مذهب امامیه را یارى کرده اند.
    نیاى آنان، شرف الدین سید گرامى "ابومحمّد ابراهیم بن زین العابدین" از تبارى کریم و کانى دیرپاست و خمیره او از شرف سرشته شده است... . نسب والا و شریفش در همه نوادگان وى استوار است و در خاندان او جز ارجمندان یافت نمى شوند. سلسله نسب "سیّد شرف الدین" در "نقباءالبشر" به ترتیب نام برده شده تا به امام هفتم شیعیان، حضرت امام موسى کاظم علیه السلام و سپس به حضرت على علیه السلام رسیده است.

    خاندان بزرگ صدر
    خاندان بزرگ و شریف "صدر" دیگر خاندانى است که آیت الله خادمى بدان منتسب است. این خاندان در کشورهاى "لبنان" و "سوریه" از سابقه دیرینه علمى و فقهى برخوردار بوده، به گونه اى که اکثر رجال آن در زمره مراجع تقلید و مشایخ صاحب اجازه در نقل روایات و یا جزو مؤلفان و محققان دیگر علوم اسلامى شناخته مى شوند.
    سرسلسله این خاندان، "سید صدرالدین محمّد موسوى عاملى" (متوفی 1263 هـ.ق) با خاندان "شرف الدین" نسب مشترک دارند. به عبارت دیگر، این طایفه نیز سرانجام سیادتشان به امام کاظم علیه السلام مى رسد گذشته از آن که پدر "سید صدرالدین محمّد" (سرسلسله خاندان صدر) از نوادگان "شیخ حرّ عاملى" رحمه الله، نیز به شمار مى رود.
    "سید صدرالدین صدر" که فقیهى اصولى، عمیق النظر، دقیق الفکر، ادیب، شاعر و داراى کمالات معنوى بود، از این خاندان و "امام موسى صدر"، فرزند وى بود.
    "شهید سید محمّد باقر صدر"، نابغه کم نظیر عرصه فقه و فقاهت ومجاهد عرصه سیاست، از دیگر شخصیت هاى علمى وانقلابى این خاندان است.
    آیت الله سید حسین خادمى از ناحیه پدر از فرزندان "سید ابو جعفر بن سید صدرالدین محمّد بن سید صالح بن سید محمّد بن سید شرف الدین" و از ناحیه مادر، به مرحوم "شیخ جعفر کاشف الغطاء" وابسته بود.

     

  • +همسر و فرزندان

    آیت الله حاج ‌آقا حسین خادمی، در دوران زندگی بیش از یک همسر اختیار کرد و از آن ‌ها شش فرزند پسر و چهار فرزند دختر به یادگار گذاشت که عبارتند از:
    آقا سید محمد خادمی، دکتر سید علی خادمی، دکتر سید محمدتقی خادمی، دکتر سید محمدرضا خادمی، حجت‌الاسلام و المسلمین سید محمدعلی خادمی، حجت‌الاسلام و المسلمین سید محمدمهدی خادمی، بانو بتول سادات خادمی (همسر آقای تقی عاملیان خوراسگانی)، بانو وجیهه سادات خادمی (همسر آقای جواد معلم)، بانو ملیحه سادات خادمی (همسر دکتر مهدی مؤیدی)، بانو زهرا سادات خادمی (همسر آقای سید محسن مدرس صادقی).
    مادر فرزندان دوم، سوم، چهارم، هفتم، هشتم و نهم، بانو "سیده شمس‌الحاجیه بیدآبادی" فرزند حجت‌الاسلام "سید محمدعلی ملا ذالاسلام بیدآبادی" فرزند حجت‌الاسلام "سید هاشم بیدآبادی" فرزند حجت ‌الاسلام "سید جعفر بیدآبادی" فرزند آیت‌الله العظمی "سید محمد باقر شفتی بیدآبادی" معروف به "سید حجت ‌الاسلام" است. فرزندان پنجم، ششم و دهم نیز از یک مادر هستند.

    اعقاب آیت الله خادمی
    اعقاب حاج‌ آقا حسین، در "اصفهان"، "قم"، "تهران" و برخی دیگر از شهرهای "ایران"، "اروپا" و "آمریکا" زندگی می ‌کنند و ده‌ها تن از آن‌ها در بهترین مراکز حوزوی، دانشگاهی و پزشکی به تدریس، پژوهش و خدمات درمانی اشتغال داشته و دارند.
    افزون بر فرزندان دوم تا ششم، دکتر سید محمد باقر خادمی، دکتر سید احمدرضا محمودی، دکتر مریم سادات حسینی، دکتر مهدی معلم، دکتر مسعود معلم، دکتر مهناز معلم، دکتر میثم معلم، دکتر مهدی مقتدایی، دکتر سید محمد حسین خادمی، ندا فراهینی و نیلوفر فراهینی از جمله این فرهیختگان هستند. هم چنین آیت‌ الله "شیخ مرتضی مقتدایی" داماد "بانو بتول سادات خادمی" است.
     

  • +مدارج تحصیلی و اساتید

    آیت الله خادمی، پس از آموزش دوره ابتدایی به تحصیل علوم حوزه روی آورد، وی مقدمات را نزد "حاج شیخ علی یزدی" و "آقا میرزا اردستانی" و "آقا میرزا احمد اصفهانی"، و "رسائل شیخ انصاری" را خدمت "آخوند ملاعبدالكریم جزی" و "حاج میرزا سید علی نجف‌آبادی" و سطح و كفایه را در محضر آیت ‌الله "سید محمد نجف ‌آبادی" فرا گرفت و دوره خارج را نزد "آیت ‌الله حاج میرزا محمد صادق یزدآبادی" حضور یافت.

    هجرت به نجف
    آیت الله خادمی، حدود سال‌ های 1338 یا 1339 ه.ق، پس از طی مراحل فوق‌الذکر، عازم "نجف" اشرف شد و سالیان متمادی در دروس خارج مراجع و علماء بزرگ آن حوزه شرکت جست. وی خارج فقه و اصول را از محضر آیات "میرزا حسین نائینی"، "سید ابوالحسن اصفهانی" و "آقا ضیاء عراقی" بهره برد و كلام را در حلقه درس آیت ‌الله "شیخ جواد بلاغی" و رجال و درایه را از آیت ‌الله "آقا سید ابوتراب خوانساری" آموخت.
    آیت الله خادمی عقیده داشت: «طلبه تا به درس مشغول نشده، تحصیل‏علم برایش واجب کفایی است ولی چون شروع کرد، واجب عینی ‏می ‏شود.»
    ایشان طی سال‌ های تحصیل در "نجف"، با آیات عظام "سید هادی میلانی"، "سید ابوالقاسم خویی"، "علامه سید محمد حسین طباطبایی"، "شیخ محمد علی کاظمی خراسانی" و "سید عبدالحسین طیب" هم‌ مباحثه بود، هم چنین آیات ‌الله "شیخ محمدرضا جرقویه‌ ای" و "سید علی ‌اصغر به رازانی" را نیز نوشته ‌اند که از افراد هم‌ بحث وی بودند. در درس "میرزای نائینی" گفته‌ اند که از شاگردان مبرز حوزه درسی آن استاد بود.

     

  • +رسیدن به مقام اجتهاد

    آیت الله خادمی، در ماه ذی ‌الحجه سال 1345 ه.ق، در حالی‌ که 26 سال بیشتر نداشت، مراجع بزرگ و اساتید حوزه علمیه نجف، شامل آیات عظام "شیخ محمد کاظم شیرازی"، "سید ابوالحسن اصفهانی"، "آقا ضیاء عراقی"، "سید ابراهیم حسینی شیرازی" مشهور به "آقا میرزا اصطهباناتی" و "میرزای نائینی"، هر کدام به طور جداگانه اجازات اجتهاد مفصلی را برای وی صادر کردند. البته اندکی پیش ‌تر در ماه شوال‌‌ همان سال، دو تن از علماء مطرح و مقدس آن روزگار شهر "اصفهان"، آیات ‌الله "شیخ محمدعلی شریف اصفهانی" و "سید محمد مقدس اصفهانی"، مراتب اجتهادش را در پاسخ به استعلام او، به طور مکتوب تأیید کرده بودند.
    سبب استعلام آیت الله خادمی، از دو عالم اخیر به درستی معلوم نیست، چه به تعبیر آیت‌الله العظمی "سید موسی شبیری زنجانی"، وی خود،‌‌ همان وقت از دو عالم مذکور افضل بود. شاید نفوذ اجتماعی دو عالم یاد شده در میان مردم آن روزگار شهر "اصفهان"، شاید نیز قداست و جایگاه معنوی آن‌ها، انگیزه چنین استعلامی بود.

    اجازه نقل روایت
    آیت الله خادمی، آن‌ طور که خود در اجازه نقل روایتش به آیت ‌الله العظمی "سید شهاب ‌الدین مرعشی نجفی" تصریح کرده، از آیات عظام "میرزای نائینی"، "سید حسن صدر"، "سید ابوالحسن اصفهانی"، "آقا ضیاء عراقی" و "شیخ محمد کاظم شیرازی" اجازه نقل حدیت داشت. برخی محققین نوشته‌اند که از آیت‌الله العظمی "میرزا ابراهیم اصطهباناتی" نیز اجازه نقل روایت داشت.

     

  • +بازگشت به ایران

    دغدغه تعطیل شدن حوزه علمیّه بزرگ و کهن "اصفهان" توسط "رضاخان پهلوی" و تلاش نظام ستم شاهى در زدودن دین و آثار دینى در این شهر مذهبى، آیت الله خائمی، را بر آن داشت تا به "اصفهان" باز گردد و اندوخته هاى علمى و معنوى خود را در اختیار اشخاصى قرار دهد که از هر سو در تهاجم التقاط و ابتذال بودند. البته دعوت علماء "اصفهان" از ایشان براى بازگشت به "اصفهان" بى تأثیر نبود.
    سرانجام آیت الله خادمى پس از ورود به "اصفهان"، در مدرسه "صدر" به درس و بحث پرداخت و حوزه علمیّه "اصفهان" را که به دست "رضا خان" از هم گسیخته شده، مجدداً احیاء و تحکیم بخشید و با تلاش شبانه روزى خود، آن را رونق و جهت داد.

     

  • +تدریس

    آیت الله حاج ‌آقا حسین خادمی، از‌‌ همان ابتدای استقرار در "اصفهان"، تدریس دروس خارج فقه و اصول را در مدرسه "صدر" آغاز کرد، مدرسه "صدر" در آن روزگار مهم‌ ترین مدرسه و مرکز ثقل حوزه علمیه "اصفهان" و در قلب بازار این شهر واقع بود.
    جلسات درس خارج آیت الله خادمی، تا آخرین سال‌های حیات وی، یعنی حدود نیم قرن تمام، با جدیت و نشاط ادامه یافت. این جلسات درس، تدریجاً، و خصوصاً از شهریور سال 1320 ه.ش، به بعد که دوران خفقان "رضا خان" به پایان رسید، با استقبال گسترده اهل علم مواجه گشت و توانست حال و هوایی دیگر بر حوزه "اصفهان" حاکم کند؛ به گونه‌ ای که به پر جمعیت ‌ترین و پر مایه ‌ترین مجالس درس آن حوزه تبدیل شد.
    در این میان، نه تنها فضلاء، بلکه علما و ائمه جماعات شهر "اصفهان" را نیز نوشته ‌اند که در جلسات درس حاج ‌آقا حسین، حاضر می ‌شدند؛ تا جایی ‌که دروس خارج فقه و اصول وی، هم در کمیت و هم در کیفیت، تدریجاً رتبه اول را در حوزه علمیه آن شهر حائز شد.

    محبوبیت جلسات درس خارج اصول
    جلسات درس خارج اصول او را نوشته‌اند که «از محبوبیت خاصی برخوردار بود». فضلا و طلاب نخبه ‌ای که مُمَحِّض در تحصیل و در جست وجوی پربار‌ترین درس‌ها بودند، در درس حاج ‌آقا حسین شرکت می ‌جستند. بی‌ شک یکی از عوامل استقبال علماء و فضلای حوزه "اصفهان" از دروس خارج وی، تشریح آراء و مبانی فقهی و اصولی "میرزای نایینی" بود که این شاگرد مبرز مکتب "نجف" با خود به ارمغان آورده بود.

    رونق و شکوه حوزه علمیه اصفهان
    تدریس آیت الله حاج ‌آقا حسین خادمی، کمک کرد تا حوزه علمیه شهر "اصفهان" مجدداً بخشی از رونق و شکوه از دست داده خود را باز یابد. «شوق» و بلکه «ولع» حاج‌ آقا حسین به فقاهت، به تدریس مداوم و به گسترش علوم دینی چنان بود که به نوشته آیت‌الله "سید مهدی یثربی کاشانی"، حوزه علمیه "اصفهان" حتی در فصل تابستان که معمولاً حوزه‌های علمیه تعطیل است، شاهد جوش و خروش فراوان بود.
    گفته شده، که آیت الله خادمی در کنار جلسات درس خارج فقه و اصول، دیگر دروس متعارف حوزوی چون رجال، تفسیر قرآن، کلام و عقائد را نیز تدریس ‌کرد. منزل مرحوم "محمد حسن ریاضیات" یکی از محافلی بود که جلسات تفسیر قرآن در آنجا برگزار ‌شد و آیت الله خادمی، بسته به ضرورت، گاهی برخی کتب سطح فقه و اصول را نیز، از جمله مکاسب، تدریس ‌کرد.

    برپایی جلسات مباحثه فقهی و اصولی با همگنان
    از دیگر اشتغالات علمی جدی و پیوسته حاج ‌آقا حسین در "اصفهان"، برپایی جلسات مباحثه فقهی و اصولی با همگنان بود. نقل شده است که سالیان سال، خصوصاً روزهای پنج ‌شنبه را، با آیات ‌الله "شیخ مهدی نجفی"، "شیخ جواد کلباسی"، "شیخ محمد باقر کلباسی"، "سلطان‌العلما" و امام‌ جمعه، مباحثات فقه و اصول داشت. همچنین نقل شده، که تابستان‌ها وقتی که به "مشهد" مشرف می ‌شد، با آیات ‌الله "میلانی"، "علامه طباطبایی" و "یاوری"، جلسات مباحثه علمی داشت.

     

  • +شاگردان

    شمارش شاگردان آقا سید حسین خادمی، نیز مانند شاگردان پدربزرگ وی آیت‌الله العظمی "سید صدرالدین موسوی عاملی"، کاری دشوار است. چه آن ‌طور که در کتب تراجم آمده، بسیاری از طلاب و فضلای دهه‌ های ده تا شصت شمسی "اصفهان" و شهرهای نزدیک به آنکه تعدادشان بی ‌شک بر صد‌ها تن بالغ است، در حوزه علمیه آن شهر و در یکی از دروس خارج فقه، اصول یا سطح وی تلمذ کردند. اما برخی معاریف شاگردان وی عبارتند از آیات و حجج اسلام:
    -حسین مظاهری (سطح)
    -ابراهیم امینی (سطح)
    -مرتضی مقتدایی (سطح مکاسب و سپس خارج فقه و اصول)
    -سید حسن فقیه امامی (سطح مکاسب و سپس خارج فقه و اصول)
    -محمد حکیم الهی
    -سید مهدی حجازی قمشه‌ای
    -محمد ربانی خوراسگانی
    -ناصر مهدوی هرستانی
    -سید جلال‌الدین شریعتی زفره‌ای
    -محمدحسین کریمی
    -سید مرتضی ابطحی
    -محمدجعفر الهی نجف‌آبادی (خارج)
    -دکتر سید جعفر سجادی
    -حبیب‌الله شاهنده
    -سید حسن مهاجر (خارج)
    -سید حسن دیباجی سدهی
    -سید حسن مصطفوی سدهی
    -صفرعلی شریعت فلاورجانی

     

  • +فعالیت های سیاسی

    یکی از مهم ‌ترین خصوصیات آیت الله حاج ‌آقا حسین خادمی، حضور فعال او در عرصه سیاست بود. وی از جمله روحانیون عالی‌ مرتبه انگشت ‌شماری بود که دخالت مجتهدین در امر سیاست را بخشی از رسالت دینی و شرعی آن‌ها می ‌دانست. به همین سبب، وی از روز بازگشت به "اصفهان" تا آخرین روز حیات، هر جا ضرورت و تکلیف احساس کرد، هوشمندانه و شجاعانه وارد عرصه سیاست شد.

    دوران پهلوی اول
    آیت الله خادمی، در‌‌ همان دوران "رضا خان پهلوی"، علیه برخی مصوبات حکومت مرکزی چون اتحاد لباس، کشف حجاب و جلوگیری از برپایی مراسم عزاداری امام حسین(ع) قد بر افراشت، و اعتراض ‌ها و سخنرانی‌ ها کرد. آن‌ طور که نوشته‌ اند، مواضع وی موجب شد تا «مأموران حکومت رضاخان مدتی منزل او را تحت نظر قرار دادند به طوری ‌که خروج وی از خانه ممکن نبود».
    حکومت "رضاخان" همچنین به رغم این ‌که او از مراجع بزرگ نجف اجازه اجتهاد داشت، از دادن جواز استفاده از لباس روحانیت به وی خودداری کرد. حاج ‌آقا حسین اما متناسب با شرایط و امکانات، راه مقاومت را در پیش گرفت، مثلاً برای زنده نگاه داشتن شعائر دینی، مراسم عزاداری حسینی را نیمه ‌های شب با حضور برخی خواص در منزل خود برپا ‌کرد.

    دوران پهلوی دوم
    در دوران حکومت "محمد رضا پهلوی"، حاج‌ آقا حسین خادمی، از‌‌ همان ابتدا و بلافاصله پس از شهریور سال 1320 ه.ش، فرصت باز شدن نسبی فضای سیاسی کشور را مغتنم شمرد و آیت ‌الله "میرزا حسن چهارسوقی" از بزرگان وقت علماء "اصفهان" را یاری کرد تا "هیأت علمیه اصفهان" را احیاء و فعال سازد.
    رسالت اصلی هیأت مزبور، سرپرستی کلیه شئون جامعه روحانیت شهر اصفهان، اعلان موضع به نمایندگی از روحانیت اصفهان در مسائل فرهنگی، اجتماعی و سیاسی جامعه و همچنین ایجاد هماهنگی میان روحانیت اصفهان با روحانیت دیگر شهرهای بزرگ ایران بود. این هیأت تعداد پنجاه تن از چهره‌های شاخص وقت روحانیت "اصفهان" را در بر می ‌گرفت و علاوه بر آیت ‌الله "چهارسوقی" و خود او، بزرگانی چون آیات‌ الله "سید عبدالحسین طیب"، "شیخ مهدی نجفی مسجد شاهی" و "میرزا ابوالحسن شمس‌آبادی" در آن عضویت داشتند.
    ریاست هیأت پس از درگذشت "آیت ‌الله چهارسوقی" در سال 1336 ه.ش، بر عهده حاج ‌آقا حسین افتاد، جلسات منظم و هفتگی اعضای هیأت در منزل حاج ‌آقا حسین و دیگر علما زمینه ‌ای فراهم ساخت تا روحانیت شهر "اصفهان" در اقدامات فرهنگی، اجتماعی و مبارزات سیاسی خود هماهنگ شوند. بسیاری از اقدامات ایشان طی سالیان بعد در عرصه‌ های فرهنگ، اجتماع و سیاست، در قالب این هیأت صورت پذیرفت.
    در کنار هیئت علمیهٔ شهر اصفهان، خصوصاً از دههٔ چهل شمسی به بعد، تدریجاً هیئت‌های دیگری نیز ویژه وعاظ، مدارس ملی و دبیران روحانی فرهنگی برپا شد که همگی با حاج‌ آقا حسین ارتباط تنگاتنگ داشتند و بعضاً برنامه‌ ها و فعالیت خود را با ایشان هماهنگ ‌کردند.

    برخی فعالیت های سیاسی در دوران پهلوی دوم
    از اولین فعالیت‌های سیاسی حاج‌آقا حسین در دوران پهلوی دوم، می‌ توان حمایت پیوسته ایشان از آیت ‌الله "سید ابوالقاسم کاشانی" را در جریان نهضت ملی نفت برشمرد.
    فعالیت سیاسی دیگر او در آن مقطع، حمایت معنوی و عملی از مبارزات فدائیان اسلام بود. روابط حاج ‌آقا حسین با حزب "فدائیان اسلام" در حدی بود که "نواب صفوی" در سفری که به شهر "اصفهان" داشت، با ایشان دیدار و گفتگو کرد.
    از دیگر اقدامات حاج ‌آقا حسین در این مقطع، ارسال نامه ‌ای سرگشاده همراه دیگر بزرگان هیئت علمیه اصفهان به رئیس وقت مجلس شورای ملی و مطالبه جدی "صدور و دستور اکید منع تهیه و فروش مشروبات الکلی" در سراسر کشور بود.

     

  • +موضع گیری در قبال اقدامات ضد اسلامی رژیم طاغوت

    آیت الله خادمی، بعد از سرکوب شدن حرکت ‌های "آیت ‌الله کاشانی"، "دکتر مصدق"، "فدائیان اسلام" و قبل از آغاز نهضت اسلامی ایران به رهبری امام خمینی(ره) نیز هرگاه اقدامی خلاف ارزش‌ها و مصلحت اسلامی از سوی حکومت مشاهده کرد، هوشمندانه و شجاعانه برابر آن موضع گرفت.
    از جمله در مرداد سال 1338 ه.ش، طی نامه ‌ای به دکتر "منوچهر اقبال" نخست ‌وزیر وقت، جشن اداره فرهنگ "اصفهان" در دانشسرای مقدماتی آن شهر را که با آواز و رقص مختلط پسران و دختران همراه بود، مورد اعتراض قرار داد. همچنین در سال 1340 ه.ش، نامه‌ ای به دکتر "علی امینی" نخست ‌وزیر وقت نوشت و جلوگیری از مظاهر فساد را در جامعه خواستار شد.
    آن ‌طور که در اسناد ساواک آمده، آیت الله خادمی، به سبب این نوع اعتراضات آزاد منشانه، بار‌ها توسط ساواک "اصفهان" احضار گردید، اما هرگز اعتنایی نکرد. از جمله در اسناد ساواک آمده است که پاسخ وی به یکی از فرستادگان آن روزگار ساواک "اصفهان" چنین بود: «من ملعبه دست رئیس سازمان نیستم. اگر ایشان با من کاری دارند، به منزل من بیایند. آدرس منزل من خیابان شیخ ابومسعود منزل حاج‌آقا حسین خادمی است. همهٔ اهالی محل آدرس منزل من را می‌دانند. هرکه با من کار دارد، می ‌تواند من را در منزل ملاقات کند».

     

  • +حمایت از مرجعیت حضرت امام خمینی(ره)

    از‌‌ همان آغاز نهضت اسلامی مردم ایران به رهبری امام خمینی(ره) در سال 1341 ه.ش، آیت الله خادمی از ارکان اصلی این نهضت، بلکه محور و رهبر بلا منازع نهضت در شهر و استان "اصفهان" بود. نقش آیت الله خادمی در این نهضت، با نقش امثال شهید آیت ‌الله "شیخ محمد صدوقی" در "یزد"، "شهید آیت ‌الله سید عبدالحسین دستغیب" در" شیراز" و شهید آیت ‌الله "سید محمدعلی قاضی طباطبایی" در "تبریز" قابل مقایسه است.
    در پی درگذشت آیت ‌الله "بروجردی در فروردین سال 1340 ه.ش، آیت الله خادمی از مروجان مرجعیت دینی امام خمینی(ره) شد. بسیاری از روحانیون اطراف ایشان نیز، از جمله آیات ‌الله و حجج‌ اسلام "احمد امامی"، "حسین امامی"، "فخرالدین کلباسی"، "کمال فقیه ایمانی"، "سید جمال ‌الدین موسوی"، "مهدی مظاهری" و "مرتضی منصورزاده"، به منظور ترویج و تثبیت مرجعیت دینی امام خمینی(ره) فعال شدند.
    بازاری ‌های مرتبط با ایشان نیز عمدتاً مقلد امام خمینی(ره) شدند، موقعیت دینی آیت الله خادمی در شهر "اصفهان"، که در این مقطع از زمان دیگر عملاً در اداره حوزه علمیه شهر نیز نقشی کلیدی ایفا می‌ کرد، موجب گردید تا اکثر متدینین تدریجاً به زعامت دینی امام خمینی(ره) گرایش پیدا کنند و مرجعیت دینی نامبرده به مرور زمان ترویج و تثبیت شود. سبب اقدام آیت الله خادمی به ترویج مرجعیت امام خمینی(ره)، نه اعتقاد به اعلمیت ایشان، بلکه توجه به هر دو جایگاه رفیع علمی و مبارزاتی امام راحل و جمع این دو خصوصیت مهم در وجود ایشان بود. انگیزه اصلی ایشان از ترویج مرجعیت دینی امام خمینی(ره)، تقویت مبارزات سیاسی ایشان بود.

     

  • +ادوار مختلف مبارزات سیاسی آیت الله خادمی

    دوران مبارزات سیاسی آیت الله خادمی در نهضت امام خمینی(ره) را می ‌توان به چهار دوره متمایز تقسیم کرد:

    سال ‌های 1341 تا 1343
    در آبان سال 1341 ه.ش و در پی مخالفت قاطع امام خمینی(ره) و دیگر مراجع عظام تقلید در قم با تصویب‌ نامه انجمن‌های ایالتی و ولایتی، آیت الله خادمی، اطلاعیه ‌ای با امضای خود و سی تن از بزرگان روحانیت اصفهان منتشر نمود که طی آن مصوبه مزبور شدیداً مورد اعتراض واقع شد. در پی اعتراض های سراسری در ایران، حکومت پهلوی پس از دوماه، تصویب نامه را باز پس گرفت.
    آیت الله خادمی هم چنین، در بهمن سال 1341 ه.ش، و پیرو دریافت پیام شفاهی امام خمینی به واسطه آیت‌الله شیخ مرتضی مقتدایی، همگام با امام راحل و دیگر مراجع عظام تقلید در قم، علیه جریان رفراندم اصول ششگانه یا انقلاب سفید قاطعانه موضع گرفت. وی ابتدا طی اطلاعیه ‌ای به امضای خود و برخی علمای بزرگ شهر، مخالفت صریح خود با اصول ششگانه را اعلان و مردم را به عدم شرکت در رفراندم دعوت کرد. رفراندم اگرچه به صورت صوری برگذار شد، اما مشارکت مردم در آن بسیار کم ‌رنگ بود.
    محرم سال 1342 ه.ش، شهرهای مختلف ایران به درخواست امام خمینی، صحنهٔ نمایش اعتراضات مردمی علیه سیاست‌های دین ‌ستیز رژیم شاه شد. در اصفهان نیز با هدایت آیت الله خادمی و دیگر علمای بزرگ شهر، مراسم عزاداری مساجد و تکایا، خصوصاً عزاداری پیش از ظهر روز عاشورا در مسجد شاه و سپس راهپیمایی بعد از ظهر خیل عزاداران به سوی مدرسه "چهارباغ"، از این قاعده مستثنی نبود.
    پس از چندی، با دستگیری امام خمینی در روز 15 خرداد سال 1342 ه.ش، موج اعتراضات مردمی سراسر ایران را فرا گرفت. آن‌ طور که در گزارش‌ها آمده است، حجم اعتراضات در اصفهان، پس از قم و تهران، بیش از دیگر شهرهای کشور بود. با هدایت حاج‌آقا حسین بازار اصفهان در اعتصاب فرو رفت، نمازهای جماعت مساجد و همچنین مجالس درس حوزه علمیه این شهر نیز تعطیل شد.
    ایشان در اسفند سال 1342 ه.ش، همراه تعداد 55 تن از مجتهدین و روحانیون بلند مرتبه شهر اصفهان نامه‌ای به مقامات عالی مرتبه کشور نوشت و رسماً آزادی امام خمینی(ره) را مطالبه کرد. به دنبال آزادی امام(ره) در اواسط فروردین سال 1343 ه.ش، آیت الله خادمی، همراه جمعی از بزرگان اصفهان در روز 17 فروردین عازم شهر قم شد و از امام راحل دیدن کرد.
    اقدامات آیت الله خادمى در خصوص حمایت از حضرت امام رحمه الله موجب خشم مضاعف ساواک شد. ساواک در ابتدا تصمیم گرفت ایشان را دستگیر و به تهران اعزام کند، ولى از ترس واکنش هاى مردمى و به منظور جلوگیرى از اغتشاش و درگیرى در اصفهان، به ملاقات رؤساى شهربانى و ساواک در7 اردیبهشت سال 1343 ه.ش. با ایشان بسنده کردند و به رغم تذکرات شدیداللحن آنان و مراقبت بسیارشان، هیچ گاه آیت الله خادمى از فعالیت هاى خود دست بر نداشت و حتى در منابر و محافل علناً حضرت امام رحمه الله را دعا کرد.

    سال ‌های 1343 تا 1356
    شامگاه روز 13 آبان سال 1343 ه.ش، یعنی 10 روز پس از سخنرانی تاریخی و شدیداللحن امام خمینی(ره) در مسجد اعظم "قم" علیه طرح کاپیتولاسیون، مأموران رژیم ایشان را دستگیر و بلافاصله به کشور "ترکیه" تبعید کردند. در پی انتشار خبر تبعید امام راحل به ترکیه، روحانیت اصفهان به رهبری آیت الله خادمی همگام با روحانیت سراسر کشور اعلان اعتصاب کرد و نمازهای جماعت مساجد و درس‌های حوزه علمیه رسماً تعطیل اعلان شد.
    آیت الله خادمی و علماء ارشد اصفهان با انتشار اطلاعیه ‌ای از مردم خواستند در مسجد سید اجتماع و از آنجا یک راهپیمایی اعتراض ‌آمیز به مقصد "مسجد شاه" برپا کنند. تجمع مردم اصفهان در مسجد "سید" و راهپیمایی آن‌ ها به سوی "مسجد شاه" توسط نیروهای رژیم شاه با خشونت در هم کوبیده شد.
    آیت الله خادمی وقتی با ملاحظه شرایط موجود از تلاش‌های خود و جامعه روحانیت ایران برای بازگرداندن امام خمینی(ره) از تبعید به کشور ناامید شد، واقع ‌گرایانه و هوشمندانه در چارچوب امکانات و محدودیت‌های وقت بر آن شد تا حرکت و فعالیت خود را چنان طراحی و اجرا کند، که اولاً نام و یاد امام راحل در اصفهان و ایران زنده باقی بماند؛ ثانیاً و مهم‌ تر از آن، شعله نهضت مقدس دینی ایران علیه رژیم شاه به طور کامل خاموش نشود
    از دیگر اقدامات آیت الله خادمی طی دوران فترت مبارزات آن بود که اصفهان به مرکز فعال چاپ و توزیع سخنرانی‌ها و اطلاعیه‌های امام خمینی در سراسر کشور تبدیل شد. ایشان در برخی مدارس علمیه اصفهان تجهیزات و امکانات چاپ و تکثیر راه‌اندازی کرده بود که توسط شبکه ‌ای منظم زیر نظر مستقیم ایشان فعالیت می‌کرد.
    آیت الله خادمی در نوروز سال 1344 ه.ش، و به رغم فشار‌ها و تهدیدهای ساواک، علناً به روحانیون و مردم اصفهان اعلان کرد که پیرو تصمیم آیت‌الله العظمی "میلانی" در "مشهد"، «امسال به واسطه تبعید آیت‌الله خمینی، عید در ایران نداریم».
    ایشان هم چنین، در مهر سال 1334 ه.ش، و پیرو دریافت خبر انتقال امام خمینی(ره) از "ترکیه" به "نجفگ، این خبر مسرت ‌بخش را از بالای منبر به عموم مردم اعلان و سپس طی تلگرافی مراتب خوشنودی خود، روحانیت و مردم اصفهان را به امام راحل ابلاغ کرد.
    در روز 26 دی سال 1350 ه.ش و در پی سخنان توهین ‌آمیز یک سناتور مجلس سنا علیه امام خمینی(ره) و طرح ادعای نامربوط ایرانی نبودن ایشان، آیت الله خادمی، طلاب و فضلای حوزه علمیه "اصفهان" را در مدرسه "صدر" احضار و ضمن طرح موضوع، کلیه دروس را به مدت چند روز تعطیل اعلان کرد. ساواک اصفهان در این واقعه، ایشان را تهدید نمود که در صورت بروز بی ‌نظمی در حوزه علمیه، شدیداً با وی برخورد خواهد شد.
    تداوم مبارزات سیاسی آیت الله خادمی و ادامه مخالفت ‌های مؤثر ایشان با سیاست‌های نادرست رژیم شاه، افزایش سخت ‌گیری و فشار حکومت علیه وی را در پی داشت. از جمله اقدامات رژیم شاه از اواخر دهه چهل شمسی به بعد علیه ایشان، محرومیت وی از برخی حقوق ابتدایی شهروندی، از جمله ممنوع ‌الخروج ساختن ایشان و ممانعت از حتی تشرف نامبرده به سفرهای عتبات یا حج تمتع و عمره بود.


    سال‌های 1356 تا 1357
    متعاقب درگذشت آیت ‌الله "سید مصطفی خمینی" در اولین روز آبان سال 1356 ه.ش، آیت الله خادمی همراه برخی روحانیون در مدرسه "ذوالفقاریگ شهر "اصفهان" مجلس ترحیمی برگزار کرد که طی آن حجت‌الاسلام "به دره‌ای" از نزدیکان وی منبر رفت و ضمن توصیف شخصیت متوفی، برای اولین بار پس از سال‌ها اختناق، نام امام خمینی(ره) را بر زبان آورد و طول عمر ایشان را از خداوند طلب کرد.
    آیت الله خادمی روز 4 آبان نیز در مراسم ترحیم حاج‌آقا مصطفی در مدرسه "صدر" بازار حضور یافت و طی این مراسم آیت‌الله "سید محمدعلی احمدی" از نزدیکان ایشان مطالب سیاسی روشنگرانه ‌ای را که تا آن زمان بی ‌سابقه بود، از بالای منبر برای مردم باز گفت. برپایی این مجالس به دستگیری 39 تن از روحانیون و فعالان مبارزه در اصفهان توسط ساواک منجر شد.
    از مراسم ترحیم "حاج ‌آقا مصطفی" به بعد، آیت الله خادمی با همراهی روحانیت "اصفهان" در صدد برآمد تا با بهره‌ گیری از مناسبت ‌های مذهبی، مصیبت و تهدید پدید آمده را به فرصت تبدیل کند. در همین راستا سخنرانی آقای "محمدعلی ابراهیمی" در "اصفهان" به مناسبت عید غدیر، به سخنرانی ‌ای سیاسی و بلکه به مراسم تجلیل از امام خمینی(ره) تبدیل شد.
    در پی انتشار مقاله توهین ‌آمیز "ارتجاع سرخ و سیاه" توسط روزنامه "اطلاعات" و قیام خونین 19 دی سال 1356 ه.ش، مردم "قم"، "اصفهان" نیز چون شهرهای دیگر عکس ‌العمل حماسی و تند نشان داد. رهبران روحانیت اصفهان در روز 22 دی ماه در منزل آیت الله خادمی گرد هم آمدند و اقداماتی چون تعطیلی اعتراض‌ آمیز نمازهای جماعت در کلیه مساجد شهر، تعطیلی دروس حوزه علمیه و نیز تعطیلی عمومی بازار را مورد تصویب قرار دادند.
    آیت الله خادمی در روز 25 دی ماه اطلاعیه ‌ای را در محکومیت رژیم و حمایت از نهضت امام خمینی(ره) با امضای 50 تن از چهره‌های برجسته روحانیت اصفهان منتشر نمود و طی آن، ضمن اعلان مصوبات فوق ‌الذکر، مردم را به ابراز انزجار از اقدامات رژیم در بازار، کوچه‌ ها و خیابان‌ها دعوت کرد.
    در آستانه نوروز سال 1357 ه.ش، حوزه علمیه "اصفهان" با انتشار اطلاعیه‌ای عید را به تأسی از امام خمینی(ره) عزای عمومی اعلام و از مردم دعوت کرد تا با ابراز اعتراض‌های پی در پی، مخالفت با رژیم را گسترش دهند. همزمان با آن آیت الله خادمی نیز در پاسخ به اطلاعیه مراجع ثلاث قم اطلاعیه‌ای جداگانه منتشر و طی آن عید نوروز را عزای عمومی اعلام و مردم اصفهان را از جمله پیشتازان نهضت اسلامی ملت ایران معرفی کرد. ایشان در روز 9 فروردین اطلاعیه دیگری را منتشر و طی آن از مردم دعوت کرد تا چهلم شهدای تبریز را با شکوهی فراوان در اصفهان گرامی بدارند.
    بر خلاف تهدیدات رژیم، مراسم چهلم شهدای تبریز با اجتماع گسترده مردم و تعطیلی مجدد بازار همراه شد و عملاً اولین راهپیمایی گستردهٔ مردم اصفهان در این روز انجام گرفت. مردم با محوریت آیت الله خادمی و حوزه علمیه اصفهان در مسجد حکیم اجتماع کردند و پس از سخنرانی آقای "سید محمد احمدی فروشانی" در خیابان‌های "عبدالرزاق" و "چهارباغ عباسی" دست به راهپیمایی زدند و سر راه خود مظاهر رژیم و مراکز فساد از جمله سینما‌ها را مورد حمله قرار دادند.
    با شروع انقلاب اسلامى در سال 1357 و بالا گرفتن آن، آیت الله خادمى براى آن که نهضت از مسیر اصیل خود منحرف نشود و مجالس، راهپیمایى ها و تظاهرات در برگیرنده اهداف حضرت امام رحمه الله باشد، با همفکرى یارانش، به سازماندهى آن پرداخت و تمامى مراحل را تحت نظر گرفت و در بسیارى از آن ها شرکت جست.
    نقش محورى آیت الله خادمى در این مقطع حساس، آن جا خود را مى نمایاند که تحصن 15 روزه مادران و خواهران زندانیان سیاسى در منزل ایشان و با محاصره نیروهاى امنیتى شکل گرفت.
    در پی دستگیرى، "آیت الله طاهرى"، بازار "اصفهان" تعطیل شد مردم براى کسب تکلیف به سوى منزل آیت الله خادمى روان شدند. این حرکت مردم به تظاهرات و سپس به تحصن در منزل ایشان بدل گشت و در مدت 10 روزى که این تحصن به طول انجامید، منزل ایشان کانون انقلاب و خود او پذیراى مردم اصفهان شد. نیروهاى نظامى در آخرین شب تحصن، اطراف منزل ایشان را محاصره کردند و گروهى از مردم مظلوم را به خاک و خون کشیدند.
    پس از آن، در اصفهان حکومت نظامى اعلام شد، در پى این واقعه، مسئولان سیاسى ـ امنیتى استان به مرکز اعلام کردند: عامل اصلى و محرک واقعى وقایع اخیر، شخص آیت الله خادمى است. لذا یا باید تعهد همکارى بسپارد و از وقایع اخیر اعلام انزجار و تنفر کند و یا اصفهان را براى همیشه ترک گوید و یا او و فرزندش دستگیر و زندانى شوند.
    در پى مشورت هاى فرمانده نیروى زمینى و رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران با نخست وزیر وقت "جعفر شریف امامى" اعلام شد که دستگیرى او و فرزندش اقدامات تند و خطرناک ترى را از سوى مردم اصفهان به دنبال خواهد داشت.
    از این رو با شگردها و تهدیدات ناجوانمردانه، سعى در به زانو در آوردن ایشان نمودند، لیکن سیاست و درایت ایشان باعث شد که از این اقدامات شیطانى نیز طرفى نبندند.
    آیت الله خادمى با وجود کهولت سن و وضعیت نامساعد جسمانى، در اکثر مراسم ها مانند یک فریضه شرکت مى کرد و چون نمى توانست پیاده در راهپیمایى ها شرکت کند، سوار بر اتومبیل و پیشاپیش صفوف مرصوص مردم بیدار و متدین اصفهان حرکت مى نمود و دلگرمى بیش ترى به آنان مى داد.
    در راهپیمایى روز هفدهم آذر ماه 1357، وقتى مأموران حکومت نظامى حرکت راهپیمایى را متوقف کردند، با مخالفت آیت الله خادمى رو به رو شدند و ایشان دستور ادامه حرکت دادند. این اقدام ایشان باعث شد مأموران با بى رحمى تمام جمعیت را به گلوله ببندند. آیت الله خادمى در میان سفیر گلوله و خون به ناحق ریخته زنان و مردان، بر روى زمین نشست. در واقع، او با این اقدام موجب پایدارى و استقامت مردم و متوقف شدن تیراندازى شد.
    آیت الله خادمى پس از تظاهرات عظیم تاسوعا و عاشوراى 1357 که به دنبال آن مجسمه هاى پهلوى توسط مردم پایین کشیده شد و چماق به دستان با حمایتهاى همه جانبه رژیم به مردم اصفهان حمله کردند، طى اولتیماتومى به مسئولان، آنان را از ادامه کار بر حذر و اعلام نمود! چنانچه این تظاهرات متوقف نشود، اعلام جهاد خواهد نمود. به دنبال این تصمیم، مسئولان به وحشت افتادند و تظاهرات وحشیانه چماق به دستان متوقف گردید.
    ایشان و علماء "اصفهان" در هفته اول ماه بهمن سال 1357 ه.ش، ستادی را جهت استقبال از امام خمینی(ره) تشکیل دادند و کاروان‌های مردمی متعددی را برای این منظور به "تهران" فرستادند. در پی ممانعت رژیم شاه از بازگشت امام خمینی(ره) به "ایران" در روز 6 بهمن، همزمان با تحصن روحانیت شهر "تهران" در مسجد دانشگاه تهران، آیت الله خادمی نیز در رأس بیش از یک صد تن از روحانیون شهر اصفهان، به عنوان اعتراض در مسجد سید متحصن گردید.
    با بازگشت امام خمینی به ایران در روز 12 بهمن و با به اوج رسیدن ابعاد نهضت اسلامی، روز 19 بهمن مردم اصفهان راهپیمایی بزرگی را از میدان نقش جهان تا مسجد مصلا برگزار کردند. در پایان این راهپیمایی ایشان برای مردم سخنرانی نمود و در عصر‌‌ همان روز با عقب ‌نشینی نیروهای حکومت نظامی به داخل پادگان‌ ها، شهر اصفهان به طور کامل در دست انقلابیون افتاد.


    گزارش روزنامه فرانسوی از جایگاه آیت الله خادمی در بحبوحه انقلاب
    خبرنگار روزنامه فرانسوی "لوموند" جایگاه آن روزهای آیت الله خادمی را چنین گزارش کرد: «حکمران واقعی شهر، آیت‌الله خادمی است. یک حیکم نود ساله، که بدون کوچک‌ترین مخالفت یا درگیری، حاکمیتش را اجرا می‌کند. آیت‌الله خادمی فرماندهی خود را از محل اقامتش در انتهای یک کوچه بن ‌بست در شرق اصفهان صادر می ‌کند. این خانه ارزان قیمت، اکنون به ستاد مرکزی انقلاب تبدیل شده است. آیت‌الله روی زمین در گوشه اتاق نشسته و به یک متکا تکیه داده است. لباس اویک عبای بلند قهوه‌ای رنگ است و به تمام دیدار کنندگانش از پشت عینک لبخند می ‌زند... یکی از رهبران جبهه ملی آهسته به من گفت: آیت‌الله یک سیاست‌مدار پیر کارکشته است. در طول سی سال گذشته قدرت او همچنان افزایش یافته و امروز رهبر واقعی است».

     

  • +فعالیتهای سیاسی بعد از انقلاب

    در اولین روزهای پس از پیروزی انقلاب، امام خمینی(ره) هنوز در مدرسه "رفاه" مستقر بود که آیت الله خادمی همراه دیگر بزرگان اصفهان به دیدار ایشان رفت، از این پس دیگر رابطه آیت الله خادمی و امام راحل نزدیک ‌تر و پیوسته برقرار بود.
    پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، فعالیت‌های سیاسی آیت الله خادمی در دو سطح و در دو راستای کلی معطوف شد:
    -تلاش در سطح ملی جهت تحکیم و تثبیت هرچه سریع‌تر پایه‌های نظام تازه تأسیس جمهوری اسلامی
    -تلاش در سطح محلی جهت حل مشکلات مردم شهر اصفهان. امام خمینی(ره) در این مقطع نیز مثل گذشته، اغلب مسائل شهر اصفهان را به آیت الله خادمی ارجاع می ‌داد.
    وى که در انتخابات خبرگان اول (قانون اساسى) و دوم از طرف مردم استان اصفهان به نمایندگى برگزیده شد و على رغم دلیرى و ضعف و بیمارى در جلسات آن شرکت نمود و اولین جلسه مجلس خبرگان اول با ریاست سنّى آن بزرگوار رسمیت یافت.
    آیت الله خادمی هم چنین در جریان دفاع مقدس، به علت کهولت سن و بیماری، امکان حضور در جبهه‌های نبرد کنار رزمندگان را نداشت. با این وجود، وی در پشت جبهه و از قلب اصفهان، در تشویق جوانان به حضور فعال در جبهه‌ها، در تشویق مردم به حمایت مادی و معنوی از رزمندگان و در تقویت روحیهٔ مردم و رزمندگان، نقش فعالی داشت.

     

  • +فعالیتهای اجتماعی

    یکی از خصوصیات مهم آیت الله خادمی، احساس مسئولیت قوی ایشان در برابر مشکلات اجتماعی و زندگی روزمره مردم بود، وی تنها مرد سیاست نبود و پیش و بلکه بیش از آن، مرد اجتماع، دارای عواطف انسانی و دارای حس نوع‌ دوستی قوی بود.
    بسیج کمک‌های مردمی به منظور دستگیری از محرومان جامعه، یکی از دل ‌مشغولی‌های مهم وی در طول زندگی بود. انجمن‌ها و بیمارستان‌های خیریه فعال و متعددی طی سالیان طولانی توسط او در اصفهان تأسیس شد.
    بیمارستان خیریه امام حسن عسکری(ع) معروف به "عسگریه"، انجمن خیریه مددکاری امام زمان(ع) برای ایتام، همچنین انجمن خیریه "صادقیه" ویژه سرپرستی معلولین و از کارافتادگان، از این جمله هستند.
    رسیدگی به خانواده‌های زندانیان و تبعیدیان دوران مبارزه علیه رژیم پهلوی، یکی دیگر از دغدغه ‌های مهم زندگی وی بود. چنان ‌که پیش ‌تر اشاره شد، وقتی مردم مبارز اصفهان علیه رژیم پهلوی در اعتصاب بودند و بازار و مغازه‌ها تعطیل بود، پیوسته در فکر جمع‌آوری کمک‌های مردمی و ارسال آن برای لایه‌های آسیب ‌پذیر اعتصاب ‌کنندگان بود.
    در جریان جنگ‌های ویرانگر داخلی لبنان طی سال‌های 1355-1354 ه.ش که جمع بی ‌شماری از ساکنان در شهر بیروت کشته، مجروح و بی‌ خانمان شدند، آیت الله خادمی یکی از معدود مقامات روحانی ارشد کشور بود که از طریق "امام موسی صدر"، با ارسال پی در پی وجوهات شرعیه و کمک‌های مؤثر مردمی، از شیعیان جنگ ‌زده آن سامان فریادرسی و حمایت کرد.
    همچنین در سال 1357 ه.ش وقتی زلزله ویرانگر "طبس" اتفاق افتاد، یکی از روحانیون بلند مرتبه کشور بود که به جمع‌آوری و ارسال خیل کمک‌های مردمی برای زلزله ‌زدگان مبادرت نمود.

     

  • +خدمات فرهنگی

    یکی از خصوصیات مهم آیت الله خادمی، حضور فعال وی در عرصه فرهنگی جامعه، اهتمام وی به فرهنگ عمومی و تلاش پیوسته برای اصلاح و ارتقاء آن بود.

    تأسیس مؤسسه احمدیه
    از نمونه اقدامات آیت الله خادمی در این عرصه، برپایی مؤسسه فرهنگی آموزشی "احمدیه" در سال 1344 ه.ش، بود که یک باب دبستان، یک باب دبیرستان و مجموعه ‌ای فرهنگی دینی را شامل می‌شد. برخی محققین این ابتکار آیت الله خادمی را متأثر از اقدامات فرهنگی مرحوم حجت ‌الاسلام "شیخ عباسعلی اسلامی" در "تهران" و برخی شهرهای دیگر کشور دانستند. حتی اگر هم این سخن صحیح باشد، به نظر می ‌رسد که افکار اصلاحی "امام موسی صدر" و تجربه موفق فرهنگی نامبرده در جنوب "لبنان" نیز که طی سفر پاییز سال 1344 ه.ش، به "اصفهان"، برای حاج ‌آقا حسین و علما "اصفهان" بازگو شد، بی ‌تأثیر نبود. احتمال تأثیرپذیری اخیر وقتی بیشتر می ‌شود که توجه گردد، اساس ‌نامه مؤسسه "احمدیه"، توسط "امام صدر" بود که نگاشته شد.

    برپایی جلسات تدریس اصول عقائد برای عموم مردم
    از دیگر اقدامات فرهنگی مهم حاج‌آقا حسین، جلسات تدریس اصول عقائد برای عموم مردم، خصوصاً برای جوانان وعلی ‌الخصوص برای دانشجویان، در مؤسسه "احمدیه" بود.

    احیا و بازسازی مساجد قدیمی
    بازسازى مساجد اصفهان و مدرسه علمیه عرب ها که پس از رحلتش به نام مدرسه "آیت الله خادمى" نامگذارى شد و تأسیس چند مسجد از دیگر خدمات ارزنده آن بزرگوار بود. از طرفی مساجد "حاج ‌رسولی ‌ها" و "دارالشفا" از دیگر مکان‌هایی بودند که حاج‌ آقا خادمی، تلاش می ‌کرد با منبر رفتن در آنجا، جوانان را جذب و معارف دینی را برای آن‌ها باز گوید.

    دعوت از شخصیت‌های برجسته دینی و فرهنگی در مساجد
    از دیگر اقدامات فرهنگی آیت الله خادمی، برای ارتقای سطح فرهنگی جامعه و مردم، دعوت از شخصیت‌های برجسته دینی و فرهنگی کشور جهت ارائه سخنرانی در "اصفهان" بود. "علامه شیخ عبدالحسین امینی" از جمله شخصیت‌هایی بود که در این راستا به "اصفهان" دعوت شد و در مساجد "جامع"، "سید" و "نو" منبر رفت و با استقبال گرم مردم مواجه شد. "علامه امینی" که بر آیت الله خادمی، وارد شده بود، همچنین روزهای متوالی با علما، فضلا و طلاب در آن منزل جلسات متعدد داشت و اثری عمیق بر جامعه روحانیت "اصفهان" بر جای گذاشت.
    آیت‌الله علامه "سید محمدحسین طباطبایی" نیز از بزرگانی بود که توسط حاج ‌آقا حسین خادمی، به "اصفهان" دعوت شد تا به روشنگری بپردازد. در خود "اصفهان" نیز آیت الله خادمی، اندیشمندان دردمند و متعهد را تشویق و حمایت کرد تا با تلاش‌های فرهنگی خود به روشنگری جوانان بپردازند.

    برپایی جلسات تفسیر
    از جمله اقدامات اندیشمندان اصفهانی که با پشتیبانی مستقیم آیت الله خادمی، انجام گرفت، جلسات تفسیر قرآن استاد "علی ‌اکبر پرورش" طی سال‌ های 1348 و 1349 ه.ش، در مسجد "حاج ‌رسولی‌ها" بود. اقدامی دیگر از این نوع، انتشار کتاب "دومین رمضانگ بود که توسط برادران اژه‌ای نگارش شد.

    تشکیل انجمن های اسلامی
    از دیگر اقدامات فرهنگی حاج‌آقا حسین، تشویق جوانان و خصوصاً دانش‌آموزان و دانشجویان، به تشکیل انواع جمعیت‌ها و انجمن‌های اسلامی و اقدام به حمایت مادی و معنوی از آن‌ها بود.

     

  • +سیره عملی و اخلاقی

    سیره عملى آیت الله خادمى از عوامل مهم نفوذ اجتماعى وى در بین عامّه مردم بود. او که عارفى زاهد بود، در برابر عام و خاص متواضع و فروتن بود، کمتر کسى است که به ملاقات آن مرحوم رفته باشد و در خصوص زندگى بسیار ساده و زاهدانه اش سخن نگفته باشد. تا اوایل انقلاب، با وجود ابتلا به پا درد و کهولت سن، از داشتن اتومبیل بى بهره بود تا این که یکى از دوستانش اتومبیلى به ایشان اهدا کرد.
    آیت الله خادمى مانند بسیارى از اولیاى خدا، به تهجد و شب زنده دارى مى پرداخت. از دیگر خصال پسندیده اى که در ذهن و اندیشه تاریخ به یادگار مانده است، مى توان به شکیبایى، حلم، توکل، ایمان قلبى، دور اندیشى، وارستگى از وابستگى هاى مادى و دنیایى و گشاده رویى او اشاره کرد و در یک کلمه، مى توان گفت که گویى حضرت آیت الله خادمى هر روز گفتار و کردار و پندار خویش را بر خطبه همام امیرالمؤمنین(علیه السلام)عرضه مى داشت.
    تواضع و فروتنى او زبانزد خاص و عام بود. او از کسانى که به هر دلیل به ملاقات ایشان مى رفتند، به گرمى استقبال مى کرد و با مزاح هاى شیرین و ملیح و رفتار صمیمانه، آنان را مسرور و فضا را براى بیان مطالب گوناگون و پاسخ به سؤالات آنان فراهم مى کرد.

    جدیت در امور علمی
    علم‌ دوستی و جدیت آیت الله خادمی در امور علمی، یکی از خصوصیات شخصیتی مهم ایشان بود که راجع به آن نکات آموزنده فراوانی نقل شد. ایشان، چه در مقام تحصیل و چه در مقام تدریس و تحقیق، برای علم، مطالعه و تفکر، اهمیت فراوانی قائل بود.
    وی معتقد بود که در شب‌ های درسی نباید جایی رفت و تا آخر شب باید از وقت استفاده و مطالعه کرد، بار‌ها از وی نقل گردید که «طلبه تا به درس مشغول نشده، تحصیل علم برایش واجب کفایی است. ولی پس از شروع بدان، واجب عینی می‌شود».
    همچنین این توصیه‌ اش به جویندگان علم معروف است که «طلبه باید بیش از آنچه از استاد و کتاب فرا می‌گیرد، به تفکر پیرامون مسائل فرا گرفته و زیر و رو کردن آن‌ها بپردازد. زیرا اجتهاد تنها با خواندن حاصل نمی‌شود، بلکه تقویت بنیه فکری نیز لازم دارد».
    در مورد شدت تمرکزش به هنگام مطالعه و تحقیق از خود او نقل شده است که طی دوران تحصیل در نجف، «شبی خواستم برای شام آبگوشت درست کنم. گوشت و دیگر لوازم را در قابلمه قرار داده و روی چراغ گذاشتم. سپس شروع به مطالعه کردم و چنان غرق تفکر و مطالعه شدم که فکر غذا و گرسنگی را بکلی فراموش کردم. وقتی به خود آمدم که بوی سوختگی غذا فضای حجره را پر کرده و صدای تق‌تق نخود‌ها و استخوان‌ها به گوشم رسید».

     

  • +آثار و تألیفات

    آیت الله حسین خادمی، آثار مکتوب ارزشمندی از خود به یادگار گذاشت که فهرست آن‌ها از این قرار است:
    -دو جلد تقریرات درس خارج فقه مرحوم آیت‌الله میرزای نائینی شامل مباحث "الصلاه" و "الصوم"
    -دو جلد تقریرات درس خارج اصول آیت ‌الله "میرزای نائیتی" شامل مباحث الفاظ تا آخر معنای حرفی و خاتمه برائت تا آخر تعادل و ترجیح
    -حواشی بر برخی کتاب‌های اصول
    -حواشی بر بخش‌های طهارت و صلاه از کتاب "مصباح‌ الفقیه" آیت‌الله "حاج ‌آقا رضا همدانی"
    -رساله ‌ای در عدم ارث زوجه از غیر منقول
    -رساله ‌ای در لباس مشکوک (تا قواطع صلاه)
    -دست ‌نوشته ‌ای در مباحث کلام (شامل شرح خطبه اول نهج ‌البلاغه و مباحثی در توحید)
    -دست ‌نوشته ‌ای در مباحث منطق (بررسی موضوع قیاس)
    -دست ‌نوشته ‌ای در مباحث فقه و اصول (شامل موضوعات شبهه محصوره، تعادل و تراجیح، مبطلات نماز، قاعده ید و مسائل روزه)
    -تصحیح کتاب رسائل "شیخ انصاری" (با همکاری آیت ‌الله شیخ مرتضی اردکانی)
    -رهبر سعادت (دو مجلد) در علم کلام راجع به اثبات وجود خداوند، پیامبری حضرت رسول(ص)، مباحثی از امامت، زندگانی و خصوصیات حضرت پیامبر و ویژگی‌های قرآن کریم
    آیت ‌الله "شیخ احمد فیاض" در مورد اهمیت کتاب رهبر سعادت گفته است: «برای شناخت آیت ‌الله حاجی ‌آقا حسین خادمی لازم است علماء اعلام و حجج اسلام به کتاب "رهبر سعادت" در اثبات نبوت مراجعه نمایند و عمق علمی ایشان را دریابند. انصافاً کتابی در جامعیت مطالب علمی و دینی با اختصار مانند آن کتاب نیست».


    کتابخانه شخصی آیت الله خادمی
    آیت الله حاج ‌آقا حسین خادمی، در منزل خود کتابخانه نفیسی، دارای تعداد زیادی کتاب خطی ممتاز داشت، که بسیاری از آن‌ها با دست ‌خط خود نویسندگان آن‌ ها نگاشته شده بود.
    اهمیت این کتابخانه چنان بود که محققان بزرگی چون آیت‌الله العظمی "سید موسی شبیری زنجانی" از شهرهای خود به منزل ایشان در "اصفهان" رفتند تا متنی را با یک کتاب خطی که نسخه خیلی ممتازی بود، مقابله کنند. فهرست این کتاب‌های خطی که تعداد 309 عنوان را شامل است، به همت فرزند ایشان حجت‌الاسلام "سید محمدعلی خادمی" تهیه و در سال 1393 ه.ش، توسط مؤسسه کتاب ‌شناسی شیعه در "قم" تکمیل و منتشر گردید.

     

  • +وفات

    آیت الله حاج‌ آقا حسین خادمی، سرانجام در صبح روز دوشنبه مورخ 20 اسفند سال 1363 ه.ش، مطابق با 18 جمادی ‌الثانی سال 1405 ه.ق، در شهر "اصفهان" درگذشت.
    پیکر وی پس از برپایی مراسم بسیار باشکوه تشییع در شهر "اصفهان"، روز سه‌ شنبه در شهر "مشهد" مجدداً از محل مسجد "ملاهاشم" تا حرم مطهر حضرت امام رضا(ع) تشییع و نهایتاً در محل "دارالسلام" به خاک سپرده شد.
     



ویرایش این مطلب، یا ارسال نظر